حقیقت و مجاز و عشق حقیقی و مجازی
2. نظر اسلام را در مورد "عشق مجازي" بفرماييد.
1. «مجاز» یعنی در برداشتن اتّصاف به وصفی که جایگاه او چیز دیگری است؛ مثلاً گفته میشود: «فلانی کوه است و به این بادها نمیلرزد» در اینجا اتّصاف به عظمت و بلندی برای شخصی است که بهطور حقیقی نمیتواند واجد آن باشد ولی همینکه ما آن شخص را به این وصف متّصف کردهایم به این معنی است که بین او سایر افراد فاصله انداختهایم و به نوعی شبیه آن عظمت و مجدی را که برای کوه قائل هستیم به او نسبت دادهایم و بدین لحاظ راهی به سمت عظمت کوه حقیقی گشودهایم. این مطلب درباره عشق و محبّت نیز صادق است.
2. «عشق» یعنی تعلّق خاطر به زیبایی و جمال به نحوی که عاشق خود را فانی در معشوق یابد و معشوق را به جای خود و اراده و درخواست خود نشاند که البته از آنجا که ذات پروردگار منشأ و اصلِ حقیقت و زیبایی و جمال و کمال است، باید بدو عاشق شد و خود را در ذات او فانی نمود تا به اوج وصل و تجرّد و جمال رسید.
در اینجا حضرت مولانا جلال الدین رومی قدّساللهسرّه چه زیبا و عالی و سروده است:
شاد باش ای عشق خوش سودای ما / ای طبیبِ جمله علّتهای ما
ای دوای نَخوت و ناموس ما / ای تو افلاطون و جالینوس ما
عشق آن زنده گزین کو باقی است / کز شراب جانفزایت ساقی است
عشق آن بگزین که جمله انبیا / یافتند از عشق او کار و کیا
تو مگو ما را بدان شه بار نیست / با کریمان کارها دشوار نیست