/ 4
  • fullscreen

لزوم احترام وبزرگداشت والدین 1

1
  • لزوم احترام وبزرگداشت والدین ١

  •  

لزوم احترام وبزرگداشت والدین 1

2
  • حضرت علامه آیت اللَه سید محمد حسین حسینی طهرانی درکتاب نور ملکوت قران در ارتباط با لزوم احترام وبزرگداشت والدین مقاله پیش رو گزیده ایست از فرمایشات

  • بسْمِ اللَه الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ‌ 

  • تفسیر آیه وَاخْفِضْ لَهُما جَنَاحَ الذُّلَّ مِنَ الرَّحْمَةِ

  • این آيات‌ يك‌ راه‌ سلام‌ را نشان‌ مي‌دهد؛ و آن‌ احترام‌ و إكرام‌ به‌ پدر و مادر است‌. قرآن‌ دستور مي‌دهد فرزند بايد با نهايت‌ ادب‌ و احترام‌ با آنها (والدین) رفتار كند؛ و در سعي‌ حوائج‌ آنها، مساعي‌ جميلۀ خود را بكار بندد؛ و بالهاي‌ فروتني‌ و خضوع‌ خود را آن هم‌ نه‌ از روي‌ اجبار و إكراه‌، و نه‌ از روي‌ مصلحت‌ انديشي‌ و محافظه‌كاري‌، بلكه‌ از روي‌ محض‌ صدق‌، و عين‌ رحمت‌ و رأفت‌، براي‌ آنها پائين‌ آورد.

  • علامه آیه اللَه حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی در جلد اول کتاب نور ملکوت قرآن در خصوص لزوم احترام و بزرگداشت پدر و مادر با استناد به آیات و روایات چنین می نویسند:

  • وَ قَضَي‌ رَبُّكَ أَن‌ لَا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَ بِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرِ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَ لَا تَنْهَرهُمَا وَ قُلْ لَهُمَا قَوْلاً كَرِيمًا * وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي‌ صَغِيرًا * رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِي‌ نُفُوسِكُمْ إِن‌ تَكُونُوا صَالِحِينَ فَإِنَّهُ كَانَ لِلَاوَّابِينَ غَفُورًا. (سوره اسراء، آیه ٢٣ الی ٢٥)

  • « و پروردگار تو حكم‌ نموده‌ است‌ كه‌: هيچ‌ موجودي‌ را جز ذات‌ أقدس‌ او پرستش‌ مكنيد! و با پدر و مادر خود نيكي‌ و احسان‌ نمائيد! اگر هر آينه‌ در نزد تو، و در صورت‌ حيات‌ تو، يكي‌ از آن‌ دو، و يا هر دوي‌ آنها به‌ سن‌ پيري‌، و سالخوردگي‌ رسيدند (و در نتيجه‌، ضعيف‌ و مريض‌ شده‌، و از كار افتادند، و صبر و تحملّشان‌ كم‌ شد، و به‌ تو سخن‌ درشتي‌ گفتند) تو سخنشان‌ را ردّ مكن‌، و اُفّ مگو! و آنها را از خود مرنجان‌ و دور مكن‌؛ و با آنها با گفتار كريمانه‌، و كلام‌ محترمانه‌ برخورد كن‌؛ و معزّز و مكرّم‌ بدار!

  • براي‌ پدر و مادرت‌، بالهاي‌ ذلّت‌ و خشوع‌ خود را از روي‌ رحمت‌ بگستران‌، و پائين‌ بياور! و بگو: بار پروردگار من‌! بر آن‌ دو رحمت‌ بفرست‌؛ هم چنان كه‌ آن‌ دو مرا در سنّ صِغر و دوران‌ صباوت‌ و كودكي‌ پرورش‌ دادند، و به‌ سرحدّ رشد و كمال‌ رسانيدند.

  • پروردگار شما داناتر است‌ به‌ آنچه‌ در نفوس‌ شما پنهان‌ است‌ (به‌ نيّت‌هاي‌ شما و افكار شما) شما اگر راه‌ صلاح‌ را بپيمائيد و صالح‌ گرديد؛ پس‌ بدانيد كه‌: او حتماً كساني‌ را كه‌ با توبه‌ و انابه‌، به‌ بارگهش‌ رجوع‌ كنند؛ مورد غفران‌ خود قرار مي‌دهد.»

  •  

  • لطائف‌ و ظرائف‌ نكات‌ در تفسير آيۀ: وَاخْفِضْ لَهُما جَنَاحَ الذُّلَّ مِنَ الرَّحْمَةِ

  • در اين‌ آيات‌ يك‌ راه‌ سلام‌ را نشان‌ مي‌دهد؛ و آن‌ احترام‌ و إكرام‌ به‌ پدر و مادر است‌؛ آن هم‌ در سنّ كهولت‌؛ و از آن‌ بالاتر در سنّ هرَم‌ كه‌ فرتوتي‌ و بي‌تواني‌ در اثر ضعف‌ پيري‌ و تسلّط‌ لشكر مرگ‌ تدريجي‌ بر اندام‌ و پيكرۀ آنها حمله‌ور شده‌ و در نتيجۀ خسته‌ شدن‌، و عدم‌ تحملّشان‌ در ناملايمات‌، و در اثر آن‌ احياناً سخن‌ درشت‌ و ناروائي‌ را از روي‌ بي‌صبري‌ و ناشكيبي‌ پرتاب‌ كردن‌، بي‌اختيار و يا لااقل‌ كم‌ اراده‌ نموده‌ است‌.

  • در اينجا قرآن‌ دستور مي‌دهد: فرزند بايد با نهايت‌ ادب‌ و احترام‌ با آنها رفتار كند؛ و در سعي‌ حوائج‌ آنها، مساعي‌ جميلۀ خود را بكار بندد؛ و بالهاي‌ فروتني‌ و خضوع‌ خود را آن هم‌ نه‌ از روي‌ اجبار و إكراه‌، و نه‌ از روي‌ مصلحت‌ انديشي‌ و محافظه‌كاري‌، بلكه‌ از روي‌ محض‌ صدق‌، و عين‌ رحمت‌ و رأفت‌، براي‌ آنها پائين‌ آورد، و علاوه‌ بر تحمّل‌ مشاقّ و ناملايماتي‌ كه‌ از ناحيۀ آنها مي‌رسد، بايد دربارۀ ايشان‌ دعا كند؛ و از خداوند طلب‌ رحمت‌ بر آنها بنمايد.

  • ما در اينجا مي‌بنيم‌ كه‌: عالي‌ترين‌ دستور و وظيفه‌اي‌ را كه‌ در عين‌ حال‌ توأم‌ با مجاهده‌ و رياضت‌ نفساني‌ است‌؛ دربارۀ آنها، جزو تكاليف‌ عملي‌ انسان‌ قرار داده‌ است‌.

  • انسان‌ بواسطۀ تحمّل‌ مشاقّ آنها، از هواي‌ نفس‌ پاك‌ مي‌شود، و در اثر صبر بر ناملايمات‌، اجر جزيل‌ مي‌يابد؛ و سعۀ روحي‌ پيدا مي‌كند و پدر و مادرش‌ از وي‌ خشنود و راضي‌ بوده‌؛ دربارۀ او

لزوم احترام وبزرگداشت والدین 1

3
  • دعاي‌ خير مي‌كنند. و اين‌ اجتماع‌ منزلي‌ مركّب‌ از فرزندان‌ و پدر و مادر، يك‌ كانون‌ محبّت‌ و صميميّت‌ مي‌گردد. فرزند در خدمت‌ آنهاست‌؛ و آنها دوستدار و دعاگوي‌ فرزند؛ تا رفته‌ رفته‌ عمر آنان‌ به‌ سرآيد و با إعزاز احترام‌، و دعا و طلب‌ غفران‌ آنها را به‌ خاك‌ بسپارند؛ و چند صباحي‌ ديگر زيست‌ نمود، تا خودشان‌ پدر و مادر شوند؛ و پير و فرتوت‌ گردند؛ و همان‌ معامله‌اي‌ را كه‌ با پدر و مادر كرده‌؛ دربارۀ ايشان‌ نيز بنمايند.

  • بکاشتند و بخوردیم و کاریم و خورند            ***             چو نیک بنگری همه برزیگران یکدیگریم

  •  

  • قياس‌ تعليمات‌ قرآن‌ با تمدّن‌ بي مايۀ شرق‌ و غرب‌ ناشي‌ از كفر

  • امّا فرهنگ‌ ضالّه‌، و تمدن‌ غرب‌ و شرقي‌، كه‌ براي‌ انسان‌ شخصيّتي‌ و أصالتي‌ قائل‌ نيست‌؛ و فقط‌ انسان‌ را وسيلۀ كار مي‌داند و ابزار و آلات‌ حصول‌ مقاصد مادّي‌، و درآمد اقتصادي‌ قرار مي‌دهد، تا هنگاميكه‌ از پدر و مادر كاري‌ ساخته‌ است‌، و منفعت‌ مادّي‌ تراوش‌ مي‌كند، براي‌ آنها در اجتماع‌ منزلتي‌ قائل‌اند، ولي‌ همينكه‌ از كار افتادند، و مريض‌ شدند، و يا در اثر ضعف‌ پيري‌ و فتور و سستي‌ ناشي‌ از كهولت‌ و دوران‌ شيخوخيّت‌ نتوانستند بهره‌اي‌ بدهند؛ و نتوانستند خود به‌ خود كارهاي‌ شخصي‌ خود را انجام‌ دهند، در اينجا در جامعه‌، و در نزد قانون‌، و در نزد عرف‌ و مردم‌ قيمتي‌ ندارند؛ و بطور كلّي‌ فاقد الاعتبار و مسلوب‌ المقدار مي‌شوند.

  • فرزندان‌ با بيمارستان‌ خاصّي‌ زدو بند نموده‌، و چشمان‌ و كلّيۀ آنها را از پيش‌ فروش‌ نموده‌اند؛ تا در حال‌ جان‌ كندن‌ چشمها را با كارد و چاقو بيرون‌ كشند، شكمش‌ را دريده‌ و كليّه‌ و قلب‌ را بيرون‌ آورند، و بدن‌ مُثله‌ شده‌ و پاره‌ شدۀ او را حكومت‌ وقت‌ ـ آن هم‌ نه‌ خود آنها ـ دفن‌ كنند!

  • پدر و مادر تا جوان‌ هستند و قابل‌ دوشيدن‌، از آنها مي‌دوشند. و چون‌ پير و افتاده‌ شدند، عضو زائد و سربار مجتمع‌ محسوب‌ مي‌شوند! در اين‌ حال‌ خواهي‌ نخواهي‌؛ طَوعاً أو كَرْهاً آنها را به‌ محلّ خاصّي‌، دور از اجتماع‌ كه‌ حكم‌ زنداني‌ وسيع‌، و يا بيمارستان‌ أبدي‌ را دارد. درمیان‌ شهر و گورستان‌، كه‌ به‌ نام‌ پانسيون‌ بزرگسالان‌، و يا آسايشگاه‌ پيرسالان‌ و سالمندان‌ نام‌ نهاده‌اند، مي‌برند. نه‌ اُنسي‌، و نه‌ أنيسي‌، و نه‌ ياري‌، و نه‌ دياري‌، تنها و تنها بايد بمانند تا بميرند.

  • آخر اين‌ پدر و مادر عمري‌ را براي‌ فرزند خود تباه‌ كرده‌ و هستي‌ و دارائي‌ و حيات‌ خود را دربارۀ او مصرف‌ كرده‌اند. ولي‌ اينك‌ كه‌ پير شده‌اند و قدرت‌ بر انجام‌ حوائج‌ خود ندارند، هم‌ پسر خسته‌ شده‌، و از آن‌ بدتر عروس‌ خانم‌ اجازه‌ ماندن‌ در منزل‌ نمي‌دهد؛ و آنان‌ را موجودات‌ ميكربي‌ مي‌داند؛ و امر مي‌كند كه‌ آنها را فعلاً در اطاق‌ نوكر و كلفت‌ منزل‌ جاي‌ دهند؛ و سپس‌ از خانه‌ بيرون‌ انداخته‌، و به‌ محلّ پيرسالان‌ انتقال‌ دهند.

  • پسر هم‌ عَبْد و عَبيد عروس‌ شده‌؛ و فكر و ارادۀ او را در اُمور زندگي‌ بواسطۀ انغمار در شهوات‌ و عشق‌ به‌ جمال‌ ظاهري‌ مقدّم‌ ي‌دارد، و هر چه‌ او اشاره‌ كند، با كمال‌ جديّت‌ و سرعت‌ بكار مي‌بندد، و با دل‌ و جان‌ مي‌پذيرد؛ از تو به‌ يك‌ اشارت‌، از ما به‌ سر دويدن‌!

  • عشق‌ هائي‌ كز پي‌ رنگي‌ بود            ***            عشق‌ نبود، عاقبت‌ ننگي‌ بود

  • پسر اختيار امور منزلي‌، بلكه‌ اختيار امور شخصي‌ و خارجي‌ خود را بدست‌ او داده‌ است‌؛ و او هم‌ فَعّالٌ لِما يشَاءُ؛ و حَاكِمٌ لِمَا يُريد، هر جا مي‌برد، و هرجا مي‌كشد! و معلوم‌ است‌ كه‌ چون‌ رياست‌، و اختيار و صاحب‌ اختياري‌ به‌ دست‌ زنان‌ افتد؛ آنها مردها را به‌ چه‌ راه‌ مي‌برند؟ و ضربۀ قطعي‌ به‌ اجتماع‌ سالم‌ و سَلام‌ از كجا مي‌رسد؟

  • اينجاست‌ كه‌ اين‌ آيۀ مباركۀ درخشان‌ قرآن‌، سر از اُفق‌ غيب‌، و پردۀ پنهان‌ به‌ در مي‌آورد و فرياد مي‌زند:

  • الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَي‌ النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَه بَعْضَهُمْ عَلَي‌ بَعْضٍ وَ بِمَا أنْفَقُوا مِن‌ أَمْوَالِهِمْ

  • فَالصَّـٰلِحَـٰتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَه.  (سوره نساء آیه٣٤ )

  • «مردان‌ را بر زنان‌ تسلّط‌ و حقّ نگهباني‌ است‌، بواسطۀ فضيلتي‌ كه‌ خدا بعضي‌ را بر بعضي‌ داده‌ است‌؛ و بواسطۀ مخارج‌ زندگي‌ و نفقه‌اي‌ را كه‌ مردان‌ به‌ آنها مي‌دهند. پس‌ زنان‌ صالحه‌ كساني‌ هستند كه‌ در حضور شوهران‌ مطيع‌ آنها هستند؛ و در غيبت‌ آنها نگهدارنده‌ و پاسدار اموال‌ و نواميس‌ آنها كه‌ خداوند به‌ حفظ‌ آنها امر نموده‌ است‌.»

لزوم احترام وبزرگداشت والدین 1

4
  • بسيار عجيب‌ است‌ كه‌: امروزه‌ از آيه‌ إنَّ أَكْرَمَكُم‌ عِندَ اللَه أَتْقَـٰكُم‌. «حقّا و حقيقتاً گرامي‌ترين‌ فرد از افراد شما در نزد خداوند، آن‌ كسي‌ است‌ كه‌: تقواي‌ او أفزون‌تر باشد»، بسيار سخن‌ به‌ ميان‌ مي‌آيد. و مدّعيان‌ اسلام‌ شناس‌ آن را يك‌ قانون‌ أصيل‌، و مايۀ افتخار به‌ قرآن‌ مي‌دانند؛ ولي‌ از آيۀ الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَي‌ النِّسَاءِ، و يا از جملۀ فالصَّـٰلِحَـٰتُ قَانِتَاتٌ يعني‌ از لزوم‌ اطاعت‌ زنان‌ از شوهران‌، سخن‌ به‌ ميان‌ نمي ‌آورند؛ و كأنَّه‌ اسلام‌ را تجزيه‌ نموده‌، قسمتي‌ از آن را قبول‌ دارند، و قسمتي‌ را قبول‌ ندارند. گر چه‌ لفظاً به‌ همۀ قرآن‌ معترف‌، و به‌ همۀ احكام‌ اسلام‌ دربسته‌ و سربسته‌ اقرار مي‌نمايند.

  • اگر دختري‌ در نيّتش‌ آن‌ باشد كه‌: در خانۀ شوهر، شوهر را در تحت‌ اختيار خود درآورد؛ و در امر و نهي‌، و آمد و رفت‌ بر او مسلّط‌ گردد؛ و با حيله‌ها و تزويرهاي‌ زيركانه‌ و ظريفانه‌، بالاخره‌ امور وي‌ را بدست‌ گيرد، و خود را حاضر بر پذيرش‌ قيمومت‌ مرد بر زن‌ ننموده‌؛ و حاضر براي‌ تسليم‌ و اطاعت‌ و انقياد نشود و بطور كلّي‌ چنين‌ معتقد باشد كه‌ زن‌ بايد بر مرد مسلّط‌ باشد، و در كارهاي‌ او دخالت‌ كند، در حقيقت‌ اين‌ آيه‌ را قبول‌ نداشته‌، و نپذيرفته‌ است‌ و عملاً رد كرده‌ است‌. گرچه‌ قرآن‌ را محترم‌ به‌ شمارد، و در مجلس‌ عقد مقيّد باشد كه‌ قرآن‌ را گسترده‌، و در برابر چشمان‌ خود قرار ‌دهد. و در اين صورت‌ عقد او باطل‌ است‌؛ زيرا بر شريعت‌ رسول‌ اللَه‌؛ و بر كتاب‌ خدا، عقدش‌ جاري‌ نگرديده‌ است‌.

  • لله‌ الحمد و له‌ الشكر ما در اين‌ باره‌، رساله‌ بديعه‌ الرِّجَالُ قَوَّامُونَ را نوشته‌، و ترجمه‌اش‌ نيز انتشار يافته‌ است‌. شايسته‌ است‌ مردان‌ و بانوان‌ قرآئت‌ نمايند؛ و از روح‌ اسلام‌ و نظر بلند دربارۀ حكمت‌ اجتماع‌، و وظايف‌ خطير مردان‌ و زنان‌ آشنا گردند؛ و اجتماعي‌ صالح‌ بر اساس‌ تعاليم‌ قرآن‌، نه‌ بر اساس‌ اوهام‌ شخصي‌ و افكار جاهلي‌ بوجود آورند.