/ 3

معناي‌ عيد فطر و عيد قربان

1
  • معناي‌ عيد فطر و عيد قربان

  •  

معناي‌ عيد فطر و عيد قربان

2
  • در دين مقدس اسلام روز فطر و روز قربان، عيد است.اما در فطر به جهت‌ آنکه در يکماه تمام مردم دست از زياده‌ روى در شهوات برداشته، روزها روزه، و شب‌ها به قيام مشغول، و با بهره‌هائى بيش از ساير ايام همچون انفاق در راه خدا، و تلاوت بيشترى از کلام خدا، و چشم‌پوشى از محرمات و مکروهات، نفس اماره خود را تزکيه و تطهير نموده‌اند، حالت روحانيت و معنويت در ايشان بالا رفته است، و سبکى و تجرد و امکان عروج به عوالم قدس براى آنها امکان بيشترى پيدا کرده است، زيرا طعام و شهوت و غضب کليد جهنم و سلطه شيطان است.و در اين ماه که خداوند مائده آسمانى ميهمانان خود را جوع و گرسنگى قرار داده است معلوم مى‌شود که بهترين تحفه از جانب رب الارباب است.

  • اندرون از طعام خالى دار        ***      تا در او نور معرفت‌بينى

  • در اين موقع که موقع گرفتن نتيجه و مزد است، آن روز را بايد عيد گرفت، و از خداوند کريم و رحيم عيدى دريافت کرد.اما عيد گرفتن نه به معناى ساز و دهل زدن است، و نه به معناى شيرينى خوردن و رنگارنگ پوشيدن، و تفريح و تفرج بهيمانه کردن، بلکه به معناى يک درجه از تزکيه و تطهير بالاتر، و يک صيقل بهتر به نفس دادن تا آماده برکات و نزول موآئد آسمانى گردد.

  • شب عيد فطر دو غسل دارد: يکى در اول شب، و يکى در آخر شب، و آن شب احياء و زنده‌دارى است‌يعنى تا به صبح به عبادت و قيام و ذکر و ياد محبوب و معشوق ازلى و حبيب سرمدى مشغول بودن، و در روز عيد نيز غسل دارد.

  • و رفتن براى نماز عيد، و با تمام مردم در صحرا بجاى آوردن، و آنرا با کيفيتى خاص، در دو رکعت و با نه قنوت بجاى آوردن، و زبان به ذکر تهليلات گشودن که: اللَه اکبر، اللَه اکبر، لا اله الا اللَه و اللَه اکبر، اللَه اکبر، و لله الحمد و الحمد لله على ما هدانا و له الشکر على ما اولانا.

  • و اما در قربان، به جهت آنکه مردم به عشق لقآء و ديدار وجه اللَه، دست از خانه و لانه و وطن و کسب و کار و شهرت و جاه و جميع علائق شسته، و به سوى بيت اللَه الحرام من کل فج عميق روان شده، و طواف و سعى و وقوف در عرفات را که خارج از حرم است، بجاى آورده سپس داخل در حرم و مشعر آمده و شب را به اذن دخولى که از حضرت او دريافت کرده است، در مزدلفه آرميده، و سپس به منى آمده، و شيطان را هفت‌بار سنگ زده، و قربانى کرده، و سر تراشيده، و در اين مدت پاى و سر برهنه به دنبال حبيب در جستجو و در تکاپو بوده است.

  • اينک جاى آن دارد که موقع خروج از احرام است، به شکرانه قبولى اعمال و پذيرش اين اعمال سخت، و در عين حال شيرين و لذت‌بخش عيد بگيرد، و الحمد لله بگويد، و به مراسم عيد که آنهم باز ذکر خدا و تطهير بيشترى است، مهيا گردد، نماز عيد بخواند، و زبان به تقديس و تمجيد الهى بگشايد، و از جمال و جلال او بيان کند، و از محاسن و زيبائى‌هاى او اعلان وحدت و توحيد ذات و اسماء و صفات و افعال را در عالم منتشر کند و بگويد: اللَه اکبر اللَه اکبر لا اله الا اللَه و اللَه اکبر اللَه اکبر و لله الحمد اللَه اکبر على ما رزقنا من بهيمة الانعام، الحمد لله على ما ابلانا.

  • و نه تنها خود حجاج، بلکه جميع مسلمين در سراسر بقاع عالم بدين موهبت عظمائى که نصيب برادرانشان در آن مواقف کريمه شده است، عيد بگيرند، و به دنبال اعماليکه در ذوالقعدة و ده روز از ذوالحجه به جاى آورده‌اند، قربانى کنند، و نماز عيد بخوانند، و براى جماعت‌با امام، پاى برهنه به صحرا روند.

  • روز جمعه عيد است، چون روز اجتماع مردم به نماز جمعه و شنيدن خطبه‌ها و تطهير است.و بهمين جهت اسلام نام آنرا جمعه گذارد، يعنى روز اجتماع و بهم پيوستگى امت مسلمان، و در قبل از اسلام آن را يوم العروبة مى‌گفتند.اسلام نماز جمعه را واجب کرد، به وجوب عينى تعيينى در هر زمان تا روز قيامت و تارک آنرا لعنت فرستاد.و ليکن شرط صحت آن با جماعت و در تحت نظر و امامت امام عادل و يا منصوب از ناحيه اوست.در زمان حضور امام، خودش اقامه مى‌کند، و در زمان غيبت‌بر فقيه عادل جامع الشرائط که به ادله نيابت عامه، متکفل وظائف امام است واجب است اقامه کند.

  • نماز جمعه واجب است‌به وجوب مطلق، نه به وجوب مشروط، مانند حج نسبت‌به استطاعت، بلک

معناي‌ عيد فطر و عيد قربان

3
  • ه مانند نماز ظهر است نسبت‌به طهارت و غسل و وضوء.و بنابراين امام و حاکم شرع، شرط انعقاد و صحت و شرط واجب است نه شرط وجوب.فلهذا اگر امام در غيبت ‌بود و فقيه جامع الشرائط قدرت بر حکومت نداشت، و در تقيه بسر مى‌برد، بواسطه ترک نماز جمعه، همه مردم گنهکارند به جهت ترک نماز عينى تعيينى که حائز اهميت‌سرشارى است.

  • و بر همه آنها واجب است قيام کنند و تشکيل حکومت اسلامى دهند، تا آن امام غائب ظهور کند، و يا فقيه مقبوض اليد، مبسوط اليد گردد، و بتواند اجراء حدود کند، و منع از ثغور اسلام بنمايد، و از جمله وظائف حاکم، تشکيل نمازهاى جمعه در قلمرو حکومت اوست.

  • افرادى که در زمان حکومت جائره نماز جمعه نمى‌خوانند، معذب مى‌شوند که: چرا تشکيل حکومت اسلامى نداده‌ايد؟ ! که بتوانيد نماز جمعه بخوانيد، گر چه با نداشتن حاکمى چنين، نماز از آنها صحيح نيست و مردود است.

  • و بهمين جهت که روز جمعه، روز عيد و اجتماع است، و مردم پاک و پاکيزه مى‌شوند، و از خطاها و گناهان يکهفته گذشته بيرون مى‌آيند، دعاها در آن روز مستجاب، و شب جمعه نيز داراى اهميت و خصوصيتى براى تهيؤ و آمادگى وظائف روز مى‌شود، که از ساير شب‌ها ممتاز مى‌گردد.