گروه پرسش اخلاق وعرفان
کدرهگیری 651
تاریخ ثبت 1439/02/15
وصایت ظاهری و باطنی

1 شاگردانی که بعد از یک ولیّ الهی (مثل مرحوم آقای قاضی) دستگیری و ارشاد می نمایند به 3 دسته تقسیم می شوند:
1 وصی باطن که نیازی به جعل از ناحیۀ استاد قبلی ندارد. (مثل مرحوم آقای حداد)
2 وصی ظاهر که هنوز به مقام بقا نرسیده است اما از ناحیۀ استاد قبلی برای دستگیری معرفی و اعلان شده است. (مثل مرحوم آقای قوچانی)
3 شاگردان دیگری که نه مثل وصی ظاهر، از ناحیۀ استاد معرفی و اعلان شده اند و نه مثل وصی باطن به مقام بقا رسیده اند، اما دستگیری می نمایند. (مثل مرحوم علامه طباطبایی)
حال سؤال اینجاست که آیا این افراد دسته سوم، برای دستگیری و ارشاد، نیازی به دستور صریح از ناحیۀ استاد قبلی خود و لو در خفا مبنی بر جواز دستگیری دارند یا نه؟ حتی اگر از استاد قبلی، دستوری نداشته باشند همین که به مرتبه و مقام خاصی – ولو قبل از اتمام مسیر خود برسند کافی است؟ و یا این که هر دو گروه موجود و رجوع به آنان صحیح است یعنی بخشی از افراد دستۀ سوم از استاد اذن دستگیری دارند و بخشی نیز با رسیدن به مقام خاصی می توانند دستگیری نمایند اگرچه هنوز مسیرشان تمام نشده باشد و از استاد هم اذن دستگیری نداشته باشند؟
2 اگر پاسخ سؤال بالا این است که افراد دسته سوم باید حتما از استادشان اذن دستگیری داشته باشند، اگر چه استاد همان طور که در مورد وصی ظاهرش اعلان و معرفی می کند در مورد آنان اعلان و معرفی نکرده باشد ولی حتما باید اذن دستگیری را داشته باشند، و فرق افراد دسته سوم و وصی ظاهر فقط در اعلان توسط استاد قبلی است، در این جا سؤال دیگری پیش می آید که آیا وصی ظاهر و یا افراد دسته سوم (مثل مرحوم علامه طباطبایی) که بنا به فرض از استادشان اذن دستگیری دارند، می توانند این اذن را به فردی از شاگردان خود(مثلاً مثل مرحوم سعادت پرور) منتقل نمایند یا خیر؟ و یا بالاتر از آن، به مجرد این که از استاد اذن دستگیری دارند خودشان مسقیماً به فرد یا افرادی اذن دستگیری دهند یا خیر؟
3 اگر پاسخ سؤال دوم این است که بله می توانند منتقل نمایند و یا اذن دستگیری دهند، سؤال دیگری پیش می آید و آن این که آیا آن شاگرد هم می تواند خود اذن دهد و یا اذن را منتقل نماید؟ (همان طور که مرحوم آقای سعادت پرور به چند تن از شاگردان خویش اجازه تربیتی دادند) و می توان چنین سلسله ای را تصور نمود که همین طور ادامه پیدا کند؟
4 اگر پاسخ سؤال اول این است که خیر لزومی به اذن و اجازه ی استاد قبلی برای ارشاد نیست و همین که شاگرد ولی الهی کامل، به مقام خاصی برسد می تواند دستگیری نماید، سؤالی که اینجا پیش می آید این است که آن مقام و مرتبه چیست؟ و باز در این جا تمام سؤالات قبل پیش می آید که آیا می تواند به بعضی از شاگردانش اذن دستگیری دهد یا خیر؟ و شاگردش که از او اذن دستگیری دارد می تواند اذن دهد یا خیر؟
5 با توجه به این که مرحوم علامه طهرانی وصی ظاهر ندارند، و آقا سید محسن طهرانی بارها فرموده اند که وصی باطن ایشان هم نیستند و خودشان نیاز به ارشاد و دستگیری دارند، مصحح ایشان برای دستگیری چیست؟ آیا مرحوم علامه طهرانی به ایشان اذن داده اند یا خیر؟ و یا اگر نیازی به اذن نیست به مقامی که بتوانند دستگیری نمایند رسیده اند یا خیر؟
6 آیا مرحوم علامه طباطبایی به فردی اذن دستگیری داده اند؟
هوالعلیم
1ـ پاسخ تمام سؤالات این است که بنده دستگیری نمی‌کنم و فقط مطالب بزرگان را منتقل می‌کنم و بس.
2ـ مضافا بر این‌که مسئله در جلد سوم اسرار ملکوت توضیح کافی داده شده است.