/ 4

دو بیت از امیرالمؤمنین در فراق فاطمه زهراء علیهما السلام

1
  • اشعاری از مرحوم آیت اللَه شیخ محمد حسین کمپانی در رثای حضرت فاطمه زهرا سلام اللَه علیها

  •  

دو بیت از امیرالمؤمنین در فراق فاطمه زهراء علیهما السلام

2
  • بسم اللَه الرحمن الرحیم

  • اشعاری از مرحوم آیت اللَه شیخ محمد حسین کمپانی در رثای حضرت فاطمه زهرا سلام اللَه علیها

  • چه نیکو فخر الفلاسفة و الحکماءِ المتألّهین و شیخ الفقهاءِ و العلماءِ المعاصرین؛ مرحوم حاج شیخ محمد حسین إصفهانى معروف به

  • کمپانى طاب ثراه سروده است:

  • ١. وَ لِلسِّباطِ رَنَّة صَدَاهَا       ***       فِى مَسْمَعِ الدَّهْرِ فَمَا أشْجَاهَا

  • ٢. وَ الأثَرُ البَاقِى کمِثْلِ الدُّمْلُجِ       ***       فِى عَضُدِ الزَّهْرَآء أقوَى الحُجَج

  • ٣. وَ مِن سَوادِ مَتْنِهَا اسْوَدَّ الْفَضَا       ***       یا سَاعَدَ اللَه الْإمام المُرتَضَى

  • ٤. وَ لَسْتُ أدْرِى خَبَرَ المِسْمَارِ       ***       سَلْ صَدْرَهَا خِزَانَة الأسْرَارِ

  • ٥. وَ فِى جَنِینِ المَجْدِ مَا یدْمِى الحَشَا       ***       وَ هَلْ لَهُمْ إخْفَاءُ أمر قَدْ فَشَا

  • ٦. وَ البَابُ وَ الْجِدَارُ وَ الدِّمَاءُ       ***       شُهُودُ صِدْقِ مَا بِهِ خِفَاءُ

  • ٧. لَقَدْ جَنَى الجَانِى عَلَى جَنِینِهَا       ***       فَانْدَکتِ الجِبَالُ مِنْ حَنِینِها

  • ٨. وَ رَضَّ تِلْک الْأضْلُعَ الزَّکیة       ***       رِزِّیة مَا مِثْلُهَا رَزِّیة

  • ٩. وَ جَاوَزَ الحَدَّ بِلَطْمِ الخَدِّ       ***       سَلَّتْ یدُ الطُّغْیانِ وَ التَّعْدِى

  • ١٠. فَاحْمَرَّتِ العَینُ وَ عَینُ المَعْرِفَة       ***       تُذْرِفُ بِالدَّمْعِ عَلَى تِلْک الصَّفَة

  • ١١. وَ لَا یزِیلُ حَمْزَة العَینِ سِوَى       ***       بِیضِ السُّیوفِ یوْمَ ینشَرُ اللِّوَى

  • ١٢. فَإنَّ کسْرَ الضِّلعِ لَیسَ ینجَبِر       ***       إلّا بِصَمصَامٍ عَزِیزٍ مُقْتَدِر

  • ١٣. أهَکذَا یصْنَعُ بِابْنَة النَّبِى       ***       حِرْصاً عَلَى المُلْک فَیا لَلْعَجبِ 1

  • ١. آن تازیانه که بر زهراء خورد، ناله و صدائى کرد که طنین آن در گوش روزگار پیچیده است؛ پس چقدر غصّه و حزن آور بوده است؟

  • ٢. و آن اثرى که در بازوى زهراء همانند دُمَل باقى ماند؛ بهترین و قوى‌ترین دلیل براى ضرب تازیانه است.

  • ٣. و از سیاهى آنچه که از بازوى او ظاهر شده بود؛ عالم تیره و تار گشت؛ خداوندا إمام مرتضى را در این مصیبت مدد کن و یارى فرما !

  • ٤. و من آنکسى نیستم که خبر میخ را بدانم و بفهمم؛ تو از سینه زهراء که خزینه اسرار است این مطلب را بپرس !

  • ٥. و درباره داستان سقط جنین: محسنى که صاحب هر گونه فضیلت و شرف است؛ مطالبى است که دل انسان را خون مى‌کند. و آیا براى این جنایت پیشگان ممکن است پنهان دارند خبرى را که روزگار آنرا فاش ساخته و از چهره آن نقاب برداشته است؟!

  • ٦. آرى اینک در و دیوار و خونهائى که از صدیقّه آمده است؛ گواهان راستینى هستند که در آن خطائى نیست.

  • ٧.حقّاً و تحقیقاً آن شخص جنایت پیشه، بر جنین زهراء چنان جنایتى کرد که از ناله و آه زهراء کوهها پاره پاره و خرد و گسسته شد.

    1. .[١] كتاب «وفاة الصّديقة الزَّهرا» عليهما السّلام تأليف سيد عبد الرزّاق موسوى مقرّم ص ٣٦ و ص ٣٧ و اين ابيات را بجهت وفات حضرت صديقه عليهما السّلام در اين موضع انتخاب كرده است وليكن تمام قصيده را كه مُصَدَّر به بيت: جوهرة القدس من الكنز الحنفى، بَدَت فأبدت عاليات الأحرف مىباشد و شامل ١٠٩ بيت است؛ در همين كتاب از ص ١٢٦ تا ص ١٣١ آورده است.

دو بیت از امیرالمؤمنین در فراق فاطمه زهراء علیهما السلام

3
  • ١١. و آن قرمزى دیدگان زهراء را چیزى نمى‌تواند بر طرف گرداند؛ مگر شمشیرهاى آبدار و بُرنده، در روزى که پرچم‌ها را بر علیه دشمنان باز کنند؛ و کتیبه‌ها را حرکت دهند.

  • ١٢. زیرا که شکسته شدن پهلو و ضلع سینه را چیزى منجبر نمى‌کند، و آن زخم را مرهم نمى‌نهد مگر شمشیر برّنده استوار و با قدرت .

  • ١٣. آیا اینگونه با دختر پیغمبر رفتار مى‌کنند؛ براى حرصى که به حکومت و ولایت دارند؟ این بسیار عجیب است‌ .

  •  

  • و همچنین آیة اللَه اصفهانى کمپانى در مصیبت حضرت صدّیقه سلام اللَه علیها، مرثیه‌اى بسیار جالب و حاوى حقائق، در دیوان شعر پارسى خود آورده است؛ و ما در اینجا به ذکر دو بند أوّل آن اکتفا مى‌کنیم:

  •  

  • تا در بیت الحرام از آتش بیگانه سوخت   ***   کعبه ویران شد، حریم از سوز صاحبخانه سوخت‌

  • شمع بزم آفرینش با هزاران اشگ و آه   ***   شد چنان، کز دودِ اهش سینه کاشانه سوخت‌

  •  آتشى در بیت معمورِ ولایت شعله زد   ***   تا أبد زان شعله، هر معمور و هر ویرانه سوخت‌

  • آه از آن پیمان شکن کز کینه خمّ غدیر   ***   آتشى افروخت تا هم خمّ و هم پیمانه 1سوخت‌

  •  لیلى حسن قِدَم، چون سوخت از سر تا قدم   ***   همچو مجنون، عقلِ رهبر را دل دیوانه سوخت‌

  • گلشن فرّخ فر توحید، آن دم شد تباه   ***   کز سُمُومِ شرک، آن شاخ گل فرزانه سوخت‌

  • گنج علم و معرفت شد طمعه أفعى صفت   ***   تا که از بیداد دونان گوهر یکدانه سوخت‌

  • حاصل باغ نبوّت، رفت بر باد فنا   ***   خرمنى در آرزوى خامِ آب و دانه سوخت‌

  • کرْکسِ دون، پنجه زد بر روى طاوس أزل   ***   عالمى از حسرت آن جلوه مستانه سوخت‌

  • آتشى آتش‌پرستى در جهان أفروخته‌   ***   خرمن إسلام و دین را تا قیامت سوخته‌

  • سینه‌اى کز معرفت گنجینه أسرار بود   ***   کى سزاوار فشارِ آن در و دیوار بود؟

  • طور سیناى تجلّى، مَشعلى از نور شد   ***   سینه سیناى وحدت، مشتعل از نار بود

  • ناله بانو زد أندر خرمن هستى شَرَر   ***   گوئى اندر طور غم، چون نخل آتشبار بود

  • آنکه کردى ماه تابان پیش او پهلو تهى   ***   از کجا پهلوى او را تاب آن آزار بود

  • گردش گردون دون بین، کز جفاى س مرى   ***   نقطه پرگار وحدت، مرکز مسمار بود

  • صورتش نیلى شد از سیلى، که چون سیل سیاه روى گیت2 زین مصیبت، تا قیامت تار بود

  • شهریارى شد به بند بنده‌اى از بندگان   ***   آنکه جبریل امینش بنده دربار بود

  •  از قفاى شاه، بانو با نواى جانگداز   ***   تا توانائى به تن تا قوّت رفتار بود

  • گرچه بازو خسته شد، وز کار دستش بسته شد لیک پاى همّتش بر گنبد دوّار بود

  • دست بانو گرچه از دامان شه کوتاه شد   ***   لیک بر گردون بلند از دست آن گمراه شد3

  • در «مروج الذهب» آورده است که: و لمّا قُبضت فاطمة جزَع علیها بَعْلُها على جَزَعاً شدیداً و اشتدّ بکاؤهُ و ظهر أنینُه و حَنینُه و قال فى ذلک‌

  • لِکلِّ اجْتِماعٍ مِن خَلِیلَینِ فُرْقَة       ***       وَ کلُّ الَّذى دُونَ المَمَاتِ قَلِیلُ‌

  • وَ إنَّ افْتِقادى فاطِماً بَعْدَ أحمَدِ       ***       دَلیلٌ عَلَى أن لَا یدُومُ خَلِیلُ 4

    1. در نسخه بدل، خمخانه آمده است.
    2. . در نسخه بدل، گردون آمده است .
    3. ديوان كمپانى» ص ٤٢ و ص ٤٣.٤
    4. . مُروج الذَّهب ، طبع مطبعة سعادت مصر، ١٣٦٧ هجرى قمرى، ج ٢، ص ٢٩٧ و ص ٢٩٨.٥

دو بیت از امیرالمؤمنین در فراق فاطمه زهراء علیهما السلام

4
  • « چون فاطمه سلام اللَه علیها رحلت کرد، براى او شوهرش على جزع شدیدى کرد، و گریه‌اش شدّت یافت؛ و آه و ناله‌اش ظهور کرد؛ و در این مصیبت این دو بیت را إنشاء فرمود: در عاقبت براى هر اجتماعى که بین دو محبوب صورت گیرد؛ فراق و جدائى است؛ و تمام مصیبتها در برابر مرگ، ناچیز و کم مقدار است. آرى از دست دادن من فاطمه را بعد از احمد؛ دلیل بر آنست که هیچ محبوب و یار مهربانى دوام ندارد و باقى نمى‌ماند.»