آیا نیامدن اشک در روضه دلیل بر عدم لیاقت است؟
من با آیت اللَه سیّد محمّدمحسن طهرانی در نمایشگاه کتاب زنجان آشنا شدم و متوجّه شدم که از ایشان به عنوان استاد در مسير سير و سلوك یاد میشود. تقريبا اكثر كتب علّامۀ طهرانی و فرزند ايشان را تهيّه كردهام؛ حال چند سؤال از محضر آيت اللَه طهرانى داشتم:
۱ـ من میخواهم در راه عرفان قدم بگذارم؛ میدانم که اوّلينکار ترک گناه و انجام مستحبّات است. چند وقتی هست که تمام سعی خود را میکنم که گناه انجام ندهم، همچنین به مرور اعمال مستحبّیای که ائمّه و عرفا به آنها تأکید بسیار داشتهاند را در برنامۀ روزمرۀ خود قرار دهم؛ حال از استاد درخواست دارم اگر مرا به عنوان شاگرد قبول میکنند اوّلین دستورالعمل را به من بیان کنند.
۲ـ از بین کتب ایشان و پدر بزرگوارشان کدامها را در اولویّت خواندن قرار دهم؟
٣ـ دليل ورود من به عرفان و تزكيۀ نفس، قساوت قلب بود (البته الآن دنبال چيز بالاترى هستم توحید)؛ زمانی که در مراسم مذهبی شرکت میکنم و دیگران را در حال گریه میبینم، به خودم بَدوبیراه و لعنت نثار میکنم، نمیدانم دلیلش چیست؟! با اینکه خیلی از عزادارها بسیاری از گناهان را انجام میدهند ولی به راحتی اشک میریزند! ولی من که سعی میکنم گناه کمتری انجام بدم …! یعنى اينقدر پست شدهام که چند قطره اشک را از من دریغ می کنند؟! فشار را روی قلبم احساس میکنم ولی از اشک خبری نیست! حتّی رفتن به این مجالس برای من مثل جهنّم میماند، چون وقتی میبینی بقیّه چطور ناله میزنند و تو اشک نمیریزی، احساس بدی به انسان دست میدهد، فکر میکنی خدا و ائمّه کمتر به انسان توجّه میکنند! ولی برای اینکه ارادت خودم را به ائمّه نشان بدهم و قدمی در راه اسلام بردارم به اين محافل مذهبى میروم؛ حتّی اگر تا پایان عمرم اشکم نیاید، باز هم درِ خانهشان میروم.
آیا حکمتی در این هست يا اینکه من لياقت اين را ندارم؟
الزاماً گریه و اشک نریختن دلیل بر عدم لیاقت نیست! همینکه شما برای کسب فیض به یک مجلس میروید خود دلیل بر ربط و تعلّق شماست و جای هیچ گونه نگرانی نیست و چهبسا فضای خود مجلس، سخنانی که گفته میشود، دلیل بر عدم تأثّر باشد و چه بسا حال انسان در شرائطی اینگونه و در شرائط دیگر به صورت دیگر باشد.