ازدواج استاد با دانشجو
بنده از حدود ١٥ سال پیش كه دانشجو بودم با كتابهای ولی مسلّم خدا و تالیتلو ائمه اطهار آشنا شدم، و تقریباً همه کتابهای ایشان به ویژه روح مجرد و امام شناسی و معاد شناسی را به طور كامل خواندم و جرعه جرعه نوشيدم، و كوشيدم در آن مسير و ممشا حركت كنم. ولى عدم وجود استاد، موجب سکون و …… شد. الان پس از ٤٠سال زندگی مجردی، قصد دارم با يکى از دانشجويانم که از قضا به دليل همين بحثهاى توحيدى شيفته اين مسلک شد، و بعدها با كنايات ابلغ من التصريح تمايل خود را به ازدواج با بنده اعلام داشت. و البتّه بنده تاكنون اصلاً توجّهى به نظرات او نداشتم ولى او به امید ازدواج با بنده خواستگارهای خود را رد کرد. اما چون میخواهم این تصمیم از طريق ذات حق اتخّاذ شود "الهی اغننى بتدبيرک عن تدبيرى و باختيارک عن اختياری" و چون حضرت علّامه ازدواج را متعلَّق احكام خمسه دانستهاند، بفرماييد در اين مورد تكليف چيست؟
هو العلیم
ازدواج بنائی است که بسیار در اسلام مورد تاکید قرار گرفته است، و به نظر میرسد که در این مسئله کوتاهی شده است. البتّه همسر انسان شریک زندگی و باید فردی بردبار، متعهّد، متدیّن و همراه باشد، و الّا اگر صرف زرق و برق و ظاهر و از روی احساس و توهّمات صورت پذیرد موجب مشکلاتی خواهد شد. مناسب است پس از تحقیق لازم، نسبت به این مطلب اقدام شود. ان شاءالله موفّق و مقفّیالمرام باشید.