گروه پرسش اخلاق وعرفان
کدرهگیری 538
تاریخ ثبت 1439/02/15
احوال اولیاء الهی

بسمه تعالی
با سلام خدمت استاد گرامی و عزیز آیت اللَه تهرانی یک سؤالی که خیلی ذهن من را به خودش مشغول کرده این است که در کتب عرفانی می خوانیم که فلان عارف چهل سال نخوابید و از شدت بی خوابی چشمهایش مانند دو کاسه خون شده بود. یا مثلا فلان عارف برای اینکه خوابش نبرد دو من نمک به چشمهای خودش زد.یا فلان عارف شب تا صبح برعکس در چاه خودش را آویزان می کرد یا بر روی درخت یا کنار دره می نشست تا خوابش نبرد و بسیاری از این قضایای بی خوابی کشیدن که هوش از سر آدم می برد.آیا به نظر شما اینها واقعیت دارد.اگر واقعیت دارد آیا صحیح است یا خیر.و اگر صحیح است آیا این بی خوابیهای مدام باعث نمی شد حواسشان از بین برود یا توهمات بر آنها عارض بشود.مگر انسان چقدر می تواند بی خوابی بکشد.آیا این بی خوابی آنها را از پای در نمی آورد.و خستگی بر آنها غلبه نمی کرد.اصولا بی خوابی کشیدن چقدر در سیر و سلوک موثر است که اینها این قدر بی خوابی می کشیدند.افراد کوچکی هم نبودند.امثال شبلی و ابوسعید ابی الخیر و با یزید بسطامی و ....البته ریاضتهای دیگرشان هم مثل گرسنگی خیلی عجیب و غیر قابل باور است اما چون به نظر بنده بی خوابی کشیدن از همه سخت تر است این را مثال زدم. با تشکر از توضیح شما.
هوالعلیم
اصولا ما موظّف نیستیم که عمل آنها را انجام دهیم حال آنها در چه شرائطی بوده اند فعلا که نمی توانیم قضاوت کنیم.