خصوصیات ماه مبارک رمضان

از منظر روایات و سیرۀ بزرگان

116
مشاهده متن

پدیدآورآیت‌اللَه سید محمدمحسن حسینی طهرانی

گروهطرح مبانی اسلام


توضیحات

حضرت آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضوان‌الله‌علیه) در این جلسه که در روزهای پایانی ماه مبارک رمضان 1419 ه‍.ق ایراد فرموده‌اند، به تبیین جایگاه تکوینی و خصوصیات حقیقی ماه مبارک رمضان از منظر روایات و سیرۀ بزرگان می‌پردازند. مرحوم استاد با نفی قراردادی بودن زمان‌های عبادی، تأکید می‌کنند که ماه‌های قمری دارای آثار وضعی و واقعی بر روح انسان هستند که تغییرناپذیرند. در روایات، ماه رمضان را به عنوان ماه ضیافت الهی معرفی شده که در آن حتی نفس کشیدن و خوابیدن نیز عبادت محسوب می‌شود. در ادامه، حضرت استاد بر اهمیت خاص دهۀ پایانی این ماه تأکید کرده و آن را فرصتی استثنایی برای رسیدن به عالی‌ترین مراتب معرفت و عبودیت می‌دانند. در نهایت، بهره‌مندی از این فیوضات به حسن‌ظن بنده نسبت به پروردگار و همت او برای نیل به کمالات انسانی وابسته دانسته شده است.

/11
پی دی اف پی دی اف موبایل ورد صوت

خصوصیات ماه مبارک رمضان - از منظر روایات و سیرۀ بزرگان

1
  •  

  • هو العليم

  •  

  • خصوصیات ماه مبارک رمضان

  • از منظر روایات و سیرۀ بزرگان

  •  

  • بیانات

  • آیت‌اللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی

  • قدس‌الله‌سره

  •  

خصوصیات ماه مبارک رمضان - از منظر روایات و سیرۀ بزرگان

2
  •  

  •  

  • [أعوذُ بالله من الشّیطان الرّجیم

  • بسم الله الرّحمن الرّحیم]

  •  

  •  

  • اثرات تکوینی و تغییرناپذیر مناسبت‌های دینی

  • [رسول خدا صلّی الله علَیه و آله و سلّم می‌فرمایند]:

  • شَهرٌ دُعیتُم فیهِ إلیٰ ضیافةِ اللهِ... أنفاسُکُم فیهِ تَسبیحٌ و نَومُکُم فیهِ عِبادَةٌ.1

  • پیغمبر اکرم راجع به ماه مبارک رمضان تعبیری دارند که این تعبیر در سایر موارد نیست. هرچه هست، عنایت خداوند بر مقتضای مشیّت و مصلحت خودش، بر زمان‌ها و برهه‌هایی تعلق می‌گیرد که آن زمان‌ها از نقطه‌نظر خصوصیت با هم اختلاف دارند و این یک مسئلۀ قراردادی نیست؛ مثل ـ فرض کنید ـ ایام سال (فروردین و اردیبهشت و خرداد و اَمُرداد و امثال‌ذلک) که اینها یک مسئلۀ قراردادی است.

  • شما می‌توانید اول سال را همین امشب قرار بدهید؛ چون کرۀ زمین در ارتباطش با آن فلَکی که به دور اوست، [گردشی] 360 درجه دارد؛ لذا شما هر نقطه‌ای از این دایره را مبدأ برای سال حساب کنید، کار اشتباهی نکرده‌اید. حالا فرض کنید که اول ماه فروردین را اول سال قرار می‌دهند؛ از کجا قرار می‌دهند؟ آیه آمده؟! به آنها وحی شده؟! از کجا؟ می‌گویند:

  • در اول‌سالی که زمین براساس آن برج‌هایی که منجّمین سابق و هیَئیّین سابق قرار داده بودند، از برج حوت ـ که به معنای ماهی است ـ منتقل می‌شود به برج حمَل.

  • خب، حالا بنده می‌گویم نه، از امشب منتقل بشود؛ هیچ آیه‌ای نیامده که حتماً بایستی فرض کنید اول فروردین مبدأ برای سال باشد. یا اینکه مسیحی‌ها اول ژانْویه را مبدأ سال می‌گیرند و عالم هم به‌هم نمی‌خورد. بله، فُرسِ قدیم، اول فروردین را می‌گرفت و ما مسلمان‌ها اول محرم را برای تاریخمان مبدأ قرار می‌دهیم؛ منتها فرق بین ما و آنها در این است که کار آنها یک کار قراردادی است. اگر کسی به آنها بگوید بر چه اساسی شما ابتدای سال را از اول فروردین قرار می‌دهید، جوابی ندارند بدهند.

  • [می‌گویند]: «دلمان می‌خواهد». بالأخره باید در طول سال، یک روز را [به‌عنوان مبدأ] قرار دهیم. حالا آن روز را مثلاً استخاره می‌کنید یا تفألی می‌زنید و روز اول فروردین قرار می‌دهید. اگر به مسیحی‌ها هم بگویند شما چرا اول سال را اول ژانویه قرار می‌دهید، می‌گویند: «دلمان می‌خواهد». اما ما نمی‌توانیم بگوییم دلمان می‌خواهد؛ چرا؟ چون ماهی که ما تاریخ خود قرار می‌دهیم، اثر وضعی دارد و قراردادی نیست؛ یعنی بر این ماه‌های سال اثراتی در نفس انسان و از نقطه‌نظر تربیت روحی وجود دارد که ما نمی‌توانیم آن اثر را جابه‌جا کنیم.

    1. الأمالی، صدوق، ص 94. ترجمه:
      «[رمضان] ماهی است که در آن به میهمانی خدا دعوت شده‌اید... نفَس‌های شما در آن تسبیح و خواب شما در آن عبادت است.» (محقق)

خصوصیات ماه مبارک رمضان - از منظر روایات و سیرۀ بزرگان

3
  • در زمان سابق ـ در زمان شاه ـ من یک وقت در روزنامه می‌خواندم که یکی از این سناتورها گفته بود: «اگر آقایان دولتی‌ها برای رفتن به مکه و انجام حج در ماه ذی‌حجه دچار مشکل هستند، خب در تابستان بروند!» [غافل از اینکه] خداوند اثراتی را در ماه ذی‌قعده و به‌خصوص دهۀ اول ماه ذی‌حجه ـ که همان اربعین حضرت موسی است ـ قرار داده که این آثار دهۀ ذی‌حجه در محرّم نیست. آثاری را خداوند در ماه رجب قرار داده که در جمادی‌الاُولی و جمادی‌الثانیه نیست. اینها قراردادی نیست، مشیّت خداست. هی شما بیایید و بگویید که جای اینها را عوض می‌کنیم و به‌جای رجب، ذی‌حجه را قرار می‌دهیم؛ [اما بدانید که در صورت تغییر] آن اثر را دیگر ندارند. التفات فرمودید؟ از این نقطه‌نظر ما می‌گوییم تاریخ مسلمان‌ها باید تاریخ قمری باشد.

  • چرا؟ چون یک مسئلۀ وضعی نیست؛ یک مسئلۀ قراردادی نیست؛ یک واقعۀ تکوینی است. همان‌طوری‌که شب، یک واقعۀ تکوینی است و ما هرچه فرض کنیم الآن روز است، خب، الآن روز نمی‌شود. یا اگر فرض کنیم شب است، شب نمی‌شود. شب این است که خورشید در پشت زمین قرار بگیرد و روز این است که خورشید بالای زمین بیاید؛ این دیگر قراردادی نیست، واقعی است. ما در منزلمان باشیم همین اثر است، در کوچه و خیابان هم بیاییم همین است؛ [واقعیت] در اختیار ما و روی میز و قرارداد نیست.

  • مرزهای اسلام کجاست؟ جغرافیا یا مکتب؟

  • الآن مسئله‌ای به یادم آمد که تذکرش بجاست؛ و آن اینکه این مرزهایی را که ما فرض کنید مرز ایران می‌دانیم و غیر از آن را «خارجه» می‌خوانیم، این مرزها چیست؟ واقعاً این مرزها، مرزهای واقعی هستند؟ نه؛ مرز ایران یک مرز واقعی نیست. شما الآن به سابق برگردید؛ ببینید در زمان ناصرالدّین‌شاه مرز ما چه بود؟ در زمان فتحعلی‌شاه چه بود؟ هی به عقب برگردید؛ در زمان زندیّه چه بود؟ در زمان نادرشاه چه بود؟

خصوصیات ماه مبارک رمضان - از منظر روایات و سیرۀ بزرگان

4
  • در زمان صفویه و شاه‌عباس صفوی ـ آن مردی که واقعاً این تشیعی را که الآن در ایران داریم، مرهون فداکاری‌های او و به‌خصوص شاه‌اسماعیل صفوی است که داریم ـ مرزها چه بود؟ از آن طرف تا بالای بلخ و بخارا و قندهار، و از طرف دیگر از نواحی آذربایجان و تفلیس و اینها گذشته بود. از آن طرف تا بحرین و نزدیکی‌های عربستان؛ محوطۀ وسیعی را مرزهای کشور اسلامی گرفته بود. اما کم‌کم به‌واسطۀ ضعف‌ها، خودسری‌های بعضی از حُکام و عیاشی‌ها و بی‌عرضگی‌ها، یکی‌یکی مرزهایمان را از دست دادیم؛ تا جایی‌که محمود افغان آمد و شاه‌سلطان‌حسین صفوی تاج خلافت را بر سر محمود افغان گذاشت. وضعمان این بود دیگر. پس این مرز، یک امر قراردادی است.

  • الآن بگویند که مرز ایران فرض کنید اینجاست؛ [در واقع] ما مرز نداریم. مرز مسلمان، مرزِ با کفر است. مرز ما مسلمان‌ها تا آنجایی است که از آن به بعد «بلاد کفر» باشد. بین ما و افغانستان مرزی نیست؛ آنها مسلمان‌اند، ما هم مسلمانیم. بین ما و عراق مرزی نیست؛ آنها مسلمان‌اند، ما هم مسلمانیم. بین ما و عربستان و پاکستان و اینها مرزی نیست. کشورِ اسلام، یک کشور است. مرز ما کجاست؟ از آنجایی که از آن به بعد بلاد کفر شروع می‌شود. درست شد؟

  • اما خب، از نقطه‌نظر سیاسی، اینها می‌آیند مرزبندی می‌کنند تا با اوضاعی که فعلاً هست، حدود و مسائل مشخص باشد؛ چون بالأخره فرض بکنید که الآن حکومت افغانستان از اطاعت رهبر انقلابِ ما که هیچ‌وقت درنمی‌آید، طبعاً یک تعارضاتی پیش می‌آید؛ در عراق و پاکستان و امثال اینها هم همین‌طور.

  • لذا یکی از مسائلی که مرحوم آقا [علامه طهرانی] ـ رضوان الله علیه ـ می‌فرمودند و نظر سیاسی و فقهی ایشان بود، این است که «خارجی» به چه کسی می‌گویند؟ آیا «خارجی» به افرادی می‌گویند که از این مرزِ روی میز که ترسیم می‌شود، بیرون هستند؟ خب، این‌که یک مرز قراردادی است. بلکه «خارجی» به آن کسی می‌گویند که خارج از اطاعتِ حکومت اسلام و مسلمین باشد؛ و «داخلی» به کسی می‌گویند که تحت اطاعت اسلام و داخل در ملت اسلام است.

خصوصیات ماه مبارک رمضان - از منظر روایات و سیرۀ بزرگان

5
  • بنابراین، اگر یک نفر در امریکا باشد و مسلمان باشد، او داخلی به حساب می‌آید؛ و اگر یک نفر اینجا باشد و خارج از مذهب اسلام باشد و خارج از تحت حکومت اسلام باشد، او در اینجا خارجی به حساب می‌آید. خارجی و داخلی بودن براساس «مکتب» است، نه براساس مرزهای قراردادی؛ و اسلام که دینِ قراردادی نیست، اسلام دینِ واقعیت است. این را به مناسبت عرض کردم.

  • اثرات ماه‌های قمری، تکوینی است نه قراردادی

  • ماه‌های قمری، ماه‌هایی هستند که اثراتی بر آنها بار است؛ یعنی وقتی ماه محرّم می‌آید، شما بفهمید یا نفهمید، احساس قبض و گرفتگی در درونتان پیدا می‌شود. نمی‌شود کسی شیعۀ امیرالمؤمنین باشد و ماه محرّم بیاید و حالت حزن برایش پیدا نشود، ولو خبر نداشته باشد که امشب، شبِ [اول] ماه محرّم است. خب، این قراردادی نیست؛ این واقعیت است.

  • نمی‌شود ماه رمضان بیاید و انسان حالت روزه را در وجود خودش احساس نکند، ولو نداند که الآن ماه رمضان است. این برای چیست؟ قرارداد نیست؛ این یک امر واقعی است. درست شد؟ و از آنجایی که بنای اسلام بر منطق و بر إحکام و إتقان است، و دور از مَجازات و مسائلی است که حول‌وحوش قضایا و اهویۀ نفسانی دور می‌زند، آمده و این مسئلۀ واقعی را در زندگی انسان پیاده کرده است؛ یعنی گفته اگر می‌خواهید برای خودتان سالی قرار دهید، یک سالِ درست‌و‌حسابی [براساس واقعیت] قرار دهید، نه سالِ قراردادی.

  • فرض کنید که الآن مجلس ما تصویب کند که اولِ سال را می‌خواهیم از اول خرداد بگذاریم؛ خب، چه کسی جلویش را می‌گیرد؟ مگر شاه نیامد؟ شاه آمد و گفت: «ما می‌خواهیم تاریخمان را تاریخ شاهنشاهی قرار دهیم.» چه کسی جلویش را گرفت؟ هیچ‌کس؛ کسی جلویش را نگرفت. یا مثلاً همین ساعت که الآن هم ادامه دارد؛ این [تغییر] ساعت از زمان شاه بود دیگر؛ همین جلو و عقب کردن که در بهار یک ساعت جلو می‌رود و در اول پاییز یک ساعت به عقب برمی‌گردد (البته در سایر کشورها هم این کار را انجام می‌دهند)؛ شاه این کار را کرد و کسی هم جلویش را نگرفت و اتفاقاً کار بدی هم نیست؛ چون ساعت یک امر قراردادی است. من می‌خواهم از الآن اولِ وقتِ شبم را حساب کنم، یا از دو ساعت قبل، یا از اول غروب، یا از نصف‌شب، یا از ظهر؛ این یک مسئلۀ قراردادی است.

خصوصیات ماه مبارک رمضان - از منظر روایات و سیرۀ بزرگان

6
  • اینکه شش ماه ساعت را یک ساعت جلو می‌بریم و شش ماه عقب می‌بریم، دست خودمان است. حالا مجلس بیاید بگوید: «ما بنا بر مصالحی که در نظر داریم، اصلاً دلمان می‌خواهد اولِ سال را از اول پاییز قرار دهیم.» خب، این اشکالی به‌هم نمی‌رساند؛ آسمان که به‌هم نمی‌آید؛ زلزله که نمی‌شود! آیا ابر و طوفان می‌شود؟! نه؛ اولِ سال، اول بهار است و حالا می‌خواهیم اولِ آن، اول پاییز باشد؛ اشکالی پیش نمی‌آید. ولی در اسلام این‌طور نیست؛ اسلام می‌گوید در تمام کارهایت باید منطق را رعایت کنی؛ در این مورد هم باید منطق را رعایت کنی. شما از سال قمری، بهتر پیدا کنید، ما آن را به‌عنوان سال حساب می‌کنیم؛ اما نمی‌توانیم پیدا کنیم. چرا؟ چون بقیه قراردادی است؛ ولی این منطق است. ما که اولِ محرّم را اولِ سال حساب می‌کنیم، به‌خاطر چیست؟ به‌خاطر هجرت پیغمبر است؛ یعنی هجرت پیغمبر یک امر واقعی است و بعد، آن چند روز [تا زمان دقیق هجرت] را استثنا می‌کنند و ندیده می‌گیرند تا از اول محرّم، آن سالِ حقیقی شروع شود.

  • خصوصیات متفاوت هر یک از ماه‌ها نسبت به یکدیگر

  • خب، بر این سال، مسائلی برای انسان بار می‌شود؛ محرّمِ انسان یک‌جور است، ماه صفر یک‌جور است، در ذی‌قعده و ذی‌حجه یک‌جور است. آن آثاری که برای حضرت موسی آمد، آن آثار برای محرّم و صفر که نیامد. [آیۀ] ﴿وَوَٰعَدۡنَا مُوسَىٰ ثَلَٰثِينَ لَيۡلَةٗ وَأَتۡمَمۡنَٰهَا بِعَشۡرٖ﴾1 اینها همه برای ذی‌قعده [و دهۀ ذی‌حجه] بود. لذا بزرگان آن دهۀ ذی‌حجه را خیلی محترم می‌شمرند و در سابق، همه‌اش را روزه می‌گرفتند و حالاتی برایشان پیدا می‌شد؛ شبیه همان حالاتی که برای حضرت موسی پیدا شد. و اینها به‌خاطر خصوصیتی است که در آن موقع بوده است. اینها برای خصوصیت آن موقع است.

  • همین‌طور خصوصیت ماه رجب (ماهی که از سابق معروف بود اختصاص به اولیا دارد)، آن‌قدر قوی است و آن‌قدر حالاتی برای انسان به‌وجود می‌آورد که افراد عادی نمی‌توانند آن حالات را تحمل کنند. لذا خداوند متعال در این ماه، فیضش مخصوصِ اولیا و آن کسانی است که در مراحل بالا هستند؛ آنها حتی ماه رجب را بر ماه رمضان هم ترجیح می‌دادند.

    1. . سورۀ اعراف (7) آیۀ 142. ترجمه:
      «و با موسی سی شب وعده گذاشتیم و آن را با ده شب دیگر تمام کردیم.» (محقق)

خصوصیات ماه مبارک رمضان - از منظر روایات و سیرۀ بزرگان

7
  • به‌جهت‌اینکه ظهور خداوند و لطف و عنایت خداوند در قلوب، در هر زمانی به یک نحو و به یک شکل است. فرض کنید یک وقت برای فرزندتان شیرینی به منزل ببرید، یک وقت برایش یک کیلو لیموترش ببرید، یک وقت دیگر دفترچه و مداد ببرید؛ در هر وقتی، یک تحفه و یک مسئله‌ای را [که در آن موقع] برای او مفید است، می‌برید.

  • خصوصیتی که ماه رجب دارد این است که یک حالاتی برای اولیا و بزرگان پیدا می‌شود که [برای] آن حالات می‌بایست یازده ماه قبل، خودشان را آماده کنند. یعنی از بعد از ماه رجبِ [هر سال]، خودشان را برای ماه رجب سال بعد آماده می‌کردند؛ تمام اینها مقدمه می‌شد که تازه در ماه رجب بتوانند به آن تحفه‌های مخصوص الهی دسترسی پیدا کنند.

  • خصوصیات و تفاوت ماه رمضان با سایر ماه‌ها

  • یکی دیگر از آن ماه‌ها، ماه رمضان است. خصوصیت ماه رمضان این است که خداوند همه را ـ از پایین تا بالا ـ هر کسی را به مقتضای خودش در این ماه، پُرنصیب می‌کند. این‌طور نیست که [این مسئله] فقط به یک قشر خاص اختصاص داشته باشد. لذا پیغمبر اکرم می‌فرمایند:

  • شَهرٌ دُعیتُم فیهِ إلیٰ ضیافةِ اللهِ؛ «در این شهر و ماه، شما به ضیافت خدا دعوت شده‌اید.»

  • در ماه رجب نمی‌گوید «ضیافة الله»، در شعبان نمی‌فرماید، در محرم و [دیگر ماه‌ها] این خصوصیات نیست؛ ولی این خصوصیت در ماه مبارک رمضان هست.

  • حتی در بعضی از روایات داریم:

  • اگر خداوند کسی را در این ماه نیامرزید، دیگر مشمول آن عنایت خاصِ خدا قرار نمی‌گیرد، مگر اینکه در مکه و در عرفات باشد.1

  • عرفات همان خاصیت ماه رمضان را دارد؛ یعنی بودن در عرفات در مکه، همان کاری را انجام می‌دهد که ماه رمضان با انسان می‌کند و او مشمول آن لطف و عنایت الهی می‌شود.

  • خب این ماه، ماه رمضان است. چقدر از آن مانده؟ دو روز، سه روز یا چهار روز بیشتر نمانده است. بله، ظاهراً حداکثر سه روز و دیگر بیش از سه روز جا ندارد. خلاصه این سه روز را ما فرصت داریم و وقت هم دیر نیست. پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم می‌فرمایند:

    1. الکافی، ج 4، ص 66.

خصوصیات ماه مبارک رمضان - از منظر روایات و سیرۀ بزرگان

8
  • فإنّ لِربِّکُم فی أیّامِ دَهرِکُم نَفَحاتٍ، ألا! فَتعَرَّضوا لَها و لا تُعرِضوا عنها.1

  • این اشاره به همین است که خداوند متعال یک اوقاتی را برای خودش قرار داده که در آن اوقات، عنایتش نسبت به بندگان و افراد، بیش از سایر اوقات است. دهۀ آخر ماه رمضان از همین اوقات است. اگر ماه رمضان را ما با این خصوصیت و کیفیت لحاظ کنیم، دهۀ اول، مقدمه‌ای برای دهۀ دوم، و دهۀ دوم مقدمه‌ای برای دهۀ سوم است. و این دهه‌ای که ما الآن در آن هستیم، دهه‌ای است که خلاصه هر کسی می‌خواهد هر کاری انجام بدهد، باید در این دهه انجام دهد. گفت: «گر گدا کاهل بود، تقصیر صاحب‌خانه نیست» یا «تقصیر صاحب‌خانه چیست؟»

  • خداوند در این ماه مگر بیش از این می‌تواند بگوید که: «أنفاسُکُم فیهِ تَسبیحٌ؛ نفَس‌هایی که می‌کشید، برایتان تسبیح می‌نویسند!» شما در خیابان دارید راه می‌روید و نفس می‌کشید، برایتان تسبیح می‌نویسند. این یعنی چه؟ «نَومُکُم فیهِ عِبادةٌ؛ می‌خوابید، ولی این خواب عبادت است.» عبادت یعنی چه؟ عبادت یعنی تقرب، یعنی صفا، یعنی انبساط؛ عبادت یعنی زدودن کدورات. عبادت یعنی بیرون آمدن از هویٰ و مشغولیت‌های فکری و دنیوی؛ این معنا، معنای عبادت است.

  • خصوصیت این ماه این است که ملائکه و قوای روحی و معنوی و علل و اسباب برای نزول فیض خداوند، چنان در این ماه ما را احاطه کرده‌اند که بخواهیم یا نخواهیم، حرکت می‌کنیم. یعنی در غیر از این ماه، ما باید به خودمان فشار بیاوریم، هی تمرکز فکر پیدا کنیم، هی دفع خیالات کنیم، هی همیشه خودمان را در حال طهارت و [امثال] اینها نگه داریم؛ اما این ماه خصوصیتش این است که انگار کسی را اصلاً پرت کنند در حوض؛ بخواهد یا نخواهد خیس می‌شود. در سایر ایام، انسان خودش باید برود، اما اینجا دست‌وپایش را می‌گیرند و [در رحمت] می‌اندازند. اینکه در اینجا دارد: «نفس‌هایتان عبادت است» یعنی همین‌که در ماه رمضان هستید، اگر خداوند به ما چشم بصیرت عنایت کند، خواهیم دید شخصِ روزه‌دار بخواهد یا نخواهد، دارد حرکت می‌کند؛ اصلاً دارد حرکت می‌کند. اما این خصوصیت در غیر ماه رمضان نیست.

    1. بحار الأنوار، ج 68، ص 221، با قدری اختلاف. حیات جاوید، ص 166:
      «خداوند متعال را در روزهای زندگی شما، نسیم‌های رحمت و برکت است؛ پس زنهار که از آن فرصت‌ها غفلت نورزید و خود را پیوسته مستعد و پذیرای آن نفحات قرار دهید!»

خصوصیات ماه مبارک رمضان - از منظر روایات و سیرۀ بزرگان

9
  • اهتمام خاص بزرگان به دهۀ آخر ماه مبارک رمضان

  • حالا این قضیه چه بوده که ما می‌بینیم پیغمبر اکرم و حتی بعضی از بزرگان (که مرحوم آقا [علامه طهرانی] ـ رضوان الله علیه ـ می‌فرمودند، مثل مرحوم قاضی یا همین‌طور خود مرحوم حداد، یا آنچه ما از خود ایشان می‌دیدیم) دهۀ آخرشان با سایر روزها فرق می‌کرد. یعنی حال پیغمبر در این دهۀ آخر با آن دو دهۀ قبل فرق می‌کرد.

  • مرحوم قاضی را در این دهۀ آخر کسی نمی‌دید؛ اصلاً به‌طور کلی از نجف بیرون می‌آمد و به کوفه می‌رفت و در آنجا، در مسجد کوفه ـ خدا إن‌شاءالله قسمت همه کند ـ بیتوته می‌کرد. همۀ اولیا این دهۀ آخر را خیلی مغتنم می‌شمردند؛ یعنی آن بیست روزِ [اول] را مقدمه‌ای برای ادراکِ این دهۀ [آخر] به حساب می‌آوردند.

  • خب، حالا این پیغمبر را شما لحاظ کنید، در چه مقامی است؟ در مقامی که خداوند متعال به پیغمبر می‌فرماید: «ما تمام قوای عالم خلقت را در اختیار تو گذاشتیم.» در یک‌ ‌چنین مقامی است. کسی که می‌تواند در تمام عالم خلقت دخل و تصرف کند از یک طرف، و افرادی مثل ما ـ که خب حالا من نسبت به خودم عرض می‌کنم چیزی در بساط نداریم و سراسر فقر و بدبختی و بیچارگی هستیم ـ از طرف دیگر؛ از پیغمبر با آن رتبه تا افرادی مثل ما، همه در این ماه فیض می‌بریم. منتها هر کسی روی حسابِ خودش و به مقدار خودش و به [میزان] ظرفیت خودش و برطبق آنچه که بین خودش و خدا، دل خودش را پاک کرده است.

  • اهمیت حسن ظن به خدا در دریافت فیوضات

  • در حدیث قدسی وارد است ـ من این را که خدمتتان عرض می‌کنم، دیگر شما حدیث مفصل بخوانید ـ خدا می‌گوید:

  • اگر می‌خواهید ببینید من نسبت به یک بنده‌ام چه نظری دارم، ببینید او نسبت به من چه نظری دارد.1

  • ما نسبت به خدا چه نظری داریم؟ اگر خدا را نسبت به خودمان یک خدای رحیم، رئوف، عطوف، بامحبت، از مادر مهربان‌تر، از پدر مهربان‌تر و از خود به خودِ آدم، مهربان‌تر دیدیم، خدا هم با ما همین‌طور است.

    1. الکافی، ج 2، ص 72:
      «... عَن أبِی الحَسَنِ الرّضا علیه السّلام قالَ‌: أحسِنِ الظّنَّ بِاللهِ فَإنّ اللهَ عَزّ وَ جَلّ یَقولُ: أنا عِندَ ظَنِّ عَبدِیَ اَلمُؤمنِ بی؛ إن خَیراً فَخَیراً و إن شَرّاً فَشَرّاً.» ترجمه:
      «امام رضا علیه السّلام فرمودند: «به خداوند خوش‌بین باش؛ زیرا خدای عزّوجلّ می‌فرماید: من نزد گمانِ بندۀ مؤمن خویش هستم؛ اگر نیکو باشد، نیکی و اگر بد باشد، بدی [بهرۀ او خواهد بود].» (محقق)

خصوصیات ماه مبارک رمضان - از منظر روایات و سیرۀ بزرگان

10
  • اما اگر نه، خدا را وجودی دیدیم که با ما کاری ندارد، اعتنایی ندارد، فقط می‌خواهد برای ما بدبختی را بیاورد و فرض کنید فقط می‌خواهد ما را زمین بزند و انگار اصلاً به ما توجهی ندارد، اگر واقعاً خدا را این‌طور دیدیم، خدا هم با ما همان‌طور است.

  • خب، حالا که این‌طور است، پس ما خدا را چطور ببینیم؟ یک بنده نسبت به خدا چه نظری باید داشته باشد؟ خدا همین‌طور دارد می‌گوید دیگر؛ می‌گوید اختیار با خودت! اگر می‌خواهی من با تو سرِ سازگاری و آشتی و مِهر و محبت داشته باشم، تو هم نسبت به من همین نظر را داشته باش.

  • یعنی اگر تو در قلبت با من صاف و پاک بیایی [من هم چنین یقینا چنین خواهم کرد]؛ این چیست؟ هیچ کاری ندارد که انسان بگوید: «خدایا، ما بدبختیم، ما بیچاره‌ایم؛ ما غیر از عبودیت هیچ نمی‌خواهیم، ما غیر از معرفت تو چیزی نمی‌خواهیم.» به قول مرحوم آقا [علامه طهرانی]، برای خدا هم کاری ندارد. خدا رحمت کند حاجی ابهری را، می‌گفت:

  • خدایا! اگر این را به من دادی، خانه‌ات آباد! اگر هم ندادی، از حکومت تو خارج نشده و از تو چیزی کم نمی‌شود.

  • حالا ما هم به خدا همین را می‌گوییم: «خدایا! اگر همۀ ما را به خودت رساندی و وصل کردی، ما تضمین می‌کنیم، امضا می‌کنیم و به تو می‌دهیم که یک ذره از آن خزانه‌ات و از آن سرمایه‌ات کم نخواهد شد.» حالا که این‌طور است، پس خدایا... بله دیگر، تا کی؟ انسان باید همیشه از خدا آن «بهترین» را بخواهد.

  • یک مرتبه خدمت رفقا عرض کردم؛ مرحوم آقا [علامه طهرانی] می‌فرمودند:

  • من برای دوستان و رفقایم به کمتر از [مقام] سلمان فارسی رضایت نمی‌دهم.

  • یعنی چه؟ حالا این [علامه طهرانی] خودش کجاست که می‌گوید من به کمتر از سلمان فارسی رضایت نمی‌دهم؟ سلمان فارسی کیست؟ همان که در روایت داریم:

  • اگر ایمان را ده درجه قرار دهیم، او تمام ده درجۀ ایمان را رفته است.1

    1. الخصال، ج 2، ص 447 و 448.

خصوصیات ماه مبارک رمضان - از منظر روایات و سیرۀ بزرگان

11
  • ببینید، این چیست؟ این به خاطر این است که این مرد، به [حقیقت] خلقت دسترسی پیدا کرده؛ لذا از خدا چه می‌خواهد؟ کم نمی‌گذارد دیگر. آن بهترین و بالاترین را که دیگر بالاتر از آن متصور نیست، برای خدا مثل چیست؟ [مثل] کمترین و کمترینی که از آن، کمترینی متصور نیست. هر دو یکی است. و انسان عاقل همیشه در معامله، معامله‌ای می‌کند که در آن، رِبح و نفعش بیشتر باشد.

  • امیدواریم خداوند متعال در این ماه مبارک رمضان، معرفت و عبودیتِ خودش را تحفه و نصیب ما قرار بدهد.

  •  

  • اللَهمّ صلّ علیٰ محمّدٍ و آلِ محمّد