آیا روایت «کان الله و لم یکن معه شیء…» ساخته عرفا است؟
معنی و مفاد این فقره شریفه، اثبات بساطت و صرافت وجود و نیز وحدت آن بدون وجود مماثل و شبیه و نظیر است؛ یعنی وجود حضرت حق در مقام هویت خود، نه مثل و مانندی را میپذیرد و نه موجودی در مقام معلولیّت و مخلوقیّت در مرتبه و همشأن با او قابل تصور است، زیرا عقلاً رتبه و شأن معلول، متأخر از رتبۀ علت و هویت آن، پس از هویت علت است. بنابراین پر واضح است که ذات حضرت حق از حیث تشخّص و تعیّن، مقدّم بر همه موجودات ـچه مجرد و چه مادیـ میباشد و همه موجودات از مقام و مرتبه اسماء و صفات او تنزّل یافته و در این عوالم محقق شدهاند. پس چیزی به به دائره وجود حضرت حق اضافه نشده است و در کنار وجود او وجود دیگری عرضاندام نمیتواند بکند، زیرا از آنجا که بین وجود و عدم تناقض وجود دارد و خلقت این موجودات از عدم نمیتواند باشد و باید از خود وجود حضرت حق بوده باشد و اگر خلقت این موجودات اضافه شدن وجودی در کنار وجود حضرت حق باشد، این مسئله با صرافت و اطلاقیّت وجود حق تناقض خواهد بود، پس همانطور که خدای متعال قبل از خلق این عالم مُتفرّد بالوجود و التشخص بوده است، اکنون نیز به همان برهان باید متفرد و متوحّد در تشخص باشد و این است معنی و حقیقت وحدت تشخصی و تعیّن وجود.
و اما این فقره شریفه: «کان الله و لم یکن معه شیء و هو الآن کما کان» از موسیبنجعفر علیه السلام است.
مرحوم علامه طهرانی در کتاب «توحید علمی و عینی» صفحه 115 در پاورقی مرقوم فرموده اند؛ مراجعه شود. و نیز در کتاب «روح مجرد» صفحه 192 مفصّلاً سند این روایت آمده است.