آیا برای سیر و سلوک و رسیدن به مقامات عرفانی حتماً به استادی چون سید هاشم حداد نیاز است؟
در يكى از سخنرانىهايتان كه از طريق اينترنت گوش مىدادم فرموديد: «فرعون هم مىتوانست يک آقاى حداد بشود…»؛ حال پرسش من اين است: بنده از حدود ١٥ سال پيش، تقريباً همۀ كتب حضرت آقاى علّامه تهرانی را خواندم و به خصوص روح مجرد را جرعهجرعه نوشيدم و گويى بسيارى از مسائل ذهنى و عملىام حل شد! اما اينكه در سن حدود ٤٢ سالگی در حسرت آن حالات هستم ولی در عین حال آمادگی و رغبت شدیدی به آنچه به تعبير شما «ذبح شدن» است دارم.
آموزگار دانشگاه هستم در رشته فلسفه و علوم سياسى و كتابهايى هم ترجمه كردهام؛ البته اين كارها در واقع جنبۀ ظاهرى دارند . همواره از خدا مىخواهم كه وقتى از اين دنيا رفتم از زمرۀ كسانى نباشم كه میگويند: «وا حسرتا على ما فرطت فى جنب الله» اى كاش آقاى حدادی بود تا همه چیزم را رها میکردم و دربست و بیچون و چرا براى به فعليّت محضه رسيدن و از جزئيت گسستن و به كليت رسيدن تسليم ايشان مىشدم!
اللهم حققنا بحقائق اهل القرب واسلك بى مسلك اهل الجذب.
امیدوارم خداوند همۀ ما را ارشاد و دستگیرى فرمايد.
اگر آقای حداد رضوانالله در میان ما نیست، خدای او که هست و ولی او و امام زمان علیهالسلام مگر زمام همۀ افراد را در راه ترقی در دست ندارد؟ و مگر حضرت حداد در زمان خود بدون اجازه و تایید امام عصر ارواحنافداه کاری میتوانست انجام دهد؟ پس بدانید که راه خدا همیشه باز است و ولی او همیشه زنده و حاکم است و او دستگیری کننده است؛ چه به واسطۀ ولیّ از اولیاء همچون حضرت حداد یا مرحوم والد یا هر کس دیگر.