/5
پی دی اف پی دی اف موبایل ورد صوت

جلسه ۳۴۴

1
  • درس سیصد و بیست و هفتم: صوت 344

  • بررسی اشکالات عقلی در باب حسن احتیاط (2)

جلسه ۳۴۴

2
  •  

  • أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  •  

  • تلمیذ: در بحث احتیاط مراتب مصالح باید لحاظ بشود؟ یک نفر اگر بخواهد احتیاط روی امرش داشته باشد، در آنجا که احتیاط می‌کرده است مرقوم فرمودید که باید خودش را با توحید وفق بدهد. حالا این خب مراتبی پیدا می‌کند. آیا در مرحلۀ رعایت شرع و اسلام اَسبق آیا تمام مراتب باید لحاظ بشود یا نه هر کسی به مراتب خودش باید باشد؟

  • استاد: اتفاقاً مرحوم آخوند در بحث این جلسه همین مطلب را مطرح می‌کند، ایشان می‌فرمایند که ممکن است شخصی نسبت به احتیاط قائل بر این باشد که نیت قربت شرط نیست؛ یعنی صرف انجام عمل بدون نیت قربت، احتیاط است. خب دراین‌صورت اگر مسئله به این کیفیت باشد شکی نیست بر اینکه در اینجا نیاز به امر نیست.1 در احتیاط تمام اشکال در این بود که آیا در اینجا نیت قربت شرط است یا نه؟ وقتی شما این شرط را برداشتید دیگر در اینجا کسی شک نمی‌کند بر اینکه مورد این مانحن‌فیه [جای] احتیاط است یا نه؟ دیگر شبهه‌ای ندارد.

  • بعد اشکالی که خود مرحوم آخوند نسبت به این مطلب وارد می‌کنند این است که می‌فرمایند: اینکه احتیاط نیست، اولاً ایشان می‌فرمایند که ادله بر این مسئله دلالت ندارند و مساعدت نمی‌کنند، به‌جهت اینکه ادله از احراز واقع حکایت می‌کنند و احراز واقع بدون نیت قربت معنا ندارد و باید شخص مکلف در جهت احراز واقع نیت تقرب داشته باشد، ورزش که نمی‌خواهد بکند! ریاضت که نمی‌خواهد بکشد تا مدام نماز را به چهار طرف بخواند و پشتک بزند بلکه باید نیت تقرب باشد، بنابراین وقتی شما نیت تقرب را بردارید دیگر دراین‌صورت مسئلۀ احراز واقع در اینجا متمشی نمی‌شود.2

  • دوم اینکه اگر دلیلی بر این مسئله دلالت بکند، خودش مولوی می‌شود چون او دیگر با واقع ارتباط ندارد، یعنی یک دلیلی آمده می‌گوید که آقا این کار را انجام بده، دیگر احراز واقعی در اینجا نیست، می‌گوید که این کار را بکن، ولی مرحوم آخوند در اینجا اشتباه می‌کنند و جهتش هم این است که آن شخصی که می‌خواهد فعلی را انجام بدهد چه نیتی دارد؟ ما اسم آن نیت را تقرب می‌گذاریم، ما دیگر نیت غیر از این نمی‌خواهیم؛ یعنی وقتی که شخصی می‌آید صلاة به اربع جهات را اتیان می‌کند ـ همان‌طوری‌که گفته شد ـ منظور او اتیان واقع است، و لا نَعنی بالقربة إلاّ هذا. خب همین کفایت می‌کند، همین که او می‌آید به چهار طرف نماز می‌خواند، نمی‌خواهد که چرخ بزند، اتفاقاً کمرش هم درد می‌کند و نمی‌خواهد نماز بخواند بلکه می‌خواهد بگیرد یک جا بنشیند، می‌خواهد بگیرد بخوابد اینکه به چهار طرف می‌خواهد نماز بخواند برای چیست؟! به‌خاطر اینکه واقع را اتیان بکند! او همین که می‌گوید: الله اکبر یعنی من می‌خواهم واقع را انجام بدهم، خب این قربت است دیگر! معنای قربت این نیست که انسان بیاید دست روی خصوص آن موضع و خصوص آن مورد بگذارد و بگوید که این عمل من واقع است، نه! این مطلب به این کیفیت نیست. این مسئله مردود می‌شود.

    1. كفاية الأصول، ص 350.
    2. همان.

جلسه ۳۴۴

3
  • بعد دیگر مرحوم آخوند وارد بحث اخبار «مَن بَلَغ» می‌شوند که آیا به‌واسطۀ اخبار «مَن بَلَغ» حُسن احتیاط را می‌شود در اینجا ثابت کرد یا نه.

  • احتیاط در طهارت و نجاسات موجب وسواس

  • نکته‌ای که در صحبت شما و اشکال شما نسبت به مسئله بود این است که هر شخص محتاطی برای وصول به واقع باید این احتیاط از او سر بزند حالا واقع هرچه می‌خواهد باشد؛ حالا آن واقع مسئلۀ توحیدی باشد، مسئلۀ سلوکی باشد، مسئلۀ عبادی باشد، مسئلۀ شرعی باشد یا مسائل غیر شرعی باشد، هرچه می‌خواهد باشد و در هر رتبه‌ای می‌خواهد باشد، جای احتیاط این است که احراز واقع بشود اما در بعضی از موارد می‌بینیم که خود شارع امر به عدم احتیاط کرده است یعنی نفس احتیاط، مانع است. من‌باب‌مثال در باب طهارت و نجاسات بنای شارع بر مسامحه است و شارع عمداً در اینجا آمده حکم به عدم احتیاط کرده است، دارید در السنه می‌بینید چرا؟ چون مورد طهارت و نجاست از مواردی است که اگر انسان بخواهد احتیاط کند و شارع هم بخواهد تأیید کند، قطعاً این قضیه به وسواس کشیده می‌شود، در نود درصد افراد این‌طور است. الآن این‌همه افرادی که وسواس دارند برای چیست؟ به‌خاطر احتیاط است! حالا اگر می‌بینیم که شارع آمده روی مسئلۀ طهارت ثوب هم تأکید کرده که حتماً باید طاهر باشد، خُب کم‌کم وسواس پیدا می‌شود.

  • ظهور وسواس در مسائل مهم مثل حج

  • وسواس هم در کجا ظاهر می‌شود؟ اتفاقاً در بعضی جاهای مهم مثل مسئلۀ حج پیدا می‌شود. حج یکی از مسائلی است که بسیار در این قضیه وسواس برای افراد پیدا می‌شود و من خیلی از افراد را دیدم که مسئلۀ وسواسشان از بعد از حج شروع شد، چون در موقع حج افراد را می‌ترسانند که حج تو باطل شد! زنت به تو حرام شد! خب شد که شد! پیرمرد هفتاد‌ساله بود در منیٰ می‌لرزید و این‌طوری رعشه داشت گفت که آقا می‌گویند که اگر طواف نساء نکنیم زن حرام می‌شود، گفتم که خُب بشود بهتر! گفت که اِه مگر می‌شود؟! گفتم که حالا عوضش راحتی فعلاً! یک‌دفعه گفت که این حاج ‌آقا چه می‌گوید؟! می‌گوید که بهتر که حرام شد! این اضطراب برای چیست؟ برای همین است که احتیاط آن‌طوری‌که واقعاً مورد امضاء است انجام بشود. خب وقتی که این‌طور هست کم‌کم نفس نسبت به این مسئله حالتش دگرگون می‌شود و حالت وسواس در آن پیدا می‌شود لذا شارع این مسئله را کنار گذاشته و در این موارد عمداً انسان باید خلاف احتیاط انجام بدهد؛ یعنی اگر بخواهد به‌سمت احتیاط برود آن خودش وارد شدن در مهلکه است لذا خلاف احتیاط انجام بدهد و طبق عمل به ظواهر جلو برود.

جلسه ۳۴۴

4
  • موارد حُسن احتیاط

  • اما در مواردی که انسان احساس می‌کند که جنبۀ تفویت یک مصلحتی هست؛ مصلحت سلوکیه‌ای هست و ممکن است نسبت به آنجا از راه عقب بماند، ممکن است نسبت به یک قضیه مطلب مورد بازخواست قرار بگیرد قطعاً عقل در آن موارد حکم به احتیاط می‌کند و این مسئله خودش در اختیار انسان است و خود انسان می‌فهمد، هر شخصی بر طبق مدرکات خودش می‌فهمد که در کجا باید احتیاط کرد و در کجا مثلاً نباید احتیاط کرد و باید مقدار و حدود احتیاط هم مشخص بشود.

  • علیٰ‌کل‌ّحال نه می‌توانیم بگوییم که در تمام مسائل شرع باید احتیاط کرد ـ در خیلی مسائل نه ـ و نه در همۀ مسائل نباید احتیاط کرد؛ می‌بینیم که در مسئلۀ دماء باید احتیاط کرد چون مسئله یک مسئلۀ شوخی نیست در فروج و در مسئلۀ اعراض باید احتیاط کرد چون اینها مسائلی است که خیلی باید احتیاط کرد؛ «الحدود تُدرؤ بالشبهات»؟!1 خب لسان روایت و لسان دلیل در آنجا حکم به احتیاط به‌نحو شدت و به‌نحو تمام می‌کند ولی در مسائل عادی و مسائل پیش‌پاافتاده این‌طور نیست لذا باید ببینیم که لسان دلیل حاکم به چیست.

  • مرحوم آخوند مطلب را تا اینجا می‌آورند بر اینکه اشکال به نیت تقرب در مورد احتیاط به قوّت خودش باقی است و عقل حاکم به حُسن احتیاط بدون جهت تقرب است. این کلام مرحوم آخوند است که مطلب را می‌آورند تا به اخبار «مَن بَلَغ» می‌رسند. اما چون بحث اخبار «مَن بَلَغ» قبلاً گذشت لذا دیگر از این بحث صرف‌نظر می‌کنیم. إن‌شاءالله راجع به مسئلۀ حُسن احتیاط آن مطالبی که از اعلام ثلاثه راجع به این قضیه هست به‌نحو فشرده عرض می‌کنیم و وارد بحث دیگر می‌شویم که البته این یک هفته‌ای کار دارد.

  • ظاهراً بحث بعدی بحث نهی از ضد است؛ اجتماع امر و نهی است این‌طوری که به نظرم می‌رسد.

  • معنای کلام «احتیاط در خلاف احتیاط»

    1. من لا یحضره الفقیه، ج 4، كِتابُ الحُدودِ، بابُ نَوادِرِ الحُدودِ، ص ۷4، ح 5146:
      «قال رسولُ الله صلی الله علیه و آله و سلم:‌ ادرَءوا الحُدودَ بالشُّبُهاتِ و لا شَفاعَةَ و لا كَفالَةَ و لا یَمینَ فی حَدٍّ.»‌
      ترجمه: «رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: حدود را با شبهات دفع کنید و شفاعت و كفالت و سوگند در حدّ وجود ندارد.» (محقق)

جلسه ۳۴۴

5
  • تلمیذ: در اینجا یک مطلبی فرمودید که در بعضی جاها شرع نسبت به بعضی از موارد احتیاط را خودش برداشته، آیا می‌شود گفت که با یک دید کلی‌تری باید احتیاط را لحاظ کرد، یعنی می‌بیند اگر او به وسواس بیفتد از آن غرض حرکت انسانی باز می‌ماند.

  • استاد: خب برای همین می‌گویند که احتیاط در خلافِ احتیاط است؛ بله! شرع آمده نسبت به بعضی از موارد قائل به ترخیص شده و در بعضی موارد قائل به تشدید، به‌خاطر مصالح است و احتیاط هم چیزی نیست جز وصول و ادراک مصالح بنابراین اگر در یک جا انسان احتیاط کند که نباید احتیاط کند، خود این خلاف احتیاط است.

  • تلمیذ: پس همان می‌شود گفت که عقلاً حُسن احتیاط لازم می‌آید ولی موارد فرق می‌کند یعنی عمق دیدگاه یک نفر مهم است که چطور مطلب را نگاه می‌کند.

  • استاد: بله.

  •  

  • اللهم صل علی محمد وآل محمد