/ 550

مطلع انوار ج4

1

مطلع انوار ج4

3
  • مطلع انوار (٤)

  • مباحث و رسائل علمی

  • عبادات و ادعیه، اخلاق

  • مؤلّف: علاّمه سیّد محمّد حسین حسینی طهرانی

  • ناشر: مکتب وحی / طهران

  • نوبت چاپ: اوّل / ١٤٣١ ه‍ . ق ، ١٣٨٩ ه‍ . ش

  • چاپ: مبینا

  • قیمت: ٨٨٠٠تومان

  • تعداد: ٣٠٠٠

  • شابک ج ٤: ٩ ـ ٦ ـ ٩٠٨٩٣ ـ ٦٠٠ـ ٩٧٨

  • حق چاپ محفوظ است

  • تلفن: ٤٣٩٧ ٦٤٥ ٠٩١٢

مطلع انوار ج4

5
  • قال موسی بن جعفر علیه السّلام:

  • لا تَجلِسوا عِندَ کُلِّ عالِمٍ إلّا عالِمٌ یَدعوکُم مِن الخَمسِ إلی الخَمسِ؛ مِن الشَّکِّ إلی الیَقینِ، و مِن الکِبرِ إلی التَّواضُعِ، و مِن الرِّیاءِ إلی الإخلاصِ، و مِن الرَّغبَةِ إلی الزُّهدِ، و مِن العَداوَةِ إلی النَّصیحَةِ.

  • «امام موسی کاظم علیه السّلام فرمودند:

  • نزد هر عالمی رفت و آمد ننمائید مگر آن عالمی که شما را از پنج مرحله خارج نموده به پنج مرتبه برساند؛ از شکّ و شبهه به یقین و از تکبّر به تواضع و از ریاء و خودنمائی به اخلاص در عمل و از تمایلات دنیوی و امیال نفسانی به پارسائی و بی‌اعتنائی و از حقد و کینه و خصومت به لطف و نصیحت و خیرخواهی.»

  • بحارالأنوار، ج ١، ص ٢٠٥

مطلع انوار ج4

7

مطلع انوار ج4

9
  • تصویر مرحوم علاّمه طهرانی ـ رضوان اللَه علیه ـ در سن حدود پنجاه سالگی

  • در طهران

مطلع انوار ج4

10

مطلع انوار ج4

29
  •  

  •  

مطلع انوار ج4

30
  • عبادات و أدعیه

  •  

  •  

  •  

  •  

مطلع انوار ج4

32
  • صورت دستخط مرحوم علاّمه طهرانی ـ رضوان اللَه علیه ـ که به تقاضای بعضی از ارادتمندان ایشان مبنی بر ترجمۀ دعای قنوت انجام پذیرفته است.

مطلع انوار ج4

33
  • [احادیثی در باب طلب و ذکر]

  • بحرالمعارف، صفحه ٥٥:

  • «رُوِیَ أنّ داودَ علیه السّلام قالَ: ”إلَهی! کَیفَ أطلُبُکَ حَتّی أجِدَکَ؟“ فأوحَی اللَهُ تَعالَی إلَیهِ: ”أن یا داودُ! تَرَکتَنی فی أوّلِ قَدَمٍ رَفَعتَهُ؛ و ذلِکَ أنّکَ رَأیتَ الطّلَبَ مِنکَ لی، لا مِنّی لَک.“

  • و فی کافی عن هشام بن سالم، عن أبی‌عبداللَه علیه السّلام:

  • ”مَن شُغِلَ بذِکرِی عَن مَسألَتی، أعطَیتُه أفضَلَ [ما أُعطِی] مَن یَسأَلُنی‌.“1

  • و فی محاسن البرقی عن النّبیّ صلّی اللَه علیه و آله و سلّم:

  • ”قالَ اللَهُ تَعالَی: مَن شُغِلَ بذِکرِی عَن مَسألَتی، أعطَیتُه أفضَلَ ما أُعطِی السّائلینَ.“»2و3

  • [تفاوتِ ادعیه و اوراد با روایات]

  • و در [مجموعه مقالات استاد حسن زاده آملی] صفحه ١٥٦ گوید:

    1. ـ الکافی، ج ‌٢، ص ٥٠١، با قدری اختلاف.
    2. ـ المحاسن، ج ١، ص ٣٩، با قدری اختلاف.
    3. ـ جنگ ٣، ص ١١٦.

مطلع انوار ج4

34
  • «آن لطائف ذوقی و عرفانی، آن نکات سرّی که در أدعیه و أوراد و مناجات‌های أئمّه أطهار علیهم السّلام ما پیدا می‌شود، در روایات نمی‌شود به دست آورد؛ زیرا که در روایات مخاطب مردم‌اند و با مردم به فراخور عقل آنها صحبت می‌کردند و سخن می‌گفتند، امّا در مناجات‌ها و أدعیه، در خلوت‌خانۀ عشق با جمال و جلال مطلق به راز و نیاز می‌پرداختند، که آنچه گفتنی بود به زبان می‌آوردند.

  • امید آنکه در حوزه‌های علمیّه، صُحُف أدعیه و أذکار که از أئمّۀ أطهار ما صادر شده است و بیانگر مقامات و مدارج و معارج انسان است، از متون کتب درسی قرار گیرند؛ و در محضر کسانی که زبان‌فهم و اهل دعا و سیر و سلوکند و راه‌یافته‌اند و راه‌نمایند، درس خوانده شود.

  • مثلاً به ترتیب، اوّل مفتاح الفلاح شیخ بهائی، و پس از آن عُدَّة الدَّاعی ابن فَهد حلِّی، و بعد از آن قُوت القلوب أبوطالب مکّی، و سپس إقبال سیّد بن طاووس، و در آخر إنجیل اهل بیت و زبور آل محمّد علیهم السّلام: صحیفۀ سجّادیّه، در عداد کتب درسی در‌‌آیند، که نقش خوبی در إحیای معارف أصیل اسلامی دارند.»1

  • از اعمال هنگام خوابیدن

  • ﴿بِسۡمِ ٱللَهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ﴾

  • [١] آیۀ مبارکۀ: ﴿قُلۡ إِنمَآ أَنَا۠بَشَرٞ مثۡلُكُمۡ﴾.2

  • [٢] آیۀ مبارکۀ: ﴿ءَامَنَ ٱلرَّسُولُ﴾.3

  • [٣] تسبیح حضرت زهرا سلام اللَه علیها.

    1. ـ جنگ ١٨، ص ٤٨.
    2. ـ سوره الکهف (١٨) آیه ١١٠.
    3. ـ سوره البقرة (٢) آیه ٢٨٥.

مطلع انوار ج4

35
  • [٤] آیة الکرسی.1

  • [٥] سه مرتبه یا یازده مرتبه: ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾.2

  • [٦] سه مرتبه: یَفعَلُ اللَهُ ما یَشاء بقُدرَتِه، و یَحکُمُ ما یُریدُ بعِزَّتِه.

  • [٧] آیۀ مبارکۀ: ﴿شَهِدَ ٱللَهُ﴾.3

  • [٨] استغفار.4

  • [دستور قرائت مسبّحات قبل خواب از امام باقر علیه السّلام]

  • فی الوسائل، المجلّد الأوّل، صفحة ٣٧٥، عن جابر قال:

  • «سَمِعتُ أباجَعفَرٍ علیه السّلام یَقولُ: مَن قَرَأ المُسَبِّحاتِ کُلَّها قَبلَ أن یَنامَ، لَم یَمُت حتّی یُدرِکَ القائمَ؛ و إن ماتَ کانَ فی جِوارِ محَمّدٍ النّبیّ [صلّی اللَه علیه و آله و سلّم].»5

  • و رواه أیضًا فیمجمع البیانفی فضل سورة الحدید6.7

  • [دستوری برای رؤیت افراد در خواب]

  • اگر خواهی کسی را در خواب بینی، در موقع خواب با طهارت، هفت مرتبه

    1. ـ سوره البقرة (٢) آیه ٢٥٥.
    2. ـ سوره الإخلاص (١١٢) آیات ١ إلی ٤.
    3. ـ سوره آل عمران (٣) آیه ١٨.
    4. ـ جنگ ٣، ص ٦.
    5. ـ وسائل‌ الشّیعة، ج ٦، ص ٢٢٦؛ الکافی، ج ٢، ص ٦٢٠.
    6. ـ مجمع البیان، ج ٩، ص ٣٤٥.
    7. ـ جنگ ٣، ص ٧.

مطلع انوار ج4

36
  • سوره ﴿وَٱلشَّمۡسِ﴾ و هفت مرتبه سوره ﴿وَٱلَّيۡلِ﴾ [را بخوان].1و2

  • ادعیه موقع خواب رسول خدا صلّی‌ اللَه علیه و آله و سلّم

  • در سادس بحار، صفحه ١٥٦، آورده است که:

  • «و کانَ صلّی اللَه علیه و آله و سلّم إذا آوَی إلَی فِراشِهِ، اضطَجَعَ عَلَی شِقِّهِ الأیمَنِ، و وَضَعَ یَدَهُ الیُمنَی تَحتَ خَدِّهِ الأیمَنِ [الیمنی] ثُمَّ یَقولُ: [”اللَهُمَّ قِنِی عَذابَکَ یَومَ تَبعَثُ عِبادَکَ“].

  • [فی دُعائِهِ عِندَ مَضجَعِهِ؛ و کانَ لَهُ أصنافٌ مِنَ الأقاوِیلِ یَقولُها إذا أخَذَ مَضجَعَهُ، فَمِنها أنَّهُ کانَ یَقولُ]:

  • ”اللَهُمَّ إنِّی أعوذُ [بک] بِمُعافاتِکَ مِن عُقوبَتِکَ، و أعوذُ بِرِضاکَ مِن سَخَطِکَ، و أعوذُ بِکَ مِنکَ؛ اللَهُمَّ إنِّی لا أستَطِیعُ [أن أبلُغَ] فی الثَّناءِ عَلَیکَ و لَو حَرَصتُ، أنتَ کَما أثنَیتَ عَلَی نَفسِکَ.“

  • و کانَ صلّی اللَه علیه و آله و سلّم یَقولُ عِندَ مَنامِهِ:

  • ”بِسمِ اللَهِ أموتُ و أحیا، و إلَی اللَهِ المَصِیرُ؛ اللَهُمَّ آمِن رَوعَتِی، و استُرْ عَورَتِی، و أدِّ عَنِّی أمانَتِی.“

  • و کانَ صلّی اللَه علیه و آله و سلّم، یَقرَأُ آیَةَ الکُرسِیِّ، عِندَ مَنامِهِ و یَقولُ:

  • ”أتانِی جَبرَئِیلُ فَقالَ: یا مُحَمَّدُ! إنَّ عِفرِیتًا مِنَ الجِنِّ یَکِیدُکَ فی مَنامِکَ، فَعَلَیکَ بِآیَةِ الکُرسِیِّ.“

    1. ـ مکارم الاخلاق طبرسی، ص ٣٥١؛ بحارالأنوار، ج ٨٨، ص ٢٨٦. [این دستورالعمل را در مصادر مذکور با عنوان «من عرض له مهمٌّ و أراد أن یعرف وجهَ الحیلة» آورده‌اند. (محقّق)]
    2. ـ جنگ ٣، ص٥٠.

مطلع انوار ج4

37
  • عَن أبِی‌جَعفَرٍ علیه السّلام قالَ:

  • ”ما استَیقَظَ رَسولُ اللَهِ صلّی اللَه علیه و آله و سلّم مِن نَومٍ قَطُّ إلّا خَرَّ لِلّه عَزَّوَجَلَّ ساجِدًا.»1و2

  • [دعا برای رؤیت رسول خدا در خواب]

  • در آخر عین الحیاة مرحوم مجلسی ـ رضوان اللَه علیه ـ است که سیّد بن طاووس ـ قدّس سرّه ـ به سند معتبر از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده است که:

  • «کسی که خواهد حضرت رسول صلّی اللَه علیه و آله و سلّم را به خواب ببیند،3 بعد از نماز خفتن غسل کند و چهار رکعت نماز گزارد، و در هر رکعتی سوره حمد یک مرتبه و آیة الکرسی را صد مرتبه بخواند، و بعد از نماز هزار مرتبه بر محمّد و آلش صلوات بفرستد، و بر جامه پاکی بخوابد که حلال و حرام را بر آن جامه وطی نکرده باشد، و دست راست خود را بر زیر [صورت] خود بگذارد و صد مرتبه بگوید: سُبحانَ اللَهِ و الحَمدُ لِلَّه و لا إلهَ إلّا اللَهُ و اللَهُ أکبَر و لا حَولَ و لا قُوّةَ إلّا باللَهِ و صد مرتبه بگوید: ما شاءَ اللَهُ“ و به خواب رود که آن حضرت را به خواب می‌بیند.»

  • و سیّد مذکور نقل کرده است که:

  • «اگر خواهد حضرت أمیرالمؤمنین علیه السّلام را در خواب ببیند، در وقت

    1. ـ بحارالأنوار، ج ٧٣، ص ٢٠٢.
    2. ـ جنگ ١٣، ص ٣٩ و ٤٠.
    3. ـ [همچنین دستورالعملی برای رؤیت رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم از حضرت آیة اللَه انصاری همدانی ـ رضوان اللَه علیه ـ در همین موسوعه، ج ٢، ص ٣٨٨، تحت عنوان: «کیفیة صلاة العبهری لرؤیة رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم» آمده است. (محقّق)]

مطلع انوار ج4

38
  • خوابیدن این دعا را بخواند: ”اللَهُمّ إنّی أسألُکَ یا مَن لَهُ لُطفٌ خَفیٌّ و أیادِیهِ باسِطَةٌ لا تَنقَضی، أسألُکَ بلُطفِکَ الخَفِیِّ الّذی ما لَطَفتَ بِه لعَبدٍ إلّا کَفَی أن تُرِیَنی مَولایَ أمیرَالمُؤمِنینَ فی مَنامِی.“»1و2

  • [دعای وقت خواب: اللَهمَّ یا من احتجب بشعاع نوره ...]

  • بسم اللَه الرّحمن الرّحیم

  • اللَهُمَّ [إنِّی أسألُکَ] یا مَنِ احتَجَبَ بِشُعاعِ نورِهِ عَن نَواظِرِ خَلقِهِ، یا مَن تَسَربَلَ بِالجَلالِ و العَظَمَةِ و اشتَهَرَ بِالتَّجَبُّرِ فی قُدسِهِ، یا مَن تَعالیٰ بِالجَلالِ و الکِبرِیاءِ [والعَظَمة] فی تَفَرُّدِ مَجدِهِ، یا مَنِ انقادَت [لَهُ] الأُمورُ بِأزِمَّتِها طَوعًا لأمرِهِ، یا مَن قامَتِ السَّماواتُ و الأرَضونَ مُجِیباتٍ لِدَعوَتِهِ، یا مَن زَیَّنَ السَّماءَ بِالنُّجومِ الطّالِعَةِ و جَعَلَها هادِیَةً لِخَلقِهِ، یا مَن أنارَ القَمَرَ المُنِیرَ فی سَوادِ اللَّیلِ المُظلِمِ بِلُطفِهِ، یا مَن أنارَ الشَّمسَ المُنِیرَةَ و جَعَلَها مَعاشًا لِخَلقِهِ و جَعَلَها مُفَرِّقَةً بَینَ اللَّیلِ و النَّهارِ [بِعَظَمَتِهِ]، یا مَنِ استَوجَبَ الشُّکرَ بِنَشرِ سَحائِبِ نِعَمِهِ.

  • أسألُکَ بِمَعاقِدِ العِزِّ مِن عَرشِکَ، و مُنتَهَی الرَّحمَةِ مِن کِتابِکَ، و بِکُلِّ اسمٍ [هو لَکَ] سَمَّیتَ بِهِ نَفسَکَ أوِ استَأثَرتَ بِهِ فی عِلمِ الغَیبِ عِندَکَ، و بِکُلِّ اسمٍ هو لَکَ أنزَلتَهُ فی کِتابِکَ أو أثبَتَّهُ فی قُلوبِ الصّافِّینَ الحافِّینَ حَولَ عَرشِکَ، فَتَراجَعَتِ القُلوبُ إلَی الصُّدورِ عَنِ البَیانِ بِإخلاصِ الوَحدانِیَّةِ و تَحقِیقِ الفَردانِیَّةِ، مُقِرَّةً لَکَ بِالعُبودِیَّةِ و أنَّکَ أنتَ اللَهُ [أنتَ اللَهُ، أنتَ اللَهُ] لا إلَهَ إلّا أنتَ.

    1. ـ عین الحیاة، ص ٦٧٤؛ بحارالأنوار، ج ٧٣، ص ٢١٤؛ و ج ٥٣، ص ٣٣٠.
    2. ـ جنگ ٣، ص ١٣٦.

مطلع انوار ج4

39
  • و أسألُکَ بِالأسماءِ [باسمکَ] الَّتِی تَجَلَّیتَ بِها لِلکَلِیمِ عَلَی الجَبَلِ العَظیمِ، فَلَمّا بَدا شُعاعُ نورِ الحُجُبِ مِن بَهاءِ العَظَمَةِ، خَرَّتِ الجِبالُ مُتَدَکدِکَةً لِعَظَمَتِکَ و جَلالِکَ و هَیبَتِکَ و خَوفًا مِن سَطوَتِکَ راهِبَةً مِنکَ، فَلا إلَهَ إلّا أنتَ، فَلا إلَهَ إلّا أنتَ، فَلا إلَهَ إلّا أنتَ.

  • و أسألُکَ بِالاسمِ الَّذی فَتَقتَ بِهِ رَتقَ عَظیمِ جُفونِ عُیونِ النّاظِرینَ، الَّذی بِهِ تَدبیرُ حِکمَتِکَ و شَواهِدُ حُجَجِ أنبیائِکَ، یَعرِفونَکَ بِفِطَنِ القُلوبِ، و أنتَ فی غَوامِضِ مُسَرّاتِ سَرِیراتِ الغُیوبِ.

  • أسألُکَ بِعِزَّةِ ذَلِکَ الاسمِ أن تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ و أن تَصرِفَ عَنِّی جَمِیعَ الآفاتِ و العاهاتِ و الأعراضِ و الأمراضِ و الخَطایا و الذُّنوبِ و الشَّکِّ و الشِّرکِ و الکُفرِ و النِّفاقِ و الشِّقاقِ و الغَضَبِ و الجَهلِ و المَقتِ و الضَّلالَةِ و العُسرِ و الضِّیقِ و الفسادِ [فسادِ الضَّمِیرِ] و حُلولِ النَّقِمَةِ و شَماتَةِ الأعداءِ و غَلَبَةِ الرِّجالِ، إنَّکَ سَمِیعُ الدُّعاءِ، لَطِیفٌ لِما تَشاءُ. و صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ و آله الطیِّبین الطاهرین [و صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ یا أرحَمَ الرّاحِمِینَ].1

  • این دعا را حقیر از زبان مبارک حضرت آقای حدّاد ـ روحی فداه ـ ضبط و ثبت کردم.

    1. ـ [قابل ذکر است که این دعا در مکتوبات خطی حضرت علاّمه طهرانی ـ قدّس اللَه نفسه الزّکیة ـ جنگ ١٣، ص ٤٨ و ٤٩، و جنگ ٣، ص ١٢١ و ١٢٢ آمده است. با این تفاوت که در مورد اول تحت عنوان: «دستورالعمل هنگام خواب» و در مورد دوم بدون عنوان آمده است؛ البته در بسیاری از مجامع روائی برای «رفع شدّت و همّ و غمّ» ذکر کرده‌اند. جهت اطلاع بیشتر به روح مجرّد، ص ٥١٠مراجعه شود.
      ضمناً مواردی که داخل قلاب قرار گرفته، اختلافاتی است که عبارت بحارالأنوار به نقل از مهج الدعوات با متن مرحوم آقای حدّاد ـ قدّس سرّه ـ داشته است. (محقّق)]

مطلع انوار ج4

40
  • أقول: این دعا در کشکول شیخ بهائی در صفحه ٣٠٣، طبع سنگی، موجود است با قدری اختلاف؛ و نیز در مُهَج الدعوات، صفحه ٩٦ با کمی اختلاف مرحوم سیّد بن طاووس آورده است.1

  • [دعایی برای طلب رزق و گشایش امور]

  • برای طلب رزق و گشایش امور:

  • [اوّل:] ‌در عقب فجر دست بر سینه گذارد و هفتاد مرتبه «یا فَتّاح» بگوید.

  • دوّم: دعای [بسم اللَه و صلّی اللَه علی محمّد و آله]2 را مواظبت بر خواندن کند در عقب نماز صبح.

  • سوّم: مواظبت کند بر خواندن این دعا:

  • ”لا حَولَ و لا قُوّةَ إلّا بِاللَهِ، تَوَکَّلتُ علَی الحَیِّ الّذی لا یَموتُ، و الحَمدُ لِلَّهِ الّذی لَم یَتَّخِذ وَلَدًا و لَم یَکُن لَهُ شَریکٌ فی المُلکِ و لَم یَکُن لَهُ وَلیٌّ مِن الذُّلِّ و کَبِّرهُ تَکبیرًا.3و4

  • [دعائی برای وسعت روزی]

  • حضرت آقای حاج آقا معین شیرازی ـ دامت برکاته ـ نقل نمودند از آقای مدرّس دزفولی ـ دامت برکاته ـ که ایشان از مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی ـ رضوان اللَه علیه ـ ساکن مشهد مقدّس، دعائی را که برای وسعت روزی از هرچه

    1. ـ الکشکول، ج ٢، ص ٢٥٥؛ مُهَج الدعوات، ص ٧٥؛ المصباح کفعمی، ص ٢٧٥؛ بحارالأنوار، ج ٩١، ص ٤٠٢.
    2. ـ به همین مجلّد ص ٥٤ مراجعه شود.
    3. ـ مصباح المتهجّد، ص ٢٠٩؛ الألفیة و النّفلیة، ص ١٣٠؛ مفاتیح الجنان، ص ٢٢.
    4. ـ جنگ ٣، ص ١٠١ و ١٠٢.

مطلع انوار ج4

41
  • مفید‌تر است؛ و او آن است که:

  • «از شب جمعه تا شب جمعه بعد، هر شب بعد از نماز مغرب پنج مرتبه سوره مبارکه «واقعه» را بخواند و بعد از هر مرتبه دعای مکتوب ذیل را بخواند، تا شب جمعه آتیه، و در شب جمعه آتیه شش مرتبه بخواند که مجموعاً چهل و یک مرتبه خواهد شد؛ و برای همیشه از بعد شب جمعه دیگر هر شب یک مرتبه بین مغرب و عشاء خوانده شود با دعای مذکور؛ و آن دعا این است:

  • ”سُبحانَ اللَهِ تَسبیحًا لا یُحصِیهِ العَدَدُ، سُبحانَ اللَهِ تَسبیحًا لا یُفنِیهِ الأمَدُ، سُبحانَ اللَهِ تَسبیحًا یَفضُلُ کفَضلِ اللَهِ علَی عِبادِه، سُبحانَ اللَهِ کأضعافِ ذَلِکَ أضعافًا مُضاعَفَةً.“»

  • و ایشان فرمودند: خوب من امتحان کردم آن را.1

  • دعا برای وسعت روزی

  • در مجتنی سیّد بن طاووس (ره) مذکور است، برای وسعت روزی بخواند:

  • «اللَهُمّ یا سَبَبَ مَن لا سَبَبَ لَهُ، یا سَبَبَ کُلِّ ذی سَبَبٍ، یا مُسَبِّبَ الأسبابِ مِن غَیرِ سَبَبٍ، صَلِّ علَی مُحمّدٍ و آلِ مُحمّدٍ و أغنِنی بحَلالِکَ عَن حَرامِکَ، و بفَضلِکَ عَمّن سِواکَ، یا حَیُّ یا قَیّومُ. و الحَمدُ لِلهِ رَبِّ العالَمینَ و صلّی اللَه علَی سَیّدِنا مُحمّدٍ و آلِه الطّاهِرینَ.»2

  • این دعا تجربه شده است، آثار محسوس دارد.3

  • دستوری جهت قضاء حوائج

  • برای قضاء حاجت، در سوره «نمل» پنج آیه است که مصدّر به ﴿أَمَّنۡ﴾

    1. ـ همان مصدر، ص ١١٠.
    2. ـ المجتنی من الدّعاء المجتبی، ج ١، ص ٤٠، فصلٌ فی دعاء مجرّب فی سعة الرّزق.
    3. ـ جنگ ٣، ص ١١٢.

مطلع انوار ج4

42
  • است؛1 اگر آیه اوّل را به عدد اسم «محمّد» صلّی اللَه علیه و آله و سلّم، و ثانی را به عدد اسم «علیّ» علیه السّلام، و ثالث را به عدد [اسم] «فاطمه» علیها السّلام، و رابع را به عدد اسم «حسن» علیه السّلام، و خامس را به عدد اسم «حسین» علیه السّلام بگوید، حاجت او برآورده خواهد شد.2

  • دستوری جهت برآورده شدن حاجات

  • هر کس به عدد اسم أمیرالمؤمنین علیه السّلام به حروف أبجد (١١٠) [صد و ده مرتبه] بگوید:

  • یا أمیرَالمؤمنین، یا ذا الکَرَم       ***       یا إمام المتّقین، یا ذا النِّعَم

  • إنّما جِئناک فی حاجاتنا       ***       لا تُخیِّبنا فَقُل فینا نَعم

  • حاجات او برآورده خواهد شد.3

  • [دستورالعملی برای حفظ، از میرزا احمد آشتیانی]

  • آقای حاج میرزا محمّد باقر آشتیانی نقل کردند از والد معظّمشان آقای حاج

    1. ـ سوره النّمل (٢٧) آیات ٦٠إلی ٦٤: ﴿أَمَّنۡ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَأَنزَلَ لَكُم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ فَأَنۢبَتۡنَا بِهِۦ حَدَآئِقَ ذَاتَ بَهۡجَةٖ مَّا كَانَ لَكُمۡ أَن تُنۢبِتُواْ شَجَرَهَآ أَءِلَٰهٞ مَّعَ ٱللَهِ بَلۡ هُمۡ قَوۡمٞ يَعۡدِلُونَ * أَمَّن جَعَلَ ٱلۡأَرۡضَ قَرَارٗا وَجَعَلَ خِلَٰلَهَآ أَنۡهَٰرٗا وَجَعَلَ لَهَا رَوَٰسِيَ وَجَعَلَ بَيۡنَ ٱلۡبَحۡرَيۡنِ حَاجِزًا أَءِلَٰهٞ مَّعَ ٱللَهِ بَلۡ أَكۡثَرُهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ * أَمَّن يُجِيبُ ٱلۡمُضۡطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكۡشِفُ ٱلسُّوٓءَ وَيَجۡعَلُكُمۡ خُلَفَآءَ ٱلۡأَرۡضِ أَءِلَٰهٞ مَّعَ ٱللَهِ قَلِيلٗا مَّا تَذَكَّرُونَ * أَمَّن يَهۡدِيكُمۡ فِي ظُلُمَٰتِ ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِ وَمَن يُرۡسِلُ ٱلرِّيَٰحَ بُشۡرَۢا بَيۡنَ يَدَيۡ رَحۡمَتِهِۦٓ أَءِلَٰهٞ مَّعَ ٱللَهِ تَعَٰلَى ٱللَهُ عَمَّا يُشۡرِكُونَ * أَمَّن يَبۡدَؤُاْ ٱلۡخَلۡقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥ وَمَن يَرۡزُقُكُم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِ أَءِلَٰهٞ مَّعَ ٱللَهِ قُلۡ هَاتُواْ بُرۡهَٰنَكُمۡ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾.
    2. ـ جنگ ٣، ص ١٨٣.
    3. ـ همان مصدر، ص ١٨٤؛ جنگ ٤ خطّی، ص ٢٣٣.

مطلع انوار ج4

43
  • میرزا احمد آشتیانی، که برای حفظ، این جملات را در مواقع مختلفه مکرّراً بخواند:

  • «الحَمدُ لِلّهِ الّذی آوانا و أیّدَنا بنَصرِه، و رَزَقَنا مِن الطّیِّباتِ، و لَولا رَحمَةُ رَبِّنا لَکُنّا مِن المُتَخَطِّفینَ لِلنّاسِ.»1

  • [دستورالعملی برای رفع مانع و پیشرفت امر]

  • از مرحوم آقا میرزا محمّد علی شاه‌آبادی نقل شده است که: برای رفع مانع و پیشرفت أمر و رفع گیر و ایرادهائی که پیدا می‌شود، مثل مراجعه به دوائر دولتی و غیرها، هجده مرتبه یا شانزده مرتبه (تردید از ناقل است) بخواند:

  • «أعوذُ بِاللَهِ مِن الشَّیطانِ الرَّجیمِ، بِسمِ اللَهِ الرّحمنِ الرّحیمِ، ﴿وَكَلۡبُهُم بَٰسِطٞ ذِرَاعَيۡهِ بِٱلۡوَصِيدِ﴾2» آن مانع برطرف خواهد شد.3

  • دعائی برای قضاء حوائج

  • حضرت آقای حاج معین شیرازی فرمودند: در کتاب دعای ... دیدم که برای حاجت این دستور اثر عجیبی دارد:

  • هفت شب هنگام طلوع فجر در زیر آسمان، هر شب یازده مرتبه آیة الکرسی را بخواند، و در هر دفعه که می‌خواند چون می‌رسد به کلمه ﴿يَعۡلَمُ مَا بَيۡنَ أَيۡدِيهِمۡ﴾،4 بین ﴿يَعۡلَمُ﴾ و بین ﴿مَا﴾ حاجت خود را بخواهد.5

    1. ـ جنگ ٤، ص ١٨.
    2. ـ سوره الکهف (١٨) قسمتی از آیه ١٨.
    3. ـ جنگ ٤، ص ١٨.
    4. ـ سوره البقرة (٢) ذیل آیه ٢٥٥.
    5. ـ جنگ ٥، ص ٨٠.

مطلع انوار ج4

44
  • [دستور العملی برای حفظ مراسله]

  • برای حفظ امانت و کاغذ پست و اثاثیه، آقا میرزا محمّد حسن شیرازی فرمودند که این دعا را بنویسند در کاغذی و با امانت بگذارند که محفوظ خواهد ماند، إن شاء اللَه تعالی:

  • «بسم اللَه الرحمن الرحیم، یا مَن نِعَمُه لا تُحصَی، أنتَ قُلتَ و قَولُکَ الحَقّ:﴿إِنَّا نَحۡنُ نَزَّلۡنَا ٱلذِّكۡرَ وَإِنَّا لَهُۥ لَحَٰفِظُونَ﴾،1﴿فَٱللَهُ خَيۡرٌ حَٰفِظٗا وَهُوَ أَرۡحَمُ ٱلرَّ ٰحِمِينَ﴾2».3

  • فقراتی از دعای افتتاح دربارۀ دولت درخشان امام زمان عجّل اللَه فرجه

  • اللَهُمَّ أعِزَّهُ و أعزِزْ بِهِ، و انْصُرهُ و انْتَصِرْ بِهِ، و انْصُرهُ نَصرًا عَزِیزًا، و افْتَحْ لَهُ فَتحًا یَسیرًا، و اجْعَلْ له مِن لَدُنکَ سُلطانًا نصیرًا.

  • اللَهُمَّ أظهِر بِهِ دِینَکَ و سُنَّةَ نَبِیِّکَ، حَتَّی لا یَستَخفِیَ بِشَیءٍ مِنَ الحَقِّ مَخافَةَ أحَدٍ مِنَ الخَلقِ.

  • اللَهُمَّ إنَّا نَرغَبُ إلَیکَ فی دَولَةٍ کَرِیمَةٍ تُعِزُّ بِها الإسلامَ و أهلَهُ، و تُذِلُّ بِها النِّفَاقَ و أهلَهُ، و تَجعَلُنَا فِیها مِنَ الدُّعَاةِ إلَی طَاعَتِکَ و القادَةِ إلَی سَبِیلِکَ، و تَرزُقُنَا بِها کَرامَةَ الدُّنیَا و الآخِرَة.4

  • «بار پروردگارا! ما جمیع گروه شیعیان از تو خواهانیم که وی را عزّت ده و ما را به نیروی امامتش عزّت بخش! و وی را یاری کن و ما را به نیروی ولایتش

    1. ـ سوره الحجر (١٥) آیه ٩.
    2. ـ سوره یوسف (١٢) ذیل آیه ٦٤.
    3. ـ جنگ ٣، ص ١٨٤.
    4. ـ الإقبال، ج ١، ص ١٤٢.

مطلع انوار ج4

45
  • پیروز فرما! و چنان مددی در مرز اقتدار و حکومتش به او بنما که نقصان و شکستی در آن راه نیابد! و فتح و گشایشی آسان به وی عنایت کن تا رنجی و مشکله‌ای را در خود نپروراند! و از نزد خودت قدرت با پشتوانه‌ای بدو نصیب فرما تا فتور و سستی از دنبالش نباشد!»

  • «بار پروردگارا! دینَت و سُنَّت پیامبرت را به دست با کفایتش آشکارا فرما تا آنکه چیزی از بیان حقّ و عمل به حقّ به خاطر ترس و نگرانی أحدی از خلایقت پنهان نماند!»

  • «بار پروردگارا! ما با تضرّع و ابتهال نیازمندانه به درگاه تو از سویدای دل خواهانیم تا دولتی کریمانه پیش‌آوری که در آن دوران، اسلام و یاورانش را سر‌بلند فرموده، نفاق و پیروانش را ذلیل و خوار گردانی! و ما را در آن دوره از زمره دعوت‌کنندگان خلق به اطاعتت و از پیشوایان آنها در راه رضای فرمانبرداریت قرار دهی! و بدین سبب از مواهب نفیسه و کرامت‌های موهوبه خزانه جودت در دنیا و آخرت روزی ما فرمائی!»1

  • [دعای فرج امام زمان علیه السّلام]

  • إلَهی عَظُمَ البَلاءُ، و بَرِحَ الخَفاءُ، و انکَشَفَ الغِطاءُ، و انقَطَعَ الرَّجاءُ، و ضاقَتِ الأرضُ، و مُنِعَتِ السّماءُ، و أنتَ المُستَعانُ، و إلَیکَ المُشتَکَی، و علَیکَ المُعَوَّلُ فی الشِّدّةِ و الرَّخاء. اللَهُمّ صلِّ علَی محَمّدٍ و آلِ محَمّدٍ، اُولِی الأمرِ الّذینَ فَرَضتَ علَینا طاعَتَهُم و عَرَّفتَنا بِذلِکَ مَنزِلَتَهُم، ‌ففَرِّج عَنّا بحَقِّهِم فَرَجًا عاجِلًا قَریبًا کَلَمحِ البَصَرِ أو هُوَ أقرَبُ. یا محَمّدُ یا عَلیُّ، یا عَلیُّ یا محَمّدُ، اکْفِیانی فإنّکُما کافیانِ، و انصُرانی فإنّکُما ناصِرانِ، ‌یا مَولَانا یا صاحِبَ الزّمانِ، الغَوثَ الغَوثَ الغَوثَ، أدرِکنی أدرِکنی أدرِکنی‌،

    1. ـ جنگ ١٤، ص ١١٣ و ١١٤.

مطلع انوار ج4

46
  • السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ، العَجَلَ العَجَلَ العَجَلَ، یا أرحَمَ الرّاحِمینَ بحَقِّ محَمّدٍ و آلِه الطّاهِرینَ1.2

  • [دستورالعملی برای رؤیت حضرت قائم علیه السّلام]

  • هر که در شب جمعه سوره بنی‌‌إسرائیل [را] بخواند، نمیرد تا به خدمت حضرت قائم عجّل اللَه تعالی فرجه الشریف برسد و از اصحاب آن حضرت باشد3.4

  • [دستوری برای توسّل به حضرت ولیّ عصر عجّل اللَه فرجه الشریف]

  • دستوریست برای توسّل به حضرت ولیّ عصر روحی و أرواح العالمین فداه برای مهامّ حوائج؛ که حضرت آقای حاج آقا معین شیرازی ـ دامت برکاته ـ از مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی ـ رضوان اللَه علیه ـ مقیم مشهد، نقل کرده‌اند:

  • «زیر آسمان دست‌ها را تا مِرفَق بالا زند و پاها را تا بالای کندۀ زانو برهنه نماید، و بعد دو رکعت نماز توسّل به حضرت ولیّ عصر عجّل اللَه فرجه الشّریف به طریقی که معروف است خوانده شود،5 (که باید در هر رکعت چون به آیه شریفه: ﴿إِيَّاكَ نَعۡبُدُ وَإِيَّاكَ نَسۡتَعِينُ﴾6 می‌رسد، صد مرتبه این آیه را تکرار کند و ذکر رکوع و سجود را هفت مرتبه به یک نفس بگوید) و بعد از سلامِ نماز بدون التفات

    1. ـ البلد الأمین، ص ١٥٢؛ جنّة الأمان، ص ١٧٦ با قدری اختلاف؛ مفاتیح الجنان، (دعای فرج).
    2. ـ جنگ ٢، ص ٤٧.
    3. ـ مفاتیح الجنان.
    4. ـ جنگ ٣، ص ١٠٢.
    5. ـ [کیفیّت این نماز در همین مجلد، ص ٥٢، ذیل عنوان (نماز حضرت حجّت عجّل اللَه تعالی فرجه) آمده است. (محقّق)]
    6. ـ سوره الفاتحة (١) آیه ٥.

مطلع انوار ج4

47
  • و عمل منافی، با توجّه به حضرتش، (مثل اینکه در حضور آن حضرت در مقابل حجرالأسود ایستاده و حضرتش به حجرالأسود تکیه داده) این دعا را ٦٠١ مرتبه بخواند: ”یا حُجَّةُ القائمُ!“ و بعداً بگوید: ”یا حُجّةُ القائمُ مِن آلِ محَمّدٍ، أعِنّی و أغِثنِی و فَرِّج عَنّی!“ و حاجت خود را بگوید که برآورده خواهد شد، إن شاء اللَه تعالی.»1

  • [صلوات مخصوصه عالیة ‌المضامین برای امام زمان عجّل اللَه تعالی فرجه]

  • دعائی است که حضرت آقای حلبی بعضی اوقات بر فراز منبر خود برای امام زمان عجّل ‎اللَه تعالی‎ فرجه می‎خوانند:

  • «صَلِّ اللَهُمَّ علی التَّجَلِّی الأعظَمِ، و کَمالِ بَهائِکَ الأقدَمِ، شَجَرَةِ الطُّورِ، و الکتابِ المَسطُورِ، و النُّورِ علی النُّورِ فی طَخیَاءِ2 الدَّیجُور،ِ عَلَمِ الهُدَی، و مُجَلِّی العَمَی، و نُورِ أقطَارِ الوَری، و بابِکَ الَّذی مِنه یُؤتَی، الَّذی یَملَأءُ الأرضَ قِسطًا و عَدلًا کما مُلِئَت ظُلمًا و جَورًا.»3و4

  • [عملی مجرّب برای فَرَج]

  • آقای حاج میرزا اسماعیل خرّازی از حضرت آیة ‌اللَه میلانی به واسطه نقل نمودند که این عمل مخصوص [در] شب‌های چهارشنبه برای فرج بسیار مفید است:

  • «چهار رکعت نماز به دو سلام، در هر رکعت حمد یک مرتبه و سوره فیل

    1. ـ جنگ ٣، ص ١٤٨.
    2. ـ الطخواء و الطخیاء من اللیالی: المظلمة.
    3. ـ روح مجرّد، ص ٢١.
    4. ـ جنگ ١٣، ص ٩.

مطلع انوار ج4

48
  • چهار مرتبه و سوره کوثر سه مرتبه، بعد از نماز سر به سجده نهاده چهل ‌و ‌یک مرتبه بگوید: ﴿وَعَنَتِ ٱلۡوُجُوهُ لِلۡحَيِّ ٱلۡقَيُّومِ وَقَدۡ خَابَ مَنۡ حَمَلَ ظُلۡمٗا﴾1 بعداً سر بردارد و بگوید: ”إلهی کَما دَفعتَ شَرَّ أصحابِ الفیلِ عَنِ الکَعبةِ ادْفَع شَرَّ فُلانٍ عنّا.“»2

  • [وجه ایستادن مردم هنگام برده شدن نام قائم علیه السّلام]

  • در کتاب دادگستر جهان، صفحه ١٥٧، وارد است نقلاً عن الزام الناصب طبع سال ١٣٥١، صفحه ٨١، که:

  • «امام رضا علیه السّلام در یکی از مجالس خراسان حضور داشت، کلمۀ قائم مذکور شد پس آن‌جناب ایستاد و دست مبارکش را بر سر نهاد و فرمود: اللَهُمَّ عَجِّلْ فَرَجَه و سَهِّل مَخرَجَه3

  • أقول: در الغدیر جلد ٢، صفحه ٣٦١، از کتاب مشکاة الأنوار تألیف شیخ محمّد بن عبدالجبّار بحرانی، و از کتاب مؤجِّجُ الأحزان تألیف شیخ عبدالرّضا أوالی بحرانی حکایت کرده است که:

  • «رُوِیَ انّه لمّا قرأ دِعبِل قَصیدَتَه علَی الرّضا علیه السّلام و ذَکَر الحجّةَ عَجَّلَ اللَه تعالی فرجَه بقوله:

  • فَلَولا الَّذِی أرجُوهُ فی الیَومِ أو غَدٍ       ***       تَقَطَّعَ نَفـسِی إثرَهُم حَسـَراتی

  • خروجُ إمامٍ لا مَحالةَ خارجٌ       ***       یقوم عَلَی اسْمِ اللَه و البَرَکاتِ

  • وَضَعَ الرضا علیه السّلام یَدَه علَی رأسه، و تَواضعَ قائمًا، و دَعی له بالفَرَج.

    1. ـ سوره طه (٢٠) آیه ١١١.
    2. ـ جنگ ٥، ص ٧٩.
    3. ـ الزام الناصب، ج ١، ص ٢٤٦.

مطلع انوار ج4

49
  • و حکاه عن المشکاة صاحبِ الدمعة الساکبة و غیره

  • و در همین کتاب در صفحه ١٥٨ از الزام الناصب، طبع سال ١٣٥١، صفحه ٨١، نیز نقل شده که در زمان حضرت صادق [علیه السّلام] ایستادن مردم هنگام برده شدن نام قائم در بین مردم متعارف بوده است؛ گوید:

  • «خدمت حضرت صادق [علیه السّلام] عرض شد علّت چیست که در موقع ذکر نام قائم باید قیام کرد؟ در جواب فرمود: ”صاحب‌الأمر غیبتی دارد بسیار طولانی، و از کثرت لطف و محبتّی که به دوستانش دارد هر کس وی را به لقب قائم که مُشعر است به دولت او و اظهار تأثّری است از غربت او یاد کند، آن‌جناب هم نظر لطفی به او خواهد نمود، چون در این‌حال مورد توجّه امام واقع می‌شود سزاوار است از باب احترام برخیزد و تعجیل فرجش را از خدا بخواهد.“»1و2

  • [کیفیّت نماز عید قربان و فطر]

  • نماز عید دو رکعت است. بهتر آن است که در رکعت اوّل بعد از حمد، سوره ﴿وَٱلشَّمۡسِ﴾ و در رکعت دوم [بعد از حمد] ﴿ٱلۡغَٰشِيَةِ﴾ بخواند؛ یا آنکه در اوّل سوره ﴿سَبِّحِ ٱسۡمَ﴾ و در دوم سوره ﴿وَٱلشَّمۡسِ﴾. بعد از سوره، در رکعت اوّل پنج تکبیر گوید، بعد از هر تکبیر یک قنوت. و در قنوت کافی است ذکر هر دعائی، و بهتر آنست که بگوید:

  • اللَهُمَّ أهلَ الکِبریاءِ و العَظَمَةِ، و أهلَ الجودِ و الجَبَروتِ، و أهلَ العَفوِ و الرّحمَةِ، و أهلَ التَّقوَی و المَغفِرَةِ، أسألُکَ بحقِّ هذَا الیَومِ ـ‌ الَّذی جعَلتَهُ للمسلِمینَ عِیدًا و لمُحَمَّدٍ صَلّی اللَهُ علَیهِ و آلِه ذُخرًا و شَرفًا و کَرامَةً و مَزیدًا ـ أن تُصلِّیَ علَی محمّدٍ و

    1. ـ همان مصدر.
    2. ـ جنگ ٥، ص ١٩٣.

مطلع انوار ج4

50
  • آلِ محمّدٍ، و أن تُدخِلَنی فی کُلِّ خَیرٍ أدخَلتَ فیه محَمّدًا و آلَ محمّد،ٍ و أن تُخرِجَنی مِن کُلِّ سُوءٍ أخرَجتَ مِنه محمّدًا و آلَ محمّدٍ، صلَواتُک علَیه و علَیهم. اللَهُمَّ إنّی أسألُکَ خَیرَ ما سَألکَ به عِبادُکَ الصّالِحون، و أعوذُ بکَ مِمّا استَعاذَ منهُ عِبادُکَ المُخلَصون.

  • و در رکعت دوم بعد از سوره چهار تکبیر گوید...1و2

  • [نماز حضرت حجّت عجّل اللَه تعالی فرجه]

  • نماز حضرت ولی عصر عجّل اللَه تعالی فرجه الشّریف دو رکعت است؛ و در موقع ﴿إِيَّاكَ نَعۡبُدُ﴾ صد مرتبه ذکر می‌شود. پس از اتمام نماز این دعا باید خوانده شود:

  • ”اللَهُمَّ عَظُمَ البَلاءُ، و بَرِحَ الخَفاءُ، و انکَشَفَ الغِطاءُ، و ضاقَتِ الأرضُ بِما وَسِعَتِ السَّماءُ، و إلَیکَ یا رَبِّ المُشتَکَی، و علَیکَ المُعَوَّلُ فی الشِّدَّةِ و الرَّخاءِ. اللَهُمَّ صَلِّ علَی محَمّدٍ و آلِ محَمّدٍ، الّذینَ أمَرتَنا بِطاعَتهِم، و عجِّلِ اللَهُمّ فَرَجَهُم بِقائمِهِم و أظهِر إعزازَهُ. یا محَمّدُ یا علیُّ، یا علیُّ یا محَمّدُ، اکْفِیانی فإنّکُما کافِیایَ. یا محَمّدُ یا علیُّ، یا علیُّ یا محَمّدُ، اُنصُرانی فإنّکُما ناصِرایَ. یا محَمّدُ یا علیُّ، یا علیُّ یا محَمّدُ، احفَظانی فإنّکُما حافِظایَ. یا مَولایَ یا صاحِبَ الزّمانِ، یا مَولایَ یا صاحِبَ الزّمانِ، یا مَولایَ یا صاحِبَ الزّمان، الغَوثَ الغَوثَ الغَوثَ، أدرِکنی أدرِکنی أدرِکنی، الأمانَ الأمانَ الأمانَ.3و4

    1. ـ مصباح المتهجّد، ص ٦٥٤؛ الإقبال، ج ١، ص٤٩٥، با اختلاف؛ مفاتیح الجنان، اعمال روز عید فطر، با قدری تفاوتی در متن.
    2. ـ جنگ ١، ص ٦.
    3. ـ جمال الأسبوع، ص ٢٨١؛ مفاتیح الجنان، اعمال روز جمعه، نمازها، نماز حضرت صاحب الزّمان عجّل اللَه تعالی فرجه.
    4. ـ جنگ ١، ص ١٥٦.

مطلع انوار ج4

51
  • [دعای بعد از هر نماز]

  • بعد از هر نماز، مستحبّ است بخواند:

  • اللَهُمَّ إنّ مَغفِرَتَکَ أرجَی مِن عَمَلی، و إنّ رَحمَتَکَ أوسَعُ مِن ذَنبِی. اللَهُمّ إن کانَ ذَنبِی عِندَکَ عَظیمًا، فعَفوُکَ أعظَمُ مِن ذَنبِی. اللَهُمّ إن لَم أکن أهلًا أن أبلُغَ رَحمَتَکَ، فرَحمَتُکَ أهلٌ أن تَبلُغَنی و تَسَعَنی؛ لأنّها وَسِعَت کُلَّ شَیءٍ، برَحمَتِکَ یا أرحَمَ الرّاحِمینَ.1و2

  • [دعای بعد از نماز نافله مغرب]

  • بعد از نماز نافله مغرب مستحبّ است بخواند:

  • ”اللَهُمَّ إنّی أسألُکَ مُوجِباتِ رَحمَتِکَ، و عَزائِمَ مَغفِرَتِکَ، و النَّجاةَ مِن النّارِ و مِن کُلِّ بَلِیّةٍ، و الفَوزَ بِالجَنّةِ، و الرِّضوانَ فی دارِ السّلامِ، و جِوارَ نَبیِّکَ مُحمّدٍ علَیهِ و آلِه السّلامُ. اللَهُمَّ ما بِنا مِن نِعمَةٍ فَمِنکَ، لا إلَهَ إلّا أنتَ، أستَغفِرُکَ و أتوبُ إلَیکَ.“3و4

  • [دعای بعد از نماز صبح برای دفع کوری و دیوانگی و جذام و ...]

  • بعد از نماز صبح ده مرتبه بگوید:

  • ”سُبحانَ اللَهِ العَظیمِ و بِحَمدِه، و لا حَولَ و لا قُوّةَ إلّا بِاللَهِ العَلیِّ العَظیمِ“خداوند او را عافیت دهد از کوری و دیوانگی و جذام و فقر، و خانه بر سر فرود آمدن یا خرافت در هنگام پیری.5

    1. ـ جنة الأمان، ص٢٠؛ مفاتیح الجنان.
    2. ـ جنگ ٣، ص ١٠٠.
    3. ـ مصباح المتهجّد، ص ١٠٢؛ مفاتیح الجنان.
    4. ـ جنگ ٣، ص ١٠٠.
    5. ـ الدّعوات، ص ٨٣؛ مفاتیح الجنان.

مطلع انوار ج4

52
  • [دعای بعد از نماز صبح برای قضاء حاجت و کفایت کردن حق تعالی امور مهم را]

  • هر که بعد از نماز صبح این دعا را بخواند، حاجتی طلب نکند مگر آنکه آسان شود از برای او، و کفایت کند حقّ تعالی آنچه را که مهمّ اوست:

  • ”بِسمِ اللَهِ، و صلّی اللَهُ علَی مُحمّدٍ و آلِه،﴿وَأُفَوِّضُ أَمۡرِيٓ إِلَى ٱللَهِ إِنَّ ٱللَهَ بَصِيرُۢ بِٱلۡعِبَادِ * فَوَقَىٰهُ ٱللَهُ سَيِّ‍َٔاتِ مَا مَكَرُواْ﴾،1﴿لَّآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنتَ سُبۡحَٰنَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ ٱلظَّـٰلِمِينَ * فَٱسۡتَجَبۡنَا لَهُۥ وَنَجَّيۡنَٰهُ مِنَ ٱلۡغَمِّ وَكَذَٰلِكَ نُ‍ۨجِي ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾،2﴿حَسۡبُنَا ٱللَهُ وَنِعۡمَ ٱلۡوَكِيلُ * فَٱنقَلَبُواْ بِنِعۡمَةٖ مِّنَ ٱللَهِ وَفَضۡلٖ لَّمۡ يَمۡسَسۡهُمۡ سُوٓءٞ﴾،3ما شاءَ اللَهُ، لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللَهِ، ما شاءَ اللَهُ، لا ما شاءَ النّاسُ، ما شاءَ اللَهُ و إن کَرِهَ النّاسُ، حَسبِیَ الرّبُّ مِن المَربوبینَ، حَسبِیَ الخالِقُ مِن المَخلوقینَ، حَسبِیَ الرّازِقُ مِن المَرزوقینَ، حَسبِیَ اللَهُ رَبُّ العالَمینَ، حَسبِیَ مَن هُوَ حَسبِی، حَسبِیَ مَن لَم یَزَل حَسبِی، حَسبِیَ مَن کانَ مُذ کُنتُ لَم یَزَل حَسبِی،﴿حَسۡبِيَ ٱللَهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ عَلَيۡهِ تَوَكَّلۡتُ وَهُوَ رَبُّ ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡعَظِيمِ﴾.4»5و6

  • کیفیّت نوافل موظّفه شهر رمضان

  • در ماه مبارک رمضان علاوه بر نوافل مکتوبه، هزار رکعت صلاة نافله

    1. ـ سوره غافر (٤٠) ذیل آیه ٤٤ و صدر آیه ٤٥.
    2. ـ سوره الأنبیاء (٢١) ذیل آیه ٨٧ و آیه ٨٨.
    3. ـ سوره آل عمران (٣) ذیل آیه ١٧٣ و صدر آیه ١٧٤.
    4. ـ سوره التّوبة (٩) ذیل آیه ١٢٩.
    5. ـ عدّة الدّاعی، ص ٢٦٨؛ مفاتیح الجنان.
    6. ـ جنگ ٣، ص ١٠١.

مطلع انوار ج4

53
  • بخصوصه موظّف گردیده است. هرچند روایات در این باب خالی از مقداری اختلاف نیست، لکن کیفیّت راجحۀ آن، این است که:

  • در بیست شب اوّل هر شب بیست رکعت، و در دهۀ آخر هر شب سی رکعت نماز گزارد، مگر در شب‌های قدر که هر شب صد رکعت نماز می‌کند؛ در این‌صورت ٩٢٠رکعت نماز گزارده است. و برای اتمام آن تا هزار رکعت، هر جمعه از ماه مبارک ده رکعت نماز به کیفیّت صلاة أمیرالمؤمنین و صلاة حضرت فاطمه و حضرت جعفر علیهم السّلام بجای می‌آورد، مگر در جمعه آخر که در روز آن بیست رکعت نماز به کیفیّت صلاة أمیرالمؤمنین علیه السّلام و در شب بعد آن‌ (که شب شنبه است) بیست رکعت نماز به کیفیّت صلاة حضرت فاطمه علیها السّلام بجای می‌آورد.1

  • [کیفیّت صلاة أمیرالمؤمنین علیه السّلام]

  • و امّا کیفیّت صلاة أمیرالمؤمنین علیه السّلام آنکه: چهار رکعت به دو سلام بجای می‌آورد، در هر رکعت «حمد» یک مرتبه و «توحید» پنجاه مرتبه.

  • [کیفیّت صلاة حضرت زهرا سلام اللَه علیها]

  • و امّا کیفیّت صلاة فاطمه علیها السّلام آنکه: دو رکعت بجای می‌آورد، در رکعت اوّل «حمد» یک مرتبه و «قدر» صد مرتبه، و در رکعت دوّم «حمد» یک مرتبه و «توحید» صد مرتبه، و بعد از نماز تسبیح حضرت زهراء علیها السّلام را بجای می‌آورد.2

    1. ـ إقبال الأعمال، ج ١، ص ٤٦.
    2. ـ الدعوات، ص ٨٧.

مطلع انوار ج4

54
  • [کیفیّت صلاة حضرت جعفر طیّار علیه السّلام]

  • و امّا کیفیّت صلاة جعفر علیه السّلام آنکه:

  • یُصلّی أربعَ رکعاتٍ بتسلیمَین، یَقرأُ فی الاُولی

    ﴿ٱلۡحَمۡدُ﴾مرّةً و﴿إِذَا زُلۡزِلَتِ﴾مرّةً، ثمّ یَقول خمسَ عشرةَ مرّةً: ”سُبحانَ اللَهِ و الحَمدُ للّهِ و لا إلَهَ إلّا اللَهُ و اللَهُ أکبَرُثُمّ یَرکعُ و یَقولُها عشرًا، و هکذا یَقولها عشرًا بعدَ رَفعِ رأسه و فی سجوده و بعدَ رفع رأسه و فی سجوده ثانیًا و بعد الرّفع منه، فیکون فی کلّ رکعةٍ خمسٌ و سبعون مرّةً؛ و یَقرأ فی الثّانیة: ﴿وَٱلۡعَٰدِيَٰتِ﴾،و فی الثّالثة: ﴿إِذَا جَآءَ نَصۡرُ ٱللَهِ وَٱلۡفَتۡحُ﴾، و فی الرّابعة: ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾1.2

  • راجع به نماز استخاره

  • در لغت‌نامه دهخدا در مادّه ص، در صفحه ٣٠١، راجع به «صلاة استخاره» آورده است:

  • «صلاة استخاره [صَ ةِ ‌اِ تِ] (اِ مرکب) نمازی است به دو رکعت به نیّت استخاره. در کشّاف اصطلاحات الفنون از جابر آرَد:

  • ”پیغمبر صلّی اللَه علیه و آله و سلّم ما را به آئین استخاره آشنا می‌کرد و می‌آموخت همچنان‌که قرائت سوره‌های قرآنیّه را؛ و می‌فرمود: هرگاه شما را امر مهمّی پیش آید دو رکعت نماز به نیّت نماز استخاره بجای آرید و پس از پایان یافتن نماز این دعا را بخوانید:

  • اللَهُمَّ إنّی أستَخیرُک بعِلمِکَ، و أستَقدِرُکَ بقُدرتِکَ، و أسئلُکَ من فَضلِک

    1. ـ مفاتیح الجنان، نماز جعفر طیّار؛ مصباح المتهجّد، ص ٣٠٤، با قدری اختلاف.
    2. ـ جنگ ٣، ص ١١١.

مطلع انوار ج4

55
  • العظیم، فإنّک تَقدِرُ و لا أَقدِرُ، و تَعلَمُ و لا أعلَمُ، و أنت علّامُ الغیوب؛ اللَهُمَّ إن کنتَ تَعلمُ أنّ هذا الأمرَ خَیرٌ لی فی دینی و مَعاشی و عاقبةِ أمری (أو قال: فی عاجلِ أمری و آجِلِه) فاقْدِره لی و یَسِّرْه لی، ثُمّ بارِکْ لی فیه، و إن کنتَ تَعلمُ أنّ هذا الأمرَ شرٌّ لی فی دینی و مَعاشی و عاقبةِ أمری (أو قال: فی عاجل أمری و آجِلِه) فَاصْرِفْه عنّی و اصْرِفنی عنه، و اقْدِرْ لِیَ الخیرَ حیثُ کان، ثمّ رَضِّنی به.1

  • پس از اختتام این دعا عملی را که در نظر داری انجام دهی نام ببر.“

  • بخاری این حدیث را در صحیح خود آورده است،2 و شیخ عبدالحقّ دهلوی شرحی برای این حدیث آورده که خلاصۀ آن، این است که: آن حضرت تعلیم می‌کرد صحابه را دعای استخاره و نماز آن را، چنانچه تعلیم می‌کرد ایشان را سوره‌ای از قرآن؛ که می‌فرمود آن حضرت:

  • ”چون قصد کند یکی از شما به کاری (یعنی کاری که نادر باشد وجود آن و اعتناء باشد به حصول آن، مثل: سفر و عمارت و تجارت و نکاح و خرید و فروش شیئی معتدٌّ‌به، نه مانند اکل و شرب معتاد و خرید و فروش اشیاء حقیره) بعد از آنکه از قبیل مباح باشد و تردّد بوَد در خیریّت و شرّیت آن، پس دو رکعت نماز نفل به نیّت استخاره بگزارد.“

  • و در حدیث دیگر آمده که: بخواند از قرآن آنچه میسّر شود؛ و در بعضی روایات3 سورۀ ﴿قُلۡ يَـٰٓأَيُّهَا ٱلۡكَٰفِرُونَ﴾4 و ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾5 نیز آمده، و مأثور از

    1. ـ مکارم الأخلاق، ص ٢٣٢؛ فتح الأبواب، ص ١٥٠.
    2. ـ صحیح بخاری، ج٢، ص٥١؛ ج ٦، ص ١٦٢.
    3. ـ اعانة الطّالبین، ج١، ص٢٩٧.
    4. ـ سوره الکافرون (١٠٩) آیه ١.
    5. ـ سوره الإخلاص (١١٢) آیه ١.

مطلع انوار ج4

56
  • سَلَف نیز همین است.»1

  • راجع به افضلیّت نماز

  • در وسائل جلد ١، صفحه ٥، طبع امیر بهادر، حدیث ٣٦، آورده است که:

  • «محمّد بن الحسن فی المجالس و الأخبار بإسناده عن علیّ بن عُقبَة عن أبی‌کَهْمَش [کهمس] و بإسناده عن زریق عن أبی‌عبداللَه علیه السّلام، قال:

  • قلتُ له: أیُّ الأعمال أفضلُ بعدَ المعرفة؟ فقال:

  • ”ما مِن شیءٍ بعدَ المعرفة ‌یَعدِلُ هذه الصّلاةَ، و لا بعدَ المعرفةِ و الصّلاةِ شیءٌ یَعدل الزکاةَ، و لا بعدَ ذلک شیءٌ یَعدل الصّومَ، و لا بعدَ ذلک شیءٌ یَعدل الحجَّ، و فاتحةُ ذلک کلّه معرفتُنا، و خاتمَتُه معرفتُنا، و لا شیءٌ بعد ذلک کَبِرِّ الإخوان و المواساةِ ببذل الدّینار و الدّرهم.“ إلی أن قال:

  • ”و ما رأیتُ شیئًا أسرعَ غِنیً و لا أنفَی للفقرِ مِن إدمان حجّ هذا البیت، و صلاةُ فریضةٍ تَعدِلُ عند اللَه ألفَ حَجّةٍ و ألفَ عُمرةٍ مَبروراتٍ متقبّلاتٍ، و لَحَجّةٌ خیرٌ عنده مِن بیتٍ مَملوٍّ ذهبًا، لا بل خیرٌ مِن ملءِ الدّنیا ذهبًا و فِضّةً یُنفِقُه فی سبیل اللَه. و الّذی بَعثَ محمّدًا صلّی اللَهُ علیه و آله و سلّم بالحقِّ بشیرًا و نذیرًا لَقضاءُ حاجةِ امرءٍ مسلِمٍ و تنفیسُ کُربتِه أفضلُ مِن حَجّةٍ و طوافٍ و حَجّةٍ و طوافٍ حتّی عَقَد عشرةً.“ ـ الحدیث. »2و3

    1. ـ جنگ ٦، ص ١٣٢.
    2. ـ وسائل الشّیعة، طبع آل البیت، ج ١، ص ٢٧.
    3. ـ جنگ ٦، ص ٢٠٤.

مطلع انوار ج4

57
  • صلاة الغدیر

  • فی إقبال سیّد بن طاوس ـ رضوان اللَه علیه ـ صفحة ٤٥١، قال:

  • «فصلٌ فیما نَذکره مِن عملِ لیلة الغدیر

  • وَجدنا فیها صلاةً مذکورةً فی کتب العبادات، و الصلاةُ خیرُ موضوعٍ و خیرُ مسموعٍ، عامٌّ فی سائر الصَلَوات.

  • ذکرُ صفةِ هذه الصلاة فی لیلة الغدیر:

  • و هی اثنتا عشرةَ رکعةً، لا یُسَلِّم إلّا فی اُخراهنّ و یَجلِسُ بینَ کُلِّ رکعتَین، و یَقرأ فی کلّ رکعة ﴿ٱلۡحَمۡدُ﴾ و ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾عشرَ مرّاتٍ، و ”آیةَ الکرسی“ مرّةً، فإذا أتیت الثانیةَ عشر فَاقْرَأ فیها ﴿ٱلۡحَمۡدُ﴾ سبعَ مرّاتٍ، و ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾ سبعَ مرّاتٍ، و اقْنُت و قل:

  • ”لا إلهَ إلّا اللَهُ وَحدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ، لَهُ المُلکُ و لَهُ الحَمدُ، یُحیِی و یُمِیتُ و یُمِیتُ و یُحیِی، و هُوَ حَیٌّ لا یَمُوتُ، (عشرَ مرّاتٍ)، بِیَدِهِ الخَیرُ و هُوَ عَلی‌ کُلِّ شَی‌ءٍ قَدِیرٌ.“

  • و ترکَع و تسجُد و تقول فی سجودک عشرَ مَرّاتٍ:

  • سُبحانَ مَن أحصَی‌ کُلَّ شَی‌ءٍ عِلمُهُ، سُبحانَ مَن لا یَنبَغِی التَّسبِیحُ إلّا لَهُ، سُبحانَ ذِی المَنِّ و النِّعَمِ، سُبحانَ ذِی الفَضلِ و الطَّولِ، سُبحانَ ذِی العِزَّةِ و الکَرَمِ؛ أسألُکَ بِمَعاقِدِ العِزِّ مِن عَرشِکَ و مُنتَهَی الرَّحمَةِ مِن کِتابِکَ و بِالاسمِ الأعظَمِ و کَلِماتِک التّامَّةِ، أن تُصَلِّیَ عَلی‌ مُحَمَّدٍ رَسُولِکَ و أهلِ بَیتِهِ الطَّیِّبِینَ الطّاهِرِینَ و أن تَفعَلَ بِی کَذا و کَذا، إنَّکَ سَمِیعٌ مُجِیبٌ.»1و2

    1. ـ الإقبال، ج ٢، ص ٢٣٧ و ٢٣٨.
    2. ـ جنگ ٥، ص ١٢٩.

مطلع انوار ج4

58
  • [منتخبی از فقرات دعای ندبه]

  • أینَ بَقیّةُ اللَهِ الّتی لا تَخلُو مِن العِترَةِ الهادیَةِ؟

  • أینَ المُعَدُّ لِقَطعِ دابِرِ الظَّلَمةِ؟

  • أینَ المُنتَظَرُ لِإقامَةِ الأمتِ و العِوَجِ؟

  • أینَ المُتَخَیَّرُ لإعادَةِ المِلَّةِ و الشَّریعَةِ؟

  • أینَ المُؤَمَّلُ لِإحیاءِ الکِتابِ و حُدودِه؟

  • أینَ مُؤَلِّفُ شَملِ الصَّلاحِ و الرِّضا؟

  • أینَ الطّالِبُ بِذُحولِ الأنبیاءِ و أبناءِ الأنبیاءِ؟

  • أینَ الطّالِبُ بِدَمِ المَقتُولِ بکربَلاءَ؟1و2

  • دعای نور

  • بسم اللَه الرّحمن الرّحیم

  • بِسمِ اللَهِ النّورِ، بِسمِ اللَهِ نُورِ النّورِ، بِسمِ اللَهِ نورٌ علَی نورٍ، بِسمِ اللَهِ الّذی هُوَ مُدَبِّرُ الأُمورِ، بِسمِ اللَهِ الّذی خَلَقَ النّورَ مِن النّورِ، الحَمدُ لِلّهِ الّذی خَلَقَ النّورَ مِن النّورِ، و أنزَلَ النّورَ علَی الطُّورِ، فی کِتابٍ مَسطورٍ، فی رَقٍّ مَنشورٍ، بقَدَرٍ مَقدورٍ، علَی نَبیٍّ مَحبورٍ. الحَمدُ لِلّهِ الّذی هُوَ بالعِزِّ مَذکورٌ، و بالفَخرِ مَشهورٌ، و علَی السَّرّاء و الضَّرّاء مَشکورٌ، و صلّی اللَه علَی سَیِّدِنا محَمّدٍ و آلِه الطّاهِرینَ‌.3

    1. ـ الإقبال، ج ١، ص ٥٠٨؛ مفاتیح الجنان، دعای ندبه.
    2. ـ جنگ ١، ص ٦.
    3. ـ مهج الدّعوات، ص ٧؛ مفاتیح الجنان، دعای نور.

مطلع انوار ج4

59
  • این دعا را باید در وقت صبح و شام خواند.1

  • [دعای نور در صحیفۀ ثانیۀ علویّه]

  • اللَهُمّ إنّی أسألُکَ باسمِکَ العَظیمِ الأعظَمِ، الأجَلِّ الأکرَمِ، المَخزونِ المَکنونِ، النّورِ الحَقِّ، البُرهانِ المُبینِ، الّذی هُوَ نورٌ مَعَ نورٍ، و نورٌ مِن نورٍ، و نورٌ فی نورٍ، و نورٌ علَی نورٍ، و نورٌ فَوقَ کُلِّ نورٍ، و نورٌ یُضی‌ءُ بِه کُلُّ ظُلمَةٍ، و یَنکسِرُ [یُکسَرُ] بِه کُلُّ شِدّةٍ و کُلُّ شَیطانٍ مَریدٍ و کُلُّ جَبّارٍ عَنیدٍ، [تُضیءُ بِه کُلَّ ظُلمَةٍ و تَکسِرُ بِه کُلَّ شِدّةٍ و کُلَّ شَیطانٍ مَریدٍ و کُلَّ جَبّارٍ عَنیدٍ،] و لا تَقِرُّ بِه أرضٌ، و لا تَقومُ بِه سَماءٌ، و یأمَنُ بِه کُلُّ خائفٍ، و یَبطُلُ بِه سِحرُ کُلِّ ساحِرٍ و بَغیُ کُلِّ باغٍ و حَسَدُ کُلِّ حاسِدٍ، و یَتَصَدَّعُ لعَظَمَتِه البَرُّ و البَحرُ، و یَستَقِلُّ [یستَقِرُّ] بِه الفُلکُ حینَ یَتَکَلَّمُ بِه المَلَکُ، فَلا یَکونُ لِلمَوجِ علَیهِ سَبیلٌ، و هُوَ اسمُکَ الأعظَمُ الأعظَمُ، الأجَلُّ الأجَلُّ، النّورُ الأکبَرُ، الّذی سَمَّیتَ بِه نَفسَکَ، و استَوَیتَ بِه علَی عَرشِکَ، و أتَوَجَّهُ إلَیکَ بمحَمّدٍ صلّی اللَه علَیهِ و آلِه و أهلِ بَیتِه، و أسألُکَ بِکَ و بِهِم أن تُصَلِّیَ علَی مُحَمّدٍ و آلِ مُحَمّدٍ، و أن تَفعَلَ بی کَذا و کَذا2.3

  • (دعای نور در صحیفۀ ثانیۀ علویّه)

  • [زیارت جامعۀ کبیره]

  • السّلامُ علَیکُم یا أهلَ بَیتِ النُّبوّةِ و مَوضِعَ الرِّسالَةِ و مُختَلَفَ الملائکَةِ و مَهبِطَ الوَحیِ و مَعدِنَ الرَّحمَةِ و خُزّانَ العِلمِ و مُنتَهَی الحِلمِ و أُصولَ الکَرَمِ [و قادَةَ الأُمَمِ] و

    1. ـ جنگ ٢، ص ٤٩.
    2. ـ الکافی، ج ٢، ص ٥٨٢.
    3. ـ جنگ ٢، ص ١٢٢.

مطلع انوار ج4

60
  • أولِیاءَ النِّعَمِ و عَناصِرَ الأبرارِ و دَعائمَ الأخیارِ و ساسَةَ العِبادِ و أرکانَ البِلادِ و أبوابَ الإیمانِ و أُمَناءَ الرّحمَنِ و سُلالَةَ النَّبیِّینَ و صَفوَةَ المُرسَلینَ و عِترَةَ خِیَرَةِ رَبِّ العالَمینَ و رَحمَةُ اللَهِ و بَرَکاتُه.

  • السّلامُ علَی أئمّةِ الهُدَی و مَصابیحِ الدُّجَی و أعلامِ التُّقَی و ذَوِی النُّهَی و اُولِی الحِجَی و کَهفِ الوَرَی و وَرَثَةِ الأنبیاءِ و المَثَلِ الأعلَی و الدَّعوَةِ الحُسنَی و حُجَجِ اللَهِ علَی أهلِ الدُّنیا و الآخِرَةِ و الأُولَی و رَحمَةُ اللَهِ و بَرَکاتُه.

  • السّلامُ علَی مَحالِّ مَعرِفَةِ اللَهِ و مَساکِنِ بَرَکَةِ اللَهِ و مَعادِنِ حِکمَةِ اللَهِ و حَفَظَةِ سِرِّ اللَهِ و حَمَلَةِ کِتابِ اللَهِ و أوصیاءِ نَبیِّ اللَهِ و ذُرِّیَّةِ رَسولِ اللَهِ صلّی اللَه علَیهِ و آلِه و رَحمَةُ اللَهِ و بَرَکاتُه.

  • السّلامُ علَی الدُّعاةِ إلَی اللَهِ و الأدِلّاءِ علَی مَرضاةِ اللَهِ و المُستَقِرّینَ فی أمرِ اللَهِ و التّامّینَ فی مَحَبّةِ اللَهِ و المُخلَصینَ فی تَوحیدِ اللَهِ و المُظهِرینَ لأِمرِ اللَهِ و نَهیِه و عِبادِه المُکرَمینَ الّذینَ لا یَسبِقونَهُ بِالقَولِ و هُم بِأمرِه یَعمَلونَ و رَحمَةُ اللَهِ و بَرَکاتُه‌‌.

  • السّلامُ علَی الأئمّةِ الدُّعاةِ و القادَةِ الهُداةِ و السّادَةِ الوُلاةِ و الذّادَةِ الحُماةِ و أهلِ الذِّکرِ و أُولِی الأمرِ و بَقیّةِ اللَهِ و خِیَرَتِه و حِزبِه و عَیبَةِ عِلمِه و حُجّتِه و صِراطِه و نورِه و بُرهانِه‌ و رَحمَةُ اللَهِ و بَرَکاتُه.

  • أشهَدُ أن لا إلَهَ إلّا اللَهُ وَحدَهُ لا شَریکَ لَهُ، کَما شَهِدَ اللَهُ لنَفسِه و شَهِدَت لَهُ مَلائکَتُه و أُولوا العِلمِ مِن خَلقِه، لا إلَهَ إلّا هُوَ العَزیزُ الحَکیمُ. و أشهَدُ أنّ محَمّدًا عَبدُه المُنتَجَبُ و رَسولُه المُرتَضَی، أَرسَلَهُ ﴿بِٱلۡهُدَىٰ وَدِينِ ٱلۡحَقِّ لِيُظۡهِرَهُۥ عَلَى ٱلدِّينِ كُلِّهِۦ وَلَوۡ كَرِهَ ٱلۡمُشۡرِكُونَ﴾.1

    1. ـ سوره التّوبة (٩) ذیل آیه ٣٣.

مطلع انوار ج4

61
  • و أشهَدُ أنّکُمُ الأئمّةُ الرّاشِدونَ المَهدِیّونَ المَعصومونَ المُکَرَّمونَ المُقَرَّبونَ المُتَّقونَ الصّادِقونَ المُصطَفَونَ، المُطیعونَ لِلّه، القَوّامونَ بأمرِه، العامِلونَ بإرادَتِه، الفائزونَ بکَرامَتِه، اصطَفاکُم بعِلمِه، و ارتَضاکُم لغَیبِه، و اخْتارَکُم لِسِرّهِ، و اجْتَباکُم بقُدرَتِه، و أعَزَّکُم بهُداهُ، و خَصَّکُم ببُرهانِه، و انتَجَبَکُم لِنورِه، و أیَّدَکُم بِرُوحِه، و رَضِیَکُم خُلَفاءَ فی أرضِه، و حُجَجًا علَی بَریَّتِه، و أنصارًا لِدینِه، و حَفَظَةً لسِرّهِ، و خَزَنَةً لعِلمِه، و مُستَودَعًا لحِکمَتِه، و تَراجِمَةً لِوَحیِه، و أرکانًا لتَوحیدِه، و شُهَداءَ علَی خَلقِه، و أعلامًا لعِبادِه، و مَنارًا فی بِلادِه، و أدِلّاءَ علَی صِراطِه، عَصَمَکُمُ اللَهُ مِن الزَّلَلِ، و آمَنَکُم مِن الفِتَنِ، و أذهَبَ ﴿عَنكُمُ ٱلرِّجۡسَ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِ وَيُطَهِّرَكُمۡ تَطۡهِيرٗا﴾1[طَهَّرَکُم تَطهِیرًا].

  • فعَظَّمتُم جَلالَهُ، و أکبَرتُم شَأنَهُ، و مَجَّدتُم کَرَمَه، و أدَمتُم ذِکرَهُ، و وَکَّدتُم میثاقَه، و أحکَمتُم عَقدَ طاعَتِه، و نَصَحتُم لَهُ فی السّرِّ و العلانیَةِ، و دَعَوتُم إلَی سَبیلِه ﴿بِٱلۡحِكۡمَةِ وَٱلۡمَوۡعِظَةِ ٱلۡحَسَنَةِ﴾،2 و بَذَلتُم أنفُسَکُم فی مَرضاتِه، و صَبَرتُم علَی ما أصابَکُم فی جَنبِه، و أقَمتُم الصّلَاةَ، و آتَیتُمُ الزّکَاةَ، و أمَرتُم بِالمَعروفِ، و نَهَیتُم عَن المُنکَرِ، و جاهَدتُم فی اللَهِ حَقَّ جِهادِه حتّی أعلَنتُم دَعوَتَه، و بَیَّنتُم فَرائضَه، و أقَمتُم حُدودَه، و نَشَرتُم شَرائعَ أحکامِه، و سَنَنتُم سُنَّتَه، و صِرتُم فی ذَلِکَ مِنهُ إلَی الرِّضا، و سَلَّمتُم لَهُ القَضاءَ، و صَدَّقتُم مِن رُسُلِه مَن مَضَی.

  • فَالرّاغِبُ عَنکُم مارِقٌ، و اللازِمُ لَکُم لاحِقٌ، و المُقَصِّرُ فی حَقِّکُم زاهِقٌ، و الحَقُّ مَعَکُم و فیکُم و مِنکُم و إلَیکُم، و أنتُم أهلُه و مَعدِنُه، و میراثُ النُّبُوّةِ عِندَکُم، و إیابُ

    1. ـ سوره الأحزاب (٣٣) ذیل آیه ٣٣.
    2. ـ سوره النّحل‌ (١٦) قسمتی از آیه ١٢٥.

مطلع انوار ج4

62
  • الخَلقِ إلَیکُم، و حِسابُهُم علَیکُم، و فَصلُ الخِطابِ عِندَکُم، و آیاتُ اللَهِ لَدَیکُم، و عَزائمُه فیکُم، و نورُه و بُرهانُه عِندَکُم، و أمرُه إلَیکُم.

  • مَن والاکُم فَقَد والَی اللَهَ، و مَن عاداکُم فَقَد عادَی اللَهَ، و مَن أحَبَّکُم فَقَد أحَبَّ اللَهَ، و مَن أبغَضَکُم فَقَد أبغَضَ اللَهَ،‌ و مَن اعْتَصَمَ بِکُم فَقَد اعْتَصَمَ بِاللَهِ. أنتُمُ الصِّراطُ الأقوَمُ و شُهَداءُ دارِ الفَناءِ و شُفَعاءُ دارِ البَقاءِ و الرَّحمَةُ المَوصولَةُ و الآیَةُ المَخزونَةُ و الأمانَةُ المَحفوظَةُ و البابُ المُبتَلَی بِه النّاسُ. مَن أَتاکُم نَجا، و مَن لَم یَأتِکُم هَلَکَ. إلَی اللَهِ تَدعُونَ، و علَیهِ تَدُلّونَ، و بِه تُؤمِنونَ، و لَهُ تُسَلِّمونَ، و بِأَمرِه تَعمَلونَ، و إلَی سَبیلِه تُرشِدونَ، و بقَولِه تَحکُمونَ.

  • سَعِدَ مَن والاکُم، و هَلَکَ مَن عاداکُم، و خابَ مَن جَحَدَکُم، و ضَلَّ مَن فارَقَکُم، و فازَ مَن تَمَسَّکَ بِکُم، و أَمِنَ مَن لَجَأَ إلَیکُم، و سَلِمَ مَن صَدَّقَکُم، و هُدِیَ مَن اعْتَصَمَ بِکُم. مَن اتَّبَعَکُم فَالجَنّةُ مَأْواهُ، و مَن خالَفَکُم فالنّارُ مَثواهُ، و مَن جَحَدَکُم کافِرٌ، و مَن حارَبَکُم مُشرِکٌ، و مَن رَدَّ علَیکُم فی أسفَلِ دَرکٍ مِن الجَحیمِ.

  • أشهَدُ أَنَّ هَذا سابِقٌ لَکُم فیما مَضَی و جارٍ لَکُم فیما بَقِیَ، و أنّ أرواحَکُم و نورَکُم و طینَتَکُم واحِدَةٌ، طابَت و طَهُرَت، بَعضُها مِن بَعضٍ. خَلَقَکُمُ اللَهُ أنوارًا، فجَعَلَکُم بعَرشِه مُحدِقینَ، حتّی مَنَّ علَینا بِکُم، فجَعَلَکُم ﴿فِي بُيُوتٍ أَذِنَ ٱللَهُ أَن تُرۡفَعَ وَيُذۡكَرَ فِيهَا ٱسۡمُهُۥ﴾1و جَعَلَ صَلَواتَنا علَیکُم، و ما خَصَّنا بِه مِن وِلایَتِکُم طِیبًا لِخَلقِنا و طَهارَةً لأنفُسِنا و تَزکیَةً لَنا و کَفّارَةً لِذُنوبِنا، فکُنّا عِندَهُ مُسَلِّمینَ بفَضلِکُم، و مَعروفینَ بتَصدیقِنا إیّاکُم. فبَلَغَ اللَهُ بِکُم أَشرَفَ مَحَلِّ المُکَرَّمینَ و أعلَی مَنازِلِ المُقَرَّبینَ و أرفَعَ دَرَجاتِ المُرسَلینَ، حَیثُ لا یَلحَقُه لاحِقٌ، و لا یَفوقُه فائقٌ، و لا یَسبِقُه سابِقٌ،

    1. ـ سوره النّور (٢٤) صدر آیه ٣٦.

مطلع انوار ج4

63
  • و لا یَطمَعُ فی إدراکِه طامِعٌ، حتّی لا یَبقَی مَلَکٌ مُقَرَّبٌ و لا نَبیٌّ مُرسَلٌ و لا صِدّیقٌ و لا شَهیدٌ و لا عالِمٌ و لا جاهِلٌ و لا دَنِیٌّ و لا فاضِلٌ و لا مُؤمِنٌ صالِحٌ و لا فاجِرٌ طالِحٌ و لا جَبّارٌ عَنیدٌ و لا شَیطانٌ مَریدٌ و لا خَلقٌ فیما بَینَ ذَلِکَ شَهیدٌ إلّا عَرَّفَهُم جَلالَةَ أمرِکُم و عِظَمَ خَطَرِکُم و کِبَرَ شَأنِکُم و تَمامَ نورِکُم و صِدقَ مَقاعِدِکُم و ثَباتَ مَقامِکُم و شَرَفَ مَحَلِّکُم و مَنزِلَتِکُم عِندَهُ و کَرامَتَکُم علَیهِ و خاصَّتَکُم لَدَیهِ و قُربَ مَنزِلَتِکُم مِنهُ.

  • بِأبی أنتُم و أُمِّی و أهلی و مالی و أُسرَتی! أُشهِدُ اللَهَ و أُشهِدُکُم أَنّی مُؤمِنٌ بِکُم و بِما آمَنتُم بِه، کافِرٌ بِعَدُوِّکُم و بِما کَفَرتُم بِه، مُستَبصِرٌ بِشَأنِکُم و بِضَلالَةِ مَن خالَفَکُم، مُوالٍ لَکُم و لأولیائِکُم، مُبغِضٌ لأعدائِکُم و مُعادٍ لَهُم، سِلمٌ لِمَن سالَمَکُم، و حَربٌ لِمَن حارَبَکُم، مُحَقِّقٌ لِما حَقَّقتُم، مُبطِلٌ لِما أبطَلتُم، مُطیعٌ لَکُم، عارِفٌ بِحَقِّکُم، مُقِرٌّ بفَضلِکُم، مُحتَمِلٌ لعِلمِکُم، مُحتَجِبٌ بذِمَّتِکُم، مُعتَرِفٌ بِکُم، مُؤمِنٌ بإیابِکُم، مُصَدِّقٌ برَجعَتِکُم، مُنتَظِرٌ لِأمرِکُم، مُرتَقِبٌ لدَولَتِکُم، آخِذٌ بقَولِکُم، عامِلٌ بِأمرِکُم، مُستَجیرٌ بِکُم، زائرٌ لَکُم، لائذٌ عائذٌ بقُبورِکُم، مُستَشفِعٌ إلَی اللَهِ عَزّوجَلّ بِکُم، و مُتَقَرِّبٌ بِکُم إلَیهِ، و مُقَدِّمُکُم أمامَ طَلِبَتی و حَوائِجی و إرادَتی فی کُلِّ أحوالی و أُموری، مُؤمِنٌ بِسِرِّکُم و عَلانِیَتِکُم و شاهِدِکُم و غائبِکُم و أوَّلِکُم و آخِرِکُم، و مُفَوِّضٌ فی ذلِکَ کُلِّهِ إلَیکُم، و مُسَلِّمٌ فیهِ مَعَکُم، و قَلبی لَکُم مُسَلِّمٌ [سلم] و رَأیِی لَکُم تَبَعٌ، و نُصرَتی لَکُم مُعَدَّةٌ، حتّی یُحیِیَ اللَهُ تَعالَی دینَهُ بِکُم، و یَرُدَّکُم فی أیّامِه، و یُظهِرَکُم لِعَدلِه، و یُمَکِّنَکُم فی أرضِه.

  • فمَعَکُم مَعَکُم لا مَعَ غَیرِکُم [عدوکم]، آمَنتُ بِکُم، و تَوَلَّیتُ آخِرَکُم بِما تَوَلَّیتُ بِه أوَّلَکُم، و بَرِئتُ إلَی اللَهِ عَزّوجَلّ مِن أعدائکُم و مِن الجِبتِ و الطّاغوتِ و الشَّیاطینِ و حِزبِهِمُ الظّالِمینَ لَکُم الجاحِدینَ لِحَقِّکُم و المارِقینَ مِن وِلایَتِکُم و الغاصِبینَ

مطلع انوار ج4

64
  • لإرثِکُم، الشّاکِّینَ فیکُم، المُنحَرِفینَ عَنکُم، و مِن کُلِّ وَلیجَةٍ دونَکُم و کُلِّ مُطاعٍ سِواکُم، و مِنَ الأئمّةِ الّذینَ یَدعونَ إلَی النّارِ.

  • فثَبَّتَنِیَ اللَهُ أبَدًا ما حَیِیتُ علَی مُوالاتِکُم و مَحَبَّتِکُم و دینِکُم، و وَفّقَنی لِطاعَتِکُم، و رَزَقَنی شَفاعَتَکُم، و جَعَلَنی مِن خِیارِ مَوالیکُم التّابِعینَ لِما دَعَوتُم إلَیهِ، و جَعَلَنی مِمّن یَقتَصُّ آثارَکُم، و یَسلُکُ سَبیلَکُم، و یَهتَدی بِهُداکُم، و یُحشَرُ فی زُمرَتِکُم، و یَکِرُّ فی رَجعَتِکُم، و یُمَلَّکُ فی دَولَتِکُم، و یُشَرَّفُ فی عافیَتِکُم، و یُمَکَّنُ فی أیّامِکُم، و تَقَرُّ عَینُه غَدًا بِرُؤیَتِکُم.

  • بِأبی أنتُم و أُمّی و نَفسی و أهلی و مالی! مَن أرادَ اللَهَ بَدَأ بِکُم، و مَن وَحَّدَهُ قَبِلَ عَنکُم، و مَن قَصَدَهُ تَوَجَّهَ بِکُم. مَوالِیَّ، لا أُحصی ثَناءَکُم، و لا أبلُغُ مِنَ المَدحِ کُنهَکُم و مِنَ الوَصفِ قَدرَکُم، و أنتُم نورُ الأخیارِ و هُداةُ الأبرارِ و حُجَجُ الجَبّارِ. بِکُم فَتَحَ اللَهُ، و بِکُم یَختِمُ، و بِکُم یُنَزِّلُ الغَیثَ، و بِکُم یُمسِکُ السّماءَ أن تَقَعَ علَی الأرضِ إلّا بإذنِه، و بِکُم یُنَفِّسُ الهَمَّ و یَکشِفُ الضُّرَّ، و عِندَکُم ما نَزَلَت بِه رُسُلُه و هَبَطَت بِه مَلائکَتُه، و إلَی جَدِّکُم (و اگر زیارت حضرت أمیرالمؤمنین علیه السّلام باشد بگوید: و إلَی أخیکَ) بُعِثَ الرُّوحُ الأمینُ، آتاکُمُ اللَهُ ما لَم یُؤتِ أحَدًا مِن العالَمینَ، طَأْطَأ کُلُّ شَریفٍ لِشَرَفِکُم، و بَخَعَ کُلُّ مُتَکَبِّرٍ لِطاعَتِکُم، و خَضَعَ کُلُّ جَبّارٍ لِفَضلِکُم، و ذَلَّ کُلُّ شَی‌ءٍ لَکُم، و أَشرَقَتِ الأرضُ ِبنورِکُم، و فازَ الفائزونَ بوِلایَتِکُم. بِکُم یُسلَکُ إلَی الرِّضوانِ، و علَی مَن جَحَدَ وِلایَتَکُم غَضَبُ الرّحمَنِ.

  • بِأبی أنتُم و أُمّی و نَفسی و أهلی و مالی! ذِکرُکُم فی الذّاکِرینَ، و أسماؤُکُم فی الأسماءِ، و أجسادُکُم فی الأجسادِ، و أرواحُکُم فی الأرواحِ، و أنفُسُکُم فی النُّفوسِ، و آثارُکُم فی الآثارِ، و قُبورُکُم فی القُبورِ. فَما أَحلَی أسماءَکُم، و أکرَمَ أنفُسَکُم، و أعظَمَ

مطلع انوار ج4

65
  • شَأنَکُم، و أجَلَّ خَطَرَکُم، و أوفَی عَهدَکُم، و أصدَقَ وَعدَکُم!‌ کَلامُکُم نورٌ، و أمرُکُم رُشدٌ، و وَصیَّتُکمُ التَّقوَی، و فِعلُکمُ الخَیرُ، و عادَتُکمُ الإحسانُ، و سَجیَّتُکمُ الکَرَمُ، و شَأنُکمُ الحَقُّ و الصِّدقُ و الرِّفقُ، و قَولُکُم حُکمٌ و حَتمٌ، و رَأیُکُم عِلمٌ و حِلمٌ و حَزمٌ. إن ذُکِرَ الخَیرُ کُنتُم أوّلَهُ و أصلَهُ و فَرعَهُ و مَعدِنَهُ و مَأْواهُ و مُنتَهاهُ.

  • بِأبی أنتُم و أُمِّی و نَفسی! کَیفَ أصِفُ حُسنَ ثَنائِکُم و أُحصِی جَمیلَ بَلائکُم، و بِکُم أخرَجَنا اللَهُ مِن الذُّلِّ، و فَرَّجَ عَنّا غَمَراتِ الکُروبِ، و أنقَذَنا مِن شَفا جُرُفِ الهَلَکاتِ و مِن النّارِ.

  • بِأبی أنتُم و أُمِّی و نَفسی! بِمُوالاتِکُم عَلَّمَنا اللَهُ مَعالِمَ دینِنا، و أصلَحَ ما کانَ فَسَدَ مِن دُنیانا، و بِمُوالاتِکُم تَمَّتِ الکَلِمَةُ، و عَظُمَتِ النِّعمَةُ، و ائْتَلَفَتِ الفُرقَةُ، و بِمُوالاتِکُم تُقبَلُ الطّاعَةُ المُفتَرَضَةُ، و لَکُمُ المَوَدّةُ الواجِبَةُ و الدَّرَجاتُ الرَّفیعَةُ و المَقامُ المَحمودُ و المَکانُ المَعلومُ عِندَ اللَهِ عَزّوجَلَّ و الجاهُ العَظیمُ و الشَّأنُ الکَبیرُ و الشَّفاعَةُ المَقبولَةُ.﴿رَبَّنَآ ءَامَنَّا بِمَآ أَنزَلۡتَ وَٱتَّبَعۡنَا ٱلرَّسُولَ فَٱكۡتُبۡنَا مَعَ ٱلشَّـٰهِدِينَ﴾،1﴿رَبَّنَا لَا تُزِغۡ قُلُوبَنَا بَعۡدَ إِذۡ هَدَيۡتَنَا وَهَبۡ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحۡمَةً إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡوَهَّابُ﴾،2﴿سُبۡحَٰنَ رَبِّنَآ إِن كَانَ وَعۡدُ رَبِّنَا لَمَفۡعُولٗا﴾،3 یا وَلیَّ اللَهِ، إنّ بَینِی و بَینَ اللَهِ ذُنوبًا لا یَأتِی علَیها إلّا رِضاکُم، فَبِحَقِّ مَنِ ائْتَمَنَکُم علَی سِرِّهِ و اسْتَرعاکُم أمرَ خَلقِه و قَرَنَ طاعَتَکُم بِطاعَتِه لَمّا اسْتَوهَبتُم ذُنوبی و کُنتُم شُفَعائی، فَإنِّی لَکُم مُطیعٌ. مَن أطاعَکُم فَقَد أطاعَ اللَهَ، و مَن عَصاکُم فَقَد عَصَی اللَهَ، و مَن أحَبَّکُم فَقَد أحَبَّ اللَهَ، و مَن أبغَضَکُم فَقَد أبغَضَ اللَهَ.

    1. ـ سوره آل عمران (٣) آیه ٥٣.
    2. ـ سوره آل عمران (٣) آیه ٨.
    3. ـ سوره الإسراء (١٧) آیه ١٠٨.

مطلع انوار ج4

66
  • اللَهُمّ إنّی لَو وَجَدتُ شُفَعاءَ أقرَبَ إلَیکَ مِن محَمّدٍ و أهلِ بَیتِه الأخیارِ الأئمّةِ الأبرارِ لَجَعَلتُهُم شُفَعائی، فَبِحَقِّهِمُ الّذی أوجَبتَ لَهُم علَیکَ أَسأَلُکَ أَن تُدخِلَنی فی جُملَةِ العارِفینَ بِهِم و بِحَقِّهِم، و فی زُمرَةِ المَرحومینَ بِشَفاعَتِهِم؛ إنّکَ أرحَمُ الرّاحِمینَ، و صلّی اللَهُ علَی محَمّدٍ و آلِه الطّاهِرینَ و سَلّم تَسلِیمًا، و حَسبُنا اللَهُ و نِعمَ الوَکیلُ.1

  • (زیارت جامعۀ کبیره)2

  • کیفیّت زیارت عاشورا

  • بنا به نظر این حقیر جمع بین روایات وارده در این باب (یعنی از جمع بین روایات وارده از پدر صالح بن عُقبه از حضرت امام محمّد باقر علیه السّلام که شیخ طوسی ـ قدّس سرّه ـ در مصباح ذکر فرموده است، و روایت وارده از علقمة بن محمّد حضرمی از حضرت باقر علیه السّلام، و روایت وارده از صفوان بن مهران که از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرده است، و این دو روایت اخیر را سیف بن عمیره از آن دو راوی، از آن دو بزرگوار روایت کرده است) چنین است:

  • باید در صحرا یا مکانی مرتفع بدون سقف برود و در آنجا رو به طرف قبر مطهّر حضرت سیّدالشّهداء علیه السّلام نموده، یک سلام بدهد و سپس لعن شدید بر قاتلان و ظالمان بر آن حضرت بنماید، و سپس دو رکعت نماز بگزارد، و بعداً تکبیر بگوید خواه یک بار یا بیشتر، و سپس زیارت عاشورا را بخواند با صد لعن و صد سلام، و «اللَهمّ خُصَّ أنت أوّلَ ظالمٍ» و سجده و دعای آن را نیز بخواند، و بعداً دو رکعت نماز (احتیاطاً) بخواند، و سپس دعای مَرویّ از صفوان را تا آخر بخواند؛

    1. ـ مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره؛ من لا یحضره الفقیه، ج ٢، ص ٦٠٩؛ عیون اخبار الرضا علیه السّلام، ج ٢، ص ٢٧٢، با قدری اختلاف در مصادر مذکور.
    2. ـ جنگ ٣، ص ١٥.

مطلع انوار ج4

67
  • و آن دعا این است: ”یا اللَهُ یا اللَهُ یا اللَهُ، یا مجیبَ دعوةِ المضطرّین، یا کاشِفَ کُرَبِ المکروبینَ، یا غیاثَ المُستَغیثِین.“ ـ الی آخر الدعاء.

  • این طریق اتمّ و اکمل از طرق آن زیارت است.1

  • [فرازی از دعای بیستم صحیفه سجّادیّه]

  • در صحیفه سجّادیه در دعای بیستم آمده است که:

  • «و لا تَرفَعنی فی النّاسِ دَرَجَةً إلّا حَطَطتَنِی عِندَ نَفسِی مِثلَها، و لا تُحدِثْ لِی عِزًّا ظَاهِرًا إلّا أحدَثتَ لِی ذِلَّةً بَاطِنَةً عِندَ نَفسِی بِقَدَرِها.»2و3

  • [دعائی از صحیفۀ ثانیۀ علویّه]

  • دعایی است در صفحه ١١ از صحیفۀ ثانیه علویّه که حضرت أمیرالمؤمنین علیه السّلام به نوف بکالی تعلیم کرده‌اند؛ این دعا بسیار عالی‌المضمون است.4

  • [دعاء أمیر‌المؤمنین علیه السّلام فی الإنقطاع إلی اللَه]

  • و در [صحیفۀ ثانیه علویّه] صفحه ٥٢، این دعا از آن حضرت وارد است:

  • «اللَهُمَّ مُنَّ عَلَیَّ بِالتَّوکُّلِ عَلَیکَ، و التَّفوِیضِ إلَیکَ، و الرِّضَا بِقَدَرِکَ، و التَّسلِیمِ لِأمرِکَ، حَتَّی لا أُحِبَّ تَعجِیلَ ما أخَّرتَ و لا تَأخِیرَ ما عَجَّلتَ، یَا رَبَّ العَالَمِینَ.»5

    1. ـ جنگ ٥، ص ١٩٨.
    2. ـ الصحیفة السّجادیّة الکاملة، ص ١٠٠.
    3. ـ جنگ ١٤، ص ٥٨.
    4. ـ ترجمۀ صحیفه علویّه، ص ٤٦٦؛ بحارالأنوار، ج ٩١، ص ٩٥.
    5. ـ ترجمۀ صحیفه علویّه، ص ٥٢٢، به نقل از اصل زید الزّرّاد؛ الکافی، ج ٢، ص ٥٨١.

مطلع انوار ج4

68
  • [دعاء أمیر‌المؤمنین علیه السّلام لطلب ما یصلح من الدنیا]

  • و در [صحیفۀ ثانیه علویّه] صفحه ٥٦ وارد است:

  • «اللَهُمَّ إنِّی أسألُکَ مِنَ الدُّنیَا و ما فیها ما أُسَدِّدُ بِهِ لِسَانِی، و اُحَصِّنُ بِهِ فَرجِی، و اُؤَدِّی بِهِ أمانَتِی و أصِلُ بِهِ رَحِمِی و أتَّجِرُ بِهِ لِآخِرَتِی‌.»1

  • [سخنان نه‌گانه أمیرالمؤمنین علیه السّلام که چشمه‌های بلاغت را آرایش و گوهرهای حکمت را بی‌بدیل نمود]

  • و در [صحیفۀ ثانیه علویّه] صفحه ٦١ و ٦٢ آورده است که:

  • «و کان من دعائه علیه السّلام فی المناجات، علی ما رواه جماعة من أصحابنا، منهم الشیخُ الصدوق فی الخصال،2 عن الحسن بن حمزة العلوی عن یوسف بن محمّد الطبریّ عن سهل بن نجدة، قال: حدَّثنا وکیع عن زکریّا بن أبی‌زائدة عن عامر الشّعبیّ، قال:

  • تَکَلَّمَ أمیرُالمؤمنین علیه السّلام بِتِسعِ کَلِماتٍ ارتَجَلَهُنَّ ارتِجَالًا فَقَأْنَ عُیُونَ البَلاغَةِ و أیتَمنَ جَواهِرَ الحِکمَةِ و قَطَعنَ جَمِیعَ الأنَامِ أن یَلحَقنَ [عَنِ اللِّحَاقِ] بِواحِدَةٍ مِنهُنَّ: ثَلاثٌ مِنها فی المُنَاجَاةِ، و ثَلاثٌ مِنها فی الحِکمَةِ، و ثَلاثٌ مِنها فی الأدَبِ.

  • فَأمّا اللّاتِی فی المُنَاجَاةِ فَقالَ: ”إلَهِی کَفَی بِی عِزًّا أن أَکُونَ لَکَ عَبدًا، و کَفَی بی فَخرًا أن تَکُونَ لی رَبًّا، أنتَ کَما أُحِبُّ فَاجعَلنِی کَما تُحِبُّ.“

  • و أمّا اللّاتِی فی الحِکمَةِ فَقالَ: ”قِیمَةُ کُلِّ امرِئٍ ما یُحسِنُهُ، و ما هَلَکَ امرُؤٌ عَرَفَ قَدرَهُ، و المَرءُ مَخبوءٌ تحت لِسانِهِ.“

    1. ـ ترجمۀ صحیفه علویّه، ص ٥٢٨، به نقل از کنوز النجاح طبرسی؛ بحارالأنوار، ج ٩٤، ص ٣٣٣.
    2. ـ الخصال، ج ٢، ص ٤٢٠.

مطلع انوار ج4

69
  • و أمَّا اللّاتِی فی الأدَبِ فَقالَ: ”اُمنُنْ عَلَی مَن شِئتَ تَکُن أمِیرَهُ، و احتَجْ إلَی مَن شِئتَ تَکُنْ أسِیرَهُ، و استَغنِ عَمَّن شِئتَ تَکُنْ نَظِیرَه.“»1

  • [نجات أعمش از زندان منصور به واسطۀ خواندن دعای لیلة المبیت أمیرالمؤمنین علیه السّلام]

  • و [در صحیفۀ ثانیه علویّه] صفحه ١١٥ و ١١٧ مطلب عجیبی را نقل می‌کند:

  • «و کان مِن دعائه علیه السّلام فی لیلة المبیتِ علی فراش النّبیّ صلّی اللَه علیه وآله و سلّم، علی ما رَوَیتُه فی مجموعةٍ منقولةٍ کلِّها عن خطّ شمسِ الفقهاء شیخِنا الشَّهید الأوّل، نقلًا عن کتاب الاستدراک لبعض قدماء أصحابنا مِمّن یروی عن جعفر بن قولویه. قال ـ رحِمه اللَه ـ و بإسناد المؤلّف إلی الأعمَشِ‌:

  • إنَّ المَنصُورَ ـ حَیثُ طَلَبَهُ فَتَطَهَّرَ و تَکَفَّنَ و تَحَنَّطَ ‌ـ قالَ لَهُ: حَدِّثنِی بِحَدِیثٍ سَمِعتُهُ أنَا و أنتَ مِن جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ علیهما السّلام فی بَنِی حِمّانَ!

  • [قالَ: قُلتُ لَهُ: أیُّ الأحَادِیثِ؟

  • قالَ: حَدِیثُ أرکانِ جَهَنَّمَ.]

  • قالَ: قُلتُ: أَوَ لا تُعفِینِی؟!

  • قالَ: لَیسَ إلَی ذَلِکَ سَبِیلٌ.

  • قالَ: قُلتُ: حَدَّثَنَا جَعفَرُ بنُ مُحَمَّدٍ عَن آبَائِهِ علیهم السّلام أنَّ رَسُولَ اللَهِ صلّی اللَه علیه و آله و سلّم قالَ: ”لِجَهَنَّمَ سَبعَةُ أبوابٍ‌ ـ و هِیَ الأرکانُ ‌ـ لِسَبعَةِ فَراعِنَةٍ.“ ثُمَّ ذَکَرَ الأعمَشُ: ”نُمرُودَ بنَ کَنعَانَ فِرعَونَ الخَلِیلِ، و مُصعَبَ بنَ الولِیدِ فِرعَونَ مُوسَی،

    1. ـ ترجمه صحیفه علویّه، ص ٥٣٦؛ بحارالأنوار، ج ٧٤، ص ٤٠٢.

مطلع انوار ج4

70
  • و أبَا‌جَهلِ بنَ هِشَامٍ، و [الأولَ، و الثَّانِیَ]، و السَّادِسُ یَزِیدُ قاتِلُ ولَدِی.“ ثُمَّ سَکَتُّ.

  • قالَ لِی: الفِرعَونُ السَّابِعُ؟

  • قُلتُ: ”رَجُلٌ مِن وُلدِ العَبَّاسِ یَلی الخِلافَةَ یُلَقَّبُ بِالدَّوانِیقِیِّ اسمُهُ فیها المَنصُورُ.“

  • قالَ: فَقالَ لِی: صَدَقتَ! هَکَذَا حَدَّثَنَا جَعفَرُ بنُ مُحَمَّدٍ.

  • قالَ: فَرَفَعَ رأسَهُ، و إذا عَلَی رأسِهِ غُلامٌ أمرَدُ، ما رأیتُ أحسَنَ وجهًا مِنهُ، فَقالَ: إن کُنتُ أحَدَ أبوابِ جَهَنَّمَ فَلَم أستَبِق هَذَا؛ و کانَ الغُلامُ عَلَوِیًّا حُسَینِیًّا.

  • فَقالَ لَهُ الغُلامُ: سَألتُکَ یَا أمیرالمؤمنین بِحَقِّ آبَائِی إلّا عَفَوتَ عَنِّی.

  • فَأبَی ذَلِکَ، فأمَرَ المَرزُبَانَ بِهِ، فَلَمّا مَدَّ یَدَهُ حَرَّکَ شَفَتَیهِ بِکَلامٍ لَم أعلَمهُ، فَإذا هُو کأنَّهُ طَیرٌ قَد طَارَ مِنهُ.

  • قالَ الأعمَشُ: فَمَرَّ عَلَیَّ بَعدَ أیَّامٍ، فَقُلتُ له: أقسَمتُ عَلَیکَ بِحَقِّ أمیرالمؤمنین علیه السّلام لَمّا عَلَّمتَنِی الکَلامَ.

  • فَقالَ له: دُعَاءُ المِحنَةِ لَنَا أهلَ البَیتِ، و هُو الدُّعَاءُ الَّذِی دَعَا بِهِ أمیرُالمؤمنین علیه السّلام لَمَّا نَامَ عَلَی فِراشِ رَسُولِ اللَهِ صلّی اللَه علیه و آله و سلّم؛ و هُو:

  • یَا مَن لَیسَ مَعَهُ رَبٌّ یُدعَی، یَا مَن لَیسَ فَوقَهُ خالِقٌ یُخـشَی، یَا مَن لَیسَ دُونَهُ إلَهٌ یُتَّقَی، یَا مَن لَیسَ لَهُ وزِیرٌ یُرشَی، یَا مَن لَیسَ لَهُ نَدِیمٌ یُغـشَی، یَا مَن لَیسَ لَهُ حَاجِبٌ یُنَادَی، یَا مَن لا یَزدَادُ عَلَی کَثرَةِ السُّؤالِ إلّا کَرَمًا و جُودًا، یَا مَن لا یَزدَادُ عَلَی عَظیمِ الذّنبِ إلّا رَحمَةً و عَفوًا.“

  • و اسْأَلهُ ما أحبَبتَ فَإنَّهُ قَرِیبٌ مُجِیبٌ.»1

    1. ـ ترجمه صحیفه علویّه، ص ٦٠٢؛ بحارالأنوار، ج ٩٢، ص ٢٩١، به نقل از الإستدراک.

مطلع انوار ج4

71
  • [دعای منقول از أمیرالمؤمنین علیه السّلام در سجده]

  • و در [صحیفۀ ثانیه علویّه] صفحه ١٦٨ گوید:

  • «علی ما رَواه عبدُ‌اللَه بن جعفر الحِمیری فی قرب الإسناد1 عن هارون بن مُسلم عن مَسعَدَة بن صَدَقَة عن الصّادق علیه السّلام [عن أبیه علیه السّلام] قال: ”کان علیٌّ علیه السّلام یقول فی دعائه و هو ساجد:

  • اللَهُمَّ إنّی أعُوذُ بِکَ أن تَبتَلِیَنِی بِبَلِیَّة‌ٍ تَدعُونِی ضَرُورَتُها عَلَی أن أتَغَوَّثَ بِشَی‌ءٍ مِن مَعَاصِیکَ؛ اللَهُمَّ و لا تَجعَل بی [لی] حَاجَةً إلَی أحدٍ مِن شِرارِ خَلقِکَ و لِئَامِهِم فَإن جَعَلتَ لِی [بی] حَاجَةً إلَی أحَدٍ مِن خَلقِکَ فَاجعَلْها إلَی أحسَنِهِم وجهًا و خَلقًا و خُلقًا، و أسْخاهُم بِها نَفسًا، و أطلَقِهِم بِها لِسَانًا، و أسمَحِهِم بِها کَفًّا، و أقَلِّهِمْ بِها عَلَیَّ امْتِنَانًا.“»2

  • [دعای أمیرالمؤمنین علیه السّلام هنگام صبح]

  • و در [صحیفۀ ثانیه علویّه] صفحه ١٩٧ گوید:

  • «و کان من دعائه علیه السّلام علی ما رواه السیّد علیّ بن طاوس ـ قدّس سرّه ـ فی فلاح السّائل قال: روینا عن محمّد بن محمّد الأشعث المشهور بثقة بإسناده إلی الصادِقِ علیه السّلام: أنَّ عَلِیًّا صلوات اللَه علیه کان إذا أصبح یَقول: ”مَرحبًا بکُما من مَلَکَینِ حَفِیظَینِ کَریمَینِ، أُملِی علیکما ما تُحِبَّانِ إن شاء ‌اللَه.‌“»3

    1. ـ قرب الإسناد، ص ٢.
    2. ـ ترجمه صحیفه علویّه، ص ٦٦٦؛ بحارالأنوار، ج ٨٣، ص ٢٢٨؛ مستدرک الوسائل، ج ٤، ص ٤٥٠.
    3. ـ ترجمه صحیفه علویّه، ص ٦٩٨؛ بحارالأنوار، ج ٨٣، ص ٢٦٧، به نقل از فلاح السائل، ص ٣٨٣.

مطلع انوار ج4

72
  • [دعای منقول هنگام صبح و شام]

  • [صحیفۀ ثانیه علویّه] صفحه ١٩٨ قال:

  • «ما مِن عبدٍ یقول حینَ یُمسی و یُصبِحُ: ”رَضِیتُ بِاللَهِ رَبًّا، و بِالإسلامِ دینًا، و بِمحمّدٍ صلّی اللَه علیه و آله نبیًّا، و بالقرآنِ بَلاغًا، و بِعَلِیٍّ [علیه السّلام] إمامًا“ ثَلاثًا، إلّا کانَ حَقًّا عَلَی اللَه العزیزِ الجَبَّارِ أن یُرضِیَهُ یَومَ القِیامة.»1

  • [دعایی از أمیرالمؤمنین علیه السّلام در وقت اراده تزویج]

  • و در [صحیفۀ ثانیه علویّه] صفحه ٢٠٣ دعائی از جعفریّات2 آورده است که در وقت ارادۀ تزویج دو رکعت نماز بخواند و در هر رکعت فاتحة الکتاب و یس را قرائت کند و پس از نماز حمد و ثنای خدا را بجای آرد، آنگاه بگوید:

  • ”اللَهُمَّ ارْزُقنِی زَوجَةً وَدُودًا وَلُودًا شَکُورًا غَیُورًا، إن أحسَنتُ شَکَرَت، و إن أسَأتُ غَفَرَت، و إن ذَکَرتُ اللَهَ تَعَالَی أعَانَت، و إن نَسِیتُ ذَکَّرَت، و إن خَرَجتُ مِن عِندِها حَفِظَت، و إن دَخَلتُ عَلَیها سَرَّتنِی، و إن أمَرتُها أطَاعَتنِی، و إن أقسَمتُ عَلَیها أبَرَّت قَسَمِی3، و إن غَضِبتُ عَلَیها أرضَتنِی، یَا ذَا الجَلالِ و الإکرامِ، هَب لِی ذَلِکَ، فَإنَّما أسألُکَ و لا أجِدُ إلّا ما مَنَنتَ و أعطَیتَ.“

  • و قالَ: مَن فَعَلَ ذَلِکَ أعطَاهُ اللَهُ ما سَألَ.4 و رواه السیّد فضلُ اللَه الرّاوندی فی

    1. ـ ترجمه صحیفه علویّه، ص ٧٠٢؛ الکافی، ج ٢، ص ٥٢٥.
    2. ـ الجعفریّات، ص ١٠٩.
    3. ـ أقسَمَ باللَه: حَلَفَ. أبرّ الیمینَ: أمضاها علی الصدق.
    4. ـ ترجمه صحیفه علویّه، ص ٧٠٨؛ النوادر، ص ٤٨؛ بحارالأنوار، ج ١٠٠، ص ٢٦٨؛ مستدرک الوسائل، ج ٦، ص ٣٢٥.

مطلع انوار ج4

73
  • نوادره عنه علیه السّلام باختلاف یسیر.

  • [دعای منقول از أمیرالمؤمنین علیه السّلام در بازگشت بینایی شخص نابینا]

  • در [صحیفۀ ثانیه علویّه] صفحه ٧٥ و ٧٦ آورده است که:

  • «و کان من دعائه علیه السّلام دعاءٌ سَمِعه ضریرٌ، فدعا به فَردَّ اللَهُ عَزّ اسمُه و جَلّ شأنُه بصرَه، علی ما رَواه الشیخُ الجلیل محمّدُ بنُ شهر آشوب فی مناقبه. قال: سَمِعَ ضریرٌ دعاءَ أمیرِ المؤمنین علیه السّلام:

  • اللَهُمَّ إنِّی أسألُکَ یَا رَبَّ الأربابِ [الأرواحِ] الفَانِیَةِ و رَبَّ الأجسَادِ البَالِیَةِ، أَسأَلُکَ بِطَاعَةِ الأرواحِ الراجِعَةِ إلَی أجسَادِها، و بِطَاعَةِ الأجسَادِ المُلتَئِمَةِ إلَی أعضَائِها، و بِانْشِقاقِ القُبُورِ عَن أهلِها، و بِدَعوتِکَ الصادِقَةِ فِیهِم، و أخذِکَ بِالحَقِّ بَینَهُم إذا بَرَزَ الخَلائِقُ یَنتَظِرُونَ قَضَاءَکَ و یَرَونَ سُلطَانَکَ و یَخافُونَ بَطشَکَ و یَرجُونَ رَحمَتَکَ، ﴿يَوۡمَ لَا يُغۡنِي مَوۡلًى عَن مَّوۡلٗى شَيۡ‍ٔٗا وَلَا هُمۡ يُنصَرُونَ * إِلَّا مَن رَّحِمَ ٱللَهُ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ﴾،1أَسأَلُکَ یَا رَحمانُ أن تَجعَلَ النُّورَ فی بَصَرِی و الیَقِینَ فی قَلبِی و ذِکرَکَ بِاللیلِ و النَّهارِ عَلَی لِسَانِی أبَدًا ما أبقَیتَنِی، إنَّکَ عَلی‌ کُلِّ شَی‌ءٍ قَدِیرٌ.“

  • قالَ: فَسَمِعَها الأعمَی و حَفِظَها و رَجَعَ إلَی بَیتِهِ الَّذِی یَأوِیهِ فَتَطَهَّرَ لِلصَّلاةِ و صَلَّی ثُمَّ دَعَا بِها فَلَمّا بَلَغَ إلَی قَولِهِ: ”أن تَجعَلَ النُّورَ فی بَصَرِی“ ارتَدَّ الأعمَی بَصِیرًا بِإذنِ اللَهِ.»2و3

    1. ـ سوره الدّخان (٤٤) آیه ٤١ و ٤٢.
    2. ـ المناقب، ج ٢، ص ٢٨٧؛ بحارالأنوار، ج ٤١، ص ٢٠٩.
    3. ـ [این دعا در جنگ ١٣، ص ٧٠نیز آمده است. (محقّق)]

مطلع انوار ج4

74
  • [دعای منقول از أمیرالمؤمنین علیه السّلام برای اهل قبور]

  • و در [صحیفۀ ثانیه علویّه] صفحه ١٤٢ گوید:

  • «و کان من دعائه علیه السّلام أیضًا لأهلِ القُبُورِ:

  • ”بِسمِ اللَهِ الرَّحمَنِ الرَّحِیمِ، السَّلامُ عَلَی أهلِ لا إلَهَ إلّا اللَهُ، مِن أهلِ لا إلَهَ إلّا اللَهُ، یَا أهلَ لا إلَهَ إلّا اللَهُ، بِحَقِّ لا إلَهَ إلّا اللَهُ، کَیفَ وجَدتُم قَولَ لا إلَهَ إلّا اللَهُ، مِن أهل لا إلَهَ إلّا اللَهُ، اللَهُمَّ بِحَقِّ لا إلَهَ إلّا اللَهُ اغْفِر لِمَن قالَ لا إلَهَ إلّا اللَهُ، و احْشُرنَا فی زُمرَةِ مَن قالَ لا إلَهَ إلّا اللَهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَهِ عَلِیٌّ ولِیُّ اللَه‌.“»1

  • [دعای أمیرالمؤمنین علیه السّلام در صبحگاه و شامگاه]

  • و در [صحیفه ثانیه علویّه] صفحه ١٩٥ گوید:

  • «علی ما رواه السید ابنُ الباقی فی اختیاره قال: رُوی عن أمیرالمؤمنین علیه السّلام قال:

  • ”ما من عبدٍ یقول حین یُصبح و یُمسی: «رَضِیتُ بِاللَهِ رَبًّا و بِالإسلامِ دِینًا و بِمُحَمَّدٍ صَلَّی اللَهُ علیه و آله نَبِیًّا و بِالقُرآنِ کِتَابًا و بِعَلِیٍّ إمامًا و بِالحَسَنِ و الحُسَینِ و عَلِیِّ بنِ الحُسَینِ و مُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ و جَعفَرِ‌ بنِ مُحَمَّدٍ و مُوسَی بنِ جَعفَرٍ و عَلِیِّ بنِ مُوسَی و مُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ و عَلِیِّ بنِ مُحَمَّدٍ و الحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ و الحُجَّةِ الخَلَفِ الصالِحِ أئِمَّةً و سَادَةً و قادَةً؛ اللَهُمَّ اجْعَلهُم أئِمَّتِی و قادَتِی فی الدُّنیَا و الآخِرَةِ. اللَهُمَّ أدخِلنِی فی کُلِّ خَیرٍ أدخَلتَ فِیهِ مُحَمَّدًا و آلَ مُحَمَّدٍ و أخرِجنِی مِن کُلِّ سُوءٍ أخرَجتَ مِنهُ مُحَمَّدًا و آلَ

    1. ـ ترجمه صحیفه علویّه، ص ٦٣٤؛ بحارالأنوار، ج ٩٩، ص ٣٠١؛ مستدرک الوسائل، ج ٢، ص ٣٦٩، با قدری اختلاف.

مطلع انوار ج4

75
  • مُحَمَّدٍ، فی الدُّنیَا و الآخِرَةِ فی کُلِّ شِدَّةٍ و رَخاءٍ و فی کُلِّ عَافِیَةٍ و بَلاءٍ و فی المَشَاهِدِ کُلِّها، و لا تُفَرِّق بَینِی و بَینَهُم طَرفَةَ عَینٍ أبَدًا [لا] أقَلَّ مِن ذَلِکَ و [لا] أکثَرَ، فَإنِّی بِذَلِکَ راضٍ یَا رَبِّ.» إلّا کان حقًّا علی العزیز الجبار أن یُرضِیَه یومَ القیمة“.»1

  • [کیفیّت و اثر توسّل به حقیقت هر یک از اهل بیت علیهم السّلام]

  • و در [صحیفه ثانیه علویّه] صفحه ٢٢٢ و ٢٢٣ به مناسبتی مؤلّف این صحیفه، مرحوم محدّث نوری ـ رحِمَه اللَه ـ از کفعمی نقل می‌کند حدیثی را که:

  • «اذا توسَّلتَ لأُمور الدنیا و الآخرة فتوسَّل بالنبی صلّی اللَه علیه و آله و سبطَیه؛

  • و أمّا عَلِیٌّ صَلَواتُ اللَهِ عَلَیهِ فَهُوَ یَنتَقِمُ لَکَ مِمَّن ظَلَمَکَ.

  • و أمّا عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السّلام فَلِلنَّجَاةِ مِنَ السَّلاطِینِ و نَفثِ الشَّیَاطِینِ.

  • و أمّا مُحَمَّدُ بنُ عَلِیٍّ و جَعفَرُ بنُ مُحَمَّدٍ علیهما السّلام فَلِلآخِرَةِ و ما تَبتَغِیها مِن طَاعَةِ اللَهِ.

  • و أمّا مُوسَی بنُ جَعفَرٍ علیه السّلام فَالْتَمِس بِهِ العَافِیَةَ مِنَ اللَهِ.

  • و أمّا عَلِیُّ بنُ مُوسَی علیه السّلام فَاطلُب بِهِ السَّلامَةَ مِن اللَه فی البَرارِی و الصَّحاری و البِحَارِ.

  • و أمّا مُحَمَّدُ بنُ عَلِیٍّ علیه السّلام فالْتَمِسْ بِهِ الرِّزقَ مِنَ اللَهِ تَعَالَی.

  • و أمّا عَلِیُّ بنُ مُحَمَّدٍ علیه السّلام فَلِلتَوکُّل و بِرِّ الإخوانِ و ما یکون مِن طَاعَةِ اللَهِ.

    1. ـ ترجمه صحیفه علویّه، ص ٦٩٤؛ بحارالأنوار، ج ٨٣، ص ١٤٢؛ مصباح المتهجّد، ص ٢٠٦؛ البلد الأمین، ص ٥١، با قدری اختلاف در مصادر مذکور.

مطلع انوار ج4

76
  • و أمّا الحَسَنُ بنُ عَلِیٍّ علیه السّلام فالتَمِسْ به الآخرةَ.

  • و أمّا صاحِبُ الزَّمانِ صلوات اللَه علیه و علیهم فَإذَا بَلَغَ السَّیفُ مِنکَ المَذبَحَفَاستَعِن بِهِ یُعِنکَ1

  • [دعای أمیرالمؤمنین علیه السّلام در هر حادثه و سختی]

  • و در [صحیفه ثانیه علویّه] صفحه ٧٥ گوید:

  • «و کان من دعائه علیه السّلام عند کلّ نازلةٍ أو شدةٍ:

  • تَحَصَّنتُ بِالمَلِکِ الحَیِّ الَّذِی لا یَمُوتُ و اعتَصَمتُ بِذِی العِزَّةِ و العَدلِ و الجَبَرُوتِ و استَعَنتُ بِذِی العَظَمَةِ و القُدرةِ و المَلَکُوتِ عَن کُلِّ ما أخَافُهُ و أحذَرُهُ.»2

  • [دعای مأثور بعد از نماز صبح و هنگام خواب و حکایتی لطیف از امام سجّاد علیه السّلام]

  • و در [صحیفه ثانیه علویّه] صفحه ٢١٧ گوید:

  • «و کان من دعائه علیه السّلام بعد صلاة الغداة و عند المنام بعد أن یأخذَ سُبحةً بین یدیه:

  • ”اللَهُمَّ إنِّی أصبَحتُ أُسَبِّحُکَ و أحمَدُکَ و أُهَلِّلُکَ و أُکَبِّرُکَ و أُمَجِّدُکَ بِعَدَدِ ما أُدِیرُ بِهِ سُبحَتِی.“

  • و یَأخُذُ السُّبحَةَ فی یده و یُدِیرُها و هُو یَتَکَلَّمُ بِما یُرِیدُ مِن غَیرِ أن یَتَکَلَّمَ

    1. ـ بحارالأنوار، ج ٩١، ص ٣٢، به نقل از قبس المصباح با قدری اختلاف.
    2. ـ ترجمه صحیفه علویّه، ص ٥٥٢، به نقل از جلد اول کتاب المجموع الرائق من أزهار الحدائق للسیّد هبة اللَه بن أبی‌محمّد الحسن الموسوی.

مطلع انوار ج4

77
  • بِالتَّسبِیحِ، و ذَکَرَ أنَّ ذَلِکَ مُحتَسَبٌ لَهُ و هُو حِرزٌ إلَی أن یَأوِیَ إلَی فِراشِهِ.»1و2

  • و در اینجا حکایت لطیفی از حضرت سجّاد در مجلس یزید وارد است.

  • [دعای هنگام اکل طعام]

  • و در [صحیفه ثانیه علویّه] صفحه ٢١٦ گوید:

  • «و کان من دعائه علیه السّلام إذا أراد أکلَ الطّعام علی ما رواه فی الکافی:

  • اللَهُمَّ إنَّ هَذَا مِن عَطَائِکَ فَبَارِک لَنَا فِیهِ و سَوِّغنَا و اخلُفْ لَنَا خَلَفًا لِما أکَلنَاهُ أو شَرِبنَاهُ مِن غَیرِ حَولٍ مِنَّا و لا قُوَّةٍ رَزَقتَ فَأحسَنتَ فَلَکَ الحَمدُ رَبِّ اجْعَلنَا مِنَ الشَّاکِرِینَ3

  • [دعای هنگام فراغ از اکل طعام]

  • «و کان من دعائه علیه السّلام إذا فرغ من أکل الطَّعام علی ما رواه فی الکافی بالسَّند المتقدِّم:

    1. ـ ترجمه صحیفه علویّه، ص ٧٢٨؛ به نقل از الدّعوات، ص ٦٢: [«عَلی ما رَواه السیّدُ الجلیل السیّد فضلُ اللَه الراوندی فی دَعَواته قال: رُوِی أنه لمّا حُمِل علیُّ بن الحُسین علیهما السّلام إلی یزید هَمَّ بضَربِ عُنُقه، فوَقَّفَه بینَ یَدَیه و هو یُکَلِّمُه لِیَستَنطِقَه بکلمةٍ یُوجِبُ قتلَه، و یُجیبه حیثما یُکلِّمُه و فی یدِه سُبحةٌ صغیرةٌ یُدیرها بأَصابِعِه و هو یَتَکلَّم، فقال له یزید علیه ما یَستَحقُّه: أنا اُکَلِّمُک و أنت تُجیبُنی و تُدیرُ أَصابِعَک بسُبحةٍ فی یَدِک! فکیف یَجوزُ ذلک؟
      فقال علیه السّلام: حَدَّثَنی أبی عن جدّی صلواتُ اللَهِ علیه أَنَّه کان إذا صَلَّی الغداةَ و انْفَتَل لا یَتکلَّم حتّی یأخُذَ سُبحةً بینَ یدَیه، فیَقُول: ...» (محقّق)]
    2. ـ بحارالأنوار، ج ٤٥، ص ٢٠٠، با قدری اختلاف؛ مستدرک الوسائل، ج ٥، ص ١٢٤.
    3. ـ ترجمه صحیفه علویّه، ص ٧٢٦؛ المحاسن، ج ٢، ص ٤٣٦؛ بحارالأنوار، ج ٦٣، ص ٣٧٦. این دعا و دعای بعد در الکافی، ج ٦، ص ٢٩٤، با قدری اختلاف از امام زین العابدین علیه السّلام نقل شده است.

مطلع انوار ج4

78
  • الحَمدُ لِلَّهِ الَّذِی کَفَانَا و کَرَّمَنَا و حَمَلَنَا فی البَرِّ و البَحرِ و رَزَقَنَا مِنَ الطَّیِّبَاتِ و فَضَّلَنَا عَلَی کَثِیرٍ مِمَّن خَلَقَ تَفضِیلًا، الحَمدُ لِلَّهِ الَّذِی کَفَانَا المَؤنَةَ و أسبَغَ عَلَینَا.»1و2

  • [دعای إلهی کیف أدعوک و قد عصیتک]

  • دعای «إلَهِی کَیفَ أدعُوکَ و قَد عَصَیتُکَ و کَیفَ لا أدعُوکَ و قَد عَرَفتُک ـ الخدر امالی صدوق، در مجلس ٥٧، صفحه ٢١٥ موجود است.3

  • [دعای اللَهمّ إنّکَ آنسُ الآنسینَ لأولیائک]

  • در نهج البلاغة صفحه ٤٥٦ وارد است:

  • «و مِن دُعائه علیه السّلام

  • اللَهُمَّ إنَّکَ آنَسُ الآنِسِینَ لِأولِیائِکَ و أحضَرُهُم بِالکِفایَةِ لِلمُتَوَکِّلِینَ عَلَیکَ

    1. ـ ترجمه صحیفه علویّه، ص ٧٢٨؛ مستدرک الوسائل، ج ١٦، ص ٢٨٠؛ المحاسن، ج ٢، ص ٤٣٦؛ بحارالأنوار، ج ٦٣، ص ٣٧٦.
    2. ـ جنگ ١٤، ص ٦٢ الی ٧٠.
    3. ـ جنگ ٥، ص ١٣٧، به نقل از الأمالی ‌للصدوق، ص ٣٥٧: [«کانَ الصّادِقُ علیه السّلام یَدعُو بِهَذا الدُّعاءِ: ”إلَهِی کَیفَ أدعُوکَ و قَد عَصَیتُکَ، و کَیفَ لا أدعُوکَ و قَد عَرَفتُک، حُبَّکَ فی قَلبِی و إن کُنتُ عاصِیًا، مَدَدتُ إلَیکَ یَدًا بِالذُّنُوبِ مَملُوءَةً، و عَینًا بِالرَّجاءِ مَمدُودَةً، مَولایَ أنتَ عَظِیمُ العُظَماءِ و أنا أسِیرُ الإسراء، أنا أسِیرٌ بِذَنبِی مُرتَهَنٌ بِجُرمِی، إلَهِی لَئِن طالَبتَنِی بِذَنبِی لَاُطالِبَنَّکَ بِکَرَمِکَ، و لَئِن طالَبتَنِی بِجَرِیرَتِی لَاُطالِبَنَّکَ بِعَفوِکَ، و لَئِن أمَرتَ بِی إلَی النّارِ لَاُخبِرَنَّ أهلَها أنِّی کُنتُ أقُولُ لا إلَهَ إلّا اللَهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَهِ، اللَهُمَّ إنَّ الطّاعَةَ تَسُرُّکَ و المَعصِیَةَ لا تَضُرُّکَ، فَهَب لِی ما یَسُرُّکَ و اغفِر لِی ما لا یَضُرُّکَ یا أرحَمَ الرّاحِمِینَ.“»
      ضمناً این دعا همراه با ترجمه آن به خط خوش علاّمه طهرانی ـ رضوان اللَه علیه ـ در ابتدای این مجلد ص ٣٤ آمده است. (محقّق)]

مطلع انوار ج4

79
  • تُشاهِدُهُم فی سَرائِرِهِم و تَطَّلِعُ عَلَیهِم فی ضَمائِرِهِم و تَعلَمُ مَبلَغَ بَصائِرِهِم فَأسرارُهُم لَکَ مَکشُوفَةٌ و قُلُوبُهُم إلَیکَ مَلهُوفَةٌ، إن أوحَشَتهُمُ الغُربَةُ آنَسَهُم ذِکرُکَ و إن صُبَّت عَلَیهِمُ المَصائِبُ لَجَئُوا إلَی الاستِجارَةِ بِکَ، عِلمًا بِأنَّ أزِمَّةَ الأُمُورِ بِیَدِکَ و مَصادِرَها عَن قَضائِکَ.

  • اللَهُمَّ إن فَهِهتُ عَن مَسألَتِی أو عَمِیتُ عَن طِلبَتِی فَدُلَّنِی عَلَی مَصالِحِی و خُذ بِقَلبِی إلَی مَراشِدِی فَلَیسَ ذَلِکَ بِنُکرٍ مِن هِدایاتِکَ و لا بِبِدعٍ مِن کِفایاتِکَ.

  • اللَهُمَّ احمِلنِی عَلَی عَفوِکَ و لا تَحمِلنِی عَلَی عَدلِکَ.»1

  • [بار پروردگارا! آبروی مرا به گشاده دستی نگه دار و وجاهت مرا به تنگ دستی از میان مبر ...]

  • در نهج ‌البلاغة ص٤٥٣ وارد است:

  • «و من دعائه علیه السّلام

  • اللَهُمَّ صُنْ وَجهِی بِالیَسارِ و لا تَبذُل جاهِی بِالإقتارِ فَأستَرزِقَ طالِبِی رِزقِکَ و أستَعطِفَ شِرارَ خَلقِکَ و اُبتَلَی بِحَمدِ مَن أعطانِی و اُفتَتَنَ بِذَمِّ مَن مَنَعَنِی و أنتَ مِن وَراءِ ذَلِکَ کُلِّهِ وَلِیُّ الإعطاءِ و المَنعِ، إنَّکَ عَلی‌ کُلِّ شَی‌ءٍ قَدِیرٌ.»2و3

  • [دعای منقول از رسول اکرم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم در شب نیمه شعبان]

  • دعائی است از حضرت رسول اکرم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم که در شب

    1. ـ نهج البلاغة، ج ٢، ص ٢٢١.
    2. ـ همان مصدر، ص ٢١٨.
    3. ـ جنگ ٥، ص ١٤٧.

مطلع انوار ج4

80
  • نیمه شعبان می‌خوانده‌اند و در هر وقت خواندن آن مغتنم است، و در مفاتیح الجنان در اعمال شب نیمه وارد شده است:

  • «اللَهُمَّ اقْسِم لَنا مِن خَشیَتِکَ ما یَحُولُ بَینَنا و بَینَ مَعصِیَتِکَ، و مِن طاعَتِکَ ما تُبَلِّغُنا بِهِ رِضوانَکَ، و مِنَ الیَقِینِ ما یَهُونُ عَلَینا بِهِ مُصِیباتُ الدُّنیا؛ اللَهُمَّ أمتِعنا [مَتِّعنا] بِأسماعِنا و أبصارِنا و قُوَّتِنا ما أحیَیتَنا و اجعَلهُ الوارِثَ مِنّا، و اجعَل ثارَنا عَلَی مَن ظَلَمَنا، و انصُرنا عَلَی مَن عادانا، و لا تَجعَل مُصِیبَتَنا فی دِینِنا، و لا تَجعَل الدُّنیا أکبَرَ هَمِّنا و لا مَبلَغَ عِلمِنا، و لا تُسَلِّطْ عَلَینا مَن لا یَرحَمُنا، بِرَحمَتِکَ یا أرحَمَ الرّاحِمِینَ1و2

  • [دعای مرویّ از امام رضا علیه السّلام برای دفع شدّت و غم]

  • در امالی شیخ طوسی، جلد ١، صفحه ٣٣ [المجلس الثانی] با اسناد متّصل خود از ریّان بن صلت روایت می‌کند که:

  • «قال: سَمِعتُ الرِّضا علیَّ بنَ موسی علیه السّلام یَدعُو بِکَلِماتٍ فَحَفِظتُها عَنهُ، فَما دَعَوتُ بِها فی شِدَّةٍ إلّا فَرَّجَ اللَهُ عَنِّی، و هِیَ:

  • اللَهُمَّ أنتَ ثِقَتِی فی کُلِّ کُربةٍ [کَربٍ]، و أنتَ رَجائِی فی کُلِّ شِدَّةٍ، و أنتَ لِی فی کُلِّ أمرٍ نَزَلَ بِی ثِقَةٌ و عُدَّةٌ؛ کَم مِن کَربٍ یَضعُفُ فیه الفُؤادُ، و تَقِلُّ فِیهِ الحِیلَةُ، و تَعَیُّ فِیهِ الأُمُورُ، و یَخذُلُ فِیهِ البَعِیدُ و القَرِیبُ و الصَّدِیقُ، و یَشمَتُ فِیهِ العَدُوُّ، أنزَلتُهُ بِکَ و شَکَوتُهُ إلَیکَ، راغِبًا إلَیکَ فِیهِ عَمَّن سِواکَ، فَفَرَّجتَهُ و کَشَفتَهُ و کَفَیتَهُ [کَفَیتَنِیه]؛ فَأنتَ وَلِیُّ کُلِّ نِعمَةٍ و صاحِبُ کُلِّ حاجَةٍ و مُنتَهَی کُلِّ رَغبَةٍ؛ فَلَکَ الحَمدُ کَثِیرًا، و لَکَ المَنُّ فاضِلًا، بِنِعمَتِکَ تَتِمُّ الصّالِحاتُ، یا مَعرُوفًا بِالمَعرُوفِ مَعرُوفٌ، و یا مَن هُوَ

    1. ـ مصباح المتهجّد، ص ٥٦٨؛ الإقبال، ج ٣، ص ٣٢١؛ مستدرک الوسائل، ج ٦، ص ٢٨٦.
    2. ـ جنگ ٥، ص ١٥٨ و ١٥٩.

مطلع انوار ج4

81
  • بِالمَعرُوفِ مَوصُوفٌ! أنِلنِی مِن مَعرُوفِکَ مَعرُوفًا تُغنِینِی بِهِ عَن مَعرُوفِ مَن سِواکَ؛ بِرَحمَتِکَ یا أرحَمَ الرّاحِمِینَ

  • صدر این دعا همان دعائی است که حضرت سیّدالشّهداء علیه السّلام روز عاشوراء دست به دعا بلند نموده و دعا نمودند،1 و ما در صفحه ١١٣ این دفترچه [جنگ شماره ٥] نقل کرده‌ایم.2

    1. ـ بحارالأنوار، ج ٩٢، ص ١٨٦؛ لمعات الحسین علیه السّلام، ص ٦١، تعلیقه:
      «إرشاد مفید، ص ٢٥٣؛ نفس المهموم، ص ١٤٤؛ ملحقات إحقاق الحقّ، ج ١١، ص ٦١٣، از طبری در تاریخ، ج ٤، ص ٣٢١؛ ابن کثیر در البدایة و النّهایة، ج ٨، ص ١٩٩؛ مقتل مقرّم، ص ٢٥٣، از ابن أثیر در کامل، ج ٤، ص ٢٥؛ و از تاریخ ابن عساکر، ج ٤، ص ٣٣٣؛ و ذَکَرَ الکَفْعمیُّ در مصباح، ص ١٥٨، طبع هند، که رسول اللَه این دعا را در روز بَدر خوانده‌اند. ـ انتهی. در أمالی شیخ طوسی (ره)، طبع نجف، ج ١، ص ٣٣، با اسناد خود از ریّان بن صَلت روایت کرده است که او می‌‌گوید: ”شنیدم علیّ بن موسی الرضا علیه السّلام با کلماتی خدا را می‌‌خواندند، من آن کلمات را حفظ کردم و در هر گرفتاری و بلائی و شدّتی که برای من پیش آمد، خواندم، آن شدّت گشایش یافت؛ و آن کلمات این است.“ آنگاه همین دعا را نقل می‌‌کند و در آخرش این کلمات را اضافه دارد که: فَلَکَ الحَمدُ کَثیرًا، و لَکَ المَنُّ فاضِلًا، بِنِعمَتِکَ تَتِمُّ الصّالِحاتُ، یا مَعروفًا بِالمَعروفِ مَعروفٌ، یا مَن هُوَ بِالمَعروفِ مَوصوفٌ! أنِلْنی مِن مَعروفِکَ مَعروفًا تُغنِنى بِهِ عَن مَعروفِ مَن سِواکَ؛ بِرَحمَتِکَ یَا أرحَمَ الرّاحِمینَ.
      و این دعا را تا ”وَ لَکَ المنُّ فاضِلًا“ با مختصر اختلافی در لفظ، از حضرت صادق علیه السّلام محدّث قمّی در الباقیات الصّالحات که در حاشیه مفاتیح الجنان مطبوع است، در ص ٣٨١ ذکر کرده است. و نیز تا همین موضع از آن را، سیّد در مُهَج الدّعوات ص ٩٧، از رسول اللَه روایت کرده که در روز بدر خوانده‌اند. و نیز تا همین‌جا را در مهج الدّعوات، ص ٢٦٩، از حضرت صادق، و تا آخر دعا را در ص ٢٧٠، از حضرت رضا علیهما السّلام آورده است.» ـ انتهی.
    2. ـ جنگ ٥، ص ٢٤٠. [این مطلب در همین موسوعه، ج ٩، ذیل مباحث مربوط به امام حسین علیه السّلام، آمده است. (محقّق)]

مطلع انوار ج4

82
  • [دعا برای اداء قرض]

  • بِسم اللَه الرَّحمنِ الرَّحیمِ

  • اللَهُمَّ إنِّی أسألُکَ یا لا إلَهَ إلّا أنتَ، بِحَقِّ لا إلَهَ إلّا أنتَ، أن تَرحَمَنِی بِلا إلَهَ إلّا أنتَ. اللَهُمَّ إنِّی أسألُکَ یا لا إلَهَ إلّا أنتَ، بِحَقِّ لا إلَهَ إلّا أنتَ، أن تَرضَی عَنِّی بِلا إلَهَ إلّا أنتَ. اللَهُمَّ إنِّی أسألُکَ یا لا إلَهَ إلّا أنتَ، بِحَقِّ لا إلَهَ إلّا أنتَ، أن تَغفِرَ لِی بِلا إلَهَ إلّا أنت‌.

  • این دعا را [که] در مکارم الاخلاق1[می‌باشد] بنا بر نقلی آقای حاج آقا معین نقل کرده است که بعد از هر فریضه اگر سه مرتبه قرائت شود برای ادای قرض تأثیری عجیب دارد.2

  • دعا برای موقع مطالعه

  • اللَهُمّ أخرِجْنی مِن ظُلُماتِ الوَهمِ و أکرِمْنی بِنورِ الفَهمِ؛ اللَهُمّ افْتَح علَینا أبوابَ رَحمَتِکَ و انْشُر علَینا خَزائنَ عُلومِکَ؛ بِرَحمَتِکَ یا أرحَمَ الرّاحِمینَ3.4

  • [دعای یا من أظهر الجمیل]

  • بسم اللَه الرّحمن الرّحیم

  • یا مَن أظهَرَ الجَمیلَ و سَتَرَ القَبیحَ و لَم یَهتِکِ السِّترَ عَنّی، یا کَریمَ العَفوِ، یا حَسَنَ التَّجاوُزِ، یا واسِعَ المَغفِرَةِ و یا باسِطَ الیَدَینِ بالرَّحمَةِ، یا صاحِبَ کُلِّ نَجوَی و یا

    1. ـ مکارم الأخلاق، ص ٣٤٧.
    2. ـ جنگ ٥، ص ٦١.
    3. ـ خلاصة الأذکار، باب ششم؛ مفاتیح الجنان، (کتاب الباقیات الصّالحات).
    4. ـ جنگ ٢، ص ٤٨.

مطلع انوار ج4

83
  • مُنتَهَی کُلِّ شَکوَی، یا کَریمَ الصَّفحِ، یا عَظیمَ المَنِّ، یا مُبتَدِئَ کُلِّ نِعمَةٍ قَبلَ اسْتِحقاقِها، یا رَبّاهُ، یا سَیّداهُ، یا مَولاهُ، یا غایَتاهُ، یا غِیاثاهُ، صَلِّ علَی محَمّدٍ و آلِ محَمّدٍ و أسألُکَ أن لا تَجعَلَنی فی النّارِ!1

  • حاجات خود را در این صورت طلب کن!2

  • [دعا جهت رفع و نجات از بلیّه و گرفتاری]

  • از بزرگان مشایخ منقول است که: هر که در بلیّه‌ای گرفتار شود و راه نجات بر او مسدود گردد، نوزده مرتبه بعد از هر نماز بگوید: «و نجاةً مِنکَ یا سَیّدُ الکَریمُ، نَجِّنا و خَلِصّنا بِحَقِّ بِسمِ اللَهِ الرّحمَنِ الرّحیم»؛ و اگر در یک مجلس هفتصد و هشتاد و شش مرتبه بخواند همین ذکر را، اکمل و اتمّ خواهد بود.3

  • [دعای قبل از طلوع و غروب آفتاب]

  • قبل از طلوع و غروب آفتاب مستحب است ده مرتبه بگوید:

  • أعوذُ بِاللَهِ السَّمیعِ العَلیمِ مِن هَمَزاتِ الشّیاطینِ، و أعوذُ بِاللَهِ أن یَحضُرونِ، إنّ اللَهَ هُوَ السَّمیعُ العَلیمِ4.5

    1. ـ الکافی، ج٢، ص ٥٧٨؛ الإقبال، ج ١، ص ٢٩٥، با اختلاف؛ مفاتیح الجنان، (کتاب الباقیات الصّالحات).
    2. ـ جنگ ٢، ص ٤٨؛ [این دعا با قدری اختلاف در همین موسوعه، جلد ٢، ص ١٢٣، تحت عنوان (قرائت دعای یا من اظهر الجمیل در قنوت نمازها) آمده است. (محقّق)]
    3. ـ جنگ ٢، ص ١٢٢.
    4. ـ البلد الأمین، ص ٢٣، فلاح السّائل، ص ٢٢٢؛ مفاتیح الجنان.
    5. ـ جنگ ٣، ص ١٠٢.

مطلع انوار ج4

84
  • [دعای هنگام ورود استاد به جلسه درس]

  • مرحوم شهید ثانی در منیة المرید، چاپ نجف، صفحه ٧٥ می‌فرماید که معلّم هنگام رفتن به جلسه تدریس بخواند، عن النّبیّ صلّی اللَه علیه و آله و سلّم:

  • اللَهُمّ إنّی أعوذُ بِکَ أن أضِلَّ أو اُضِلَّ، و أزِلَّ أو اُزِلَّ، و أجهَلَ أو یُجهَلَ علَیَّ، عَزَّ جارُکَ و جَلَّ ثَناؤکَ و لا إلهَ غَیرُکَ.

  • ثُمّ یقولُ: بِسمِ اللَهِ، حَسبِیَ اللَهُ، تَوَکَّلتُ علَی اللَهِ، لا حَولَ و لا قُوّةَ إلّا باللَهِ العَلیِّ العَظیمِ؛ اللَهُمَّ ثَبِّت جَنانِی و أدِرِ الحَقَّ علَی لِسانِی1.2

  • [دعای هنگام قیام از مجلس]

  • در منیة المرید، طبع نجف، صفحه ٨٥ می‌فرماید: مستحب است عند القیام من المجلس أن یقول:

  • سُبحانَکَ اللَهُمّ و بحَمدِکَ، أشهَدُ أن لا إلهَ إلّا أنتَ، أستَغفِرُکَ و أتوبُ إلَیکَ، سُبحانَ [رَبِّکَ] رَبِّ العِزَّةِ عَمّا یَصِفونَ، و سَلامٌ علَی المُرسَلینَ و الحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمینَ‌3.4

  • [دستورالعملی برای حفظ از خطر دشمن]

  • آقای آقا شیخ حبیب سماوی فرمودند: برای حفظ از خطر و دشمن بگوید ده مرتبه:

    1. ـ بحارالأنوار، ج ٢، ص٦٢؛ منیة المرید، ص ٢٠٥، با قدری اختلاف در مصادر مذکور.
    2. ـ جنگ ٣، ص ١٢٤؛ جنگ ١٧، ص ٣٣.
    3. ـ منیة المرید، ص ٢٢٠؛ مستدرک‌ الوسائل، ج ١٥، ص ٤٢٨.
    4. ـ جنگ ٣، ص ١٢٩.

مطلع انوار ج4

85
  • حَسبِیَ اللَهُ لا إلهَ إلّا هوَ، علَیهِ تَوَکَّلتُ و هوَ رَبُّ العَرشِ العَظیمِ؛1

  • ده مرتبه:

  • حَسبِیَ اللَهُ لِما أهَمَّنِی، حَسبِیَ اللَهُ لِمَن بَغَی علَیّ، حَسبِیَ اللَهُ لِمَن أرادَنی بِسوءٍ.2

  • [دستورالعمل برای رفع حوادث ناگوار]

  • حضرت آیة اللَه آقای حاج شیخ محمّد تقی بهجت فومنی فرمودند: برای رفع حوادث ناگوار و صحّت و عاقبت، اوّل روز و اوّل شب، سه بار بگوید:

  • اللَهُمّ اجْعَلنی فی دِرعِکَ الحَصِینَةِ الّتی تَجعَلُ فیها مَن تُریدُ3.4

  • أقول: این از جمله فقرات دعائی است که در حین خروج برای زیارت حضرت سیّدالشّهداء علیه السّلام، پس از سه روز روزه باید خوانده شود؛ و مجلسی ـ رضوان اللَه علیه ـ در مزار بحارالأنوار، جلد ٢٢ (کمپانی)، صفحه ١٥٠، از کامل الزّیارات ابن قولویه روایت کرده است.5

  • [عملی مفید جهت تشرّف به حضور حضرت ولی عصر صلوات اللَه علیه]

  • آقای آقا شیخ جواد کربلائی از حضرت آیة اللَه بهجت رشتی فومنی نقل کردند که: برای تشرّف به حضور مبارک أعلی حضرت ولیّ عصر عجّل اللَه فرجه الشّریف عمل ذیل مفید است؛ إن شاء اللَه تعالی:

    1. ـ فقه الرّضا علیه السّلام، ص ٣٩٣، ذیل باب الفزع و الهمّ: «و إذ افزعت من سلطان أو غیره فقل: حَسبِی اللَهُ لَا إلَه إلّا هو».
    2. ـ جنگ ٤، ص ١٨.
    3. ـ بحارالأنوار، ج ٨٣، ص ٢٩٦.
    4. ـ جنگ ٤، ص ٢٧.
    5. ـ بحارالأنوار، ج ٩٨، ص ١٧٣.

مطلع انوار ج4

86
  • در روز اوّل ماه که جمعه باشد، بعد از فریضۀ صبح تا پانزده روز، هر روز دویست و پنجاه و شش (٢٥٦) مرتبه، به عدد لفظ نور، «آیۀ مبارکۀ نور»1 را بخواند، و از روز شانزدهم تا پانزده روز به همین عدد ذکر مبارک «لا إله إلّا اللَه» را بگوید؛ و باید فریضۀ صبح در اوّل وقت بجای آورده شود تا آنکه أذکار در بین‌الطّلوعین واقع شود.2

  • [حرز حضرت جواد علیه السّلام]

  • «یا مَن یَکفِی مِن کُلِّ شَی‌ءٍ و لا یَکفِی مِنهُ شَی‌ءٌ، اکفِنِی ما أهَمَّنِی بمحمّد و آله الطاهرین صلواتُک علیهم أجمعین.»3و4

  • دعای قبل از طعام و بعد از طعام

  • در حلیة المتّقین در باب «دعای وقت طعام» نقل کرده است که: چون طعام نزد حضرت زین‌العابدین علیه ‌السّلام می‌گذاشتند، این دعا را می‌خواندند:

  • «اللَهُمَّ هذا مِن مَنِّکَ و فَضلِکَ و عَطائِکَ، فَبارِکْ لَنا فِیهِ و سَوِّغناهُ، و ارزُقنا خَلَفًا إذا أکَلناهُ، و رُبَّ مُحتاجٍ إلَیهِ، رَزَقتَ فَأحسَنتَ، اللَهُمَّ و اجعَلنا مِنَ الشّاکِرِینَ.»

  • و چون خوان را برمی‎داشتند، این دعا را می‎خواندند:

  • «الحَمدُ لِلَّهِ الَّذِی حَمَلَنا فی البَرِّ و البَحرِ، و رَزَقَنا مِنَ الطَّیِّباتِ، و فَضَّلَنا عَلَی کَثِیرٍ

    1. ـ سوره النّور (٢٤) آیه ٣٥: ﴿ٱللَهُ نُورُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ مَثَلُ نُورِهِۦ كَمِشۡكَوٰةٖ فِيهَا مِصۡبَاحٌ ٱلۡمِصۡبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ ٱلزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوۡكَبٞ دُرِّيّٞ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٖ مُّبَٰرَكَةٖ زَيۡتُونَةٖ لَّا شَرۡقِيَّةٖ وَلَا غَرۡبِيَّةٖ يَكَادُ زَيۡتُهَا يُضِيٓءُ وَلَوۡ لَمۡ تَمۡسَسۡهُ نَارٞ نُّورٌ عَلَىٰ نُورٖ يَهۡدِي ٱللَهُ لِنُورِهِۦ مَن يَشَآءُ وَيَضۡرِبُ ٱللَهُ ٱلۡأَمۡثَٰلَ لِلنَّاسِ وَٱللَهُ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٞ﴾.
    2. ـ جنگ ٤، ص ٢٧ و ٢٨؛ جنگ ٥، ص ٥٧.
    3. ـ الدعوات، ص ٥١؛ [قابل توجّه است که در هیچ یک از مصادر فقرۀ صلوات در انتهای حرز یافت نشد. (محقّق)]
    4. ـ جنگ ١٣، ص ٩.

مطلع انوار ج4

87
  • مِن خَلقِهِ تَفضِیلًا.»1

  • و چون دست از طعام برمی‌داشتند، این دعا را می‎خواندند:

  • «الحَمدُ لِلَّهِ الَّذِی أطعَمَنا و سَقَانا و کَفَانا و أیَّدَنا و آوَانا و أنعَمَ عَلَینا و أفضَلَ، الحَمدُ لِلَّهِ الَّذِی یُطعِمُ و لا یُطعَمُ.»2

  • أقول: این دعا را شهید ثانی در مسالک در باب أطعمه و أشربه ذکر فرموده است.

  • دعای وقت طعام خوردن

  • در کتاب الأمان من أخطار الأسفار و الأزمان مرحوم علی بن طاووس (ره) از شیخ طبرسی (ره) نقل کرده است که:‌

  • «و کان النبی صلّی ‌اللَه علیه و آله إذا أکل طعامًا قال:

  • ”اللَهُمَّ بارِکْ لَنا فِیهِ و ارزُقنا خَیرًا مِنهُ.“

  • و قال الطبرسی: و تقول عند الفراغ من الطعام:

  • ”الحمد لِلّه الّذی أطعَمَنی فأشبَعَنی، و سَقانی فَأروانی، و صانَنی و حَمانی؛ الحَمدُ لِلَّهِ الَّذِی عَرَّفَنِی البَرَکَةَ و الیُمنَ فیما أصَبتُهُ و تَرَکتُهُ مِنهُ؛ اللَهُمَّ اجعَلهُ هَنِیئًا مَرِیئًا، لا وَبیئًا و لا دَوِیًّا، و أبقِنِی بَعدَهُ سَوِیًّا، قائِمًا بِشُکرِکَ، مُحافِظًا عَلَی طاعَتِکَ، و ارزُقنِی رِزقًا دارًّا و (عَیشًا قارًّا)، و اجعَلنِی ناسِکًا بارًّا، و اجعَلْ ما یَتَلَقّانِی فی المَعادِ مُنهجًا سارًّا، بِرَحمَتِکَ (یا أرحَمَ الرّاحِمِینَ).“»3و4

    1. ـ الکافی، ج ٦، ص ٢٩٤؛ الوافی، ج ٢٠، ص ٤٧٥.
    2. ـ من لا یحضره الفقیه، ج ٣، ص ٣٥٨؛ مسالک الأفهام إلی تنقیح شرائع الإسلام، ج ‌١٢، ص ١٣٦.
    3. ـ الأمان من أخطار الأسفار و الأزمان، ص ٦١.
    4. ـ جنگ ١٣، ص ٦٦ الی ٦٩.

مطلع انوار ج4

88
  • [دعایی برای پیدا شدن گمشده]

  • آقای حاج حبیب ‌اللَه سماوی نقلاً عن کتاب الجنة ‌الواقیة نقل کردند که در آن کتاب نوشته است که هر کس گمشده‌ای داشته باشد و بخواند: «یا جامِعَ الناسِ لِیَومٍ لا رَیبَ فیه، إنّ اللَه لا یُخلِفُ المیعادَ، إجمَعْ بینی و بین ضالَّتی»فوراً گمشدۀ او پیدا خواهد شد1.2

  • أدعیه بعد از غسل زیارت و بعد از نماز زیارت

  • مرحوم شیخ محمّد مظفّر در کتاب عقائد الإمامیة، طبع نجف، سنۀ ١٣٨٨، صفحه ١٠٣ و ١٠٤ گوید:

  • «وقد ورد فی المأثور أن یدعُوَ الزّائرُ بعد الإنتهاء من الغسل لغرض تنبیهه علی تِلکُم الأهداف العالیة فیقول:

  • ”أللهُمَّ اجعَل لی نورًا و طَهورًا و حِرزًا کافیًا مِن کُلِّ داءٍ و سُقمٍ و مِن کُلِّ آفَةٍ و عاهَةٍ، و طَهِّر به قَلبی و جَوارِحی و عِظامی و لَحمی و دَمی و شَعری و بَشَری و مُخّی و عَظْمی و ما أقَلَّتِ الأرضُ مِنّی و اجْعَلْ لی شاهِدًا یَومَ حاجَتی و فَقری و فاقَتی.“»3

  • و در صفحه ١٠٥ گوید:

  • «و فی الدعاء المأثور الذی یدعو به الزائر بعد هذه الصلاة ما یُفهِم الزائرَ أنّ صلاتَه و عمَلَه إنّما هو للّه وحدَه و أنّه لا یعبُدُ سِواه، و لیست الزیارة الّا نوع التقرّب الیه تعالی زُلفیٰ؛ إذ یقول:

    1. ـ جنة الأمان الواقیة، ص ١٨٢ با اختلاف.
    2. ـ جنگ ٥، ص ١٠٢.
    3. ـ بحارالأنوار، ج ٧٣، ص ٢٣٥ با قدری اختلاف.

مطلع انوار ج4

89
  • ”أللهُمَّ لَکَ صَلَّیتُ و لَکَ رَکَعتُ و لَکَ سَجَدتُ وحدَکَ لا شَریکَ لَکَ، لِأنَّهُ لا تَکونُ الصَّلاةُ و الرُّکوعُ و السُّجودُ إلّا لَکَ، لأنَّکَ أنتَ اللَهُ لا إلَهَ إلّا أنتَ؛ اللَهُمَّ صَلِّ عَلَی محمّدٍ و آلِ محمّدٍ، و تَقَبَّل مِنّی زیارَتی، و أعطِنی سُؤلی، بِمحمّدٍ و آلِهِ الطّاهِرین‌.»1و2

  • [دعا بعد از وضو و غسل]

  • أسرار الصلاة، صفحه ١٢:

  • «و فی تفسیر الإمام علیه السّلام: مَن قالَ فی آخِرِ وُضوئِه و غُسلِه:

  • ”سُبحانَکَ اللَهُمَّ و بحَمدِکَ، أشهَدُ أن لا إلَهَ إلّا أنتَ، أستَغفِرُکَ و أتوبُ إلَیکَ، و أشهَدُ أنّ محمّدًا عَبدُکَ و رَسولُکَ، و أشهَدُ أنّ علِیًّا وَلیُّکَ و خَلیفَتُکَ بَعدَ نَبیِّکَ، و أنّ أولیائَهُ خُلَفائُکَ و أوصیائَهُ أوصیائُکَ“

  • تَحاتَّ عَنهُ ذُنوبُه کَما تَحاتَّ وَرَقُ الشَّجَرِ، و خَلَقَ اللَهُ بعَدَدِ کُلِّ قَطرَةٍ مِن وُضوئِه أو غُسلِه مَلَکًا یُسَبِّحُ اللَهَ و یُقَدِّسُه و یُهَلِّلُه و یُکَبِّرُه و یُصَلِّیَ علَی النَبیِّ و آلِه الطَّیِّبینَ، و ثَوابُ ذلِکَ بهَذا المُتَوَضِّئ.»3و4

  • [دعای رسول خدا هنگام خروج از منزل به نقل از امّ سلمه]

  • در تاریخ بغداد، جلد ١١، صفحه ١٤١ با سند متّصل خود از امّ سلمه آورده است که:

    1. ـ همان مصدر، ج ٩٧، ص ٢٨٧.
    2. ـ جنگ ١٤، ص ٨٩.
    3. ـ أسرار الصلاة، ص ٤٣؛ بحارالأنوار، ج ‌٧٧، ص ٣١٦.
    4. ـ جنگ ٣، ص ١٤٥.

مطلع انوار ج4

90
  • «قالت: کان رسول اللَه صلّی اللَه علیه (و آله) و سلّم اذا خرج من بیته قال: ”بِسمِ اللَهِ، أللهُمَّ‌ إنِّی أعوذُ بِکَ أن أَزِلَّ، أو أَضِلَّ، أو أن أَظلِمَ، أو أُظلَمَ، أو أن أبغِی، أو أن یُبغَی عَلَیَّ.“»1

  • [استحباب قرائت آیه سَخرَه در موقع خروج از منزل و مسافرت]

  • مستحب است در موقع مسافرت و در موقع خروج از منزل و همچنین در بعضی از نمازهای مستحبّی که در کتب ادعیه ذکر شده است، آیه «سَخرَه» تلاوت شود؛ و آیه «سخره» کما آنکه در پاورقی صفحه ١٥٣ از جلد ٢ المَحجّة ‌البیضاء ذکر شده است، عبارت است از آیه ٥٤ الی ٥٦ از سوره اعراف، و هی هذه:

  • ﴿إِنَّ رَبَّكُمُ ٱللَهُ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٖ ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰ عَلَى ٱلۡعَرۡشِ يُغۡشِي ٱلَّيۡلَ ٱلنَّهَارَ يَطۡلُبُهُۥ حَثِيثٗا وَٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَ وَٱلنُّجُومَ مُسَخَّرَٰتِۢ بِأَمۡرِهِۦٓ أَلَا لَهُ ٱلۡخَلۡقُ وَٱلۡأَمۡرُ تَبَارَكَ ٱللَهُ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ * ٱدۡعُواْ رَبَّكُمۡ تَضَرُّعٗا وَخُفۡيَةً إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلۡمُعۡتَدِينَ * وَلَا تُفۡسِدُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ بَعۡدَ إِصۡلَٰحِهَا وَٱدۡعُوهُ خَوۡفٗا وَطَمَعًا إِنَّ رَحۡمَتَ ٱللَهِ قَرِيبٞ مِّنَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾.2

  • [دعای وارد در زیارت حرم پیامبر أکرم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم]

  • در من ‌لا‌یحضره ‌الفقیه، جلد ٢، صفحه٣٤٠، و المَحجة‌ُ ‌البیضاء، جلد ٢، صفحه ١٨٦، وارد شده است که انسان در زیارت حضرت رسول اکرم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم و در حرم آن حضرت در دعای خود بگوید و بخواند [این دعا] را، قال:

    1. ـ جنگ ١٧، ص ٣٤.
    2. ـ جنگ ٥، ص ٩٧.

مطلع انوار ج4

91
  • «و ذَلِکَ مَقامٌ لا تَدعو فیهِ حائِضٌ فَتَستَقبِلُ القِبلَةَ إلّا رَأتِ الطُّهرَ:

  • ”أللهُمَّ إنّی أسألُکَ بِکُلِّ اسمٍ هُوَ لَکَ، أو تَسَمَّیتَ بِهِ لأحَدٍ مِن خَلقِکَ، أو هُوَ مأ‌ثورٌ فی عِلمِ الغَیبِ عِندَکَ؛ و أسألُکَ بِاسمِکَ الأعظَمِ الأعظَمِ الأعظَمِ، و بِکُلِّ حَرفٍ أنزَلتَهُ عَلَی موسَی، و بِکُلِّ حَرفٍ أنزَلتَهُ عَلَی عیسَی، و بِکُلِّ حَرفٍ أنزَلتَهُ عَلَی محمّدٍ صَلَواتُکَ عَلَیهِ و آلِهِ، و عَلَی أنبیاءِ اللَهِ إلّا فَعَلتَ بی کَذا و کَذا“ و الحائِضُ تَقولُ: ”إلّا أذهَبتَ عَنّی هَذا الدَّمَ.“»1و2

  • [دعای هنگام افطار]

  • دعای موقع افطار کما آنکه در جامع عباسی صفحه ٧٧ نقل می‌فرماید:

  • «أللهُمَّ لک صُمنا و علی رزقک أَفطَرنا فتَقَبَّلهُ منّا، ذَهَبَ الظَّماءُ و ابْتَلَّتِ العُروق و بَقِیَ الأجرُ، اللَهُمَّ تقبّلْهُ منّا و أَعِنّا علیه و سَلِّمنا فیه و تَسَلَّمهُ منّا.»3و4

  • [طریق استخارۀ ذات الرِّقاع]

  • طریق استخارۀ ذات الرِّقاع:

  • باید در سه رقعه بنویسد: «بِسمِ اللَهِ الرّحمَن الرّحیم، خِیَرَةٌ مِن اللَهِ العَزیزِ الحَکیمِ لِفلان بن فلانة، إفعَلْ» و در سه رقعۀ دیگر عین عبارت مذکور را بنویسد، با این فرق که به جای «إفعَلْ»، «لا تَفعَلْ» بنویسد.

    1. ـ من ‌لا یحضره‌ الفقیه، ج ٢، ص ٥٦٩؛ المحجّة البیضاء، ج ٣، ص ١٨٦.
    2. ـ جنگ ٥، ص ٩٨.
    3. ـ جامع عباسی، ج ‌١، ص ١٠٩.
    4. ـ جنگ ٥، ص ١١٨.

مطلع انوار ج4

92
  • سپس آنها را در زیر مصلاّی خود گذارد و سپس دو رکعت نماز کند؛ بعد از نماز به سجده رود و صد مرتبه بگوید: «أستَخیرُ اللَهَ بِرَحمَتِهِ، خِیَرَةً فی عافیَةٍ».

  • سپس درست بنشیند و بگوید: «أللهُمَّ خِرْ لی و اخْتَرْ لی فی جَمیعِ اُموری فی یُسرٍ مِنکَ و عافیَةٍ».

  • پس از آن رقعه‌ها را مشوّش کند و بیرون بکشد؛ اگر سه‌تای اوّلی «إفعل»بود، خوب است؛ و اگر «لا تفعل» بود، بد است؛ و اگر بعضی «إفعل» و بعضی «لا تفعل»، میانه است1.2

  • در کیفیّت استخاره

  • اوّل: طلب خیر از خداوند در امری که اراده فعل او را دارد، یا مطلق فعلی که واقع خواهد شد، گرچه از تحت اراده او خارج باشد؛ و مهمترین طریقۀ آن، دو قسم است:

  • اوّل آنکه: در سجدۀ آخر صلاة لیل صد مرتبه بگوید: «أستَخیرُ اللَهَ برَحمَتِه»؛(رواه القَسریّ فی المرسل عن الصّادق علیه السّلام).3

  • دوّم آنکه: در سجدۀ آخر نافلۀ صبح صد و یک مرتبه بگوید: «أستَخیرُ اللَهَ برَحمَتِه»؛ بدین طریق که: حمد خدای بجای آورده و صلوات بفرستد و پنجاه مرتبه این ذکر را بگوید، سپس حمد خدا نموده و صلوات بفرستد و بقیّه ذکر را که پنجاه و یک مرتبه است تمام کند.

    1. ـ البلد الأمین، ص ١٥٩؛ جنة الأمان الواقیه، ص ٣٩٠؛ باقیات الصّالحات، (حاشیه مفاتیح الجنان).
    2. ـ جنگ ١، ص ١٦٠.
    3. ـ وسائل الشّیعة، ج ٨، ص ٧٣.

مطلع انوار ج4

93
  • دوّم: «أن یسئَلَ اللَهَ الخِیَرَةَ فی أمره علی النَّهج المأثور، ثمّ المشورةُ مع النّاسِ و العَمَلُ بما یُشیرونَ إلیه، فإنّ اللَهَ یُلهِمَهُم الخَیرَ.»1

  • و کیفیّت آن آنست که: بعد از آنکه صلاة استخاره و ذکر آن را بر طریق مذکور بجای آورد، با مردم مشورت کند، آنچه آنها رأی دادند عمل کند که آن مراد پروردگار است که بر زبان آنها جاری نموده.

  • سوّم: بعد از آنکه صلاة استخاره و ذکر آن را بر طریق مذکور بجای آورد، در قلب خود بنگرد، اگر به طرف فعل أمیَل بود فعل را، و اگر به طرف ترک أمیَل بود ترک را بجای آورد.

  • چهارم: استخاره به مصحف بعد الصلاة.

  • پنجم: استخاره به حَصی و رِقاع و سُبحه؛ ولیکن این طریق منصوصٌ‌به در روایات نیست، گرچه مشهور بین اصحاب است.

  • و طریق استخاره با سُبحه، (که آن را استخاره به عدد می‌نامند) همان‌طور که مرحوم سیّد بن طاووس (ره) از حضرت ولیّ عصر عجّل اللَه فرجه الشّریف روایت می‌کند آن است که:

  • تَقرَأ «الفاتحةَ» عَشرًا و أقَلُّه ثَلاثُ مَرّاتٍ و دونَهُ مَرَّة‌ً، ثُمّ تَقرَأ «القدرَ» عَشرًا، ثُمّ تَقولُ هَذا الدُّعاءَ ثَلاثًا:

  • «أللهُمَّ إنّی أستَخیرُکَ لِعِلمِکَ بِعاقِبَةِ الاُمورِ، و أستَشیرُکَ لِحُسنِ ظَنّی بِکَ فی المَأمولِ و المَحذورِ؛ اللَهُمَّ إن کانَ الأمرُ الفُلانیُّ ممّا قَد نیطَت بِالبَرَکَةِ أعجازُه و بَوادیهِ، و حُفَّت بِالکَرامَةِ أیّامُه و لَیالیهِ، فَخِر لِیَ اللَهُمَّ خِیَرَةً تَرُدُّ شَموسَهُ ذَلولًا و تَقعَضُ أیّامَهُ سُرورًا؛ اللَهُمَّ إمّا أمرٌ فَآتَمِرُ و إمّا نَهیٌ فَأنتَهی؛ اللَهُمَّ إنّی أستَخیرُکَ بِرَحمَتِکَ خِیَرَةً فی عافیَةٍ.»

    1. ـ مصباح الفقیه، ج ٢، ص ٥١٧.

مطلع انوار ج4

94
  • پس قبضه‌ای از سبحه بگیرد، اگر زوج بود خوب، و اگر فرد بود بد است1.2

  • دعاهائی که مناسب است انسان در قنوت بخواند

  • ١ـ دعای «یا من تُحَلُّ به عُقَدُ المکاره» و این دعای هفتم از ادعیّه از صحیفه سجّادیه است.

  • ٢ـ «أعوذُ بِنورِ وَجهِک الَّذی أضاءَت له السَّمواتُ و الأرَضونَ، و انْکَشَفَت له الظُّلُماتُ، و صَلَحَ علیه أمرُ الأوّلینَ و الآخِرینَ مِن فُجأةِ نِقمَتِکَ و مِن تَحویلِ عافیَتِک و من زَوالِ نِعمَتِک؛ اللَهُمَّ ارزُقنی قَلبًا تَقِیًّا نَقیًّا و مِن الشِّرک بریئًا، لا کافِرًا و لا شَقیًّا.»3

  • و این دعایی است که حضرت رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم در شب نیمۀ شعبان در سجده خوانده‌اند؛ و در مفاتیح الجنان در اعمال شب نیمۀ شعبان مذکور است.4

  • ٣ـ «أللهُمَّ یا مَن خَصَّ محمّدًا و آلَهُ بِالکَرامَة، و حَباهُم بِالرِّسالَة، و خَصَّصَهم بِالوَسیلَة، و جَعَلَهُم وَرَثَةَ الأنبیاءِ، و خَتَمَ بِهِمُ الأوصیاءَ و الأئِمَّة، و عَلَّمَهُم عِلمَ ما کانَ و علمَ ما یکونُ، و جَعَلَ أفئِدةً مِنَ الناسِ تَهوی إلیهم؛ صلِّ علی محمّدٍ و آل محمّدٍ و افعَلْ بِنا ما أنت أهلُهُ فی الدّین و الدُّنیا و الآخِرةِ؛ إنّک علی کلِّ شیءٍ قَدیرٌ.»5

  • و این دعا در ملحقات صحیفه سجّادیه مذکور است.

  • ٤ـ«أللهُمَّ اقْسِمْ لَنا مِنْ خَشیَتِکَ ما یَحولُ بَینَنا و بَینَ مَعصِیَتک، و مِن طاعَتِک ما

    1. ـ وسائل الشّیعة، ج ‌٨، ص ٨٢.
    2. ـ جنگ ٣، ص ١٠٨ الی ١١٠.
    3. ـ الإقبال، ج ٣، ص ٣٢٥؛ مصباح المتهجّد، ص ٨٤٢.
    4. ـ جنگ ٦، ص ٨.
    5. ـ الصحیفة الثانیة السجّادیة، ص ٢٨٢؛ ینابیع المودّة لذوی القربیٰ، ج ٣، ص ٤٢٧.

مطلع انوار ج4

95
  • تُبَلِّغُنا بِهِ رِضوانَکَ، و مِنَ الیَقینِ ما یَهونُ عَلَینا بِهِ مُصیباتُ الدُّنیا؛ اللَهُمَّ أمْتِعنا بِأسماعِنا و أبصارِنا و قُوَّتِنا ما أحیَیتَنا، و اجْعَلهُ الوارِثَ مِنّا، و اجْعَل ثارَنا عَلی مَن ظَلَمَنا، و انْصُرنا عَلی مَن عادانا، و لا تَجعَلْ مُصیبَتَنا فی دینِنا، و لا تَجعَلِ الدُّنیا أکبَرَ هَمِّنا و لا مَبلَغَ عِلمِنا، و لا تُسَلِّطْ علَینا مَن لا یَرحَمُنا؛ بِرَحمَتکَ یا أرحَمَ الرّاحِمینَ.»1

  • و این دعایی است که حضرت رسول أکرم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم در شب نیمۀ شعبان می‌خوانده‌اند و در اعمال آن شب در مفاتیح الجنان مذکور است.

  • ٥ـ «أللهُمَّ إنَّک آنَسُ الآنِسینَ لأولیائِکَ و أحضَرُهُم بِالکِفایَةِ لِلمُتوکِّلینَ عَلَیک، تُشاهِدُهُم فی سَرائِرِهم و تَطَّلِعُ عَلَیهِم فی ضَمائِرِهم و تَعلَمُ مَبلَغَ بَصائِرِهم، فَأسرارُهُم لَکَ مَکشوفَةٌ، و قُلوبُهُم إلیکَ مَلهوفَةٌ، إن أوحَشَتهُمُ الغُربَةُ آنَسَهُم ذِکرُکَ و إن صُبَّتْ عَلَیهِمُ المَصائبُ لَجَأوا إلَی الإستِجارَةِ بِکَ، عِلمًا بِأنَّ أزِمَّةَ الاُمورِ بِیَدِکَ و مَصادِرَها عن قَضائِکَ؛ اللَهُمَّ إن فَهِهتُ عَن مَسألَتی أو عَمیتُ عَن طَلِبَتی فَدُلَّنی عَلَی مَصالِحی و خُذ بِقَلبی إلی مَراشِدی، فَلَیسَ ذلکَ بِبَدعٍ من هِدایاتِکَ و لا بِنُکرٍ مِن کِفایاتکَ؛ اللَهُمَّ احْمِلْنی علی عَفوِکَ و لا تَحمِلْنی عَلی عَدلِکَ.»2

  • و این دعا از دعاهای أمیرالمؤمنین علیه السّلام است.

  • ٦ـ«أللهُمَّ صُن وَجْهی بِالیَسارِ، و لا تَبذُلْ جاهی بالإقْتارِ فَأستَرزِقَ طالِبی رِزقِک و أستَعطِفَ شِرارَ خَلقِکَ و اُبتَلیَ بِحَمدِ مَن أعطانی و اُفتَتَنَ بِذَمِّ مَن مَنَعَنی، و أنتَ مِن وَراءِ ذلِکَ کُلِّهِ وَلِیُّ الإعطاءِ و المَنعِ؛ إنَّکَ عَلی کُلِّ شیءٍ قدیرٌ.»3

    1. ـ الإقبال، ج ٣، ص ٣٢١.
    2. ـ نهج البلاغة (عبده)، ج ٢، ص ٢٢١؛ [آخر دعا در مصدر مذکور به این عبارت آمده است: فلیس ذلک بنکر من هدایاتک و لا ببدع من کفایاتک. (محقّق)].
    3. ـ نهج البلاغة (عبده)، ج ٢، ص ٢١٨.

مطلع انوار ج4

96
  • و این دعا از أمیرالمؤمنین علیه السّلام است.

  • ٧ـ«اللَهُمَّ أنتَ ثِقَتی فی کلِّ کُربةٍ، و أنتَ رَجائی فی کُلِّ شِدَّةٍ، و أنتَ لی فی أمرٍ نَزَل بی ثِقَةٌ و عُدَّةٌ؛ کَم مِن کَربٍ یَضعُفُ فیه الفُؤادُ، و تَقِلُّ فیه الحیلَةُ، و تَعَیُّ1 فیه الاُمورُ، و یخذُلُ فیه البَعیدُ و القَریبُ و الصَّدیقُ، و یَشمَتُ فیهِ العَدُوُّ، و أنزَلتُهُ بِکَ و شَکوتُهُ إلیک راغِبًا إلیکَ فیه عمَّن سِواک فَفَرَّجتَهُ و کَشَفتَه و کَفَیتَه [کفیتنیه]؛ فَأنتَ وَلیُّ کلِّ نِعمةٍ و صاحبُ کُلِّ حاجةٍ و مُنتهَی کلِّ رَغبةٍ، فَلَک الحمدُ کثیرًا و لَکَ المَنُّ فاضِلًا، بِنعمَتک تَتِمُّ الصالحاتُ، یا معروفًا بالمعروفِ معروفٌ، یا مَن هو بِالمعروف موصوفٌ، أنِلْنی من معروفک معروفًا تُغنِنی به عن معروفِ مَن سِواک، بِرحمتک یا أرحَمَ الرّاحمینَ.»2

  • ٨ـ «إلهی کَیفَ أدعوکَ و قَد عَصَیتُک و کَیفَ لا أدعوک و قَد عَرَفتُکُ، حُبُّکَ فی

    1. ـ عَیَّ یَعَیُّ و عَیِیَ یَعیَی عیًّا و عَیاءًا بأمرِهِ و عَن أمرِه: عَجَز عنه و لم یُطِقْ إحکامَه أو لم یَهتَدِ لِوَجهِ مراده.
    2. ـ [این دعا را در أمالی شیخ طوسی، طبع نجف، ج ١، ص ٣٣ با اسناد متّصل خود از ریّان بن صَلت روایت کرده است که: «قال: سمعت الرّضا علیّ بن موسی علیه السّلام یدعو بکلماتٍ فَحفِظتُها عَنه فما دَعوتُ بها فی شِدَّةٍ‌ إلّا فَرَّج اللَهُ عنّی و هی هذه: اللَهُمَّ انت ثقتی» ـ الخ.
      و صدر این دعا همان دعائی است که حضرت سیّدالشّهداء علیه السّلام در روز عاشورا دست به دعا بلند نموده و دعا نمودند تا آنجا که عرض می‌کند: «و منتهی کلِّ رَغبةٍ»؛ و در ناسخ التواریخ در جلد آن حضرت در وقایع روز عاشورا ذکر کرده است.
      و این دعا را تا «وَ لَک المَنُّ فاضِلًا» با مختصر اختلافی در لفظ از حضرت صادق علیه السّلام در کتاب باقیات الصالحات، مرحوم قمی (ره) در حاشیه مفاتیح، در ص ٣٨١، آورده است.
      و نیز تا همین موضع آن را در کتاب مُهَجُ الدّعوات، ص ٩٧، از حضرت رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله آورده است که آن را در روز بدر قرائت نموده‌اند. و در ص ٢٦٩، از حضرت صادق علیه السّلام، و تا آخر دعا را در ص ٢٧٠از حضرت رضا علیهما السّلام روایت می‌کند. (محقّق)]

مطلع انوار ج4

97
  • قَلبی و إن کُنتُ عاصیًا، مَدَدتُ إلیک یَدًا بالذّنوب مَملُوَّةً و عَینًا بِالرَّجاءِ مَمدودَةً؛ مَولایَ أنتَ عَظیمُ العُظَماءِ و أنا أسیرُ الاُسَراءِ، أنا الأسیرُ بِذَنبی المُرتَهَنُ بِجُرمی؛ إلهی لَئِن طالَبتَنِی بِذَنبی لأُطالِبَنَّکَ بِکَرَمِکَ و لَئِن طالَبتَنِی بِجَریرَتی لأُطالِبنَّک بِعَفوِک، و لَئِن أمَرتَ بی إلی النّارِ لأُخبِرَنَّ أهلَها أنّی کُنتُ أقولُ لا اله إلّا اللَهُ محمّدٌ رسول اللَه؛ اللَهُمَّ إنّ الطّاعَةَ تَسُرُّکَ و المَعصیةَ لا تَضُرُّک، فَهَبْ لی ما یَسُرُّکَ و اغْفِر لی ما لا یَضُرُّکَ یا أرحمَ الرّاحمین.»1

  • ٩ـ«أعدَدتُ لِکُلِّ هَولٍ لا إلهَ إلّا اللَهُ، و لِکُلِّ هَمٍّ و غَمٍّ ما شاءَ اللَهُ، و لِکُلِّ نِعمَةٍ الحَمدُ لِلّه،ِ و لِکُلِّ رَخاءٍ و شِدَّةٍ الشُّکرُ للّهِ، و لِکُلِّ أُعجوبةٍ سُبحانَ اللَهِ، و لِکُلِّ ذَنبٍ أستَغفِرُ اللَهَ، و لِکُلِّ مُصیبةٍ‌ إنّا لِلّهِ و إنّا إلَیهِ راجعوُن، و لِکُلِّ ضِیقٍ حَسبِیَ اللَهُ، و لِکُلِّ قَضاءٍ و قَدَرٍ تَوَکَّلتُ عَلَی اللَهِ، و لِکُلِّ عَدُوٍّ اعْتَصَمتُ بِاللَهِ، و لِکُلِّ طاعَةٍ و مَعصیةٍ لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللَهِ العلیِّ العظیم.»2

  • این دعا را حضرت آقای حاج سیّد هاشم حدّاد ـ روحی فداه ـ در قنوت به همین کیفیّت مذکوره قرائت می‌نمودند، ولی مرحوم محدّث قمی در کتاب الباقیات الصالحات که در حاشیه مفاتیح طبع شده است، در صفحه ١٩٧، آن را از البلد الأمین کفعمی ذکر کرده است و فقط لفظ «و شِدَّةٍ»‌ را نیاورده است.

  • ١٠ـ «أللهُمَّ إنِّی أسألُک یا مَنِ احْتَجَبَ بَشُعاعِ نورِهِ عَن نَواظِرِ خَلقِه، یا مَن تَسَربَلَ بِالجَلالِ و العَظَمَةِ و اشْتَهَرَ بِالتَّجَبُّرِ فی قُدسِهِ...»

    1. ـ [این دعا را در أمالی صدوق، طبع سنگی، در ص ٢١٥ و طبع حروفی، ص ٣٥٧؛ و در مفتاح الفلاح مترجَم، ص ٢٦٧، مرحوم شیخ بهاء الدین عاملی با مختصر اختلافی در الفاظ از حضرت صادق علیه السّلام آورده‌اند. (محقّق)]
    2. ـ مکارم الاخلاق، ص ٩١؛ جنة الأمان الواقیه، ص ٨٢.

مطلع انوار ج4

98
  • و این دعای مفصّلی است که در مهج الدعوات صفحه ١٠٨، مرحوم ابن طاووس از محمّد بن حنفیّه از رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم روایت کرده است و برای آن آثار و خواصّی عجیب نقل می‌کند.1

  • و نیز مرحوم شیخ بهاء الدّین عاملی در کشکول2 در صفحه ٣٠٣ از طبع سنگی آورده است؛ و حضرت آقای حاج سیّد هاشم حدّاد ـ روحی فداه ـ در بعضی از قنوت‌های نماز تهجّد در شب‌ها قرائت می‌نمودند؛ و نیز در تاسع عشر بحارالأنوار صفحه ١٨٣ از أمیرالمؤمنین از رسول اللَه روایت کرده.3

  • ١١ـ«أللهُمَّ إنّی أسألُکَ مِن بَهائِکَ بِأبهاهُ و کُلُّ بَهائِکَ بَهیٌّ، اللَهُمَّ إنّی أسألُکَ بِبَهائِک کلِّه...»4

  • و این دعای مفصّلی است که در آن بعضی از اسماء اللَه را آورده است؛ و در صفحه ١٨٤ از مفاتیح الجنان ضمن ادعیۀ سحرهای ماه مبارک رمضان آورده است و آن را از حضرت رضا علیه السّلام روایت نموده است که آن حضرت فرموده‌اند که حضرت باقر علیه السّلام آن را قرائت می‌نموده‌اند.

  • ١٢ـ«یا عِمادَ مَن لا عِمادَ لَه، و یا سَنَدَ مَن لا سَنَدَ لَهُ، و یا ذُخرَ مَن لا ذُخرَ لَهُ، و یا حِرزَ مَن لا حِرزَ لَهُ، و یا فَخرَ من لا فَخرَ لَهُ، و یا رُکنَ مَن لا رُکنَ لَهُ، یا عَظیمَ الرَّجاء، یا عِزَّ الضُعَفاءِ، یا مُنقِذَ الغَرقیٰ، یا مُنجِیَ الهَلْکیٰ، یا مُحسِنُ یا مُنعِمُ یا مُفضِلُ، أسألُ اللَهَ الّذی لا إلهَ إلّا أنتَ، الّذی سَجَدَ لَکَ سَوادُ اللَّیلِ و ضَوءُ النَّهارِ و شُعاعُ

    1. ـ مهج الدّعوات و منهج العبادات، ص ٧٥.
    2. ـ الکشکول، ج ١، ص ٢٥٥.
    3. ـ بحارالأنوار، ج ٩١، ص ٤٠٣؛ [این دعا در کتاب شریف روح مجرد، ص ٥١٠؛ و مطلع انوار، مجلّد دوّم، ص ١٢١؛ و همین مجلّد ص ٤٠، به طور کامل آمده است. (محقّق)]
    4. ـ الإقبال، ج ١، ص ٩٥؛ جنة الأمان، ص ٦٩٢.

مطلع انوار ج4

99
  • الشَّمسِ و نورُ القَمَرِ و دَوِیُّ الماءِ و حَفیفُ الشجَّرِ، یا اللَهُ یا رَحمنُ یا ذا الجَلالِ و الإکرامِ.»1

  • این دعا را در منتهی الآمال،2 در جلد ٢، صفحه ٣١٣ آورده است، و آن را از حضرت رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم روایت کرده است که به حضرت أمیرالمؤمنین علیه السّلام تعلیم فرموده‌اند و أمیرالمؤمنین آن را دعای فرج می‌نامیدند. و لایخفی که مرحوم محدّث قمّی در کتاب مزبور آن را از کتاب جعفریّات3 نقل کرده است.

  • ١٣ـ «بِسمِ اللَهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ، إلهی طُموحُ الآمالِ قَد خابَتْ إلّا لَدَیکَ، و مَعاکِفُ الهِمَمِ قَد تقطَّعَتْ إلّا عَلَیکَ، و مَذاهِبُ العُقولِ قَد سَمَتْ إلّا إلَیکَ، فَإلَیکَ الرَّجاءُ و إلَیکَ المُلتَجَی، یا أکرَمَ مَقصودٍ و یا أجوَدَ مَسؤولٍ، هَرَبتُ إلَیکَ بِنَفسی یا مَلجأَ‌ الهارِبینَ بِأثقالِ الذُّنوبِ أحمِلُها عَلی ظَهری، و ما أجِدُ لی إلَیکَ شافِعًا سِوَی مَعرِفَتِی بِأنَّک أقرَبُ مَن رَجاهُ الطّالِبونَ و لَجَأَ إلَیهِ المُضطَرّونَ و أمَّلَ ما لَدَیهِ الرّاغِبونَ، یا مَن فَتَقَ العُقولَ بِمَعرِفَتِهِ و أطلَقَ الألسُنَ بِحَمدِهِ، و جَعَلَ ما امتَنَّ بِهِ عَلی عِبادِهِ کِفاءً لِتَأدِیَةِ حَقّهِ، صَلِّ علی محمّدٍ و آله، و لا تَجعَلْ لِلهُموم عَلی عَقلی سَبیلًا و لا لِلباطِلِ عَلی عَمَلی دَلیلًا و افتَحْ لی بِخَیر الدُّنیا یا وَلِیَّ الخَیرِ.»4

  • این دعا را در منتهی الآمال، جلد ٢، صفحه ٣١٣ از کتاب جنّة الواقیه از رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم نقل کرده است، و آن را نیز دعای فرج نامیده است.

    1. ـ البلد الامین، ص ٣٣٢.
    2. ـ منتهی الآمال، ج ٣، ص ٢٠٥٢.
    3. ـ الجعفریّات، ص ٢٤٨.
    4. ـ مفتاح الفلاح، ص ٣٣٣؛ جنة الأمان الواقیة، ص ٥٣.

مطلع انوار ج4

100
  • ١٤ـ«یا مَن أظهَرَ الجَمیلَ و سَتَرَ القَبیحَ، یا مَن لَم یُؤاخِذ بِالجَریرَةِ و لَم یَهتِکِ السِّترَ، یا عَظیمَ المَنِّ، یا کَریمَ الصَّفحِ، یا حَسَنَ التَّجاوُزِ، یا واسِعَ المَغفِرَةِ، یا باسطَ الیَدَینِ بِالرَّحمَةِ، یا مُنتَهَی کُلِّ نَجوَی و یا غایَةَ کُلِّ شَکوَی، یا عَونَ کُلِّ مُستَعینٍ، یا مُبتَدِئًا بِالنِّعَمِ قَبلَ استِحقاقِها، یا رَبّاهُ (ده مرتبه)، یا غایَةَ‌ رَغبَتاهُ (ده مرتبه)، أسألُکَ بِحَقِّ هذِهِ الأسماءِ و بِحَقِّ محمّدٍ و آلِهِ الطّاهِرینَ علیهمُ السّلامُ إلّا ما کَشَفتَ کَربی و نَفَّستَ هَمِّی و فَرَّجتَ غَمِّی و أصلَحتَ حالی.»1

  • و این دعا را در منتهی الآمال، جلد ٢، صفحه ٣١٢ از امام زمان [عجّل اللَه تعالی فرجه الشریف] نقل کرده است و آن را نیز دعای فرج نامیده است.

  • ١٥ـ ﴿رَبَّنَا تَقَبَّلۡ مِنَّآ إِنَّكَ أَنتَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ﴾؛ سوره البقرة (٢) ذیل آیه ١٢٧.

  • ﴿رَبَّنَا وَٱجۡعَلۡنَا مُسۡلِمَيۡنِ لَكَ وَمِن ذُرِّيَّتِنَآ أُمَّةٗ مُّسۡلِمَةٗ لَّكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبۡ عَلَيۡنَآ إِنَّكَ أَنتَ ٱلتَّوَّابُ ٱلرَّحِيمُ﴾؛ سوره البقرة (٢) آ‌یه ١٢٨.

  • ﴿رَبِّ هَبۡ لِي مِن لَّدُنكَ ذُرِّيَّةٗ طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ ٱلدُّعَآءِ﴾؛ سوره آل عمران (٣) ذیل آیه ٣٨.

  • ﴿رَبَّنَا هَبۡ لَنَا مِنۡ أَزۡوَٰجِنَا وَذُرِّيَّـٰتِنَا قُرَّةَ أَعۡيُنٖ وَٱجۡعَلۡنَا لِلۡمُتَّقِينَ إِمَامًا﴾؛ سوره الفرقان (٢٥) ذیل آیه ٧٤.

  • ﴿رَبِّ ٱجۡعَلۡنِي مُقِيمَ ٱلصَّلَوٰةِ وَمِن ذُرِّيَّتِي رَبَّنَا وَتَقَبَّلۡ دُعَآءِ﴾؛ سوره ابراهیم (١٤) آیه ٤٠.

  • ﴿رَّبِّ أَدۡخِلۡنِي مُدۡخَلَ صِدۡقٖ وَأَخۡرِجۡنِي مُخۡرَجَ صِدۡقٖ وَٱجۡعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلۡطَٰنٗا نَّصِيرٗا﴾؛ سوره الإسراء (١٧) ذیل آیه ٨٠.

    1. ـ منتهی الآمال، ج ٣، ص ٢٠٤٩؛ بحارالأنوار، ج ٥١، ص ٣٠٤؛ فرج المهموم، ص ٢٤٦.

مطلع انوار ج4

101
  • ﴿قَالَ رَبِّ ٱشۡرَحۡ لِي صَدۡرِي * وَيَسِّرۡ لِيٓ أَمۡرِي * وَٱحۡلُلۡ عُقۡدَةٗ مِّن لِّسَانِي * يَفۡقَهُواْ قَوۡلِي﴾؛ سوره طه (٢٠) آیات ٢٥ تا ٢٨.

  • ﴿رَّبِّ زِدۡنِي عِلۡمٗا﴾؛ سوره طه (٢٠) ذیل آیه ١١٤.

  • ﴿رَبِّ هَبۡ لِي حُكۡمٗا وَأَلۡحِقۡنِي بِٱلصَّـٰلِحِينَ﴾؛ سوره الشّعراء (٢٦) آیه ٨٣.

  • ﴿رَبِّ إِنِّي لِمَآ أَنزَلۡتَ إِلَيَّ مِنۡ خَيۡرٖ فَقِيرٞ﴾؛ سوره القصص (٢٨) ذیل آیه ٢٤.

  • ﴿رَبِّ لَا تَذَرۡنِي فَرۡدٗا وَأَنتَ خَيۡرُ ٱلۡوَٰرِثِينَ﴾؛ سوره الأنبیاء (٢١) ذیل آیه ٨٩.

  • ﴿رَّبِّ أَنزِلۡنِي مُنزَلٗا مُّبَارَكٗا وَأَنتَ خَيۡرُ ٱلۡمُنزِلِينَ﴾؛ سوره المؤمنون (٢٣) آیه ٢٩.

  • ﴿رَّبِّ ٱغۡفِرۡ وَٱرۡحَمۡ وَأَنتَ خَيۡرُ ٱلرَّ ٰحِمِينَ﴾؛ سوره المؤمنون (٢٣) آیه ١١٨.

  • ﴿رَبِّ أَوۡزِعۡنِيٓ أَنۡ أَشۡكُرَ نِعۡمَتَكَ ٱلَّتِيٓ أَنۡعَمۡتَ عَلَيَّ وَعَلَىٰ وَٰلِدَيَّ وَأَنۡ أَعۡمَلَ صَٰلِحٗا تَرۡضَىٰهُ وَأَصۡلِحۡ لِي فِي ذُرِّيَّتِيٓ إِنِّي تُبۡتُ إِلَيۡكَ وَإِنِّي مِنَ ٱلۡمُسۡلِمِينَ﴾؛ سوره الأحقاف (٤٦) ذیل آیه ١٥.

  • ﴿رَبِّ فَلَا تَجۡعَلۡنِي فِي ٱلۡقَوۡمِ ٱلظَّـٰلِمِينَ﴾؛ سوره المؤمنون (٢٣) آیه ٩٤.

  • ﴿رَّبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنۡ هَمَزَٰتِ ٱلشَّيَٰطِينِ﴾؛ سوره المؤمنون (٢٣) ذیل آیه ٩٧.

  • ﴿وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَن يَحۡضُرُونِ﴾؛ سوره المؤمنون (٢٣) آیه ٩٨.

  • ﴿رَبِّ أَوۡزِعۡنِيٓ أَنۡ أَشۡكُرَ نِعۡمَتَكَ ٱلَّتِيٓ أَنۡعَمۡتَ عَلَيَّ وَعَلَىٰ وَٰلِدَيَّ وَأَنۡ أَعۡمَلَ صَٰلِحٗا تَرۡضَىٰهُ وَأَدۡخِلۡنِي بِرَحۡمَتِكَ فِي عِبَادِكَ ٱلصَّـٰلِحِينَ﴾؛ سوره النّمل (٢٧) ذیل آیه ١٩.

  • ﴿رَبِّ بِمَآ أَنۡعَمۡتَ عَلَيَّ فَلَنۡ أَكُونَ ظَهِيرٗا لِّلۡمُجۡرِمِينَ﴾؛ سوره القصص (٢٨) ذیل آیه ١٧.

  • ﴿رَبِّ هَبۡ لِي مِنَ ٱلصَّـٰلِحِينَ﴾؛ سوره الصّافات (٣٧) آیه ١٠٠.

  • ﴿رَبِّ ٱغۡفِرۡ لِي وَهَبۡ لِي مُلۡكٗا لَّا يَنۢبَغِي لِأَحَدٖ مِّنۢ بَعۡدِيٓ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡوَهَّابُ﴾؛ سوره ص (٣٨) ذیل آیه ٣٥.

مطلع انوار ج4

102
  • رَبِّ اغْفِرْلی و لِوالِدَیَّ وَارْحَمهُما کَما ربَّیانی صَغیرًا و اجْزِهِما بِالإحسانِ إحسانًا و بالسَّیّئآتِ غُفرانًا؛ در قرآن نیست ولی بعضی از فقرات آن متّخذ است از سوره الإسراء (١٧) آیه ٢٤.

  • ﴿رَبَّنَا ٱغۡفِرۡ لِي وَلِوَٰلِدَيَّ وَلِلۡمُؤۡمِنِينَ يَوۡمَ يَقُومُ ٱلۡحِسَابُ﴾؛ سوره ابراهیم (١٤) آیه ٤١.

  • ﴿رَّبِّ ٱغۡفِرۡ لِي وَلِوَٰلِدَيَّ وَلِمَن دَخَلَ بَيۡتِيَ مُؤۡمِنٗا وَلِلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ﴾؛ سوره نوح (٧١) صدر آیه ٢٨.

  • ﴿رَبَّنَا تَقَبَّلۡ مِنَّآ إِنَّكَ أَنتَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ﴾ ؛ سوره البقرة (٢) آیه ١٢٧.

  • ﴿رَبَّنَآ ءَاتِنَا فِي ٱلدُّنۡيَا حَسَنَةٗ وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِ حَسَنَةٗ وَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ﴾؛ سوره البقرة (٢) ذیل آیه ٢٠١.

  • ﴿رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذۡنَآ إِن نَّسِينَآ أَوۡ أَخۡطَأۡنَا رَبَّنَا وَلَا تَحۡمِلۡ عَلَيۡنَآ إِصۡرٗا كَمَا حَمَلۡتَهُۥ عَلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِنَا رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلۡنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِۦ وَٱعۡفُ عَنَّا وَٱغۡفِرۡ لَنَا وَٱرۡحَمۡنَآ أَنتَ مَوۡلَىٰنَا فَٱنصُرۡنَا عَلَى ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡكَٰفِرِينَ﴾؛ سوره البقرة (٢) ذیل آیه ٢٨٦.

  • ﴿رَبَّنَا ظَلَمۡنَآ أَنفُسَنَا وَإِن لَّمۡ تَغۡفِرۡ لَنَا وَتَرۡحَمۡنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ﴾؛ سوره الاعراف (٧) ذیل آیه ٢٣.

  • ﴿رَبَّنَا لَا تُزِغۡ قُلُوبَنَا بَعۡدَ إِذۡ هَدَيۡتَنَا وَهَبۡ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحۡمَةً إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡوَهَّابُ﴾؛ سوره آل عمران (٣) آیه ٨.

  • رَبَّنَآ ءَامَنَّا بِمَآ أَنزَلۡتَ وَٱتَّبَعۡنَا ٱلرَّسُولَ فَٱكۡتُبۡنَا مَعَ ٱلشَّـٰهِدِينَ﴾؛ سوره آل عمران (٣) آیه ٥٣.

  • ﴿رَبَّنَا ٱغۡفِرۡ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسۡرَافَنَا فِيٓ أَمۡرِنَا وَثَبِّتۡ أَقۡدَامَنَا وَٱنصُرۡنَا عَلَى ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡكَٰفِرِينَ﴾؛ سوره آل عمران (٣) ذیل آیه ١٤٧.

مطلع انوار ج4

103
  • ﴿رَّبَّنَآ إِنَّنَا سَمِعۡنَا مُنَادِيٗا يُنَادِي لِلۡإِيمَٰنِ أَنۡ ءَامِنُواْ بِرَبِّكُمۡ فَ‍َٔامَنَّا رَبَّنَا فَٱغۡفِرۡ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرۡ عَنَّا سَيِّ‍َٔاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ ٱلۡأَبۡرَارِ﴾؛ سوره آل عمران (٣) آیه ١٩٣.

  • ﴿رَبَّنَا وَءَاتِنَا مَا وَعَدتَّنَا عَلَىٰ رُسُلِكَ وَلَا تُخۡزِنَا يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ إِنَّكَ لَا تُخۡلِفُ ٱلۡمِيعَادَ﴾؛ سوره آل عمران (٣) آیه ١٩٤.

  • ﴿رَبَّنَا ٱفۡتَحۡ بَيۡنَنَا وَبَيۡنَ قَوۡمِنَا بِٱلۡحَقِّ وَأَنتَ خَيۡرُ ٱلۡفَٰتِحِينَ﴾؛ سوره الأعراف (٧) ذیل آیه ٨٩.

  • ﴿رَبَّنَا لَا تَجۡعَلۡنَا فِتۡنَةٗ لِّلۡقَوۡمِ ٱلظَّـٰلِمِينَ﴾؛ سوره یونس (١٠) ذیل آیه ٨٥.

  • ﴿رَّبَّنَآ إِنِّيٓ أَسۡكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيۡرِ ذِي زَرۡعٍ عِندَ بَيۡتِكَ ٱلۡمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ فَٱجۡعَلۡ أَفۡ‍ِٔدَةٗ مِّنَ ٱلنَّاسِ تَهۡوِيٓ إِلَيۡهِمۡ وَٱرۡزُقۡهُم مِّنَ ٱلثَّمَرَٰتِ لَعَلَّهُمۡ يَشۡكُرُونَ﴾؛ سوره إبراهیم (١٤) آیه ٣٧.

  • ﴿رَبَّنَآ إِنَّكَ تَعۡلَمُ مَا نُخۡفِي وَمَا نُعۡلِنُ وَمَا يَخۡفَىٰ عَلَى ٱللَهِ مِن شَيۡءٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا فِي ٱلسَّمَآءِ﴾؛ سوره إبراهیم (١٤) آیه ٣٨.

  • ﴿رَبَّنَآ ءَاتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحۡمَةٗ وَهَيِّئۡ لَنَا مِنۡ أَمۡرِنَا رَشَدٗا﴾؛ سوره الکهف (١٨) ذیل آیه ١٠.

  • ﴿رَبَّنَا وَسِعۡتَ كُلَّ شَيۡءٖ رَّحۡمَةٗ وَعِلۡمٗا فَٱغۡفِرۡ لِلَّذِينَ تَابُواْ وَٱتَّبَعُواْ سَبِيلَكَ وَقِهِمۡ عَذَابَ ٱلۡجَحِيمِ * رَبَّنَا وَأَدۡخِلۡهُمۡ جَنَّـٰتِ عَدۡنٍ ٱلَّتِي وَعَدتَّهُمۡ وَمَن صَلَحَ مِنۡ ءَابَآئِهِمۡ وَأَزۡوَٰجِهِمۡ وَذُرِّيَّـٰتِهِمۡ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ * وَقِهِمُ ٱلسَّيِّ‍َٔاتِ وَمَن تَقِ ٱلسَّيِّ‍َٔاتِ يَوۡمَئِذٖ فَقَدۡ رَحِمۡتَهُۥ وَذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ﴾؛ سوره غافر (٤٠) ذیل آیه ٧ و آیه ٨ و ٩.

  • ﴿رَبَّنَا ٱغۡفِرۡ لَنَا وَلِإِخۡوَٰنِنَا ٱلَّذِينَ سَبَقُونَا بِٱلۡإِيمَٰنِ وَلَا تَجۡعَلۡ فِي قُلُوبِنَا غِلّٗا لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ رَبَّنَآ إِنَّكَ رَءُوفٞ رَّحِيمٌ﴾؛ سوره الحشر (٥٩) ذیل آیه ١٠.

مطلع انوار ج4

104
  • ﴿رَّبَّنَا عَلَيۡكَ تَوَكَّلۡنَا وَإِلَيۡكَ أَنَبۡنَا وَإِلَيۡكَ ٱلۡمَصِيرُ﴾؛ سوره الممتحنه (٦٠) ذیل آیه ٤.

  • ﴿رَبَّنَآ أَتۡمِمۡ لَنَا نُورَنَا وَٱغۡفِرۡ لَنَآ إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ﴾؛ سوره التّحریم (٦٦) ذیل آیه ٨.

  • آیات فوق که با «ربّنا» یا «ربّ» شروع شده است، هر یک دعای بعضی از پیامبران یا صُلَحا و مؤمنین است و قرائت بعضی از آنها ـ متناسب حال مصلّی ـ در قنوت نماز مستحسن است؛ البته خداوند حاجت کسی را که با لسان محبوب او با او مناجات نماید رد نخواهد نمود.

  • ١٦ـ«أللهُمَّ ارْزُقْنی حُبَّکَ و حُبَّ مَن یُحِبُّکَ و حُبَّ ما تُحِبُّهُ و العَمَلَ الذی یُبَلِّغُنی إلی حُبِّکَ وَ اجعَل حُبَّکَ أحَبَّ الأشیاءِ إلیَّ؛ اللَهُمَّ نَوِّر ظاهِری بِطاعَتِکَ و باطِنی بمَحبَّتِکَ و قَلبِی بِمَعرِفَتکَ و روحی بِمُشاهَدَتِکَ و سِرّی بِاستِقلالِ اتّصالِ حَضرَتِکَ یا ذَا الجَلالِ و الإکرام؛ اللَهُمَّ اجعَلْ فی قَلبی نورًا و فی سَمعی نورًا و فی بَصَری نورًا و فی لِسانی نورًا و فی یَدَیَّ نورًا و فی رِجلَیَّ نورًا و فی جمیع جَوارِحی نورًا یا نورَ الأنوارِ؛ اللَهُمَّ أَ‌‌‌‌‌‌رِنی الأشیاءَ کَما هِیَ؛ اللَهُمَّ کُن وِجهَتی فی کُلِّ وَجهٍ، و مَقصَدی فی کُلِّ قَصدٍ، و غایَتی فی کُلِّ سَعیٍ، و مَلجَئِی و مَلاذی فی کُلّ شِدَّةٍ و هَمٍّ، و وَکیلی فی کُلِّ أمرٍ، و تَوَلَّنی تَوَلِّی عِنایَةٍ و مَحَبَّةٍ فی کلِّ حالٍ، برحمتک یا أرحَمَ الرّاحمین.»1

  • این دعا منسوب به حضرت مولی الموحّدین أمیرالمؤمنین علیه السّلام است و مرحوم حاج محمّد جعفر کبوترآهنگی او را شرح کرده است و به نام شرح دعای کبوترآهنگی معروف است. و نیز در صحیفه ثانیه علویّه وارد است.

  • ١٧ـ«أللهُمَّ‌ یا ذَا العَرشِ المَجید الکریم و المُلکِ القدیم و العَطاء العمیم...»

  • و این دعای مفصّلی است که حضرت آقای حَدّاد ـ روحی فداه ـ در بعض از

    1. ـ [جهت اطلاع بیشتر به مصادر این دعا به همین مجلّد، صفحۀ ١١٣ مراجعه شود. (محقّق)]

مطلع انوار ج4

105
  • قنوت‌های نماز قرائت می‌نمودند.1

  • دعایی برای عاقبت به خیر شدن

  • و مناسب است گاه و بی‎گاه و در قنوت‎های نماز خوانده شود و آن یازدهمین دعا از ادعیه صحیفه مبارکه سجّادیه است:

  • «یا مَن ذِکرُهُ شَرَفٌ لِلذّاکِرِینَ و یا مَن شُکرُهُ فَوزٌ لِلشّاکِرِینَ و یا مَن طاعَتُهُ نَجاةٌ لِلمُطِیعِینَ، صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ و آلِهِ، و اشغَلْ قُلوبَنا بِذِکرِکَ عَن کُلِّ ذِکرٍ، و ألسِنَتَنا بِشُکرِکَ عَن کُلِّ شُکرٍ، و جَوارِحَنا بِطاعَتِکَ عَن کُلِّ طاعَةٍ؛ فَإن قَدَّرتَ لَنا فَراغًا مِن شُغلٍ فَاجعَلهُ فَراغَ سَلامَةٍ لا تُدرِکُنا فِیهِ تَبِعَةٌ و لا تَلحَقُنا فِیهِ سَآمَةٌ، حَتَّی یَنصَرِفَ عَنّا کُتّابُ السَّیِّئاتِ بِصَحِیفَةٍ خالِیَةٍ مِن ذِکرِ سَیِّئاتِنا، و یَتَوَلَّی کُتّابُ الحَسَناتِ عَنّا مَسرورِینَ بِما کَتَبوا مِن حَسَناتِنا، و إذا انقَضَتْ أیّامُ حَیاتِنا و تَصَرَّمَتْ مُدَدُ أعمارِنا و استَحضَرَتْنا دَعوَتُکَ الَّتِی لا بُدَّ مِنها و مِن إجابَتِها؛ فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ و آلِهِ، و اجعَلْ خِتامَ ما تُحصِی عَلَینا کَتَبَةُ أعمالِنا تَوبَةً مَقبولَةً لا تُوقِفُنا بَعدَها عَلَی ذَنبٍ اجتَرَحناهُ و لا مَعصِیَةٍ اقتَرَفناها، و لا تَکشِفْ عَنّا سِترًا سَتَرتَهُ عَلَی رُءُوسِ الأشهادِ، یَومَ تَبلُوا أخبارَ عِبادِکَ؛ إنَّکَ رَحِیمٌ بِمَن دَعاکَ و مُستَجِیبٌ لِمَن ناداکَ»2و3

  • [دعایی عالیة المضمون از أمیرالمؤمنین علیه السّلام]

  • فی نهج ‌البلاغة، مجلّد ١، صفحة ٤٣٢:

    1. ـ جنگ ٦، ص ٨ الی ١٨.
    2. ـ الصحیفة السجادیة الکاملة، ص ٦٣.
    3. ـ جنگ ١٣، ص ٩.

مطلع انوار ج4

106
  • «و من دعائه کان یدعو به علیه ‌السّلام کثیرًا:

  • ”الحَمدُ لِلَّهِ الَّذی لَم یُصبِحْ بی مَیِّتًا و لا سَقیمًا، و لا مَضروبًا عَلَی عُروقی بِسوءٍ، و لا مأخوذًا بِأسوَءِ عَمَلی، و لا مَقطوعًا دابِری، و لا مُرتَدًّا عَن دینی، و لا مُنکِرًا لِرَبّی، و لا مُستَوحِشًا مِن إیمانی، و لا مُلتَبِسًا عَقلی، و لا مُعَذَّبًا بِعَذابِ الأُمَمِ مِن قَبلی، أصبَحتُ عَبدًا مَملوکًا ظالِمًا لِنَفسی، لَکَ الحُجَّةُ عَلَیَّ و لا حُجَّةَ لی، و لا أستَطیعُ أن آخُذَ إلّا ما أعطَیتَنی، و لا أتَّقِیَ إلّا ما وَقَیتَنی؛ اللَهُمَّ إنّی أعوذُ بِکَ أن أفتَقِرَ فی غِناکَ، أو أضِلَّ فی هُداکَ، أو اُضامَ فی سُلطانِکَ، أو اُضطَهَدَ و الأمرُ لَکَ؛ اللَهُمَّ اجعَل نَفسی أوَّلَ کَریمَةٍ تَنتَزِعُها مِن کَرائِمی، و أوَّلَ وَدیعَةٍ تَرتَجِعُها مِن وَدائِعِ نِعَمِکَ عِندی؛ اللَهُمَّ إنّا نَعوذُ بِکَ أن نَذهَبَ عَن قَولِکَ، أو أن نُفتَتَنَ عَن دینِکَ، أو تَتابَعَ بِنا أهواؤُنا دونَ الهُدَی الَّذی جاءَ مِن عِندِکَ.“»1و2

  • [دعای تعلیمی رسول خدا به أمیرالمؤمنین علیه السّلام: یا عماد من لا عماد له]

  • «یا عِمادَ مَن لا عِمادَ لَه، و یا ذُخرَ مَن لا ذُخرَ لَه، و یا سَنَدَ مَن لا سَنَدَ لَه، ‌و یا حِرزَ مَن لا حِرزَ لَه، و یا غیاثَ مَن لا غیاثَ لَه، ‌و یا کَریمَ العَفوِ، و یا حَسَنَ البَلاء، و یا عَظیمَ الرَّجاء، و یا عِزَّ الضُّعَفاء، و یا مُنقِذَ الغَرقَی، و یا مُنجِیَ الهَلکَی.

  • یا مُحسِنُ یا مُجمِلُ، یا مُنعِمُ یا مُفضِلُ، أنتَ الّذی سَجَدَ لَکَ سَوادُ اللیلِ و نورُ النّهارِ، و ضَوءُ القَمَرِ و شُعاعُ الشّمسِ، و دَوِیُّ الماء و حَفیفُ الشّجَرِ.

  • یا اللَهُ یا اللَهُ یا اللَهُ، أنتَ وَحدَکَ لا شَریکَ لَکَ.

    1. ـ نهج البلاغة (عبده)، ج ٢، ص ١٩٧.
    2. ـ جنگ ٥، ص ١٢٢.

مطلع انوار ج4

107
  • [ثم قل:] اللَهُمَّ افْعَل بی کَذا و کَذا.1»2و3

  • دعای قنوتیّه منسوب به أمیرالمؤمنین علیه السّلام

  • «أللهُمَّ نَوِّر ظاهِری بِطاعَتِکَ، و باطِنی بمَحَبَّتِکَ، و قَلبی بمَعرِفَتِکَ، و روحی بمُشاهَدَتِکَ، و سِرّی باتِّصالِ حَضرَتِکَ، یا ذا الجَلالِ و الإکرامِ.»4و5

  • [دعای قرائت شده در قنوت نمازهای آقای حدّاد، رضوان اللَه علیه]

  • حضرت آقای حاج سیّد هاشم حدّاد ـ روحی فداه ـ دعای زیر را که در صفحه ٣١٩ از کتاب دعای ضیاء الصّالحین است، در قنوت‌های نماز خود می‌خواندند:

  • «یا مَن أظهَرَ الجَمیلَ و سَتَرَ القَبیحَ، یا مَن لَم یُؤاخِذْ بالجَریرَةِ، یا مَن لَم یَهتِکِ السِّترَ، یا عَظیمَ العَفوِ، یا حَسَنَ التَّجاوُزِ، یا واسِعَ المَغفِرَةِ، یا باسِطَ الیَدَینِ بالرَّحمَةِ، إرحَمنی؛ یا صاحِبَ کلِّ نَجوَی، یا مُنتَهی کلِّ شَکوَی، یا مُفَرِّجَ کلِّ کُربَةِ، یا مُقیلَ العَثَراتِ، یا کریمَ الصَّفحِ، یا عَظیمَ العَفوِ، یا مُبتَدِئًا بالنِّعَمِ قَبلَ اسْتِحقاقِها، یا رَبَّاه، یا

    1. ـ الخصال، ج ٢، ص ٥١٠؛ بحارالأنوار، ج ٩٢، ص ١٥٥.
    2. ـ جنگ ٢، ص ٤٨.
    3. ـ [این دعای شریف در همین مجلّد ص ١٠٠تحت رقم ١٢ از دعاهایی که مناسب است انسان در قنوت بخواند با قدری اختلاف آمده است (محقّق)]
    4. ـ رساله لبّ اللباب، ص ١٢، تعلیقه ١ و ٢: «از جمله فقرات دعای منسوب به أمیرالمؤمنین علیه السّلام که حاج مولی جعفر کبوتر آهنگی آن را شرح کرده و در کتاب کوچک جیبی طبع شده است. ”خداوندا! ظاهرم را به طاعتت، و باطنم را به محبّتت، و قلبم را به شناختت، و روحم را به دیدارت، و سویدایم را به پیوستگی تامّ به حضرتت نور بخش، ای صاحب جلال و جمال‌.“»
    5. ـ جنگ ٦، ص ٨.

مطلع انوار ج4

108
  • سَیِّداه، یا غایَةَ رَغبَتاه، أَسئَلُکَ بِکَ و بِمحمّدٍ و فاطمةَ و الحسنِ و الحسینِ و الأئمّةِ المَعصومینَ علیهِمُ السّلام أن تُصَلِّیَ عَلی محمّدٍ و آلِه، و أسئَلُک یا اللَهُ أن لا تُشَوِّهَ خَلقی بالنّار و أن تَفعَلَ بی ما أنتَ أهلُه.»1

  • و آقای حدّاد به جای «و الأئمّةِ المَعصومینَ» می‌فرمودند:

  • «و علیِّ بنِ الحُسینِ و محمّدِ بنِ علیٍّ و جعفرِ بنِ محمّدٍ و موسَی بنِ جَعفرٍ و علیِّ بنِ موسَی و محمّدِ بنِ علیٍّ و علیِّ بنِ محمّدٍ و الحسنِ بنِ علیٍّ و المَهدِیِّ صاحبِ الزّمانِ

  • و سپس بقیّه دعا را قرائت می‌کردند.2

  • [دعای: یا مَن أظهَرَ الجَمیلَ و سَتَرَ القَبیحَ]

  • کیفیّت دعای فرج که حضرت بقیة اللَه عجّل اللَه تعالی فرجه الشریف برای خلاصی و رفع گرفتاری به أبی‌الحسین بن أبی‌البَغْل دستور داده‌اند:

  • دو رکعت نماز [خوانده] و سپس بخواند این دعا را:

  • «یا مَن أظهَرَ الجَمیلَ و سَتَرَ القَبیحَ، یا مَن لَم یُؤاخِذ بِالجَریرَةِ و لَم یَهتِکِ السِّترَ، یا عَظیمَ المَنِّ، یا کَریمَ الصَّفحِ، یا حَسَنَ التَّجاوُزِ، یا واسِعَ المَغفِرَةِ، یا باسِطَ الیَدَینِ بِالرَّحمَةِ، یا مُنتَهَی کُلِّ نَجوَی و یا غایَةَ کُلِّ شَکوَی، یا عَونَ کُلِّ مُستَعینٍ، یا مُبتَدِئًا بِالنِّعَمِ قَبلَ اسْتِحقاقِها، یا رَبّاهُ (ده مرتبه)، یا غایَةَ رَغبَتاهُ (ده مرتبه)، أسئَلُکَ بِحَقِّ هذِهِ الأسمآءِ و بِحَقِّ محمّدٍ و آلِهِ الطّاهِرینَ علَیهِمُ السّلام إلّا ما کَشَفتَ کَربی و نَفَّستَ هَمّی و فَرَّجتَ غَمّی و أصلَحتَ حالی.»

    1. ـ مصباح المتهجّد، ص ٧٠؛ البلد الأمین، ص ١٨.
    2. ـ جنگ ٦، ص ١٤٣ و ١٤٤.

مطلع انوار ج4

109
  • و سپس هرچه بخواهد دعا کند و حاجت خود را بطلبد، و سپس روی راست خود را بر زمین گذارد و صد مرتبه بگوید:

  • «یا محمّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا محمّدُ، إکفیانی فانَّکُما کافِیای و انصُرانِی فانّکُما ناصِرای.»

  • و طرف چپ صورت خود را بر زمین گذارد و صد مرتبه بگوید: «أدرِکنی» و می‌گوید: «الغَوثُ الغَوثُ الغَوثُ» تا نفس قطع شود؛ و بر‌می‌دارد سر خود را از زمین و خداوند حاجات او را برمی‌آورد إن شاء اللَه تعالی.1

  • دستور فوق در جلد ٢ منتهی‌الآمال، صفحه ٣١٢ مذکور است2.3

  • دعایی که مناسب است در سجده خوانده شود

  • «سَجَدَ لَکَ سَوادی و خَیالی و آمَنَ بِکَ فُؤادی، هذِه یَدایَ و ما جَنَیتُهُ علیَنَفسی، یا عظیمُ یُرجَی لِکُلِّ عظیمٍ إغفِرْ لِیَ العَظیمَ فإنَّه لا یَغفِرُ الذَّنبَ العَظیمَ إلّا الرَّبُّ العظیمُ.»

  • و این دعایی ‌است که حضرت رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم در شب نیمۀ شعبان در سجده خوانده‌اند، و در صفحه ١٦٩ از مفاتیح الجنان در اعمال شب نیمۀ شعبان مذکور است4.5

    1. ـ فرج المهموم، ص ٢٤٦؛ دلائل الإمامة، ص ٣٠٥؛ بحارالأنوار، ج ٨٨، ص ٣٤٩ و ج ٩٢، ص ٢٠٠.
    2. ـ منتهی الامال، ج ٣، ص ٢٠٤٩.
    3. ـ جنگ ٥، ص ١٧٤ و ١٧٥.
    4. ـ مصباح المتهجّد، ص ٨٤١، إقبال الأعمال، ج ٣، ص ٣٢٥.
    5. ـ جنگ ٦، ص ٨.

مطلع انوار ج4

110
  • [دعایی که مرحوم آقای حداد (ره) در سجده آخر نماز می‌خواندند]

  • حضرت آقای حدّاد ـ روحی فداه ـ دعای زیر را در سجدۀ آخر نماز می‌خواندند:

  • «یا اللَهُ یا اللَهُ یا اللَهُ، أَنتَ اللَهُ الَّذِی لا إله إلّا أنتَ وَحدَکَ لا شَریکَ لَک، تَجَبَّرتَ أن یَکونَ لَک وَلَدٌ، و تَعالَیتَ أن یَکونَ لَکَ شَریکٌ، و تَعَظَّمتَ أن یَکونَ لَکَ مُشِیرٌ، و تَقَهَّرتَ أن یَکونَ لَکَ ضِدٌّ، و تَکَبَّرتَ أن یَکوُنَ لَکَ وزیرٌ، یا اللَهُ یا اللَهُ یا اللَهُ، بِحَقِّ محمّدٍ و آلِ محمّدٍ إلّا فَرَّجتَ عَنّی.»1

  • [دستورالعمل توبه از رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم]

  • دستورالعمل برای توبه‌ای که حضرت رسول صلّی اللَه علیه و آله فرموده‌اند:

  • غسل کند، و وضو بگیرد، و چهار رکعت نماز بخواند، و در هر رکعت یک مرتبه سورۀ حمد، و سه مرتبه سورۀ توحید، و یک مرتبه مُعَوَّذَتَین بخواند، و بعد از نماز هفتاد مرتبه استغفار، و ختم به: «لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا باللَهِ العَلیِّ العَظیم» کند، و در بعض از نسخ وارد است پس از آن هفت مرتبه بگوید: «یا عَزیزُ یا غَفّارُ! اغْفِر ذُنوبِی و ذُنوبَ جَمیعِ المُؤمِنینَ و المُؤمِناتِ، فإنّهُ لا یَغفِرُ الذُّنوبَ إلّا أنتَ»،2و دعای توبۀ صحیفۀ کاملۀ سجّادیّه3 را بخواند؛ خداوند او را خواهد آمرزید.4

  • [ذکر شریف: یا هو، یا من لا هو إلاّ هو]

  • بحرالمعارف، صفحه ٣:

    1. ـ همان مصدر، ص ١٤٤.
    2. ـ الإقبال، ص ٣٠٨.
    3. ـ الصحیفة السجادیة الکاملة، دعای ٣١، ص ١٥٦.
    4. ـ جنگ ٣، ص ٦.

مطلع انوار ج4

111
  • «و فی عدّة الدّاعی عن الصّدوق بإسناده عن أمیرالمؤمنین علیه السّلام قال:

  • رَأیتُ الخِضرَ فی المَنامِ قَبلَ بَدرٍ بِلَیلَةٍ، فَقُلتُ لَهُ: عَلِّمنِی شَیئًا أنتَصِرُ بِه علَی الأعداءِ. فَقالَ: قُل: ”یا هُوَ، یا مَن لا هُوَ إلّا هُوَ“ فلَمّا أصبَحتُ قَصَصتُها علَی رَسولِ اللَهِ صلّی اللَه علَیهِ و آلِه؛ فَقالَ: یا علِیُّ! عُلِّمتَ الاسمَ الأعظَمَ. فَکانَ علَی لِسانی یَومَ بَدرٍ.

  • و إنّ أمیرالمؤمنین علیه السّلام قَرَأ ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾،1 فلَمّا فَرَغَ قالَ: ”یا هُوَ، یامَن لا هُوَ إلّا هُوَ، اِغْفِر لِی و انْصُرنِی علَی القَومِ الکافِرینَ‌.“»2و3

  • [دعای تعلیمی مرحوم قاضی به حاج شیخ عباس قوچانی رضوان اللَه علیهما]

  • دعایی است که مرحوم قاضی (ره) به آقای حاج شیخ عبّاس قوچانی ـ دامت برکاته ـ دستور داده‌اند:

  • «أللهُمَّ ارْزُقنی حُبَّکَ، و حُبَّ ما تُحِبُّه، و حُبَّ مَن یُحِبُّکَ، و العَمَلَ الّذی یُبَلِّغُنی إلی حُبِّکَ، و اجْعَل حُبَّکَ أحَبَّ الأشیاءِ إلَیَّ.4

    1. ـ سوره الإخلاص (١١٢) آیه ١.
    2. ـ بحرالمعارف، ص ٣؛ عدّة الدّاعی، ص ٢٧٨؛ بحارالأنوار، ج ‌٩٠، ص ٢٣٢.
    3. ـ جنگ ٣، ص ١١٤ الی ١١٦.
    4. ـ اللَه شناسی، ج ١، ص ٢٢٤ در تعلیقه، ذیل عبارت: «اللَهم أرنا الأشیاء کما هی» چنین آمده است: «از جمله فقرات دعایی است که در قنوت نمازهای فریضه و نافله خوانده می‌شود و اوّل فقره آن این است: اللَهُمَّ ارْزُقنی حُبَّکَ و حُبَّ ما تُحِبُّهُ و حُبَّ مَن یُحِبُّکَ و العَمَلَ الَّذی یُبَلِّغُنی إلَی حُبِّکَ و اجْعَلْ حُبَّکَ أحَبَّ الاشیَآءِ إلَیَّ. (همه این دعا را در بحر المعارف ص ٣٠٩ ـ قسمتی را از حضرت رسول و قسمتی را از أمیرالمؤمنین علیهما الصّلاة و السّلام ـ آورده است و نیز در مجموعه مطبوعه‌ای کوچک از حاج ملاّ محمّد جعفر کبودر آهنگی قسمتی از آن موجود است.) آیت عظمای حقّ مرحوم حاج میرزا سیّد علی آقا قاضی ـ تَغمَّده اللَه برضوانه ـ به شاگردان خود دستور می‌داده‌اند ^ ^ این دعا را در قنوت نمازهایشان بخوانند.»

مطلع انوار ج4

112
  • اللَهُمَّ نَوِّرْ ظاهِری بِطاعَتِکَ، و باطِنی بمَحَبَّتِکَ، و قَلبِی بمَعرِفَتِکَ، و روحی بمُشاهَدَتِکَ، و سِرّی بِاسْتِقلالِ اتّصالِ حَضرَتِکَ، یا ذَا الجَلالِ و الإکرامِ.1

  • اللَهُمَّ اجْعَل فی قَلبی نورًا، و فی سَمعی نورًا، و فی بَصَری نورًا، و فی لِسانی نورًا، و فی یَدَیَّ نورًا، و فی رِجلَیَّ نورًا، و فی جَمیعِ جَوارِحی نورًا، یا نورَ الأنوار.2

  • اللَهُمَّ أرِنی الأشیاءَ کَما هِیَ.3

  • اللَهُمَّ کُنْ وِجهَتی فی کُلِّ وَجهٍ، و مَقصَدی فی کُلِّ قَصدٍ، و غایَتی فی کُلِّ سَعیٍ، و مَلجَئی و مَلاذِی فی کُلِّ شِدَّةٍ و هَمٍّ، و وَکِیلی فی کُلِّ أمرٍ، و تَوَلَّنی تَولِّی عِنایَةٍ و مَحَبَّةٍ فی کُلِّ حالٍ؛ برَحمَتِکَ یا أرحَمَ الرّاحِمینَ.»4و5

  • دستور تکبیرات افتتاحیّه

  • بعد از اقامۀ نماز بگوید:

  • «أللهُمَّ رَبَّ هَذِه الدَّعوَةِ التّامَّةِ و الصّلَاةِ القائِمَةِ، بَلِّغ محمّدًا صلَّی اللَه علَیهِ و آلِهِ الدَّرَجَةَ و الوَسیلَةَ و الفَضلَ و الفَضیلَةَ، بِاللَهِ أستَفتِحُ و بِاللَهِ أستَنجِحُ، و بمحمّدٍ رَسولِ اللَهِ صلّی اللَه علَیهِ و علَیهِم أتَوَجَّهُ؛ اللَهُمَّ صَلِّ علَی محمّدٍ و آلِ محمّدٍ، و

    1. ـ لب اللباب، ص ١٢.
    2. ـ إقبال الأعمال، ص ٧٢؛ اللَه شناسی، ج ١، ص ٦٢، به نقل از رسالۀ عشق و عقل بوعلی سینا، با قدری اختلاف.
    3. ـ معادشناسی، ج ٥، ص ١٠٧.
    4. ـ [این دعای شریف در همین مجلّد ص ١٠٦ تحت رقم ١٦ از دعاهایی که مناسب است انسان در قنوت بخواند، و نیز در همین موسوعه، مجلّد دوم، ص ١١٣ و ١١٤، آمده است. (محقّق)]
    5. ـ جنگ ٣، ص ١١٨ و ١١٩.

مطلع انوار ج4

113
  • اجْعَلنِی بِهِم عِندَکَ وَجیهًا فی الدُّنیا و الآخِرَةِ و مِنَ المُقَرَّبینَ.»1

  • و قبل التّکبیرات یقول:

  • «أللهُمَّ إلَیکَ تَوَجَّهتُ، و مَرضاتَکَ ابتَغَیتُ، و بِکَ آمَنتُ، و علَیکَ تَوَکَّلتُ؛ صَلِّ علَی محمّدٍ و آلِ محمّدٍ، و افتَحْ قَلبِی لِذِکرِکَ و ثَبِّتنی علَی دینِکَ، و لا تُزِغْ قَلبِی بَعدَ إذ هَدَیتَنی، و هَب لی مِن لَدُنکَ رَحمَةً؛ إنّکَ أنتَ الوَهّابُ.»2

  • ثمّ یکبّر ثلاث تکبیرات، ثمّ یقول:

  • «أللهُمَّ أنتَ اللَهُ المَلِکُ الحَقُّ لا إلَهَ إلّا أنتَ، سُبحانَکَ إنّی ظَلَمتُ نَفسِی، فَاغفِرْ لِی ذَنبِی إنّهُ لا یَغفِرُ الذُّنوبَ إلّا أنتَ.»

  • ثمّ یأتی باثنتین و یقول:

  • «لَبَّیکَ و سَعدَیکَ، و الخَیرُ فی یَدَیکَ، و الشَّرُّ لَیسَ إلَیکَ، و المَهدِیُّ مَن هَدَیتَ، لا مَلجَأَ مِنکَ إلّا إلَیکَ، سُبحانَکَ و حَنانَیکَ، تَبارَکتَ و تَعالَیتَ، سُبحانَکَ رَبَّ البَیتِ.»

  • ثمّ یأتی باثنتین و یقول:

  • «وَجَّهتُ وَجهِیَ لِلَّذی فَطَرَ السَّمَاواتِ و الأَرضَ، عالِمِ الغَیبِ و الشَّهادَةِ، حَنیفًا مُسلِمًا و ما أنا مِن المُشرِکینَ؛ إنَّ صَلاتی و نُسُکی و مَحیایَ و مَماتی لِلّهِ رَبِّ العالَمینَ، لا شَریکَ لَهُ، و بِذلِکَ أُمِرتُ و أنا مِنَ المُسلِمینَ.»

  • ثُمَّ یَشرَعُ فی الاستعاذة و الحمد و السّورة.3

  • یستحبّ أن یقولَ بعد تکبیرة الإحرام:

    1. ـ مصباح المتهجد، ص ٣٠؛ مستدرک الوسائل، ج ٤، ص ١٢٣.
    2. ـ المصباح للکفعمی، ص ١٥؛ مستدرک الوسائل، ج ٤، ص ١٢٩.
    3. ـ مصباح المتهجد، ص ٣٦؛ مفتاح الفلاح، ص ٤٩؛ الکافی، ج ٣، ص ٣١٠؛ بحارالأنوار، ج ٩٢، ص ٢٤٠، با قدری اختلاف در مصادر مذکور.

مطلع انوار ج4

114
  • «یا مُحسِنُ قَد أَتاکَ المُسِی‌ءُ، و قَد أَمَرتَ المُحسِنَ أن یَتَجاوَزَ عَن المُسِی‌ءِ، أنتَ المُحسِنُ و أنا المُسِی‌ءُ، بحَقِّ محمّدٍ و آلِ محمّدٍ، صَلِّ علَی محمّدٍ و آلِ محمّدٍ، و تَجاوَزْ عَن قَبیحِ ما تَعلَمُ مِنّی.»1و2

  • [ذکر «یا حیُّ یا قیوم» بین نماز شفع و وتر]

  • آقای آقا سیّد محمّد حسن میرجهانی طباطبائی ـ دام عزّه ـ فرمودند که: [مصلّی در نافلۀ شب،] بین نماز شفع و وتر سیصد و شصت مرتبه بگوید: «یا حَیُّ یا قَیّومُ»؛ بدین قِسم که با یک نفس این ذکر را تکرار کند تا وقتی که بخواهد نفس قطع گردد، در این حال ذکر را به جملۀ: «برَحمَتِکَ استَغِیثُ» وقف کند، بعداً بگوید: «أللهُمَّ أحیِ قَلبِی» و سپس شروع کن به بقیّه ذکر، و به همین منوال بگوید تا سیصد و شصت مرتبه تمام شود.

  • دیگر آنکه فرمودند: در موقع خواب آیۀ نور ﴿ٱللَهُ نُورُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾ تا ﴿وَٱللَهُ يَرۡزُقُ مَن يَشَآءُ بِغَيۡرِ حِسَابٖ﴾3 قرائت شود.

  • أقول: ظاهراً مأخذ این ذکر از آقا محمّد بیدآبادی است؛ چنانچه در خزائن

    1. ـ المصباح المتهجد، ص ٣٠؛ مستدرک الوسائل، ج ٤، ص ١٤٣.
    2. ـ جنگ ٤، ص ١٩.
    3. ـ سوره النّور (٢٤) آیه ٣٥ الی ٣٨: ﴿ٱللَهُ نُورُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ مَثَلُ نُورِهِۦ كَمِشۡكَوٰةٖ فِيهَا مِصۡبَاحٌ ٱلۡمِصۡبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ ٱلزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوۡكَبٞ دُرِّيّٞ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٖ مُّبَٰرَكَةٖ زَيۡتُونَةٖ لَّا شَرۡقِيَّةٖ وَلَا غَرۡبِيَّةٖ يَكَادُ زَيۡتُهَا يُضِيٓءُ وَلَوۡ لَمۡ تَمۡسَسۡهُ نَارٞ نُّورٌ عَلَىٰ نُورٖ يَهۡدِي ٱللَهُ لِنُورِهِۦ مَن يَشَآءُ وَيَضۡرِبُ ٱللَهُ ٱلۡأَمۡثَٰلَ لِلنَّاسِ وَٱللَهُ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٞ * فِي بُيُوتٍ أَذِنَ ٱللَهُ أَن تُرۡفَعَ وَيُذۡكَرَ فِيهَا ٱسۡمُهُۥ يُسَبِّحُ لَهُۥ فِيهَا بِٱلۡغُدُوِّ وَٱلۡأٓصَالِ * رِجَالٞ لَّا تُلۡهِيهِمۡ تِجَٰرَةٞ وَلَا بَيۡعٌ عَن ذِكۡرِ ٱللَهِ وَإِقَامِ ٱلصَّلَوٰةِ وَإِيتَآءِ ٱلزَّكَوٰةِ يَخَافُونَ يَوۡمٗا تَتَقَلَّبُ فِيهِ ٱلۡقُلُوبُ وَٱلۡأَبۡصَٰرُ * لِيَجۡزِيَهُمُ ٱللَهُ أَحۡسَنَ مَا عَمِلُواْ وَيَزِيدَهُم مِّن فَضۡلِهِۦ وَٱللَهُ يَرۡزُقُ مَن يَشَآءُ بِغَيۡرِ حِسَابٖ﴾.

مطلع انوار ج4

115
  • نراقی، صفحه ٣٨٩ گوید:

  • [طریقه منقوله از آقا محمّد بیدآبادی در تصفیۀ قلب و سلوک سالک]

  • فائدة: طریقه منقوله از مرحوم مبرور زبدة العارفین، آقا محمّد بیدآبادی، در تصفیۀ قلب و سلوک سالک

  • مدّتی قبل از شروع در أربعین، در ایّام بیکاری مداومت نماید بر ذکر: «اللَهُ خاطِری و ناظِری»، و نوافل را با خشوع بجا آورد تا میل کلّی بهم رسد؛ بعد از آن شروع در أربعین نماید، و از حیوانی احتراز نماید، و نوافل را طُرّاً با خشوع تمام بجا آورد، و در بین نافلۀ شب و شفع، سیصد و شش مرتبه «یا حَیُّ یا قَیّوم» را متّصلاً تکرار نماید تا نفس قطع نشده، چون نفس قطع شود نفس کشیده بگوید: «برَحمَتِکَ أستَغِیثُ؛ اللَهُمَّ أحیِ قَلبِی»، و چون نفس را تازه کرد باز شروع کند به تکرار به نهج سابق تا تمام شود؛ بعد از آن به إتمام باقی نوافل پردازد و أربعین را بدین نهج تمام کند.

  • بعد از إتمام، شروع به آیۀ نور نماید در بامداد، و در هر نوری از أنوار پنج‌گانه متوسّل شود سرّاً به یکی از اصحاب کساء و آل عبا صلوات اللَه علیهم؛ در نور اوّل به نور اوّل، و در ثانی به ثانی و هکذا.

  • این عمل باعث حیات قلب (که عبارت از علم به مطالب کلیّه است) می‌شود؛ مکرّر به تجربه رسیده است.1 ـ انتهی.

  • آنچه از مرحوم آقا محمّد بیدآبادی نقل شده است همان تعداد سیصد و شش مرتبه است، و بنابراین آنچه از آقای میرجهانی در تعداد این ذکر نقل شد ظاهراً اشتباه است.2

  • نمازی که در آن حقیقة الوجود به خداوند اطلاق شده است

  • در کتاب مصباح المتهجّد شیخ طوسی، صفحه ٢٢٣ تا ٢٢٥، در ضمن أعمال

    1. ـ خزائن نراقی، ص ٤٧١.
    2. ـ جنگ ٤، ص ٢٠و ٢١.

مطلع انوار ج4

116
  • و نماز‌های وارد در روز جمعه وارد است:

  • «صلاةٌ اُخری: رَوَی محمّدُ بنُ داودِ بنِ کثیرٍ عن أبیه قال: دخلتُ عَلَی سیّدی أبی‌عبداللَه جعفرِ بن محمّدٍ الصّادق علیه السّلام، فرأیتُه یُصَلِّی، ثُمّ رأیتُه قَنَتَ فی الرَّکعة الثَّانیة فی قیامِه و رکوعه و سجوده، ثُمّ أقبَلَ بوجهه الکریم عَلَی اللَه؛ ثُمّ قال: ”یا داودُ هی رکعتان، و اللَهِ لایُصَلِّیهما أَحدٌ فیَرَی النَّارَ بعینه بعد ما یأتی فیهما ما أتیتُ.“ فلم أَبرَحْ من مکانی حتَّی عَلَّمَنی.

  • قال محمّد بن داود: فعلِّمنی یا أبَه کَمَا عَلَّمَک!

  • قال: إنّی لَأشفَقُ علیک أن تُضیِّعَ!

  • قلت: کلّا إن شاء‌ اللَه!

  • قال: إذا کان یومُ الجمعة قبلَ أَن تَزولَ الشَّمسُ فصلِّهما، و اقْرَءْ فی الرَّکعة الأُولَی فاتحةَ الکتاب و ﴿إِنَّآ أَنزَلۡنَٰهُ فِي لَيۡلَةِ ٱلۡقَدۡرِ﴾، و فی الثانیة فاتحةَ الکتاب و ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾، و تَستَفتِحهما بفاتحةِ [الکتاب] الصَّلاة؛ فإذا فرغتَ مِن ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾ فی الرَّکعة الثانیة فارفَعْ یدیک قبل أن تَرکعَ و قل:

  • ”إلهی إلهی إلهی، أسألُکَ راغبًا و أقصُدُکَ سائِلًا، واقفًا بین یَدَیکَ مُتَضِّرعًا إلیک، إن أقنَطَتنِی ذُنوبی نَشَّطَنی عَفوُک و إن أسکَتَنِی عَمَلِی أنطَقَنِی صَفحُک، فَصَلِّ علی محمّدٍ و أهلِ بَیتِه، و أسألُکَ العفوَ العفوَ.“

  • ثُمّ ترکَعُ و تفرَغُ من تسبیحک و قل:

  • ”هذا وقوفُ العائذِ بکَ [من النّار]، یا ربِّ أدعوکَ مُتَضَرِّعًا و راکعًا، متقرِّبًا إلیک بِالذِّلَّة خاشِعًا، فَلَستُ بأوّلِ مُنطِقٍ مِن حِشمَةٍ مُتَذَلِّلًا، أنتَ أحبُّ إلیَّ مولایَ، أنتَ أحبُّ إلیَّ.“

  • فإذا سجدتَ فابسُطْ یَدَیْک کطالبِ حاجةٍ و قل:

مطلع انوار ج4

117
  • ”سُبحانَ ربِّیَ الأَعلَی و بِحَمدِه؛ رَبِّ هذِهِ یَدایَ مَبسوطَتَان بینَ یَدَیْک، هذِهِ جَوامِعُ بَدَنی خاضعةٌ بِفِناءِک، و هذه أسبابی مُجتَمِعَةٌ لِعِبادَتِک، لا أدْری بِأیِّ نَعماءِکَ أقلِبُ و لا لِأَیِّها أقصِدُ، لِعبادَتِک أم لِمَسئَلَتِکَ أمِ الرَّغبةِ إلیک؟ فَامْلَأ قَلبِی خَشیَةً مِنک و اجْعَلنِی فِی کُلِّ حالاتِی لکَ قَصدی، أنتَ سَیِّدی فِی کِلّ مَکانٍ و إن حَجَبَتْ عَنک أعیُنُ النَّاظِرین إلَیکَ؛ أسألُکَ بِک إذ جَعَلتَ فِیَّ طَمَعًا فیک بِعَفوِک، أن تُصلِّیَ عَلَی محمّدٍ و آلِ محمّدٍ، و تَرحَمَ مَن یَسألُک و هُوَ مَن قَد عَلِمتَ بِکَمالِ عُیوبِه و ذُنوبِه، لم یَبسُطْ إلیکَ یَدَه إلّا ثِقَةً بک و لا لِسانَه إلّا فَرَحًا بک، فَارْحَمْ مَن کَثُرَ ذَنبُه عَلَی قِلَّتِه، و قَلَّتْ ذُنوبُه فی سَعَةِ عَفوِک، و جَرَّأنی جُرمِی و ذَنبِی بِما جَعَلتَ مِن طَمَعٍ إذا یَئِسَ الغَرورُ الجَهولُ مِن فَضلِک، أن تُصَلِّیَ عَلَی محمّدٍ و آلِ محمّدٍ و أسألُکَ لإخوانِی فِیکَ العفوَ العفوَ.“

  • ثُمّ تجلِسُ ثُمّ تسجُدُ الثَّانیة و قل:

  • ”یَا مَن هَدانِی إلیهِ، و دَلَّنی حقیقةُ الوُجودِ علیه، و سَاقَنی مِنَ الحِیرَةِ إلی مَعرِفَتِه، و بَصَّرَنی رُشْدی بِرَأفَتِه، صَلِّ عَلَی محمّدٍ و آل محمّدٍ و اقْبَلْنی عَبدًا و لاتَذَرْنِی فردًا، أنتَ أحَبُّ إلیَّ مَولَای، أنتَ أحَبُّ إلیَّ مَولایَ.“

  • ثُمّ قال: یا داودُ! واللَهِ لقد حَلَفَ لی علیهما جعفرُ بنُ محمّدٍ علیهما السّلام ـ و هو تُجَاهَ القِبلةِ ـ أنَّه لاینصرف أَحدٌ من بین یدِ ربّه تعالی إلّا مغفورًا، و إ‌ن کانت له حاجةٌ قضاها.»1و2

  • [دعای نور منقول از رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم]

  • دعای نور که رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم به حضرت فاطمه سلام اللَه

    1. ـ مصباح المجتهد، ص ٣٢٠.
    2. ـ جنگ ١٥، ص ٩.

مطلع انوار ج4

118
  • علیها تعلیم نموده و فرمودند: اگر می‌خواهی هرگز تو را تَب نگیرد بر قرائت آن مداومت کن:

  • «بِسمِ اللَهِ النّورِ، بِسمِ اللَهِ نورِ النّورِ، بِسمِ اللَهِ نورٌ عَلَی نور، بِسمِ اللَهِ الَّذی هُوَ مُدبِّرُ الأُمور، بِسمِ اللَهِ الَّذی خَلَقَ النّورَ مِنَ النّور، الحَمدُ لِلّهِ الَّذی خَلَقَ النّورَ مِنَ النّورِ، و أنزَلَ النّورَ عَلَی الطّورِ، فی کِتابٍ مَسطورٍ، فی رَقٍّ مَنشورٍ، بِقَدَرٍ مَقدورٍ، عَلَی نَبیٍّ مَحبورٍ، الحَمدُ لِلّه الَّذی هُوَ بِالعِزِّ مَذکورٌ، و بالفَخرِ مَشهورٌ، و عَلَی السَّرّاءِ و الضّرّاءِ مَشکورٌ، و صلّی اللَهُ عَلَی سیِّدِنا محمّدٍ و آلِه الطّاهِرین1

  • و این دعا در صفحه ٧ از مهج الدعوات مذکور است.

  • [دعایی برای روشنی چشم]

  • در منتهی الآمال، طبع رحلی اسلامیّه، جلد ١، صفحه ٩٩، گوید:

  • «شیخ ما در مستدرک فرموده که بعض معاصرین ما از اهل سنّت در کتاب خلاصة الکلام فی اُمراء البلد الحرام این دعا را از بعض عارفین نقل کرده:

  • ”أللهُمَّ ربَّ الکَعبةِ و بانیها و فاطمةَ و أبیها و بَعلِها و بَنیها نَوِّرْ بَصَری و بَصِیرَتِی و سِرّی و سَریرَتی“

  • و به تحقیق که به تجربه رسیده این دعا برای روشنی چشم؛ و هر که بخواند این دعا را در وقت سرمه کشیدن، حق تعالی نورانی کند چشم او را.»2و3

    1. ـ الدّعوات، قطب الدّین الرّاوندی، ص ٢٠٨؛ بحارالأنوار، ج ٨٣، ص ٣٢٣؛ منتهی الآمال، ج ١، ص ٣٣١.
    2. ـ مستدرک الوسائل، ج ١، ص ٤٤٦.
    3. ـ جنگ ٦، ص ٦.

مطلع انوار ج4

119
  • [مناجاتی از بایزید بسطامی]

  • «بارخدایا! تا کی میان من و تو، منی و توئی بود؟! منی از میان بردار تا منیّت من به تو باشد، تا من هیچ نباشم.

  • الهی! تا با توام بیشتر از همه‌ام، و تا با خودم، کمتر از همه‌ام.

  • الهی! مرا فقر و فاقه به تو رسانید و لطف تو آن را زایل نگردانید.

  • خدایا! مرا زاهدی نمی‌باید و قرّائی نمی‌باید و عالمی نمی‌باید؛ اگر مرا از اهل چیزی خواهی گردانید، از اهل شمّه‌ای از اسرار خود گردان و به درجۀ دوستان خود برسان.

  • الهی! ناز به تو کنم و از تو به تو رسم.

  • الهی! چه نیکوست واقعاتِ الهام تو بر خطرات دلها، و چه شیرین است روش اِفهام تو در راه غیب‌ها، و چه عظیم است حالتی که خلق کشف نتوانند کرد و زبانْ وصفِ آن نداند و این قصّه بر نیاید.

  • الهی! عجب نیست از آنکه من تو را دوست دارم و من بندۀ عاجز و ضعیف و محتاج، عجب آنکه تو مرا دوست داری و تو خداوند و پادشاه و مستغنی!

  • الهی که می‌ترسم اکنون و به تو چنین شادم، چگونه شادمان نباشم اگر ایمن گردم.»1و2

  • [دستور العملی برای پیدا کردن راه و عمل به وظیفه]

  • حضرت آقای حاج سیّد هادی روحانی فرمودند:

  • «به حضرت آیة اللَه حاج شیخ محمّد کوهستانی ـ رضوان اللَه علیه ـ عرض

    1. ـ تذکرة الاولیاء، طبع انتشارات صفی علیشاه، ص ١٧٩، تحت عنوان «مناجات بایزید».
    2. ـ‌ جنگ ٦، ص ٧.

مطلع انوار ج4

120
  • کردم که برای پیدا نمودن راه و عمل به وظیفه چه عملی انجام دهم؟

  • آن حضرت فرمودند: من عمل خاصّی در نظر ندارم و از جوانی خودم همۀ ادعیه را به قصد رجاء می‌خوانده‌ام، لیکن خواندن سورۀ «القارعه» در نمازها خوب است و دعای توسّل به حضرت موسی بن جعفر علیهما السّلام که در جنّات الخلود مذکور است خوب است.»ـ انتهی.

  • أقول: آن دعا این است: «أللهُمَّ إنّی أسَألک بِحَقِّ وَلیِّکَ موسَی بنِ جعفرٍ إلّا عافَیتَنی فی جَمیعِ جَوارِحی ما ظَهَرَ مِنها و ما بَطَنَ، و دَفَعتَ عَنّی جَمیعَ الآلامِ و الأسقامِ، یا جَوادُ یا کریمُ یا أرحَمَ الرّاحِمین.»1

  • صلوات خواجه نصیر الدّین طوسی

  • صلوات خواجه نصیر در مهمّات و گشایش کارها و رفع ملمّات بسیار مؤثّر است:

  • «أللهُمَّ صَلِّ و سَلِّمْ و زِدْ و بَارِکْ عَلَی صاحِبِ الدَّعوَةِ النَّبَوِیَّةِ، و الصَّولَةِ الحَیدَرِیّةِ و العِصمَةِ الفاطِمِیَّةِ، و الحِلمِ الحَسَنِیَّةِ، و الشَّجَاعَةِ الحُسَینِیَّةِ،‌ و العِبادَةِ‌ السَجَّادِیَّةِ، و المَآثِرِ البَاقِریّةِ، و الآثارِ الجَعفَرِیَّةِ، و العُلومِ الکاظمیَّةِ، و الحُجَجِ الرَّضَوِیَّةِ، و الجودِ التَّقَوِیَّةِ، و النَّقاوَةِ النَّقَوِیَّةِ، و الهَیبَةِ العَسکَرِیَّةِ، و الغَیبَةِ الإلهِیَّةِ؛ اللَهُمَّ عَجِّل فَرَجَهُ و سَهِّل مَخرَجَهُ و اجْعَلنَا مِن شِیعَتِهِ و أعوَانِهِ و أنصَارِهِ.»2

  • راجع به استحباب احیاء در چهار شب سال

  • · در مراقبات السّنة، صفحه ٢٣٨ فرموده است:

    1. ـ همان مصدر، ص ١١١.
    2. ـ جنگ ١٣، ص ١٠.

مطلع انوار ج4

121
  • «رُوِی عنِ الصّادقِ عن آبائِه علیهم السّلام: أنَّ علیًّا علیه السّلام کان یُعجِبُه أن یُفَرِّغَ [الرّجلُ] نفسَه أربعَ لیالٍ فی السَّنةِ، و هی أوّلُ لیلةٍ مِن رَجبٍ و لیلةُ النصفِ من شعبانَ و لیلةُ الفطر و لیلةُ الأضحَی.»1

  • · و در جلد ٢٠از بحارالأنوار، طبع کمپانی، صفحه ١٠٩ از قرب الإسناد، از بزاز، از أبی‌البخْتری، از حضرت صادق علیه السّلام، از پدرش، از أمیرالمؤمنین علیه السّلام روایت کرده است که:

  • «کانَ یُعجِبُه أن یُفَرِّغَ الرجّلُ أربعَ لیالٍ من السِّنَة: أوّلَ لیلةٍ مِن رَجَبٍ و لَیلةَ النَّحرِ و لَیلةَ الفِطرِ و لَیلةَ النّصفِ من شعبان2و3

  • صلواتی از محیی ‎الدّین عربی (ره)

  • «أللهُمَّ أفِضْ صِلَةَ صَلَوَاتِکَ و سَلامَةَ تَسلِیمَاتِکَ عَلَی أَوَّلِ التَّعَیُّناتِ المُفَاضَةِ مِنَ العِمَاءِ الرَّبَّانِیِّ و آخِرِ التَّنَزُّلاتِ المُضَافَةِ إلَی النَّوعِ الإنسانِیِّ، المُهَاجِرِ مِن مَکَّةَ، کانَ اللَهُ و لَم یَکُنْ مَعَهُ شَیءٌ ثَانِی، إلَی المَدِینَةِ، و هُوَ الآنَ عَلَی مَا کانَ.

  • مُحصِی عَوالِمِ الحَضَراتِ الخَمسِ فِی وُجودِهِ، ﴿وَكُلَّ شَيۡءٍ أَحۡصَيۡنَٰهُ فِيٓ إِمَامٖ مُّبِينٖ﴾.4

  • رَاحِمُ سَائِلِ اسْتِعدَادَاتِهَا بِنَدَی جودِهِ، ﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَٰكَ إِلَّا رَحۡمَةٗ لِّلۡعَٰلَمِينَ﴾.5

    1. ـ إقبال الأعمال، ج ٢، ص ١٨٩؛ مصباح المتهجّد، ص ٧٩٨.
    2. ـ قرب الإسناد، ص ٥٤؛ مصباح المتهجّد، ص ٦٤٨؛ بحارالأنوار؛ ج ٨٨، ص ١٢٨.
    3. ـ جنگ ٦، ص ١٥٨.
    4. ـ سوره یس (٣٦) ذیل آیه ١٢.
    5. ـ سوره الأنبیاء (٢١) آیه ١٠٧.

مطلع انوار ج4

122
  • سِرُّ الهُوِیَّةِ الَّتِی هِیَ فِی کُلِّ شَیءٍ سَارِیَةٌ و عَن کُلِّ شَیءٍ مُجَرَّدةٌ.

  • کَلِمَةُ الإسمِ الأعظَمِ الجَامِعِ بَینَ العُبودِیَّةِ و الرُّبوبِیَّةِ.

  • نُقطَةُ الوَحدَةِ بَین قَوسَیِ الأحدِیَّةِ و الوَاحِدِیَّةِ.»1

  • صلوات معروفه محیی ‌الدّین عربی (ره)

  • بِسمِ ‌اللَهِ الرَّحمَنِ الرَّحِیمِ

  • «الحَمدُ لِلَّهِ رَبِّ العَالَمِینَ حَمدًا أزَلِیًّا بِأبَدِیَّتِهِ، و أبَدِیًّا بِأزَلِیَّتِهِ، سَرمَدًا بِإطلاقِهِ، مُتَجَلِّیًا مَرَایا آفَاقِهِ، حَمدَ الحَامِدِینَ دَهرَ الدَّاهِرِینَ.

  • صَلَوَاتُ اللَهِ و مَلائِکَتِهِ و حَمَلَةِ عَرشِهِ و جَمِیعِ خَلقِهِ مِن أَرضِهِ و سَمَائِهِ عَلَی سِیِّدِنَا و نَبِیِّنَا أصلِ الوُجودِ و عَینِ الشَّاهِدِ و المَشهودِ، أَوَّلِ الأَوَائِلِ و أدَلِّ الدَلائِلِ و مَبدَإِ الأنوَارِ الأزَلِیِّ و مُنتَهَی العُروجِ الکَمَالِی، غَایَةِ الغَایَاتِ، المُتَعَیَّنِ بِالنَّشَئَاتِ، أبِ الأکوانِ بِفَاعِلِیَّتِهِ و أُمِّ الإمکانِ بِقَابِلِیَّتِه، المَثَلِ الأعلَی الإلـٰهِیِّ، هَیولیٰ العَوَالِمِ الغَیرِ المُتَنَاهِی، رُوحِ الأروَاحِ و نورِ الأشبَاحِ، خَالِقِ إصبَاحِ الغَیبِ، رَافِعِ ظُلمَةِ الرَّیبِ، مَحتَدِ التِّسعَةِ و التِّسعِینَ، رَحمَةً لِلعَالَمِینَ، سَیِّدِنَا فِی الوُجودِ، صَاحِبِ لِواءِ الحَمدِ و المَقَامِ المَحمودِ، المُبَرقَعِ بِالعِمَاءِ، حَبِیبِ ‎اللَهِ، محمّدٍ المُصطَفَی، صَلَّی ‎اللَهُ عَلَیهِ (و آلِهِ) و سَلَّمَ.

  • و عَلَی سِرِّ الأَسرَارِ و مَشرِقِ الأَنوَارِ، المُهَندِسِ فِی الغُیوبِ اللّاهوتِیَّةِ، السَّیَّاحِ فِی الفَیَافِی الجَبَروتِیَّةِ، المُصَوِّرِ لِلهَیولیٰ المَلَکوتِیَّةِ، الوَالِی لِلوِلایَةِ النَاسوتِیَّةِ، أُنموذَجِ

    1. ـ امام شناسی، ج ١٦، ص ٢٤١، تعلیقه: «جزو مجموعه‌ای از صلوات خاصّۀ محیی الدّین غیر از صلوات مشهوره. اصل مجموعه در کتاب بسیار کوچک بغلی با خطّی در أعلاترین درجه از حسن نستعلیق نزد حقیر موجود می‌باشد.»

مطلع انوار ج4

123
  • الوَاقِعِ، و شَخصِ الإطلاقِ المُنطَبِعِ فِی مَرَایَا الأَنفُسِ و الآفَاقِ، سِرِّ الأنبِیَاءِ و المُرسَلِینَ، سَیِّدِ الأَوصِیَاءِ و الصِّدِّیقِینَ، صورَةِ الأَمَانَةِ الإلـٰهِیَّةِ، مَادَّةِ العُلومِ الغَیرِ المُتَنَاهِیَةِ، الظَّاهِرِ بِالبُرهَانِ، البَاطِنِ بِالقُدرَةِ و الشَّأنِ، بَسمَلَةِ کِتَابِ المَوجودِ، فَاتِحَةِ مُصحَفِ الوُجودِ، حَقِیقَةِ النُقطَةِ البَائِیَّةِ، المُتَحَقِّقِ بِالمَرَاتِبِ الإنسَانِیَّةِ، حَیدَرِ آجَامِ الإبدَاعِ، الکَرَّارِ فِی مَعَارِکِ الإختِرَاعِ، السِّرِّ الجَلِیِّ و النَّجمِ الثَّاقِبِ، عَلِیِّ بنِ أبی‌طالب، عَلَیهِ الصَّلَاةُ و السَّلامُ.

  • و عَلَی الجَوهَرَةِ القُدسِیَّةِ فِی تَعَیُّنِ الإنسِیَّهِ، صورَةِ النَّفسِ الکُلِّیَّةِ، جَوَادِ العَالَمِ العَقلِیَّةِ، بَضعَةِ الحَقِیقَةِ النَّبَوِیَّةِ، مَطلَعِ الأَنوَارِ العَلَوِیَّةِ، عَینِ عُیونِ الأَسرَارِ الفَاطِمِیَّةِ، النَّاجِیَةِ المُنجِیَةِ لِمُحِبِّیهَا عَنِ النَّارِ، ثَمَرةِ شَجَرَةِ الیَقِینِ، سَیِّدَةِ نِسَآءِ العالَمِینَ، المَعروفَةِ بِالقَدرِ، المَجهولَةِ بِالقَبرِ، قُرَّةِ عَینِ الرَّسولِ، الزَّهرَاءِ البَتولِ، عَلَیهَا ‎الصَّلاةُ و السَّلامُ.

  • و عَلَی الثَّانِی مِن شُروطِ لا إلَهَ إلّا اللَهُ، رَیحَانَةِ محمّدٍ رَسولِ ‌اللَهِ، رَابِعِ الخَمسَةِ العَبَائِیَّةِ، عَارِفِ الأَسرَارِ العِمَائِیَّةِ،‌ مَوضِعِ سِرِّ الرَّسولِ، حَاوِی کُلِّیَّاتِ الأُصولِ، حافِظِ ‌الدِّینِ، و عَیبَةِ العِلمِ، و مَعدَنِ الفَضَائِلِ، و بَابِ السِّلمِ، و کَهفِ المَعَارِفِ، و عَینِ الشُّهودِ، رُوحِ المَرَاتِبِ و قَلبِ الوُجودِ، فِهرِسِ العُلومِ اللَّدُنِّی، لُؤْلُؤِ صَدَفِ أنتَ مِنِّی، النّورِ اللّامِعِ مِن شَجَرَةِ الأَیمَنِ، جَامِعِ الکَمَالَینِ، أبِی‌محمّدٍ الحَسَنِ، عَلَیهِ الصَّلَاةُ و السَّلامُ.

  • و عَلَی المُتَوَحِّدِ بِالهِمَّةِ العُلیَا، المُتَوَسِّدِ بِالشُّهودِ و الرِّضَا، مَرکَزِ عَالَمِ الوُجودِ، سِرِّ الوَاجِدِ و المَوجودِ، شَخصِ العِرفَانِ، عَینِ العَیَانِ، نورِ اللَه و سِرِّهِ الأَتَمِّ، المُتَحَقِّقِ بِالکَمَالِ الأَعظَمِ، نُقطَةِ دَائِرَةِ الأَزَلِ و الأَبَدِ، المُتَشَخِّصِ بِأَلِفِ الأَحَدِ، فَاتِحَةِ کِتَابِ الشَّهاَدَةِ، وَالِی وِلایَةِ السِّیَادَةِ الأحَدِیَّةِ، الجَمعِ الوُجودِیّ، الحَقِیقَةِ الکُلِّیَّةِ الشُهودِیّ، کَهفِ الإمَامَةِ، صَاحِبِ العَلامَةِ، کَفِیلِ الدِّینِ، الوَارِثِ لِخُصوصِیَّاتِ سَیِّدِ المُرسَلِینَ،

مطلع انوار ج4

124
  • الخَارِجِ عَن مُحیطِ الأینِ و الوُجود، إنسانِ العَینِ، لُغَزِ الإنشَاءِ، مَضمونِ الإبدَاعِ، مُذَوِّقِ الأذوَاقِ و مُشَوِّقِ الأَشوَاقِ، مَطلَبِ المُحِبِّینَ و مَقصَدِ العُشَّاقِ، المُقَدَّسِ عَن کُلِّ الشَّینِ، أبِی‌عَبدِاللَهِ الحُسَینِ صَلَوَاتُ اللَهِ و سَلامُهُ عَلَیهِ.

  • و عَلَی آدَمِ أهلِ ‎البَیتِ، المُنَزَّهِ عَن کَیتَ و مَا کَیتَ، رُوحِ جَسَدِ الإمَامَةِ، شَمسِ الشَّهَامَةِ، مَضمونِ کِتَابِ الإبدَاعِ، حَلِّ تَعمِیَةِ الإختِرَاعِ، سِرِّ اللَهِ فِی الوُجودِ، إنسَانِ عَینِ الشُّهودِ، خَازِنِ کُنوزِ الغَیبِ، مَطلَعِ نورِ الإیمَانِ، کَاشِفِ مَستورِ العِرفَانِ، الحُجَّةِ القَاطِعَةِ، و الدُّرَّةِ اللّامِعَةِ، ثَمَرَةِ شَجَرَةِ‌ طوبیٰ القُدسِیَّةِ، أزَلِ الغَیبِ و أبَدِ الشَّهَادَةِ، السِرِّ الکُلِّ فِی سِرِّ العِبَادَةِ، وَتَدِ الأَوتَادِ و زَینِ العُبَّادِ، إمَامَ العَالَمِینَ و مَجمَعِ البَحرَینِ، زَینِ‎العَابِدِینَ عَلِیّ بِن الحُسَینِ علیه السّلام.

  • و عَلَی بَاقِرِ العُلومِ، شَخصِ العِلمِ و المَعلومِ، نَاطِقَةِ الوُجودِ، ضَرغَامِ آجَامِ المَعَارِفِ، المُنکَشِفِ لِکُلِّ کَاشِفٍ، الحَیَاة السَّارِیَةِ فِی المَجَارِی، النّورِ المُنبَسِطِ عَلَی الدَّرَارِی، حَافِظِ مَعَارِجِ الیَقِینِ، وَارِثِ عُلومِ المُرسَلِینَ، حَقِیقَةِ الحَقَائِقِ الظُّهورِیَّةِ، دَقِیقَةِ الدَّقَائِقِ النّورِیَّةِ، الفُلکِ الجارِیَّةِ فِی اللُّجَجِ الغَامِرَةِ، المُحِیطِ عِلمُهُ بِالزُّبُرِ الغَابِرَةِ، النَّبَإِ العَظِیمِ و الصِّرَاطِ المُستَقیمِ، المُستَنَدِ لِکُلِّ وَلِیٍّ، مُحَمَّد بنِ عَلِیٍّ علیه ‌السّلام.

  • و عَلَی أُستَادِ العَالَمِ و سَنَدِ الوُجودِ، مُرتَقَی المَعَارِجِ و مُنتَهَی الصُّعودِ، البَحرِ المَوَّاجِ الأزَلِیِّ و السِّرَاجِ الوَهَّاجِ الأَبَدِیّ، نَاقِدِ خَزَائِنِ المَعَارِفِ و العُلومِ، مَحتِدِ العُقولِ و نَهَایَةِ الفُهومِ، عَالِمِ الأسمَاءِ، دَلِیلِ طُرُقِ السَّمَاءِ، الکَونِ الجَامِعِ الحَقِیقِیِّ و العُروَةِ الوُثقَی الوَثِیقِیِّ، بَرزَخِ البَرازِخِ و جَامِعِ الأَضدَادِ، نورِ اللَهِ بِالهِدَایَةِ و الإرشَادِ، المُستَمِعِ القُرآنِ مِن قَائِلِهِ، الکَاشِفِ لأسرَارِهِ و مَسَائِلِهِ، مَطلَعِ الشَّمسِ الأبَدِ، جَعفَرِ بنِ محمّدٍ، عَلَیهِ صَلَوَاتُ اللَهِ المَلَکِ الأحَدِ.

مطلع انوار ج4

125
  • و عَلَی شَجَرَةِ الطّورِ، و الکِتابِ المَسطورِ، و البَیتِ المَعمورِ، و السِّرِ المَستورِ، و آیَةِ النّورِ، کَلِیمِ أَیمَنِ الإمَامَةِ، مَنشَإِ الشَّرَفِ و الکَرَامَةِ، نورِ مِصبَاحِ الأروَاحِ، جَلاءِ زُجَاجَةِ الأشبَاحِ، مَاءِ التَّخمِیرِ الأربَعِینَ، غَایَةِ مِعرَاجِ الیَقِینِ، إکسِیرِ فِلزَّاتِ العُرَفَاءِ، مِعیَارِ نُقودِ الأصفِیَاءِ، مَرکَزِ الأئمَّةِ العَلَوِیَّةِ، مِحوَرِ الفَلَکِ المُصطَفَوِیَّةِ، الآمِرِ لِلصُّوَرِ و الأشکَالِ بِقَبولِ الإصطِبَارِ و الانتِقَالِ، النّورِ الأنوَرِ، موسَی بنِ جَعفَرٍ، عَلَیهِ صَلوَاتُ العَلِیِّ الأکبَرِ.

  • و عَلَی سِرِّ الإلَهِیِّ و الرَّائِی لِلحَقائِقِ کَمَا هِیَ، النّورِ اللّاهوتِیّ و الإنسَانِ الجَبَروتِیّ، و الأصلِ المَلَکوتِیّ و العَالَمِ النّاسوتِیّ، مِصداقِ العِلمِ المُطلَقِ و الشَّاهِدِ الغَیبِی المُحَقَّقِ، رُوحِ الأَرواحِ، حَیَاة الأَشبَاحِ، هِندِسَةِ المَوجودِ، السَّیَّارِ فِی نَشأةِ الوُجودِ، کَهفِ النُّفوسِ القُدسِیَّةِ، غَوثِ الأقطابِ الإنسِیَّةِ، الحُجَّةِ القَاطِعَةِ الرَّبَّانِیَّةِ، مُحَقِّقِ الحَقائِقِ الإمکَانِیَّةِ، أزَلِ الأبَدِیَّاتِ و أبَدِ الأزَلِیَّاتِ، الکَنزِ الغَیبِیّ و الکِتَابِ اللّارَیبِی، قُرآنِ المُجمَلاتِ الأحَدِیَّةِ، فُرقَانِ المُفَصَّلاتِ الواحِدِیَّةِ، أُمِّ الوَرَی، بَدرِ الدُّجَی، عَلِیِّ بنِ موسَی الرِّضَا، عَلَیهِ و عَلَی آبَائِهِ الصَّلاةُ و السَّلامُ.

  • و عَلَی بَابِ ‎اللَهِ المَفتوحِ و کِتَابِهِ المَشروحِ، مَاهِیَّةِ‌ المَاهِیَّاتِ، مُطلَقِ المُقَیَّدَاتِ، سِرِّ السِّرِّیَّاتِ المَوجودِ و ظِلِّ ‎اللَهِ المَمدودِ، المُنطَب‍ِ‍عِ فِی مِرآتِ العِرفَانِ، المُنقَطِعِ مِن نَیلِهِ حَبلُ الوِجدَانِ، غَوَّاصِ بَحرِ القِدَمِ، مَهبِطِ الفَضلِ و الکَرَمِ، حَامِلِ سِرِّ الرَّسولِ، مُهَندِسِ الأروَاحِ و العُقولِ، أدِیبِ مَعلَمَةِ‌ الأسمَاءِ‌ و الشُّئونِ، قَهرَمَانِ الکَافِ و النّونِ، غَایَةِ الظُّهورِ و الإیجَادِ، محمّدِ بنِ عَلِیٍّ الجَوَادِ، عَلَیهِ الصَّلاةُ و السَّلامُ.

  • و عَلَی الدَّاعِی إلَی الحَقِّ أمِینِ ‎اللَهِ عَلَی الخَلقِ، لِسانِ الصِّدقِ، بَابِ السِّلمِ، أصلِ المَعَارِفِ و عَینِ مَنبَتِ العِلمِ، مُنجِی أربَابِ المُعَاداتِ، مُنقِذِ أصحَابِ

مطلع انوار ج4

126
  • الضَّلالاتِ و البِدَعَاتِ، عَینِ الإبدَاعِ، أُنموذَجِ أَصلِ الإختِرَاعِ، مُهجَةِ ‌الکَونَینِ و مَحجَّة‌ِ الثَّقَلَینِ، مِفتَاحِ الخَزَائِنِ الوُجوبِ، حَافِظِ مَکَامِنِ الغُیوبِ، طَیَّارِ جَوِّ الأزَلِ و الأبَدِ، عَلِیِّ بنِ محمّدٍ، صَلَوَاتُ ‎اللَهِ عَلَیهِ.

  • و عَلَی البَحرِ الزَّاخِرِ، زَینِ المَفَاخِرِ، الشَّاهِدِ لأربَابِ الشُّهودِ، الحُجَّةِ عَلَی ذَوِی الجُحودِ، مُعَرِّفِ حُدودِ حَقَائِقِ الرَّبَّانِیَّةِ، مُنَوِّعِ أَجنَاسِ العَالَمِ السُّبحَانِیَّةِ، عَنقَاءِ قَافِ القِدَمِ العَالِی عَن مَرقَاةِ الهِمَمِ، وِعَاءِ الأَمَانَةِ، مُحِیطِ الإمَامَةِ، مَطلَعِ الأَنوَارِ المُصطَفَویِّ، الحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ العَسکَرِیِ، عَلَیهِ صَلَوَاتُ اللَهِ المَلِکِ الأکبَرِ.

  • و عَلَی سِرِّ الأَسرَارِ العَلِیَّةِ و خَفِیِّ الأروَاحِ القُدسِیَّةِ، مِعرَاجِ العُقولِ، مَوصِلِ الأُصولِ، قُطبِ رِحَی الوُجودِ، مَرکَزِ دَائِرَةِ الشُّهودِ، کَمَالِ النَّشأةِ و مَنشَإِ الکَمَالِ، جَمَالِ الجَمِیعِ و مَجمَعِ الجَمَالِ، الوُجودِ المَعلومِ و العِلمِ الوُجودِ، المَائِلِ نَحوَهُ، الثَّابِتُ فِی الوَلوُد، المَحاذِی لِلمِرآتِ المُصطَفَوِیَّةِ، المُتَحَقِّقِ بِالأسرَارِ المُرتَضَوِیَّةِ، المُتَرَشِّحِ بِالأنوَارِ الإلَهِیَّةِ، المُرَبِّی بِالأَستَارِ الرُّبوبِیَّةِ، فَیَّاضِ الحَقَائِقِ بِوُجودِهِ، قَسَّامِ الدَّقَائِقِ بِشُهودِهِ، الإسمِ الأعظَمِ الإلهِٰیِّ، الحَاوِی لِلنَّشَئاتِ الغَیرِ المُتَنَاهِی، غَوَّاصِ الیَمِّ الرَّحمَانِیَّةِ، مُسلِکِ الآلاءِ الرَّحِیمِیَّةِ، طورِ تَجَلِّی اللّاهوتِیِّةِ، نَارِ شَجَرَةِ النَّاسوتِیَّةِ، نَاموسِ اللَهِ الأکبَرِ، غَایَةِ البَشَرِ، أبی‌الوَقتِ، مَولَی الزَّمَانِ الَّذِی هُوَ لِلحَقِّ أمَانٌ، نَاظِمِ مَنَاظِمِ السِّرِّ و العَلَنِ، أبِی‌القَاسِمِ محمّدِ بنِ الحَسَنِ، عَلَیهِ الصَلَاةُ و السَّلامُ.»1و2

    1. ـ این صلوات محیی الدّین با مجموعه‎ای از رساله‎های مختصر دیگر، در آخر کتاب تمهید القواعد ابن ترکه به طبع سنگی طبع شده است؛ و مرحوم ملا صالح خلخالی آن را شرح [نموده] و در [کتابی] به قطع جیبی طبع سنگی شده و به نام مناقب محیی الدّین معروف است.
    2. ـ جنگ ١٣، ص ١٠الی ١٥.

مطلع انوار ج4

127
  • [دعا هنگام عزم بر سفر و دفع مرض و رفع گرفتاری]

  • آقای حاج میرزا محمّدرضا مجاهد، (خاله‌زادۀ پدر حقیر، که زوجه ایشان نوۀ مرحوم آیة ‌الحق و سند العرفان، آخوند مولی حسینقلی همدانی ـ أعلی ‌اللَه درجته ـ می‌باشد) از مرحوم حاج شیخ محمّد همدانی (نوه مرحوم آخوند)، از زبان خود مرحوم آخوند نقل کردند که:

  • در هنگام عزم بر سفر و دفع مرض و یا گرفتاری دیگری هفت بار بگوید:

  • ”یا حافظًا لا یَنسَی، یا مَن نِعَمُهُ لا تُحصَی، أنتَ قُلتَ و قَولُکَ الحَقُّ: ﴿إِنَّا نَحۡنُ نَزَّلۡنَا ٱلذِّكۡرَ وَإِنَّا لَهُۥ لَحَٰفِظُونَ﴾ “.1

  • مرحوم حاج شیخ محمّد همدانی فرزند مرحوم آقا شیخ علی و ایشان فرزند آخوند هستند، و اهل ‌بیت آقای مجاهد (مخدّره ... همدانی)، بنت آقای شیخ علی هستند.2

  • دعای حضرت سجّاد علیه ‌السّلام «و حُبّی لک شَفیعی إلیک»

  • حضرت سجّاد علیه ‌السّلام در دعای ابوحمزه ثمالی به درگاه حضرت رب العزّة عرضه می‌دارد:

  • «مَعرِفَتِی یا مَولایَ دَلِیلِی عَلَیکَ، و حُبِّی لَکَ شَفِیعِی إلَیکَ، و أنا واثِقٌ مِن دَلِیلِی بِدَلالَتِکَ و ساکِنٌ مِن شَفِیعِی إلیٰ شَفاعَتِکَ.»3 (مفاتیح الجنان، صفحه ١٨٧)

  • و ایضاً در آخر دعا عرضه می‌دارد:

  • «أللهُمَّ إنِّی أَسأَلُکَ إیمانًا تُباشِرُ بِهِ قَلبِی، و یَقِینًا حَتَّی أعلَمَ أنَّهُ لَن یُصِیبَنِی إلّا ما

    1. ـ سوره الحجر (١٥) آیه ٩.
    2. ـ‌ جنگ ١٣، ص ٥٤.
    3. ـ إقبال الأعمال، ج ١، ص ١٥٩.

مطلع انوار ج4

128
  • کَتَبتَ لِی، و رَضِّنِی مِنَ العَیشِ بِما قَسَمتَ لِی یا أرحَمَ الرّاحِمِینَ.»1(مفاتیح الجنان، صفحه ١٩٨)2

  • [تسبیحات روزمرّه]

  • شخصی می‌فرمود: در مفاتیح ‌الجنان وارد است که در هر روز، در اوّل روز و آخر روز، سه مرتبه این تسبیح خوانده شود:

  • «سُبحَانَ اللَهِ مِلءَ المِیزَانِ، و مُنتَهَی الحِلمِ، و مَبلَغَ الرِّضَا، و زِنَةَ العَرشِ.3»4

  • [حرزی که به خطّ أمیرالمؤمنین علیه السّلام مرقوم شده است]

  • در روی کاغذی خطّی دیدم که چنین نوشته بود:

    1. ـ همان مصدر، ص ١٧٥.
    2. ـ ‌جنگ ١٣، ص ٨٩.
    3. ـ المجتنی من دعاء المجتبی، ص ٣٨؛ بحارالأنوار ج ٨٣، ص ١٦١؛ و در الباقیات الصالحات (حاشیه مفاتیح الجنان)، بخش ذکر تسبیحات مختصّه به نماز صبح این چنین آمده است:
      «در بلد الأمین از حضرت أمیرالمؤمنین علیه السّلام روایت کرده است که حضرت رسول صلّی اللَه علیه و آله فرمود: هر که خواهد خدا در أجل او تأخیر کند و او را بر دشمنان یاری دهد و از مرگ‌های بد او را نگاه دارد باید که هر بامداد و پسین بر این دعا مداومت نماید؛ سه مرتبه بگوید: ”سُبحانَ اللَه مِلءَ المیزانِ و مُنتَهی العِلمِ و مَبلَغَ الرِّضا و زِنَةَ العرشِ و سَعَة الکُرسیِّ“ و سه مرتبه بگوید: ”الحمدُ لِلَّه مِلءَ المیزان و مُنتَهی العِلمِ و مَبلَغَ الرِّضا و زِنَةَ العرشِ و سَعَة الکُرسیِّ“ و سه مرتبه بگوید: ”لاإله إلّا اللَهُ ملءَ المیزان و مُنتَهی العِلمِ و مَبلَغَ الرِّضا و زِنَةَ العرشِ و سَعَة الکُرسیِّ“ و سه مرتبه بگوید: ”اللَهُ اکبرُ ملءَ المیزان و مُنتَهی العِلمِ و مَبلَغَ الرِّضا و زِنَةَ العرشِ و سَعَة الکُرسیِّ.“»*
      *ـ البلد الأمین، ص ٥١.
    4. ـ جنگ ٥، ص ١٠١.

مطلع انوار ج4

129
  • «به خط مولا أمیرالمؤمنین علیه السّلام مرقوم رفته که: [این] دعا مشتمل بر اسم اعظم است. به برکت این دعا در پناه حقّ متعال مصون است از هر بلا و شرّی؛ و آن دعا این است:

  • ”بِسمِ اللَهِ الرَّحمَنِ الرَّحیمِ؛ تَحَصَّنتُ بِالمَلِکِ الحَیِّ الَّذِی لا یَموتُ، و اعتَصَمتُ بِذِی العِزَّةِ و العَدلِ و الجَبَروتِ، و استَعَنتُ بِذِی العَظَمَةِ و القُدرَةِ و المَلَکوتِ مِن کُلِّ ما أَخافُهُ و أَحذُرُهُ.“»1و2

  • [باید طلب عافیت کرد نه طلب خیر مطلق]

  • و در دعای ثالث و عشرون صحیفه که دعای عافیت است، وارد است که:

  • «[أللهُمَّ صَلِّ عَلَی محمّدٍ و آلِهِ]، و أَلبِسنِی عَافِیَتَکَ، و جَلِّلنِی عَافِیَتَکَ، و حَصِّنِّی بِعَافِیَتِکَ، و أکرِمنِی بِعَافِیَتِکَ، و أغنِنِی بِعَافِیَتِکَ، و تَصَدَّق عَلَیَّ بِعَافِیَتِکَ، و هَب لِی عَافِیَتَکَ، و أَفرِشنِی عَافِیَتَکَ، و أَصلِحْ لِی عَافِیَتَکَ، و لا تُفَرِّق بَینِی و بَینَ عَافِیَتِکَ فِی الدُّنیَا و الآخِرَةِ؛ اللَهُمَّ صَلِّ عَلَی محمّدٍ و آلِهِ، و عَافِنِی عَافِیَةً کافِیَةً شَافِیَةً عَالِیَةً نَامِیَةً، عَافِیَةً تُوَلِّدُ فی بَدَنِی العَافِیَةَ، عَافِیَةَ الدُّنیَا و الآخِرَةِ؛ و امْنُن عَلَیَّ بِالصِّحَّةِ و الأَمنِ و السَّلامَةِ فی دِینِی و بَدَنِی، و البَصِیرَةِ فی قَلبِی، و النَّفَاذِ فی أُمورِی، و الخَشیَةِ لَکَ، و الخَوفِ مِنکَ، و القُوّةِ عَلَی ما أمَرتَنِی بِهِ مِن طَاعَتِکَ، و الإجتِنَابِ لِما نَهَیتَنِی عَنهُ مِن مَعصِیَتِکَ.» ـالدعاء.3

    1. ـ از ادعیه صحیفۀ ثانیۀ علویّه، طبع سنگی، ص ٧٥: «و کان من دعائه علیه السّلام عند کلِّ نازلة أو شدّةٍ»؛ روح مجرد، ص ٢١.
    2. ـ جنگ ٥، ص ١٥٩.
    3. ـ الصحیفة السجادیة الکاملة، ص ١١٢.

مطلع انوار ج4

130
  • و شعرانی در تعلیقۀ صفحه ٨٦ تا ٨٨ مطالب مفیدی بیان داشته است در اینکه انسان باید پیوسته طلب عافیت کند، نه خیر مطلق را؛ زیرا چه بسا خیر هست و عافیت نیست.

  • [لک یا إلهی وحدانیّةُ العددِ، و ملکةُ القُدرةِ الصَّمد]

  • و در ضمن دعای الثامن و العشرون از صحیفه وارد است که:

  • «لَکَ یَا إلَهِی وحدَانِیَّةُ العَدَدِ، و مَلَکَةُ القُدرَةِ الصَّمَد.»1

  • [دلالت جملۀ «ضَلَّت فیکَ الصِّفاتُ» بر فنای صفات و أسماء در ذات اقدس او]

  • در صحیفه در ضمن دعای الثانی و الثلاثون: «أللهُمَّ یَا ذَا المُلکِ المُتَأبَّدِ بِالخُلود» وارد است که: «ضَلَّت فِیکَ الصِّفَاتُ، و تَفَسَّخَت دونَکَ النُّعوتُ، و حَارَت فی کِبرِیَائِکَ لَطَائِفُ الأوهامِ.»2

  • جملۀ «ضَلَّت فِیکَ الصِّفَاتُ» دلالت بر فنای صفات و أسماء در ذات اقدس او دارد.

  • [و ألهِمنا الإنقیادَ لِما أورَدتَ علینا مِن مشیّتک]

  • در صحیفه در ضمن دعای استخاره که دعای سی و سوّم است وارد است که:

  • «و ألهِمنَا الإنقِیَادَ لِما أَورَدتَ عَلَینَا مِن مَشِیَّتِکَ، حَتَّی لا نُحِبَّ تَأخِیرَ ما عَجَّلتَ

    1. ـ همان مصدر، ص ١٥٢.
    2. ـ همان مصدر، ص ١٦٦ و ١٦٧.

مطلع انوار ج4

131
  • و لا تَعجِیلَ ما أخَّرتَ، و لا نَکرَهَ ما أحبَبتَ و لا نَتَخَیَّرَ ما کَرِهتَ‌.»1ـ الدعاء.2

  • [ما علِمتَ الحیاة‌َ خیرًا لی فأحیِنی و تَوفَّنی إذا علِمتَ الوفاة‌َ خیرًا لی]

  • در مفاتیح الجنان صفحه ٣٥١ و ٣٥٢؛ در کتاب الباقیات الصالحات [فصل چهارم: در ذکر بعض دعاهای وارده پیش از نماز و بعد از نماز] وارد است که حضرت امام محمّد تقی علیه السّلام فرمود:

  • چون حضرت رسول اکرم صلّی اللَه علیه و آله فارغ می‌شد از نماز، می‌گفت: «أللهُمَّ اغْفِرْ لِی ما قَدَّمتُ و ما أخَّرتُ، و ما أَسرَرتُ و ما أعلَنتُ، و إسرافِی عَلَی نَفسِی، و ما أنتَ أعلَمُ بِهِ مِنِّی؛ اللَهُمَّ أنتَ المُقَدِّمُ و [أنتَ] المُؤَخِّرُ، لا إلَهَ إلّا أنتَ؛ بِعِلمِکَ الغَیبَ و بِقُدرَتِکَ عَلَی الخَلقِ أجمَعِینَ ما عَلِمتَ الحَیَاةَ خَیرًا لِی فَأحیِنِی، و تَوفَّنِی إذَا عَلِمتَ الوفَاةَ خَیرًا لِی.»‌3 ـ الدعاء.

  • و ما روایاتی را در این زمینه در تعلیقۀ صفحات روح مجرّد صفحه ٩٨ و در اصل آن، صفحه ٣١٣ تا ٣١٧ [و تعلیقه صفحات ٢١٥ الی ٢١٧] ذکر نموده‌ایم.4

  • [فرازی از صحیفه سجّادیه راجع به رؤیت هلال]

  • در صحیفه در ضمن [دعای] ٤٣، راجع به رؤیت هلال فرماید:

  • «سُبحَانَهُ ما أَعجَبَ ما دَبَّرَ فی أمرِکَ، و ألطَفَ ما صَنَعَ فی شَأنِکَ، جَعَلَکَ مِفتَاحَ شَهرٍ حَادِثٍ لِأمرٍ حَادِث‌.»5

    1. ـ همان مصدر، ص ١٧٨.
    2. ـ جنگ ١٤، ص ٥٨.
    3. ـ الکافی، ج ٢، ص ٥٤٨؛ من لا یحضره الفقیه ج ١، ص ٣٢٧.
    4. ـ جنگ ١٤، ص ٥٩.
    5. ـ الصحیفة السجادیة الکاملة، ص ٢١٠و ٢١١.

مطلع انوار ج4

132
  • [فرازهائی از صحیفۀ سجادیه، راجع به افضل بودن انسان از ملائکه]

  • [١] در صحیفه در دعای الرّابع و الأربعون گفتاری است که دلالت بر أفضلیّت انسان از ملائکه دارد:

  • «و أن نَتَقَرَّبَ إلَیکَ فِیهِ (أی فی رَمَضان) مِنَ الأعمالِ الزَّاکِیَةِ بِما تُطَهِّرُنَا بِهِ مِنَ الذُّنوبِ، و تَعصِمُنَا فِیهِ مِمَّا نَستَأنِفُ مِنَ العُیوبِ، حَتَّی لا یورِدَ عَلَیکَ أحَدٌ مِن مَلائِکَتِکَ إلّا دونَ ما نورِدُ مِن أبوابِ الطَّاعَةِ لَکَ، و أنواعِ القُربَةِ إلَیکَ.»1

  • [٢] و نیز در صحیفه، در دعای الخامس و الأربعون آمده است:

  • «أللهُمَّ صَلِّ عَلَی محمّدٍ نَبِیِّنَا و آلِهِ کَما صَلَّیتَ عَلَی مَلائِکَتِکَ المُقَرَّبِینَ، و صَلِّ عَلَیهِ و آلِهِ کَما صَلَّیتَ عَلَی أنبِیَائِکَ المُرسَلِینَ، و صَلِّ عَلَیهِ و آلِهِ کَما صَلَّیتَ عَلَی عِبَادِکَ الصالِحِینَ، و أفضَلَ مِن ذَلِکَ یَا رَبَّ العَالَمِینَ؛ صَلاةً تَبلُغُنَا بَرَکَتُها، و یَنَالُنَا نَفعُها، و یُستَجَابُ لَها دُعَاؤُنَا، إنَّکَ أکرَمُ مَن رُغِبَ إلَیهِ، و أکفَی مَن تُوُکِّلَ عَلَیهِ، و أعطَی مَن سُئِلَ مِن فَضلِهِ، و أنتَ عَلَی کُلِّ شَی‌ءٍ قَدِیرٌ.»2

  • [افضلیّت پیامبر أکرم بر ملائکه مقرّب و أنبیاء مرسل]

  • و آیة اللَه شعرانی ـ قدّس سرّه ـ در شرح آن، در صفحه ١٥٩ و١٦٠گوید:

  • «از این سخن ‌توان دانست که پیغمبر صلّی اللَه علیه و آله و سلّم أفضل از ملائکۀ مقرّبین و أنبیای مرسلین است؛ زیرا که اگر ملائکه أفضل بودند، درود بیش از ملائکه برای کسی که در مقام پست‌تر است جایز نباشد و خلاف حکمت بود؛ و در نظر اهل معرفت نیز مقام انسان کامل افضل است، و مذهب قاطبه اهل اسلام این

    1. ـ همان مصدر، ص ٢١٦.
    2. ـ همان مصدر، ص ٢٣٦ و ٢٣٧.

مطلع انوار ج4

133
  • است. و بر بعضی معتزله چون زمخشری که فرشتگان را افضل دانند طعن‌ها زدند؛ و اللَه العالم.»

  • [ترجمه و تفسیر فرازهائی از صحیفۀ سجّادیه به قلم آیة اللَه شعرانی (ره)]

  • [١] و در دعای السابع و الأربعون فرماید: «أنتَ الَّذِی لا تُحَدُّ فَتَکونَ مَحدودًا، و لَم تُمَثَّل فَتَکونَ مَوجودًا.»1 آیة اللَه شعرانی ـ قدّس سرّه ـ در شرح، در صفحه ١٦٦ این‌طور معنی کرده است: «و مجسّم نیستی که محسوس شوی!»

  • [٢] و در همین دعا، در تعلیقۀ صفحه ١٦٥ و ١٦٦، در معنای حکیم و سمیع و بصیر گوید:

  • «حکیم آن است که همه چیز را چنان‌که هست بداند و هر کار را چنان‌که باید بجای آورد. و سمیع و بصیر در خداوند، علم به دیدنی‌ها و شنیدنی‌هاست نه به آلت و تأثّر و انفعال؛ چنان‌که طبیب می‌داند درد بیمار در کدام عضو اوست و بهتر از بیمار می‌داند اما خود از درد او متأثّر نشود، خداوند هم علم به مسموعات و مبصرات دارد بی چشم و گوش. و بعضی عوام فلاسفه که سخن ابن‌سینا و امثال او را درست ادراک نکردند و مقصود آنها را درنیافتند، علم خداوند را به جزئیات به سبب بی‌آلتی انکار کردند.»

  • [٣] و نیز در همین دعاست: «سُبحَانَکَ! لا تُحَسُّ، و لا تُجَسُّ، و لا تُمَسُّ، و لا تُکادُ، و لا تُماطُ، و لا تُنَازَعُ، و لا تُجَارَی، و لا تُمارَی، و لا تُخادَعُ، و لا تُماکَر.»2

  • و آیة اللَه شعرانی این‌طور ترجمه کرده است:

  • «منزهی تو! به حس درنمی‌آئی، و لمس تو را در نیابد، و دست به تو نرسد،

    1. ـ همان مصدر، ص ٢٤٧.
    2. ـ همان مصدر، ص ٢٤٨ و ٢٤٩.

مطلع انوار ج4

134
  • نیرنگ کسی در تو اثر نکند، و چیزی تو را فرا نگیرد، و با تو برنیاید، و برابری نکند، و به جدال با تو برنخیزد، و تو را فریب ندهد، و با تو نیرنگ نبازد.»

  • [فرازی از دعای چهل و هفتم صحیفه سجّادیه]

  • و در دعای ٤٧ آمده است:

  • «و لا تَشغَلنِی بِما لا أُدرِکُهُ إلّا بِکَ عَمّا لا یُرضِیکَ عَنِّی غَیرُه!»1

  • [فرازی از دعای امام سجّاد علیه السّلام در صلوات بر حضرت آدم علی نبیّنا و آله و علیه السّلام]

  • و در دعای چهارم از ملحقات صحیفۀ سجّادیه که در صلوات بر آدم است، از جمله گوید:

  • «و سَابِقُ المُتَذَلِّلِینَ بِحَلقِ رأسِهِ فی حَرَمِک»2.3

  • قسمت اوّل دعای سی و نهم از صحیفه سجّادیه در طلب عفو و رحمت

  • «أللهُمَّ صَلِّ عَلَی محمّدٍ و آلِهِ، و اکْسِرْ شَهوَتِی عَن کُلِّ مَحرَمٍ، و ازْوِ حِرصِی عَن کُلِّ مَأثَمٍ، و امْنَعنِی عَن أذَی کُلِّ مُؤمِنٍ و مُؤمِنَةٍ، و مُسلِمٍ و مُسلِمَةٍ؛ اللَهُمَّ و أیُّما عَبدٍ نَالَ مِنِّی ما حَظَرتَ عَلَیهِ و انْتَهَکَ مِنِّی ما حَجَزتَ عَلَیهِ، فَمَضَی بِظُلامَتِی مَیِّتًا أو حَصَلَتْ لِی قِبَلَهُ حَیًّا، فَاغْفِرْ لَهُ ما ألَمَّ بِهِ مِنِّی و اعْفُ لَهُ عَمَّا أدبَرَ عَنِّی، و لا تَقِفهُ عَلَی

    1. ـ همان مصدر، ص ٢٦٧.
    2. ـ الصحیفة الثانیة السجادیة، ص ٢١٥؛ بحارالأنوار، ج ٩٧، ص ٢٩٢؛ ینابیع المودة لذوی القربیٰ؛ ج ٣، ص ٤٢٧.
    3. ـ جنگ ١٤، ص ٦٠الی ٦٢.

مطلع انوار ج4

135
  • مَا ارْتَکَبَ فِیَّ، و لا تَکشِفهُ عَمَّا اکْتَسَبَ بِی، و اجْعَلْ ما سَمَحتُ بِهِ مِنَ العَفوِ عَنهُم، و تَبَرَّعتُ بِهِ مِنَ الصَّدَقَةِ عَلَیهِم أزکَی صَدَقاتِ المُتَصَدِّقِینَ و أعلَی صِلاتِ المُتَقَرِّبِینَ، و عَوِّضنِی مِن عَفوِی عَنهُم عَفوَکَ، و مِن دُعَائِی لَهُم رَحمَتَکَ، حَتَّی یَسعَدَ کُلُّ واحِدٍ مِنَّا بِفَضلِکَ و یَنجُوَ کُلٌّ مِنَّا بِمَنِّکَ.»1و2

  • [امام سجّاد علیه السّلام: الهی عبیدک بفنائک، مسکینک بفنائک ...]

  • در کشف ‌الغمه، صفحه ٢٠٠، در احوالات حضرت سجّاد علیه ‌السّلام گوید:

  • «و قالَ طاوُسٌ: رأیتُ عَلِیَّ بنَ الحُسَینِ علیهما السّلام ساجدًا فی الحِجر، فَقُلتُ: رَجُلٌ صالِحٌ مِن أهلِ بَیتٍ طیّبٍ لَأسمَعَنَّ ما یقولُ؛ فأصغیتُ إلیه فسمعتُ [فسمعته] یقول:

  • ”عَبدُک (عُبَیدُک خ ل) بِفِنائِکَ، مِسکِینُکَ بِفِنائِکَ، سائِلُکَ بِفِنائِکَ، فَقِیرُکَ بِفِنائِکَ.“

  • فوَاللَهِ ما دَعَوتُ بِهِنَّ فی کَربٍ إلّا کُشِفَتْ عَنِّی.»3و4

  • [مناجات امام سجّاد علیه السّلام در حجر اسماعیل در حال سجده]

  • منتهی الآمال، جلد ٢، صفحه ٨:

  • «طاووس یمانی گفت:شبی داخل حجر اسماعیل شدم، دیدم که حضرت امام زین العابدین علیه السّلام به سجده است و کلامی را تکرار می‌کند، چون گوش

    1. ـ الصحیفة السجادیة الکاملة، ص ١٩٠.
    2. ـ جنگ ١٤، ص ٨٨ و ٨٩.
    3. ـ کشف‌ الغمة، ج ٢، ص ٨٠با قدری اختلاف.
    4. ـ جنگ ١٣، ص ٣٠.

مطلع انوار ج4

136
  • کردم این بود: ”إلهی عُبَیدُکَ بِفِنائِکَ، مِسکینُکَ بِفِنائکَ، فَقیرُکَ بِفِنائِکَ.“»1

  • [نجوای امام سجّاد علیه السّلام در شب تار، در راه مکّه]

  • حماد [بن حبیب] کوفی گفت: حضرت سجّاد علیه السّلام در شب تار در راه مکه به نماز ایستاده و هنگام دخول در نماز گفتند:

  • «یا مَن حازَ کُلَّ شَیءٍ مَلَکوتًا و قَهَرَ کُلَّ شَیءٍ جَبَروُتًا، صَلِّ عَلی محمّدٍ و آلِ محمّدٍ و أَولِجْ قَلبِی فَرَحَ الإقبالِ عَلَیکَ و ألحِقْنی بِمَیَدانِ المُطیعینَ لَکَ.»

  • و سپس داخل نماز شدند... و در تاریکی شب از جای خود برخاسته، گفتند:

  • «یا مَن قَصَدَهُ الضّآلّونَ فَأصابوهُ مُرشِدًا، و أمَّهُ الخائِفونَ فَوَجَدوهُ مَعقِلًا، و لَجَأ إلَیه العابِدوُنَ [العائذوُن] فَوَجَدوهُ مَوئِلًا؛ مَتی راحَةُ مَن نَصَبَ لِغَیرِکَ بَدَنَهُ، و مَتی فَرَحُ مَن قَصَدَ سِواکَ بِهِمَّتِهِ؛ إلٰهی قد تَقَشَّعَ الظَّلامُ و لَم أقضِ مِن خِدمَتِکَ وَطَرًا و لا مِن حِیاضِ مُناجاتِکَ صَدَرًا؛ صَلِّ عَلی محمّدٍ و آلِ محمّدٍ و افعَلْ بِی أولَی الأمرَینِ بِکَ یا أرحَمَ الرّاحِمینَ.»2و3

  • روایت تسبیحات حضرت زهرا سلام اللَه علیها

  • در حلیة الأَولیاء، ابونُعَیم إصفهانی در جلد ١، صفحه ٦٩ با اسناد متّصل خود از علیّ بن أبی‌طالب علیه السّلام روایت می‌کند که:

    1. ـ منتهی الآمال، ج ٢، ص ١١١١؛ الإرشاد، ج ٢، ص ١٤٣؛ [جهت اطلاع بیشتر پیرامون این حدیث شریف به کتاب روح مجرّد، ص ٥٠٧ مراجعه شود. (محقّق)]
    2. ـ منتهی الآمال، ج ٢، ص ١١١٢؛ المناقب، ج ٤، ص ١٤٢، با قدری اختلاف.
    3. ـ جنگ ٥، ص ٤٢.

مطلع انوار ج4

137
  • «إنّه قال: قَدِم علی رسول اللَه صلّی اللَه علیه (و آله) و سلّم بِسِبیٍّ، فقال علیٌّ لفاطمةَ: ”ایتی أباکَ فسَلیه خادمًا تَقی به العملَ.“

  • فأتتْ أباها حینَ أمسَتْ، فقال لها: ”ما لکِ یا بُنَیَّة؟“ قالتْ: ”لا شیءَ، جئتُ لأُسلِّمَ علیک.“ [و استحیَتْ أن تسألَ شیئًا، فلَمّا رَجعتْ قال لها علیٌّ: ”ما فعلتِ؟“ قالتْ: ”لم أسألْه شیئًا] و استحیَیْتُ منه.“

  • حتّی إذا کانتْ اللیلةُ القابلةُ قال لها: ”ایتی أباکَ فسلیه خادمًا تتَّقینَ به العملَ!“ فأتتْ أباها، فاستحیَتْ أن تسألَه شیئًا.

  • حتّی إذا کانتْ اللیلةُ الثالثةُ مساءً خَرجنا جمیعًا حتّی أتینا رسولَ اللَه صلّی اللَه علیه و (آله) سلّم، فقال: ”ما أَتِیَ بکُما؟!“

  • فقال علیٌّ: ”یا رسولَ اللَه! شقَّ علینا العملُ فأَردْنا أن تُعطِیَنا خادمًا نتّقی به العملَ.“

  • فقال لهما رسولُ اللَه صلّی اللَه علیه (و آله) و سلّم: ”هل أدلُّکُما علی خیر لکما من حُمرِ النَّعَم؟“

  • قال علیٌّ: ”یا رسولَ اللَه نَعم!“

  • قال: ”تکبیراتٌ و تسبیحاتٌ و تحمیداتٌ مائةٌ حینَ تُریدا أن تَناما، فَتَبِیتا علی ألفِ حسنة، و مثلُها حینَ تُصبحان، فَتقومان علی ألف حسنة.“

  • فقال علیٌّ: ”فما فاتَتْنی، منذُ سمعتُها من رسولِ اللَه صلّی اللَه علیه (و آله) و سلّم إلّا لیلةُ صِفّین، فإنّی نسیتُها حتَی ذَکرتُها من آخرِ اللیلِ فقلتُها.“»1و2

    1. ـ حلیة الأولیاء، ج ١، ص ٣٤٠؛ السنن الکبریٰ، ج ٦، ص ٢٠٤، با قدری اختلاف.
    2. ـ جنگ ١٤، ص ١٢٩ و ١٣٠.

مطلع انوار ج4

138
  • [شب وقت عبادت است و روز موقع حرکت و رفتن به دنبال زندگی]

  • [انسان کامل] در صفحه ٤٢ دربارۀ أمیرالمؤمنین علیه السّلام از الغدیر، جلد ٤، صفحه ٢٦ این بیت را آورده است:

  • «هو البَکَّاءُ فی المِحرابِ لَیلًا

  •        ***       هــو الضَّحَّاکُ إن جُدَّ الضِّرابُ»1

  • و در صفحه ٤٣ گوید:

  • «حافظ که مرد عالمی بوده و کتاب کشّاف زمخشری را معمولاً تدریس می‌کرده است، چون زبان شعرش یک زبان رمز است، چون مفسّر است و پیچ و تاب‌های آیات قرآن را خوب درک می‌کند، با زبان رمزی خودش این موضوع را که ”شب وقت عبادت است، و روز موقع حرکت و رفتن به دنبال زندگی“ به این صورت سروده و می‌گوید:

  • روز در کسب هنر کوش که می خوردن روز ** 

  •  ** دلِ چون آینه در زنگ ظلام اندازد

  • آن زمان وقت می صبح فروغ است که شب ** 

  •  ** گِرد خرگاه افق پردۀ شام اندازد»‌2و3

  • [کلام أمیرالمؤمنین علیه السّلام پیرامون ذکر]

  • نهج البلاغه فیض الاسلام، صفحه ٦٩٤:

  • «و من کلام له علیه السّلام، قاله عند تلاوته: ﴿رِجَالٞ لَّا تُلۡهِيهِمۡ تِجَٰرَةٞ وَلَا بَيۡعٌ

    1. ـ مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج ٢٣، ص ١٢٢ (انسان کامل).
    2. ـ همان مصدر، ص ١٢٣ (انسان کامل).
    3. ـ جنگ ١٧، ص ٤٤.

مطلع انوار ج4

139
  • عَن ذِكۡرِ ٱللَهِ ...:1

  • ”إنّ اللَهَ سُبحانَهُ [و تَعالَی] جَعَلَ الذِّکرَ جَلاءً لِلقُلوبِ، تَسمَعُ بِه بَعدَ الوَقرَةِ و تُبصِرُ بِه بَعدَ العُشوةِ و تَنقادُ بِه بَعدَ المُعانَدَةِ.

  • وما بَرِحَ لِلَّهِ عَزّت آلاؤُه فی البُرهَةِ بَعدَ البُرهَةِ و فی أزمانِ الفَتَراتِ عِبادٌ ناجاهُم فی فِکرِهِم و کَلَّمَهُم فی ذاتِ عُقولِهِم، فَاستَصبَحوا بِنورِ یَقَظَةٍ فی الأبصارِ و الأسماعِ و الأفئدَةِ، یُذَکِّرونَ بِأیّامِ اللَهِ و یُخَوِّفونَ مَقامَهُ بِمَنزِلَةِ الأدِلّةِ فی الفَلَواتِ، مَن أخَذَ القَصدَ حَمِدوا إلَیهِ طَریقَهُ و بَشَّروهُ بِالنَّجاةِ، و مَن أخَذَ یَمینًا و شِمالًا ذَمّوا إلَیهِ الطَّریقَ و حَذَّروهُ مِنَ الهَلَکَةِ، و کانوا کَذلِکَ مَصابیحَ تِلکَ الظُّلُماتِ و أدِلّةَ تِلکَ الشُّبُهاتِ.

  • و إنّ لِلذِّکرِ لَأهلًا أخَذوهُ مِنَ الدّنیا بَدلًا، فلَم تَشغَلهُم تِجارَةٌ و لا بَیعٌ عَنهُ، یَقطَعونَ بِه أیّامَ الحَیَاةِ، و یَهتِفونَ بِالزَّواجِرِ عَن مَحارِمِ اللَهِ فی أسماعِ الغافِلینَ، و یَأمُرونَ بِالقِسطِ و یَأتَمِرونَ بِه، و یَنهَونَ عَنِ المُنکَرِ و یَتَناهَونَ عَنهُ، فَکَأنّما قَطَعوا الدّنیا إلَی الآخِرَةِ و هُم فِیها، فَشاهَدوا ما وَراءَ ذلِکَ، فَکَأنّما اطَّلَعوا غُیوبَ أهلِ البَرزَخِ فی طولِ الإقامَةِ فیهِ، و حَقَّقَت القِیامَةُ علَیهِم عِداتِها، فکَشَفوا غِطاءَ ذلِکَ لأهلِ الدّنیا، حَتّی کَأَنّهُم یَرَونَ ما لا یَرَی النّاسُ و یَسمَعونَ ما لا یَسمَعونَ.

  • فلَو مَثَّلتَهُم لعَقلِکَ فی مَقاوِمِهِمُ المَحمودَةِ و مَجالِسِهِمُ المَشهودَةِ ـ و قَد نَشَروا دَواوینَ أعمالِهِم، و فَرَغوا لِمُحاسَبَةِ أنفُسِهِم علَی کُلِّ صَغیرَةٍ و کَبیرَةٍ أُمِروا بِها فقَصَّروا عَنها أو نُهوا عَنها ففَرَّطوا فیها، و حَمَّلوا ثِقَلَ أوزاِرِهم ظُهورَهُم، فضَعُفوا عَنِ الإستِقلالِ بِها فنَشَجوا نَشیجًا و تَجاوَبوا نَحیبًا، یَعِجّونَ إلَی رَبِّهِم مِن مَقامِ نَدَمٍ و

    1. ـ سوره النّور (٢٤) صدر آیه ٣٧.

مطلع انوار ج4

140
  • اعتِرافٍ ـ لَرَأیتَ أعلامَ هُدًی و مَصابیحَ دُجًی، قَد حَفَّتْ بِهِمُ المَلائکَةُ، و تَنَزَّلَتْ علَیهِمُ السَّکینَةُ، و فُتِحَتْ لَهُم أبوابُ السّماءِ، و اُعِدَّت لَهُم مَقاعِدُ الکَراماتِ فی مقامٍ اطَّلَعَ [اللَهُ] علَیهِم فیهِ؛ فَرَضِیَ سَعیَهُم و حَمِدَ مَقامَهُم.

  • یَتَنَسَّمونَ بِدُعائهِ رَوحَ التَّجاوُزِ، رَهائنُ فاقَةٍ إلَی فَضلِه و اُسارَی ذِلَّةٍ لعَظَمَتِه، جَرَحَ طولُ الأسَی قُلوبَهُم و طولُ البُکاءِ عُیونَهُم، لِکُلِّ بابِ رَغبَةٍ إلَی اللَهِ مِنهُم یَدٌ قارِعَةٌ، یَسألونَ مَن لا تَضیقُ لَدَیهِ المَنادِحُ و لا یَخیِبُ علَیهِ الرّاغِبونَ.

  • فَحاسِبْ نَفسَکَ لنَفسِکَ فإنّ غَیرَها مِن الأَنفُسِ لَها حَسیبٌ غَیرُکَ.“»1و2

  • [غیر قابل انکار بودن صدور کرامت از اهل ذکر]

  • بحر المعارف صفحه ٩١:

  • «و اعلَم أیضًا: أنّ صدورَ الکرامة عن أهلِ الذکر لیس شیئًا یُنکَرُ؛ بل لا وقْعَ له عند الکُمَّلین، حتّی قالوا: الکرامةُ حیضُ الرّجال.

  • و قد أثبته المحقّقُ الطوسی فی التجرید و العلّامة فی شرحه؛ و ذَکرَ فی الکافی روایةً عن النبیّ صلّی اللَه علیه و آله، حاصلُها:

  • أنّ الصَحابَةَ قالوا لِلنَبیِّ صلّی اللَه علَیهِ و آلِه: نَحنُ مادامَ نَکونُ فی حَضرَتِک تارِکینَ لِلدُّنیا و راغِبینَ فی الآخِرَةِ، و لَمّا رَجَعْنا إلی بُیوتِنا و نَرَی أولادَنا و عِیالَنا نَسِینا تِلکَ الحَالَةِ! قالَ صلّی اللَه علَیهِ و آلِه فی جَوابِهم: ”کلّا! إنّ هَذهِ خُطواتُ الشَّیطانِ، فَیُرَغِّبُکُم فی الدُّنیا؛ و اللَهُ لَو تُدیمونَ علَی الحالَةِ الّتی وَصَفتُم أنفُسَکُم بِها لَصافَحَتکُم

    1. ـ نهج البلاغة (عبده)، ج ٢، ص ٢١١.
    2. ـ جنگ ٣، ص ١٣٧.

مطلع انوار ج4

141
  • المَلائکَةُ و مَشَیتُم علَی الماءِ!“»1و2

  • [مناجات امام سجّاد علیه السّلام در سجده شکر]

  • أسرار الصلاة صفحه ١٣٨ طبع قدیم، و در صفحه ٣٠٩ طبع جدید، و در صفحه ٢٧٤ از مفتاح الفلاح:

  • «رُوی أنّه (أی السجّاد علیه السّلام) کان یَسجد بینَ کلِّ رَکعتین سَجدتَی الشکرِ و یقول فیها:

    1. ـ در الکافی، ج ٢، ص ٤٢٣، با قدری اختلاف، به این عبارت آمده است:
      [«...عَن سَلّامِ بن المُستَنیر قال: کنتُ عندَ أَبی‌جَعفَرٍ علیه السّلام فدَخَلَ علیه حُمرانُ بن أَعیَنَ و سَأَلَه عن أَشیاءَ، فَلَمّا هَمَّ حُمرانُ بالقیام قال لأَبی‌جَعفَرٍ علیه السّلام: أُخبِرُک ـ أَطال اللَهُ بَقاءَک لَنا و أَمتَعَنا بک ـ أَنّا نَأْتیک فَما نَخرُجُ مِن عِندِک حتَّى تَرِقَّ قلوبُنا و تَسلُوَ أَنفُسُنا عن‌ الدُّنیا و یَهُونَ علینا ما فِی أَیدِی النّاسِ مِن هذه الأَموالِ، ثُمَّ نَخرُجُ مِن عندِک فإذا صِرْنا مع النّاسِ و التُّجّارِ أَحبَبنا الدُّنیا!
      قال فقال أَبُو‌جَعفَرٍ علیه السّلام:”إنَّما هی القُلُوبُ مَرَّةً تَصعُبُ و مَرَّةً تَسهُلُ.“
      ثُمَّ قال أَبُوجَعفَرٍ علیه السّلام:”أَما إنَّ أَصحابَ محمّدٍ صلّی اللَه علیه و آله و سلّم قالُوا: یا رَسُولَ اللَهِ نَخاف علینا النِّفاقَ! قال فقال: و لِمَ تَخافُون ذَلِکَ؟! قالُوا: إذا کُنّا عِندَک فذَکَّرتَنا وَ رَغَّبْتَنا وَجِلْنا و نَسینا الدُّنیا وَ زَهِدْنا حتَّى کَأَنّا نُعایِن الآخِرَةَ وَ الجَنَّةَ وَ النّارَ وَ نَحنُ عندَک، فإذا خَرَجْنا مِن عندِک و دَخَلنا هذه البُیُوتَ وَ شَمِمْنا الأَولادَ و رَأَینا العِیالَ وَ الأَهلَ یَکادُ أَن نُحوَّلَ عن الحالِ الَّتی کُنّا علیها عندَک و حتّى کَأَنّا لَم نَکن على شَی‌ءٍ؛ أَ فَتَخافُ عَلَینا أَن یَکونَ ذلک نِفاقًا؟
      فقال لَهُم رَسُولُ اللَهِ صلّی اللَه علیه و آله و سلّم: کَلّا إنَّ هذه خُطُواتُ الشَّیطانِ فیُرَغِّبُکم فی الدُّنیا؛ وَ اللَه لَو تَدُومون على الحالَةِ الَّتی وَصَفتم أَنفُسَکم بِها لَصافَحَتکم المَلائکة و مَشَیتم على الماءِ. و لَولا أَنَّکم تُذنِبون فتَستَغفِرون اللَه لَخَلَقَ اللَهُ خَلقًا حَتَّى یُذنِبُوا ثُمَّ یَستَغفِروا اللَهَ فَیَغفِرَ اللَهُ لَهُم؛ إنَّ المُؤمنَ مُفَتَّنٌ تَوّابٌ. أَ ما سَمِعتَ قَولَ اللَهِ عَزَّوَجَلَّ: ﴿إِنَّ ٱللَهَ يُحِبُّ ٱلتَّوَّ ٰبِينَ وَيُحِبُّ ٱلۡمُتَطَهِّرِينَ﴾ و قال: ﴿ٱسۡتَغۡفِرُواْ رَبَّكُمۡ ثُمَّ تُوبُوٓاْ إِلَيۡهِ﴾.“» (محقّق)]
    2. ـ جنگ ٣، ص ١٤٠.

مطلع انوار ج4

142
  • ”إلَهی بعِزّتِکَ و جَلالِکَ و عَظَمَتِکَ! لَو أنّی مُنذُ بَدَأتَ فِطرَتی مِن أوّلِ الدَّهرِ عَبَدتُکَ دَوامَ خُلودِ رُبوبِیَّتِکَ بکُلِّ شَعرَةٍ فی کُلِّ طَرفَةِ عَینٍ سَرمَدَ الأبَدِ بحَمدِ الخَلائقِ و شُکرِهِم أجمَعینَ، لَکُنتُ مُقَصِّرًا فی بُلوغِ أداءِ شُکرِ حَقّی نِعمَةً مِن نِعَمِکَ علَیَّ؛ و لَو أنِّی کَرَبتُ مَعادِنَ حَدیدِ الدّنیا بأَنیابِی، و حَرَثتُ أرضَها بأشفارِ عَینی، و بَکَیتُ مِن خَشیَتِکَ مِثلَ بُحورِ السّموَاتِ و الأرَضِینَ دَمًا و صَدیدًا، لَکانَ ذَلِکَ قَلیلًا مِنّی فی کَثیرِ ما یَجِبُ مِن خَلقِکَ علَیَّ؛ و لَو أنّکَ إلَهی عَذَّبتَنی بَعدَ ذلِکَ بعَذابِ الخَلائقِ أجمَعینَ، و غَطَّیتَ لِلنّارِ خَلقِی و جِسمِی، و مَلأتَ طَبَقاتِ جَهَنّمَ مِنّی حتّی لا یَکونَ فی النّارِ مُعَذَّبٌ غَیرِی و لا یَکونَ لِجَهَنّمَ حَطَبٌ سِوایَ، لَکانَ ذلِکَ بعَدلِکَ علَیَّ قَلیلًا فی کَثیرِ ما اسْتَوجَبَهُ مِن عُقوبَتِکَ.“»1‌و2

  • زیارت اهل قبور

  • · در جلد ١٠از مستدرک الوسائل، صفحه ٣٨٣ و ٣٨٤، کتاب الحجّ، ابواب مزار، آورده است که:

  • «السَّیِّدُ عَلِیُّ بنُ طاوُسٍ فی مِصباح الزّائِرِ:إذا أرَدتَ زِیارَةَ المُؤمِنِینَ فَیَنبَغِی أن یَکونَ یَومَ الخَمِیسِ و إلّا فَفی أیِّ وَقتٍ شِئتَ، و صِفَتُها أن تَستَقبِلَ القِبلَةَ و تَضَعَ یَدَکَ عَلَی القَبرِ و تَقولَ: ”أللهُمَّ ارْحَمْ غُربَتَهُ، و صِلْ وَحدَتَهُ، و آنِسْ وَحشَتَهُ، و آمِنَ رَوعَتَهُ، و أسکِنْ إلَیهِ مِن رَحمَتِکَ رَحمَةً یَستَغنِی بِها عَن رَحمَةِ مَن سِواکَ، و ألحِقهُ بِمَن کانَ یَتَوَلَّاهُ.“‌ ثُمَّ اقرَأْ:﴿إِنَّآ أَنزَلۡنَٰهُ فِي لَيۡلَةِ ٱلۡقَدۡرِ﴾ سَبعَ مَرّاتٍ.

    1. ـ بحارالأنوار، ج ‌٩١، ص ٩١؛ مفتاح الفلاح، ص ٣١٦ با قدری اختلاف در مصادر مذکور.
    2. ـ جنگ ٣، ص ١٤٩.

مطلع انوار ج4

143
  • و رُوِیَ فی صِفَةِ زِیارَتِهِم رِوایَةٌ اُخرَی عَن محمّدِ بنِ مُسلِمٍ، قالَ: قُلتُ لأبِی‌عَبدِاللَهِ علیه السّلام نَزورُ المَوتَی؟ فَقالَ: نَعَم. قُلتُ: فَیَعلَمونَ بِنا إذا أتَیناهُم؟قالَ: ”إی و اللَهِ لَیَعلَمونَ بِکُم، و یَفرَحونَ بِکُم، و یَستَأنِسونَ إلَیکُم.“ قالَ: قُلتُ: و أیَّ [فأیّ] شَی‌ءٍ نَقولُ إذا أتَیناهُم؟ قالَ: ”قُلِ: اللَهُمَّ جافِ الأرضَ عَن جُنوبِهِم، و صاعِدْ إلَیکَ أرواحَهُم، و لَقِّهِمْ مِنکَ رِضوانًا، و أَسکِنْ إلَیهِم مِن رَحمَتِکَ ما تَصِلُ بِهِ وَحدَتَهُم و تُؤنِسُ به وَحشَتَهُم، إنَّکَ عَلَی کُلِّ شَی‌ءٍ قَدِیرٌ. و إذا کُنتَ بَینَ القُبورِ فَاقْرَأْ ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾ إحدَی عَشرَةَ مَرَّةً و أَهدِ ذَلِکَ لَهُم فَقَد رُوِیَ أنَّ اللَهَ یُثِیبُهُ عَلَی عَدَدِ الأمواتِ.“

  • و باقِی أخبارِ البابِ قَد تَقَدَّمَ فی کِتابِ الطَّهارَةِ فی أبوابِ الدَّفنِ.» ـ انتهی..

  • أقول: روایت اوّل را از سیّد در مصباح الزائر آورده است.

  • · در وسائل الشّیعة، جلد ٢، صفحه ٤١٤، کتاب المزار، از شیخ طوسی بإسناده از حسن بن محبوب، از عمرو بن أبی‌مقدام، از پدرش روایت می‌کند که:

  • «قال: مَرَرتُ عَلَی أبِی‌جَعفَرٍ علیه السّلام بِالبَقِیعِ، فَمَرَرنا بِقَبرِ رَجُلٍ مِن أهلِ الکوفَةِ مِنَ الشِّیعَةِ، قالَ: فَوَقَفَ عَلَیهِ ثُمَّ قالَ: اللَهُمَّ ارْحَمْ غُربَتَهُ.» ـ الخ.1

  • · و نیز در وسائل الشّیعة، جلد ١، صفحه ١٦٧ و ١٦٨، در کتاب طهارة، در ابواب زیارة اهل القبور و الدّعاء بالمأثور، روایات بسیاری را به همین مضامین ذکر فرموده است.2

  • · و در صفحه ١٦٨ از محمّد بن یعقوب از علی بن ابراهیم از پدرش از عبداللَه بن مغیرة از عبداللَه بن سنان روایت می‌کند که:

    1. ـ وسائل الشّیعة، طبع حروفی، ج ١٤، ص ٥٩١.
    2. ـ همان مصدر، ج ٣، ص ١٩٩ و ٢٠٠.

مطلع انوار ج4

144
  • «قالَ: قُلتُ لأبِی‌عَبدِاللَهِ علیه السّلام: کَیفَ التَّسلِیمُ عَلَی أهلِ القُبورِ؟ فَقالَ: ”نَعَم، تَقولُ: السَّلامُ عَلَی أهلِ الدِّیارِ مِنَ المُؤمِنِینَ و المُسلِمِینَ، أنتُم لَنا فَرَطٌ و نَحنُ إن شاءَ اللَهُ بِکُم لاحِقون.“»‌1

  • و چند روایت دیگر نظیر همین مضمون آورده است.

  • · و در وسائل، جلد ١، صفحه ١٦٩، در باب کراهة بناء المساجد عند القبور، از محمّد بن علی بن الحسین آورده است بإسناده عن سماعة‌ بن مهران:

  • «أنّه سأل أباعبداللَه علیه ‌السّلام عن زیارة القبور و بناء المساجد فیها،فقال:

  • ”أمّا زیارةُ القبورِ فلا بأسَ بها و لا یُبنَی عندَها مساجدُ.“

  • و رواه الکُلینی عن عدّةٍ مِن أصحابنا عن احمدِ بن محمّدٍ عن عثمانِ بن عیسی عن سُماعة‌ قال: سئلتُه و ذَکر مثلَه.»2و3

  • [آیاتی که مستحب است انسان شب‌ها قبل از خواب بخواند]

  • آیۀ ﴿شَهِدَ ٱللَهُ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ﴾ تا ﴿فَإِنَّ ٱللَهَ سَرِيعُ ٱلۡحِسَابِ﴾ آیه ١٨ و ١٩ از سوره آل‌عمران است.

  • آیۀ ﴿قُلۡ إِنَّمَآ أَنَا۠بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ﴾ آیه ١١٠از سوره کهف (١٨) است.

  • آیۀ ﴿لَوۡ أَنزَلۡنَا هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانَ﴾ آیه ٢١ تا ٢٤ از سوره حشر (٥٩) است.

  • این آیات را مستحب است که انسان شب‌ها قبل از خواب بخواند.4

    1. ـ همان مصدر، ص ٢٢٥.
    2. ـ همان مصدر، ص ٢٣٤ و ٢٣٥.
    3. ـ جنگ ١٣، ص ٦.
    4. ـ همان مصدر، ص ١٨.

مطلع انوار ج4

145
  • دستورات حضرت آیة الحق، آقای شیخ محمّد تقی لاری، دامت برکاته

  • ١ـ توجه به پروردگار در هر حال.

  • سررشته دولت، ای برادر به کف آر ** 

  •  ** وین عمر گرامی به خسارت مسپار

  • یعنی همه جا، با همه کس، در همه حال ** 

  •  ** پیدا و نهفته، رویِ دل جانب یار

  • ٢ـ اضافه هر امری به خداوند علیّ أعلی: محبّت به فرزند چون مخلوق خداست، عیادت مریض چون مخلوق خداست، همچنین صله رحم و دستگیری از فقرا، و هکذا.

  • ٣ـ سعی در قضاء حوائج مخلوق به قدر وسع.

  • ٤ـ توجّه به معنی «لا حول و لا قوه إلّا باللَه» در حال قیام در صلاة و در هر حال از صلاة، بلکه در هر حال از شبانه روز.

  • ٥ـ قرائت سوره «أنعام» در شب‌های جمعه، بدین طریق که قاری را غیر و خود را مستمع فرض کند.

  • ٦ـ در روز مبعث هزار مرتبه «صلّی اللَه علیک یا رسول اللَه» و در نیّت بگیرد آل آن حضرت را ایضاً.

  • ٧ـ قرائت دعای «أللهُمَّ یا من احتجب بشعاع نوره عن نواظر خلقه»1 هر شب هنگام خواب.2

  • ٨ـ هر روز دو رکعت نماز کند و بعد از نماز نیم ساعت خود را در حضور

    1. ـ المصباح للکفعمی، ص ٢٧٥؛ مهج الدّعوات، ص ٧٥.
    2. ـ [این دعای شریف در کتاب روح مجرّد، ص ٥١٠و مطلع انوار، مجلّد دوّم، ص ١٢١؛ و همین مجلّد ص ٤٠، به طور کامل آمده است. (محقّق)]

مطلع انوار ج4

146
  • خداوند ببیند، و به ذکر «لاحول و لا قوة إلّا باللَه» مشغول گردد و کاملاً متوجّه معنی آن باشد.

  • ٩ـ متذکّر به ذکر «لا إله إلّا اللَه» موقع خواب تا او را خواب ببرد، و اگر لفظ از کار افتاد، این را به قلب بگوید؛ و اگر قاری را غیر و خود را مستمع فرض کند بهتر است.

  • ١٠ـ توجّه به استاد و به یاد او بودن، لکن لا بعنوان الإستقلال، بل مرآة للّه سبحانه.

  • إذا تَجلَّی حبیبی فی حبیبی       ***       بعینه أنظرُ إلیه لا بعَینی

  • ١١ـ تفریق در صلوات.1

  • دستور آقای شیخ محمّد تقی لاری دامت برکاته، برای رمضان سنه ١٣٧٤

  • ١ـ صوم مقرّبین؛ یعنی علاوه بر صوم عامّه که ترک أکل و شرب است، و علاوه بر صوم أبرار که ترک اعضاء و جوارح است، ایضاً [ترک] از حرکات لغو و غیرِ مَرضی است. صوم قلب از توجّه به غیر خدا، یعنی در هر حال قلب متوجّه حضرت او جلّ جلاله باشد.

  • ٢ـ اتیان هزار رکعت نماز در شب‌های ماه مبارک؛ بدین طریق که در دو دهۀ اوّل و ثانی هر شب بیست رکعت و در دهۀ ثالث هر شب سی رکعت، و در سه شب قدر علاوه هر شب، صد رکعت که مجموعاً هزار رکعت می‌شود.

  • ٣ـ هر شب قرائت سورۀ مبارکۀ قدر، صد مرتبه.

  • ٤ـ در حال فراغت و در هر لحظه از شب و روز متذکّر بدین ذکر گردد: ﴿ٱللَهُ

    1. ـ جنگ٤ (دستنویس)، ص ٢٣٦.

مطلع انوار ج4

147
  • لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ وَعَلَى ٱللَهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾1.2

  • راجع به لغات دعای «خاب الوافدون علی غیرک»

  • راجع به لغات دعای «خاب الوافدون علی غیرک» که در هر روز ماه رجب وارد شده است:

  • «خَابَ الوَافِدونَ عَلَى غَیرِکَ، و خَسِرَ المُتَعَرِّضونَ إلّا لَکَ،‌ و ضَاعَ المُلِمّونَ إلّا بِکَ، و أجدَبَ المُنتَجِعونَ إلّا مَنِ انْتَجَعَ فَضلَکَ؛ ‌بَابُکَ مَفتوحٌ لِلرَّاغِبِینَ، و خَیرُکَ مَبذولٌ لِلطَّالِبِینَ، و فَضلُکَ مُبَاحٌ لِلسَّائِلِینَ، و نَیلُکَ مُتَاحٌ لِلآمِلِینَ، و رِزقُکَ مَبسوطٌ لِمَن عَصَاکَ، و حِلمُکَ مُعتَرِضٌ لِمَن نَاوَاکَ؛ عَادَتُکَ الإحسَانُ إلَى المُسِیئِینَ، و سَبِیلُکَ الإبقَاءُ عَلَى المُعتَدِین. اللَهُمَّ فَاهْدِنِی هُدَى المُهتَدِینَ، و ارْزُقنِی اجْتِهَادَ المُجتَهِدِینَ، و لَا تَجعَلنِی مِنَ الغَافِلِینَ المُبعَدِینَ، و اغْفِر لِی یَومَ الدِّینِ.»3

  • تعرّض الأمرَ و للاَمرِ و إلی‌ الأمرِ: تصدّی له و طلبه.

  • ضاع، یَضِیع: فَقَدَ و هلک و تلف و صار مهملًا فهو ضائع.

  • ألَمَّ بالقوم و علی القوم: أتاهم فنزل بهم و زارهم زیارةً غیر طویلة.

  • أجدَبَ المکانُ: انقطع عنه المطر فیَبُست أرضُه فهو جَدب و أجدَب.

  • نَجَعَ ـَ الطعامُ فی الانسان: هنا آکلُهُ واستمرأه و صلح علیه.

  • انتجع القومُ الکلأ: ذهبوا لطلبه فی مواضعه.

    1. ـ سوره التّغابن (٦٤) آیه ١٣.
    2. ـ جنگ٤ (دستنویس)، ص ٢٣٧.
    3. ـ الإقبال، ج ٤، ص ٦٤٣؛ مصباح المتهجّد، ص ٣٦٩، با قدری اختلاف.

مطلع انوار ج4

148
  • أباح: أظهر؛ المباح: الظاهر.

  • تاح: تهیّأ؛ اتاح: أعَدَّ و هیّأ.

  • اِعتَرَضَ: صار عارضًا کالخَشَبَة المعترضة فی النهر.

  • ناواه: عاداه.

  • أبقی علیه: رَحِمه و شفِق علیه.1

  •  

  •  

    1. ـ جنگ ٥، ص ٩٨.

مطلع انوار ج4

149
  • ابحاث اخلاقی

  •  

  •  

  •  

  •  

مطلع انوار ج4

150
  • [حدیث عنوان بصری]

  • قال المجلسیّ (ره) فی البحار:

  • «أقولُ: وَجَدتُ بخَطِّ شَیخِنا البَهائیِّ ـ‌ قَدّسَ اللَهُ رُوحَه ـ ما هَذا لَفظُه:

  • قالَ الشَّیخُ شَمسُ الدّینِ محمّدُ بنُ مَکّیٍّ: نَقَلتُ مِن خَطِّ الشَّیخِ أحمَدَ الفَراهانیِّ (ره)عَن عُنوانِ1 البَصریِّ ـ و کان شَیخًا [کَبیرًا] قَد أتَی علَیهِ أربَعٌ و تِسعونَ سَنَةً ـ قالَ: کُنتُ أختَلِفُ إلی مالِکِ بنِ أنَسٍ سِنینَ، فلَمّا قَدِمَ جَعفَرُ بنُ محمّدٍ الصّادقُ علیه السّلام کُنتُ أختَلِفُ إلیه و أحبَبَتُ أن آخُذَ عَنهُ کَما أخَذتُ عَن مالِکٍ؛ فَقالَ یَومًا لی:

  • ”إنّی رَجُلٌ مَطلوبٌ و مَعَ ذَلِکَ لِی أَورادٌ فی کُلِّ ساعَةٍ مِن آناءِ اللَیلِ و النّهارِ، فَلا تَشغَلنِی عَن وِردِی و خُذ عَن مالِکٍ و اختَلِف إلیه کَما کُنتَ تَختَلِفُ إلَیهِ.“

  • فَاغتَمَمتُ من ذَلِکَ و خَرَجتُ مِن عِندِه و قُلتُ فی نَفسِی: لَو تَفَرَّسَ فِیَّ خَیرًا

    1. ـ روح مجرّد، بخش پنجمین، تعلیقه: «در أقرب الموارد گوید: عَنوَنَ الکتابَ عَنوَنَةً: کَتَب عنوانَه و یُقال: عَلوَنَهُ و عَنَّهُ و عَنَّنَهُ و عَنّاه. و الاسم: العُنوان. عُنوانُ الکتابِ و عِنوانُه و عُنیانُهُ و عِنیانُهُ: سِمَتُه و دیباجَتهُ؛ سُمّی به لانّهُ یَعِنُّ لهُ مِن ناحیَتِه. و أصلُه عُنّانٌ کَرُمّانٍ. و کُلُّ ما اسْتَدلَلْت بشَی‌ءٍ یُظهِرکَ علی غَیرِه فعُنوانٌ لَه؛ یُقال: الظّاهر عُنوان الباطِن.»

مطلع انوار ج4

151
  • لَما زَجَرَنی عَنِ الاختِلافِ إلیه و الأخذِ عَنهُ. فدَخَلتُ مَسجِدَ الرّسولِ صلّی اللَه علَیهِ و آلهِ و سَلَّمتُ علَیهِ، ثُمّ رَجَعتُ مِن الغَدِ إلی الرَّوضَةِ و صَلَّیتُ فیها رَکعَتَینِ و قُلتُ: أسألُکَ یا اللَهُ یا اللَهُ! أن تَعطِفَ علَیَّ قَلبَ جَعفَرٍ و تَرزُقَنِی مِن عِلمِه ما أهتَدِی بِه إلی صِراطِکَ المُستَقیمِ.

  • و رَجَعتُ إلی دارِی مُغتَمًّا، و لَم أختَلِفْ إلی مالِکِ بنِ أنَسٍ لِما أُشرِبَ قَلبی مِن حُبِّ جَعفَرٍ، فَما خَرَجتُ مِن دارِی إلّا إلی الصّلَاةِ المَکتوبَةِ حَتّی عِیلَ صَبرِی، فلَمّا ضاقَ صَدرِی تَنَعّلتُ و تَرَدّیتُ و قَصَدتُ جَعفَرًا، و کانَ بَعدَ ما صَلّیتُ العَصرَ.

  • فلَمّا حَضَرتُ بابَ دارِهِ اسْتَأذَنتُ علَیهِ، فخَرَجَ خادِمٌ لَه فَقالَ: ما حاجَتُکَ؟ فقُلتُ: السّلامُ علَی الشّریفِ، فَقالَ: هُوَ قائمٌ فی مُصَلّاهُ. فجَلَستُ بحِذاءِ بابِه، فَما لَبِثتُ إلّا یَسیرًا إذ خَرَجَ خادِمٌ فَقالَ: ادْخُل علَی بَرَکَةِ اللَهِ!

  • فدَخَلتُ فسَلّمتُ علَیهِ، فرَدَّ علَیّ السّلامَ فَقالَ: ”اجلِسْ غَفَرَ اللَهُ لَکَ!“

  • فجَلَستُ فَأطرَقَ مَلیًّا ثُمّ رَفَعَ رَأسَهُ فَقالَ: ”أبو مَن؟“

  • قُلتُ: أبوعَبدِاللَهِ.

  • قالَ: ”ثَبَّتَ اللَهُ کُنیَتَکَ و وَفَّقَکَ یا أباعَبدِاللَهِ! ما مَسألَتُکَ؟“

  • فقُلتُ فی نَفسِی: لَو لَم یَکُن لی فی زیارَتِه و التّسلیمِ علَیهِ غَیرُ هَذا الدُّعاءِ لَکانَ کَثیرًا.

  • ثُمّ رَفَعَ رَأسَهُ فَقالَ: ”ما مَسألَتُکَ؟“

  • قُلتُ: سَألتُ اللَهَ أن یَعطِفَ علَیَّ قَلبَکَ، و یَرزُقَنی مِن عِلمِکَ؛ و أرجو أنّ اللَهَ تَعالَی أجابَنی فی الشّریفِ ما سَألتُهُ.

  • فَقالَ: ”یا أباعَبدِاللَهِ! لَیسَ العِلمُ بِالتَّعَلُّمِ، إنّما هُوَ نورٌ یَقَع فی قَلبِ مَن یُریدُ اللَهُ تَبارَکَ و تَعالَی أن یَهدِیَهُ؛ فَإن أرَدتَ العِلمَ فَاطلُب أوّلًا فی نَفسِکَ حَقیقَةَ العُبودیّةِ، و

مطلع انوار ج4

152
  • اطلُبِ العِلمَ بِاستِعمالِه، و استَفهِم اللَهَ یُفهِمکَ!“

  • قُلتُ: یا شَریفُ!

  • قالَ: ”قُل یا أباعَبدِاللَهِ!“

  • قُلتُ: یا أباعَبدِاللَهِ! ما حَقیقَةُ العُبودیّةِ؟

  • قالَ: ”ثَلاثَةُ أشیَاءَ:

  • أن لا یَرَی العَبدُ لنَفسِه فِیما خَوَّلَهُ اللَهُ مِلکًا؛ لأنّ العَبِیدَ لا یَکونُ لَهُم مِلکٌ، یَرَونَ المَالَ مالَ اللَهِ، یَضَعونَهُ حَیثُ أمَرَهُمُ اللَهُ بِه؛

  • و لا یُدَبِّرَ العَبدُ لنَفسِه تَدبیرًا؛

  • و جُملَةَ اشتِغالِه فِیما أمَرَهُ اللَهُ تَعالَی بِه و نَهاهُ عَنهُ.

  • فَإذا لَم یَرَ العَبدُ لِنَفسِه فِیما خَوَّلَهُ اللَهُ تعالی مِلکًا هانَ علَیهِ الإنفاقُ فیما أمَرَهُ اللَهُ تَعالَی أن یُنفِقَ فیهِ؛ و إذا فَوَّضَ العَبدُ تَدبِیرَ نَفسِه علَی مُدَبِّرِه هانَ علَیهِ مَصائبُ الدّنیا؛ و إذا اشتَغَلَ العَبدُ بِما أمَرَهُ اللَهُ تَعالَی و نَهاهُ لا یَتَفَرّغُ مِنهُما إلی المِراءِ و المُباهاةِ مَعَ النّاسِ.

  • فَإذا أکرَمَ اللَهُ العَبدَ بهَذِه الثّلاثَةِ هانَ علَیهِ الدّنیا و إبلِیسُ و الخَلقُ، و لا یَطلُبُ الدّنیا تَکاثُرًا و تَفاخُرًا، و لا یَطلُبُ ما عِندَ النّاسِ عِزًّا و عُلُوًّا، و لا یَدَعُ أیّامَهُ باطِلًا. فَهَذا أوّلُ دَرَجَةِ التُّقَی؛ قالَ اللَهُ تَعالی: ﴿تِلۡكَ ٱلدَّارُ ٱلۡأٓخِرَةُ نَجۡعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوّٗا فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا فَسَادٗا وَٱلۡعَٰقِبَةُ لِلۡمُتَّقِينَ﴾.“1

  • قُلتُ: یا أباعَبدِاللَهِ، أَوصِنی!

  • قالَ: ”أُوصیکَ بتِسعَةِ أشیاءَ ‌ـ فَإنّها وَصیَّتی لِمُریدِی الطّریقِ إلی اللَهِ تَعالَی؛ و

    1. ـ سوره القصص (٢٨) آیه ٨٣.

مطلع انوار ج4

153
  • اللَهَ أسألُ أن یُوَفِّقَکَ لاِستِعمالِه ‌ـ ثَلاثَةٌ مِنها فی ریاضَةِ النّفسِ، و ثَلاثَةٌ مِنها فی الحِلمِ، و ثَلاثَةٌ مِنها فی العِلمِ؛ فَاحفَظْها و إیّاکَ و التّهاوُنَ بِها!“

  • قالَ عُنوانٌ: فَفَرّغتُ قَلبِی لَهُ؛ فقالَ:

  • ”أمّا اللَّواتِی فی الرِّیاضَةِ: فَإیّاکَ أن تَأکُلَ ما لا تَشتَهِیهِ، فَإنّهُ یورِثُ الحَمَاقَةَ و البَلَهَ. و لا تَأکُلْ إلّا عِندَ الجوعِ. و إذا أکَلتَ فَکُلْ حَلالًا و سَمِّ اللَهَ و اذکُر حَدیثَ الرّسولِ صلّی اللَه علَیهِ و آلهِ: ”ما مَلأ آدَمیٌّ وِعاءً شَرًّا مِن بَطنِه“ فإن کانَ و لابُدَّ فَثُلثٌ لِطَعامِه و ثُلثٌ لِشرابِه و ثُلثٌ لنَفَسِه.

  • و أمّا اللَّواتِی فی الحِلمِ: فَمَن قالَ لَکَ: إن قُلتَ واحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا، فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَعْ واحِدَةً. و مَن شَتَمَکَ، فَقُل له: إن کُنتَ صادِقًا فِیما تَقولُ فَأسألُ اللَهَ أن یَغفِرَ لِی، و إن کُنتَ کاذِبًا فِیما تَقولُ فَاللَهَ أسألُ أن یَغفِرَ لَکَ. و مَن وَعَدَکَ بِالخَنَی، فَعِدْهُ بِالنّصیحَةِ و الرَّعاءِ [الدّعاء].

  • و أمّا اللَّواتِی فی العِلمِ: فَاسْأل العُلَماءَ ما جَهِلتَ، و إیّاکَ أن تَسألَهُم تَعَنُّتًا و تَجرِبَةً، و إیّاکَ أن تَعمَلَ برَأیِکَ شَیئًا. و خُذ بِالاحتِیاطِ فی جَمیعِ ما تَجِدُ إلیه سَبیلًا. و اهرُبْ مِن الفُتیَا هَرَبَکَ مِن الأسَدِ، و لا تَجعَل رَقَبَتَکَ لِلنّاسِ جِسرًا.

  • قُم عَنِّی یا أباعَبدِاللَهِ! فَقَد نَصَحتُ لَکَ، و لا تُفسِد علَیَّ وِردِی، فَإنّی امرُؤٌ ضَنِینٌ بِنَفْسی؛ و السّلامُ علَی مَنِ اتّبَعَ الهُدَی.“»1

    1. ـ جنگ ١، ص ٩٨ الی ١٠١، به نقل از کشکول شیخ بهائی؛ جنگ ٣، ص ٢١ الی ٢٤، به نقل از بحارالأنوار، ج ١، ص ٢٢٤؛ مشکاة الأنوار، ص ٣٢٥، با قدری اختلاف؛ روح مجرّد، بخش پنجمین، ص ١٧٧: «١٧ـ می‌گویم: من به خطّ شیخ ما، بهاء الدّین عامِلی ـ‌ قدَّس اللَه روحَه ـ‌ چیزی را بدین عبارت یافتم‌: شیخ شمس الدّین محمّد بن مکّی (شهید اوّل) گفت: من نقل می‌کنم از خطّ شیخ احمد فراهانی ـ‌ رحمه اللَه ـ‌ از عُنوان بصری و وی پیرمردی فرتوت بود که از عمرش ^ ^ نود و چهار سال سپری می‌گشت ‌ـ او گفت:
      حال من این‌طور بود که به نزد مالک بن أنس رفت و آمد داشتم؛ چون جعفر صادق علیه السّلام به مدینه آمد، من به نزد او رفت و آمد کردم، و دوست داشتم همان‌طوری که از مالک تحصیل علم کرده‌ام، از او نیز تحصیل علم نمایم. پس روزی آن حضرت به من گفت:
      من مردی هستم مورد طلب دستگاه حکومتی (آزاد نیستم و وقتم در اختیار خودم نیست، و جاسوسان و مفتّشان مرا مورد نظر و تحت مراقبه دارند.) و علاوه بر این، من در هر ساعت از ساعات شبانه روز أوراد و اذکاری دارم که بدانها مشغولم؛ تو مرا از وِردم و ذِکرم باز مدار! و علومت را که می‌خواهی، از مالک بگیر و در نزد او رفت و آمد داشته باش، همچنان‌که سابقاً حالت این‌طور بود که به سوی وی رفت و آمد داشتی.‌
      پس من از این جریان غمگین گشتم و از نزد وی بیرون شدم، و با خود گفتم: اگر حضرت در من مقدار خیری جزئی را هم تفرّس می‌نمود، هر آینه مرا از رفت و آمد به سوی خودش، و تحصیل علم از محضرش منع و طرد نمی‌کرد. پس داخل مسجد رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله شدم و بر آن حضرت سلام کردم. سپس فردای آن روز به سوی روضه برگشتم و در آنجا دو رکعت نماز گزاردم و عرض کردم:
      ای خدا! ای خدا! من از تو می‌خواهم تا قلب جعفر را به من متمایل فرمائی، و از علمش به مقداری روزی من نمائی، تا بتوانم بدان به سوی راه مستقیم و استوارت راه یابم‌.
      و با حال اندوه و غصّه به خانه‌ام بازگشتم و به جهت آنکه دلم از محبّت جعفر اشراب گردیده بود، دیگر نزد مالک بن أنس نرفتم. بنابراین از منزلم خارج نشدم مگر برای نماز واجب (که باید در مسجد با امام جماعت بجای آورم) تا به جائی که صبرم تمام شد.
      در این حال که سینه‌ام گرفته بود و حوصله‌ام به پایان رسیده بود، نعلَین خود را پوشیدم و ردای خود را بر دوش افکندم و قصد زیارت و دیدار جعفر را کردم؛ و این هنگامی بود که نماز عصر را بجا آورده بودم.‌ پس چون به درِ خانه حضرت رسیدم، اذن دخول خواستم برای زیارت و دیدار حضرت. در این حال خادمی از طرف حضرت بیرون آمد و گفت: چه حاجت داری؟
      گفتم: سلام کنم بر شریف.
      خادم گفت: او در محلّ نماز خویش به نماز ایستاده است.
      پس من مقابل درِ منزل حضرت نشستم. در این حال فقط به مقدار مختصری درنگ نمودم که خادمی آمد و گفت: به درون بیا، تو بر برکت خداوندی (که به تو عنایت کند). ^
      ^ من داخل شدم و بر حضرت سلام نمودم. حضرت سلام مرا پاسخ گفتند و فرمودند: بنشین، خداوندت بیامرزد!
      پس من نشستم، و حضرت قدری به حال تفکّر سر به زیر انداختند و سپس سر خود را بلند نمودند و گفتند: کنیه‌ات چیست؟
      گفتم: أبوعبداللَه!
      حضرت گفتند: خداوند کنیه‌ات را ثابت گرداند و تو را موفّق بدارد ای أبوعبداللَه‌! حاجتت چیست؟
      من در این لحظه با خود گفتم: اگر برای من از این دیدار و سلامی که بر حضرت کردم غیر از همین دعای حضرت هیچ چیز دگری نباشد، هرآینه بسیار است.‌
      سپس حضرت سر خود را بلند نمود و گفت: چه می‌خواهی؟
      عرض کردم: از خداوند مسألت نمودم تا دلت را بر من منعطف فرماید، و از علمت به من روزی کند، و از خداوند امید دارم که آنچه را که درباره حضرت شریفِ تو درخواست نموده‌ام به من عنایت نماید.
      حضرت فرمود: ای أباعبداللَه! علم به آموختن نیست؛ علم فقط نوری است که در دل کسی که خداوند تبارک و تعالی اراده هدایت او را نموده است واقع می‌شود. پس اگر علم می‌خواهی، باید در اوّلین مرحله در نزد خودت حقیقت عبودیّت را بطلبی؛ و به واسطه عمل کردن به علم، طالب علم باشی؛ و از خداوند بپرسی و استفهام نمائی تا خدایت تو را جواب دهد و بفهماند.
      گفتم: ای شریف!
      گفت: بگو: ای أباعبداللَه!
      گفتم: ای أباعبداللَه! حقیقت عبودیّت کدام است؟
      گفت: سه چیز است:
      اینکه بندۀ خدا برای خودش درباره آنچه را که خدا به وی سپرده است مِلکیّتی نبیند؛ چرا‌که بندگان دارای مِلک نمی‌باشند، همه اموال را مال خدا می‌بینند، و در آنجائی که خداوند ایشان را امر نموده است که بِنَهند، می‌گذارند؛
      و اینکه بنده خدا برای خودش مصلحت اندیشی و تدبیر نکند؛
      و تمام مشغولیّاتش در آن منحصر شود که خداوند او را بدان امر نموده است و یا از آن نهی فرموده است. ^
      ^ بنابراین، اگر بنده خدا برای خودش مِلکیّتی را در آنچه که خدا به او سپرده است نبیند، انفاق نمودن در آنچه خداوند تعالی بدان امر کرده است بر او آسان می‌شود. و چون بنده خدا تدبیر امور خود را به مُدبّرش بسپارد، مصائب و مشکلات دنیا بر وی آسان می‌گردد. و زمانی که اشتغال ورزد به آنچه را که خداوند به وی امر کرده و نهی نموده است، دیگر فراغتی از آن دو امر نمی‌یابد تا مجال و فرصتی برای خودنمائی و فخریّه نمودن با مردم پیدا نماید.
      پس چون خداوند، بنده خود را به این سه چیز گرامی بدارد، دنیا و ابلیس و خلائق بر وی سهل و آسان می‌گردد، و دنبال دنیا به جهت زیاده اندوزی و فخریّه و مباهات با مردم نمی‌رود، و آنچه را که از جاه و جلال و منصب و مال در دست مردم می‌نگرد، آنها را به جهت عزّت و علوّ درجه خویشتن طلب نمی‌نماید، و روزهای خود را به بطالت و بیهوده رها نمی‌کند. و اینست اوّلین پلّه از نردبان تقوا؛ خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید:
      ”آن سرای آخرت را ما قرار می‌دهیم برای کسانی که در زمین اراده بلندمنشی ندارند، و دنبال فَساد نمی‌گردند؛ و تمام مراتبِ پیروزی و سعادت در پایان کار، انحصاراً برای مردمان با تقوا است.“
      گفتم: ای أباعبداللَه، به من سفارش و توصیه‌ای فرما!
      گفت: من تو را به نُه چیز وصیّت و سفارش می‌نمایم ‌ـ زیرا که آنها سفارش و وصیّت من است به اراده‌کنندگان و پویندگان راه خداوند تعالی، و از خداوند مسألت می‌نمایم تا تو را در عمل به آنها توفیق مرحمت فرماید ـ سه تا از آن نُه امر درباره تربیت و تأدیب نفس است، و سه تا از آنها درباره‌ حلم و بردباری است، و سه تا از آنها درباره علم و دانش است. پس ای عنوان! آنها را به خاطرت بسپار، و مبادا در عمل به آنها از تو سستی و تکاهل سر زند!
      عنوان گفت: من دلم و اندیشه‌ام را فارغ و خالی نمودم تا آنچه را که حضرت می‌فرماید بگیرم و اخذ کنم و بدان عمل نمایم.
      پس حضرت فرمود: امّا آن چیزهائی که راجع به تأدیب نفس است آنکه: مبادا چیزی را بخوری که بدان اشتها نداری، چرا که در انسان ایجاد حماقت و نادانی می‌کند. و چیزی مخور مگر آنگاه که گرسنه باشی. و چون خواستی چیزی بخوری از حلال بخور و نام خدا را ببر و به خاطر آور حدیث رسول اکرم صلّی اللَه علیه و آله را که فرمود:
      ”هیچ‌وقت آدمی ظرفی را بدتر از شکمش پر نکرده است“
      بناءً علی‌هذا اگر به قدری گرسنه شد که ناچار از تناول غذا گردید، پس به مقدار ثُلث شکم خود ^ ^ را برای طعامش بگذارد، و ثلث آن را برای آبش، و ثلث آن را برای نفَسش.
      و امّا آن سه چیزی که راجع به بردباری و صبر است: پس کسی که به تو بگوید: اگر یک کلمه بگوئی ده تا می‌شنوی، به او بگو: اگر ده کلمه بگوئی یکی هم نمی‌شنوی! و کسی که تو را شتم و سبّ کند و ناسزا گوید، به وی بگو: اگر در آنچه می‌گوئی راست می‌گوئی، من از خدا می‌خواهم تا از من درگذرد؛ و اگر در آنچه می‌گوئی دروغ می‌گوئی، پس من از خدا می‌خواهم تا از تو درگذرد. و اگر کسی تو را بیم دهد که به تو فحش خواهم داد و ناسزا خواهم گفت، تو او را مژده بده که من درباره تو خیرخواه می‌باشم و مراعات تو را می‌نمایم.
      و امّا آن سه چیزی که راجع به علم است: پس، از علماء بپرس آنچه را که نمی‌دانی؛ و مبادا چیزی را از آنها بپرسی تا ایشان را به لغزش افکنی و برای آزمایش و امتحان بپرسی؛ و مبادا که از روی رأی خودت به کاری دست زنی. و در جمیع اموری که راهی به احتیاط و محافظت از وقوع در خلافِ امر داری‌ احتیاط را پیشه خود ساز. و از فتوا دادن بپرهیز همان‌طور که از شیر درنده فرار می‌کنی؛ و گردن خود را جِسر و پل عبور برای مردم قرار نده.
      ای أباعبداللَه! دیگر برخیز از نزد من، چرا که تحقیقاً برای تو خیر خواهی کردم؛ و ذِکر و وِرد مرا بر من فاسد مکن، زیرا که من مردی هستم که روی گذشت عمر و ساعات زندگی حساب دارم، و نگرانم از آنکه مقداری از آن بیهوده تلف شود. و تمام مراتب سلام و سلامت خداوند برای آن کسی باد که از هدایت پیروی می‌کند، و متابعت از پیمودن طریق مستقیم می‌نماید.»

مطلع انوار ج4

154

مطلع انوار ج4

155

مطلع انوار ج4

156

مطلع انوار ج4

158
  • ١ـ علم و علماء

  • [آیات و روایاتی چند در فضیلت علم و علماء]

  • [١] ﴿يَرۡفَعِ ٱللَهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنكُمۡ وَٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡعِلۡمَ دَرَجَٰتٖ﴾.1

  • [٢] ﴿ٱلَّذِي خَلَقَ سَبۡعَ سَمَٰوَٰتٖ وَمِنَ ٱلۡأَرۡضِ مِثۡلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ ٱلۡأَمۡرُ بَيۡنَهُنَّ لِتَعۡلَمُوٓاْ﴾.2

  • [٣] «کُنتُ کَنزًا مَخفیًّا فَأحْبَبتُ أن أُعرَف، و خَلقتُ الخَلقَ لِکَی أُعرَفَ.»3

  • [٤] عن عبداللَه بن میمون عن أبی‌عبداللَه علیه السّلام قال:

  • «قالَ رسولُ اللَهِ [صلّی اللَه علیه و آله و سلّم]: مَن سَلَکَ طَریقًا یَطلُبُ فیه عِلمًا سَلکَ اللَهُ بهِ طَریقًا إلی الجَنّةِ؛ و إنّ الملَائِکَةَ لَتَضَعُ أجنِحَتَها لِطالبِ العِلمِ رِضًی بهِ؛ و إنّهُ لَتَستَغفِرُ [لَیَستَغفِرُ] لِطالِبِ العِلمِ مَن فی السّمَاواتِ و مَن فی الأرضِ حتّی الحوتِ فی البَحرِ؛ و فَضلُ العالِمِ علَی العابِدِ کفَضلِ القَمرِ علَی سایرِالنّجومِ لَیلةَ البَدرِ؛ و إنّ العُلماءَ وَرَثَةُ الأنبیاءِ؛ و أنّ العلماءَ [الأنبیاءَ] لَم یُوَرِّثوا دِینارًا و لا دِرهَمًا ولکن وَرَّثوا العِلمَ...»4

  • [٥]عن أصبغ بن نباتة قال:

  • «قالَ أمیرالمؤمنین علیه السّلام: ”تَعَلَّموا العِلمَ! و إنّ تَعَلُّمَه حَسَنَةٌ، و مُدارَسَتَهُ تسبیحٌ، و البَحثَ عنهُ جِهادٌ، و تَعلیمَه مَن لا یَعلَمُهُ صَدَقةٌ، و هو عِندَ اللَهِ لأهلِه قُربَةٌ

    1. ـ سوره المجادلة (٥٨) قسمتی از آیه ١١.
    2. ـ سوره الطّلاق (٦٥) قسمتی از آیه ١٢.
    3. ـ بحارالأنوار، ج ٨٤، ص ١٩٨ و ٣٤٤.
    4. ـ همان مصدر، ج ١، ص ١٦٤؛ الکافی، ج ١، ص ٣٤.

مطلع انوار ج4

159
  • لأنّه مَعالِمُ الحَلال و الحَرام، و سالِکٌ بِطالِبهِ سَبیلَ الجَنَّةِ، و هو أنیسٌ فی الوَحشَةِ و صاحِبٌ فی الوَحدَة، و سِلاحُ الأعداءِ و زَینٌ للأخلّاءِ، یَرفعُ اللَهُ بهِ أقوامًا یَجعَلُهم فی الخَیر أئمّةً یُقتَدی بهِم، تُرمَقُ أعمالُهم و تُقتَبَسُ آثارُهُم و تَرغَبُ المَلائکِةُ فی خُلَّتِهِم، یَمسَحونَهم بِأجنِحَتِهِم فی صلَواتِهِم؛ لِأنَّ العِلمَ حَیاتُ القُلوبِ مِن الجَهلِ، و نورُ الأبصارِ مِن العِمَی، و قوَّةُ الأبدانِ مِن الضَّعفِ. یُنزِلُ اللَهُ حامِلَهُ مَنزِلَةَ الأبرارِ، و یمنَحُهُ مُجالَسَةَ الأخیارِ فی الدُّنیا و الآخِرَةِ. و بالعِلمِ یُطاعُ اللَهُ و یُعبَدُ، و بالعِلمِ یُعرَفُ اللَهُ و یُوحَّدُ، و بالعِلمِ تُوصَلُ الأرحامُ، و بِه یُعرَفُ الحَلالُ و الحَرامُ. و العِلمُ إمامُ العَقلِ و العَقلُ تابِعُهُ، یُلهِمُهُ السُّعَداءَ و یُحرِمُهُ الأشقیاءَ.“»1

  • [٦]عن أبی‌عبداللَه علیه السّلام قال:

  • «قالَ رسولُ اللَهِ صلّی اللَه علَیهِ و آلهِ و سلّمَ: ”طَلَبُ العِلمِ فَریضَةٌ علَی کُلِّ مُسلِمٍ و مُسلِمَةٍ“ ألا إنّ اللَهَ تعالَی یُحبُّ بُغاةَ العِلمِ.»2

  • [٧]و فی نهج البلاغة عن أمیرالمؤمنین علیه السّلام:

  • «إنّ أولَی النّاسِ بِالأنبیاءِ أعلَمُهم بِما جاؤوا بِه؛ ثُمّ تَلَی قَولَه تَعالَی:

  • ﴿إِنَّ أَوۡلَى ٱلنَّاسِ بِإِبۡرَٰهِيمَ لَلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُ وَهَٰذَا ٱلنَّبِيُّ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ﴾.3

  • ثمّ قال: إنّ وَلیَّ محمّدٍ مَن أطاعَ اللَهَ و إن بَعُدَتْ لُحمَتُه، و إنّ عَدُوَّ محمّدٍ مَن عَصی اللَهَ و إن قَرُبَتْ قَرابَتُه.»4و5

    1. ـ أمالی ‌صدوق، ص ٦١٥، با قدری اختلاف.
    2. ـ مشکاة الأنوار، ص ١٣٣؛ بحارالأنوار، ج ١، ص ١٧٢، به نقل از بصائر الدّرجات، ص ٢.
    3. ـ سوره آل عمران (٣) صدر آیه ٦٨.
    4. ـ نهج البلاغة (عبده)، ج ٤، ص ٢١.
    5. ـ جنگ ١، ص ١١ الی ١٣.

مطلع انوار ج4

160
  • [٨ـ مستدرک الوسائل، طبع سنگی، جلد ٢] صفحۀ ٣٦٨:

  • «أبوالفتح الکَراجُکی فی کَنز الفوائد، عن أمیرالمؤمنین علیه السّلام، قال: ”لم یَمُت مَن تَرَکَ أفعالًا یُقتدَی بها مِن الخَیر، و مَن نَشَرَ حِکمَةً ذُکِرَ بها.“

  • [٩] جامعُ الأخبار عن کِتاب جُمَل الغرائِب، بإسناده عن النّبیّ صلّی اللَه علیه و آله، إنّه قال: ”خمسةٌ فی قُبورهم و ثَوابُهم یَجری إلی دیوانِهم: مَن غَرَس نخلًا، و مَن حَفَر بِئرًا، و من بَنَی لِلّه مسجدًا، و من کَتَب مُصحَفًا، و مَن خَلَّف إبنًا صالحًا.“»1و2

  • [کلام أمیرالمؤمنین علیه السّلام به کمیل: إنّ هٰذهِ القُلوبَ أوعیَةٌ...]

  • «و مِن کَلامٍ لَهُ علیه السّلام لِکُمَیلِ بنِ زیادٍ النّخَعیِّ:

  • قالَ کُمَیلُ: أخَذَ بیَدِی أمیرُالمُؤمنینَ عَلیُّ بنُ أبی‌طالِبٍ علیه السّلام فَأَخرَجَنی إلی الجَبّانِ، فلَمّا أَصحَرَ تَنَفّسَ الصُّعَداءَ، ثُمّ قالَ:

  • ”یا کُمَیلُ! إِنّ هَذِه القُلوبَ أَوعیَةٌ فخَیرُها أَوعاهَا، فَاحفَظ عَنِّی ما أَقولُ لَکَ! النّاسُ ثَلاثَةٌ: فَعالِمٌ رَبّانیٌّ، و مُتَعَلِّمٌ علَی سَبیلِ نَجاةٍ، و هَمَجٌ رَعاعٌ؛ أَتباعُ کُلِّ ناعِقٍ، یَمیلونَ مَعَ کُلِّ ریحٍ، لَم یَستَضِیئُوا بِنورِ العِلمِ و لَم یَلجَئُوا إِلی رُکنٍ وَثیقٍ.

  • یا کُمَیلُ! العِلمُ خَیرٌ مِنَ المالِ؛ العِلمُ یَحرُسُکَ و أَنتَ تَحرُسُ المالَ، المالُ تَنقُصُهُ النّفَقَةُ و العِلمُ یَزکُوا علَی الإِنفاقِ، و صَنیعُ المالِ یَزولُ بِزَوالِه.

  • یا کُمَیلُ! العِلمُ دِینٌ یُدانُ بِه؛ بِه یَکسِبُ الإِنسانُ الطّاعَةَ فی حَیاتِه و جَمیلَ الأُحدُوثَةِ بَعدَ وَفاتِه؛ و العِلمُ حاکِمٌ و المالُ مَحکومٌ علَیهِ.

    1. ـ مستدرک الوسائل، طبع حروفی، ج ١٢، ص ٢٢٩.
    2. ـ جنگ ٢٤، ص ٢٠٠.

مطلع انوار ج4

161
  • یا کُمَیلُ! هَلَکَ خُزّانُ الأَموالِ و هُم أَحیاءٌ، و العُلَماءُ باقونَ ما بَقِیَ الدَّهرُ؛ أَعیانُهُم مَفقودَةٌ و أَمثالُهُم فی القُلوبِ مَوجودَةٌ.

  • هَا! إنّ هٰهُنا لَعِلمًا جَمًّا [و أَشارَ بیَدِهِ إِلی صَدرِهِ] لَو أَصَبتُ لَهُ حَمَلَةً! بَلَی أَصَبتُ لَقِنًا غَیرَ مَأمونٍ علَیهِ، مُستَعمِلًا آلَةَ الدّینِ لِلدّنیا و مُستَظهِرًا بنِعَمِ اللَهِ علَی عِبادِه و بحُجَجِه علَی أَولِیائهِ؛ أَو مُنقادًا لِحَمَلَةِ الحَقِّ لا بَصیرَةَ لَهُ فی أَحنائهِ، یَنقَدِحُ الشّکُّ فی قَلبِه لأوّلِ عارِضٍ مِن شُبهَةٍ؛ أَلا لَا ذا و لَا ذاکَ! أَو مَنهومًا باللَّذَّةِ، سَلِسَ القیادِ لِلشَّهوَةِ؛ أَو مُغرَمًا بِالجَمعِ و الادِّخارِ؛ لَیسا مِن رُعاةِ الدّینِ فی شَی‌ءٍ. أَقرَبُ شَیءٍ شَبَهًا بِهِما الأَنعامُ السّائمَةُ. کَذلِکَ یَموتُ العِلمُ بِمَوتِ حامِلیهِ.

  • اللَهُمَّ بلَی، لا تَخلُو الأَرضُ مِن قائمٍ لِلّهِ بحُجَّةٍ، إِمّا ظاهِرًا مَشهورًا و إِمّا خائفًا مَغمورًا؛ لِئَلّا تَبطُلَ حُجَجُ اللَهِ و بَیِّناتُهُ. و کَم ذا و أَینَ أولَئِکَ؟!

  • أولَئِکَ و اللَهِ الأقَلّونَ عَدَدًا و الأعظَمونَ عِندَ اللَهِ قَدرًا! یَحفَظُ اللَهُ بِهِم حُجَجَهُ و بَیِّناتِه حَتّی یُودِعوها نُظَراءَهُم و یَزرَعوها فی قُلوبِ أَشباهِهِم.

  • هَجَمَ بِهِمُ العِلمُ علَی حَقیقَةِ البَصیرَةِ، و باشَروا رُوحَ الیَقینِ، و استَلانوا ما استَوعَرَهُ المُترَفونَ، و أَنِسوا بِما استَوحَشَ مِنهُ الجاهِلونَ، و صَحِبوا الدّنیا بِأَبدانٍ أرواحُها مُعلّقَةٌ بِالمَحَلِّ الأعلَی.

  • اُولَئکَ خُلَفاءُ اللَهِ فی أرضِه و الدُّعاةُ إِلی دینِه. آهِ آهِ شَوقًا إلی رُؤیَتِهِم! انصَرِفْ إِذا شِئتَ.“»1 ـ انتهی کلامه علیه السّلام2.3

    1. ـ نهج البلاغة(عبده)، ج ٤، ص ٣٥؛ بحارالأنوار، ج ١، ص ١٨٩؛ شرح نهج البلاغة، ج ١٨، ص ٣٤٦.
    2. ـ [ترجمۀ این حدیث شریف در کتاب ولایت فقیه در حکومت اسلام، ج ١، ص ٢٦٨ به طور کامل آمده است. (محقّق)]
    3. ـ جنگ ١، ص ١٢٦ و ص ١٢٧.

مطلع انوار ج4

162
  • [أمیرالمؤمنین علیه السّلام: هُم قَومٌ هَجَمَ بِهِمُ العِلمُ علی حَقیقَة الأمرِ]

  • جامع السّعادات، صفحه ٥١٥:

  • «قالَ أمیرالمؤمنین علیه السّلام فی وَصف أولیاءِ اللَه:

  • ”هُم قَومٌ هَجَمَ بِهِمُ العِلمُ علَی حَقیقَةِ الأمرِ، فَباشَروا رُوحَ الیَقینِ، و اسْتَلانوا ما اسْتَوعَرَهُ المُترَفون، و أنِسوا بِما اسْتَوحَشَ مِنهُ الجاهِلونَ، صَحِبوا الدُّنیا بِأبدانٍ أرواحُها مُتَعَلّقَةٌ بِالمَحَلِّ الأعلَی؛ اُولَئکَ خُلَفاءُ اللَهِ فی أرضِه، و الدُّعاةُ إلی دِینِه.“»1و2

  • [روایات و مطالبی از کتاب بحارالأنوار درباره منزلت علماء]

  • [١] بحار، طبع حروفی، جلد ٢، صفحه ١٥، در کتاب العلم:

  • «قرب الإسناد، هارون عن ابن صَدَقة، عن الصادق، عن أَبیه، عن آبائه علیه السّلام: إنَّ رَسولَ اللَهِ صلّی اللَه علیه و آله و سلّم قال: ثلاثةٌ یَشفَعونَ إلی اللَهِ یومَ القِیامَةِ فَیُشَفِّعُهُم: الأنبیاءُ، ثُمّ العُلَماءُ، ثُمّ الشُّهداءُ.»

  • [٢] صفحه ١٦: «أمالی للطوسی بإسناد المُجاشعی عن الصادق، عن آبائه، عن علیٍّ علیهم السّلام، قال: قال رَسولُ اللَهِ صلّی اللَه علیه و آله و سلّم: إذا کانَ یَومُ القیامَةِ، وُزِنَ مِدادُ العُلَماءِ بِدِماءِ الشُّهَداءِ فیُرَجَّحُ مِدادُ العُلماءِ عَلی دِماءِ الشُّهداءِ

  • [٣] صفحه ٢٢: «غوالی قال: قال رَسولُ اللَهِ صلّی اللَه علیه و آله و سلّم: ”عُلَماءُ أُمَّتِی کَأَنبیاءِ بَنی إسرائیلَ“.»

    1. ـ جامع السّعادات، ج ٣، ص ١٩٠؛ نهج البلاغة (عبده)، ج ٤، ص ٣٧، با قدری اختلاف؛ روح مجرّد، دیباچه، ص ٤.
    2. ـ جنگ ٣، ص ١٤.

مطلع انوار ج4

163
  • [٤] صفحه ٣٧: «عدّة الداعی عن النبی صلّی اللَه علیه و آله قال:مَنِ ازدادَ عِلمًا و لَم یَزدَدْ هُدًی لَم یَزدَدْ مِنَ اللَهِ إلّا بُعدًا.“»1

  • [٥] صفحه ٤٣: «المحاسن أبی عن سعدان، عن عبدالرحیم بن مسلم، عن اسحاق بن عمّارقالَ: قُلتُ لِأبِی‌عَبدِ اللَهِ علیه السّلام: مَن قامَ مِن مَجلِسِه تَعظیمًا لِرَجُلٍ؟ قالَ: ”مَکروهٌ إلّا لِرَجُلٍ فی الدِّینِ.“»2

  • [٦] و در جلد ١، صفحه ٤٢، در ترجمه احوال مقدس اردبیلی گوید:

  • «و المحقّق الأردبیلی فی الوَرَع و التقّوی و الزهد و الفضل بلَغَ الغایَة القصوی، و لم أسمَع بمِثله فی المتقدّمین و المتأخّرین ـ جَمَع اللَهُ بینه و بین الأئّمة الطّاهرین ـ و کتُبُه فی غایةِ التدقیق و التحقیق.»

  • [٧] و در جلد ١، صفحه ٣٦ گوید:

  • «و المسعودیّ عدّه النجاشیّ فی فهرسته من رُواة الشیعة و قال: له کُتبٌ منها کتابُ إثبات الوصیّة لعلیّ بن أبی‌طالب علیه السّلام و کتاب مُروج الذهب. مات سنةَ ثلاثٍ و ثلاثین و ثلاثِ مائة.»3

  • [شعری در فضیلت کسب علم]

  • به عنوان یادگاری به جهت دوست عزیز و اخوی محترم و فاضل خود: آقای آقا سیّد محمّد حسین تهرانی ـ وفّقه اللَه ـ تحریر می‌شود. (نوری همدانی)4

    1. ـ بحارالأنوار، ج ٢، ص ٣٧؛ عدّة الدّاعی، ص ٧٤.
    2. ـ وسائل الشیّعة، ج ١٢، ص ٢٢٦.
    3. ـ جنگ ١٤، ص ٩٢ و ٩٣.
    4. ـ [این اشعار توسّط مرحوم حجّة الاسلام و المسلمین حاج شیخ حسن نوری همدانی، (که در هنگام تحریر این جنگ، هم‌حجره با مرحوم علاّمه بوده‌اند) با خطّی زیبا تحریر گردیده است. (محقّق)]

مطلع انوار ج4

164
  • صاحب‌دلی به مدرسه آمد ز خانقاه*

  • *بشکست عهد صحبت اهل طریق را

  • گفتم میان عالم و عابد چه فرق بود*

  • *تا اختیار کردی از آن این فریق را

  • گفت آن گلیم خویش برون می‌برد ز موج*

  • *وین سعی می‌کند که بگیرد غریق را1

  • [امام کاظم علیه السّلام: لا تَجلِسوا عند کلِّ عالِم]

  • [قال موسی بن جعفر علیه السّلام:] «لا تَجلِسوا عِندَ کُلِّ عالِمٍ إلّا عالِمٌ یَدعوکُم مِن الخَمسِ إلی الخَمسِ: مِن الشَّکِّ إلی الیَقینِ، و مِن الکِبرِ إلی التَّواضُعِ، و مِن الرِّیاءِ إلی الإخلاصِ، و مِن الرَّغبَةِ إلی الزُّهدِ، و مِن العَداوَةِ إلی النَّصیحَةِ.»2و3

  • [راجع به لزوم توأم بودن علم و عمل]

  • [١] عمل و علم هر دو مؤیّد یکدیگر هستند؛ علم موجب عمل، و عمل موجب ازدیاد علم است.

  • مرحوم ملاّ محسن فیض مثال می‌زند به کسی [که] با چراغ راه رود؛ چراغ، راه رفتن را مستقیم و آسان می‌کند، و راه رفتن موجب می‌شود که چراغ نیز حرکت کرده، راه بعدی را روشن کند.4

    1. ـ جنگ ١، ص ١٣٩.
    2. ـ بحارالأنوار، ج ١، ص ٢٠٥؛ الفصول المهمّة فی اصول الأئمّة، ج ١، ص ٤٧٩.
    3. ـ جنگ ٣، ص ٣٨.
    4. ـ المحجّة البیضاء، ج ١، ص ٢٧٧.

مطلع انوار ج4

165
  • [٢]عَن النّبیِّ صلّی اللَه علَیهِ و آلِه و سلّمَ:

  • «مَن عَلِمَ و عَمِلَ بِما عَلِمَ وَرّثَهُ اللَهُ عِلمَ ما لَم یَعلَم.»1و2

  • [٣] بحارالأنوار، جلد ١، صفحه ١٩٥:

  • «غوالی اللئالی‌ رُوِیَ عَن بَعضِ الصّادِقینَ علیهم السّلام: أن النّاسَ أربَعَةٌ: رَجُلٌ یَعلَمُ و یَعلَمُ أنَّهُ یَعلَمُ، فَذاکَ مُرشِدٌ عالِمٌ فاتَّبِعوهُ؛ و رَجُلٌ یَعلَمُ و لا یَعلَمُ أنَّهُ یَعلَمُ، فَذاکَ غافِلٌ فَأیقِظوهُ؛ و رَجُلٌ لا یَعلَمُ و یَعلَمُ أنَّهُ لا یَعلَمُ، فَذاکَ جاهِلٌ فَعَلِّموهُ؛ و رَجُلٌ لا یَعلَمُ و یَعلَمُ أنَّهُ یَعلَمُ، فَذاکَ ضالٌّ فَأرشِدوهُ

  • [٤]فی وصیة أمیرالمؤمنین علیه ‌السّلام لابنه الحسن علیه ‌السّلام إلی أن قال: «فإنَّ خَیرَ القَولِ ما نَفَعَ، و اعلَم أنَّهُ لا خَیرَ فی عِلمٍ لا یَنفَعُ و لا یُنتَفَعُ بِعِلمٍ لا یَحِقُّ تَعَلُّمُهُ.»3

  • قال ابن میثم فی شرحه صفحة ١٢: «و لذلک استعاذ الرسول صلّی اللَه علیه و آله و سلّم منه فقال: ”و أعوذ بک من علمٍ لا یَنفَع.“»4

  • [٥] أقول: قال ملّا محمّد البلخی:

  • «علم‌های اهل حس شد پوزبند   ***   تا نگیرد شیر زان علم بلند»5

  • و قد اتّفق العلماء أنّ شَرَفَ کلِّ علمٍ بشرف المعلوم، و کلُّ عِلمٍ یکونُ معلومُه

    1. ـ المحجّة البیضاء، ج ٢، ص١٤٨؛ جامع السّعادات، ج ١، ص ٤٤؛ بحارالأنوار، ج ٤٠، ص ١٢٨ با قدری اختلاف.
    2. ـ جنگ ٣، ص ٤٩.
    3. ـ نهج البلاغة (عبده)، ج ٣، ص ٤٠.
    4. ـ شرح ‌نهج ‌البلاغة (ابن‌میثم)، ج ٥، ص ١٢.
    5. ـ مثنوی معنوی، طبع میرخانی، دفتر اول.

مطلع انوار ج4

166
  • أشرفَ المعلومات یکونُ ذلک العلمُ أشرفَ العلومِ، أشرفُ العلوم العلمُ الإلهی لأنّه معلومُه ـ و هُو اللَه ـ أشرفُ الموجودات1.2

  • [٦] راجع به علم بی‌عمل در ذیل آیۀ شریفۀ: ﴿أَتَأۡمُرُونَ ٱلنَّاسَ بِٱلۡبِرِّ وَتَنسَوۡنَ أَنفُسَكُمۡ وَأَنتُمۡ تَتۡلُونَ ٱلۡكِتَٰبَ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ﴾،3 فی تفسیر الصافیو فی المصباح الشریعة عن الصّادِقِ علیه السّلام:

  • «مَن لَم یَنسَلِخ عَن هَواجِسِهِ و لَم یَتَخَلَّص مِن آفاتِ نَفسِهِ و شَهَواتِها و لَم یَهزِم الشَّیطانَ و لَم یَدخُلْ فی کَنَفِ اللَهِ و أمانِ عِصمَتِهِ، لا یَصلُحُ لَهُ الأمرُ بِالمَعروفِ و النَّهیُ عَنِ المُنکَرِ؛ لِأنَّهُ إذا لَم یَکُن بِهَذِهِ الصِّفَةِ فَکُلَّما أظهَرَ أمرًا کانَ حُجَّةً عَلَیهِ و لا یَنتَفِعُ النّاسُ بِهِ. قالَ اللَهُ تعالی: ﴿أَتَأۡمُرُونَ ٱلنَّاسَ بِٱلۡبِرِّ وَتَنسَوۡنَ أَنفُسَكُمۡ﴾؛4و یُقالُ لَهُ: یا خائِنُ أتُطالِبُ خَلقِی بِما خُنتَ بِهِ نَفسَکَ و أرخَیتَ عَنهُ عِنانَک!»‌5

  • [٧] و فى المَجمع عن أنَسِ بنِ مَالِک قالَ: قالَ رَسولُ اللَهِ صلّی اللَه علیه و آله:

  • «مَرَرتُ لَیلَةَ أُسرِیَ بِی عَلَی أُناسٍ تُقرَضُ شِفاهُهُم بِمَقارِیضَ مِن نارٍ، فَقُلتُ: مَن هَؤُلاءِ یا جَبرَئِیلُ؟ فَقالَ: هَؤلاءِ خُطَباءُ مِن أهلِ الدُّنیا مِمَّن کانوا یأمُرونَ النّاسَ

    1. ـ [جهت اطلاع بیشتر دربارۀ این مطلب به بحارالأنوار، ج ٤١، ص ١٣٩؛ شرح نهج البلاغة ابن ابی‌الحدید، ج ١، ص ١٥؛ جامع الأسرار، ص ٦٨؛ الفتوحات المکّیة، (٤ جلدی)، ج ٢، ص ١٨٧؛ المحجّة البیضاء، ج ١، ص ١١٥ و ١١٦؛ احیاء العلوم، ج ١، ص ٨٧ مراجعه شود. (محقّق)]
    2. ـ جنگ ٥، ص ١١٢.
    3. ـ سوره البقرة (٢) آیه ٤٤.
    4. ـ سوره البقرة (٢) صدر آیه ٤٤.
    5. ـ تفسیر الصافی، ج‌١، ص ١٢٥؛ مصباح الشّریعة، ص ١٨.

مطلع انوار ج4

167
  • بِالبِرِّ و یَنسَونَ أنفُسَهُم.»1و2

  • [٨ـ معادن الجواهر و نزهة الخواطر، مجلّد ١] صفحة ٥٣:

  • «الثانیةُ من آفات العلم المُهلِکة ترکُ العمل:

  • (و المراد) بالعملِ بالعلم الجَرْی علَی موجَبِه من الإلتزام بفعل الواجبات و ترک المحرّماتِ و المحافظةِ علی المندوبات. (قال) فی المعالم: ”و لْیجْعَلِ العالمُ له حظًّا وافرًا من الطّاعات و القُرُبات؛ فإنّها تفید النّفسَ ملکةً صالحةً و استعدادًا تامًّا لقبول الکمالات.“ ـ انتهی.»3

  • [حیاء و دین مأمور به همراهی عقلند]

  • [وسائل الشّیعة، طبع سنگی، جلد ٢] صفحه ٤٤٦:

  • «و عن علیّ بن محمّد عن سَهل بن زیاد عن عَمرو بن عُثمان عن مُفَضَّل بن صَالِح عن سَعد بن طَریف عن الأصبَغ بن نُباته عن علیّ علیه السّلام قال:

  • ”هبَطَ جَبرَئِیلُ علی آدمَ علیه السّلام فقال: یا آدمُ إنّی أُمِرتُ أن اُخیِّرَک واحدةً من ثلاثٍ، فاخْتَرها و دَعِ اثنتَین؛ فقال له آدمُ: یا جَبرئیلُ و ما الثلاثُ؟ فقال: العَقلُ و الحیاءُ و الدّین؛ فقال آدم: فإنّی قد اختَرتُ العقلَ؛ فقال جَبرئِیل للحیاء و الدّین: انصَرِفا و دَعاه؛ فقالا: یا جَبرئیلُ إنّا أُمِرنا أن نکونَ مع العقلِ حیثُ کان؛ قال: فشَأنَکُما، و عَرَجَ.“

  • و رواه البرقیّ فی المحاسن عن عَمرو بن عُثمان، و رَواه الصّدوق بإسناده عن

    1. ـ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‌١، ص ٢١٥.
    2. ـ جنگ ٥، ص ٦٨.
    3. ـ جنگ ٢٠، ص ١٥٧.

مطلع انوار ج4

168
  • أبی‌جمیلة المُفَضَّل بن صالح مثلَه.»1و2

  • [در معنای معرفت]

  • بعضی معنی معرفت را علم به شیء بعد از فقدان آن نموده‌اند ـ و این معنی را صاحب شوارق ذکر می‌کند‌ ـ و بدین جهت خدای را عارف نمی‌گویند. لیکن این معنی مردود است به خطبۀ حضرت أمیرالمؤمنین علیه السّلام:

  • «عالِمًا بِها قَبلَ ابتِدائها، مُحیطًا بحُدودِها و انتِهائها، عارِفًا بقَرائنِها و أحنائها»3.4

  • [بشارت رسول خدا به آمدن مجدِّدِ دین در رأس هر صد سال]

  • در جامع الأُصول و مشکاة طیّبی این حدیث نقل شده است:

  • «إنّ اللَهَ عزّوجلّ سَیَبعَثُ لِهَذهِ الاُمّةِ علَی رَأسِ کُلِّ مِائةِ سَنَةٍ مَن یُجَدِّدُ لَها دِینَها.»5و6

  • [مطالبی دربارۀ علم از سفینة البحار]

  • [١] در سفینة البحار، جلد ٢، صفحه ٢١٩ گوید:

  • «أقول: و للرّاغب الإصفهانیّ کلامٌ فی هذا المقام یُعجبنی نقلُه، قال:

    1. ـ الکافی، ج ١، ص ١٠؛ وسائل الشّیعة، طبع حروفی، ج ١٥، ص ٢٠٤.
    2. ـ جنگ ٣، ص ٦١، جنگ ٢٤، ص ١٠٥.
    3. ـ نهج ‌البلاغة (عبده)، ج ١، ص ١٦؛ الإحتجاج، ج ١، ص ١٩٨.
    4. ـ جنگ ٢، ص ٤٢.
    5. ـ کشکول شیخ بهائی، ج ٢، ص ٤٥١؛ جامع الأصول فی أحادیث الرسول، ج ١١، ص ٣١٩.
    6. ـ جنگ ٢، ص ٤٢.

مطلع انوار ج4

169
  • من کان قصدُه الوصولَ إلی جوارِ اللَه و التوجُّهَ نحوَه ـ کما قال تعالی: ﴿فَفِرُّوٓاْ إِلَى ٱللَهِ﴾،1 و کما أشار إلیه النَّبیّ صلّی اللَه علیه و آله و سلّم بقوله: ”سَافِروا تَغنَموا2 ـ فحقّه أن یَجعَلَ أنواعَ العلوم کزادٍ موضوعٍ فی منازل السَّفر، فیَتناوَلُ فی کلِّ منزلٍ قَدرَ البُلغَة و لا یعرُجَ علی تَفصّیه و استغراقِ ما فیه؛ فإنَّه لو قضی الإنسانُ جمیعَ عُمره فی فنٍّ واحدٍ لم یُدرِکْ قَعرَه و لم یَسبِرْ غَورَه.

  • و قد نبَّهَنا الباری سبحانه علی ذلک بقوله:﴿ٱلَّذِينَ يَسۡتَمِعُونَ ٱلۡقَوۡلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحۡسَنَهُۥٓ أُوْلَـٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ هَدَىٰهُمُ ٱللَهُ وَأُوْلَـٰٓئِكَ هُمۡ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾؛3

  • و قال أمیرالمؤمنین علیه السّلام: ”العِلمُ کَثِیرٌ فَخُذوا مِن کُلِّ شیءٍ أحسَنَهُ“؛

  • و قال الشاعر:

  • قَالوا خُذ العَینَ مِن کُلٍّ فَقُلتُ لَهُم       ***       فِی العَینِ فَضلٌ و لکن ناظرَ العَینِ

  • ـ إلی آخر ما أفاده الرَّاغب، فراجع.»4

  • [٢] و در صفحه ٢٢٠گوید:

  • «عن الصّادق علیه السّلام، قال: ”إذا کان یومُ القیامة جَمَعَ اللَهُ عزّوجلّ الناسَ

    1. ـ سوره الذّاریات (٥١) صدر آیه ٥٠.
    2. ـ وسائل الشّیعة، ج ١١، ص ٣٤٧؛ بحارالأنوار، ج ٧٣، ص ٢٢١، به نقل از محاسن برقی، ج ٢، ص ٣٤٥.
    3. ـ سوره الزّمر (٣٩) آیه ١٨.
    4. ـ [سفینة البحار، ج ٦، ص ٣٤٥؛ حضرت علاّمه ـ رضوان اللَه تعالی علیه ـ مطالبی را پیرامون مضرّات مطالعه زیاد به نقل از کتاب دو فیلسوف شرق و غرب و سفینة البحار، در جنگ ١٤، ص ٣، آورده‌اند و در مطلع أنوار، ج ١١، تحت موضوع کلّی «نکته‌ها و اشارات» با عنوان: «مضرّات مطالعه زیاد» آمده است. (محقّق)]

مطلع انوار ج4

170
  • فی صعیدٍ واحدٍ و وُضِعَتْ الموازینُ، فتوزَنُ دِماءُ الشَّهداء مع مِدادِ العلماء فَیُرَجَّحُ مِدادُ العلماء علی دِماء الشُّهداء.“»

  • [٣] و نیز گوید:

  • «قال أمیرالمؤمنین علیه السّلام: ”أیُّها النَّاس! إعلَموا أنَّه لیس بعاقلٍ مَن انْزَعَجَ مِن قَولِ الزّورِ فیه، و لا بحکیمٍ مَن رَضِیَ بثَناء الجاهِل علیه. النّاسُ أبناءُ ما یُحسِنون، و قدرُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحسِنُ؛ فَتَکَلَّموا فِی العلمِ تَبیَّنْ أقدارُکُم.“

  • و قال الصّادق علیه السّلام: ”مَن دَعَا النّاسَ إلی نفسه، و فیهم مَن هو أعلمُ منه فهو مبتَدِعٌ ضَالٌّ“ (ضه کج ١٨٨).

  • قال الخلیلُ بن أحمدَ: أحَثُّ کَلِمَةٍ علی طَلَبِ علمٍ قولُ علی بنِ أبی‌طالبٍ علیه السّلام: ”قَدرُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحسِنُهُ.“ (ضه یه ١٠٧)»1

  • [٤]در سفینة البحار، جلد ٢، صفحه ٢٢٠و ٢٢١ گوید:

  • «قال بعضُ المحقّقین: اعلم أنَّ العلمَ و العبادةَ جَوهران، لأجلِهما کان کلُّ ما تَرَی و تسمَعُ من تصنیف المصنِّفین و تعلیم المعلّمین و وَعظِ الواعظین؛ بَل لأجلهما اُنزلتْ الکتُبُ و اُرسِلَت الرُّسُلُ؛ بَل لأجلِهما خُلقَت السّمواتُ و الأرَضین و ما فیهما من الخلق. و ناهیکَ لِشرف العِلم قولُه تعالی: ﴿ٱللَهُ ٱلَّذِي خَلَقَ سَبۡعَ سَمَٰوَٰتٖ وَمِنَ ٱلۡأَرۡضِ مِثۡلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ ٱلۡأَمۡرُ بَيۡنَهُنَّ لِتَعۡلَمُوٓاْ﴾،2 ـ الآیة، و لشرف العبادة قوله تعالی: ﴿وَمَا خَلَقۡتُ ٱلۡجِنَّ وَٱلۡإِنسَ إِلَّا لِيَعۡبُدُونِ﴾.3 فَحَقٌّ للعبدِ أن لا یشتغِلَ إلّا بهما و لا یَتعَبَ إلّا لَهما؛ و

    1. ـ سفینة البحار، ج ٦، ص ٣٤٨.
    2. ـ سوره الطّلاق (٦٥) قسمتی از آیه ١٢.
    3. ـ سوره الذّاریات (٥١) آیه ٥٦.

مطلع انوار ج4

171
  • أشرفُ الجَوهرین العلم کما وَرد فی فضل العالِم علی العابد: ”کفَضلی علی أدناکم“.

  • و المراد بالعلم: الدِّینُ؛ أعنی معرفةَ اللَه سبحانَه و ملائکتِه و کتُبِه و رُسُلِه و الیومِ الأخر؛ قال اللَه تعالی: ﴿ءَامَنَ ٱلرَّسُولُ بِمَآ أُنزِلَ إِلَيۡهِ مِن رَّبِّهِۦ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ كُلٌّ ءَامَنَ بِٱللَهِ وَمَلَـٰٓئِكَتِهِۦ وَكُتُبِهِۦ وَرُسُلِهِۦ﴾.1 ـ إلی آخر ما قال هذا المحقّق. (خلق یه ٥٨)»2

  • [٥] و در صفحه ٢٢١ گوید:

  • «عن أبی‌عبداللَه علیه السّلام قال: ”إنَّ من حقیقةِ الإیمان أن تُؤثِرَ الحقَّ و إن ضَرَّک علی الباطِل و إن نَفَعَک؛ و أن لا یجوزَ منطقُکَ عِلمَکَ.“»3

  • [٦] و در صفحه ٢٢٢ و ٢٢٣ گوید:

  • «قال بعضُ الأفاضل: حَقُّ المُتَرَشِّحِ لِتعلُّمِ الحقایقِ أن یُراعِی ثلاثةَ أحوالٍ:

  • الأوّل: أن یُطهِّرَ نفسَه من رَدِیء الأخلاق تَطَهُّرَ الأرضِ للبَذرِ مِن خبائِث النَّبات؛ فالطّاهرُ لا یَسکُنُ إلّا بیتًا طاهرًا، و إنَّ الملائکةَ لا تَدخُل بیتًا فیه کلبٌ.

  • و الثانی: أن یُقَلِّلَ مِن الإشتغال الدُّنیویّة، لِیَتَوَّفرَ فَراغُه علی العلوم الحقیقیّة؛ قال قال اللَه تعالی: ﴿مَّا جَعَلَ ٱللَهُ لِرَجُلٖ مِّن قَلۡبَيۡنِ فِي جَوۡفِهِۦ﴾.4و الفکرَةُ متی تُوُزِّعَت تکون کجَدولٍ تَفَرَّقَ ماءُهُ فَیَنشِفُهُ الجَوُّ و تَشرِبُه الأرضُ فلا یَقَعُ به نَفعٌ، و إذا جُمع بُلِغَ به المَزرَعُ فَانتُفِعَ به.

  • و الثالث: أن لا یتکبَّرَ علی معلِّمِه و لا علَی العِلم. قال بعض العلماء فی قوله

    1. ـ سوره البقرة (٢) صدر آیه ٢٨٥.
    2. ـ سفینة البحار، ج ٦، ص ٣٤٩.
    3. ـ همان مصدر، ص ٣٥٠.
    4. ـ سوره الأحزاب (٣٣) صدر آیه ٤.

مطلع انوار ج4

172
  • علیه الصّلاة و السّلام ”الیَدُ العُلیَا خَیرٌ مِنَ الیَدِ السُّفلَی“1: إشارةٌ إلی فضل المعلِّم علی المتعلِّم؛ فحقّ المتعلّم إذا وَجد معلّمًا ناصحًا أن یأتمرَ له و لا یتأمّرَ علیه و لا یُرادَّه فیما لیس بِصدَدِ تعلُّمِه. و کفَی علی ذلک تنبیهًا ما حکَی اللَهُ عن العبد الصالح أنَّه قال لموسَی علیه السّلام حیث قال: ﴿هَلۡ أَتَّبِعُكَ عَلَىٰٓ أَن تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمۡتَ رُشۡدٗا﴾،2 فقال: ﴿فَلَا تَسۡ‍َٔلۡنِي عَن شَيۡءٍ حَتَّىٰٓ أُحۡدِثَ لَكَ مِنۡهُ ذِكۡرٗا﴾؛3 فنَهاه عن مراجعته. ـ الخ.»4و5

  • [٧]«و قال صلّی اللَه علیه و آله و سلّم: ”ما أحَدٌ یُحدِّثُ قومًا حدیثًا لا تبلُغُه عقولُهم إلّا کان ذلک فتنةً علی بعضهم.“

  • و قال عیسی علیه السّلام: ”لا تَضَعوا الحکمةَ فی غیرِ أهلِها فَتَظلِموها و لا تَمنَعوها أهلَها فتَظلِموهم! و کُن کالطَّبیب الحاذق یضَعُ دوائَه حیث یعلم أنَّه یَنفَعُ.“»6

  • [٨] و نیز در صفحه ٢٢٤ گوید:

  • «و قال النبیّ صلّی اللَه علیه و آله و سلّم: ”إنّا معاشرُ الأنبیاء أُمِرنا أن نُنَزِّلَ النّاسَ منازلَهم؛ و نکلِّمَ النّاس بقدر عقولهم.“»7

  • [٩] و در صفحه ٢٢٥ گوید:

  • «و فی مُنیة المریدقال (ره): یدعو عند خروجه مریدًا للدّرس بالدُّعاء‌ المرویّ

    1. ـ الکافی، ج ٤، ص ١١؛ من لا یحضره الفقیه، ج ٤، ص ٣٧٦.
    2. ـ سوره الکهف (١٨) ذیل آیه ٦٦.
    3. ـ سوره الکهف (١٨) ذیل آیه ٧٠.
    4. ـ سفینة البحار، ج ٦، ص ٣٥٥؛ مستدرک سفینة البحار، ج ٧، ص ٣٦٤.
    5. ـ جنگ ١٦، ص ١٩٠.
    6. ـ سفینة البحار، ج ٦، ص٣٥٧.
    7. ـ همان مصدر.

مطلع انوار ج4

173
  • عن النبی صلّی اللَه علیه و آله و سلّم:

  • ”أللهُمَّ إنِّی أعوذُ بِکَ أن أُضِلَّ أو أُضَلَّ، و أُزِلَّ أو أُزَلَّ1، و أَظلِمَ أو أُظلَمَ، و أجهِلَ أو یُجهَلَ عَلَیَّ؛‌ عَزَّ جارُک و تَقَدَّسَتْ أسماءُک و جَلَّ ثَناءُک و لا إله غیرُک. ثمَّ یقول: بِسمِ اللَهِ، حَسبیَ اللَهُ، توکّلتُ علَی اللَه، و لا حولَ و لا قوّةَ إلّا باللَه العلیِّ العظیم؛ اللَهُمَّ ثَبِّتْ جَنَانِی و أدِرِ الحَقَّ علَی لِسانی.“»2و3

  • [آیات و روایات دالّه بر لزوم استفاده از کلام خوب و حکمت بدون نظر به گوینده آن]

  • آیات و روایاتی که دلالت دارد بر آنکه انسان باید از کلام خوب و حکمت استفاده کند و نظر به گوینده آن نداشته باشد:

  • [١] در بحار، طبع حروفی، جلد ٢، صفحه ٩٩ وارد است از امالی شیخ، با سند متّصل خود از حضرت أمیرالمؤمنین علیه السّلام، قال: «قال رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم: کلمة الحکمةِ ضالّةُ المؤمنِ، فحیثُ وَجدَها فهو أحقُّ بها.»

  • [٢] قال أمیرالمؤمنین علیه السّلام: «خذ الحکمةَ أنَّی کانتْ، فإنّ الحکمَةَ تکون فی صَدر المنافق فَتَلَجلَجُ فی صدره حتّی تَخرُجَ فَتَسکُنَ إلی صَواحِبِها فی صدر المؤمن.» (نهج البلاغه، باب حکم، صفحه ١٥٤؛ و در بحار فتَتَخَلَّجُ ضبط کرده

    1. ـ زَلَّ ـَـِ زَلًّا و زَلَلًا و زَلولًا و زلیلًا و مَزِلَّة‌ً‌ و زلّیلیَ و زِلّیلاء: زلق و سقط ـ عن الحق: انحرف ـ عمره: ذهب أزَلَّه: أزلَقَه. حَمَله علی الزلل.
    2. ـ [سفینة البحار، ج ٦، ص ٣٦٠؛ این دعا در همین مجلد، ص ٨٦ تحت عنوان «دعا هنگام ورود استاد به جلسه درس» به نقل از منیة المرید آمده است. (محقّق)]
    3. ـ جنگ ١٧، ص ٣٤.

مطلع انوار ج4

174
  • است، أی: تضطرب.)

  • [٣] قال أمیرالمؤمنین علیه السّلام: «الحکمةُ ضالّة المؤمن فخُذ الحکمةَ و لو مِن أهلِ النّفاق.»1(نهج البلاغه، باب حکم، صفحه ١٥٤)

  • [لا طاعة لمخلوق فی معصیة الخالق]

  • قال أمیرالمؤمنین علیه السّلام: «لا طاعةَ لمخلوقٍ فی معصیةِ الخالق.»2(نهج البلاغه، باب حکم، صفحه ١٧٧)3

  • [مطالبی راجع به علماءِ سوء]

  • [١] تفسیر صافی، جلد ١، ذیل تفسیر آیه ١٥٩ از سوره بقره می‌نویسد:

  • «و فی الاحتجاج و تفسیر الإمام علیه السّلام فی غیر هذا الموضع، قال أبومحمّد علیه السّلام:

  • ”قِیلَ لأمیرالمؤمنین علیه السّلام: مَن خَیرُ خَلقِ اللَهِ بَعدَ أئِمَّةِ الهُدَی و مَصابِیحِ الدُّجَی؟ قالَ: العُلَماءُ إذا صَلَحوا. قِیلَ: و مَن [فَمَن] شَرُّ خَلقِ اللَهِ بَعدَ إبلِیسَ و فِرعَونَ و ثَمودَ [نُمرودَ]، و بَعدَ المُتَسَمِّینَ بِأسمائِکُم و المُتَلَقِّبِینَ بِألقابِکُم و الآخِذِینَ لِأمکِنَتِکُم و المُتَأمِّرِینَ فی مَمالِکِکُم؟ قالَ: العُلَماءُ إذا فَسَدوا، هُمُ المُظهِرونَ لِلأباطِیلِ، الکاتِمونَ لِلحَقائِقِ، و فِیهِم قالَ اللَهُ عَزّوجَلّ: ﴿أُوْلَـٰٓئِكَ يَلۡعَنُهُمُ ٱللَهُ وَيَلۡعَنُهُمُ ٱللَّـٰعِنُونَ﴾.“»4و5

    1. ـ نهج البلاغة (عبده)، ج ٤، ص ١٥٤.
    2. ـ همان مصدر، ص ١٧٧.
    3. ـ جنگ ٦، ص ٨٤.
    4. ـ سوره البقرة (٢) ذیل آیه ١٥٩.
    5. ـ تفسیر الصافی، ج ‌١، ص ٢٠٧.

مطلع انوار ج4

175
  • [٢ـ و اشاره به علماء سوء می‌کند آیۀ:] ﴿كَانَ ٱلنَّاسُ أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗ فَبَعَثَ ٱللَهُ ٱلنَّبِيِّ‍ۧنَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ بِٱلۡحَقِّ لِيَحۡكُمَ بَيۡنَ ٱلنَّاسِ فِيمَا ٱخۡتَلَفُواْ فِيهِ وَمَا ٱخۡتَلَفَ فِيهِ إِلَّا ٱلَّذِينَ أُوتُوهُ مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَتۡهُمُ ٱلۡبَيِّنَٰتُ بَغۡيَۢا بَيۡنَهُمۡ فَهَدَى ٱللَهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لِمَا ٱخۡتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ ٱلۡحَقِّ بِإِذۡنِهِۦ وَٱللَهُ يَهۡدِي مَن يَشَآءُ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٍ﴾ و جزاء این کتمان را در آیه ذیل بیان می‌کند:

  • ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يَكۡتُمُونَ مَآ أَنزَلۡنَا مِنَ ٱلۡبَيِّنَٰتِ وَٱلۡهُدَىٰ مِنۢ بَعۡدِ مَا بَيَّنَّـٰهُ لِلنَّاسِ فِي ٱلۡكِتَٰبِ أُوْلَـٰٓئِكَ يَلۡعَنُهُمُ ٱللَهُ وَيَلۡعَنُهُمُ ٱللَّـٰعِنُونَ * إِلَّا ٱلَّذِينَ تَابُواْ وَأَصۡلَحُواْ وَبَيَّنُواْ فَأُوْلَـٰٓئِكَ أَتُوبُ عَلَيۡهِمۡ وَأَنَا ٱلتَّوَّابُ ٱلرَّحِيمُ﴾.1

  • [٣] و اشاره به علماءِ سوء می‌کند ایضاً آیه زیر:

  • ﴿وَنَادَىٰٓ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَنَّةِ أَصۡحَٰبَ ٱلنَّارِ أَن قَدۡ وَجَدۡنَا مَا وَعَدَنَا رَبُّنَا حَقّٗا فَهَلۡ وَجَدتُّم مَّا وَعَدَ رَبُّكُمۡ حَقّٗا قَالُواْ نَعَمۡ فَأَذَّنَ مُؤَذِّنُۢ بَيۡنَهُمۡ أَن لَّعۡنَةُ ٱللَهِ عَلَى ٱلظَّـٰلِمِينَ * ٱلَّذِينَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَهِ وَيَبۡغُونَهَا عِوَجٗا وَهُم بِٱلۡأٓخِرَةِ كَٰفِرُونَ﴾2.3

  • [٤] فی جامع السّعادات صفحة ٤١٩:

  • «قالَ عیسَی بنُ مَریَمَ علیهما السّلام: ”العالِمُ السّوءُ کصَخرَةٍ وَقَعَت علَی فَمِ الوَادی، فلا هِیَ تَشرَبُ الماءَ و لا هِیَ یَترُکُ الماءَ یَتَخَلَّصُ إلی الزّرعِ.“»4و5

    1. ـ سوره البقرة (٢) آیه ١٥٩ و ١٦٠.
    2. ـ سوره الأعراف (٧) آیه ٤٤ و ٤٥.
    3. ـ جنگ ٥، ص ٨٠.
    4. ـ جامع السّعادات، ج ٣، ص ٢٠؛ کشکول شیخ بهائی، ج ٣، ص ١٥.
    5. ـ جنگ ٣، ص ٩.

مطلع انوار ج4

176
  • راجع به انتقال علم از کوفه به قم

  • در سفینة البحار مادّه «قم»:

  • «عَنِ الصّادِقِ علیه السّلام أنَّهُ ذَکَرَ کوفَةَ و قالَ:

  • ”سَتَخلو کوفَةُ مِنَ المُؤمِنِینَ و یَأزِرُ عَنها العِلمُ کَما تَأزِرُ الحَیَّةُ فی جُحرِها؛ ثُمَّ یَظهَرُ العِلمُ بِبَلدَةٍ یُقالُ لَها قُمُّ، و تَصِیرُ مَعدِنًا لِلعِلمِ و الفَضلِ حَتَّی لا یَبقَی فی الأرضِ مُستَضعَفٌ فی الدِّینِ حَتَّی المُخَدَّراتُ فی الحِجالِ.

  • و ذَلِکَ عِندَ قُربِ ظُهورِ قائِمِنا، فَیَجعَلُ اللَهُ قُمَّ و أهلَهُ قائِمِینَ مَقامَ الحُجَّةِ و لَولا ذَلِکَ لَساخَتِ الأرضُ بِأهلِها و لَم یَبقَ فی الأرضِ حُجَّةٌ، فَیَفِیضُ العِلمُ مِنهُ إلَی سائِرِ البِلادِ فی المَشرِقِ و المَغرِبِ، فَیَتِمُّ حُجَّةُ اللَهِ عَلَی الخَلقِ حَتَّی لا یَبقَی أحَدٌ عَلَی الأرضِ لَم یَبلُغْ إلَیهِ الدِّینُ و العِلمُ، ثُمَّ یَظهَرُ القائِمُ [علیه السّلام] و یَصِیرُ سَبَبًا لِنَقِمَةِ اللَهِ و لِسَخَطِهِ عَلَی العِبادِ، لِأنَّ اللَهَ لا یَنتَقِمُ مِنَ العِبادِ إلّا بَعدَ إنکارِهِم حُجَّةً.“»1و2

  • [العلم خلیل المؤمن]

  • · در تحف العقول، صفحه ٥٥، از رسول خدا صلّی اللَه و علیه و آله و سلّم آورده است که آن حضرت فرمود:

  • «العِلمُ خَلِیلُ المُؤمِنِ، و الحِلمُ وَزِیرُهُ، و العَقلُ دَلِیلُهُ، و العَمَلُ قَیِّمُهُ، و الصَّبرُ أمِیرُ جُنودِهِ، و الرِّفقُ والِدُهُ، و البِرُّ أخوهُ، و النَّسَبُ آدَمُ، و الحَسَبُ التَّقوَی، و المُرُوَّةُ إصلاحُ المال.»‌

  • و همین روایت را که از تحف العقول در بحارالأنوار نقل کرده است (در

    1. ـ بحارالأنوار، ج ٥٧، ص ٢١٣.
    2. ـ جنگ ٥، ص ١٩٦.

مطلع انوار ج4

177
  • روضه، جلد ١٧، در صفحه ٤٣، طبع کمپانی؛ و در جلد ٧٧، صفحه ١٤٩، طبع آخوندی)1 به جای لفظ «خلیل المؤمن» لفظ «خدین المؤمن» آورده است و جمله «و العمل قیّمه» را اصلاً نیاورده است؛ ولی روایت صفحه ١٥٨ بحار آخوندی، جلد ٧٧، این فقرات را آورده است.

  • · در بحار، طبع آخوندی، روضه جلد ٧٧، صفحه ٤٢١ از کلمات أمیرالمؤمنین علیه السّلام آورده است که فرمود:

  • «الحِلمُ وَزِیرُ المُؤمِنِ، و العِلمُ خَلِیلُهُ، و الرِّفقُ أخوهُ، و البِرُّ والِدُهُ، و الصَّبرُ أمِیرُ جُنودِه.»2

  • و در بحار، طبع کمپانی، روایت فوق در جلد ١٧، صفحه ١١١ است.

  • · در بحار، طبع آخوندی، روضه جلد ٧٨، صفحه ٢٤٤ از کلمات حضرت صادق علیه السّلام در تحف العقول آورده است که فرمود:

  • «إنَّ العِلمَ خَلِیلُ المُؤمِنِ، و الحِلمَ وَزِیرُهُ، و الصَّبرَ أمِیرُ جُنودِهِ، و الرِّفقَ أخوهُ و اللِّینَ والِدُه‌.»3

  • · و در تحف العقول، صفحه ٣٦١ عین منقول بحار را آورده است؛ و در بحار طبع کمپانی، جلد ١٧، صفحه ١٨٤ آمده است.

  • و در تحف العقول صفحه ٢٠٣ از أمیرالمؤمنین روایت می‌کند که:

  • «العَقلُ خَلِیلُ المُؤمِنِ، و الحِلمُ وَزِیرُهُ، و الرِّفقُ والِدُهُ، و اللِّینُ أخوه‌»4و5

    1. ـ بحارالأنوار، ج ٧٤، ص ١٦٠.
    2. ـ همان مصدر، ص ٤٢٣.
    3. ـ همان مصدر، ج ‌٧٥، ص ٤٠.
    4. ـ همان مصدر.
    5. ـ جنگ ٥، ص ٢٤٩.

مطلع انوار ج4

178
  • راجع به آنکه بر علماء واجب است حقایق را برای مردم بیان کنند

  • سورۀ آل عمران (٣) آیه ١٨٧:

  • ﴿وَإِذۡ أَخَذَ ٱللَهُ مِيثَٰقَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ لَتُبَيِّنُنَّهُۥ لِلنَّاسِ وَلَا تَكۡتُمُونَهُۥ فَنَبَذُوهُ وَرَآءَ ظُهُورِهِمۡ وَٱشۡتَرَوۡاْ بِهِۦ ثَمَنٗا قَلِيلٗا فَبِئۡسَ مَا يَشۡتَرُونَ﴾.1

  • [أَجرَؤُکُم عَلَی الفُتیَا أجرَؤُکُم عَلَی جَرَاثِیمِ جَهَنّم]

  • ماوردی در کتاب الأحکامُ السّلطانیّه و الولایاتُ الدینیّه، صفحه ١٨٨ گوید:

  • «و قد جاء الأثر بأَنّ: ”أَجرَؤُکُم عَلَی الفُتیَا أجرَؤُکُم عَلَی جَرَاثِیمِ جَهَنَّمَ.“»2

  • [مصاحب و ملازم با اولیاء بودن دلیل بر بزرگی شخص نیست]

  • آیة اللَه حاج شیخ محمّد حسن مظفر در قسمت اوّل از جلد سوّم کتاب دلائل الصدق، در صفحه ٢١٠گوید:

  • «و أقول: إثبات الصُّحبَةِ لمعاویةَ غیر نافعةٍ له؛ إذ کم مِن صاحبِ النبی صلّی اللَه علیه و آله منافقٌ، بل رُبّ خاصةٍ له فی الظاهر و هو أفسقُ فاسقٍ.

  • رَوَی البخاریّ عن النبی صلّی اللَه علیه و آله قال: ”ما بعَثَ اللَه من نبیّ و لا استخلَفَ مِن خلیفة إلّا کانت له بِطانتان: بطانةٌ3 تأمره بالمعروف و تحُضُّه علیه، و

    1. ـ همان مصدر، ص ٤٠و ٤١.
    2. ـ جنگ ١٨، ص ١٠٤.
    3. ـ [ لسان العرب: «البطانة: الدُّخلاء الذین ینبسط إلیهم و یستبطنون، یقال: فلان بطانةٌ لفلان ای مداخلٌ له مؤانس؛ و المعنی أنّ المؤمنین نهوا ان یتخذوا المنافقین خاصّتهم و ان یُفضوا إلیهم أسرارهم.» (محقّق)]

مطلع انوار ج4

179
  • بطانةٌ تأمُره بالشرّ و تحُضّه علیه.“1 و نحوُه فی مسند أحمد.2»

  • و أقول: مطالعه این روایت برای مراجع تقلید و ارباب فتوا بسیار لازم است.3

  • [هفتصد فرسخ همراهی حکیمی برای به دست آوردن هفت کلمۀ حکیمانه]

  • [مستدرک الوسائل، طبع حروفی، جلد ٢] صفحۀ ٣٣٥:

  • «و عن أبی‌عبداللَه علیه السّلام قال:

  • ”تَبِعَ حکیمٌ حکیمًا سَبعَ مِائَةِ فرسَخٍ فی سَبعِ کَلِماتٍ، فلَمّا لَحِقَ به قال: یا هذا! ما أرفَعُ مِن السَّماءِ؟ و أوسَعُ من الأرضِ؟ و أغنَی مِن البَحر؟ و أقسَی مِن الحَجَر؟ و أشدُّ حَرارةً مِن النّارِ؟ و أشدُّ بَردًا من الزَّمهَریر؟ و أثقلُ عن الجِبال الرّاسیاتِ؟

  • فقال له: یا هذا! الحقُّ أرفعُ مِن السّماء، و العدلُ أوسعُ مِن الأرض، و غِنَی النَّفس أغنَی مِن البَحر، و قَلبُ الکافِرِ أقسَی من الحَجَر، و الحریصُ المُشَجَّع [الجَشِعُ] أشَدُّ حرارةً مِن النّار، و الیأسُ مِن رَوح ‌اللَه أشدُّ بَردًا من الزَّمهریر، والبُهتانُ علَی البَریءِ أثقلُ من الجِبال الرّاسیاتِ.“»4و5

  • [قدر و قیمت هر شخصی به مقدار معرفت اوست]

  • [مستدرک الوسائل، طبع سنگی، جلد ٢] صفحه ٢٨٥؛ و فی معانی الأخبار:6

    1. ـ صحیح البخاری، ج ٨، ص ١٢١.
    2. ـ مسند أحمد، ج ٣، ص ٣٩.
    3. ـ جنگ ١٤، ص ١٥٣.
    4. ـ مستدرک الوسائل، طبع حروفی، ج ١٢، ص ٥٩.
    5. ـ جنگ ٢٤، ص ١٨٤.
    6. ـ معانی الأخبار، ص ١ و ٢.

مطلع انوار ج4

180
  • «عن أبیه، عن علیّ بن إبراهیم، عن محمّد بن عیسی، عن ابن أبی‌عمیر، عن زید الزرّاد، عن أبی‌عبداللَه، عن أبی‌جعفر علیهما السّلام فی حدیث قال:

  • ”إنّی نظرت فی کتاب [ل‍] علیٍّ علیه السّلام، فوجدتُ فی الکتاب: إنّ قیمةَ کلّ امرِئٍ و قَدرَه معرِفتُه؛ إنّ اللَه تبارک و تعالی یُحاسبُ النّاسَ علی قَدر ما آتاهم من العقول فی دار الدّنیا.“»1و2

  • [جایگاه عقل در کلماتی از أمیرالمؤمنین علیه السّلام]

  • [مستدرک الوسائل، طبع سنگی، جلد ٢] صفحه ٢٨٦:

  • «و عن أمیرالمؤمنین علیه السّلام إنّه قال: ”لا عُدَّةَ أَنفَعُ من العقل، و لا عَدُوَّ أَضَرُّ من الجهل.“

  • و قال علیه السّلام: ”زینةُ الرّجل عقله.“

  • و قال علیه السّلام: ”من لم یکن أکثرُ ما فیه عقلَه، کان بأکثرِ ما فیه قتلُه.“

  • و قال علیه السّلام: ”العقول ذخائِرُ، و الأعمال کنوزٌ.“

  • و قال علیه السّلام: ”من ترکالاستماعَ من ذَوِی العقول مات عقلُه.“

  • و قال علیه السّلام: ”الجمال فی اللّسان و الکمال فی العقل.“

  • و قال علیه السّلام: ”العقول أئِمّةُ الأفکار، و الأفکار أئِمّةُ القلوب، و القلوب أئِمّةُ الحواسّ، و الحواسّ أئِمّةُ الأعضاء.“»3

    1. ـ مستدرک الوسائل، طبع حروفی، ج ١١، ص ٢٠٣.
    2. ـ جنگ ٢٤، ص ١٦٣.
    3. ـ مستدرک الوسائل، طبع حروفی، ج ١١، ص ٢٠٦.

مطلع انوار ج4

181
  • الأحادیث الدّالة علی حجیّة العقل و أنّه أفضل ما خَلَقَ اللَه

  • [مستدرک الوسائل، طبع سنگی، جلد ٢] صفحه ٢٨٦:

  • «و عن النّبی صلّی اللَه علیه و آله، أنّه قال:

  • قِوام المرء عقلُه، و لا دینَ لمن لا عقلَ له.“

  • و رُوِی: أنّ النبیّ صلّی اللَه علیه و آله، قیل له: ما العقل؟ قال:

  • ”العملُ بطاعة اللَه، و أنّ العُمَّال بطاعة اللَه هم العقلاءُ“.

  • و عن ابن عباس، أنّه قال:

  • أساسُ الدّین بُنِیَ علی العقل، و فُرِضَت الفرائضُ علی العقل، و رَبُّنا یُعرَف بالعقل، و یُتَوسَّل إلیه بالعقل، و العاقل أقربُ مِن ربّه من جمیع المجتهدین بالعقل، و لَمِثقالُ ذرّةٍ من بِرِّ العاقل أفضلُ من جِهاد الجاهل ألفَ عام.“»

  • صفحه ٢٨٧: «و عن الحسن علی بن یَقطین، عن محمّد بن سنان، عن أبی‌جارود، عن أبی‌جعفر علیه السّلام قال: ”إنّما یُداقُّ اللَهُ العبادَ فی الحساب یوم القیامة علی قدر مَا آتاهم من العقول فی الدّنیا.“»1

  • صفحه ٢٨٧: «الحسن بن علی بن شعبة فی تحف العقول، عن النبیّ صلّی اللَه علیه و آله، أنّه قال فی جواب شمعون بن لاوی بن یهودا من حواریّ عیسی علیه السّلام، حیث قال: أخبِرنی عن العقل، ما هو؟ و کیف هو؟ و ما یتشعّبُ منه و ما لا یتشعّبُ؟ و صِفْ لی طوائِفَه کلَّها! فقال رسولُ اللَه صلّی اللَه علیه و آله: ”إنّ العقلَ عِقالٌ من الجهل؛ و النَّفسُ مِثلُ أخبثِ الدّوابّ فإن لم تُعقَل حارَت [جارت] فالعقلُ عِقالٌ من الجهل؛ و إنّ اللَه خَلَقَ العقلَ فقال له: أقبِلْ فأقبَلَ، و قال له: أدبِرْ فأدبَرَ، فقال

    1. ـ همان مصدر، ص ٢٠٨.

مطلع انوار ج4

182
  • اللَه تبارک و تعالی: و عزّتی و جلالی ما خلقتُ خلقًا أعظمَ منک، و لا أطوعَ منک، بک أُبدِئُ و بک أُعید، لک الثّواب و علیک العقاب.“ ـالخبر؛ و هو طویلٌ شریفٌ1

  • صفحه ٢٨٧: «مصباح الشّریعة: قال الصّادق علیه السّلام: ”العاقلُ من کان ذَلولًا عند إجابة الحقّ، مُنصِفًا بقولِه، جَموحًا عند الباطل، خَصِمًا بقوله، یترُکُ دنیاه و لا یترک دینَه؛ و دلیل العقل شیئَان: صِدقُ القول و صَوابُ الفعل.“ ـالخبر2

  • الأخباریّون الّذین یذهبون إلی عدم حجیّة العقل فکلامُهم مردودٌ معیوبٌ بشواهدَ کثیرةٍ من الأخبار

  • [مستدرک الوسائل، طبع سنگی، جلد٢] صفحه ٢٨٧:

  • «قلت: ذکر الشَّیخ فی الأصل فی آخر الباب: للعقل معانیَ یُطلَقُ علیها فی الأحادیث، و ذکر أنّ أکثرَ أحادیثِ الباب محمولٌ علی معنیَین: أحدهما العلم؛ و منه یظهَر أنّ ما نُسِب إلی الأخباریّین من إنکارهم حُجّیةَ القطع الحاصلِ من العقل فی غیر محلِّه، و له شواهدُ کثیرةٌ من کلماتهم لیس هنا محلُّ نقلها، و لعلّنا نشیرُ فی بعض فوائد الخاتمة إلی ذلک إن شاءاللَه تعالی.»3و4

  • [لا نجاة إلاّ بالطاعة، و الطاعة بالعلم و العلم بالتعلّم و التعلّم بالعقل یعتقد]

  • [مستدرک الوسائل، طبع سنگی، جلد ٢] صفحه ٢٩٨:

    1. ـ همان مصدر، ص ٢٠٩.
    2. ـ همان مصدر، ص ٢١٠.
    3. ـ همان مصدر، ص ٢١١.
    4. ـ جنگ ٢٤، ص ١٦٥.

مطلع انوار ج4

183
  • «الحسن بن علیّ بن شعبة فی تحف العقول، عن هشام بن الحکم، عن الکاظم علیه السّلام، أنّه قال: ”یا هِشام، نُصِبَ الخلقُ لطاعة اللَه، و لا نَجاةَ إلّا بالطّاعة، و الطّاعةُ بالعلم، و العلم بالتّعلُّمِ، و التّعلّمُ بالعقل یُعتَقَد، و لا علمَ إلّا من عالمٍ ربّانی، و معرفةُ العالم بالعقل.“ ـ الخبر.»1

  • [کسی به ولایت اهل بیت علیهم السّلام نمی‌رسد مگر به عمل و ورع]

  • [مستدرک الوسائل، طبع سنگی، جلد ٢] صفحه ٣٠٠:

  • «جعفر بن مُحَمّد بن شریح فی کتابه عن أبی‌الصَّباح، عن خَیثَمَة الجُعفِیّ، عن أبی‌جعفر علیه السّلام، أنّه قال فی حدیث: ”یا خَیثَمَة! أَبلِغْ مَوالینا، أَنّا لَسنا نُغنِی عنهم من اللَه شیئًا إلّا بعَمَل، و إنّهم لن ینالوا وَلایتَنا إلّا بوَرَع.“

  • و رواه فرات بن إبراهیم فی تفسیره عن جعفر بن محمّد الفزاری، مُعَنعَنًا، عن خُیثَمة، مِثلَه.»2

  • الرّوایة الدّالّة علی أنّ المؤمنَ الشِّیعیَّ لابدَّ و أن یُواظبَ بالأعمال الصّالحةِ أکثرَ من غیره

  • [مستدرک الوسائل، طبع سنگی، جلد ٢] صفحه ٣٠٠:

  • «أبو عَمرو الکَشیّ فی رجاله، عن ابن مسعود، عن عبداللَه بن مسعود الطّیالسیّ، عن الوَشّاء عن محمّد بن حُمران، عن أبی‌الصَّباح الکِنانیّ، قال: قلت لأبی‌عبداللَه علیه السّلام: إنّا نَعبُرُ بالکوفة فیقال لنا: جعفریّة.

    1. ـ مستدرک الوسائل، طبع حروفی، ج ١١، ص ٢٥٨.
    2. ـ همان مصدر، ص ٢٦٩.

مطلع انوار ج4

184
  • قال: فغَضِبَ أبوعبداللَه علیه السّلام، قال:

  • ”إنّ أصحابَ جعفر منکم لقلیلٌ! إنّما أصحابُ جعفر منکم لقلیل! إنّما أصحابُ جعفر مَن اشتدَّ ورعُهُ و عَمِلَ لخالقه.“»1و2

  • روایات وارده در فضیلت کتابت

  • [معادن الجواهر و نزهة الخواطر، للسید محسن الامین، جلد ١] صفحه ٩:

  • «و قد ورد فی الحثّ علی الکتابة و الوَعدِ بالثواب الجزیل علی فعلها کثیرٌ من الآثار؛

  • · (فمنه) عن النبی صلّی اللَه علیه و آله و سلّم أنّه قال: ”قَیِّدوا العلمَ بالکتاب.“

  • · (و رُوِی) أنّ رجلًا من الأنصار کان یجلِسُ إلی النبی صلّی اللَه علیه و آله و سلّم، فقال له النبی: ”استَعِنْ بیمینِک! و أومَأَ بیده، أی: خَطَّ!“

  • · (و فی الحدیث): ”لا تُفارِقِ المَحبَرَة، فإنّ الخیرَ فیها و فی أهلها إلی یوم القیامة؛ مَن مات و میراثُه المَحابِرُ و الأقلامُ دخل الجنة.“

  • · (و عن) الحسن بن علی علیهما السّلام أنّه دعا بَنِیه و بنی أخیه فقال: ”إنّکم صِغارُ قومٍ و یوشِکُ أن تکونوا کبارَ قومٍ آخرین، فتعلّموا العلمَ! فمَن لم یستطع منکم أن یحفظَه فَلْیکتُبهُ و لْیضَعْه فی بیته.“

  • · و قال الإمام جعفرُ بن محمّدٍ الصادقُ علیه السّلام:”اکتُبوا فإنّکم لا تَحفَظون حتّی تکتُبوا.“

  • · و قال علیه السّلام: ”القلبُ یتَّکِلُ علی الکتابة.“

  • · و قال علیه السّلام: ”احفَظوا کُتُبَکم فإنّکم ستَحتاجون إلیها.“

    1. ـ مستدرک الوسائل، طبع حروفی، ج ١١، ص ٢٧٠.
    2. ـ جنگ ٢٤، ص ١٦٩.

مطلع انوار ج4

185
  • · و قال علیه السّلام للمفضَّلِ بن عُمَر: ”اکتُبْ و بُثَّ علمَکَ فی إخوانک، فإن مِتَّ فأورِثْ کتُبَک بنیک، فإنّه یأتی علی النّاس زمانٌ هَرجٌ لا یأنَسون فیه إلّا بکُتُبِهم.“

  • ”الهرج“ بسکون الرّاء مصدر. یقال: هَرَجَ الناسُ ـ من باب ضرب ـ هَرجًا، إذا وقعوا فی فتنةٍ و اختلاطٍ و قَتلٍ؛ و أصل الهرج الکثرة فی الشیء و الاتّساع؛ و الهرجُ الفتنةُ فی آخر الزمان. و قال ابن قیس الرُقَیّاتِ فی فتنة ابن الزبیر:

  • لیت شعری أ‌ أوّلُ الهَرج هذا       ***       أم زمـانٌ مِـن فِتنةٍ غیرُ هَرج

  • و المراد بالکتب فی الحدیثین الآخرین الأحادیثُ المرویةُ عنهم علیهم السّلام. قوله علیه السّلام: ”ستحتاجون إلیها“ أی لِفَقدِ من تسألونَه من الأئمّة علیهم السّلام من جهة شِدّةِ التقیّةِ أو حصول الغیبة، فینحصِرُ أخذُکم للأحکام من الکتب. و کذا قوله علیه السّلام: ”یأتی علی الناس زمان هَرج“ ـ الخ، أی زمانُ فتنةٍ و قَتلٍ و خوفٍ، فلا یکون لهم مَفزَعٌ فی أخذ الأحکام إلّا کُتُبُهم. و رُبما یستَدلّ بذلک علی حجیة أخبار الثِّقات.

  • · (وقال رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلم): ”إنّ‌ المؤمنَ إذا مات و ترک وَرَقةً واحدة علیها عِلمٌ، کانت الوَرَقةُ سِترًا فیما بینَه و بینَ الناس، و أعطاه اللَه بکلّ حرفٍ مدینةً أوسعَ من الدّنیا و ما فیها؛ و مَن جلَسَ عند العالم ناداه المَلَکُ: جلستَ إلی عبدی، و عزّتی و جلالی لَأُسکِنَنَّک الجنّةَ معه و لا أُبالی.“

  • · (و کفاک) فی هذا قولُ الصادق علیه السّلام:”إذا کان یومُ القیامة جَمَعَ اللَهُ الناسَ فی صعیدٍ واحد و وُضِعَت موازینُ [الموازین] فَیوزنُ دماءُ الشّهداء مع مداد العلماءِ فیرَجّح مداد العلماء علی دماء‌ الشهّداء.

  • قال شیخُنا الشّهید الثانی (ره): ”و ذلک لأنّ مدادَ العلماء‌ یُنتَفَع به بعدَ موتِهم و دماء الشهداء لا یُنتَفَع بها بعدَ موتهم.“

  • (أقول): دماء الشهداء بما هی دماءٌ لا نفعَ لها فی حیاتهم و لا بعدَ موتهم، و إنّما

مطلع انوار ج4

186
  • فضلُها باعتبار ما یترَتَّبُ علَی الجهاد من نُصرة الدین و إظهار الحقّ و هذا یبقیٰ أثرُه بعد الشّهادة غالبًا، (فالوجهُ) إنّ ما یتَرَتّبُ علی کتابة العلماء لعلوم الدّین من المنافع فی حیاتهم و بعد موتِهم أعظمُ ممّا یتَرَتّبُ علی الجهاد و القتل فی سبیل اللَه.

  • · و عن النبی صلّی اللَه علیه و آله و سلّم: ”إذا مات ابنُ آدم انقطعَ عمَلُه إلّا مِن ثلاثٍ: صدقةٌ جاریة، أو عِلمٌ ینتفع به، أو وَلَدٌ صالح یدعو له.“

  • (المراد) بالصدقة الوقفُ فی سبیل ‌اللَه، و بالعلم کُتُبُ العلم أو ما یشمُلُها و یشمُل العلمَ الذی تعلّمه غیرُه منه و انتفع به الناسُ بعدَه، کما یدلّ علیه بعضُ الأخبار الآتیة فی الأمر الثانی.»1

  • فضیلت کتابت در کلمات حکماء و علماء و لزوم تقویت عربیّت

  • [معادن الجواهر و نزهة الخواطر، مجلّد ١، صفحة ١٠] «و من کلمات الحکماء و العلماء فی الکتابة، قالوا:

  • ”لو أنّ فی الصناعات صناعةٌ معبودة لکانت الکتابةُ ربًّا لکلِّ صناعة؛

  • قَیِّدوا العلمَ بالکتاب، العلمُ صَیدٌ و الکتابة قَیدُه، الخطُّ لسانُ الید؛

  • تسویدٌ بخطّ الکاتب أملحُ من توریدٍ بِخَدّ الکاعب؛

  • کم مِن مآثرَ أثبَتَتْها الأقلام قَلَمٌ تطمع فی دروسها الأیامُ؛

  • مَن خَدَم المحابرَ خَدَمَتهُ المنابرُ.“

    1. ـ [جهت اطلاع بیشتر پیرامون روایات و آثار وارده در فضیلت کتابت و پیشگامان در تصنیف و تدوین نهضت اسلام و فاجعۀ اسفناک منع از کتابت در صدر اسلام تا زمان عمر بن عبدالعزیز به کتاب شریف امام شناسی، ج ١٥، ص ١٢ و همین موسوعه، جلد ششم و هشتم تحت عنوان «منع کتابت حدیث توسط خلیفه دوم» مراجعه شود. (محقّق)]

مطلع انوار ج4

187
  • و قال الشاعر:

  • مِدادٌ مثلُ خافیة الغراب       ***       و أقلام کمُرهَفَة الحِراب

  • و قرطاس کَرَقراقُ السَـرابِ       ***       و ألفاظٌ کأیّام الشّباب»

  • [اشتباه بعضی أعلام در لغت]

  • [معادن الجواهر و نزهة الخواطر، جلد ١] صفحه ٤٢:

  • «و نحن نذکر بعض الأمثلة لما قلناه، و هو قلیلٌ مِن کثیر؛ فهذا الشیخ مرتضی الأنصاری شیخُ المحقِّقین و قُدوَتُهم و فاتحُ باب التحقیق لِمَن بعدَه فی هذا العصر و مبتکرُ التحقیقات الکثیرة و الفوائدِ الجَمّة النافعة فی علم الأصول، الذی کان علی ما یقال یُحافِظُ علی معرفةِ علم العربیة أشدَّ المحافظةِ، بل قیل إنّه کان یواظب علی تلاوة ألفیة ابن مالک، و بعضُهم یبالغ و یقول: کان یتلوها فی أعقاب الصّلوات و یجعلُها من جملة التعقیب، لمّا کان غیرَ ضلیع ٍمع ذلک بالإستعمالات العربیة ذکر فی تفسیر حدیث: ”الناس فی سَعَةٍ ما لا یعلمون“ ثلاثةَ الاحتمالات: أن تکون ”ما“ مصدریةً ظرفیةً و ”سَعَة“ منوّنةً غیرَ مضافة، أی ”النّاس فی سعة ما داموا لا یعلمون“؛ مع أنّ العربی العارف بأسالیبِ العرب فی استعمالاتهم لا یشکّ فی أنّ هذا الاستعمال غیرُ صحیح عندهم و أنّه إذا قُصد هذا المعنی یجب أن یقال: الناسُ فی سعةٍ ما لم یعلموا.

  • (و ممّا یندرج فی ذلک) ما یحکی أنّ بعضهم قرأ: ”و یَستحبّ الحجُّ فی کلّ عامٍ لأهل الجِدَة“، فظن أنّ الجِدَة هی المدینةُ المعروفة فی الحجاز علی ساحل البحر الأحمر، و تعجّب أن یکون هذا الحکم خاصًّا بهم، فنَبَّهَه بعضُ الحاضرین أنّها الجِدَة بکسر الجیم و فتح الدّال ای الغِنَی؛ و سببُ اشتباهه عدمُ معرفته بأنّ أل لا تدخل علی الأعلام المُرتَجَلة.

  • (و ما یحکی) أن بعضَ الطّلبة قرأ: ”أنّ فی المسألة أقوالًا أسدُّها کذا“ فقرأ:

مطلع انوار ج4

188
  • ”أسدُها“ بتخفیف الدّال، فظنّه بمعنی السَّبُع، و فَسّر له بعضُ الحاضرین ذلک بأن المراد أن هذا القولَ سَبُعُ الأقوال لقوّته، مع أنّه بتشدید الدّال من السَّداد.

  • (و بعضهم) یرید فهمَ معنی الکلمة فیرجِعُ إلی کُتُب اللغة فیفسِّرُها بغیر معناها؛ مثل ما رأیتُه فی بحث کتب الفقه فی بعض الأطعمة و الأشربة: ”أن الشَّرابَ الفلانی یتَّخَذُ مِن الذَرَّة“ فذکر بعضُهم فی الحاشیة عن القاموس: الذَرَّة النملة الصغیرة.

  • (و بعضهم) عند قراءَةِ قولِ الشّهید الثّانی فی مُنیة المرید فی آداب المفید و المستفید: ”لا ینبغی للطالب أن یتّکئ فی مجلس الدَّرس علی (درابزین) أو نحوه“ لم یعرف معنی الدرابزین فکَتَب فی الحاشیة أنه راجَعَه فی کتب اللّغة و غیرِها فلم یجِد له ذکرًا.»

  • [لزوم تهذیب و تصحیح بعض کتب متداول درسی]

  • [معادن الجواهر و نزهة الخواطر، مجلّد ١] صفحة ٤٤:

  • «و هذه کتبُ الأُصول المتداولُ قراءتُها کالمَعالم و القوانین و الرّسائل و الکفایة محتاجةٌ إلی التهذیب. فالمعالم‌ُمع أَنّ مؤلّفَها خطیبُ الاُصولیین و قد رُزِقتْ حظًّا وافرًا أُلّفتْ فی زمانٍ انتشرت بعده الأنظارُ و تَنبَّه المتأخرون عنها إلی أُمور کثیرةٍ نافعةٍ لم یتنبّه لها من قبلهم کما هی سُنّة الکَون، فوَجبَ إضافةُ تلک الفوائد إلیها و حَذفُ ما لا لزومَ منها. ‌و القوانین: من عُجمة عباراتِها و استغلاقِ کثیرٍ منها لا تصلُحُ للتدریس و تحتاج إلی التهذیب. و الرّسائل: مع ما لِمؤلِّفها من الفضل العظیم فی تألیفها بتحقیق مسائلِ الأُصول المهمّة و شرحِها کافیا لم یُسبَق إلیه، محتاجٌ إلی التهذیب بحذفِ بعض الإطالات أو إختصارِها، کدلیل الإنسداد و غیره، و إیضاحِ بعض ما اختصَرَت عبارتُه. و الکفایة مع ما لمؤلّفها من الفضل العظیم بحذفِ کثیرٍ من الفضول و تنقیح مسائل الأُصول و تحقیقها مغلقةُ العبارةِ محتاجةٌ إلی التهذیب.»

مطلع انوار ج4

189
  • در تعلّم صناعات دنیویّة

  • [معادن الجواهر و نزهة الخواطر، مجلّد ١] صفحة ٤٨:

  • «(و أمّا) العلومُ الراجعة إلی الصناعات فیجب علی الناس تعلُّمُها کفایةً، و مع وجود من یحصُل به سَدُّ حاجة الناس یکون تعلُّمُها راجحًا عینًا. و لا سیما فی مثل هذا الزمانِ الذی ارتَقَت فیه الصناعاتُ ارتقاءًا باهرًا، فعَلَی المسلمین أن یجاروا باقِی الأُمَم فی تعلّم الصناعات التی تتوقّف علیها حیاتُهم مع باقی الأُمم حیاةَ عِزٍّ و غِنًی لا حیاةَ ذُلٍّ و فقر، و لا یکونوا عالَةً علی سِواهم؛ فدینُهُم الحنیفُ و کتابُهم المبینُ یأمرهم بذلک حیث یقول﴿فَٱمۡشُواْ فِي مَنَاكِبِهَا﴾،1﴿فَإِذَا قُضِيَتِ ٱلصَّلَوٰةُ فَٱنتَشِرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَٱبۡتَغُواْ مِن فَضۡلِ ٱللَهِ﴾.2 و السنّةُ المطهّرة تأمر بالسَّعْی فی طلب الرزق و الجدّ و العمل، و تَنهَی عن البَطالة و الکَسَل فی مواردَ یضیق المقامُ عن استقصائها، و مِن أهمّ‌ أسباب السعی فی طلب الرزق تعلُّمُ الصناعات.»3

  • ترغیب به تعلّم و تعلیم علوم الهیّه

  • [معادن الجواهر و نزهة الخواطر، مجلّد ١] صفحة ٥٣:

  • «و یلزم أن یکون ذلک بحیث لایضرُّ بالإشتغال بالعلم تحصیلًا و تعلیمًا و تألیفًا و نحو ذلک، و إلّا فالإشتغال به أهمُّ الواجبات و المستحبّات. و قد علمنا مِن تتبّعِ أحوالِ العلّامة السید محمّد الجواد الحسینی العاملی صاحبِ مفتاح الکرامة ـ قدّس سرّه ـ و ملاحظةِ أواخر مصنّفاته أنّه کان لا یشتغل فی أ‌فضلِ أوقات العبادة ـ کلیالی

    1. ـ سوره الملک (٦٧) قسمتی از آیۀ ١٥.
    2. ـ سوره الجمعة (٦٢) صدر آیۀ ١٠.
    3. ـ جنگ ٢٠، ص ١٥٧.

مطلع انوار ج4

190
  • الإحیاء و القَدر و أوقات شهر رمضان و غیرها ـ بغیر التّصنیفِ و المراجعة و البحث و التدریس. (و روَی) شیخُنا و استاذنا الشیخ فتح ‌اللَه الإصفهانی، الملقّبُ بشیخ الشریعة، عمّن ذکره من أعاظم العلماء، عن صاحب مفتاحِ الکرامة، أنّه کان یقول: ”إنّ أفضلَ الأعمال فی لیلة القدر الإشتغالُ بطلب العلم، بإجماع الإمامیة.“ ـ انتهی.

  • و لکن لا ینبغی إهمالُ ذلک بالکلّیة لِما فیه من القَسْوة و الجَفوة، بل یجعَلُ له قسطًا من وقته لا یضرّ باشتغاله بالعلم، و لَعلَّه یکون من أسباب التوفیق فی تحصیل العلم، و ربما یکون الداعی إلیه هَوَی النفس و حُبُّها للرّاحة فَتَلَبَّسَ علی الشخص بأنّ ذلک لأجل ما هو أهمّ، فإنّ دواعِی النفس و وساوسَ الشیطان قد تُوقِع فی مثل ذلک لغیر المُنتَبِه أتمَّ انتباهٍ.»1

  • [امام صادق علیه السّلام: لیس العلم بکثرة التعلّم]

  • [معادن الجواهر و نزهة الخواطر، مجلّد ١] صفحة ٦٢:

  • «و فی حدیث عنوان البصری الطویل2 عن الصادق: ”لیس العلم بکثرة التعلم.“»3و4

    1. ـ همان مصدر، ص ١٥٣.
    2. ـ هذا الحدیث: «ذکر السیّد محمّد بن محمّد بن الحسن الحسینی العاملی العینائی المعروف بابن قاسم فی کتاب الاثنی عشریة فی المواعظ العددیة أنّه من روایات أهل السنّة عن عنوان البصری، و کان شیخًا کبیرًا أتی علیه أربع و سبعون سنة، قال: کنت أختلف إلی مالک بن أنس فی طلب العلم ...».
    3. ـ [حدیث شریف عنوان بصری که توصیه و دستورالعمل سلوکی بسیاری از عرفاء باللَه می‌باشد، در همین مجلد ص ١٥٣ به نقل از کتاب روح مجرد آمده است؛ لیکن در غالب مجامع روائی عبارت «بکثرة التعلّم» موجود نمی‌باشد بلکه عبارت «لیس العلمُ بِالتعلّم» وارد شده است. (محقّق)]
    4. ـ جنگ ٢٠، ص ١٥٨.

مطلع انوار ج4

191
  • افضلیت کتابت و قلم بر شمشیر و نیزه

  • [معادن الجواهر و نزهة الخواطر، مجلّد ٢] صفحة ٤٢٥:

  • «ثمّ قال: و قال رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم: ”جَفَّ القلمُ بما هو کائن، فأنا الذّی أثبتُّ الأشیاءَ فی اللّوح المحفوظِ قبلَ خلقِها عن أمر ربّی.“

  • و فی الحدیث: ”أنّ أوّلَ ما خلق اللَه القلمَ، مَن مات و میراثُه المَحابرُ و الأقلامُ دَخَل الجنّةَ.“

  • و قال الشّاعر العاملی الشّیخ محمّد حسین شمس‌الدّین، رحمه‌اللَه تعالی:

  • حَسبُ الیراع فخارًا غیرَ مُکتَتَمٍ       ***       تخصیصُه فی کتاب ‌اللَه بالقَسَم

  • فَضلُ الیراع علی البیض الصِّفاح لَدَی‌الْ‍       ***       أنامِ أشهرُ مِن نارٍ علی عَلَم

  • ما علَّمَ اللَهُ بالصَّمصام من أحدٍ       ***       لکنَّه علّم الإنسانَ بالقَلَمِ

  • من أین للشیب فخرًا کالشّباب و هل       ***       یقاس معتدلٌ بالأحْدَب الهَرِمِ

  • و کیف یسْمو علی ذی مَنطقٍ ذَرِبٌ       ***       به تُحَدِّی الوَرَی ذو مِنطَقٍ بِکُمٍ»

  • صفحه ٤٣٤:

  • «قال الشّریف الرّضی، رضی اللَه عنه:

  • مُسَوِّدٌ قَصَبُ الأقلام نَالَ بها ** نَیل المُحَمِّرِ أطرافَ القَنَا اللَدنِ

  • إن لم تکن تُورِدُ الأرماحَ مورِدَها ** فما عَدَلتَ إلی الأقلام عن جُبنِ

  • و الطّاعنُ الطّعنةَ النَجلاء عن جَلدٍ ** کالقائل القَولَةَ الغرّاء عن لَسَنِ»1

  • [کلماتی از أمیرالمؤمنین علیه السّلام در فضیلت علم]

  • [معادن الجواهر و نزهة الخواطر، مجلّد ٢] صفحة ٤٤٣:

    1. ـ همان مصدر، ص ٢٤١.

مطلع انوار ج4

192
  • «و قال أمیرالمؤمنین علی بن أبی‌طالب علیه السّلام: ”العلم سلطانٌ، مَن وَجده صَالَ به و مَن لم یجِدْه صِیلَ علیه.“

  • (و قال علیه السّلام): ”العلم أفضلُ الکُنوز و أجمَلُها؛ خفیفُ الحَمل، عظیمُ الجَدوَی، فی الملإِ جمالٌ، و فی الوَحدة أُنسٌ.“

  • (و قال علیه السّلام): ”العالِمُ مِصباحُ اللَه فی أرضه، فمن أراد اللَهُ به خیرًا اقتَبَسَ منه.“

  • (و قال علیه السّلام): ”الجاهل صغیرٌ و إن کان شَیخًا، و العالم کبیر و إن کان حَدَثًا.“

  • و قال حکیمُ الشّعراء:

  • رَضِینا قِسمَةَ الجبّار فینا       ***       لنا علمٌ و للجُهّال مالٌ

  • فإنّ المالَ یفنَی عن قریبٍ       ***       و إنّ العلمَ باقٍ لا یزالُ»1

  • علاّمه حلّی: مردم به کتب سیّد مرتضی (شافی) تا آخِر زمان روزگار محتاجند

  • [الشّیعة و التّشیّع] صفحة ١٢٨:

  • «و لا أُغالی إذا قلتُ: إنّ کتابَ الشّریف هو أوّلُ کتاب شافٍ کافٍ فی الدِّراسات الإسلامیّة الإمامیّة، بحیث لا یَستغنِی عنه مَن یرید الکلامَ فی هذا الموضوع، و بَحثُه بحثًا موضوعیًّا. و لیس مِن شکّ أنّ العلّامةَ الحلّی قد عنی فی کتاب الشّافی حین قال مُقرِظًا الشریفَ: ”بکُتُبه استفاد الإمامیّةُ منذُ زَمَنه ـ رحمه اللَه ـ إلی زماننا، بل و إلی آخِرِ زمانٍ، و هو (أی الشّریفُ) رُکنُهم و مُعلّمهم،‌ قدّس اللَه

    1. ـ همان مصدر، ص ٢٤٢.

مطلع انوار ج4

193
  • روحه و جزاه عن أجداده خیرًا.“»

  • [نجات شیعه از حملات معاندین در گرو طبع آراسته و محقّق کتب مفید و علم الهدی و... می‌باشد]

  • نجاتی برای شیعه در برابر حملات معاندین نیست مگر طبع آراسته و محقّق کتاب‌های شیخ مفید و علم الهدی و علاّمه حلّی و خواجه نصیر الدّین با بهترین تعلیقات و زیباترین طبع

  • «و الشّیءُ الّذی یُؤسَفُ له هذا الدّاءُ السّاری فی جمیع کتبنا نحن الإمامیّة من رداءة الطّباعة و سوء الإخراج، و عدم التّرتیب و التَّبویب، بخاصّةِ کتاب الشّافی، فإنّه علی ضَخامته ـ یبلُغُ ألفَ صفحة أو أکثَر بقطع هذا الکتاب ـ لایُعرَف له أوّلٌ من آخِرٍ لولا الابتداء بالبَسمَلَة و الانتهاء بسؤال التّوفیق، و قد دُمِجَ قولُ القاضی و الشّریف حتّی کأنّهما حرفان متماثلان قد أُدغم أحدُهما بالآخَر، أو خُیُوطٌ مِن نسیجٍ قد حیکَ منها ثوبٌ واحدٌ.

  • و الیوم نشاهد نشاطًا ملحوظًا لإحیاء التُّراث القدیم، و نَشرِه بحُلّةٍ جدیدة،1 و لیس مِن شکّ أنّ حرکةَ النّشر ستَشمُل کتاب الشّافی الکافی، و تُخرجه إخراجًا جمیلًا، و لو عرف النّاشرون و القُرّاء قِیمةَ هذا الکتاب و ما فیه مِن کنوزٍ و حقایقَ لاستَبَقوا إلیه و لم یُفَضِّلوا علیه کتابًا أیَّ کتابٍ.»2

  • روایات مستفیضه درباره لزوم کسب و ارتزاق از جوارح

    1. ـ «لا أری علاجًا مفیدًا لهذه النّشرات و الهَجَمات المتوالیة علی الشّیعة و التّشیّع فی أیّامنا هذه إلّا بنَشر تُراث المفید و الشّریف و الحلّی و الطّوسی بحُلّةٍ جدیدة مع شرحها أو التّعلیق علیها، و أن یتفرّغ أیضًا للکتابة فی الموضوعات الشّیعیّة عشرون عالمًا علی الأقلّ، لهم الکفاءات و المؤهّلات للتّألیف بلغة العصر و تفکیره، علی أن یُقَفَّل بابُ الکتابة و التألیف فی وجه المتطفّلین و المشوّهین.» ـ انتهی تعلیقه مرحوم محمّد جواد مغنیه در کتاب الشّیعة و التّشیّع.
    2. ـ جنگ ٢٣، ص ٢١.

مطلع انوار ج4

194
  • روایات مستفیضه درباره لزوم کسب وارتزاق از جوارح، وعدم أکل از بیت المال ویا کَلّ برمردم شدن

  • [بشارة الشیعة للفیض الکاشانی] صفحة ١٤٦:

  • «کذلک مَن استمع إلی قوم یقولون کما أنَّ الصَّلاة و الصِّیام و الحجّ عباداتٌ کلَّفَ اللَه بها عبادَه و یَتَقرَّبون بها إلیه، کذلک طلبُ الرّزق الحلال بزراعة أو تجارة أو صناعة عبادةٌ کلَّف اللَه بها عبادَه لیتقرَّبوا بها إلیه؛ فعن الباقر علیه السّلام قال:

  • ”قال رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلَّم: العبادةُ سبعونَ جزءًا أفضلُها طَلبُ الحلال.“1

  • و قال علیه السّلام: ”مَن طَلَب الرّزقَ فی الدّنیا استعفافًا عَن النّاس و سَعیًا علی أهله و تعطُّفًا علی جاره لَقَی اللَهَ یومَ القیامة و وجهُه مِثلُ القَمَر لیلةَ البدر.2

  • و عن الصّادق علیه السّلام: ”إنَّ أمیرَالمؤمنین علیه السّلام قال أوحَی اللَهُ عزّوجلّ إلی داودَ علیه السّلام إنّک نعمَ العبدُ لولا أنّک تأکلُ مِن بَیتِ المال و لا تعمَلَنَّ [المصدر: تَعمَلُ] بِیَدک شیئًا! قال: فَبَکی داودُ أربعینَ صباحًا، فأوحی اللَه عزَّوجلَّ إلی الحدید أن لِنْ لعَبدی داودَ! فَأَلانَ اللَهُ له الحدیدَ، و کان یعمل کلَّ یومٍ دِرعًا فیَبیعُها بألف درهم، فعمل ثلاث مائةٍ و ستّین دِرعًا فباعها بثلاث مائة و ستّینَ ألفًا، و استغنی عن بیت المال.“3

  • و عنه علیه السّلام: ”اشتری رسولُ اللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم عِیرًا أتَتْ

    1. ـ الکافی، ج ٥، ص ٧٨.
    2. ـ التّهذیب، ج ٦، ص ٣٢٤؛ وسائل الشّیعة، ج ١٧، ص ٢١.
    3. ـ الکافی، ج ٥، ص ٧٤؛ وسائل الشّیعة، ج ١٧، ص ٣٧.

مطلع انوار ج4

195
  • من الشّام فاستَفضَلَ فیها ما قَضی دَینَه و قَسَّم فی قرابته، یقول اللَه عزَّوجلَّ: ﴿رِجَالٞ لَّا تُلۡهِيهِمۡ تِجَٰرَةٞ وَلَا بَيۡعٌ عَن ذِكۡرِ ٱللَهِ﴾.1یقول القُصّاص: إنّ القوم لم یکونوا یتّجرون؛ کَذَبوا ولکنَّهم لم یکونوا یَدَعون الصَّلاة فی میقاتها و هو أفضلُ ممّن حضر الصّلاة و لم یتّجر.“2

  • عنه علیه السّلام قال: ”کان أمیرالمؤمنین علیه السّلام یَضرِبُ بالمَرّ و یستخرج الأرضین.“3

  • و عن أبی‌حمزة قال: رأیت أباالحسن علیه السّلام یعمل فی أرضٍ له قد استنقَعَتْ قدماه فی العَرَق، فقلت: جُعِلتُ فداک أین الرّجال؟ فقال: ”قد عَمِلَ بِالید مَن هو خیرٌ منّی فی أرضه و مِن أبی.“ فقلتُ و من هو؟ فقال: ”رسولُ اللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم و أمیرُالمؤمنین علیه السّلام و آبائی علیهم السّلام کلُّهم قد عَمِلوا بأیدیهم و هو مِن عَمَل النبیّین و المرسلین و الأوصیاء و الصالحین.“4

  • و قال الصّادق علیه السّلام: ”إنّی لأعمَلُ فی بعض ضِیاعی حتّی أعرِقَ، و إنّ لی مَن یکفینی لیعلم اللَهُ عزّوجلّ أنّی أطلُبُ الرزقَ الحلال.“5

  • فلو کان ترْکُ الکسب خیرًا لکان الأنبیاء و الأولیاء أولَی به.

  • و قال عمرُ بن یزیدَ للصَّادق علیه السّلام: [رجلٌ قال:] لأقعُدَنَّ فی بیتی و لأُصَلِّیَنَّ و لأصومَنَّ و لأعبُدَنَّ ربّی فأمّا رزقی فسیأتینی. فقال علیه السّلام: ”هذا أحدُ

    1. ـ سوره النّور (٢٤) صدر آیه ٣٧.
    2. ـ الکافی، ج ٥، ص ٧٥؛ وسائل الشّیعة، ج ١٧، ص ١٤.
    3. ـ الکافی، ج ٥، ص ٧٤؛ وسائل الشّیعة، ج ١٧، ص ٣٧.
    4. ـ الکافی، ج ٥، ص ٧٥.
    5. ـ همان مصدر ص ٧٧.

مطلع انوار ج4

196
  • الثّلاثة الّذین لایُستجابُ لهم.“1

  • و قال له آخَرُ: اُدعُ اللَهَ أن یرزقَنی فی دَعَةٍ، فقال: ”لا أدعو لک، اُطلُبْ کما أمرک اللَه عزّوجلّ.“2

  • و قال له آخَرُ: و اللَه إنّا لنطلب الدّنیا و نُحبّ أن نُؤتاها، فقال: ”تُحِبُّ أن تصنعَ بها ماذا؟“ قال: أعوذ بها علی نفسی و عیالی و أصِلُ بها و أتصدَّقُ بها و أحُجُّ و أعتمِرُ فقال علیه السّلام: ”لیس هذا طلبُ الدّنیا هذا طلبُ الآخرة.“3

  • و سأل علیه السّلام عن رجل، فقیل [له] أصابَتْه الحاجةُ. قال: ”فما یصنع الیومَ؟“ قیل: فی البیت یعبُدُ ربَّه. فقال: ”مِن أین قوتُه؟“ قال: مِن عند بعض إخوانه. فقال علیه السّلام: ”و اللَهِ، لَلَّذی یَقوتُه أشدُّ عبادةً منه.“4

  • و قال علیه السّلام: ”لیس منّا مَن ترک دنیاه لآخرته و لا آخرَتَه لِدنیاه.“5

  • و الأخبار فی هذا المعنی أکثُر مِن أن تُحصَی.»

  • [در مذمّت انداختن بار خود بر دوش دیگران]

  • [بشارة الشّیعة] صفحه ١٤٧:

  • «و فی أدعیةِ السجّاد علیه السّلام:

  • ”لاتَکِلْنی إلی خَلقِک، بل تَفَرَّدْ بحاجَتِی و تَوَلَّ کِفایَتِی؛ إنَّکَ إن وَکَلتَنی إلی

    1. ـ همان مصدر.
    2. ـ همان مصدر، ص ٧٨.
    3. ـ همان مصدر، ص ٧٢.
    4. ـ همان مصدر، ص ٧٨.
    5. ـ الفقیه، ج ٣، ص ١٥٦.

مطلع انوار ج4

197
  • خَلقک تَجَهَّمُونِی، و إن ألجَأْتَنِی إلی قَرابَتِی حَرَمُونِی، و إن أعطَوا قلیلًا نَکَدًا مَنُّوا علیَّ طویلًا و ذَمُّوا کثیرًا.“1

  • و عن الصّادق علیه السّلام: ”إن استَطَعتَ أن لا تکون کَلًّا فافعَلْ.“2

  • و قال: ”قال رسول اللَه: ملعونٌ مَن ألقی کَلَّه علی النّاس.“3

  • و قال أمیرالمؤمنین علیه السّلام:

  • لَنَقْلُ الصَّخرِ مِن قُلَلِ الجبال       ***       أعَزّ علیّ من مِنَنِ الرّجال

  • یقول النّاسُ لی: فی الکسب عارٌ       ***       فقلت: العارُ فی ذُلِّ السؤال4»

  • طلاّب علوم دین اگر امکان کسب برایشان نمی‌باشد، خداوند روزی ایشان را از مِن حیث لایَحتَسِب می‌فرستد

  • «فإن زعم هؤلاء أنّ هذا الرّجل اشتغالُ جوارِحِه بالنوافل أفضلُ من اشتغالهِا بالکسب فقد أخطؤوا، و إن زَعَموا أنّه فی النوافل یشتَغِل باللَه بقَلبِه، دون الکسب ففَسَادُه ظاهر، فإنَّ له فی الکسب أیضًا أن یشتَغِلَ باللَه بقلبه، کما قال اللَه تعالی: ﴿رِجَالٞ لَّا تُلۡهِيهِمۡ تِجَٰرَةٞ وَلَا بَيۡعٌ عَن ذِكۡرِ ٱللَهِ﴾.5

  • و إن کان شُغلُه طلبَ العلم فإن کان هو العلمَ الدّینیَّ الظّاهرَ (أعنی معرفةَ المسائل الدّینیّة الضَّروریّة فی الإعتقاد و العمل) فإنّه لا یُنافی الکسب بل یجتَمِع معه، و

    1. ـ الصّحیفة السّجادیّة الکاملة، ص ١١٨ با قدری اختلاف.
    2. ـ الکافی، ج ٥، ص ٧٩.
    3. ـ همان مصدر، ص ٧٢.
    4. ـ دیوان منسوب به أمیرالمؤمنین علیه السّلام، ص ٣٤٠.
    5. ـ سوره النّور (٢٤) صدر آیه ٣٧.

مطلع انوار ج4

198
  • کذلک إن کان هو العلمَ الدّینیَّ الباطنَ (أعنی العلمَ المکنون) فإنَّه أیضًا یجتمع مع الکسب بقدر الضّرورة غالبًا، فإن کان ممّن لا یُمکِنُه الجمعُ فهو معذور فی ترک الکسب و إنّه ممّن یأتیه رزقُه مِن حیثُ لا یحتَسِب، و فی مثله وَرَد:”مَن کان للّه کان اللَهُ له.“1

  • و إن کان هو العلمَ الدّنیویّ فإن لم یکن علی هیئةِ علم الدّین فهو نوعُ کسبٍ إمّا محمود و إمّا مذموم، و إن کان علی هیئة‌ علم الدّین فتَعسًا لطالبه، فالبَطالَةُ خیرٌ منه فضلًا عن کسب الحلال، لأنّه نوعُ خُدعةٍ و مَکرٍ لتحصیل الجاه و المال، و ذاک الّذی یُحِبُّه النّاس و یَحمِلون إلیه لِجَهلِهم به، أولئک لم یتّخذوا إلی ما ینفَعُهم فی الآخرة سبیلًا، ﴿ٱشۡتَرَوۡاْ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَهِ ثَمَنٗا قَلِيلٗا﴾2

  • طلاّب علوم وعرفای غیر امامیّه اگر بانیّت خالص باشند، عنایت إلهیّه بمعرفت امام آنها را فرامی‌گیرد

  • [بشارة الشّیعة] صفحه ١٤٩:

  • «و کذلک من استمع إلی قومٍ یقولون: إنَّ مَن لم یکن علی طریقةِ‌ أهل البیت المطهّرینَ من الرّجس، المعصومین عن الخطأ، و لم یهتَدِ إلی متابَعَتِهم و وِلایتهم، فقد ضَلَّ و غَوَی؛ و إن فاق فی العلوم و المعارف سایر الوَرَی و صار إمامًا به یُقتَدَی، بل صَرَفَ عُمره فی تحصیل الحِکَم و الحقائقِ و استعمل فکرَه فی الأسرار و الدّقائق، و تَحَذَّقَ و تَفَلسَفَ و تکایَس و تصوَّفَ. فإنّه لایَجِد العلمَ إلّا مِن مَعدِنِه شَرَّقَ أو غَرَّب، و لا الحکمةَ إلّا عند أهلِها تهذّب نفسُه أم لم تَتَهذَّبْ، ﴿إِلَّا مَن تَابَ وَءَامَنَ وَعَمِلَ صَٰلِحٗا﴾3

    1. ـ بحارالأنوار، ج ٨٢، ص ٣١٩؛ إحیاء العلوم، ج ١٤، ص ٥.
    2. ـ سوره التّوبة (٩) صدر آیه ٩.
    3. ـ سوره مریم (١٩) صدر آیه ٦٠.

مطلع انوار ج4

199
  • ثمّ اهتَدَی؛ یعنی إلی معرفة الإمام، کما ورد عنهم علیهم السّلام.

  • و هذا کما یُحکَی من طائفة من علماء الصّوفیّة و أهل معرفتهم أنّهم رجعوا إلی الحقّ و دانوا به؛ و یشهَدُ لذلک ما یلوحُ من کَلِماتهم و یظهَرُ من منظوماتهم. و إنّما کان ذلک لخلوص نیّاتِهم و ضمائرهم و صفاء قلوبهم و سرائرهم فأدرَکَتْهم العِنایةُ الرَّبَّانیّة رأفةً بهم و رحمةً، و ما کان اللَه لِیُضیعَ إیمانَ أمثالهِم ﴿إِنَّ ٱللَهَ بِٱلنَّاسِ لَرَءُوفٞ رَّحِيمٞ﴾.1 علی أنَّهم کانوا مَعذورین فی عَدَمِ اهتدائهم إلی ذلک، لأنَّ معرفة الإمام بعینه موقوفةٌ علی السَّماع و لم یهتد إلیه العقلُ بانفِراده.»

  • علمای غیر امامیّه که تحقیقاً در این راه به یقین نرسیده‌اند همیشه متزلزل و مشکوک می‌باشند

  • «کان أئمّةُ الضَّلال قد لبَّسوا الأمر علی النّاس، و کان هؤُلاء بهذا السَّبب مع بُعد عهدهم مِن مَنبَعِ النّبوّة و مَعدِنِ الخلافة فی لَبسٍ من أمرهم مُنذُ صِغَرِهم؛ فلمّا عَرَفوا بنور اللَه صَدَّقوا به و اطمأنّوا إلیه، فرَزَقَهم اللَه بإیمانهم به لُبَّ المعرفة و حَلاوَةَ المَحَبّة. و لهذا تَراهم فی نَشاط و سرور و ابتهاج و نور، کأنَّهم فی مقام أمین و لکلماتهم فی قلوب المؤمنین تأثیرٌ مبینٌ. و کذلک سائر العلماء الإمامیّة فإنّا نراهم جازمین بنَجاة أنفسهم من حیث العقیدة و الدّین، و أئمَّتُهم کانوا من سلالة النّبیّین، و هم ممّن ﴿يَسۡتَمِعُونَ ٱلۡقَوۡلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحۡسَنَهُۥٓ﴾2ـکما بیّنّا فی هذا الکتاب ـ ف‍ـ ﴿أُوْلَـٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ هَدَىٰهُمُ ٱللَهُ وَأُوْلَـٰٓئِكَ هُمۡ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾.3

    1. ـ سوره الحجّ (٢٢) ذیل آیه ٦٥.
    2. ـ سوره الزّمر (٣٩) صدر آیه ١٨.
    3. ـ سوره الزّمر (٣٩) قسمتی از آیه ١٨.

مطلع انوار ج4

200
  • ثمَّ نری أکثرَ علماءِ العامَّةِ و أئمَّتَهم الباقین علی ضلالَتِهم تائِهِین متحیِّرین متجبِّرین، و علی ما حصَّلوه طولَ أعمارهم نادمین، و لایَجزِمون بِنَجاة أنفسهم من حیثُ العقیدةِ و الدّین، و لیسوا فی سَداد من یزعَمونه إمام الاُمّة و خلیفةَ الرَّسول مستَیقِنین لِما رَوَوه فیهم و رَأَوهُ مِن ذَویهم، و تَراهم یستمعون القول فلایتَّبِعون أحسَنَه، فهم مِن دینهم فی ضَلال و عِمیً؛ لأنّهم کانوا أربابَ شُکوکٍ و خَیالات و أصحابَ شُبَهٍ و جَهالات، لیس لهم قَدَمُ صِدقٍ عند ربّهم فیما اعتقدوه و لا ثباتٌ، حاشَ و طمانینةٌ فیما عَقَلُوه،﴿أَفَمَن يَعۡلَمُ أَنَّمَآ أُنزِلَ إِلَيۡكَ مِن رَّبِّكَ ٱلۡحَقُّ كَمَنۡ هُوَ أَعۡمَىٰٓ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾1

  • اشعار فخر رازی و محمّد شهرستانیّ در تحیّر و عدم وصولشان در آخر الأمر

  • «هذا فخر الرّازی و هو إمام أشاعِرَتِهم و علّامتُهُم فی جامعیّة العلوم یقول فی آخر مصنّفاته:

  • إنَّ العلم باللَه و صفاته و أفعاله أشرَفُ العلوم، و إنّ عَلَی کلّ مقام عُقدَةٌ فعِلمُ الذّات علیه عُقدَة أنَّ الوجود عین المهیّه أو الزّایدُ علیها؟ و علم الصّفات هل هی زائدة علی الذّات أم لا؟ و علم الأفعال هل الفعل مقارنٌ للذّات أو متأخِّرٌ؟

  • ثمّ أنشدَ یقول:

  • نِهایَةُ إقدامِ العُقولِ عِقالٌ       ***       و أکثرُ سَعیِ العالَمین ضَلالٌ

  • و أرواحُنا فی وحشَتِهِ من جُسُومِنا       ***       و حاصل دنیانا أذیً و وَبالٌ

  • و لم نَستَفِدْ مِن بَحثِنا طولَ عُمرِنا       ***       سِوَی أن جَمَعْنا فیه قیلَ و قال

    1. ـ سوره الرّعد (١٣) آیه ١٩.

مطلع انوار ج4

201
  • و هذا ابن أبی‌الحدید البغدادی و هو من أعاظم مُعتَزِلَتهم یقول:

  • فیک یا اُغلوطَةَ الفِکرِ       ***       حـارَ أمـری و انـقضَی عُمری

  • سافَرَت فیک العقولُ فما       ***       رَبِحَت إلّا أذَی السَّفَرِ1

  • و هذا محمّد الشّهرستانی صاحب کتاب المِلَل و النِحَل و هو من أئمَّةِ مُتَفَلسِفَتِهم یقول:

  • لَعَمری قد طُفتُ المَعالِمَ2 کُلَّها       ***       و سَیَّرتُ طَرفی بین تلک المعالِمِ

  • فلم أرَ إلّا واضعًا کَفَّ حائرٍ       ***       علی ذَقَنٍ أو قارعًا سِنَّ نادِمِ»3

  • حملات و اعتراضات شدید محقّق فیض کاشانی بر محیی الدِّین عربی صاحب فتوحات4

  • «و هذا شیخهم الأکبر محیی الدّین ابن العربی و هو من أئمّة صوفیّتهم و رُؤَساء أهل معرفتهم یقول فی فتوحاته:

  • إنّی لم أسئَل اللَهَ أن یُعَرِّفَنی إمام زمانی و لو کنت سَئَلتُه لعرّفنی.

  • فاعتبروا یا أولی الأبصار! فإنَّه لَمّا استغنی عن هذه المعرفة مع سماعه حدیث: ”من مات و لم یَعرِف امام زمانه مات مِیتةَ الجاهلیَّة“5 المشهور بین العلماء کافّةً کیف خَذَله اللَهُ و ترکَه و نفسَه، فاستَهوَتهُ الشیاطین فی أرض العلوم حَیرانَ، فصار مع وُفور

    1. ـ شرح العقیدة الطحاویة، ص ٢٢٨؛ شرح نهج البلاغة، ج ١٣، ص ٥١، با قدری اختلاف.
    2. ـ خ ل: المعاهد.
    3. ـ الملل و النحل، ج ١، ص ١٦١.
    4. ـ [جهت اطلاع بیشتر پیرامون آراء و نظرات محقّق فیض کاشانی دربارۀ محیی الدّین عربی ـ رحمة اللَه علیهما ـ به کتاب شریف روح مجرّد، ص ٣٤٨ و تعلیقه ص ٣٧١ مراجعه شود. (محقّق)]
    5. ـ إعلام الوری، ص ٤٤٢؛ کشف الغمة، ج ٢، ص ٥٢٨؛ بحارالأنوار، ج ٣٢، ص ٣٣١.

مطلع انوار ج4

202
  • علمه و دقّةِ نظره و سَیرِه فی أرض الحقائق و فَهمِه للأسرارِ و الدقایق لم یستَقِمْ فی شیءٍ من علوم الشرائع، و لم یَعَضَّ علی حدودها بضِرسٍ قاطع، و فی کلماته من مخالفات الشرع الفاضحة و مناقضات العقل الواضحة ما یضحَکُ منه الصِّبیان و یستهزِئُ به النِسوان، کما لا یخفی علی من تتبَّع تصانیفَه و لاسیّما الفتوحاتُ و خصوصًا ما ذکره فی أبواب أسرار العبادات.

  • ثمّ مع دعاویه الطَّویلةِ العریضة فی معرفة اللَه و مشاهدته المعبودَ و ملازَمَتِه فی عین الشّهود و تَطوافِهِ بالعرش المجید و فَنائه فی التّوحید، تراه ذا شَطحٍ و طامّاتٍ و صَلَفٍ و رُعُونات فی تخلیط تناقُضاتٍ تَجمَعُ الأضداد، و فی حَیرة مُحَیِّرة تَقطَعُ الأکبادَ، و یأتی تارةً بکلام ذی ثُبات و ثبوت و أخرَی بما هو أوهنُ من بَیتِ العنکبوتِ.

  • و فی کتبه و تصانیفه من سوء أدبه مع اللَه سبحانه فی الأقوال ما لایَرضَی به مُسلِمٌ بحالٍ، فی جملة کلمات مُزَخرَفَةٍ مُخبطَةٍ تُشوِّشُ القلوبَ و تُدهِشُ العقولَ و تُحیِّرُ الأذهان. و کأنّه کان یَرَی فی نفسه من الصّوَرِ المجرّدة ما یظهر للمُتخَلِّی فی العزلة فیظُنُّ أنَّ لها حقیقةٌ و هی له، فکان یتلقّاها بالقبول و یزعم أنَّها حقیقةُ الوصول؛ و لعلَّه رُبَّما یختَلُّ عقلُه لشدَّة الرِّیاضة و الجوع فیکتب ما یأتی بقلبِه ممّا یخطُرُ بباله من غیر رجوع.

  • قال قُطب الدّین بن محیی الدِّین الکوشکناری و هو من أجَلِّ مشایخهم:

  • أیُّما رجلٍ من أهل الکشف وجدنا اُسلوبَه فی عبادته عن مکاشفاته یُخالف أسلوبَ صاحبِ الوحی عَلِمنا أنَّه مدخولٌ و کشفُه معلول، و أنّ الحرص و العجلةَ دَعَتاه إلی ترکیب ما قُذِفَ فی قلبه من النّور البسیط و التّصَرُّفِ فیه و التّخلیطِ. ثمَّ إنَّ هذا الأسلوب الّذی انتشر فی الأرض من صاحبی الفصوص و النّصوص أُسلوبٌ هو عن المشابهة و المناسبة بأُسلوبِ صاحب الوحی

مطلع انوار ج4

203
  • بمَعزَلٍ بالکلیّة، فیحصُلُ لنا بمقتضی ذلک القانون العلمُ بأنّهما مدخولان و فی کشفهما معلولان، فیکون سبیلُنا مع کلامهما و کتبهما الهِجرانَ.

  • أراد بصاحب الفصوص محیی الدّین بن العربی و بصاحب النّصوص تلمیذَه صدرَ الدّین القونیوی. و لنورد أنموذجًا من أغالیط طامّاتِ ابن العربیّ و آخَرَ من تخلیطِه و تناقُضاتِه فی الشّرع المطهَّر النّبویّ، لئلّا یَعتَمِدَ علی أقواله مَن لا معرفة لهُ بحاله فیَضِلَّ و یُضِلَّ غیرَه فیقعَ فی الشّرّ و هو یطلب خیرَه، و لیَقِسْ علَی أنموذجین أمثالَهما ممّا لایُحصَی:

  • أمّا الأوّلُ: فهو ما قاله فی الباب التاسع و العشرین من فتوحاته، قال:

  • کلُّ عبدٍ إلهیّ توجَّهَ لأحدٍ علیه حقٌّ من المخلوقین فقد نَقّصَ من عبودیّته للّه سبحانه بقدر ذلک الحقّ؛ فإنّ ذلک المخلوق یطلُبُه بحقّه و له علیه سلطانٌ، فلا یکون عبدًا محضًا للّه. و هذا هو الّذی یرجِّحُ عند المنقَطِعین إلی اللَه انقطاعَهم عن الخلق و لزومَهم السّیاحاتِ و البَراری و السّواحل و الفِرار من الناس و الخروج من مِلکِ الحیوان، فإنّهم یُریدون الحرّیّة من جمیع الأکوان؛ و لقیتُ منهم جماعةً کثیرة فی أیّامِ سیاحتی.

  • و من الزّمان الّذی حصل لی هذا المقام ما مَلَکتُ حیوانًا أصلًا و لا الثوب الَّذی ألبِسُه، فإنِّی لا ألبِسُه إلّا عاریةً لشخصٍ معیَّنٍ أذِنَ لی فی التَّصرُّف فیه، و الزَّمان الَّذی أتملّک الشّیءَ فیه أخرُجُ عنه ذلک الوقت إمّا بالهبة أو بالعتق إن کان ممّا یُعتَق؛ و هذا حَصَل لی لمّا أردتُ التَّحقیق بعبودیَّة الاختصاص للّه.

  • قیل لی: لا یَصِحّ لک ذلک حتّی لا یقوم لأحد علیک حُجَّةٌ؛ قلتُ: ”لا و لا للّه إن شاء اللَه!“ قیل لی: و کیف یصحّ أن لا یقوم للّه علیک حجّةٌ؟! قلت: ”إنّما تُقام الحُجَجُ علی المُنکِرین لا علی المعتَرِفین و لا علی أهل الدَّعاوی و أصحاب الحُظوظ و لا علی مَن قال: ما لی حقٌّ و لاحظٌّ.“1

    1. ـ الفتوحات المکّیة، (٤ جلدی)، ج ١، ص ١٩٦.

مطلع انوار ج4

204
  • أقول: و لَیتَ شِعری أیُّ وَجهٍ فی ثبوتِ حقٍّ للثوبِ عَلَی لابِسِه إذا کان مِلکًا له و عدمِ ثبوت حقٍّ له علیه إذا کان عاریةً عندَه؟! بل نَرَی فی الثّانی یَزیدُ علیه مع حقِّه حقٌّ آخَرُ لمالِکِه المُعیرِ إیّاه. ثمَّ الحقوقُ لیسَت منحصرةً فی حقوق النّاس و المَمالیک، بل لنفسِ کلِّ إنسانٍ علیه حقٌّ، و لکلّ عُضوٍ من أعضائه و قوّةٍ من قُواه من قَرنِهِ إلی قَدَمه علیه حقٌّ، کما ورد فی غیرُ واحد من الأخبار عن الأئمّة الأطهار؛ بل السَّموات و الأرضین و ما فیهنّ و ما بینهنّ من النّجوم و الغُیوم و الرِّیاح و الأمطار و الجبال و المیاه و الحُبوب و الأشجار و الظَّلام و الأنوار و اللّیل و النَّهار، و بالجمله کلُّ ما مَدخَلٌ فی ترتیبِه من الأکوان، کما اُشیرَ إلیه فی القرآن فی معرض التّسخیر و الامتنان.

  • و هذا قد جری فی کلامه من حیث لا یشعُر، حیث قال: ”فإنَّهم یریدون الحرّیّة مِن الأکوان“؛ و لیت شعری کیف یمکن الحُرّیّة ممّا لایُمکِنُ المعیشةُ بدونِه؟! فإنَّ اللَه سبحانه أحوجَ بعضَ، عبیدِه إلی بعضٍ، و أحوَجَهَم کلَّهم إلی سایر مخلوقاته، و جعل لها جمیعًا علیهم حقًّا؛ و إن کانت الحقوقُ کلُّها فی الحقیقة ترجَعُ إلی اللَه سبحانه إلّا أنَّ مَن لم یَشکُرِ الوسائط لم یشکر اللَهَ، کما ورد فی الحدیث: ”من لم یشکُرِ النّاسَ لم یشکر اللَه“.

  • فإن زعَمَ هذا المدّعی أنّه قد خرج من حقوق الجمیع و مِن جمیع الحقوق فما أشدَّ دعواه، و إن هو معترف بالتّقصیر فالاعتراف لایُسقِط حجّةَ اللَهِ علیه، و إنّما یسقُطُ المؤاخذةُ بتضییعِ الحقّ و ذلک أیضًا تفضُّلٌ من اللَه الکریم جلّ شأنه؛ و قد ورد فی دعاء أهل البیت علیهم السّلام: ”أللهُمَّ لاتُخرِجنی من حدِّ التَّقصیر“.

  • ثمّ کیف لایکون من أهل الدَّعوَی مَن یَدّعی أمثالَ هذا فی المدّعین، بل ﴿لِلَّهِ ٱلۡحُجَّةُ ٱلۡبَٰلِغَةُ فَلَوۡ شَآءَ لَهَدَىٰكُمۡ أَجۡمَعِينَ﴾.1

    1. ـ سوره الأنعام (٦) آیه ١٤٩.

مطلع انوار ج4

205
  • و قد ذَکَر فی هذا الباب أیضًا فی تفسیر آیة تطهیر أهل البیت علیهم السّلام ما لایجوز أن یُحکَی بل یجب أن یُطوَی و لایُروَی.»1

  • بسیاری از مطالب محیی الدّین صحیح می‌باشد و فیض کاشانی براساس اصول شیعه بر آن اشکال دارد

  • «و أمّا الثّانی: فهو ما قاله فی الباب السّابع و الثّلاثین و ثلاث مائة، بعد أن ذکر فضلَ نبیّنا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم علی سایر الأنبیاء:

  • أنّ سایرَ الأنبیاء علیهم السّلام کانوا خلفاءَه، و إن تقدَّموا علیه ظاهرًا فإنَّه کان مقدَّمًا علیهم وجودًا. قال: فکان من فضل هذه الاُمّة أن أنزلها مَنزلَةَ‌ خُلَفائِه فی العالم قبلَ ظهوره؛ إذ کان أعطاهم التَّشریع فأعطَی هذه الأمَّة التَّشریع فلَحِقوا بمقامات الأنبیاء فی ذلک، و جَعَلَهم ورثةً لهم لتقدُّمِهم علیهم فإنّ المتأخِّر یَرِثُ المتقدّمَ بالضَّرورة؛ فیَدعون علی بصیرةٍ. ثمّ ذَکَرَ: أنّ للمُخطئ منهم أجرًا واحدًا و للمُصیب أجرَین.2

  • و کأنّه أراد بالّذین أعطاهم التَّشریعَ فلَحِقوا بمقامات الأنبیاء مشاهیرَ الصَّحابة کأبی‌بکر و عمر و معاذ و أشباهِهِم، ثمّ مَن کان بعدَهم کالحسن البصریّ و سُفیانِ الثّوری و نظرائِهِما، ثمّ أئمَّتَهم الأربعة و أمثالَهم، ثمّ نفسَه و من کان قریبًا منه فی المعرفة؛ کما یُشعر به بعضُ کلماته فی فتوحاته و تجویزه علیهم الخطاء.

  • و قال فی الباب الثّامن عشر و ثلاث مائة ما هو نصٌّ علی نقیضِ ما قاله هنا، فإنّه قال فیه:

    1. ـ الفتوحات المکّیة، (٤ جلدی)، ج ١، ص ١٩٥ الی ١٩٩.
    2. ـ همان مصدر، ج ٣، ص ١٤٢.

مطلع انوار ج4

206
  • إنّا رَوَینا عن عبداللَه بن عبّاس: أنَّ رجلًا أصاب مِن عِرضه فجاء إلیه یستَحِلَّه من ذلک، فقال له: یا بن عبّاس إنّی قد نِلتُ منک فاجْعَلنی فی حلٍّ من ذلک! فقال: ”أعوذ باللَه أن أُحِلَّ ما حرَّم اللَه، إنَّ اللَه حرَّم أعراضَ المسلمین فلا أُحِلَّها، ولکن غَفَر اللَه لک.“

  • قال: فانظُر ما أعجَبَ هذا التَّصریفَ و ما أحسنَ العلمَ! و من هذا الباب حَلفُ الإنسان علی ما أُبیح له فِعلُه: أن لایفعَلَه أو یفعَلَه، ففَرَضَ اللَهُ تَحِلَّةَ الأیمان، و هو من باب الاستدراج و المَکر الإلهیّ، إلّا لِمَن عَصَمَه اللَهُ بالتَّنبیه علیه. فما ثَمَّةَ شارعٌ إلّا اللَه، قال اللَه تعالی لنبیّه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم: ﴿لِتَحۡكُمَ بَيۡنَ ٱلنَّاسِ بِمَآ أَرَىٰكَ ٱللَهُ﴾1 و لم یقل: ”بما رأیتَ“؛ بل عاتَبَه سبحانه لِما حرَّم علی نفسه بالیمین فی قضیَّة عائشةَ و حفصةَ و قال تعالی: ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَآ أَحَلَّ ٱللَهُ لَكَ تَبۡتَغِي مَرۡضَاتَ أَزۡوَٰجِكَ﴾،2 و کان هذا ممّا أرَتْه نفسُه، فهذا یدُلُّک علی أنَّ قوله تعالی: ﴿بِمَآ أَرَىٰكَ ٱللَهُ﴾ أنّه ما یوحَی إلیه به، لا ما یراه مِن رأیه.

  • فلو کان هذا الدّینُ بالرّأی لکان رأیُ النّبیّ صلّی اللَه علیه و آله و سلّم أولی مِن رأی [کل ذی رأی، فإذا کان هذا حال النّبی صلّی اللَه علیه و آله و سلّم فیما أرته نفسه کیف رأی] مَن لیس بمعصوم و مَن الخطاءُ أقربُ إلیه من الإصابة؛ فدلّ علی أنَّ الاجتهادَ الّذی ذکره رسولُ اللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم إنَّما هو فی طلب الدّلیل علی تعیین الحکم فی المسألة الواقعة لا فی تشریع حکمٍ فی النّازلة، فإنَّ ذلک شرعٌ لم یَأذَنْ به اللَهُ.3

  • و لایخفَی ما فی کلامه هذا من التخلیط و التَّلبیس فإنَّه لم یُفَرِّق بین عفو العبد

    1. ـ سوره النّساء (٤) قسمتی از آیه ١٠٥.
    2. ـ سوره التّحریم (٦٦) صدر آیه ١.
    3. ـ الفتوحات المکیّة (٤ جلدی)، ج ٣، ص ٦٩.

مطلع انوار ج4

207
  • عن المسیء إلیه و بین التَّشریع، و لا بین الیمین و التَّشریع، و لم یَدرِ موقِعَ العِتاب فی قوله تعالی:﴿لِمَ تُحَرِّمُ مَآ أَحَلَّ ٱللَهُ﴾1

  • [بسیاری از مطالب محیی الدّین خروج از مذاهب اربعه بوده و به تشیّع قریب است]

  • اگر ابن عربی را سنِّی مالکیّ بدانیم ـ کما هو الأمر ـ آن‌وقت درمی‌یابیم که: بسیاری از مطالب او خروج از جمیع مذاهب اربعه بوده و به تشیّع قریب است

  • «و أمّا قوله: ”أنّ المرادَ بالاجتهاد إنّما هو طلبُ الدَّلیل علی تعیین الحکم“ فیرجِعُ إلی ما قلناه فی بشارة التّفقّه فی النَّظر، فیما روینا عن المعصومین علیهم السّلام، کما مرَّ بیانُه.

  • و أراد بالاجتهاد الّذی ذکره رسول اللَه صلّی اللَه علیه و‌ آله و سلّم ما رووه عنه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم أنَّه قال: ”مَن اجتهَدَ فأصابَ فله أجران، و مَن اجتهَدَ فأَخطَأَ فله أجرٌ واحدٌ2؛ و قد مرّ ذکرُ هذا الحدیثِ أیضًا مع بیان معناه ـ علی تقدیر صحّته ـ فی بشارة المیزان الإلهیّ. و یحتمل أن یکون مرادُه بالاجتهاد الاجتهادَ المذکور فی خبر مَعاذ، و قد عرفتَ هناک أیضًا ما فیه.

  • کلمات ابن‌عربیّ وقتی مُعجِب است که در حدود شاکله او یعنی یک مرد سنّی عامّی او را قرار دهیم

  • و قال فی باب آخَرَ منه:

  • لایجوز أن یُدانَ اللَهُ بالرّأی، و هو القول بغیر حُجَّة و لا بُرهانٍ، لا من کتاب

    1. ـ سوره التّحریم (٦٦) قسمتی از آیه ١.
    2. ـ کنز العمال، ج ٦، ص ٧.

مطلع انوار ج4

208
  • و لا من سنَّة و لا مِن إجماع؛ و أمّا القیاس فلا أقول به و لا أُقَلِّد فیه جملةً واحدة.1 قال: فما أوجب اللَه علینا الأخذَ بقول أحدٍ غیرِ رسول اللَه.2

  • و قد أکثرَ القولَ فی هذا المعنی فی مواضِعَ مِن کتابه، و قد أجری اللَه الحقّ علی لسانه لو کان نُلحِقُ برسول اللَه صلّی اللَه علیه و‌ آله و سلّم أوصیائَه الأئمّةَ المعصومین علیهم السّلام؛ ثمَّ نراه مع ذلک کلِّه یوجِبُ متابعةَ آراءِ أئمّتهم الأربعة المتأخّرة و أمثالِهم مع تجویزه علیهم الخطاء، و مع علمِه و اعترافِه باستعمالهم القیاسَ و اجتهادَ الرّأی فی دین اللَه، و تشریعهم ما لم یَأذَن به اللَهُ؛ ثمَّ یُثبِتُ لهم الأجرَ باجتهادهم و یحرّم علیهم و علی مقلِّدِیهم العملَ بما یُخالف رأیَهم.

  • و نراه نفسَه یجتهِدُ رأیَه فی أکثر الأحکام الدّینیّة مِن غیر نصّ و لا إجماع و لا حُجَّةٍ و لا برهانٍ؛ کما یظهر لِمَن تتبَّعَ کلامَه و لا سیَّما فیما یذکُرُه فی أبواب أسرار الشّرایع من فتوحاته، بل ربّما یُفتی بخلاف النَّص صریحًا. قال فی الباب الثّامن و الستّین الّذی فی معرفة أسرار الطّهارة:

  • قال رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله: ”إذا التقی الخِتانان [الختان الختان] فقد وَجَب الغُسل“.3 و اختلف العلماءُ فی هذه المسألة: فمِن قائل بأنَّه یَجِبُ الغسل من التقاء الخِتانَین، فمِن قائلٍ بأنَّه لا یجب الغسل من التقاء الختانین، و به أقول.4

    1. ـ الفتوحات المکّیة، (٤ جلدی)، ج ٢، ص ١٦٤.
    2. ـ همان مصدر، ص ١٦٥.
    3. ـ [مستدرک الوسائل، ج ١، ص ٤٥٢، این حدیث را عن النّبی صلّی اللَه علیه و آله و سلّم نقل کرده است ولیکن الکافی، ج ٣، ص ٤٦، عن الرضا علیه السّلام آورده است. (محقّق)]
    4. ـ الفتوحات المکّیة، (٤ جلدی)، ج ١، ص ٣٦٣.

مطلع انوار ج4

209
  • و قال أیضًا بعد ورقةٍ من هذا:

  • و الوضوءُ عندنا لابدّ منه فی الاغتسال من الجنابة، و عندنا فی هذه المسألة نظرٌ فی حالتین: الحالةُ الأولی فی من جامَعَ و لم یُنزِل فعلیه وضوءان فی اغتساله، فإن جامع و أنزل فعلیه وضوءٌ واحد؛ إلّا أنَّ مذهَبَنا أنَّ التقاء الخِتانین دونَ إنزالٍ لا یوجب الغسلَ [لغسل] و یوجبُ الوضوءَ.1

  • ثمَّ نراه بعدَ ذلک کلِّه یدّعِی الکشفَ لنفسه و لأمثاله فیما یقولونه، یدّعی أنَّ الکشفَ لایتطرّق إلیه الخطاءُ مع اختلافهم فیما یُکشَفُ لهم؛ کما صرّحوا به و کما نری، ﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبۡرَةٗ لِّمَن يَخۡشَىٰٓ﴾23و4

    1. ـ همان مصدر، ص ٣٦٤.
    2. ـ سوره النّازعات (٧٩) آیه ٢٦.
    3. ـ [جهت اطلاع بر مبانی مرحوم علاّمه طهرانی ـ رضوان اللَه علیه ـ پیرامون شخصیت و عقاید محیی الدّین عربی، به کتاب شریف روح مجرد ص ٤٣٠الی ٤٩٦ مراجعه شود. (محقّق)]
    4. ـ جنگ ٢٣، ص ٣٥٦ الی ٣٦٧، به نقل از بشارة الشّیعة للفیض الکاشانی.

مطلع انوار ج4

211
  • ٢ـ حلم

  • أهمیَّةُ الحلم و فَضلُه و شَرَفُه و أنّ العِلمَ بدون الحِلم لا فائدةَ فیه

  • [١ـ مستدرک الوسائل، طبع سنگی، جلد ٢] صفحه ٣٠٤:

  • «الشَّیخ ورَّام فی تنبیه الخاطر، عن رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله، أنّه مَرَّ بقومٍ فیهم رجلٌ یَرفعُ حَجَرًا یُقال له: حَجَرُ الأشِدّاءِ، و هم یَعجَبون منه؛ فقال صلّی اللَه علیه و آله: ”ما هذا؟“ قالوا: رجلٌ یرفع حَجَرًا یقال له: حَجَرُ الأشِدّاء؛ فقال: ”ألا أُخبرکم بما هو أشدُّ منه؟! رَجُلٌ سَبَّهُ رَجُلٌ فحَلُم عنه، فَغَلَب نَفسَه و غَلَب شَیطانه و غَلَب صاحبَه.“

  • [٢] مجموعة الشَّهید، نقلًا من خطّ بعض العلماء، عن رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله، أنّه قال:

  • إذا وقع بین رَجُلین منازعةٌ، نزل مَلَکان فیقولان للسّفیه منهما: قلتَ و قلتَ و أنت أهلٌ لِما قلتَ، ستُجزَی بما قلتَ؛ و یقولان للحلیم منهما: صَبَرتَ و حَلُمت، سیَغفِرُ لک إن أتمَمْت ذلک؛ قال: فإن ردّ الحلیمُ علیه، ارتفع المَلَکان.“

  • [٣] مصباح الشّریعة، قال الصّادق علیه السّلام:

  • ”الحِلم سِراجُ اللَهِ، یَستضیءُ به صاحِبُه إلی جِواره، و لا یکون حلیمًا إلّا المؤیَّدُ بأنوارِ المعرفة و التَّوحید. و الحِلمُ یدورُ علی خمسة أوجُهٍ: أن یکونَ عزیزًا فیُذَلّ، أو یکونَ صادقًا فیُتَّهم، أو یَدعوا إلی الحقّ فیُستخَفُّ به، أو أن یؤذَی بلا جُرم، أو أن یَطلُبَ بالحقّ و یُخالفوه فیه؛ فإذا آتیتَ کلّا منهما حقَّه فقد أصبتَ. و قابِلِ السّفیهَ بالإعراض عنه و ترکِ الجواب تکن النّاسُ أنصارَک؛ لأنّ مَن حارَبَ السَّفیهَ فکأنّه قد

مطلع انوار ج4

212
  • وَضعَ الحَطَبَ علی النّار. و قال النّبیّ صلّی اللَه علیه و آله: ”مَثَلُ المؤمنِ کمَثَلِ الأرض، منافِعُهم منها إذا هم علیها.“ و من لا یَصبِرْ علی جَفاءِ الخَلقِ لا یَصِلْ إلی رِضَی اللَهِ تعالی؛ لأنّ رِضَی اللَهِ تعالی مشوبٌ بِجَفاءِ الخَلقِ. إلی أن قال: قال رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله: ”بُعِثتُ لِلحِلمِ مَرکَزًا، و للعِلم مَعدِنًا، و للصَّبر مَسکَنًا؛“ صَدَقَ رسولُ اللَه صلّی اللَه علیه و آله. و حقیقةُ الحِلمِ أن تعفُوَ عمّن أساءَ إلیک و خالَفَک، و أنت القادرُ علی الإنتقامِ منه.“»1

  • أمیرالمؤمنین علیه السّلام أمَرَ قنبرًا بحِلمِهِ عن شَتمِ‌ شاتِمهِ

  • [٤ـ مستدرک الوسائل، طبع سنگی، جلد ٢] صفحه ٣٠٤:

  • «الشّیخ المفید فی الأمالی، عن أبی‌الحسن مُحمّد بن المظفّر، عن أبی‌القاسم عبدالملک بن علیّ الدَّهَّان، عن أبی‌الحسن علیّ بن الحسن، عن الحسن بن بشر، عن أسد بن سعید، عن جابر قال:

  • سَمِعَ أمیرُالمؤمنین علیه السّلام رجلًا یشتُمُ قنبرًا، و قد رَامَ قنبرُ أن یرُدَّه علیه؛ فَناداهُ أمیرُالمؤمنین علیه السّلام:

  • مَهلًا یا قنبرُ! دَعْ شاتِمَک مُهانًا، تُرضِی [ترضِ] الرّحمن و تُسخِطُ الشّیطانَ، و تُعَاقِبُ عَدُوَّک؛ فوالذّی فلَقَ الحبَّةَ و بَرَأ النَّسَمَةَ ما أرضَی المؤمنُ ربَّه بمِثلِ الحِلم، و لا أسخَطَ الشّیطانَ بمِثل الصَّمتِ، و لا عُوقِبَ الأحمقُ بمثل السُّکوتِ عنه.“»2و3

    1. ـ مستدرک الوسائل، طبع حروفی، ج ١١، ص ٢٨٩.
    2. ـ همان مصدر، ص ٢٩١.
    3. ـ جنگ ٢٤، ص ١٧١.

مطلع انوار ج4

213
  • [اشعاری در فضیلت حلم]

  • [معادن الجواهر و نزهة الخواطر، مجلّد ٢] صفحة ٤٤١:

  • «أن ترکَبوا فرُکوبُ الخَیلِ عادتُنا       ***       أو تنزلون فإنّا معـشرٌ نُزُلٌ

  • و أنشد أیضًا:

  • نَصَحتُک فالتَمِس یا ویکَ غَیری       ***       طَعامًا إنَّ لَحمی کان مُرًّا»

  • صفحه ٤٤٢:

  • «أظنُّ الحِلمَ دَلَّ عَلیّ قومی       ***       و قد یستَجهل الرجلُ الحلیمُ

  • و مارَستُ الرِّجال و مارسونی       ***       فمُعوَجٌّ علیّ و مستقیمُ

  • و أنشد:

  • إذا النفسُ یومًا جاءها ما یهیجُها       ***       تَبَین ذو حِلمٍ و من یتَحَلَّمُ

  • فإن کنتَ تظنّ أنّی عاجز عن منازلتک فإنّی واللَهِ کما قال الأوّل:

  • أخو الحَرْب إن عَضَّت به الحربُ عضَّها       ***       و إن شَمَّرت عن ساقها الحربُ شَمَّرَا

  • و یمشی إذا مَـا الموتُ کـان أمامَه       ***       کذی الشِّبل یحمِی الأنفَ أن یتأخّرَا»1

    1. ـ جنگ ٢٠، ص ٢٤١.

مطلع انوار ج4

215
  • ٣ـ تفکّر و تعقّل

  • [تدبیر و دقّت در هر کاری موجب ایمنی از پشیمانی است]

  • [مستدرک الوسائل، طبع سنگی، جلد ٢] صفحۀ ٣٠٨:

  • «الصّدوق فی العیون و الأمالی عن علیّ بن أحمد بن موسی، عن مُحَمّد بن هارون الصُّوفیّ، عن عبیداللَه بن موسی الرّویانی، عن عبدالعظیم بن عبداللَه الحسنی، قال: قلت لأبی‌جعفر محمّد بن علی الرّضا علیهما السّلام: حَدِّثنی بِحَدیثٍ عن آبائِک! فقال:

  • حَدَّثنی أبی، عن جدّی، عَن آبائه، قال: قالَ أمیرُالمؤمنین علیه السّلام: التّدبیرُ قبلَ العَمَلِ یُؤمِنُک مِنَ النَّدَم.“ـ الخبر.»1و2

  • [تفکّر افضل اعمال است]

  • فعن النّبیّ [صلّی اللَه علیه و آله و سلّم]:

  • «تَفَکُّرُ ساعَةٍ خَیرٌ مِن قیامِ سِتّینَ سَنَةٍ.»3

  • و عن الصّادق علیه السّلام:

  • «أفضَلُ العِبادَةِ إدمانُ الفِکرِ [التفکّر] فی اللَهِ.»4

  • و عن الرّضا [علیه السّلام]:

    1. ـ مستدرک الوسائل، طبع حروفی، ج ١١، ص ٣٠٦.
    2. ـ جنگ ٢٤، ص ١٧٥.
    3. ـ بحارالأنوار، ج ٦٦، ص ٢٩٢.
    4. ـ الکافی، ج ٢، ص ٥٥؛ وسائل الشّیعة، ج ١٥، ص ١٩٦.

مطلع انوار ج4

216
  • «لَیسَ العِبادَةُ بکَثرَةِ الصّلاةِ و الصَّومِ؛ إنّ العِبادَةَ التّفکُّرُ فی أمرِ اللَهِ.»1

  • و عن أمیرالمؤمنین [علیه السّلام]:

  • «التفَکُّرُ یَدعُو إلی البِرِّ و العَمَلِ بِه.»2

  • [اقسام تفکّر ممدوح]

  • و فکر ممدوح بر دو قسم است:

  • اوّل: تفکّر در عجائب مخلوقات و صنایع الهیّه؛

  • عن الباقر علیه السّلام:

  • «إیّاکُم و التّفکُّرَ فی اللَهِ! و لَکن إذا أرَدتُم أن تَنظُروا إلی عظَمَتهِ فانظُروا إلی عِظَمِ خَلقهِ.»3

  • پادشاهان مَظهر شاهیّ حقّ   ***   عالمان مرآت آگاهیّ حقّ4

  • دوّم: تفکّر در اعمال؛

  • بیا که قصر أمل سخت سست بنیادست   ***   بیـار بـاده کـه بنیـاد عمـر بر بـادست

  • غلام همّـت آنم که زیـر چـرخ کبـود   ***   ز هرچـه رنگ تعلّـق پذیـرد آزادست

  • نصیحتی کنمـت یادگیـر و در عمل آر   ***   که این حدیث ز پـیر طریقـتم یادست

  • مجو درستی عهد از جهـان سست نهاد   ***   که این عجوزه عروس هزار دامادست5

    1. ـ الکافی، ج ٢، ص ٥٥؛ وسائل الشّیعة، ج ١٥، ص ١٩٦.
    2. ـ الکافی، ج ٢، ص ٥٥.
    3. ـ الکافی، ج ١، ص ٩٣؛ وسائل ‌الشّیعة، ج ١٦، ص ١٩٥.
    4. ـ [مثنوی معنوی، دفتر ششم، به صورت: «فاضلان مرآت آگاهی حق» آمده است. (محقّق)]
    5. ـ دیوان حافظ، غزل ١٦.

مطلع انوار ج4

217
  • [تفکّر در فناء دنیا و اهل دنیا]

  • «سُئلَ عَنِ الصّادِقِ علیه السّلام عَمّا یَروِی النّاسُ: ”تَفَکُّرُ ساعَةٍ خَیرٌ مِن قیامِ لَیلَةٍ“ کَیفَ نَتَفکَّرُ؟ قالَ علیه السّلام: ”تَمُرُّ بالخَرِبةِ أو بالدّارِ فتَقولُ: أینَ ساکِنوکِ؟ أینَ بانوکِ؟ ما لَکِ لا تَتَکلَّمینَ؟!“»1

  • فی مصباح الشّریعة:

  • «قالَ الصّادقُ علیه السّلام: ”اعتَبِروا بِما مَضَی مِن الدّنیا، هَل یَبقَی علَی أحَدٍ، و هَل فیها باقٍ مِن الشّریفِ و الوَضیعِ و الغَنیِّ و الفَقیرِ و الوَلیِّ و العَدُوِّ!“»2

  • جهان ای برادر نماند بـه کس   ***   دل انـدر جهان‌آفـریـن بند و بـس

  • مکـن تکیـه بـر ملـک دنیا و پشـت   ***   که بسیار کس چون تو پرورد و کشت3

  • و عن أمیرالمؤمنین علیه السّلام:

  • إنّمـا الدّنیـا فَنـاءٌ، لَیسَ للدّنیـا ثُبوتُ       ***       إنّمـا الدّنیـا کَبَیتٍ نَسَّجَتـهُ العَنکَبوتُ

  • و لقَد یَکفیکَ مِنها أیّها الطّالـبُ قُوتُ       ***       و لَعَمری عن قَلیلٍ کلُّ مَن فیها یَموتُ4

  • و عنه أیضًا:

  • ألا إنّمـا الدُنیا کَمنزِلِ راکِـب ** أناخَ عَشِیًّا و هْوَ فی الصُّبحِ راحِل5

  • و عنه أیضًا:

  • تَحَرَّزْ مِن الدّنیا فإنّ فِناءَها       ***       مَحلُّ فَنـاءٍ لا محَـلُّ بَقـاءِ

    1. ـ وسائل ‌الشّیعة، ج ١٥، ص ١٩٥.
    2. ـ مصباح الشّریعة، ص ١١٣؛ مستدرک ‌الوسائل، ج ١١، ص ١٨٤، با قدری اختلاف.
    3. ـ کلّیات سعدی (گلستان).
    4. ـ دیوان منسوب به أمیرالمؤمنین علیه السّلام، ص ١١٦.
    5. ـ همان مصدر، ص ٣١٥.

مطلع انوار ج4

218
  • فَصَفوَتُها مَمزوجَةٌ بکُدورَةٍ       ***       و راحَتُها مَقرونَـةٌ بِعَناءِ1

  • نظامی گوید:

  • چشمه که می‌روید از این خاکدان   ***   اشـک مقیمـانِ دلِ خـاک دان

  • * * *

  • هـر ورقـی چهـره آزاده‌ایسـت   ***   هر قدمی فرق ملک‌زاده ایست2

  • [تفکّر در مرگ و حقیقت دنیا]

  • و عن رسول اللَه [صلّی اللَه علیه و آله و سلّم]:

  • «کَفَی بالمَوتِ واعِظًا، و بالعَقلِ دَلیلًا، و بالتَّقوی زادًا، و بالعِبادَةِ شُغُلًا، و باللَهِ مؤنِسًا، و بالقُرآنِ بَیانًا.»3

  • و قال تعالی: ﴿كُلُّ نَفۡسٖ ذَآئِقَةُ ٱلۡمَوۡتِ﴾.4

  • و عن النّبیّ [صلّی اللَه علیه و آله و سلّم]:

  • «أکثِروا ذِکرَ هادِمِ اللَّذّاتِ! قیلَ: ما هوَ یا رَسولَ اللَهِ؟ فَقالَ: المَوتُ.»5

  • و عن الصّادق علیه السّلام:

  • «إذا أنتَ حمَلتَ جَنازَةً فکُن کأنّکَ المَحمولُ، و کأنّکَ سَألتَ عَن رَبِّکَ الرُّجوعَ

    1. ـ همان مصدر، ص ٣٦.
    2. ـ مخزن الأسرار، نظامی گنجوی، مقالت سوّم.
    3. ـ مصباح‌ الشّریعة، ص ١١٣؛ مستدرک ‌الوسائل، ج ١١، ص ١٨٤؛ بحارالأنوار، ج ٦٨، ص ٣٢٥.
    4. ـ سوره آل ‌عمران (٣) صدر آیه ١٨٥؛ سوره الأنبیاء (٢١) صدر آیه ٣٥؛ سوره العنکبوت (٢٩) صدر آیه ٥٧.
    5. ـ وسائل الشّیعة، ج ٢، ص ٤٣٥؛ بحارالأنوار، ج ٧٩، ص ١٦٨؛ مستدرک الوسائل، ج ٢، ص ١٠٠، به نقل از جعفریّات، با قدری اختلاف.

مطلع انوار ج4

219
  • إلی الدّنیا ففَعَلَ؛ فانظُر ماذا تَستَأنِفُ!»1

  • نظامی:

  • فرض شد این قافلـه برداشتن   ***   زیـن بُنـه بگذشـتن و بگـذاشتن

  • ملک سلیمان مطلب، کان کجاست   ***   ملک همانست سلیمان کجاست2

  • [سعدی:]

  • این همان چشمه خورشید جهان‌افروزست   ***   

  •    ***   که همی تافت بر آرامگه عاد و ثمود

  • خـاک مصـر طـرب‌انگیز نبیـنی که همان   ***   

  •    ***   خاک مصرست ولی بر سر فرعون و جنود

  • ای که در نعمت و نازی به جهـان غـرّه مشو   ***   

  •    ***   که محالسـت در این مرحلـه امکان خلود

  • دنیـا آن‌قدر نـدارد که بـر او رشـک برنـد   ***   

  •    ***   ای برادر که نه محسود بماند نه حسود3

  • أینَ الأکاسِرَةُ و الخَواقِنَةُ؟ و ما حالُ القَیاصِرَةِ و الفَراعِنَةِ؟4

  • [آثار تفکّر در پنج أمر]

  • «التَّفَکُّرُ علَی خَمسَةِ أوجُهٍ: فِکرَةٌ فی آیاتِ اللَهِ، یَتَوَلَّدُ مِنها التَّوحِیدُ و الیَقینُ؛ و فِکرَةٌ فی نِعَمِ اللَهِ، یَتَوَلَّدُ مِنها الشُّکرُ؛ و فِکرَةٌ فی وَعدِ اللَهِ، یَتَوَلَّدُ مِنها الرَّغبَةُ؛ و فِکرَةٌ فی

    1. ـ الکافی، ج ٣، ص٢٥٨؛ وسائل الشّیعة، ج ٣، ص٢٢٩، با قدری اختلاف.
    2. ـ مخزن الأسرار، نظامی گنجوی، مقالت سوّم.
    3. ـ کلّیات سعدی (مواعظ)، غزل ٢٣.
    4. ـ جنگ ١، ص ٤٥.

مطلع انوار ج4

220
  • وَعیدِ اللَهِ، یَتَوَلَّدُ مِنها الرَّهبَةُ؛ و فِکرَةٌ فی تَقصیرِ النَّفسِ مَعَ إحسانِه إلَیها، یَتَوَلَّدُ مِنها الحَیاءُ.»1

  • شیخ مفید، اولین کسی بود که راه تفکّر و عقل را در نصوص دینیه گشود

  • [الشّیعة و التّشیّع] صفحه ١٢٠:

  • «و قد وضع علماءُ کلِّ طائفةٍ کُتُبًا فی الطّعن و الرّدّ علی مذهب الأُخرَی، و لکنّهم تظاهروا جمیعًا علی الشّیعة و التّشیّع؛ غیر أنّ الشّیخ المفید کان لهم بالمِرصَاد، فکان یجیب عن شُبَهاتِهم و طعونهم بنظرٍ دقیق و بَصَرٍ ثاقب و استخراجٍ عجیب، ثمّ یورِد علیهم ما لم یستطیعوا معه إلّا الإذعان و التّسلیم. کان یشرَح عقیدةَالتّشیّع، و یُدَعِّمُها بالدّلیل القاطع، و یَرُدُّ عنها شبهاتِ الخصوم، ثمّ یَکُرُّ علی عقیدتهم و مبادئهم یَنقُدها و یُفنِّدُها، و ینثِرُ الفلسفةَ فی شرحه و تأییده و تفنیده.

  • و کان له فضل السَّبق إلی الاعتماد علی منطق العقل و التفکیر الحُرّ؛ فقَبلَ الشّیخ المفید کان المؤمنون لا یتجاوزون حرفیّةَ النّصوص إلی العقل، و بعده أصبح العقلُ حلیفًا للنّصوص الدّینیّة و أساسًا للعقیدة؛ و إذا قال اغسطین: ”آمِن‎ْ کَیْ تَتَعَقَّلَ“ فقد قال الشَّیخ المفید: ”تَعَقَّلْ‎ْ کَیْ تُؤمِنَ“.

  • قال الشّیخ عبد اللَه نعمة، و هو یُتَرجِمُ له فی کتاب فلاسفة الشِّیعة:

  • ”کانت الشِّیعةُ القوّةَ الثّالثة بین مذهب المعتزلة و مذهب الأشاعرة، و قد تزعَّمَ هذه القوّة فی هذا العهد أبوعبداللَه المفید؛ و کان علیه ـ و هو دماغ الشِّیعة المفکِّرُ ـ أن یشترکَ فی هذا الصِّراع العنیف، و یُجالد علی عِدَّة جهاتٍ، و یناظر أهلَ کلّ

    1. ـ جنگ ٣، ص ٥١.

مطلع انوار ج4

221
  • عقیدةٍ، کما یقول ابن کثیر الشّامیّ. و نعرف حَیَوِیّةَ المفید فی تفکیره و آرائه حین نأخذُ باعتبارنا تأثیرَ طبیعةِ العَصر الّذی عاش فیه؛ یومَ کانت الأخبارُ و الأحادیث هی السّندَ الوحیدَ لعلماء الشّیعة فیما کتبوه حَولَ عقائدهم و مذاهبهم دون محاکَمةٍ أو تمحیصٍ، أمّا المفید فقد کان یحاکم و یفکّر بحرّیّةٍ و تجرُّدٍ.“»1

    1. ـ جنگ ٢٣، ص ١٨.

مطلع انوار ج4

223
  • ٤ـ نفس

  • [مطالبی پیرامون حقیقت نفس]

  • · قال اللَه تعالی: ﴿وَيَسۡ‍َٔلُونَكَ عَنِ ٱلرُّوحِ قُلِ ٱلرُّوحُ مِنۡ أَمۡرِ رَبِّي﴾.1

  • · [عن النبی صلّی اللَه علیه و آله و سلّم]: «مَن عَرفَ نَفسَهُ فَقَد عَرفَ ربَّهُ»؛2 یعنی چون انسان نمی‌تواند نفس خود را بشناسد، پس نخواهد توانست پروردگار خود را بشناسد.3

  • · و در نفس انسانی که حامل امانت است، سه قول است:

  • اوّل: نفس عبارت است از اجزاء اصلیّه که در بدن است، و اجزاء فضلیّه که زیاد و کم می‌شوند.

  • دوّم: جسمی است نورانی از عالم سماوات و حظایر قدس، و مانند چراغ است در غرفه.

  • سوّم: آنکه جوهری است مجرّد و بدون مادّه، متعلِّق به بدن.

  • عقیده غزالی در باب نفس

  • «روح عبارت است از: نفس تو و حقیقت تو که مخفی است از جمیع اشیاء.

    1. ـ سوره الإسراء (١٧) صدر آیه ٨٥.
    2. ـ بحارالأنوار، ج ٢، ص ٣٢، و ج ٥٨، ص ٩٩؛ عوالی اللئالی، ج ٤، ص ١٠٢؛ غرر الحِکَم، ص ٢٣٢ با قدری اختلاف؛ مصباح ‌الشّریعة، ص ١٣؛ شرح نهج ‌‌البلاغة، ج ٢٠، ص ٢٩٢.
    3. ـ [جهت اطّلاع بیشتر پیرامون تفسیر و تبیین این حدیث شریف به کتاب روح مجرد، ص ٥٧٣، و کتاب اللَه شناسی، ج ٢، ص ٥٥، و توحید علمی و عینی، ص ٤٧ مراجعه شود. (محقّق)]

مطلع انوار ج4

224
  • و مقصود به ”نفس تو“ روحی است که از خاصّه انسان و مضاف به سوی حضرت رحمان است، چنانچه فرمود: ﴿قُلِ ٱلرُّوحُ مِنۡ أَمۡرِ رَبِّي﴾؛1 و غیر از روحی است که در بدن سَرَیان دارد و به وسیله آن افاضه می‌شود نور تعقّل و غیره به ما.

  • اگر شبکه باطل بعد از فراغ از صید، پس بطلان او غنیمت است که فرمود: ”تُحفَةُ المؤمِنِ المَوتُ“؛2و اگر باطل قبل از فراغ از صید، او در حسرت و ندامت، چنانچه فرمود: ﴿رَبِّ ٱرۡجِعُونِ * لَعَلِّيٓ أَعۡمَلُ صَٰلِحٗا فِيمَا تَرَكۡتُ﴾.3

  • و روح منحصر نیست به نفس ناطقه، بلکه فی الحدیث:

  • الأرواحُ خَمسَةٌ: روح‌ُ القُدُسِ، و روحُ الإیمانِ، و روح القُوَّةِ، و روحُ الشَّهوَةِ، و روحُ البَدَنِ. فمِنَ النّاسِ مَن یَجتَمِعُ فیهِ الأرواحُ الخَمسَةُ، و هُم أنبیاءُ السّابِقونَ؛ و مِنهُم مَن یجتَمِعُ فیهِم أربَعَةُ أرواحٍ، و هُم مِمّن عَداهُم مِنَ المؤمِنینَ؛ و مِنهُم مَن یَجتَمِعُ فیهِم ثلاثَةُ أرواحٍ، و هُم الیَهودُ و النَّصارَی و مَن یَحذُوا حَذوَهُم.4

  • پس بندگان به حسب استکمال هر روح به همان روح متّصفند، که بعضی ﴿مَّن يُرَدُّ إِلَىٰٓ أَرۡذَلِ ٱلۡعُمُرِ لِكَيۡ لَا يَعۡلَمَ بَعۡدَ عِلۡمٖ شَيۡ‍ًٔا﴾.5

  • و حضرت أمیر [علیه السّلام] فرمود:

  • النّاسُ ثلاثَةٌ: عالِمٌ رَبّانیٌّ، مُتِعَلِّمٌ علَی سَبیلِ النَّجاةِ، هَمَجٌ رَعاعٌ.6

    1. ـ سوره الإسراء (١٧) قسمتی از آیه ٨٥.
    2. ـ بحارالأنوار، ج ٧٩، ص ١٧١، به نقل از الدعوات؛ جامع الأخبار، ص ٨٥.
    3. ـ سوره المؤمنون (٢٣) ذیل آیه ٩٩ و صدر آیه ١٠٠.
    4. ـ [مضمون این حدیث شریف در بحارالأنوار، ج ٢٥، ص ٥٤، به نقل از بصائر الدرجات، ص ٤٧٧ با اختلاف زیاد آمده است؛ ولیکن در مجمع البحرین طریحی، ج ٢، ص ٢٤٢ با قدری اختلاف موجود می‌باشد. (محقّق)]
    5. ـ سوره النّحل (١٦) قسمتی از آیه ٧٠.
    6. ـ نهج ‌البلاغة، ج ٤، ص ٣٥ با قدری اختلاف.

مطلع انوار ج4

225
  • و در تفسیر سوره واقعه، [در معنای] آیات ذیل:

  • ﴿أَصۡحَٰبُ ٱلۡمَيۡمَنَةِ﴾ و ﴿أَصۡحَٰبُ ٱلۡمَشۡ‍َٔمَةِ﴾ و ﴿ٱلسَّـٰبِقُونَ﴾1 [آمده است]:

  • امّا ﴿ٱلسَّـٰبِقُونَ﴾ انبیاء مرسلند که در آنها پنج روح است: روح القدُس که به سبب او مبعوثند، روح الایمان که به سبب او عبادت می‌نمایند، روح القوّه که به واسطه او مجاهده کردند، روح الشّهوه به واسطه او درک کردند لذائذ را، روح البدن به واسطه او زندگی نمودند.

  • و امّا ﴿أَصۡحَٰبُ ٱلۡمَيۡمَنَةِ﴾ که مؤمنین هستند و در آنها چهار روح است.

  • و امّا ﴿أَصۡحَٰبُ ٱلۡمَشۡ‍َٔمَةِ﴾ در ایشان سه روح است مثل حیوانات.

  • و فی حدیث کمیل بن زیاد، قال:

  • سَألتُ مَولانا أمیرَالمؤمِنینَ [علیه السّلام]، قُلتُ: أُریدُ أن تُعرِّفَنی نَفسِی! قالَ: ”یا کُمَیلُ! أیُّ نفسٍ تُریدُ؟“

  • قلُتُ: یا مَولایَ! هَل هِیَ إلّا نَفسٌ [واحِدَةٌ]؟

  • فقالَ: ”یا کُمَیلُ! إنّما هِیَ أربَعُ: النّامیَةُ النّباتیَّةُ، و الحِسّیَّةُ الحَیَوانیَّةُ، و النّاطِقَةُ القُدسیَّةُ، و الکلمة [الکلیّه] الإلهیَّةُ؛ و لِکُلٍّ مِن هَذِه خَمسُ قُوًی و خاصِیَّتانِ:

  • فالنّامیَةُ النّباتیَّةُ لَها خَمسُ قُوًی: ماسِکَةٌ و جاذِبَةٌ و هاضِمَةٌ و دافِعَةٌ و مُرَبّیَةٌ؛ و لَها خاصِیّتانِ: الزّیادَةُ و النُّقصانِ، و انبِعاثُها مِن الکَبِدِ، و هیَ أشبَهُ الأشیاءِ بنفسِ الحَیوانِ.

  • و الحَیَوانیَّةُ الحِسّیَّةُ، و لَها خَمسُ قُوًی: سَمعٌ و بَصَرٌ و شَمٌّ و ذَوقٌ و لَمسٌ؛ و لَها خاصیَّتانِ: الرِّضا و الغَضَبُ، و انبِعاثُها مِن القَلبِ، و هیَ أشبَهُ الأشیاءِ بنَفسِ السِّباعِ.

  • و النّاطِقَةُ القُدسِیَّةُ، و لَها خَمسُ قُوًی: فِکرٌ و ذِکرٌ و عِلمٌ و حِلمٌ و نَباهَةٌ؛ و

    1. ـ سوره الواقعة (٥٦) قسمت‌هایی از آیات ٨ الی ١٠.

مطلع انوار ج4

226
  • لَیسَ لَها انبِعاثٌ، و هیَ أشبَهُ الأشیاءِ بنَفسِ المَلَائِکَةِ [النّفوس الملکیّة]، و لَها خاصِیَّتانِ: النَّزَاهَةُ و الحِکمَةُ.

  • و الکلمةُ [الکلّیّة] الإلَهِیَّةُ، و لَها خَمسُ قُوًی: بَهاءٌ فی فَناءٍ، و نَعیمٌ فی شِقاءٍ، و عِزٌّ فی ذُلٍّ، و فَقرٌ فی غِناءٍ، و صَبرٌ فی بَلاءٍ؛ و لَها خاصیَّتانِ: الحِلمُ و الکَرَمُ؛ و هَذِه الّتی مَبدَؤها مِن اللَهِ و إلیه تَعودُ، لِقَولِه تعالَی: و نَفَخنا فیهِ مِن روحِنا؛1 و أمّا عَودُها فَلِقَولهِ تعالَی: ﴿يَـٰٓأَيَّتُهَا ٱلنَّفۡسُ ٱلۡمُطۡمَئِنَّةُ * ٱرۡجِعِيٓ إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةٗ مَّرۡضِيَّةٗ﴾.2

  • و العَقلُ وَسَطُ الکُلِّ لِکَیلا یَقولَ أحَدُکُم شَیئًا مِنَ الخَیرِ و الشَّرِّ إلّا لِقیاسٍ مَعقُولٍ.“3و4

  • فی اصناف الناس

  • ١ـ سوره البقره )٢( قسمتی از آیه ٢٠٠إلی ٢٠٢:

  • ﴿فَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَقُولُ رَبَّنَآ ءَاتِنَا فِي ٱلدُّنۡيَا وَمَا لَهُۥ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ مِنۡ خَلَٰقٖ * وَمِنۡهُم مَّن يَقُولُ رَبَّنَآ ءَاتِنَا فِي ٱلدُّنۡيَا حَسَنَةٗ وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِ حَسَنَةٗ وَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ * أُوْلَـٰٓئِكَ لَهُمۡ نَصِيبٞ مِّمَّا كَسَبُواْ وَٱللَهُ سَرِيعُ ٱلۡحِسَابِ﴾.

  • ٢ـ سوره البقره (٢) آیه ٢٠٤ إلی ٢٠٦:

  • ﴿وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يُعۡجِبُكَ قَوۡلُهُۥ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَيُشۡهِدُ ٱللَهَ عَلَىٰ مَا فِي قَلۡبِهِۦ وَهُوَ

    1. ـ اقتباس از سوره الأنبیاء (٢١) آیه ٩١.
    2. ـ سوره الفجر (٨٩) آیه ٢٧ و ٢٨.
    3. ـ [بحارالأنوار، ج ٥٨، ص ٨٤؛ علم الیقین فیض کاشانی، ج ١، ص ٣٦٩؛ تفسیر صافی، ج ٣، ص ١١١، با قدری اختلاف در مصادر موجود؛ ولیکن در مجمع البحرین الطریحی، ج ٤، ص ٣٤٨ و ٣٤٩، بعینه موجود می‌باشد. (محقّق)]
    4. ـ جنگ ١، ص ٤٢ الی ٤٥.

مطلع انوار ج4

227
  • أَلَدُّ ٱلۡخِصَامِ * وَإِذَا تَوَلَّىٰ سَعَىٰ فِي ٱلۡأَرۡضِ لِيُفۡسِدَ فِيهَا وَيُهۡلِكَ ٱلۡحَرۡثَ وَٱلنَّسۡلَ وَٱللَهُ لَا يُحِبُّ ٱلۡفَسَادَ * وَإِذَا قِيلَ لَهُ ٱتَّقِ ٱللَهَ أَخَذَتۡهُ ٱلۡعِزَّةُ بِٱلۡإِثۡمِ فَحَسۡبُهُۥ جَهَنَّمُ وَلَبِئۡسَ ٱلۡمِهَادُ﴾.

  • ٣ـ سوره البقره (٢) آیه ٢٠٧:

  • ﴿وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَشۡرِي نَفۡسَهُ ٱبۡتِغَآءَ مَرۡضَاتِ ٱللَهِ وَٱللَهُ رَءُوفُۢ بِٱلۡعِبَادِ﴾.

  • ٤ـ سوره البقره (٢) آیه ٢٠٨ إلی ٢٠٩:

  • ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱدۡخُلُواْ فِي ٱلسِّلۡمِ كَآفَّةٗ وَلَا تَتَّبِعُواْ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيۡطَٰنِ إِنَّهُۥ لَكُمۡ عَدُوّٞ مُّبِينٞ * فَإِن زَلَلۡتُم مِّنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَتۡكُمُ ٱلۡبَيِّنَٰتُ فَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ﴾.1

  • [تنها راه وصول إلی اللَه، ترک نفس است]

  • مرحوم شیخ بهائی در کشکول، طبع مصر، در جلد اوّل، صفحه ١٥٦ گوید:

  • «رُوِی أنّ بعضَ الأنبیاء علیه و علَی نبیِّنا أفضلُ الصّلاة و السّلام، ناجَی ربَّه فقال: یا ربِّ کیفَ الطریقُ إلیک؟ فأوحَی اللَهُ إلیه: اُترُکْ نفسَکَ و تعالَ إلَیَّ.» ـانتهی2.3

  • مقصود از تشریع دین مقدّس اسلام تطهیر تمام مراتب انسانی است

  • مقصود از تشریع دین مقدّس اسلام تطهیر تمام مراتب انسانی است؛ به دلیل سوره مائده (٥) آیه ٦: ﴿مَا يُرِيدُ ٱللَهُ لِيَجۡعَلَ عَلَيۡكُم مِّنۡ حَرَجٖ وَلَٰكِن يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمۡ﴾.4

    1. ـ جنگ ١٠، ص ٥٤.
    2. ـ کشکول، ج ١، ص ١٩٩.
    3. ـ جنگ ٦، ص ٦٤.
    4. ـ جنگ ٥، ص ١٠١.

مطلع انوار ج4

228
  • [حدیث شریف: قَضَوا الجهادَ الأصغر و بَقِیَ علیهم الجهاد الأکبر]

  • معانی الأخبار، صفحه ١٦٠، طبع مطبعه حیدری در ١٣٧٩ هجریّه، مرحوم صدوق با اسناد متّصل خود روایت می‌کند از محمّد بن یحیی الخَزّاز:

  • «قال: حَدَّثنی موسی بن إسماعیل عن أبیه، عن موسی بن جعفر، عن أبیه، عن آبائه، عن أمیرالمؤمنین علیه السّلام قال:

  • إنّ رسولَ اللَه صلّی اللَه و علیه و آله و سلّم بَعَثَ سَرِیّةً فلَمّا رَجَعوا قال: ”مرحبًا بقومٍ قَضَوا الجِهادَ الأصغرَ و بَقِیَ علیهم الجهادُ الأکبر.“

  • قیل: یا رسول اللَه و ما الجِهادُ الأکبر؟

  • قال: ”جِهادُ النّفس!“

  • و قال علیه السّلام: أفضلُ الجهاد مَن جَاهَد نفسَه الّتی بَین جَنبَیه.»1 ـ انتهی.

  • روایت فوق را در بحار، جلد ٦، صفحه ٤٤٣، از کافی، جلد ٥، صفحه ١٢، با سند متّصل خود از حضرت صادق علیه السّلام آورده است، (البته بدون ذیل آن، که ”و قال علیه السّلام أفضل الجهاد“ ـ الخ، بوده باشد؛ چون این ذیل از کلام حضرت موسی بن جعفر است نه از کلام رسول خدا) و سپس فرموده: «نوادرالراوندی بإسناده عن موسی بن جعفر عن آبائه علیهم السّلام مثلَه.»

  • و در بحار، جلد ١٥، در قسمت دوّم که در اخلاق است، صفحه ٤٠نیز از معانی الأخبار و أمالی صدوق تمام روایت را با ذیل آن نقل کرده؛ و ظاهراً ذیل آن را نیز از کلام رسول خدا گرفته است، چون علامت تحیّت را بعد از «ثمّ قال» کلمۀ «ص» قرار داده نه «ع» و سپس فرموده است: «و فی الاختصاص عنه علیه السّلام مثله.»

  • لکن این روایت را در اختصاص، صفحه ٢٤٠، مرحوم مفید بدون ذکر سند و

    1. ـ بحارالأنوار، ج ١٩، ص ١٨٢، و ج ٦٧، ص ٦٥؛ الاختصاص، ص ٢٤٠.

مطلع انوار ج4

229
  • بدون ذیل آن آورده است؛ و نیز در بحار، جلد ١٥، در قسمت دوّم، در صفحه ٤١ این حدیث را بدین طریق از فقه الرضا [علیه السّلام] روایت می‌کند، می‌فرماید:

  • «(ضا) نَروِی أنّ سَیِّدَنا رَسُولَ اللَهِ رَأَی بَعضَ أصحابِهِ مُنصَرِفًا مِن بَعثٍ کانَ بَعَثَهُ، و قَدِ انصَرَفَ بِشَعَثِهِ و غُبارِ سَفَرِهِ، و سِلاحُهُ عَلَیهِ یُرِیدُ مَنزِلَهُ، فَقالَ صلّی اللَه و علیه و آله و سلّم: ”انصَرَفتَ مِنَ الجِهادِ الأصغَرِ إلَی الجِهادِ الأکبَرِ.“ فَقِیلَ لَهُ: أَ و جِهادٌ فَوقَ الجِهادِ بِالسَّیفِ؟! قالَ: ”نَعَم جِهادُ المَرءِ نَفسَهُ.“»1 ـ انتهی.

  • باری، این‌جانب روایتی را که مجلسی از معانی و أمالی نقل کرده، همان‌طور که ذکر شد، در معانی یافتم، ولی در أمالی چنین روایتی نیافتم؛2 و ظاهراً در علل الشّرائع است و در کتابت علل به امالی اشتباه شده است.

  • [بزرگ‌ترین دشمن آدمی]

  • در بحار، جلد ١٥، در قسمت دوّم که در اخلاق است، صفحه ٤٠، از عدّة الداعی روایت می‌کند:

  • «قالَ النَّبِیُّ صلّی اللَه علیه و آله و سلّم: أعدَی عَدُوِّکَ نَفسُکَ الّتِی بَینَ جَنبَیکَ.»3و4

  • [لا تَزالُ بِخَیرٍ ما کانَ لَکَ واعِظٌ مِن نَفسِکَ]

  • و در جلد ١٥ بحار، جزء دوّم، صفحه ٤٠روایاتی است دربارۀ محاسبۀ نفس؛

    1. ـ همان مصدر، ج ٦٧، ص ٦٨.
    2. ـ [این حدیث شریف در امالی صدوق، ص ٤٦٦ آمده است. لذا به احتمال قوی نسخه‌ای که حضرت علاّمه طهرانی ـ رضوان اللَه تعالی علیه ـ در آن تتبّع نموده‌اند، فاقد این حدیث بوده است. (محقّق)]
    3. ـ بحارالأنوار، ج ٦٧، ص ٦٤.
    4. ـ جنگ ٥، ص ٢١٠.

مطلع انوار ج4

230
  • منها از امالی شیخ با اسناد متّصل خود از ثُمالی، قالَ:

  • «قالَ: کانَ عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ علیهما السّلام یَقُولُ: ”ابنَ آدَمَ! لا تَزالُ بِخَیرٍ ما کانَ لَکَ واعِظٌ مِن نَفسِکَ، و ما کانَتِ المُحاسَبَةُ مِن هَمِّکَ، و ما کانَ الخَوفُ لَکَ شِعارًا و الحُزنُ لَکَ دِثارًا؛ ابنَ آدَمَ! إنَّکَ مَیِّتٌ و مَبعُوثٌ و مَوقُوفٌ بَینَ یَدَیِ اللَهِ عَزّوجَلّ و مَسئُولٌ فَأعِدَّ جَوابًا.“»1و2

  • [از نفوس خود حساب گیرید پیش از آنکه از شما حساب گیرند]

  • در جلد ٢ اصول کافی، از صفحه ٤٥٣ به بعد، روایات بسیار شریفی دربارۀ محاسبۀ نفس آورده شده است.3

  • [١] در [جلد] ١٧ بحار، صفحه ٥٢، از جمله وصایای حضرت رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله است:

  • «عَنِ ابنِ عَبّاسٍ، قالَ: قالَ رَسُولُ اللَهِ فی بَعضِ خُطَبِهِ أو مَواعِظِهِ:

  • ”أیُّها النّاسُ لا یَشغَلَنَّکُم دُنیاکُم عَن آخِرَتِکُم، فَلا تُؤثِرُوا هَواکُم عَلَی طاعَةِ رَبِّکُم، و لا تَجعَلُوا أیمانَکُم ذَرِیعَةً إلَی مَعاصِیکُم، و حاسِبُوا أنفُسَکُم قَبلَ أن تُحاسَبُوا، و مَهِّدُوا لَها قَبلَ أن تُعَذَّبُوا، و تَزَوَّدُوا لِلرَّحِیلِ قَبلَ أن تُزعَجُوا، فإنَّها مَوقِفُ عَدلٍ و اقتِضاءِ حَقٍّ و سُؤالٍ عَن واجِبٍ و قَد أبلَغَ فی الإعذارِ مَن تَقَدَّمَ بِالإنذارِ.“»4و5

    1. ـ بحارالأنوار، ج ٦٧، ص ٦٤.
    2. ـ جنگ ٥، ص ٢١٠.
    3. ـ همان مصدر، ص ٢١٢.
    4. ـ بحارالأنوار، ج ٧٤، ص ١٨٣.
    5. ـ [در کتاب شریف معاد شناسی، ج ١٠، ص ٣٤٠، ذیل حدیث معراج فرازهائی از این حدیث شریف توسط حضرت علاّمه طهرانی ـ رضوان اللَه علیه ـ ترجمه و تفسیر شده است. (محقّق)]

مطلع انوار ج4

231
  • [٢] در روضه بحار، جلد ٧٧، طبع آخوندی، صفحه ٨٣ در وصایای حضرت رسول اللَه [صلّی اللَه علیه و آله و سلّم وارد است]:

  • «یا أباذَرٍّ حاسِب نَفسَکَ قَبلَ أن تُحاسَبَ، فَهُوَ أهوَنُ لِحِسابِکَ غَدًا؛ و زِنْ نَفسَکَ قَبلَ أن تُوزَنَ؛ و تَجَهَّزْ لِلعَرضِ الأکبَرِ یَومَ تُعرَضُ لا تَخفَی عَلَی اللَهِ خافِیَةٌ.»1

  • [شدّت و مداومت در محاسبه]

  • [١] و در صفحه ٨٦ از همین کتاب آورده است [که] حضرت فرمودند:

  • «یا أباذَرٍّ! لا یَکُونُ الرَّجُلُ مِنَ المُتَّقِینَ حَتَّی یُحاسِبَ نَفسَهُ أشَدَّ مِن مُحاسَبَةِ الشَّریکِ شَریکَهُ، فَیَعلَمَ مِن أینَ مَطعَمُهُ و مِن أینَ مَشرَبُهُ و مِن أینَ مَلبَسُهُ، أ مِن حِلٍّ ذلکَ أم مِن حَرامٍ‌.»2

  • [٢] در اصول کافی، جلد ٢، صفحه ٤٥٣ روایت است از ابراهیم بن عمر یمانی، از حضرت أبی‌الحسن الماضی صلوات اللَه علیه، قالَ:

  • «لَیسَ مِنّا مَن لَم یُحاسِب نَفسَهُ فی کُلِّ یَومٍ، فإن عَمِلَ حَسَنًا استَزادَ اللَهَ و إن عَمِلَ سَیِّئًا استَغفَرَ اللَهَ مِنهُ و تابَ إلیه.»3

  • [مراد از «اطلبوا العلم و لو بالصّین» علم معرفة النّفس و معرفة الرّب می‌باشد]

  • در مصباح الشّریعة با تحقیق و مقدّمۀ عالم بزرگوار حاج شیخ حسن مصطفوی، طبع سنۀ ١٣٧٩ هجریّه قمریّه، باب٦٢، صفحه ٤١ آمده است:

    1. ـ بحارالأنوار، ج ٧٤، ص ٨٤.
    2. ـ همان مصدر، ص ٨٨.
    3. ـ جنگ ٥، ص ٢٣٧.

مطلع انوار ج4

232
  • «قال علیٌّ علیه السّلام: ”اطلُبوا العلمَ و لو بالصِّین، و هو علم معرفة النّفس و فیه معرفة الرَّبِّ‌ عزّوجلّ.“»

  • و پس از آن فرماید:

  • «قال النّبیّ صلّی اللَه علیه و آله: ”من عرف نفسه فقد عرف ربّه.“»1

  • و عین این دو روایت را ملاّ محسن فیض کاشانی در کتاب المحجّة البیضاء، جلد ٢، صفحه ٦٨ از مصباح الشّریعة نقل کرده است.2

  • استَفتِ قلبَک و إن أفتَوک

  • در إحیاء العلوم، جلد ١، صفحه ١٧ آورده است که: رسول اکرم صلّی اللَه علیه و آله به وابِصَه فرمودند: «استَفتِ قلبَک و إن أفتَوک و إن أفتَوک و إن أفتَوک.»3

  • [الإثمُ ما حاکَ فی نَفسِک]

  • و در نهایۀ ابن أثیر، جلد ١، صفحه ٤٧٠، در مادّۀ ”حَیَکَ“ گوید:

  • (ﻫ) فیه ”الإثمُ ما حاک فی نفسِک“ أی أثَّر فیها و رَسَخَ. یقال: ما یَحیکُ کلامُک فی فلان: أی ما یؤثِّر. و قد تَکَرّر فی الحدیث.

  • و در لسان العرب، جلد ١٠، صفحه ٤١٨، [در مادّۀ حوک] در آخر ستون اوّل، و اوّل ستون دوّم گوید:

  • و قال المبرّد: یقال: مَا أحاک فیه السَّیفُ و ما یُحِیکُ و ما حَکَّ ذلک فی

    1. ـ مصباح الشّریعة، ص ١٣.
    2. ـ جنگ ١٨، ص ٨٦.
    3. ـ احیاء العلوم، ج ١، ص ٣٣؛ و ج ٣، ص ٤٢؛ الدّر المنثور، ج ٢، ص ٢٥٥؛ کشف الخفاء، ج ١، ص ١٢٤؛ کنز العمّال، ج ١، ص ١٢٦.

مطلع انوار ج4

233
  • صدری و ما حَکَی و ما احتکَی. و ما أحاکَ سیفُه أی ما قَطَع. و ما حَکَّ فی صدری شیءٌ منه أی ما تَخالج.

  • و در [مادّۀ حیک] آخر ستون دوّم از صفحه ٤١٨ و اوّل ستون اوّل از صفحه ٤١٩ گوید:

  • و رَوَی الأزهریّ بسنده عن النَّواس بن سَمْعان الأنصاری:

  • أنَّه سألَ النبَّیَّ صلّی اللَه علیه و آله عن البِرِّ و الإثم، فقال: ”البِرُّ حُسنُ الخلق، و الإثمُ ما حاک فی نفسِک و کَرِهتَ أن یَطَّلِعَ علیه النَّاسُ.“ أی أثَّر فیها و رَسَخَ.

  • و [قد] رَوَی شِمرٌ فی حدیث:

  • ”الإثمُ ما حَاک فی النَّفسِ و تَرَدَّدَ فی الصَّدر و إن أفتاک الناس.“

  • و قال ابن الأعرابی: ما حَکَّ فی قلبی شیءٌ و لا حَزَّ. و یقال: ما یَحیکُ کلامُک فی فلانٍ: أی ما یؤثِّر. و الحَیکُ: أَخذُ القَول فی القلب. یقال: ما یَحیکُ فیه المَلامُ إذا لم یؤثِّر فیه، و لا یَحیکُ الفأسُ و لا القَدومُ فی هذه الشَّجرة. ـ الخ.

  • و از این بیان استفاده می‌شود که انسان باید در عمل و عقیده و پندارش صاحب یقین باشد، و به مجرّد خَرْص و ظنّ اکتفا نکند.1

  • از وصایای حضرت أمیرالمؤمنین به حضرت امام حسن علیهما ‌السّلام

  • از جمله وصایای حضرت أمیرالمؤمنین علیه ‌السّلام به فرزندشان حضرت امام حسن علیه ‌السّلام فی نهج ‌البلاغة:

  • «و إنِ استَطَعتَ أن لا یَکُونَ بَینَکَ و بَینَ اللَهِ ذُو نِعمَةٍ فافعَل.»

  • و قال ایضًا:

    1. ـ جنگ ٣٠، ص ٢٨ و ٢٩.

مطلع انوار ج4

234
  • «و أکرِمْ نَفسَکَ عَن کُلِّ دَنِیَّةٍ و إن ساقَتکَ إلَی الرَّغائِب فإنَّکَ لَن تَعتاضَ بِما تَبذُلُ مِن نَفسِکَ عِوَضًا.»1

  • أقول: و فی شرح النهج ‌البلاغة2 ابن أبی‌الحدید، مجلّد ١٦، صفحة ٩٤:

  • «و قال الشاعر:

  • ما اعتَاضَ باذِلُ وجهِهِ بسُؤالِهِ       ***       عِوَضًا و لو نال الغِنَی بسؤالِ‌

  • و إذا النَوالَ إلی السؤالِ قَرَنتَهُ       ***       رُجِّحَ السؤالُ و خَفَّ کلُّ نَوالِ»3

  • أقول: و هذا الشعرُ ترجمةُ قوله علیه ‌السّلام کما ذکرنا أیضًا.

  • [إعرِف نَفسَک تَعرِفْ رَبَّک]

  • در کتاب کلمة اللَه در صفحه ٤١٦ از مشارق انوار الیقین حافظ بُرسی نقل می‌کند که در انجیل وارد است:

  • «إعرِف نَفسَک أیّها الإنسان تَعرِفْ رَبَّک! ظاهِرُک لِلفَناءِ و باطنُک للبَقاءِ.»4

  • روایات معرفت نفس از غُرر و دُرر آمدی

  • در المیزان، جلد ٦، صفحه ١٨٢، در بحث روائی آورده‌اند:

  • «فی الغرر و الدّرر للآمدیّ:

    1. ـ نهج‌ البلاغة (عبده)، ج ٣، ص ٥١.
    2. ـ [(محقّق): در دیوان منسوب به أمیرالمؤمنین علیه السّلام این‌گونه آمده است:
      ما اعتاض باذل وجهه بسؤالهوإذا السؤال مع النّوال وزنته ** عوضا و لو نال المنی بسؤالرُجِّحَ السؤالُ و خَفَّ کلُّ نوال]
      **

    3. ـ جنگ ٥، ص ١٢٦.
    4. ـ جنگ ١٣، ص ١٧.

مطلع انوار ج4

235
  • ١ـ عن علیّ علیه السّلام، قال: ”مَن عَرَفَ نفسَه عَرَفَ رَبَّه.“

  • ٢ـ و فیه عنه علیه السّلام، قال: ”الکَیِّسُ مَن عَرَف نفسَه و أخلَصَ أعمالَه.“

  • ٣ـ و فیه عنه علیه السّلام، قال: ”المعرفةُ بالنّفس أنفعُ المعرفتَین.“

  • أقول: الظّاهر أنّ المُرادَ بالمعرفتَین المعرفةُ بالآیات الأنفُسیّة و المعرفةُ بالآیات الآفاقیّه؛ قال تعالی:﴿سَنُرِيهِمۡ ءَايَٰتِنَا فِي ٱلۡأٓفَاقِ وَفِيٓ أَنفُسِهِمۡ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمۡ أَنَّهُ ٱلۡحَقُّ أَوَ لَمۡ يَكۡفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُۥ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ﴾ (حم السجدة: ٥٣)، و قال تعالی: ﴿وَفِي ٱلۡأَرۡضِ ءَايَٰتٞ لِّلۡمُوقِنِينَ * وَفِيٓ أَنفُسِكُمۡ أَفَلَا تُبۡصِرُونَ﴾ (الذّاریات: ٢٠و ٢١).»1

  • و در صفحه ١٨٦ آمده است:

  • ٤ـ «و فیه عنه علیه السّلام، قال: ”أکثرُ النّاسِ معرفةً لنفسه أخوَفُهُم لربّه.“

  • ٥ـ و فیه عنه علیه السّلام، قال: ”أفضلُ العقلِ معرفةُ المَرءِ بنفسه، فمَن عَرَف نفسَه عَقَلَ و من جَهِلَها ضلَّ.“

  • ٦ـ و فیه عنه علیه السّلام، قال: ”عَجِبتُ لِمَن یَنشُدُ ضالتَّه، و قد أضلَّ نَفسَه فلا یَطلُبُها.“

  • ٧ـ و فیه عنه علیه السّلام، قال: ”عَجِبتُ لمن یَجهَلُ نفسَه کیف یَعرِفُ ربَّه.“

  • ٨ـ و فیه عنه علیه السّلام، قال: ”غایةُ المعرفةِ أن یَعرِفَ المرءُ‌ نفسَه.“

  • ٩ـ و فیه عنه علیه السّلام، قال: ”کیف یَعرِفُ غَیرَه مَن یجهَلُ نفسَه.“

  • ١٠ـ و فیه عنه علیه السّلام، قال: ”کَفَی بالمَرءِ معرفةً أن یَعرِفَ نفسَه، و کفی بالمرء جهلًا أن یَجهَل نفسَه.“

  • ١١ـ و فیه عنه علیه السّلام، قال: ”مَن عَرَف نَفسَه تَجَرّد.“

    1. ـ المیزان فی تفسیر القرآن، ج ٦، ص ١٦٩.

مطلع انوار ج4

236
  • ١٢ـ و فیه عنه علیه السّلام، قال: ”من عَرَفَ نفسَه جاهَدَها، و مَن جَهِلَ نَفسَه أهمَلَها.“

  • ١٣ـ و فیه عنه علیه السّلام، قال: ”من عَرَف نفسَه جَلَّ أمرُه.“

  • ١٤ـ و فیه عنه علیه السّلام، قال: ”من عَرَف نفسَه کان لغیره أعرَفَ، و مَن جَهِل نفسَه کان بغیره أجهَلَ.“

  • ١٥ـ و فیه عنه علیه السّلام، قال: ”من عَرَف نفسَه فقد انتهَی إلی غایةِ کُلِّ معرفةٍ و علمٍ.“

  • ١٦ـ و فیه عنه علیه السّلام، قال: ”معرفةُ النَّفس أنفعُ المَعارفِ.“

  • ١٧ـ و فیه عنه علیه السّلام، قال: ”من لم یَعرِف نفسَه بَعُدَ عن سبیلِ النَّجاة و خَبَطَ فی الضّلالِ و الجَهالاتِ.“

  • ١٨ـ و فیه عنه علیه السّلام، قال: ”نالَ الفوزَ الأکبرَ مَن ظفَرَ بمعرفةِ النّفس.“

  • ١٩ـ و فیه عنه علیه السّلام، قال: ”لا تَجهَلْ نفسَک فإنّ الجاهلَ معرفةَ نفسِه جاهلٌ بکلِّ شیءٍ.“»1

  • و این روایات مجموعاً نوزده عدد است.

  • [راه شناخت حق چیست؟]

  • [ مستدرک الوسائل، طبع سنگی، جلد ٢] صفحه ٢٧٠:

  • «عوالی اللّآلی، رُوی فی بعض الأخبار أنّه دَخلَ علی رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم رجلٌ اسمُه مُجَاشِع، فقال: یا رسول اللَه! کیف الطّریقُ إلی معرفة الحقّ؟

  • فقال صلّی اللَه علیه و آله و سلّم: ”معرفةُ النّفس.“

    1. ـ همان مصدر، ص ١٧٣.

مطلع انوار ج4

237
  • فقال: یا رسول اللَه! فکیف الطّریق إلی مُوافَقَة الحقّ؟

  • قال: ”مُخالَفةُ النّفس.“

  • فقال: یا رسول اللَه! فکیف الطّریق إلی رضاء الحقّ؟

  • قال صلّی اللَه علیه و آله و سلّم: ”سَخَطُ النّفس.“

  • فقال: یارسول اللَه! فکیف الطّریقُ إلی وَصْل الحقّ؟

  • فقال صلّی اللَه علیه و آله و سلّم: ”هِجرةُ النّفس.“

  • فقال: یارسول اللَه! فکیف الطّریقُ إلی طاعة الحقّ؟

  • قال: ”عِصیانُ النّفس.“

  • فقال: یارسول اللَه! فکیف الطّریقُ إلی ذکرِ الحقّ؟

  • قال صلّی اللَه علیه و آله و سلّم: ”نِسیانُ النّفس.“

  • فقال: یارسول اللَه! فکیف الطّریقُ إلی قُرب الحقّ؟

  • قال صلّی اللَه علیه و آله و سلّم: ”التَّباعُدُ من النّفس.“

  • فقال: یارسول اللَه! فکیف الطّریقُ إلی أُنس الحقّ؟

  • قال صلّی اللَه علیه و آله و سلّم: ”الوَحشةُ من النّفس.“

  • فقال: یارسول اللَه! فکیف الطّریقُ إلی ذلک؟

  • قال صلّی اللَه علیه و آله و سلّم: ”الإستعانةُ بالحقّ علی النّفس.“»1و2

  • أصل الوَرَع دوامُ محاسبة النّفس و الخروج من کلّ شُبهة

  • [مستدرک الوسائل، طبع سنگی، جلد ٢] صفحه ٣٠٠:

    1. ـ مستدرک الوسائل، طبع حروفی، ج ١١، ص ١٣٨؛ عوالی اللآلی، ج ١، ص ٢٤٦.
    2. ـ جنگ ٢٤، ص ١٥٨.

مطلع انوار ج4

238
  • «مصباح الشّریعة، قال الصّادق علیه السّلام: ”أَغلِقْ أبوابَ جوارِحَک عمّا یقَع ضَرَرُه إلی قلبک، و یَذهَبُ بوَجاهَتِک عند اللَه، و یُعقِبُ الحسرةَ و النَّدامةَ یومَ القیامة، و الحیاءَ عمّا اجترَحتَ من السَّیِّئات.

  • و المتورِّعُ یَحتاج إلی ثلاثةِ اُصولٍ: الصَّفحُ عن عَثَراتِ الخلق أجمعَ، و ترکُ خطیئته فیهم، و استواءُ المَدحِ و الذّمّ.

  • و أصلُ الوَرَعِ دوامُ مُحاسَبَةِ النّفس، و الصّدقُ فی المُقاوَلَةِ، و صفاءُ المُعامَلة، و الخروجُ من کلّ شبهةٍ، و رَفضُ کلِّ‌ عَیبةٍ و رِیبَةٍ، و مفارقةُ جمیعِ ما لا یَعنیه، و ترکُ فتحِ أبوابٍ لایَدرِی کیف یَغلِقُها، و لا یجالسَ مَن یُشکِلُ علیه الواضحُ، و لا یُصاحبَ مُستَخِفَّ الدّین، و لا یُعارضَ مِن العلم ما لا یَحتمِل قلبُه، و لا یَتفهَّمُه مِن قائله، و یَقطَعَ عمّن یقطَعُه عن اللَه عزّوجلّ.“»1

  • راجع به رجاء بی‌مورد به خداوند با أعمال زشت و معاصی

  • فی جامع السّعادات، صفحه ٤١٥:

  • «قال رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم: ”الکَیِّسُ مَن دانَ نَفسَهُ و عَمِلَ لِما بَعدَ المَوتِ؛ و الأحمَقُ مَنِ اتَّبَعَ [نفسه] هَواها و تَمَنّی علَی اللَهِ.

  • ... و قَد قالَ سُبحانَه: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَٱلَّذِينَ هَاجَرُواْ وَجَٰهَدُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَهِ أُوْلَـٰٓئِكَ يَرۡجُونَ رَحۡمَتَ ٱللَهِ﴾؛2یَعنی أنّ الرَّجاءَ یَلیقُ بِهِم دونَ غَیرِهِم...»3و4

    1. ـ مستدرک الوسائل، طبع حروفی، ج ١١، ص ٢٧١؛ مصباح الشّریعة، ص ٤٠.
    2. ـ سوره البقرة (٢) صدر آیه ٢١٨.
    3. ـ جامع السّعادات، ج ٣، ص ١٢.
    4. ـ جنگ ٣، ص ٩.

مطلع انوار ج4

239
  • [یا کُمَیلُ! لا رُخصَةَ فی فَرضٍ و لا شِدّةَ فی نافلةٍ]

  • [مستدرک الوسائل، طبع سنگی، جلد ٢] صفحه ٣٠٢:

  • «عماد الدِّین الطّبریّ فی بشارة المصطفی بسنده المتقدّم عن کُمَیل بن زیاد، عن أمیرالمؤمنین علیه السّلام، أنّه قال: ”یا کُمَیلُ! لا رُخصَةَ فی فَرضٍ و لا شِدّةَ فی نافلةٍ؛ یا کمیل! إنّ اللَه لا یسألُکَ إلّا علی فرضٍ.“»1

  • [صبر نسبت به ایمان به منزله سر است برای بدن]

  • [مستدرک الوسائل، طبع سنگی، جلد ٢] صفحه ٣٠٣:

  • «ابوعلیّ محمّد بن همّام فی التّمحیص، عن أمیرالمؤمنین علیه السّلام، أنّه قال: ”إنّ للنَّکَباتِ غایاتٍ لابدَّ أن تَنتهِیَ إلیها، فإذا أُحکِمَ علی أحَدِکم بها فلیُطَأْطِئْ لها و لْیَصبِر حتّی یجوزَ؛ فإنّ إعمالَ الحِیلَةِ فیها عندَ إقبالِها زآئدٌ فی مکروهِها.“

  • و کان یقول: ”الصَّبرُ من الإیمان کَمَنزِلةِ الرَّأسِ من الجَسَد، فمَن لا صَبرَ له لا إیمانَ له.“»2و3

  • فواللَهِ ما شیعتُنا إلاّ مَن أطاع اللَهَ عزّوجلّ

  • [وسائل الشّیعة، طبع سنگی، جلد ٢]صفحه ٤٥٠:

  • «محمّد بن یعقوب، عن علیّ بن ابراهیم، عن أبیه عن أحمد بن محمّد بن أبی‌نصرٍ، عن محمّد أخی عرام، عن محمّد بن مسلم، عن أبی‌جعفرٍ علیه السّلام، قال:

    1. ـ مستدرک الوسائل، طبع حروفی، ج ١١، ص ٢٨١؛ بشارة المصطفی، ص ٢٨ با قدری اختلاف.
    2. ـ مستدرک الوسائل، طبع حروفی، ج ١١، ص ٢٨٣؛ التمحیص، ص ٦٤، با قدری اختلاف.
    3. ـ جنگ ٢٤، ص ١٦٩.

مطلع انوار ج4

240
  • ”لا تَذهَبْ بکم المَذاهبُ؛ فواللَه ما شیعتُنا إلّا مَن أطاع اللَهَ عزّوجلّ.“»1

  • [یا جابر! و اللَه ما نتقرّب إلی اللَه تعالی إلاّ بالطاعة]

  • [وسائل الشّیعة، طبع سنگی، جلد ٢]صفحه ٤٥١:

  • «و عن أبی‌علیّ الأشعریّ، عن محمّد بن سالم و أحمد بن أبی‌عبداللَه، عن أبیه جمیعًا عن أحمد بن النَّضْر، عن عَمرو بن شمر، عن جابر، عن أبی‌جعفر، قال: قال لی:

  • ”یا جابرُ! أ یَکتَفِی من یَنتَحِلُ التّشیُّعَ أن یقول بحُبِّنا أهلِ البیت؟! فوَاللَهِ ما شیعتُنا إلّا مَن اتّقَی اللَهَ و أطاعَه! و ما کانوا یُعرَفون یا جابرُ إلّا بالتّواضعِ و التّخشُّعِ و الأمانةِ و کثرةِ ذِکر اللَه و الصّومِ و الصّلاةِ و البِرّ بالوالدین و التّعاهُدِ للجِیران من الفقراء و أهلِ المَسکَنَة و الغارِمینَ و الأیتامِ و صِدقِ الحدیثِ و تلاوَةِ القرآن و کَفِّ الألسُنِ عن النّاس إلّا مِن خیرٍ، و کانوا اُمناءَ عَشائرِهم فی الأشیاء.“ إلی أن قال: ”أحبُّ العِبادِ إلی ‌اللَهِ عزّوجلّ أتقاهُم و أعمَلُهم بطاعته.

  • یا جابرُ! و اللَهِ ما نتقرَّبُ إلی اللَه تعالی إلّا بالطّاعة، و ما مَعَنا بَراءةٌ من النّار، و لا عَلَی اللَهِ لأحدٍ مِن حجّةٍ. مَن کان لِله مطیعًا فهو لنا ولیٌّ، و مَن کان لِله عاصیًا فهو لنا عدوٌّ، و ما تُنال وِلایَتُنا إلّا‌ بالعَمَلِ و الوَرَعِ.“»2

  • [امام صادق علیه السّلام: لا یفقدک اللَهُ حیث أمرک]

  • [وسائل الشّیعة، طبع سنگی، جلد ٢]صفحه ٤٥١:

  • «محمّد بن إدریس فی آخر السّرائر نقلًا من کتاب العیون و المحاسن للمفید،

    1. ـ وسائل الشّیعة، طبع حروفی، ج ١٥، ص ٢٣٣.
    2. ـ همان مصدر، ص ٢٣٤.

مطلع انوار ج4

241
  • قال: أتَی رجلٌ أباعبداللَه فقال له: یا بنَ رسولِ اللَه أوصِنی! فقال: ”لا یَفقِدُک اللَهُ حیثُ أمَرَک و لا یَراک حیثُ نهاک.“ قال: زِدنی! قال: ”لا أجِدُ.“»1

  • [آنکه از آوازۀ وَرَعش زنان پرده‌نشین سخن نگویند شیعۀ ما نیست]

  • [وسائل الشّیعة، طبع سنگی، جلد ٢] صفحه ٤٥٢:

  • «و عن الحسین بن محمّد، عن علیّ بن محمّد بن سعد، عن محمّد بن مسلم، عن محمّد بن حمزة العلویّ، عن عُبَیداللَه بن علیّ، عن أبی‌الحسن الأوّل، قال: کثیرًا ما کنتُ أسمَعُ أبی یقول:

  • ”لیس مِن شیعتِنا مَن لا تتَحَدَّثُ المُخَدَّراتُ بوَرَعِه فی خُدورِهنّ، و لیس مِن أولیائنا مَن هو فی قریةٍ فیها عشرةُ آلافِ رجلٍ فیهم خَلقُ اللَهِ أورعُ منه.“»2

  • [میزان صبر و بردباری امام باقر علیه السّلام در مصاحبت أهل و عیال]

  • [وسائل الشّیعة، طبع سنگی، جلد ٢] صفحه ٤٥٥:

  • «و فی ثواب الأعمال عن محمّد بن علیّ‌ ماجیلویه، عن محمّد بن یحیی، عن محمّد بن أحمد، عن محمّد بن حسان، عن أبی‌محمّد الرازیّ، عن أبی‌المعزا، عن أبی‌بصیر، عن أبی‌عبداللَه علیه السّلام، قال: سَمِعتُ أباجعفرٍ علیه السّلام یقول:

  • إنّی لأصبَرُ مِن غلامی هذا و من أهلی علَیَ ما هو أمَرُّ مِن الحَنظَل! إنّه مَن صَبَرَ نالَ بِصَبرِه درجةَ‌ الصّائمِ القائمِ و درجةَ الشَّهیدِ الّذی قد ضَرَبَ بسَیفِه قُدّامَ محمّدٍ صلّی اللَه علیه و آله و سلّم.“»3

    1. ـ همان مصدر، ص ٢٣٩.
    2. ـ همان مصدر، ص ٢٤٦.
    3. ـ همان مصدر، ص ٢٦٣.

مطلع انوار ج4

242
  • شستن حضرت عیسی علَی نبیِّنا و آله و علیه السّلام پاهای حواریّین خود را

  • [وسائل الشّیعة، طبع سنگی، جلد ٢] صفحه ٤٥٧:

  • «و عنه، عن أحمد بن محمّد بن خالد، عن محمّد بن سنان، رَفَعه قال:

  • قال عیسی بن مریم للحواریّین: ”لی إلیکم حاجةٌ اقْضُوها لی!“ فقالوا: قُضِیَت حاجتُک یا روحَ اللَه! فقام فغَسَلَ أقدامَهم. فقالوا: کنّا أحقَّ بهذا منک، فقال: ”إنّ أحقَّ الناس بالخِدمةِ العالِمُ؛ إنّما تَواضَعتُ هکذا لِکَیما تَتَواضَعوا بعدی فی النّاس کَتَواضُعی لکم.“ ثمّ قال عیسی علیه السّلام: ”بالتواضع تُعمَرُ الحِکمةُ لا بالتّکبُّر، و کذلک فی السَّهل یَنبُتُ الزَّرعُ لا فی الجَبَل.“»1

  • در مسجد قبا رسول خدا افطار نمود؛ و عُسِّ مَخیض بعَسَل [قدح شیر آمیخته به عسل] را از دهان دور کرد

  • [وسائل الشّیعة، طبع سنگی، جلد ٢] صفحه ٤٥٧:

  • «محمّد بن یعقوب عن علیّ بن إبراهیم، عن أبیه، عن ابن أبی‌عمیر، عن عبدالرّحمن بن الحجّاج، عن أبی‌عبداللَه [علیه السّلام]، قال: أفطَرَ رسولُ ‌اللَه [صلّی اللَه علیه و آله و سلّم] عشیّةَ خَمیسٍ فی مسجد قبا فقال: ”هل مِن شَراب؟“ فأتاه أوسُ بنُ خولی الأنصاریّ بعُسٍّ مَخیضٍ بعَسَل، فلمّا وَضَعه عَلیٰ فیه نَحّاه، ثمّ قال:

  • شرابان یُکتفَی بأحدهما من صاحِبِه، لا أشرِبُه و لا اُحَرِّمُه، و لکن أتواضَعُ للّه؛ فإنّه مَن تواضَعَ للّه رفعَه اللَهُ، و من تکبّرَ خفضَه اللَهُ، و مَن اقتصد فی معیشته رَزَقه اللَهُ، و من بَذَّر حَرَمَه اللَهُ، و مَن أکثر ذکرَ الموت أحبّه اللَهُ.“»2

    1. ـ همان مصدر، ص ٢٧٦.
    2. ـ همان مصدر، ص ٢٧٧.

مطلع انوار ج4

243
  • [در درگاه الهی فقط کلام حکیمانۀ‌ مقرون به خلوص و رضای الهی پذیرفته است]

  • [وسائل الشّیعة، طبع سنگی، جلد ٢] صفحه ٤٥٧:

  • «و عنهم عن سَهل بن زیاد، عن یعقوب بن یزید، عن إسماعیل بن عتیبة، عن حَفص بن عمر، عن إسماعیل بن محمّد، عن أبی‌عبداللَه علیه السّلام، قال:

  • إنّ اللَه عزّوجلّ یقول: ”إنّی لستُ کلَّ کلام الحکمة أَتقبّلُ، إنّما أَتقبّلُ هواه و همَّه، فإن کان هواه و همُّه فی رضای جَعَلتُ همَّه تقدیسًا و تسبیحًا.“»1

  • [هر شب و روز ملکی ندا می‌کند: مهلاً مهلاً عباد اللَه!]

  • [وسائل الشّیعة، طبع سنگی، جلد ٢] صفحه ٤٦١:

  • «و عن عدّة من أصحابنا، عن سهل بن زیاد، عن علیّ ‌بن أسباط، عن ابن عَرَفَة، عن أبی‌الحسن علیه السّلام، قال:

  • ”إنّ للّه عزّوجلّ فی کلّ یوم و لیلةٍ مُنادٍ یُنادی مهلًا مهلًا عبادَ اللَه عن معاصی اللَه! فلولا بهائِمُ رُتَّعٌ و صِبیَةٌ رُضَّعٌ و شُیوخٌ رُکَّعٌ لَصُبَّ علیکم العذابُ صَبًّا تُرَضُّون به رَضًّا.“»2

  • [خداوند مؤمن را به جهت عمل صالحش مؤمن نامیده است]

  • [وسائل الشّیعة، طبع سنگی، جلد ٢] صفحه ٤٦٢:

  • «و فی معانی الأخبار عن أبیه، عن محمّد بن یحیی، عن أبی‌سَعید الأدَمِیِّ، عن

    1. ـ همان مصدر، ص ٢٧٩.
    2. ـ همان مصدر، ص ٣٠٧.

مطلع انوار ج4

244
  • الحسن بن محبوب، عن علیّ بن رِئاب، عن الحَسَن بن زیاد العطّار، عن أبی‌عبداللَه [علیه السّلام] فی حدیث قال:

  • ”قد سَمَّی اللَهُ المؤمنین بالعمل الصّالح مؤمنینَ، و لم یُسَمِّ مَن رَکِبَ الکَبائرَ و ما وَعَدَ اللَهُ عزّوجلّ علیه النّارَ مؤمنین فی قرآنٍ و لا أَثَرٍ، و لا نُسَمِّهم بالإیمان بعد ذلک الفعل.“»1

  • قال رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله: مَن قَالَ عَلَیَّ مَا لم أقُلْ فَلیَتَبَوَّءْ مَقعَدَه من النّار

  • [وسائل الشّیعة، طبع سنگی، جلد ٢] صفحه ٤٦٤:

  • «قال: و قال رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم:

  • ”من قال عَلَیَّ ما لم أقُلْ فلیتَبَوَّءْ مقعَدَه من النّار.“»2

  • [هیچ شفیعی رستگارکننده‌تر از توبه نیست]

  • [وسائل الشّیعة، طبع سنگی، جلد ٢] صفحه ٤٦٥:

  • «قال: و قال أمیرالمؤمنین علیه السّلام: ”لا شَفیعَ أنجحُ من التَّوبة.“»3

  • [گناهکارِ خندان در حال گریه به آتش می‌رود]

  • [وسائل الشّیعة، طبع سنگی، جلد ٢] صفحه ٤٦٦:

  • «محمّد بن علیّ بن الحسین فی کتاب عِقاب الأعمال عن أبیه، عن الحِمیَرِیِّ، عن

    1. ـ همان مصدر، ص ٣١٧.
    2. ـ همان مصدر، ص ٣٢٧.
    3. ـ همان مصدر، ص ٣٣٤.

مطلع انوار ج4

245
  • أحمد بن محمّد، عن أبیه، عن بکر بن صالح، عن الحسین بن علیّ، عن عبداللَه بن إبراهیم الجعفریّ، عن جعفر بن محمّد، عن أبیه علیهما السّلام، قال:

  • ”قال رسولُ ‌اللَه: من أذنَبَ ذنبًا و هو ضاحکٌ دخَلَ النّار و هو باکٍ.“»1

  • [دروغ، خلف وعده، خیانت در امانت، از أدنی منازل کفر است]

  • [وسائل الشّیعة، طبع سنگی، جلد ٢] صفحه ٤٦٦:

  • «و عن علیّ‌، عن أبیه، عن ابن أبی‌عمیر، عن حسن بن عَطِیّة، عن یزید الصّائغ، قال: قلت لأبی‌عبداللَه علیه السّلام: رجلٌ علی هذا الأمر: إن حَدَّث کَذَبَ و إن وَعَدَ أخلَفَ و إنِ ائتُمِنَ خانَ، ما منزلتُهُ؟ قال: ”هی أَدنَی المنازلِ من الکفر و لیس بکافرٍ.“»2

  • روایت حضرت صادق از رسول اللَه صلّی اللَه علیهما که بیست و چهار چیز از مکروهات است

  • [وسائل الشّیعة، طبع سنگی، جلد ٢] صفحه ٤٦٧:

  • «و بإسناده عن سلیمان بن جعفر البَصرِیِّ، عن عبداللَه بن الحسین بن زید بن علیّ بن أبی‌طالب علیه السّلام، عن أبیه، عن الصّادق جعفر بن محمّد، عن أبیه، عن آبائه علیهم السّلام، قال:

  • ”قال رسولُ اللَه: إنّ اللَهَ تبارک و تعالی کَرِهَ لکم أیّتها الأُمّةُ أربعًا و عشرین خِصلةً و نَهاکم عنها: کَرِهَ لکم العَبَث فی الصّلاة، و کَرِهَ المَنَّ فی الصّدقة، و کَرِهَ الضِّحکَ بین القبور، و کَرِهَ التَّطَلُّعَ فی الدُّور، و کَرِهَ النّظرَ إلی فروج النّساء و قال:

    1. ـ همان مصدر، ص ٣٣٨.
    2. ـ همان مصدر، ص ٣٤٠.

مطلع انوار ج4

246
  • یُورِثُ العَمَی، و کَرِهَ الکلامَ عند الجِماع و قال: یورِث الخَرَسَ، و کَرِهَ النَّومَ قبل العشاءِ الآخرة، و کَرِهَ الحدیثَ بعد العِشاء الآخرة، و کَرِهَ الغُسلَ تحت السماء بغیر مِئزَرٍ، و کَرِهَ المُجامَعةَ تحت السّماء، و کَرِهَ دُخولَ الأنهار إلّا بمئزرٍ و قال: فی الأنهارُ عُمّارٌ و سُکّان من الملائکة، و کَرِهَ دخولَ الحمّام إلّا بمئزر، و کَرِهَ الکلام بین الأذان و الإقامة فی صلاة الغَداة حتّی ینقضی الصّلاةُ، و کَرِهَ رکوبَ البَحْر فی هَیَجانه، و کَرِهَ النّومَ فوقَ سطحٍ لیس بمُحَجَّر و قال: مَن نامَ عَلیٰ سطحٍ لیس بمُحَجَّر فقد بُرِئَت منه الذِّمَّةُ، و کَرِهَ أن ینام الرّجلُ فی بیتٍ وحدَه، و کَرِهَ للرّجلِ أن یَغشَی إمرأتَه و هی حائض فإن غَشِیها و خرج الولدُ مجذومًا أو أبرَصَ فلا یَلومَنَّ إلّا ‌نفسَه، و کَرِهَ أن یَغشی الرّجلُ إمرأتَه و قد احْتلَمَ حتّی یغتَسِلَ مِن احتلامه الَّذی رأی فإن فعل و خرج الولدُ مجنونًا فلا یلومَنّ إلّا ‌نفسَه، و کَرِهَ أن یُکَلِّمَ الرّجلُ مجذومًا‌ إلّا‌ أن یکون بینه و بینه قدرُ ذراعٍ.

  • حدیث فِرِّ من المجذوم فِرارَک من الأسد

  • و قال: فِرَّ من المجذوم فِرارَکَ من الأَسد، و کَرِهَ البول علی شطِّ نهرٍ جارٍ، و کَرِهَ أن یُحَدِّثَ الرّجلُ تحت شجرةٍ مُثمِرةٍ قد أینَعَت، أو نخلةٍ قد أینَعَت یعنی أثمَرَت، و کَرِهَ أن یَنتَعِل الرّجلُ و هو قائم، و کَرِهَ أن یدخلَ الرّجلُ البیتَ المُظلِمَ إلّا‌ أن یکونَ بین یدیه سِراجٌ أو نارٌ، و کَرِهَ النَّفخَ فی الصّلاة.“

  • و رواه فی الأمالی و الخصال بالسّند الآتی.»1

  • [وسائل الشّیعة، طبع سنگی، جلد ٢، صفحه ٤٦٧]:

  • «[و عَن أَبِیهِ عَن سَعدِ بنِ عَبدِ اللَهِ عَن أَحمَدَ بنِ أَبِی‌عَبدِاللَهِ عَن أَحمَدَ بنِ النَّضرِ عَن عَمرِو بنِ شِمرٍ عَن جابِرٍ عَن أَبِی‌جَعفَرٍ علیه السّلام قالَ: قالَ رَسولُ اللَهِ صلّی اللَه علیه و آله و سلّم: أَخبَرَنِی جَبرَئِیلُ أَنَّ رِیحَ الجَنَّةِ یُوجَدُ مِن مَسِیرَةِ أَلفِ عامٍ و ما یَجِدُها

    1. ـ همان مصدر، ص ٣٤٤، با قدری اختلاف.

مطلع انوار ج4

247
  • عاقٌّ و لا قاطِعُ رَحِمٍ و لا شَیخٌ زانٍ و لا جارٌّ إِزارَهُ خُیَلاءَ و لا فَتَّانٌ و لا مَنّانٌ و لا جَعظَرِیٌّ قُلتُ و ما الجَعظَرِیُّ قالَ الَّذِی لا یَشبَعُ مِنَ الدُّنیَا] قال: و فی حدیث آخَر: ”و لا حَیُّوفٌ و هو النَّبّاشُ، و لا زَنوقٌ و هو المُخَنَّثُ، و لا جَرّاضٌ و لا جَعظَرِیٌّ و هو الذّی لا یشبَعُ من الدّنیا.“»1

  • [اسباب موجبه فقر و وسعت روزی]

  • [وسائل الشّیعة، طبع سنگی، جلد ٢، صفحه ٤٦٧:]

  • و فی الخصال عن محمّد بن علیٍّ ماجیلَوَیهِ، عن عمّه محمّد بن أبی‌القاسم، عن محمّد بن علیّ القُرَشیّ، عن محمّد بن زیاد، عن عبداللَه بن عبدالرّحمن، عن ثابت بن أبی‌صَفِیّة الثُّمالیّ، عن ثَوْر بن سَعید، عن أبیه سعید بن عِلاقة، قال: سمعتُ أمیرَالمؤمنین علیه السّلام یقول:

  • ”تَرکُ نَسْج العنکبوت فی البیت یُورِثُ الفقرَ، و البول فی الحمّام یورثُ الفقرَ، والأکلُ علی الجَنابة یورث الفقرَ، و التَّخَلُّلُ بالطَّرفاءِ یورثُ الفقرَ، و التّمشُّطُ من قیامٍ یُورث الفقرَ، و تَرکُ القُمامةِ فی البیت یُورث الفقرَ، و الیمینُ الفاجِرَة تُورث الفقرَ، و الزّنا یُورث الفقرَ، و إِظهار الحِرْص یورث الفقرَ، و النّومُ بین العِشائین یورث الفقر، و النّوم قبل طلوع الشّمس یُورث الفقرَ، و اعتیادُ الکَذِب یورث الفقر، و کثرةُ الإستماع إلی الغناء یُورث الفقرَ، و ردُّ السّائل الذَّکَر باللّیل یورث الفقر و ترکُ التّقدیر فی المَعیشة یورث الفقر، و قَطیعةُ الرَّحِم تورث الفقر.“

  • ثمّ قال علیه السّلام: ”ألا أُنبِّئُکم بعد ذلک بما یَزید فی الرّزق؟“

    1. ـ همان مصدر، ص ٣٤٦.

مطلع انوار ج4

248
  • قالوا: بَلَی یا أمیرَالمؤمنین.

  • فقال: ”الجَمعُ بین الصّلاتین یزید فی الرّزق، و التّعقیبُ بعد الغَداة و بعد العصر یزید فی الرّزق،‌ و صلةُ الرَّحِم یزید فی الرّزق و کَسحُ الفِناء یزید فی الرّزق، و مواساةُ الأخ فی ‌اللَه عزّوجلّ یزید فی الرزق، و البُکور فی طلب الرّزق یَزیدُ فی الرّزق، و الإستغفارُ یَزید فی الرّزق، و استعمال الأمانة یزید فی الرّزق، و قولُ الحقّ یزید فی الرّزق، و إجابة المُؤَذِّن تزید فی الرّزق، و ترک الکلام علی الخَلاء یزید فی الرّزق، و ترک الحرص یزید فی الرّزق، و شُکرُ المُنعمِ یَزیدُ فی الرّزق، و اجتنابُ الیمینِ الکاذبة یَزیدُ فی الرّزق، و الوُضوءُ قَبلَ الطَّعام یزید فی الرّزق، و أکلُ ما یسقُط من الخِوان یَزیدُ فی الرِّزق، و من سَبَّحَ اللَهَ کلَّ یومٍ ثلاثین مرّةً دفَعَ اللَهُ عنه سبعین نوعًا مِن البلاء أیسَرُها الفقرُ.“

  • و رواه ابنُ الفتّال فی روضة الواعظین مرسلًا.»1

  • الرِّوایات الواردة فی الحَثِّ عن الحذر عن حُبِّ الجاهِ و الرئاسَة والتَّر‍َ‌أ‍ُّ‌سِ

  • [١ـ وسائل الشّیعة، طبع سنگی، جلد ٢] صفحه ٤٦٨:

  • «و عنه عن أحمد عن سعید بن جناح، عن أخیه أبی‌عامر، عن رجل، عن أبی‌عبداللَه علیه السّلام، قال: ”من طَلَبَ الرِّیاسةَ هَلَکَ.“»2

  • [٢] صفحه ٤٦٨: «و عنهم، عن أحمد، عن محمّد بن إسماعیل بن بَزِیغ و غیره رفعوه، قال: قال أبوعبداللَه علیه السّلام: ”ملعونٌ مَن ترأَّسَ، ملعونٌ مَن همَّ بها، ملعونٌ مَن حدَّثَ نفسَه بها.“»3

    1. ـ همان مصدر، ص ٣٤٧؛ الخصال، ج ٢، ص ٥٠٤.
    2. ـ وسائل الشّیعة، طبع حروفی، ج ١٥، ص ٣٥٠.
    3. ـ همان مصدر، ص ٣٥١.

مطلع انوار ج4

249
  • [٣] صفحه ٤٦٨: «و عن علیّ بن محمّد بن قُتَیبة، عن جعفر بن أحمد الرازیّ، عن محمّد بن خالد، عن محمّد بن سنان، عن زیاد بن المنذر، عن القاسم بن عون، عن علیّ بن الحسین علیهما السّلام فی حدیث أنّه قال له:

  • ”إیّاک أن تَترأّسَ فَیَضَعَکَ اللَهُ و إیّاک أن تَستأکِلَ فیَزیدَک اللَهُ فقرًا! و اعلَم: أنّک إن تکُنْ ذَنَبًا فی الخیر خیرٌ لک مِن أن تکونَ رأسًا فی الشَّرِّ.“»1

  • دربارۀ لزوم خویشتن داری از غضب

  • [١ـ وسائل الشّیعة، طبع سنگی، جلد ٢] صفحه ٤٦٩:

  • «محمّد بن یعقوب عن علیّ بن إبراهیم، عن محمّد بن عیسی، عن یونس، عن صفوان الجمّال قال: قال ابوعبداللَه علیه السّلام:

  • ”إنّما المؤمنُ الذّی إذا غَضِبَ لم یُخرِجهُ غَضَبُه مِن حَقٍّ، و إذا رَضِیَ لم یُدخِلْه رضاه فی باطل، و إذا قَدَرَ لم یأخُذْ أکثرَ ممّا له.“

  • و رواه الصّدوق فی کتاب صفات الشّیعة عن أبیه، عن سعد، عن أحمد بن محمّد، عن ابن أبی‌عُمَیر، عن صَفوان بن مهران مثله.»2

  • [٢] صفحه ٤٦٩: «و عنهم، عن أحمد، عن بعض أصحابه رَفَعه قال: قال أبوعبداللَه علیه السّلام: ”الغَضَبُ مُمْحِقةٌ لقلبِ الحکیم.“ و قال: ”مَن لم یملِکْ غضَبَه لم یملِکْ عَقلَه“.»3

  • [٣] صفحه ٤٦٩: «محمّد بن علیّ‌ بن الحسین قال: مرّ رسولُ اللَه بقوم یتشالون

    1. ـ همان مصدر، ص ٣٥٢.
    2. ـ همان مصدر، ص ٣٥٨.
    3. ـ همان مصدر، ص ٣٦٠.

مطلع انوار ج4

250
  • حَجَرًا، فقال: ”ما هذا؟“ فقالوا: نختَبِرُ أشدَّنا و أقوانا. فقال: ”ألا أُخبِرُکم بِأشدِّکم و أقواکم؟“ قالوا: بَلَی یا رسولَ اللَه! قال:

  • ”أشدُّکم و أقواکم الّذی إذا رَضِیَ لم یُدخِلْه رضاه فی إثمٍ و لا باطلٍ، و إذا سَخِطَ لم یُخرِجهُ سَخَطُه من قولِ الحقّ، و إذا مَلَک لم یَتَعاطَ ما لیس له بحقّ.“

  • و فی المجالس و فی معانی الأخبار عن محمّد بن الحسن، عن الصّفار، عن العبّاس بن معروف، عن محمّد بن یحیی الخرّاز، عن غیاث بن إبراهیم، عن جعفر بن محمّد، عن آبائه، مثلُه.»1

  • [٤] صفحه ٤٧٠: «أحمد بن أبی‌عبداللَه البرقیّ فی المحاسن عن ابن فضّال، عن عاصم بن حمید، عن عبداللَه بن الحسن، عن اُمّه فاطمة بنت الحسین، قالت: قال رسولُ اللَه: ”ثلاثٌ مَن کُنّ فیه یَستکمِلُ خِصالَ الإیمان: الّذی إذا رَضِیَ لم یُدخِلهُ رضاه فی باطل، و إذا غَضِبَ لم یُخرِجهُ غَضَبُه من الحقّ، و إذا قَدَرَ لم یَتَعاطَ ما لیس له.“»2

  • عن أمیرالمؤمنین علیه السّلام: إنّ اللَه یُعَذِّب السِّتَّة بالسِّتَّة

  • [وسائل الشّیعة، طبع سنگی، جلد ٢] صفحه ٤٧١:

  • «و عنهم عن سَهل بن زیاد، عن إبراهیم بن عَقَبة، عن سیّابة بن أیّوب و محمّد بن الولید و علیّ بن أسباط یرفعونه إلی أمیرالمؤمنین علیه السّلام، قال:

  • ”إنّ اللَهَ یُعَذِّبُ الستّةَ بالستّة: العَرَبَ بالعَصَبِیَّة، و الدّهاقین بالکِبْر، و الأُمرآءَ بالجور، و الفقهاءَ بالحَسَد، و التُّجارَ بالخیانة، و أهلَ الرَّساتیق بالجَهل.“

  • و رواه البرقیّ فی المحاسن عن داود النّهدی، عن علیّ بن أسباط، عن الحلبیّ

    1. ـ همان مصدر، ص ٣٦١ با قدری اختلاف.
    2. ـ همان مصدر، ص ٣٦٣؛ المحاسن، ج١، ص ٦ با قدری اختلاف.

مطلع انوار ج4

251
  • رفعه إلی أمیرالمؤمنین علیه السّلام. و رواه الصّدوق فی عقاب الأعمال عن محمّد بن موسی بن المتوکّل، عن السّعدآبادی عن أحمد بن أبی‌عبداللَه، عن أبیه مثله.»1

  • [در تحریم تکبّر]

  • [١ـ وسائل الشّیعة، طبع سنگی، جلد ٢] صفحه ٤٧٢:

  • «و بإسناده قال: قال رسولُ اللَه: ”أکثرُ أهلِ جهنّمَ المتکبّرون.“2

  • عبداللَه بن جعفر فی قرب الإسناد، عن هارون بن مسلم، عن مَسعَدة بن صَدَقة، عن جعفر بن محمّد، عن أبیه، عن آبائه علیهم السّلام قال: قال رسولُ اللَه: ”إنّ أحبَّکم إلیّ و أقرَبَکم منّی یومَ القیامة مَجلِسًا أحسنُکم خُلقًا و أشَدُّکُم تواضعًا، و إنّ أبعدَکم منّی یومَ القیامة الثَّرثَارُون و هم المستکبرون.“3

  • [٢] أحمد بن محمّد بن خالد البرقیّ فی المحاسن عن أبیه، عن ابن فضّال، عن إبن بکیر، عن أبی‌عبداللَه قال: کانت لرسولِ اللَه ناقةٌ لا تُسبَق، فسابَقَ أعرابیًّا بناقَتِه فسَبَقَها، فَاکْتَأَبَ لذلک المسلمون، فقال رسولُ اللَه: ”إنّها تَرَفَّعَتْ و حقٌّ علی اللَه أن لا یرتفِعَ شیءٌ إلّا وَضَعَه اللَهُ.“»4

  • [کراهت افتخار]

  • [وسائل الشّیعة، طبع سنگی، جلد ٢] صفحه ٤٧٧:

  • «و فی معانی الأخبار عن أحمد بن زیاد بن جعفر الهمدانیّ، عن علیّ بن إبراهیم،

    1. ـ وسائل الشّیعة، طبع حروفی، ج ١٥، ص ٣٧٢.
    2. ـ همان مصدر، ص ٣٧٨.
    3. ـ همان مصدر، ص ٣٧٨؛ قرب الإسناد، ص ٢٢.
    4. ـ وسائل الشّیعة، طبع حروفی، ج١٥، ص ٣٧٨ و ٣٧٩.

مطلع انوار ج4

252
  • عن أبیه، عن محمّد بن أبی‌عمیر، عن محمّد بن حمران، عن أبیه، عن أبی‌جعفر محمّد بن علیّ‌ الباقر علیهما السّلام، قال: ”ثلاثةٌ مِن عَمَلِ الجاهلیّةَ: الفَخرُ بالأنساب، و الطّعنُ بالأحساب، و الاستسقاء بالأنواء.“»1

  • بیان رسول اللَه لأبی‌ذر الغفاریّ: «صُحف ابراهیمَ أمثالٌ کلُّها»

  • [وسائل الشّیعة، طبع سنگی، جلد ٢] صفحه ٤٨٥:

  • «محمّد بن علیّ بن الحسین فی الخصال و فی معانی الأخبار عن علیّ بن عبداللَه الأسواریّ، عن أحمد بن محمّد بن قیس، عن عمرو بن حَفص، عن عبداللَه بن مُحمّد بن أسد، عن الحسین بن إبراهیم، عن مُحمّد بن سعید، عن ابن جریح، عن عطاء، عن أبی‌ذَرٍّ فی حدیثٍ قال:

  • قلتُ: یا رسولَ اللَه! فما کانت صُحُفُ إبراهیم؟

  • قال: ”کانت أمثالًا کلُّها: أیّها المَلِکُ المبتلَی المغرورُ إنّی لم أبعَثْک لِتجمَعَ الدّنیا بعضَها علی بعضٍ، و لکن بعثتُک لتَرُدَّ عنّی دعوةَ المظلوم، فإنّی لا أرُدُّها و إن کانت مِن کافرٍ.

  • و علی العاقلِ ما لم یکن مغلوبًا أن تکونَ له ساعاتٌ: ساعةٌ‌ یُناجی فیها ربَّه، و ساعةٌ یُحاسِبُ فیها نفسَه، و ساعةٌ یتفکَّرُ فیها صُنعَ اللَه إلیه، و ساعةٌ یخلو فیها بحَظِّ نفسِه من الحلال؛ فإنّ هذه السّاعةَ عَونٌ لتلک الساعاتِ، و استِجمامٌ للقلوبِ، و تفریغٌ لها.“ ـ الحدیث.»2و3

    1. ـ همان مصدر، ص ٤٣.
    2. ـ وسائل الشّیعة، طبع حروفی، ج ١٦، ص ٩٦؛ معانی الأخبار، ص ٣٣٢.
    3. ـ جنگ ٢٤، ص ١٠٦ الی ١١٨.

مطلع انوار ج4

253
  • اشعاری از هاتف اصفهانی در باب عزّت نفس

  • در گاهنامه ١٣٠٩، صفحه ٢٦ از تقویم، اشعار ذیل را دربارۀ عزّت نفس از هاتف اصفهانی نقل کرده است:

  • خار بدْرودن به مژْگان، خاره بشکستن به دست   ***   

  •    ***   سنگ خائیدن به دندان، کوه ببریدن به چنگ

  • لعب با دنبال عقرب، بوسه بر دندان مار   ***   

  •    ***   پنجه با چنگال ثُعبان، غوص در کام نهنگ

  • از سر پستان شیر شَرزه دوشیدن حلیب   ***   

  •    ***   وز بن دندان مار گُرزه نوشیدن شرنگ

  • نرّه غولی، روز برگردن کشیدن خیر خیر   ***   

  •    ***   پیره زالی در بغل، شب برگرفتن تنگ تنگ

  • طعمه بر کردن به خشم از کام شیر گرسنه   ***   

  •    ***   صید بگرفتن به قهر از بُرثُنِ غضبان پلنگ

  • تشنه کام و پا برهنه در تموز و سنگلاخ   ***   

  •    ***   ره بریدن بی عصا فرسنگ‌ها با پای لنگ

  • نقش‌ها بستن شگرف از کلک مو بر آب تند   ***   

  •    ***   نقب‌ها کردن پدید از خارِ تر بر خاره سنگ

  • روزگار رفته را در گردن افکندن کمند   ***   

  •    ***   عمر باقی‌مانده را در پا نهادن پالهنگ

  • یار را افسون به کوی هاتف آوردن به صلح   ***   

  •    ***   غیر را با یار از نیرنگ افکندن به جنگ

مطلع انوار ج4

254
  • صد ره آسان‌تر بود بر من که در بزم لِئام   ***   

  •    ***   باده نوشم سرخ و زرد و جامه پوشم رنگ رنگ

  • چرخ، گَرد از هستی من گر بر آرد گو بر آر   ***   

  •    ***   دور بادا دور از دامان نامم گَردِ ننگ1

  • و در گاهنامۀ‌١٣١٠، صفحه ١٨ و صفحه ١٩ از ابن یمین نقل کرده است:

  • دو قرص نان اگر از گندم است اگر از جو   ***   

  •    ***   دو تای جامه اگر کهنه است اگر از نو

  • چهار گوشۀ دیوار خود به خاطر جمع   ***   

  •    ***   که کس نگوید از اینجای خیز و آنجا رو

  • هزار مرتبه بهتر به ن