اصول
الفصل 5: العمل بالعامّ قبل الفحص عن المخصّص (تعداد جلدها :5)
توضیحاتلزوم فحص از مخصص پیش از عمل به عام، محور اصلی این جلسه از درس اصول فقه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا دو مبنای مشهور در این مسئله را بررسی میکنند: دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی که وجوب فحص را بر سیره عقلایی استوار میداند و نظریهای که منشأ فحص را قرار گرفتن عام در اطراف علم اجمالی میشمارد. سپس با تحلیل دیدگاه آیتالله حکیم، بحث انحلال علم اجمالی و نسبت آن با یافتن مخصص مورد بررسی قرار میگیرد و تفاوت میان علم تفصیلی و علم اجمالی از زاویه بقاء موضوع و جریان استصحاب توضیح داده میشود. در ادامه با مثالهایی از شبهات محصوره و غیرمحصوره، مبانی مختلف نقد میگردد. نتیجه بحث این است که مسئله فحص از مخصص بیش از آنکه تابع قواعد خشک علم اجمالی باشد، تابع فهم عرفی و سیره عقلایی در تشخیص احتمال وجود مخصص است.
توضیحاتمبنای وجوب فحص از مخصص پیش از عمل به عام، محور اصلی این جلسه از درس آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا جایگاه اصول عملیه و اصول لفظیه را تبیین کرده و تفاوت مبنای حجیت در این دو حوزه را بررسی میکنند. سپس توضیح میدهند که در اصول عملیه، عقل و فطرت انسان اجازه نمیدهد مکلف با وجود احتمال دسترسی به احکام شرعی، بدون جستوجوی دلیل به برائت و اباحه تمسک کند. در ادامه، بحث به اصول لفظیه کشیده میشود و دو مبنای مهم برای لزوم فحص از مخصص و مقید، یعنی آگاهی از روش شارع در بیان احکام و وجود علم اجمالی به مخصصات و مقیدات، مورد تحلیل قرار میگیرد. همچنین نقش مراجعه گسترده به منابع روایی، نقد اکتفا به نقلهای تقطیعشده و شرایط دستیابی به اطمینان در فرایند اجتهاد بررسی میشود. این جلسه مبانی عقلی و علمی ضرورت فحص پیش از تمسک به عمومات را روشن میسازد.
توضیحاتوجوب فحص از مخصص بر پایه علم اجمالی، محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی پس از بیان تفاوت مبانی وجوب فحص در اصول عملیه و اصول لفظیه، دیدگاه کسانی را بررسی میکند که تنجیز علم اجمالی را دلیل لزوم جستوجو از مخصصات و مقیدات میدانند. در ادامه، اشکالات وارد بر این مبنا را مطرح کرده و مسئلۀ علم اجمالی کبیر و صغیر، انحلال علم اجمالی و تأثیر آن بر بقای وجوب فحص را بهتفصیل تحلیل میکند. سپس پاسخ مرحوم نائینی و تقسیم علم اجمالی به مرسل و معین را بررسی و نقد مینماید. حاصل بحث آن است که وجوب فحص را نمیتوان صرفاً بر علم اجمالی مبتنی دانست، بلکه سیرۀ عقلائیه و روش متعارف شارع در بیان عام و خاص، نقش اساسی در اثبات لزوم فحص از مخصصات و مقیدات دارند.