افسانه «غرانیق» چیست؟
بسم الله الرحمن الرحیم
بر طبق اعتقادات مذهب حقّه شیعۀ اثنی عشری، پیامبران و ائمّه علیهمالسلام در جمیع شئون فعلیّه، معصوم هستند و هیچگونه خطایی در دریافت، تلقّی و ابلاغ دستوراتی که در قالب وحی به آنها رسیده است ندارند.
لکن در مذهب اهل تسنّن قائل به جواز اشتباه و سهو در مورد پیامبران هستند. از جمله مسائلی که باعث این اعتقاد در میان اهل تسنّن شده است، داستانی است که در ضمن نزول سوره النجم بیان میکنند که: چون آیات سوره النجم بر پیامبر صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم نازل شد و آیات به آیه 20 «وَمَنَاةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرَىٰ» رسید، در این حال شیطان در کنار پیامبر مشغول استماع آیات بود ناگهان گفت: «تِلْکَ الْغَرانیقُ الْعُلی وَ اِنّ شَفاعَتَهُنَّ لَتُرْتَجی» به این معنا که اینها بتهای برتر هستند و از آنها امید شفاعت میرود.
غرنوق که مفرد غرانیق است در لغت به معنای پرنده است و چون بت پرستان گمان میکردند که بتها، آنها را به خدا نزدیک میکنند لذا بتهایشان را به پرندگانی تشبیه کردند که به آسمان پرواز میکنند. بعد پیامبر آیات را در میان مسلمانان خواندند و چون اینها خلاف مبانی و اصول اسلامی بود، جبرئیل آمد و این اشتباهها را استدراک کرد.
آنچه در باب مفاسدِ قائل بودن به امثال این افسانهها میتوان گفت، حقیقتاً همان مفاسدی است که مترتّب بر عدم عصمت پیامبران میباشد. زمانیکه در یک پیامبر و آن هم حضرت خاتم قائل به جواز سهو باشیم، دیگر بیانات آن حضرت از درجۀ اعتبار ساقط و امکان هر نوع خلافی در سخنان شریفش محتمل است و شاید بتوان به جدّ گفت که امثال این گونه انحرافات و ابتداعات در آئین اسلام نوعی توجیه و سرپوش سازی برای خلافتهای غاصبانه بعد از حضرت میباشد؛ چرا که اگر در مورد پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم قائل به جواز سهو و خطا باشیم، دیگر هیچگونه عصمتی نسبت به جانشینان او نیاز نیست و داستان غرانیق یا به گفتۀ دقیقتر «افسانه غرانیق» در غالب کتب اهل سنت آمده است.