پدیدآورگروه علمی
گروه قرآن و حدیث و دعا
تاریخ 1442/08/01
توضیحات
مناجات شعبانیه
هوالسمیع المجیب
متن کامل مناجات شعبانیه
به همراه ترجمه فارسی و فایل صوتی
بِسمِ اللَـهِ الرَّحمَنِ الرَّحِيمِ
اللهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
بارالٰها، بر محمد و آل محمد درود فرست
وَاسْمَعْ دُعائِي إِذا دَعَوْتُكَ وَاسْمَعْ نِدَائِي إِذا نادَيْتُكَ
و دعای مرا بشنو چون تو را بخوانم و ندای مرا بشنو آنگاه که تو را صدا زنم
وَأَقْبِلْ عَلَيَّ إِذا ناجَيْتُكَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَيْكَ
و به من توجه فرما آنگاه که با تو نجوا کنم چرا که من بهسوی تو گریختهام
وَوَقَفْتُ بَيْنَ يَدَيْكَ مُسْتَكِيناً لَكَ مُتَضَرِّعاً إِلَيْكَ
و در پیشگاه تو ایستادهام درحالیکه به درگاهت ذلیلانه زاری و تضرّع میکنم
راجِياً لِمَا لَدَيْكَ ثَوَابِي وَتَعْلَمُ ما فِي نَفْسِي
و در حالیکه به پاداش خیری که نزد توست امید دارم و از دلم آگاهی
وَتَخْبُرُ حاجَتِي وَتَعْرِفُ ضَمِيرِي وَلا يَخْفَى عَلَيْكَ أَمْرُ مُنْقَلَبِي وَمَثْوايَ
و از حاجتم باخبری و نهانم را میدانی و امر بازگشت به آخرت و منزلگاه ابدیام بر تو پوشیده نیست
وَما أُرِيدُ أَنْ أُبْدِىءَ بِهِ مِنْ مَنْطِقِي وَأَتَفَوَّهَ بِهِ مِنْ طَلِبَتِي
و آنچه را میخواهم به زبان آرم از تو مخفی نیست و آنچه را میخواهم از خواهش خویش بازگو کنم، از تو پنهان نیست
وَأَرْجُوَهُ لِعاقِبَتِي وَقَدْ جَرَتْ مَقادِيرُكَ عَلَيَّ يا سَيِّدِي فِيما يَكُونُ مِنِّي إِلَى آخِرِ عُمْرِي
و آنچه را برای حسن عاقبتم به تو امید بستهام، بر تو پوشیده نیست؛ چراکه ــ ای سرور من ــ حکم تقدیر از سوی تو، دربارۀ آنچه از من تا آخر عمرم سر میزند، بر من جاری شده است
مِنْ سَرِيرَتِي وَعَلانِيَتِي وَبِيَدِكَ لا بِيَدِ غَيْرِكَ زِيادَتِي وَنَقْصِي وَنَفْعِي وَضَرِّي
در هر آنچه در نهان و آشکار از من سرمیزند و همۀ فزونی و کاستی، و سود و زیانِ من، تنها بهدست توست، نه غیرِ تو
إِلهِي إِنْ حَرَمْتَنِي فَمَنْ ذا الَّذِي يَرْزُقُنِي؟
معبود من، اگر مرا محروم کنی، پس چه کسی مرا روزی دهد؟
وَ إِنْ خَذَلْتَنِي فَمَنْ ذا الَّذِي يَنْصُرُنِي
و اگر مرا واگذاری و یاریام نکنی، پس چه کسی یاریام دهد؟
إِلهِي أَعُوذُ بِكَ مِنْ غَضَبِكَ وَحُلُولِ سَخَطِكَ
الٰهی، از غضبَت و فرود آمدن خشمَت، به تو پناه میبرم
إِلهِي إِنْ كُنْتُ غَيْرَ مُسْتَأْهِلٍ لِرَحْمَتِكَ فَأَنْتَ أَهْلٌ أَنْ تَجُودَ عَلَيَّ بِفَضْلِ سَعَتِكَ
خدایا! اگر من لایق رحمت تو نیستم، اما تو سزاواری که بر من، با فراوانیِ فَضلَت بخشش کنی
إِلهِي كَأَنِّي بِنَفْسِي واقِفَةٌ بَيْنَ يَدَيْكَ وَقَدْ أَظَلَّها حُسْنُ تَوَكُّلِي عَلَيْكَ
معبود من! گویا خود را میبینم که اکنون در پیشگاهت ایستادهام، در حالی که حُسن اعتمادم به تو، بر وجودم سایۀ لطف انداخته
فَقُلْتَ ما أَنْتَ أَهْلُهُ وَتَغَمَّدْتَنِي بِعَفْوِكَ
پس تو آنچه را شایستۀ آنی با من بهجا آوردی و مرا با عفو خویش در بر گرفتی
إِلهِي إِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ أَوْلَى مِنْكَ بِذلِكَ؟
معبودم، اگر عفو کنی، کیست که از تو سزاوارتر به عفو باشد؟!
وَ إِنْ كَانَ قَدْ دَنا أَجَلِي وَلَمْ يُدْنِنِي مِنْكَ عَمَلِي
و اگر اجل من نزدیک شده و عملم مرا به تو نزدیک نکرده باشد
فَقَدْ جَعَلْتُ الإِقْرارَ بِالذَّنْبِ إِلَيْكَ وَسِيلَتِي
پس همانا اعترافم به گناه را وسیلۀ خویش بهسوی بارگاهت قرار دادم
إِلهِي قَدْ جُرْتُ عَلَى نَفْسِي فِي النَّظَرِ لَها فَلَها الْوَيْلُ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَها
خدای من، من در توجه به نفس خویش بر خود ستم نمودهام، پس وای بر من اگر مرا نیامرزی!
إِلهِي لَمْ يَزَلْ بِرُّكَ عَلَيَّ أَيَّامَ حَياتِي فَلاَ تَقْطَعْ بِرَّكَ عَنِّي فِي مَماتِي
الٰهی، همچنانکه نیکیات بر من در تمام مدت زندگی پیوسته بود، پس از مرگ نیز نیکی خویش را از من قطع مکن
إِلهِي كَيْفَ آيَسُ مِنْ حُسْنِ نَظَرِكَ لِي بَعْدَ مَماتِي وَأَنْتَ لَمْ تُوَلِّنِي إِلاَّ الْجَمِيلَ فِي حَياتِي
پروردگارا، چگونه از حسن توجّهت پس از مرگم ناامید شوم؟ حال آنکه در تمام عمر جز بهخوبی با من رفتار ننمودی!
إِلهِي تَوَلَّ مِنْ أَمْرِي ما أَنْتَ أَهْلُهُ وَعُدْ عَلَيَّ بِفَضْلِكَ عَلَى مُذْنِبٍ قَدْ غَمَرَهُ جَهْلُهُ
خداوندا، امر مرا برعهده گیر چنانکه شایستۀ توست و با فضل و کرم خویش بر من ترحّم نما، بر گنهکاری که در جهلِ خود فرو رفته است
إِلهِي قَدْ سَتَرْتَ عَلَيَّ ذُنُوباً فِي الدُّنْيا وَأَنَا أَحْوَجُ إِلَى سَتْرِها عَلَيَّ مِنْكَ فِي الأُخْرَى
پروردگار من، در این دنیا گناهانی را از من پوشانیدی، و حال آنکه به پوشاندن آنها از سوی تو در آخرت محتاجترم
إِذْ لَمْ تُظْهِرْها لأَحَدٍ مِنْ عِبادِكَ الصَّالِحِينَ
الهی، به من لطف و احسان نمودی که گناهانم را برای هیچیک از بندگان صالحت آشکار ننمودی
فَلا تَفْضَحْنِي يَوْمَ الْقِيامَةِ عَلَى رُؤُوسِ الأَشْهادِ
پس در روز قیامت نیز در حضور همگان مرا رسوا مفرما
إِلهِي جُودُكَ بَسَطَ أَمَلِي وَعَفْوُكَ أَفْضَلُ مِنْ عَمَلِي
خدایا، جود و بخشش تو امید مرا زیاد نموده، و عفو تو از عمل من برتر و والاتر است
إِلهِي فَسُرَّنِي بِلِقائِكَ يَوْمَ تَقْضِي فِيهِ بَيْنَ عِبادِكَ
پس خدای من، در آن روز که بین بندگانت داوری میکنی، مرا با لقای خود شاد گردان
إِلهِي اعْتِذارِي إِلَيْكَ اعْتِذارُ مَنْ لَمْ يَسْتَغْنِ عَنْ قَبُولِ عُذْرِهِ
معبودا، عذرخواهی من از تو، عذرخواهیِ کسی است که به قبول عذرش سخت نیازمند است
فَاقْبَلْ عُذْرِي يا أَكْرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ إِلَيْهِ الْمُسِيئُونَ
پس عذرم را بپذیر! ای کریمترین کسی که بدکاران از او پوزش طلبیدهاند!
إِلهِي لا تَرُدَّ حاجَتِي وَلا تُخَيِّبْ طَمَعِي وَلا تَقْطَعْ مِنْكَ رَجائِي وَأَمَلِي
بارالها، حاجتم را رد مکن و چشم طمع مرا نومید مساز، و امید و آرزویم را از خود قطع مفرما
إِلهِي لَوْ أَرَدْتَ هَوانِي لَمْ تَهْدِني وَلَوْ أَرَدْتَ فَضِيحَتِي لَمْ تُعافِني
معبود من، اگر خواری مرا میخواستی، هدایتم نمیکردی؛ و اگر رسواییام را میخواستی به من عافیت نمیبخشیدی
إِلهِي ما أَظُنُّكَ تَرُدُّنِي فِي حاجَةٍ قَدْ أَفْنَيْتُ عُمْرِي فِي طَلَبِها مِنْكَ
خدایا، این گمان را به تو ندارم که مرا در حاجتی که عمرم را در پیِ آن سپری کردم، ناامید کنی!
إِلهِي فَلَكَ الْحَمْدُ أَبَداً دائِماً سَرْمَداً
پس خدای من، ستایش و سپاس مخصوص توست، ستایشی ابدی و همیشگی، و دائمی و سرمدی
يَزِيدُ وَلا يَبِيدُ كَما تُحِبُّ وَتَرْضَىْ
ستایشی که فزونی یابد و فنا نپذیرد، آنگونه که دوست داری و میپسندی
إِلهِي إِنْ أَخَذْتَنِي بِجُرْمِي أَخَذْتُكَ بِعَفْوِكَ وَإِنْ أَخَذْتَنِي بِذُنُوبِي أَخَذْتُكَ بِمَغْفِرَتِكَ
بارالها، اگر بنا بر جرمم با من تعامل کنی، من با عفوَت به تو روی آورم، و اگر بر گناهم مرا مؤاخذه کنی، من به آمرزشَت بنگرم
وَإِنْ أَدْخَلْتَنِي النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَها أَنِّي أُحِبُّكَ
و اگر مرا به دوزخ اندازی، به اهل جهنم اعلام خواهم کرد که من تو را دوست دارم!
إِلهِي إِنْ كانَ صَغُرَ فِي جَنْبِ طاعَتِكَ عَمَلِي فَقَدْ كَبُرَ فِي جَنْبِ رَجائِكَ أَمَلِي
خداوندا، اگر برای طاعت تو، عملم اندک است، امّا در کنار امید به تو، آرزویم بزرگ است
إِلهِي كَيْفَ أَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدِكَ بِالْخَيْبَةِ مَحْرُوماً وَقَدْ كانَ حُسْنُ ظَنِّي بِجُودِكَ أَنْ تَقْلِبَنِي بِالنَّجاةِ مَرْحُوماً؟
الهی، چگونه از درگاه لطفِ تو نومید و محروم بازگردم؟ و حال آنکه به جود و بخشش تو خوشگمانم که مرا نجاتیافته و بخشوده از درگاهِ لطفت بازگردانی
إِلهِي وَقَدْ أَفْنَيْتُ عُمْرِي فِي شِرَّةِ السَّهْوِ عَنْكَ وَأَبْلَيْتُ شَبابِي فِي سَكْرَةِ التَّباعُدِ مِنْكَ
خدای من، من عمرم را در غرور غفلت از تو، نابود کردم؛ و جوانیام را در مستیِ دوریگزیدن از تو فرسوده ساختم
إِلهِي فَلَمْ أَسْتَيْقِظْ أَيَّامَ اغْتِرارِي بِكَ وَرُكُونِي إِلَى سَبِيلِ سَخَطِكَ
خداوندا، من هنوز هم در روزگارِ خوابِ غفلت از تو، و میل به مسیر مورد غضَبَت بهسرمیبرم و بیدار نشدهام
إِلهِي وَأَنَا عَبْدُكَ وَابْنُ عَبْدِكَ قائِمٌ بَيْنَ يَدَيْكَ مُتَوَسِّلٌ بِكَرَمِكَ إِلَيْكَ
پروردگارا، من بندۀ تو و فرزند بندۀ توام، در پیشگاه تو ایستادهام؛ و لطف و کَرَم تو را وسیلۀ خود به درگاهت قراردادهام
إِلهِي أَنَا عَبْدٌ أَتَنَصَّلُ إِلَيْكَ مِمَّا كُنْتُ أُواجِهُكَ بِهِ مِنْ قِلَّةِ اسْتِحْيائِي مِنْ نَظَرِكَ
معبودا، من بندهای هستم که به عذرخواهی به درگاهت آمدهام؛ عذرخواهی از گناهان زشتی که بهواسطۀ بیحیایی در حضورت مرتکب شدهام
وَأَطْلُبُ الْعَفْوَ مِنْكَ إِذِ الْعَفْوُ نَعْتٌ لِكَرَمِكَ
و از تو عفو و بخشش میطلبم؛ زیرا بخشش، توصیفکنندۀ کَرَمِ توست!
إِلهِي لَمْ يَكُنْ لِي حَوْلٌ فَأَنْتَقِلُ بِهِ عَنْ مَعْصِيَتِكَ إِلاَّ فِي وَقْتٍ أَيْقَظْتَنِي لِمَحَبَّتِكَ
الهی، توانی ندارم که از معصیتت بیرون روم، مگر آن زمان که برای ادراکِ محبّتت، بیدارم کنی
وَكَما أَرَدْتَ أَنْ أَكُونَ كُنْتُ فَشَكَرْتُكَ بِإِدْخالِي فِي كَرَمِكَ وَلِتَطْهِيرِ قَلْبِي مِنْ أَوْساخِ الْغَفْلَةِ عَنْكَ
و چنان شوم که تو خواهی تا تو را سپاس گویم که مرا در آستان کَرَم خویش وارد ساختی؛ و تا شکر گویم، که قلبم را از پلیدیهای غفلت از خودت، پاک گردانیدی
إِلهِي انْظُرْ إِلَيَّ نَظَرَ مَنْ نادَيْتَهُ فَأَجابَكَ وَاسْتَعْمَلْتَهُ بِمَعُونَتِكَ فَأَطاعَكَ
خداوندا، مرا مانند بندهای بنگر که چون او را خواندی اجابتت نمود؛ و چون از او بههمراهِ یاری خود، طاعت طلبیدی، اطاعتت ورزید
يا قَرِيباً لا يَبْعُدُ عَنِ الْمُغْتَرِّ بِهِ وَيا جَواداً لا يَبْخَلُ عَمَّنْ رَجا ثَوابَهُ
ای نزدیکی که از فریفتگانِ احسانش دور نیست! و ای سخاوتمندی که از امیدواران به ثوابش بخل نمیورزد!
إِلهِي هَبْ لِي قَلْباً يُدْنِيهِ مِنْكَ شَوْقُهُ وَلِسانَاً يُرْفَعُ إِلَيْكَ صِدْقُهُ
الهی، دلی به من عطا کن، که اشتیاقش او را به تو نزدیک نماید، و زبانی به من عنایت کن، که راستگوییاش بهسوی تو بالا رود
وَنَظَراً يُقَرِّبُهُ مِنْكَ حَقُّهُ
و نگاهی که حق بودنش، آن را به تو نزدیک سازد
إِلهِي إِنَّ مَنْ تَعَرَّفَ بِكَ غَيْرُ مَجْهُولٍ وَمَنْ لاذَ بِكَ غَيْرُ مَخْذُولٍ وَمَنْ أَقْبَلْتَ عَلَيْهِ غَيْرُ مَمْلُوکٍ
خدای من، هرکه به تو شناخته شود، مجهول و بینام نیست؛ و آنکه به تو پناه بَرَد، بییارویاور نیست؛ و هر که تو به او توجّه کنی، بندۀ دیگران نیست
إِلهِي إِنَّ مَنِ أنْتَهَجَ بِكَ لَمُسْتَنِيرٌ وَ إِنَّ مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ لَمُسْتَجِيرٌ وَقَدْ لُذْتُ بِكَ يا إِلهِي
پروردگارم، آنکه بهسببِ تو راه خویش را یافت، راهش روشن است و هر آن کس به تو پناه جُست، پناه یافت. و من به درگاه تو پناه جستهام، ای خدای من!
فَلا تُخَيِّبْ ظَنِّي مِنْ رَحْمَتِكَ وَلا تَحْجُبْنِي عَنْ رَأْفَتِكَ
پس خوشگمانیَام به رحمتت را ناامید مکن؛ و مرا از پرتوی رأفت و مهربانیِ خویش محروم منما
إِلهِي أَقِمْنِي فِي أَهْلِ وِلايَتِكَ مُقامَ مَنْ رَجَا الزِّيادَةَ مِنْ مَحَبَّتِكَ
پروردگارا، مرا در میان اولیای خود، در جایگاه کسانی قرار ده که به زیادیِ محبّتت امید دارند
إِلهِي وَأَلْهِمْنِي وَلَهاً بِذِكْرِكَ إِلَى ذِكْرِكَ وَهِمَّتِي فِي رَوْحِ نَجاحِ أَسْمائِكَ وَمَحَلِّ قُدْسِكَ
خدایا، و با ذکر خودت، شیفتگی و اشتیاق نسبت به یادت را به من الهام کن؛ و همّتم را به کامیابی از نسیم نامهای نیکوی خود، و جایگاه قُدس و پاکیات نائل ساز
إِلهِي بِكَ عَلَيْكَ إِلاَّ أَلْحَقْتَنِي بِمَحَلِّ أَهْلِ طاعَتِكَ وَالْمَثْوَى الصَّالِحِ مِنْ مَرْضاتِكَ
الهی، بهحقّ خودت، مرا به جایگاه اهل طاعتت برسان، و به منزلگاه شایستۀ رضایت خویش نائل گردان
فَإِنِّي لا أَقْدِرُ لِنَفْسِي دَفْعاً وَلا أَمْلِكُ لَها نَفْعاً
زیرا که من نه قدرت دارم شرّی را از خویش دور سازم و نه میتوانم نفعی را برای خود جلب نمایم
إِلهِي أَنَا عَبْدُكَ الضَّعِيفُ الْمُذْنِبُ وَمَمْلُوكُكَ الْمُنِيبُ
الٰهی، من بندۀ ضعیف و گنهکار توام و بندۀ تو هستم که به إنابه به پیشگاهت آمدهام
فَلا تَجْعَلْنِي مِمَّنْ صَرَفْتَ عَنْهُ وَجْهَكَ وَحَجَبَهُ سَهْوُهُ عَنْ عَفْوِكَ
پس مرا جزو کسانی که از آنان روی خود را برگرداندی قرار مده؛ و [مرا از کسانی قرار مده که] بهسبب غفلت، از عفو تو در حجاباند
إِلهِي هَبْ لِي كَمالَ الانْقِطاعِ إِلَيْكَ وَأَنِرْ أَبْصارَ قُلُوبِنا بِضِياءِ نَظَرِها إِلَيْكَ
بارخداوندا، نهايتِ رها شدن [از غیرِ تو و انصراف] بهسوی خودت را به من عطا کن و چشمان دلمان را به نورِ نظر به خودت نورانى فرما تا آنجا که چشمان دلهایمان، حجاب
حَتَّى تَخْرِقَ أَبْصارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَتَصِيرَ أَرْواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ
هاى نور را بشکافد، سپس به منبع عظمت تو واصل گردد، و ارواح ما در حریم بهاء و قدس تو به پرواز درآید
إِلهِي وَاجْعَلْنِي مِمَّنْ نادَيْتَهُ فَأَجابَكَ وَلاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِكَ
خداوندا، مرا از آنان قرار ده كه آنان را [به سوى خود] خواندى، پس تو را اجابت نمودند؛ و با گوشهچشمی به آنان نظر کردی، پس در مقابل جلالَت، مدهوش گشتند
فَناجَيْتَهُ سِرّاً وَعَمِلَ لَكَ جَهْراً
سپس با آنان در سویدای دلشان بهراز سخن گفتی، و آنان برای تو آشكارا عمل نمودند
إِلهِي لَمْ أُسَلّطْ عَلَى حُسْنِ ظَنّي قُنُوطَ الأَياسِ وَلا انْقَطَعَ رَجائِي مِنْ جَمِيلِ كَرَمِكَ
معبودا، من ناامیدی را بر حُسنِ ظنّم به تو، غلبه ندادهام؛ و امیدم از بخشش زیبایت قطع نشدهاست
إِلهِي إِنْ كانَتِ الْخَطايا قَدْ أَسْقَطَتْنِي لَدَيْكَ فَاصْفَحْ عَنِّي بِحُسْنِ تَوَكُّلِي عَلَيْكَ
خداوندا، اگر خطاهایم مرا از چشم تو انداخته است؛ پس بهخاطر حُسن اعتمادم به تو، مرا ببخش!
إِلهِي إِنْ حَطَّتْنِي الذُّنُوبُ مِنْ مَكارِمِ لُطْفِكَ فَقَدْ نَبَّهَنِي الْيَقِينُ إِلَى كَرَمِ عَطْفِكَ
خدای من، چنانچه گناهانْ مرا از شایستگیِ عنایتهای لُطفَت ساقط کرده، اما یقینم مرا بهسوی بزرگیِ عطوفتَت متوجّه نموده است
إِلهِي إِنْ أَنَامَتْنِي الْغَفْلَةُ عَنِ الاسْتِعْدادِ لِلِقائِكَ فَقَدْ نَبَّهَتْنِي الْمَعْرِفَةُ بِكَرَمِ أَلآئِكَ
پروردگار من، و اگر غفلتم مرا از آمادگیِ دیدار تو به خواب افکنده، اما آگاهی من از نعمتهای کریمانهات مرا بیدار نموده است
إِلهِي إِنْ دَعانِي إِلَى النَّارِ عَظِيمُ عِقابِكَ فَقَدْ دَعانِي إِلَى الْجَنَّةِ جَزِيلُ ثَوابِكَ
خداوندا، و چنانچه کیفرِ عظیم تو، مرا بهسوی آتش میخواند، اما پاداش فراوانت، مرا بهسوی بهشت فراخوانده است
إِلهِي فَلَكَ أَسْأَلُ وَ إِلَيْكَ أَبْتَهِلُ وَأَرْغَبُ
پس ای معبود من، من فقط از تو درخواست میکنم، و فقط به درگاه تو با ناله و زاری و شوق، تضرّع میورزم
وَأَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأَنْ تَجْعَلَنِي مِمَّنْ يُدِيمُ ذِكْرَكَ
و از تو میخواهم که بر محمد و آل محمد درود فرستی و مرا از آنان قرار دهی که همواره به یاد تو هستند
وَلا يَنْقُضُ عَهْدَكَ وَلا يَغْفُلُ عَنْ شُكْرِكَ وَلا يَسْتَخِفُّ بِأَمْرِكَ
و پیمان تو را نمیشکنند و از شکر تو غافل نمیشوند و امر تو را سبک نمیشمارند
إِلهِي وَأَلْحِقْنِي بِنُورِ عِزِّكَ الأَبْهَجِ فَأَكُونَ لَكَ عارِفاً وَعَنْ سِواكَ مُنْحَرِفاً وَمِنْكَ خائِفاً مُراقِباً
خداوندا، و مرا به نور عزّتت كه بهجت انگيزتر از هرچیز است ملحق فرما تا آنکه تو را بشناسم و از غیرِ تو رویگردان شوم، و پيوسته از تو در خوف و مراقبت باشم
يا ذا الْجَلالِ وَالإِكْرامِ
ای دارای جلال و بزرگی، و ای صاحب کرامت و لطف
وَصَلَّى اللهُ عَلَى مُحَمَّدٍ رَسُولِهِ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ وَسَلَّمَ تَسْلِيماً كَثِيراً.
و درود خدا بر فرستادهاش محمد و خاندان مطهّرش باد، و سلام بسیار و خاصِّ حق بر ایشان باد.