حکمت استفاده مولانا از مثالها و الفاظ رکیک در مثنوی معنوی چیست؟
«آن یکی نایی خوش نی میزدست / ناگهان از مقعدش بادی بجست
نای را بر کون نهاد او که ز من / گر تو بهتر میزنی بستان بزن»
با توجه به مقام و منزلت مولانا، چرا ايشان در مقام بيان مطالب، از اين مثالهاى ركيک استفاده نمودهاند؟
شیوه و طریقت مولانا، بیان مطالب به صورت رُک و بدون ملاحظۀ تعارفات متداول است. در اینجا باید به این نکته توجه داشت که مولانا در زمانی میزیست که از هر طرف مورد تهمت و تمسخر اهل ظاهر و متحجّرین بوده است؛ البته این مطلب اکنون نیز وجود دارد و اهل دنیا و مدّعیان دروغین، نسبت به اولیاء و عرفای الهی از هیچگونه اقدامی زشت و برچسب هر تهمتی فروگزار نمیکنند ـ که اینجانب، برخی از آنها را در کتاب «افق وحی» بیان کردهام ـ. نتیجه این برخوردها با اهل ریا و سالوسی و فریبکاران، تجرّی در کلام و عدم مبالات در افشاء حقائق و آزادی و حرّیت در کلام برای رساندن مطلب و مقصود میباشد.
ما در کلمات حتی ائمه علیهمالسلام، گاهی مشاهده میکنیم که برای افشاء شناعت و قبح یک واقعه و ابلاغ حقیقت و باطن یک نفر، چارهای جز ابراز کلمات غیرمتعارف نداشتند. مثلاً سیدالشهداء دربارۀ ابنزیاد ملعون میفرماید: «ألا و إنّ الدعی بن الدعی قد ركز بين اثنتين السلة أو الذلة. و هيهات منا الذلّة» (این زنازادۀ پسرِ زنازاده…) یعنی امام برای اعلانِ به نجاست و قساوت و بیشرمی و بیحیایی ابن زیاد، چارهای جز اظهار این ننگ بدین صورت ندارد و نظائر آن نیز دیده شده است؛ بنابراین مولانا خواسته است با بیان این مفاهیم در قالب این کلمات، آن سنّت تظاهر اهل دنیا و مدّعیان دروغین را بشکند و خود را از تقیّههای متعارف برهاند. البته ناگفته نماند که این حقیر از مرحوم والد رضواناللهعلیه شنیدم که فرمودند: «اگر مولانا کاملاً به تمام مراتب بقاء متحقّق میگردید، این چنین عباراتی را نمیآورد».