/ 3

شرح حالات حضرت أمیرالمؤمنین علیه‌السّلام در شب نوزدهم

2
  • شرح حالات حضرت أمیرالمؤمنین علیه‌السّلام در شب نوزدهم

  •  

  • بسم اللَه الرحمن الرحیم

  • ابن اثیر جزرى گوید با سلسله اسناد خود از عثمان بن صُهَیْب، از پدرش که قال: قال علِىٌّ: قالَ لِى رَسولُ اللَه صلّى اللَه علیه و آله و سلّم:” مَن أشقَى الأوَّلینَ؟“ قُلتُ: عاقِرُ النّاقَة. قالَ: ”صَدَقتَ.“ قالَ:”فَمَنْ اشْقَى الآخِرینَ؟“ قُلتُ: لا عِلمَ لى یا رَسولَ اللَه. قالَ: ”الّذى یَضرِبُکَ عَلی هذا“! و أشارَ بیَدِهِ إلى یافوُخِهِ .و کان یقولُ: وَدِدتُ أنَّهُ قَدِ انبَعَثَ أشقاکُم فَخَضَبَ هَذِه مِن هَذِهِ. یعنى لِحیَتَه مِن دمِ رأسِهِ.1

  • صهیب از أمیرالمؤمنین علیه‌السّلام روایت مى‌کند که رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلّم به من فرمود:”شقى ترین از پیشینیان کیست؟“ گفتم: پى کننده شتر صالح. فرمود: ”راست گفتى.“ سپس فرمود: ”شقى ترین از پسینیان کیست؟“ گفتم: نمی‌دانم اى رسول خدا. فرمود: ”آن کسى که بر اینجا شمشیر بزند.“ و اشاره کردند به استخوان سر أمیرالمؤمنین علیه‌السّلام.

  • و آن حضرت بعضى از اوقات مى‌فرمود: دوست دارم که شقى ترین شما برانگیخته گردد و این را از این خضاب کند. یعنى ریش مبارکش را از خون سرش.

  • و سپس ابن اثیر گوید: إنّ علیًّا جمَع النّاس لِلبیعة؛ فجاء عبدُالرحمن بنُ مُلجمٍ المُرادِىُّ فردَّهُ مرَّتینِ، ثُم قال: ”ما یحبِسُ أشقاها؟! فواللَه لیخضِبنَّ هذِهِ من هذِهِ!“ ثُم تَمثَّلَ

  • اُشدُد حَیازیمَکَ لِلمَوتِ       ***       فإنَّ المَوتَ لاقیکَ

  • وَ لاتَجَزَع مِنَ القَتلِ       ***       إذا حِلَّ بِوادیکَ 2

  • گوید:

  • على علیه‌السّلام تمام مردم را براى بیعت جمع نمود. عبدالرَّحمن بن ملجم مرادى آمد که بیعت کند، دو مرتبه حضرت او را ردّ کرد و سپس فرمود: ”چه چیز جلوگیر و مانع شقى ترین امّت مى‌شود؟! سوگند به خدا که ابن ملجم محاسن مرا از خون سرم خضاب مى‌کند! “و بعداً تمثّل جست به این شعر:

  • ”کمربند خود را براى مرگ محکم کن چون مرگ به تو خواهد رسید. و از مرگ جزع و فزع نکن زمانى که در آستان تو فرود آید. “

  • و سپس گوید: عثمان بن مُغیره گفت که:

  • لمّا دخل شهرُ رمضان جعل علِىٌّ یتعشّى لیلةً عِند الحسن، و لیلةً عِند الحسینِ، و لیلةً عِند عبدِاللَه بنِ جعفرٍ، لا یزیدُ على ثلاثِ لُقمٍ، و یقُولُ: ”یَأتى أمرُ اللَه و أنا خَمیصٌ، و إنَّما هِىَ لَیلَة أو لَیلَتانِ.“ 3

  • چون ماه رمضان داخل شد أمیرالمؤمنین یک شب در نزد امام حسن و یک شب در نزد امام حسین و یک شب در نزد عبداللَه بن جعفر بود، و زیاده از سه لقمه میل نمى‌فرمود و مى‌فرمود:

  • ”امر خدا می‌رسد و من باید در آن حال گرسنه باشم، یکى دو شب بیشتر نمانده است. “

  • و سپس گوید:

  • خرج علِىٌّ لِصلاة الفجرِ فاستقبلهُ الأوزُ یصِحن فى وجههِ، قال: فجعلنا نطرُدُهُنَّ عنهُ، فقال: ”دَعُوهُنَّ فَانهَّنَّ نَوائِحُ! “و خرج فأُصیب. و هذا یدُلُّ على أنّهُ علِم السنة و الشهر و اللیلة التى یُقتلُ فیها، واللَه أعلمُ.4

  • «أمیرالمؤمنین براى نماز صبح از منزل بیرون شد، مرغابیان در مواجهه با على به صیحه درآمدند. کثیر که راوى این حدیث است مى‌گوید: ما شروع کردیم که مرغابیان را از آن حضرت دور کنیم، فرمود: آنها را به حال خود گذارید، آنها نوحه مى‌کنند بر من!“ حضرت خارج شد و در همان وقت ضربت به او رسید. و این دلالت دارد بر آنکه آن حضرت سال و ماه و شبى را که در

    1. أسد لغابة، ج ٤، ص ٣٥.
    2. أسد لغابة، ج ٤، ص ٣٥.
    3. همان مصدر، ص ٣٦ ؛ و نیز بعضى از جملات فوق در دو مقام در الصواعق المحرقة، ص ٨٠ذکر شده است.
    4. همان مصدر

شرح حالات حضرت أمیرالمؤمنین علیه‌السّلام در شب نوزدهم

3
  • آن شب شهید شده همه را مى‌دانسته است، و خدا عالم‌تر است.

  • و ابن حجر هیثمى گوید:

  • فلمّا کانتِ اللیلة التى قُتِل فى صبیحتِها أکثر الخُرُوج و النظر إلی السماء، و جعل یقُول: ”واللَه ما کَذَبتُ و لا کُذِبتُ و إنَّهَا اللَّیلَةُ التَّىُ وعِدتُ.“1

  • در آن شبى که در صبحش حضرت ضربت خوردند بسیار از اطاق بیرون آمده و به آسمان نظر مى‌کردند و می‌گفتند: ”سوگند به خدا که نه دروغ مى‌گویم و نه دروغ به من گفته شده است، امشب همان شب میعاد من است.“2

    1. الصواعق المحرقة، ص ٨٠.
    2. امام شناسی، ج ٣، ص ٢٢.