/ 5

دیباچه‌ای از آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی بر کتاب رسالهٔ مودت

1
  • بسم الله الرّحمن الرّحيم

  • الحمدُللّه ربِّ العالَمين

  • و الصّلوةُ علیٰ أفضلِ المرسلين محمّدٍ و آلِه الطّاهرين

  • و اللعنةُ علي أعدائِهم أجمعين

  •  نوشتار پيش رو مجموعه‌اي است از چند سخنراني كه توسط حضرت علاّمه آيت‌الله حاج سيد محمدحسين حسيني طهراني ـ قدّس الله نفسه ـ در روزهاي جمعه سنۀ ١٣٩١ ه‍ . ق در مسجد قائم طهران ايراد گرديده است و محوريتِ آن مباحثْ لزوم ربطِ وثيق و تعلّق تام و توجّه كامل به ولايت حضرات معصومين عليهم السلام در همۀ امور زندگي و شراشر وجود مي‌باشد.

  •  ناگفته نماند كه اين مباحث در شرايطي ايراد شد كه پاره‌اي از سخنوران و نويسندگان در سخنراني‌ها و نوشتجات خويش به عدم لزوم اعتصام به حبل الله الممدود، يعني ذوات مقدّسۀ معصومين عليهم السّلام تأكيد و اصرار مي‌ورزيدند و صرفاً قيام به تكاليف و احكام ظاهريّه را بدون توجّه نفس و تعلّق به مبدأ و منبع آن، كافي و وافي مي‌پنداشتند و به خيالِ تحقّق وحدت بين سنّت و تشيّع، بر مانعيّت التزام به ولايت و عقد قلبي به حقيقت ذوات مقدّسه، در تحقّق این مقصد و غايت تأكيد مي‌نمودند.

  •  اين گروه بر اين باور بودند كه مقصود از ارسال رُسُل و انزال كتب، تشريع تكاليف و احكامي است كه بشر را در گذران حيات دنيوي از جهت بقاء و اِبقاء روابط اجتماعي و تكاليف شخصي به مرتبۀ اعتدال مي‌رساند و بيش از اين، تعهّد و تكليفي بر عهدۀ شريعت و ديانت نمي‌باشد. حال اين واسطه هركس و هر طريقي مي‌تواند باشد؛ مهم نفس دستورات و احكام است و بس! و همين نكتۀ مهم و اساسي بر اساس توهّم و تخيّل اينان بود كه عدّۀ بسياري از صحابۀ رسول خدا را پس از ارتحال حضرت، به‌سمت و سوي ديگري كشاند و از محور اصلي ديانت و شريعت دور گردانيد.

  •  رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم بر خلاف زعم و توهّم اين‌گونه افراد، بارها به اقتران و معيّت اين دو اصل مهم يعني قرآن و عترت تأكيد مي‌ورزيد و مي‌فرمود: «إنّي تاركٌ فيكُم الثّقلَين، كتابَ الله و عترَتي اهل بيتي، و إنّهما لن يَفترِقا حتّيٰ يَرِدا عليّ الحَوضَ.»1

  •  برخلاف حدس و گمان اين‌گونه افراد، محوريّت التزام به احكام و تكاليف بر عقد قلبي و اعتقاد نفس به حضور ولايت و احاطۀ علمي و عينيِ حضرات معصومين عليهم السّلام بر زواياي وجودي و افعال و تصرفات شخصي افراد مي‌باشد؛ كه بدون توجّه به اين نكته، انسان به مجسّمه‌اي خشك و جامد و بي‌روح مبدّل مي‌گردد كه اثري بر رفتار و گفتار او گرچه بر حسب ظاهر آراسته و ممدوح باشد، مترتب نمي‌گردد.

  •  اين افراد از اين نكته غافل‌اند كه دين صرفاً براي ايجاد رفاه اجتماعي و امنيّت شغلي و حفظ و حراست از جان و مال و اعراض نيامده است؛ بلكه پرداختن به اين امور و دخالت در قضايا و حوادث و امور اجتماعي به‌عنوان مقدّمه و ايجاد

    1. . امام‌شناسی، ج 1، ص 31:
      «من در میان شما دو چیزِ بزرگ و سنگین از خود به یادگار می‌گذارم؛ یکی کتاب خدا و دیگری عترت من، یعنی اهل‌بیت من هستند، و این دو هیچ‌گاه از یکدیگر جدا نمی‌شوند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.»

دیباچه‌ای از آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی بر کتاب رسالهٔ مودت

2
  • بستر مناسب جهت تربيت نفس و تزكيۀ قلب و صعود به مراحل قرب ربوبي و تجرّد و توحيد است، كه اين هدف و مقصود جز با التجاء به عتبۀ صاحبان ولايت و امامت امر امكان‌پذير نمي‌باشد.1

  •  بنابراين تفاوت دو فرهنگ تشيّع و تسنّن ـ حتّي در صورت صحّت تكاليف و استقامت احكام ـ در اين است كه در فرهنگ شيعه به‌واسطۀ اتّصال قلبي و توجّه انسان به ولايت معصومين عليهم السّلام، حركت نفس از عوالم كثرت و شهوات به‌سوي عوالم توحيد و معرفت حق، حاصل مي‌شود و انسان با استمداد از نفوس قدسي حضرات معصومين عليهم السّلام از هر آفت و بلاء و مانعي مصون و محفوظ خواهد ماند، ولي در فرهنگ تسنّن صرفاً به قيام و انجام تكاليف بدون سرمنشأ و مصدر آن توجّه گرديده است و بين اهل‌بيت پيامبر با ساير اصحاب از هر طبقه و صنف تفاوتي قائل نمي‌باشد و هم‌چنان‌که به سايرين از منظر يك ناقل و مسئله‌گو مي‌نگرند، به اهل‌بيت رسول خدا نيز چنين تفكّر و نگرشي دارند، و چه‌بسا سايرين را در مسئلۀ حكومت و خلافت و نيز در مقام افتاء به آنها ترجيح دهند!

  •  و به‌جهت تأكيد به همين نكتۀ محوري و اساسي است كه خداي متعال در قرآن كريم مي‌فرمايد: ﴿قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَىٰ﴾.2

  •  حال بگذريم از اينكه كنارگذاشتن اهل‌بيت پيامبر و رجوع به ساير افراد چه انحراف و اعوجاجي را به‌وجود مي‌آورد كه حتي در مسائل عادي دنيوي نيز به هزار اشكال و ايراد دچار مي‌سازد!

  •  متأسفانه غفلت از اين مسئلۀ حسّاس باعث گرديد تا عده‌اي از مبلّغان و سخنوران به‌سمت نگرش اهل‌سنّت گرايش پيدا كنند و توجه به مهم‌ترين اصل از اصول ديانت را مُخِل به اجتماع و وحدت مسلمين بپندارند و در سخنان و نوشتارهاي خود به انحراف و اعوجاج گرفتار آيند.

  •  مرحوم والد معظم ـ روحي فداه ـ كه حقاً و حقيقتاً بايد ايشان را به‌عنوان ناطق مكتب اهل بيت سلام الله عليهم به‌حساب آورد، پيوسته در گفتارها و نوشتارها بر اين مطلب تأكيد مي‌ورزيدند و راه را از بيراهه باز مي‌شناساندند و طريق فلاح را از ضلالت نشان مي‌دادند و همه را به همان مقصد و غايتي كه اولياء دين واصل و فائز گشته بودند، هدايت و ارشاد مي‌كردند.

  •  مسئلۀ موالات با اهل‌بيت عصمت و متابعت بدون قيد و شرط از آنان، به‌نحوي كه حتي تصوّر و خطورِ وقوف و تأمّل در قبال اراده و مشيّت آنان راه نداشته باشد، به‌عنوان اصلي‌ترين و اساسي‌ترين آموزۀ فرهنگ تشيّع و مكتب حقّ مطرح مي‌باشد، چنان‌که رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم فرمود: «ما نُودِيَ بشيءٍ مثلَ ما نُودِيَ بالوَلاية.»3

    1. . این مطلب در جلّد سوّم اسرار ملکوت مطبوع به طور اجمال و نیز در کتاب سیمای عاشورا که در دست تألیف است، به طور تفصیل آورده شده است.
    2. . امام‌شناسی، ج 7، ص 103:
      «بگو ای پیغمبر: من در برابر رسالت خداوندی، از شما اجر و مزدی نمی‌خواهم مگر مودّت به ذَوی‌القربیٰ را.»
    3. . مصادر این روایت شریف در کتاب رساله سیروسلوک منسوب به بحرالعلوم، ص ٨٢، تعلیقه، این‌گونه آمده است:
      «در کافى، ج ٢، اصول، ص ١٨ از فُضَیل از أبى‌حمزه؛ و در محاسن برقى، ج ١، حدیث رقم ٤٢٩ در ص ٢٨٦ از ابن محبوب از أبى‌حمزه از حضرت أبى‌جعفر علیه السّلام روایت کردهاند که قال:
      بُنِىَ الإسلامُ عَلَى خَمسٍ: عَلَى الصَّلاةِ و الزَّکاةِ و الصَّومِ و الحَجَّ و الوِلایَةِ، و ما نودِىَ بِشَىءٍ [و لَم یُنادَ بِشَىءٍ] کَما نودِىَ بِالوَلایَةِ.
      و نیز در کافى در ص ١٨ و ١٩ و ٢١؛ و در محاسن، ص ٢٨٦ چندین روایت دیگر به همین مضمون با سلسله روات دیگر از حضرت ابی‌عبدالله و حضرت أبى‌جعفر علیهما السّلام نقل مىکند.»

دیباچه‌ای از آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی بر کتاب رسالهٔ مودت

3
  •  يك فرد مسلمان در نگرش ديني و اعتقادي تا به اين نكتۀ اساسي نرسد و ولايت معصوم عليه السلام را بر تمامي شراشر وجود خويش تفضيل نبخشد، ره به منزل مقصود نخواهد برد و نارسيده و ناپخته رخت از اين سرا به آخرت خواهد برد.

  •  رسالتي كه رسول خدا در روز غدير مأمور به ابلاغ آن بود معرّفي و ارائۀ يك مسئله‌گو نبود و نيز تعيين يك حاكم عادل در ميان امّت نبوده است؛ زيرا گرچه شناخت مسائل و احكام و اِشراف بر تكاليف شرعيه از اهميّت و جايگاه بسيار بالايي برخوردار است، ولي در تعيين سرنوشت و سعادت يك فرد نقش منحصر‌به‌فردي ندارد. چه‌بسا انسان در مقام عمل، تكليفي را به‌اشتباه انجام مي‌دهد و مورد عفو و رحمت و بخشش پروردگار قرار مي‌گيرد و يا در صورت اختلاف مجتهدين در فتوا قطعاً يكي از دو حكم، مخالف با كتاب‌الله و ما أنزل الله مي‌باشد، اما در عين حال شارع مقدّس قلم عفو بر روي خطاء و اشتباه افراد مي‌كشد و آن عمل را مورد قبول و رضاي خود مي‌گرداند؛ كما حقّق في محلّه.

  •  و هم‌چنين در مورد حكومت عادله و حاكم عادل نيز گرچه عدالتي كه به‌واسطۀ حكومت اولياي معصومين عليهم السلام اجراء و دائر گردد، با عدالت متعارف و مصطلح تفاوت فاحش دارد؛ ولي باز ايجاد امنيّت و عدالت و برقراري قسط و حقّ آزادي و بستر مناسب براي رشد و تعالي تا حدودي به‌واسطۀ حاكم عادل و منصف مي‌تواند متحقّق گردد،1 چنان‌که در طول تاريخ شواهدي بر اين مطلب به چشم مي‌خورد.

  •  رسالت پيامبر در روز غدير، معرّفي راه و طريق وصول به مرتبۀ فعليّت و تجرّد تامّ و توحيد مطلق و كمال انسانيّت و سعادت مطلقه و لا يتناهي و وفود در حرم قدس الهي به‌واسطۀ تسليم و انقياد و سرسپردن و عبوديّت در قبال حقيقت ولايت بوده است. مسئلۀ توضيح احكام و تكاليف و ادارۀ جامعه و حكومت حقّه جاي خود را دارد. مسلمان بدون ولايت، رُبات است و هيچ اثر و نتيجه‌اي بر اعمال و رفتار او مترتّب نخواهد شد.

  •  حقيقت دين همان روح و جان دين است كه به‌واسطۀ تحقّق به آن، نفس از مرتبۀ حيواني به‌سوي مراتب تجرّد عروج مي‌نمايد و بدون آن در همان مرتبه باقي مي‌ماند ـ گرچه به ظاهر، متمسّك به اسلام و عامل به احكام و تكاليف ظاهري مي‌باشد ـ و آن حقيقت، نفس ملكوتي معصوم عليه السلام است كه به‌واسطۀ اتصال به آن نفس قدسي، روح و جان انسان به حركت درمي‌آيد. فلهذا بزرگان فرموده‌اند:

  • >وصول به مرتبۀ توحيد و معرفت‌الله بدون اتّصال به ولايت و تربيت نفس تحت اشراف صاحب ولايت امكان‌پذير نمي‌باشد.<2

  •  چنانچه در اشعار منسوب به حضرت شيخ اجل محيي الدين عربي ـ رحمة الله عليه ـ آمده است:

  • رأيتُ ولائي آلَ طه وسيلةً       ***       علي رغم أهلِ البُعد يورثني القُربيٰ

    1. در کتاب اسرار ملکوت جلد سوّم به این نکته پرداخته شده است.
    2. رجوع شود به معادشناسی، ج ٥، ص ١١٣.

دیباچه‌ای از آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی بر کتاب رسالهٔ مودت

4
  • فما طلَب المبعوثُ أجراً علي الهُديٰ       ***       بتبليغِه إلّا المودّةَ في القُربيٰ1و2

  •  و نيز ابن فارض مصري مي‌فرمايد:

  • ذهَب العُمرُ ضِياعاً و انقَضَي       ***       باطلاً إذْ لم أفُز مِنكم بشيءٍ

  • غيرَ ما أوليتُ مِن عِقدي وَلا       ***       عترةِ المبعوثِ حقّاً مِن قُصَيّ3

  •  بنابراين تنها راه منحصر‌به‌فرد براي وصول به مدارج كمال، انقياد تامّ و بدون قيد و شرط نسبت به ساحت مقدّس اولياي معصومين عليهم السلام، و در زماننا هذا قطب عالم امكان و حبل الله الممدودُ بينه و بينَ خلقِه أجمعين، حضرت بقية الله حجّة بن الحسن المهديّ أرواحُنا لتُرابِ مَقدَمه الفداء مي‌باشد و هيچ فرد ديگري را بأيّ‌نحو‌ٍكان در رديف و طراز آن بزرگوار نبايد قرار داد و فقط و فقط طوع بندگي و رقّيّت او را به گردن آويخت و فقط در جهت تحصيل رضا و خشنودي ذات مقدّس او بايد قدم برداشت و از هر فرصتي براي شناخت واقعي او بحقّ المعرفة كوتاهي نورزيد و از هر قدم و اقدامي براي رسيدن به حريم ولايت او غفلت نكرد؛ چنانچه در روايت امام هادي عليه السلام به يزيد‌بن‌سليط است كه «امام معصوم را فقط خداي متعال مي‌شناسد»4 و هم‌چنان‌كه بزرگان اهل معرفت و بصيرت فرموده‌اند: «ولايت همان حقيقت توحيد، و حقيقت توحيد نيز نفس ولايت است.»5

  •  و از اينجا به اين نكته پي مي‌بريم: علّت اينكه در روز غدير خداوند به رسول اكرم خطاب فرمود: ﴿وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ﴾6 چه بوده است، زيرا اسلام بدون ولايت مساوي است با صفر و هيچ!

  • و وصول به اين مرحله جز با پيمودن سلوك الي‌الله و تربيت و تزكيۀ سلوكي تحت اشراف و دستگيري يك عارف كامل و سالك واصل حاصل نمي‌گردد؛ چنان‌که مرحوم علّامه طباطبایي ـ رحمة الله عليه ـ بارها به شاگردان و ارادتمندان خود چنين مي‌فرمودند. و تبيين حقيقت ولايت و راه رسيدن به آن منحصراً در اختيار عارف واصل است، لا غير. و ساير افراد در تعريف و تبيين ولايت و امام عليه السلام رجماً بالغيب مطلبي ابراز مي‌دارند و از دور دستي بر آتش دارند، بدون آنكه هيچ خبري از آن آفاق عاليه و عوالم قدسيّه داشته باشند. و روي اين حساب، انسان فقط بايد به سخنان و تفاسير و كلمات اولياي الهي در اين عرصه گوش فرا دهد و مطالب آنان را به دقّت و تأمّل تامّ مورد تحقيق و متابعت قرار دهد.

  •  مرحوم علاّمه آية الله سيد محمدحسين حسيني طهراني ـ افاض الله علينا من بركاتِ انفاسِه القدسيّه ـ از زمرۀ نوادر عرصۀ معرفت و توحيد و ولايت بود كه هم در مقام احاطه به علوم رسميّه و فنون متداوله و متعارفه و هم در

    1. جهت اطلاع بر کیفیّت انتساب این اشعار به جناب محیی الدین رجوع شود به روح مجرد، ص٤٤٥، تعلیقۀ ٢و٣. (محقق)
    2. ترجمه: «برخلاف میل و نظر آنان که از حقیقت ولایت دور هستند، من ولای خود به اهل‌بیت علیهم السلام را وسیلۀ نزدیکی خود به پروردگار قرار دادم. زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم در برابر هدایت مردم مزدی جز مودّت و دوستی ذوی‌القربیٰ درخواست ننمود.» (محقق)
    3. دیوان ابن‌فارض، ص ٢١٩. مهر تابان، ص 436، تعلیقه:
      «عمر من ضايع شد و بيهوده هدر رفت و به بطلان منقضى شد، چون من از شما بهره‌اى نبردم. آرى! غير از آنچه به من از عقد ولاى عترتِ برگزيده‌شده از آل قُصَىّ (يعنى رسول الله) داده شده است.»
    4. الکافی، ج١، ص٣١٤.
    5. امام‌شناسی، ج٥، ص١٤٠.
    6. سورۀ المائده (٥)، قسمتی از آیۀ ٦٧.

دیباچه‌ای از آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی بر کتاب رسالهٔ مودت

5
  • مقام تزكيه و كشف حقایق ربوبي و سبحات جمال و جلال الهي گوي سبقت از همگان ربوده، به أقصيٰ مراتب تجرّد و توحيد و ولايت دست يافته بود و بدون شك اگر ايشان را تك‌سوار عرصۀ معرفت و توحيد وولايت بناميم سخن به گزاف نگفته‌ايم.

  •  مراتب اخلاص و معرفت و اتّصال ايشان به صاحب ولايت كبري در حدّي بود كه اين بنده تاكنون به مقدار و ميزان اطّلاع و اشراف خود بر احوال و شئون علماء بالله و عرفاء الهي، كسي را به رتبه و موقعيّت ايشان نيافته‌ام و سراغ ندارم.

  •  روزي از ايشان سؤال كردم: آقا جان بهترين كتاب شما از جملۀ تأليفات چه مي‌باشد؟

  •  ايشان فرمودند: «كتاب لمعات الحسين، زيرا اين كتاب فقط سخنان امام عليه السلام است.» و پس از تأمّل فرمودند: «بعد از اين كتاب، كتاب امام‌شناسي بهترين تأليف من است.»

  •  اين حقير پس از مطالعۀ اين كتاب شريف گفتم: كسي كه مايل و طالب وصول به مراتب معرفت و توحيد و ولايت است بدون قرائت و تأمّل تامّ در اين كتاب ره به جايي نخواهد برد!

  •  كتاب حاضر نيز بخشي از مطالب و مباحثي است كه آن بزرگوار در راستاي تثبيت و اثبات مكتب حق و شريعت غرّاء مطرح نمودند كه خود گوياي حقيقت حال و صدق مدّعاي ما مي‌باشد.

  •  از خداوند متعال براي روح متعالي و قدّوسي آن فقيد سعيد، علوّ درجات و استغراق در بحار انوار تجليّات ربوبي و تنعّم از جميع مواهب و فيوضات صاحبان و متوليّان ولايت مطلقه را خواستاريم و نيز تأسي به شيوۀ مرضيۀ حقّه و پيروي از مباني رصين و متين مكتب توحيد و عرفان را براي جميع دلسوختگان و دردمندان و طالبان اين منهج قويم مسئلت مي‌نمایيم.

  • بمحمّد و آله الطاهرين و السّلامُ علیٰ جميعِ عبادِ اللهِ الصّالحين

  • ٢٦ رجب ١٤٣٤ قم المقدّسه

  • و أنا الرّاجي عفوَ ربِّه

  • سيّد محمّدمحسن حسينی طهرانی