گروه پرسشاعتقادات
کدرهگیری 62056894
تاریخ ثبت 1447/09/27
آیت‌اللَه سید محمدمحسن حسینی طهرانی

منظور اميرالمومنين عليه السلام از عبارت نواقص العقول درباره زنان چه می‌باشد؟


منظور اميرالمومنين عليه السلام از عبارت نواقص العقول درباره زنان چه می‌باشد؟
هو العالم امیرالمؤمنین علیه السلام در چند موضع از نهج البلاغه به این نکته اشاره دارند و از آن‌جا که این مطلب با فضای حاکم بر جامعه امروزی در مسئله تساوی منافات دارد بسیاری از افراد در مقام ردّ این قضیّه و انکار آن از ناحیه حضرت برآمده‌اند و برخی همچون مرحوم مطهّری با عدم اطّلاع از مفهوم این مطلب خود را از دغدغه پاسخگویی راحت نموده‌اند.

و بعضی از موجودین، نه تنها این مطلب را انکار نموده بلکه مقام و موقعیّت زن را بالاتر و عقل او را بیشتر و ایمان او را قوی‌تر بر شمرده‌اند (زن در آینه جمال و جلال) و نقصان عقل را به نقصان حافظه تغییر داده‌اند. غافل از اینکه اگر مقصود حضرت نقصان حافظه بود می‌توانست تعبیر دیگری بیاورد نه اینکه بگوید: عقلشان ناقص و ضعیف است.

در قضیّه جمل امیرالمؤمنین علیه السلام تصریح دارد که: «و أَمَّا فُلَانَةُ (عایشه) فَأَدْرَكَهَا رَأْيُ النِّسَاءِ» عایشه را سستی و کاستی بینش و رأی زنان به دام انداخت.

این مطلب را بنده در ضمن شرح حدیث عنوان بصری توضیح داده‌ام و خلاصه آن اینست:

مسئله نقصان و ضعف عقل و تدبیر و یا قوّت و صلابت آن به وجود صفات و ملکات و شاکله‌های نفسانی هر فرد بر می‌گردد و از آن‌جا که زنان را خداوند موجودی دارای عاطفه بیشتر و احساس لطیف‌تر از مرد برای اداره امور منزل و تربیت اولاد خلق فرموده است، طبعاً این مسئله در تصمیم گیری آن‌ها نسبت به قضایا و حوادث خارجی مؤثّر خواهد بود و زودتر از دیگران تحت احساسات و عواطف واقع می‌شوند. که منظور از عقل در اینجا، عقل عملی است.

و امّا از جهت عقل نظری و علمی چه بسا بسیاری از آنان از مرد‌ها قوی‌تر و جلوتر باشند.

نکته: ما نباید خود را جلوتر از امام علیه السلام قرار دهیم و کاسه داغ‌تر از آش برای اسلام باشیم. اسلام و مبانی آن صاحب دارد و صاحب آن حضرت بقیّة الله (ارواحنا فداه) می‌باشد و باید خود را تحت اوامر و اطاعت آن حضرت قرار دهیم و از خود چیزی اضافه نکنیم، دین را مانند مجسّمه به دلخواه خود نتراشیم. و اگر در مسئله‌ای از عهده پاسخ بر نمی‌آئیم سکوت کنیم و توجیه نکنیم و خلاف مقصود و مراد امام علیه السلام مردم را به اشتباه و گمراهی نیندازیم که فردا باید پاسخگو باشیم.

مردم خوششان می‌آید یا بدشان می‌آید به ما ارتباطی ندارد. ما باید وظیفه خود را انجام دهیم. نه به دست آوردن دل مردم را [….]

و بدانیم که فعل و کردار ما وقتی مورد رضایت پروردگار است که فقط و فقط رضای او را مدّنظر داشته باشیم نه مصالح و منافع دنیوی و شخصی و صنفی خود را.