وظیفه مکلف پس از فوت مرجع تقلید چیست؟ (بقاء بر تقلید یا عدول به مرجع زنده)
سلام عليكم. بنده متولد ١٣٥٩/٩/١٧ در شهر مشهد هستم. تحصیلات بنده ليسانس مديريت میباشد. با علامه طهرانى و اين سايت توسط دایى خود اَشنا شدم. مرجع تقليد من آقاى محمد فاضل لنكرانى بود كه بعد ازفوت ايشان تصميم گرفتم مرجع تقليد جديدى براى خود انتخاب کنم. ولی هنوز موفّق به این کار نشدهام و این موضوع ذهن مرا خيلی به خود مشغول داشته است. اگر ممکن است محبت فرمایید من را راهنمایی کنید. برای كلیّه دستاندركاران اين سايت آرزوى سلامتى و توفيق روزافزون دارم. با تشكر از شما. الله نگهدارتان باد.
توضیح این پاسخ در کتاب «ولایت فقیه [در حکومت اسلام]» مرحوم والد معظّم روحی فداه آمده است؛ به آنجا مراجعه فرمایید. امّا بهنحو اجمال عرض میکنم:
مسئله دین و تقلید شوخی نیست! مسئله سرنوشت انسان است و حیات دنیوی و اخروی انسان بدان تعلّق دارد و خدای نکرده اگر انسان این مطلب حیاتی و سرنوشتساز را به مسامحه و سهلانگاری بگیرد، عاقبتی جز ندامت و خسران غیر قابل جبران نصیبش نخواهد شد. این مطلب را بنده در پاسخ همین سؤال پیش از این عرض کردهام: «روزی در محضر مرحوم علامه طباطبایی رضوان الله علیه مشرّف بودم. مجلس سؤال و جواب بود و عدّهای از فضلاء حضور داشتند. در این وقت شخصی به مجلس وارد شد و از محضر علامه طباطبایی درخواست راهنمایی برای مرجع تقلید نمود. ایشان تقریبا همین مطالبی را که عرض کردم به ایشان فرمودند و اضافه کردند: ”اگر برای به دست آوردن مرجع تقلید صلاحیتدار چند سال به تفحّص و تحقیق بپردازی، باید این کار را انجام دهی.“ آن شخص عرض کرد: ”آیا برای یک تقلید انسان باید این همه خود را به زحمت و تعب بیندازد؟“ ایشان فرمودند: ”اگر ارزش این را دارد بلی و الّا خیر!“»
حال صحبت اینجاست [که] آنچه را که مرحوم علامه طباطبایی به عنوان شرط حیازت مرجعیّت میپنداشتهاند چه بوده است؟ و آیا ما با همان بینش و نگرش به مسئله مرجعیّت نظر میاندازیم؟
اینجانب هیچ فردی را به عنوان مرجع به کسی معرفی نمینمایم و در این مسئله تشخیص را بر عهده خود فرد، با رجوع به اهل خبره و تحصیل اطمینان از وجود شرائط تقلید محوّل میکنم و متذکّر میشوم که طبق آیه قرآن «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا» خداوند راه صحیح را به چنین فردی نشان خواهد داد.
موفق باشید.