گروه پرسش اخلاق وعرفان
کدرهگیری 452
تاریخ ثبت 1439/02/15
تردید در مورد مرجع

سلام علیکم خواهش می کنم به سؤالاتم سریع پاسخ دهید: من حدود 5 سال پیش در کلاس های ... در کرج شرکت می کردم ولی شما را نمی شناختم، همان موقع فهمیدم که بعضی از اعضای کلاس شما را به عنوان مرجع تقلید انتخاب کرده اند. حدود 2 سال پیش که کلاس ها منحل شد خواهرم شروع به گوش کردن سی دی های شما کرد و چکیده مطالب را برای من نقل می کرد، چیز هایی که می گفت برایم عقلانی و خوشایند بود و از مرام شما خوشم آمد و شما را به عنوان مرجع انتخاب کردم. در آخرین جلسه دیدار (شوال) که در تهران بود من برای اولین بار آمدم منتها سؤالی که برایم پیش آمد این بود که چرا شما با خانمها در یک جا هستید و از پشت پرده سخنرانی نمی کنید در صورتی که شما صریحا گفته اید که مردها از پشت پرده سخنرانی کنند، از خواهرم که پرسیدم نتوانست دلیل قانع کننده بیاورد او بسیار روی شما تعصب دارد گفت: شاید شما به مرحله ای رسیده اید که می توانید با زنها رو در رو سخنرانی کنید در صورتی که شما گفته اید من انسان کاملی نیستم. راستش را بخواهید من در انتخابم به عنوان مرجع تقلید دچار تردید شده ام، چرا که شما خود می گویید کامل نیستم و در مورد رو در رو صحبت کردن شما با خانمها قانع نشدم و از همه مهمتر به قدری نقل قولها مختلف است که نمی توانم تشخیص دهم چه کسی درست می گوید چرا که از کسانی در این مکتب که انتظارش را نداشتم سخنان دروغ شنیده ام ،گاهی فکر می کنم حتی شاید شما خود را مرجع تقلید معرفی نکرده اید. خواهش می کنم این حرفها را به حساب بی احترامی نگذارید من قصد توهین ندارم شما بسیار برای من با ارزش هستیدمن شما را بسیار انسان با معلوماتی می دانم منتها جوان هستم وباید قانع شوم. دوست دارم از خودتان بشنوم:آیا شما خود را مرجع می دانید یا نه؟من می توانم به شما رجوع کنم؟در مورد سؤال ابتدای عرایضم هم پاسخ دهید؟ قبلا بگویم از آنجا که شما را بسیار مهربان و منعطف دیدم و می دانم روح بزرگی دارید صریح صحبت کردم .
هوالعلیم
پیشاپیش از صراحت بیان شما بسیار متشکّرم. و امّا اینک پاسخ سؤالات:
1
بنده به هیچ وجه خود را به عنوان مرجع معرّفی نکرده و نخواهم کرد. مرجع تقلید را خود مقلّد باید تشخیص دهد نه اینکه او بگوید و تشخیص آن هم ملاکاتی دارد که در سخنرانی ها و تألیفات خویش متذکّر شده ام.
2
و امّا سخنرانی حقیر با مخدّرات باید عرض کنم خود بنده نیز مایل به ملاقات رو در روئی با خانم ها نیستم ولی از آنجا که مخدّرات اصرار بر دیدن ما را دارند چاره ای جز پذیرفتن ندیدم.
3
در اینکه بنده عرض کردم انسان کاملی نیستم سخن به واقع گفته ام و به حرف ها و سخنان سایرین نیز کاری ندارم إن شاء اللَه موفّق باشید.