حضرت علّامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّساللهسرّه

علّامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینى طهرانى (1345 - 1416 هـ. ق) عارف، فلیسوف، فقیه و تربیتیافتۀ مکتب عرفانی آخوند ملّا حسینقلی همدانی است. ایشان از برجستهترین شاگردان سلوکی علّامه طباطبایی بوده و نیز سالها از محضر آیتالحق حاج سید هاشم حدّاد کسب فیض نمودهاست. ایشان در طول حیات پُربرکت خود، به دستگیری از مستعدّانِ سیروسلوک و تألیف دورۀ علوم و معارف اسلام (در حدود 90 جلد) همّت گماشتهاست.
معرفی تفصیلی
ولادت و رحلت علّامه طهرانی
نسب و اجداد علّامه طهرانی
والد ایشان، آیتالله سیّد محمدصادق طهرانی از علمای برجستۀ طهران و از شاگردان بنام آیتالله میرزا محمّدتقی شیرازی و همبحث آیتالله سیّد عبدالهادی شیرازی رحمةاللهعلیهم بود.
جدّ ایشان نیز آیتالله سید ابراهیم طهرانی از شاگردان بنام آیتالله میرزا محمدحسن شیرازی بود؛ که با مراجعت از سامرّاء در محلۀ شاهآباد طهران سکنیٰ گزید.
جدّ اعلای ایشان، امامزاده سیّد محمّد ولی از نوادگان امام سجّاد علیهالسلام است؛ که مزار ایشان در درکۀ طهران میباشد.
همچنین نسب ایشان از طریق مادرِ پدر، به علّامه محمدتقی مجلسی، و از طریق مادر، به آیتالله ملّا مهدی نراقی منتهی میگردد.
ارتباط علّامه طهرانی با پدر
ایشان دربارۀ ارتباط خاصّ خود با پدرشان مینویسد:
مرحوم پدرم به من علاقۀ وافرى داشت و نزد همه تمجید و تحسین مىکرد. و مرا وصىّ خود قرار داد و کتابخانهاش را نیز در زمان حیاتش به من بخشید. این حقیر در سنّ بیستوپنجسالگى بودم که مدّت اقامت و دروس در حوزۀ علمیۀ قم را به پایان رسانیده و براى ادامۀ تحصیل، عازم تشرّف به نجف اشرف بودم که ایشان به رحمت جاودانى حق پیوستند و حقیر ناچار شدم براى تصفیۀ امور و ترتیب وصیت، موقّتاً در طهران درنگ کنم و بعد از بهبود و تنظیم امور و تنسیق آنها، بدان صَوب حرکت کنم. (نور ملکوت قرآن، ج 1، ص 80)

علامۀ طهرانی در سنّ دهسالگی (سمت چپ تصویر) و برادرشان سید محمدجعفر در سنّ چهارسالگی
در کنار پدر: آیتالله سید محمدصادق طهرانی (مطلع انوار، ج 1، ص 101)
ازدواج علّامه طهرانی
علّامه طهرانی با صبیۀ مرحوم حجتالاسلاموالمسلمین حاج سیّد عبدالحسین معین شیرازی ازدواج نمود و حاصل این ازدواج، پنج پسر و پنج دختر بود؛ که دو نفر از آنان با نامهای فاطمه و سید محمدجواد (مطلع انوار، جلد اول، ص 106) در همان کودکی از دنیا رفتند.

حجتالاسلاموالمسلمین حاج سید عبدالحسین معین شیرازی
ابوالزّوجۀ علّامه طهرانی رحمةاللهعلیهما (مطلع انوار، ج 1، ص 104)
نام سایر فرزندان پسر ایشان به ترتیب سن، چنین است:
1. آقا سید محمدصادق؛
3. آقا سید ابوالحسن؛
4. آقا سید علی. (مهر فروزان، ص 182)
تمامی پسران ایشان اهل علم و ملبّس به لباس رسول خدا صلّیاللهعلیهوآله شدهاند.

از راست به چپ: آیات عظام و حجج اسلام
آقا سید محمدمحسن، علّامه سید محمدحسین، آقا سیدمحمد صادق و آقا سید علی حسینی طهرانی
تحصیلات علّامه طهرانی
1. تحصیلات آکادمیک
علّامه طهرانی تحصیلات خود را با اخذ مدرک مهندسیِ فنّی، و بهعنوان دانشجوی ممتاز در هنرستان صنعتی طهران به پایان رساند.
ایشان دربارۀ آن دوران مینویسد:
معلّمین ما همه تحصیل کردۀ آلمان و چهوچه بودند... معلّم آلمانىِ ما آقاى علىاصغر صبا... یک آدمى بود بسیار ساعى و کوشا... حدّ اعلاى نمرهاش هفده بود! اصلًا در عمرش دیده نشده بود که به کسى نمرۀ هجده بدهد! یک روز... به من نمرۀ هجده داد و گفت: «حسینى! قسم به خدا! پانزده سال است نمرۀ هجده به کسى ندادهام!» (وظیفۀ فرد مسلمان در احیای حکومت اسلام، ص 15) و اینکه من در قسمتهاى فنّى هر ساله شاگرد اول بودم، بهجهت این نبود که در منزل درس بخوانم؛ بلکه همینقدر که از منزل مىخواستم به مدرسه بروم، یکى از کتُب دروس را در راه مطالعه مىکردم؛ و همیشه شاگرد اول مىشدم. من فقط رسمِ فنّى، حسابِ فنّى و ریاضیات را در منزل حل مىکردم، که آن هم نمىشد رسم را در بین راه کشید! (وظیفۀ فرد مسلمان در احیای حکومت اسلام، ص 16)
2. تحصیلات حوزوی
ورود علّامه طهرانی به حوزۀ علمیه
ایشان مینویسد:
من در آن ایّام، راههای متفاوتی برای آیندۀ خود در پیشرو داشتم و سرگردان و حیران از تشخیص رشد و تعالی خویش، روزها را سپری مینمودم؛ تا بالاخره یک شب پس از انابۀ زیاد و اِلتِجاء به درگاه قاضی الحاجات، هجده استخاره برای این منظور نمودم و تمامی آنها یکی پس از دیگری بد آمد و فقط و فقط اشتغال به علوم دینی و اکتساب معارف الهیّه و ورود در زمرۀ طلاّب و مشتغلین به علوم آل محمّد صلواتاللهعلیهم أجمعین منحصر و متعیّن گردید. (مهر فروزان، ص 28)
هجرت علّامه طهرانی به شهر مقدّس قم
دولت وقت، پیشنهاد اِعزام ایشان را بهعنوان دانشجوی ممتاز برای ادامۀ تحصیل به آلمان ارائه نمود؛ ولیکن با توجیه و ارشاد پدر بزرگوار و تأمّل در سرانجام خویش، به شهر مقدّس قم، آستان منوّر و پُربهاء حضرت فاطمۀ معصومه سلام اللَهعلیها هجرت نمود (مهر فروزان، ص 25) و بهعنوان اوّلین طلبه در مدرسۀ مرحوم آیتالله سیّد محمّد حجّت کوهکمرهای (حجّتیّه) سکنیٰ گزید. (مهر فروزان، ص 28)
تلاش علمی علّامه طهرانی در حوزۀ علمیۀ قم
ایشان دربارۀ تلاش علمی خود چنین نگاشتهاست:
ما که در حوزۀ مقدّسۀ علمیۀ قم مشغول کار شدیم، خیلى خوب کار مىکردیم. من در شبانهروز، علاوه بر اوقاتى که درس مىخواندم، ده ساعتِ تمام هم مطالعه مىکردم... و باز هم مىگفتم: خدایا! اى کاش به من یک وقت بیشترى مىدادى و شبانهروز را قدرى امتداد مىدادى تا ما آنطور که میل داریم بتوانیم به کارها و نوشتجات و دروسمان برسیم! (وظیفۀ فرد مسلمان در احیای حکومت اسلام، ص 16)

تصویر علّامه طهرانی قدس سره در ایام جوانی
اساتید علّامه طهرانی در حوزۀ علمیۀ قم از سطح تا درس خارج
1. لمعه: آیتالله شیخ محمد صدوقی؛
2. قوانین، رسائل و مکاسب: آیتالله شیخ عبدالجواد سدهی اصفهانی و آیتالله سید رضا بهاءالدینی؛
3. کفایه: آیتالله شیخ مرتضی حائری یزدی؛
4. درس خارج: آیتالله سید محمد داماد؛
5. فلسفه، حکمت متعالیه، تفسیر، فقه، حدیث و عرفان نظری: علّامه سید محمدحسین طباطبایی؛ رحمةاللهعلیهم اجمعین. (مهر فروزان، صص 29 - 30)
ارتباط خاص علّامه طهرانی با علّامه طباطبایی
ارتباط ایشان در آوان اشتغال به تحصیل با مرحوم علاّمه طباطبایی که با فراگیری دروس فلسفه آغاز شده بود، از مراتب کسب علوم متداول حوزوی گذشت و به ارادت و پیوندی وثیق که محصول شیفتگی به صفات ملکوتی آن بزرگ و عطَش نسبت به فَیَضان علوم و معارف حقّۀ تشیّع و ولایت که در نَفَس قُدسی انورش متبلور گشته بود، مبدّل گشت؛ و فصل جدیدی در حیات علمی و جهانبینی او گشود. (مهر فروزان، ص 30)
علاّمه طباطبایی از آنجا که این شاگرد مبرَّز را مستعدّ برای دریافت جمیع مراتب معرفت و وصول به حقیقتِ شریعت و آبشخوار مکتب وحی دید، بهمدت هفت سال بیمضایقه آنچه را که نتیجۀ تجربۀ علمی _ فلسفی و سلوک عرفانی خود طیّ سالیان متمادی در محضر بزرگان و اعلام حوزۀ نجف بود، به ایشان منتقل نموده و درهای هدایت را یکی پس از دیگری به روی او باز کرد. (مهر فروزان ص 31)
مصاحبت و مراوده و پیوند وثیق علاّمه طهرانی با استاد خود طیّ هفت سال اقامت در قم، حتّی در فصل تابستان و سایر اوقات تعطیلی طلاّب، و نهایتِ بهرهمندی از چشمۀ جوشان این مرد بزرگ در جمیع معارف الَهیّه، همچون: تفسیر، کلام، حکمت، فقهالحدیث، عرفان نظری و تربیت سلوکی، ایشان را به حکیمی متبحّر، مجتهدی متضلّپع، مفسّری فهیم و بالاخره سالکی وارسته مبدّل کرد؛ که به آیندهای درخشان و استفادۀ خَلق از رَشَحات فیض او بشارت میداد. (مهر فروزان، ص 41)

مرحوم علّامه طباطبایی و علّامه طهرانی، در منزل مرحوم شهید قُدّوسی رحمةاللهعلیهم.
هجرت علّامه طهرانی به نجف اشرف
علامه طهرانی بعد از ارتحال والد معظّم خویش، با کسب اجازه از محضر علّامه طباطبایی، رهسپار عتبۀ مقدسۀ مولیالموالی امیرالمؤمنین گردید. ایشان مینویسد:
هنگامى كه از قم به سمت نجف اشرف حرکت کردم، بعضى از اساتید ما نظر مىدادند كه من مجتهدم. (وظیفۀ فرد مسلمان در احیای حکومت اسلام، ص 16)
علاّمۀ طباطبایی پس از مهاجرت ایشان، در نامهای نگاشتهاست:
ولی با اینهمه، چنانکه قلبتان هم قاعدتاً باید شهادت بدهد: هیچگاه صورت پُرمهر جنابعالی فراموش بنده نمیشود! و لولا اینکه موضوع آستان عَرشبُنیان حضرت امیر علیهالسّلام بود، بنده هیچگونه رأی [به] مسافرت جنابعالی، نه در مقام شور و نه به حسب تصوّر نمیدادم. بههر حال و اجمالاً دلِ بنده پیوسته پیش شماست. (مطلع انوار، ج ٢، ص 196)
اساتید علمی علّامه طهرانی در حوزۀ نجف
علّامه طهرانی بهمدت هفت سال در نجف اشرف از محضر بزرگانی که ذیلاً اسامیشان آورده شده است، بهره برد:
1. آیتالله حاج شیخ حسین حلّی (فقه و اصول)؛
2. آیتالله سید ابوالقاسم خویی (فقه و اصول)؛
3. آیتالله سید محمود شاهرودی (فقه و اصول)؛
4. آیتالله شیخ آغا بزرگ طهرانی (رجال و درایه و حدیث).
به تصدیق مراجع و بزرگان نجف، در صورت بقاء [ایشان] در حوزۀ [نجف]، مرجعیّت شیعه مطلقاً در انحصار ایشان قرار میگرفت. (مهر فروزان، صص 51 - 52)
استفادۀ عرفانی از بزرگان در نجف
علّامه طهرانی در زمان اقامت در نجف، به دستورات سلوکی علّامه طباطبایی ادامه داد و از صحبت و مجالست فقهای صالحین نیز استفاده میبرد:
1. آیتالله سیّد جمال الدین موسوی گلپایگانی؛
2. آیتالله سیّد عبدالهادی شیرازی؛
3. آیتالله شیخ عباس هاتف قوچانی رحمةاللهعلیهماجمعین.
و در همین سَنَوات، با عارف واصل و مربّی نفوس، آیتالله شیخ محمدجواد انصاری همدانی قدّسسرّه باب مراودت و ارادت گشوده شد و سالها از محضر ایشان کسب فیض نمود. (رسالۀ اجتهاد والتقلید، ص 39)

حضرت آیتالله سید جمالالدّین گلپایگانی رضواناللهعلیه

حضرت آیتالله شیخ عباس هاتف قوچانی رحمةاللهعلیه
وصیّ حضرت آیتالله سید علی قاضی طباطبایی رضواناللهعلیه

حضرت آیتالله شیخ محمدجواد انصاری همدانی رضواناللهعلیه
آشنایی علّامه طهرانی با آیتالحق سید هاشم حدّاد
ایشان در سال آخر اقامت خود در نجف، به گمشدۀ خویش که سالیان سال در انتظار او دیده به تقدیر بسته بود، رسید؛ و با مشاهدۀ جمال بیمثال برجستهترین شاگرد سلوکی و عرفانی آیتاللهالعظمی حاج سیّد علی قاضی، به نام حضرت حاج سیّد هاشم حدّاد رضواناللَهعلیهما، یکسره دل و دین به این ولیّ ربّانی سپرد.
شاگردی در خدمت چنین عارفی بهمدّت بیستوهشت سال، از ایشان عارف و فقیه و حکیمی بینظیر بهبار آورد؛ که از طرف استاد خود سید هاشم حدّاد، به «سیّد الطائفتین» ملقّب گردید.

حضرت حاج سید هاشم حدّاد و حضرت علّامه طهرانی رضواناللهعلیهما
نظر بزرگان دربارۀ علّامه طهرانی
1. علّامه طباطبایی رضواناللَهعلیه هنگام مهاجرت ایشان به نجف اشرف، به ایشان میفرمایند:
هیچگاه صورت پُرمهر جنابعالى فراموش بنده نمیشود. و لولا اينكه موضوع آستان عَرشبُنيان حضرت امير عليهالسّلام بود، بنده هيچگونه رأى به مسافرت جنابعالى، نه در مقام شور و نه به حسب تصوّر نمیدادم. (حریم قدس، ص110)
2. مرحوم حاج سید هاشم حدّاد رضواناللَهعلیه در وصیتنامۀ خود خطاب به ایشان میفرمایند:
حقیر جانشین قرار دادم از طرف خودم، چه در حال حیات و چه در حال ممات، در امور شریعت و در امر طریقت و تربیت افراد برای وصول به حق، آقای سید محمدحسین حسینی طهرانی را، و ایشان لسان من است و مورد اطمینان من میباشد. (مطلع انوار، ج1، ص107)
3. مرحوم آیتاللَه حاج سید محسن طهرانی رضواناللَهعلیه میفرمایند:
ایشان تحقيقاً از مصاديق علمای ربّانی است كه حقایق و حوادث عالَم وجود را با چشم شُهود و بصيرت قلب به علم حضورى و شُهود عينى احساس نموده و حقيقت توحيد را با سیروسلوک در منازل و عوالِم ربوبى، با قلب و ضمير خويش (نه تنها با مطالعه و تفكّر و درس و تحقيق) به حقّالمعرفة ادراک كرده اند. و بلكه می توان اذعان داشت، در ميان اولياى الهى و علماء باللَه و عرفاء بأمراللَه، در جایگاه و منزلگاه ويژهاى قرار دارد كه حتّى او را از بسيارى از آنها برترى و فزونى بخشيده است.شاخصه و امتياز علّامه طهرانى نه به جهت اطّلاع او بر علوم و فنون ظاهرى و متعارف از قبيل: فقه و اصول و فلسفه و عرفان نظرى و غيره است ـ كه اين علوم در بسيارى از افراد يافت میشد و بزرگانى از عالم تشيّع در اين علوم و رسوم، همچون: فارابى و بوعلى و صدرالدّين شيرازى و شيخ طوسى و شیخ انصارى و علّامه حلّى داراى مراتب و جايگاه عالى و راقى بودهاند ـ بلکه خصوصيّت ايشان بهواسطه اِشراف و اطّلاع بر امور و حقايقى است كه از اين علوم و رسوم براى انسان حاصل نمیشود و نياز به مراقبه سلوكى و سيروسلوک الى اللَه و وصول به مقام قرب و تجرّد و اِشراب از سرچشمۀ ماءِ مَعين و انوار جماليّه و جلاليّۀ ذات اَقدس ربوبى دارد. (مقالۀ فروغ جاوید)
4. مرحوم آيتاللَه حاج سيّد محمّد رضا گلپايگانى رحمةاللَهعليه به فرزند ایشان حضرت آیتاللَه حاج سید محسن طهرانی فرمودند:
والد شما يكى از شخصيّتهاى كمنظير عالم تشيّع میباشد. (افق وحى، ص537)
5. مرحوم آیتالله حاج سید احمد خونسارى رحمةاللهعلیه میفرمود:
پدر شما از مفاخر عالم تشیع است. (افق وحی، ص 532)
6. مرحوم علّامه محمدتقی جعفری میفرمود:
ما نمیدانیم چه سرّی در این نوشتههای علّامه طهرانی نهفتهاست که وقتی انسان این کتابها را میخواند، بر جان و دلش مینشیند؛ در حالی که ما خود این مطالب را خوانده و در تألیفات آوردهایم، ولی آن اثر را در خواننده ندارد. (اسرار ملکوت، ج3، ص273، تعلیقه)
7. فرزند مرحوم آيتالله شيخ مرتضى مطهری میفرماید:
پدرم در عین اینکه برای همه احترام قائل بودند، در مقابل هر کسی خضوع نمیکردند؛ امّا در مقابل مرحوم علّامه طهرانی، سراپا خضوع بودند؛ و برای ایشان احترام خاصی قائل بودند؛ زیرا که به ایشان بهعنوان استاد و انسان کامل مینگریستند. (شاهد یاران)
برخی از مبانی علّامه طهرانی
1. توحید و ولایت
1. هدف مکتب عرفانی علّامه طهرانی
در مکتب علاّمه طهرانی، سمتگیری و اِتِّجاه فقط بر مسئلۀ توحید و لقاء خدا و فناء در ذات خدا مستقرّ است؛ و از سایر کرامات و امور خارق عادت و جاذب، خبری نیست. ایشان همچون استاد گرانمایهاش، مسئلۀ توحید را بههیچ بهایی با امر دیگری معاوضه نمیکردند. (مقالۀ فروغ جاوید)
2. ولایت حقیقت دین و شریعت
مرحوم علّامه طهرانى، حقيقت دين و شريعت را ولايت اولياى الهى (صاحبان ولايت كبراى حَضَرات معصومين علیهمالسلام) میدانستند و شريعت بدون ولايت را پوستۀ خالى از مغز و محتوا برمیشمردند. همچنین در استفاده از القاب خاصّ معصومین علیهمالسلام، حسّاسیت فوقالعادهای داشتند؛ و بههمینمنظور، اطلاق کلمه «امام» را بر غیرمعصوم جائز نمیدانستند. (مقالۀ فروغ جاوید) همچنین اطلاق لفظ «اولوالأمر» را بر غیرمعصومین، یا استفاده از عناوینی چون: «علیِّ زمان» یا «حسین زمان» را حرام میدانستند. (مهر فروزان، ص99)
3. ضرورت استاد کامل
مرحوم علّامه طهرانى معتقد بودند تنها راه وصول به کمال انسانی و تحقّق هدف و غایت از وجود و خلقت انسان که همان معرفت پروردگار است، منحصراً به واسطه تربیت و تزکیه سلوکی تحت نظر و اشراف استاد کامل و ولی اکمل الهی صورت میپذیرد. (مقالۀ فروغ جاوید)
4. دعوت به بالاترین مراتب کمال
ایشان پيوسته شاگردان خود را به وصول به عالیترين رتبه از كمال دعوت مینمودند و میفرمودند:
من برای رفقای خودم به کمتر از مقام و مرتبت سلمان فارسی قناعت نمیکنم.
حتى نسبت به علوم ظاهرى، چون پزشكى و مهندسى و غيره، تشويق و ترغيب میفرمودند و به اشخاص توصيه میكردند:
بايد نزد بهترين و متخصّصترين فرد در هر رشته رجوع نمود. (مقالۀ فروغ جاوید)
5. سلوک عقلانی
اصل و اساس معرفت و تكامل بشرى و نزول اديان الهى و تربيت و تزكيه و سيروسلوک الى اللَه بر پايه فهم و عقل و فطرت است؛ سلوک بدون فهم، همچون حركت چارپايان بر محور واحد است و ابداً هيچگونه تأثير و تحوّلى در سير صعودى نفْس به سمت عالم قُدس بهوجود نخواهد آورد. و خود بارها هنگامى كه از احوال و روحيّات شاگردان و ارادتمندان خويش سؤال میفرمودند، مىگفتند:
فهم و ادراک او چقدر ترقّى و رشد كرده است؛ من كارى به خوابها و مُكاشِفات و بروزها و ظهورهاى نفْس او ندارم.
حتّى نسبت به استاد عرفان و سيروسلوک خويش مرحوم حاج سيّد هاشم حدّاد رضواناللَهعلیه در مقام تعريف و تمجيد میفرمودند:
من عاقلتر از اين فرد در دنيا سراغ ندارم.
و اين نكتهاى است بس غريب، كه هنوز جامعۀ بشرى به آن پى نبرده است و ما آثار آن را در مسائل و حوادث اجتماعى بهخوبى لمس و احساس میكنيم. و بههمينجهت، دربارۀ زمان ظهور حضرت بقيّةاللَه ارواحنا فداه گفته شده است كه:
زمان ظهور موجب كمال عقول بشر خواهد شد. (مقالۀ فروغ جاوید)
2.حکومت و سیاست
1. وظایف حکومت اسلامی
مرحوم علّامه طهرانى حفظ ديانت افراد جامعه و رشد آنان را در مسير كمال، از وظايف خطير و حسّاس حكومت اسلامى میشمردند و میفرمودند:
وظيفه دولت اسلام اين است كه وسيلۀ رشد و ترقّى افراد جامعه را در دو جهت «معنويّت» و «ارتقاء علوم ظاهرى» بههر نحو ممكن فراهم سازد و تأمين عدالت اجتماعى و آسايش معيشت و حفظ دماء و نفوس و اَعراض افراد جامعه بر عهدۀ مسئولين و متصدّيان امر میباشد. و نسبت به اين مسئله هيچ تفاوتى بين آحاد جامعه از متمكّن و غيره وجود ندارد و همۀ افراد در نيل به مراتب عاليه و ضرورتهاى اجتماعى يكسان میباشند. (مقالۀ فروغ جاوید)
2. حاکم و رهبر
علاّمه طهرانی معتقد بودند به اعتقاد جزم و حتم که متصدّی و مسئول در حکومت، حتماً باید متّصل به مصدر ولایت و مرتبط به امام معصوم علیهالسّلام باشد. در این صورت است که هرچه از گفتار و رفتار او ظهور و بروز مییابد، از همان سرچشمه و منبع نشئت خواهد گرفت و پدیدار خواهد شد. در مکتب تشیّع، سیاست و حکومت بر اساس اِشراف بر حقایق حوادث و جریانات عالم از منظر شهود ـ که زاییده و اثر اتصال به صُقع ربوبی و ذات پروردگار و اطّلاع بر عالَم غیب است ـ شکل میگیرد. و در اینصورت است که سیاستهای پیچیدۀ استعمار و نقشههای مزوّرانه و دلفریب شیاطین، و مکر و حیلههای تغییر دهندۀ افکار و نفوس، و مسموعات و مکتوبات و جلوههای مکّارانه و گولزننده و فریبدهندۀ دشمنان اسلام، ابداً و ابداً نمیتواند ذرّهای در تصمیم و اراده و عزم برخاسته از شهود و احساس یقینی به حقّالیقین متصدّی زعامت و حکومت خللی وارد نمایند، و ذهن و فکر او را هر روز و هر ساعت از تصمیمی به تصمیم دیگر و از ارادهای به میل و رغبت دیگر برگردانند. و لذا تفکّر یک عارف، هیچگاه معلول پدیدهها و حوادث سیاسی و اجتماعی نخواهد بود، بلکه سیاست باید خود معلول و زاییدۀ اِشراف باطنی و ولایت او بر قضایا و حوادث باشد. (مقالۀ فروغ جاوید)
3. مرجعیت و افتاء
مرحوم علّامه طهرانی منحصراً مرجعیت را در صلاحیّت و توان فردی میدانستند که نفْس او متّصل به عالَم ملکوت و منبع تشریع شده باشد. (رسالۀ اجتهاد وتقلید، ص40)
ایشان معتقد بودند:
در مكتب تشيّع، فقه يعنى تكاليف و احكام صادره از ناحيه شرع که در راستاى معرفت و شناخت حضرت حقّ به شهود عينى و توحيد عينى تشكّل میيابد و فردى كه متصدّى مقام افتاء میباشد، بايد به اين رتبه از توحيد و معرفت حقّ رسيده باشد تا بتواند نسبت به اَعمال مكلّفين و احكام صادره در اجتماع مسلمين، از روى اراده و عزم برخاسته از مقام شهود و اِشراف بر حقايق و قضاياى خارجى به واسطه اتّصال به عالم ملكوت، حكم و فتوا صادر نمايد.
و لذا مرحوم علّامه طهرانى میفرمودند:
مرجع نمیتواند نسبت به جميع مكلّفين و نيز حوادث مشابه، حكمى به نحو عموم و فتوايى واحد صادر نمايد، بلكه بايد بهواسطۀ اِشراف بر نفْس و خصوصيّات وجودى و صفات و شاكِلۀ هر فرد، حكم موافق و مختصّ به او را صادر نمايد و چه بسا ايراد فتواى واحد نسبت به فردى، موجب هلاكت و فساد او خواهد شد. و همين سعۀ صدر و بينش فراگير و احساس مسئوليّت در برابر همۀ بندگان خدا و تعهّد نسبت به فلاح و هدايتِ همه افراد، به واسطه همان درک و معرفت توحيد و شهود او است كه معتقد بودند: «يک رجل الهى و عارف باللَه و عالِم بأمر اللَه بايد دايرۀ تبليغ و ارشاد خود را محدود به افراد خاص و منطقهاى محدود ننمايد، بلكه با تمامى افراد بشر و بلكه همۀ رؤساى جمهور كشورهاى دنيا بلا استثناء، باب گفتگو و نصيحت و ارشاد را بگشايد و بههمان رسالت و تعهّدى كه رسول خدا و ائمّۀ معصومين علیهمالسلام نسبت به هدايت عامّه مردم داشتند، عمل نمايد.» (مقالۀ فروغ جاوید)
4. نسل جوان
مرحوم علّامه طهرانی نسبت به مطالبات بر حقّ و منطقى انسان، مخصوصاً نسل جوان، بسيار تأكيد داشتند و میفرمودند:
اينها به فطرت الهى و صفات و خصائل متعالى ربوبى كه در نهاد بشر به وديعه گذارده شده است، از سايرين نزديکترند و در يک حكومت و اجتماع اسلامى نمیتوان به سؤالات و مطالبات و تقاضاى به حقّ آنان بیتفاوت بود. (مقالۀ فروغ جاوید)
5. ترور
ایشان بهشدّت با مسئلۀ ترور مخالف بودند و میفرمودند:
در اسلام، ترور وجود ندارد. و در این باره، حدیثی است معروف که میفرماید: «الإسلامُ قیّدَ الفَتک؛ اسلام ترور را برداشته و حذف نموده است.» و بههمین علّت بوده است که جناب مسلم بن عقیل سلاماللَهعلیه نمایندۀ صاحب ولایت حضرت سیّدالشّهداء علیهالسّلام اقدام به ترور عبیداللَه بن زیاد لعنةاللَه ننمود و او را در منزل هانی بن عروه به قتل نرساند؛ زیرا نمایندۀ امام معصوم علیهالسّلام بهواسطۀ اتّصال نفْس و اِشراف معصوم بر او، کاری را که بر خلاف اراده و رضای معصوم است، انجام نمیدهد. (مقالۀ فروغ جاوید)
3.خانواده و اجتماع
1. بینش دقیق نسبت به جریانات اجتماعی
علّامه طهرانى نسبت به جريانات اجتماعى دقّت و موشكافى شگرفى داشتند؛ كه البته اين مرتبه از نبوغ و تفوّق را میتوان ناشى از اِشراف ملكوتى و احاطۀ غيبى نفْس از عوالِم ربوبى دانست. حسّاسيت ايشان نسبت به پديدۀ عربى زدايى از فرهنگ فارسى و جايگزينى واژههاى فارسى بسيار بارز و نمودار بود. تأكيد بليغ ايشان نسبت به تاريخ هجرى قمرى و محو آداب و رسوم جاهلى، همچون پديدۀ نوروز و جايگزينى مناسبات اسلامى و مراسم اصيل و سنن الهى، همچون احياى عيد قربان و فطر و غدير و مبعث و ميلاد صاحب ولايت كبراى حضرت حجّةبنالحسنالعسكرى ارواحنا فداه و ساير اَعياد و مناسبتهاى مربوط به حَضَرات معصومين علیهمالسلام بر همگان مشهود و ملموس بود.
راجع به اربعین میفرمودند:
اربعین مختصّ به سیدالشهداء علیهالسّلام است، حتّی دربارۀ سایر حَضَرات معصومین علیهمالسّلام شنیده نشده است. (مقالۀ فروغ جاوید)
همچنین نسبت به مسئلۀ محدوديت نسل، با صراحت، عوامل خارجى را محرِّك اصلى و مسبِّب اين حركت خلاف و مذموم و خانمانبرانداز جامعه مسلمين دانسته، و با شدّت و حِدّت هرچه تمامتر با آن برخورد مینمودند. (مهر فروزان، ص 151)
2. انس و محبت
در تمام سخنانشان خدمت به خلق و مدارا با مردم و ایثار و گذشت و اِعراض از دنیا و دامهای شیطان و ایجاد محبّت و صفا بین دوستان و گرمی و صمیمیّت در خانواده، وجود داشت. بارها میفرمودند:
آن خانوادۀ یهودی که در بین خود با محبّت و اُنس و اُلفت زندگی میکنند، به خداوند نزدیکترند از یک خانوادۀ شیعۀ امیرالمؤمنین علیهالسّلام که در حال نقار و کدورت بسر میبرند. و آن پرستار مسیحی که در بیمارستان، برای خاطر خدا خدمت به مرضیٰ را بهنحو احسن و با روی خوش انجام میدهد، حقّاً و واقعاً شیعۀ امیرالمؤمنین علیهالسّلام است. و آن پرستار شیعه که با مرضیٰ به خشونت و درشتی برخورد مینماید و قلب آنها را میشکند، از مذهب و آیین امیرالمؤمنین علیهالسّلام بهدور است. (مهر فروزان، ص175)
بازگشت علّامه طهرانی به ایران
مرحوم علاّمه طهرانی پس از مراجعت از نجف اشرف، حدود بیستودو سال در طهران و شانزده سال در مشهد مقدس رضوی به وعظ و ارشاد و تربیت مستعدّین و دستگیری دردمندان در سیروسلوک الی اللَه همّت گماشت؛ و تا پایان عمر، به تألیف و تصنیف دورۀ «علوم و معارف اسلام» در قالب 90 جلد کتاب پرداخت. (رسالۀ اجتهاد وتقلید، ص 35) برای مشاهدۀ لیست کتابها به همراه لینک آنها به انتهای این صفحه مراجعه فرمایید.
و خود بارها میفرمودند:
هرکس به این تألیفات توجّه و تأمّل نماید و به مضامین آن عمل کند، قطعاً برایش فتح باب خواهد شد. (مقالۀ فروغ جاوید)
ایشان به فرزند خود حضرت آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی رضواناللهعلیه میفرمود:
ما سفرهاى را پهن کردهایم که تمام دنیا را از همۀ مِلَل و اقوام بر سر این سفره جمع کنیم و مسئولیت تبیین و نشر و ترویج این مطالب و مبانی، بر عهدۀ تو خواهد بود. (شرح روایت عنوان بصری، جلسه 70)
ارتحال علّامه طهرانی
ایشان در آخرین روزهای حیات خویش در بیمارستان به حضرت آیتاللَه حاج سید محسن طهرانی میفرمایند:
لازم نیست به دوستان و آشنایان در شهرهای دور اطّلاع دهید و آنان را به زحمت بیندازید. با همین چند نفر از رفقا که در اینجا حضور دارند، جنازه را برمیدارید و با شادی و سرور و خنده و خوشی تشییع میکنید و ما را به سرای آخرت بدرقه مینمایید! و مبادا کسی اظهار ناراحتی و گریه کند! شما نمیدانید که من به چه منزل و جایگاهی رهسپار میشوم! (حیات جاوید، ص137)
سرانجام، قلبی كه يك عمر براى اعتلاى كلمه توحيد و تبيين مقام ولايت كلّيّۀ الهيّه و دفاع از حريم تشيّع و مبانى اصيل فرهنگ اسلامى مىطپيد، قريب دو ساعت به ظهر روز شنبه، ٩ صفر الخير سال 1416 هجريّه قمريّه در عتبۀ مقدّسۀ حضرت ثامن الائمّه علىّ بن موسى الرّضا عليهِ آلافُ التّحيّة و الثّناء از حركت باز ايستاد. نَفَس قُدسىاش به نداى ﴿ارْجِعِي...﴾ لبّيك گفته، سرمَست از بادۀ ﴿وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً﴾ شاهد وصل را در آغوش كشيد و به رياض قُدس، ﴿فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ﴾ پرواز نمود و پیکر مطهرش در آستان مطهّر قدس رضوی به خاک سپرده شد. رَحْمَةُاللَهِعَلَيْهِ رَحْمَةً واسِعَةً.

مجموعهآثار علّامه طهرانی
کتابهای علّامه طهرانی
1- مجموعهکتاب اللَه شناسی، 3 جلد؛
2- مجموعهکتاب امام شناسی، 18 جلد؛
3- مجموعهکتاب معاد شناسی، 10 جلد؛
4- مجموعهکتاب نور ملکوت قرآن، 4 جلد؛
5- مجموعهکتاب انوار ملکوت (نور ملکوت روزه، نماز، مسجد، قرآن و دعا)، 2 جلد؛
6- مجموعهکتاب شرح فقراتی از دعای أبو حمزه ثمالی، 2 جلد؛
7- مجموعهکتاب مطلع انوار، 14 جلد؛
8- مجموعهکتاب مبانی اخلاق در آیات و روایات، 2 جلد؛
9- کتاب روح مجرد: (یادنامۀ عارف كامل مرحوم حاج سيد هاشم حدّاد قدساللَهسره)؛
10- کتاب لَمَعات الحسین؛
11- کتاب رسالۀ مودّت؛
12- کتاب تفسیر آیۀ نور (اللَه نور السموت و الارض)؛
13- کتاب شرح فقراتی از دعای افتتاح؛
14- کتاب رسالۀ سیروسلوک منسوب به بحر العلوم؛
15- کتاب رسالۀ لب اللباب در سیروسلوک أولی الألباب؛
16- کتاب آیین رستگاری؛
17- کتاب سالک آگاه؛
19- کتاب مهر تابان: (يادنامۀ عارف کامل حضرت علّامه طباطبایی قدساللَهسره)؛
20- کتاب مهر تابناک: (يادنامۀ عارف کامل حضرت آیتاللَه العظمی حاج سیّد علی قاضی رضواناللَهعلیه)؛
21- کتاب وظیفۀ فرد مسلمان در احیای حكومت اسلام؛
22- کتاب رسالۀ نکاحیه (کاهش جمعیت، ضربهای سهمگین بر پیکر مسلمین)؛
23- کتاب رسالۀ نوین؛
24- کتاب رسالۀ بدیعه؛
25- کتاب نگرشی بر مقالۀ بسط و قبض تئوریک شریعت دکتر عبد الکریم سروش؛
26- کتاب سر الفتوح ناظر بر پرواز روح؛
27- کتاب هدیه غدیریه؛
28- کتاب رسالۀ اجتهاد و تقلید؛
29- کتاب مبانی تشیّع؛
30- کتاب مناقب اهل بیت علیهمالسّلام؛
31- کتاب رسالة حول مسألة رؤية الهلال؛
32- کتاب صلاة الجمعة؛
34- کتاب مباحث فقهی؛
35- کتاب ولایت فقیه در حکومت اسلام 4 جلد.
مجموعهسخنرانیهای علّامه طهرانی
1- مجموعهسخنرانیهای سالک آگاه؛
2- مجموعهسخنرانیهای تفسیر آیۀ نور؛
3- مجموعهسخنرانیهای آیین رستگاری؛
4- مجموعهسخنرانیهای شرح دعای ابوحمزه ثمالی؛
5- مجموعهسخنرانیهای شرح دعای افتتاح؛
6- مجموعهسخنرانیهای مباحث فقهی؛
7- مجموعهسخنرانیهای مبانی اخلاق؛
8- مجموعهسخنرانیهای مبانی تشیّع؛
9- مجموعهسخنرانیهای معاد شناسی؛
10- مجموعهسخنرانیهای مناقب اهل بیت؛
11- مجموعهسخنرانیهای مواعظ ماه رمضان 1397 هجری قمری؛
12- مجموعهسخنرانیهای مواعظ ماه رمضان 1398 هجری قمری..