گروه پرسشاحکام
کدرهگیری 49583011
تاریخ ثبت 1447/10/02
آیت‌اللَه سید محمدمحسن حسینی طهرانی

آیا احراز عدالت امام جماعت لازم است؟


باسمه تعالى؛

سلام عليكم، با عرض تحيّت و احترام؛

چندى پيش از يكى از بزرگواران كه نمايندۀ حضرت آيت اللَه … نيز هستند و خود ايشان هم از مجتهدين موشكاف و در يكى از مساجد … پيش‌نماز هستند سؤالى كردم كه منجر به اين شد كه مسئلۀ اقتداء به ائمّۀ جماعات برايم دشوار شود! من دربارۀ عدم قرائت صحيح از ايشان سؤالى كردم كه در بين کلام، این بزرگوار به بنده فرمودند: «شما اصولاً تا احراز عدالت را نكنيد، نمی‌توانيد به هر امام جماعتِ ناشناس (و حتّى شناس) اقتدا كنيد!» و اين درحالى بود كه من تا قبل از اين پاسخ در همه‌جا و هر شهرى (حتّى مساجد شهرهاى بين راه) به ائمّۀ جماعاتى كه از لحاظ ظاهرى، ظاهرالصّلاح بودند اقتداء می‌كردم.

اصولا نماز جماعت براى من لطف خاصّى دارد و دليل من هم اين بود كه، در جاهاى مختلف خوانده و شنيده بودم كه در اسلام بسيار به جماعت سفارش شده و سهل هم گرفته شده و در مورد احراز عدالت، داستانى هم از تشرّف مرحوم آيت‌اللَه مرعشى به خدمت آقا اباعبداللَه عليه‌السّلام خوانده بودم كه حضرت در پاسخ به اين شبهه، ايشان را كه در عدالت ائمّۀ جماعات زياد شکّ می‌كردند، فرموده بودند: «تو از بندگان خدا چه بدى‌ای ديده‌اى؟» كه فرداى آن‌روز ايشان به فرد ظاهرالصّلاحى كه عرقچين به سر داشته بدون هيچ شبهه‌ای، در حرم اقتداء می‌كنند!

و يا داستان يكى از علماى بزرگ در حرم يكى از شهرهاى مذهبى كه دير به جماعت می‌رسد و می‌بيند هنوز مردم نماز نخوانده‌اند و عصبانى می‌شود و همانجا به فردى ظاهرالصّلاح و غير روحانى اقتداء می‌كند، تا به همه بفهماند كه اقتداء آن‌قدرها هم مشكل نيست! و همه به تبعیّت از ايشان به آن فرد اقتداء می‌كنند و از اين قبيل داستان‌ها در تشويق به نماز جماعت.

اين بزرگوار به من فرمودند كه: «عدالت بايد احراز شود و حسن ظاهر كافى است؛ امّا معناى حسن ظاهر آن است که قدرى با ايشان آشنا و محشور باشد و ببيند كه ايشان از لحاظ ظاهر مقيّد به شرايع و احكام است و مثلاً اگر خون در لقمه ببيند آن‌را نمی‌خورد و يا غيبت را گوش نمی‌دهد و …!» امّا فرمودند: «مثلاً شما مسافريد يا به مهمانى رفته‌ايد؛ در مسجد آن منطقه بدون احراز عدالت و با شکّ نمی‌توانيد اقتداء كنيد؛ يا حداقل دو نفر عادل به عدالت ايشان گواهى دهند و يا دو نفر عادل گواهى دهند و يا با چیزی كه مفيد علم باشد مسئله عدالت ثابت شود و …!»

در حالي كه به اين کیفیّت، من به امام جماعت‌هاى محلۀ خودم هم نمی‌توانم اقتدا كنم! چون نه با آنان محشور بوده‌ام و نه اکثر افرادى‌که اقتدا می‌كنند اهل تحقيق هستند و ثانياً، من از كجا عدالت دو نفرى كه می‌خواهند گواه باشند را بدانم؟! (مخصوصا در شهر غريب!) و اصولاً هيچ‌كس نبايد به اين وضع در جماعت‌ها شركت كند! از طرفى حكم مرجع تقليد من و سفارش نمايندۀ ايشان است و لذا از آن موقع حضور من در جماعت‌ها (جز مواردى كه امام جماعت كاملا معمتد باشد) كمرنگ شده است!

خواهشمندم نظر شريفتان را در اين خصوص بيان فرماييد؛ و السّلام عليكم.

هو العلیم؛

احراز عدالت در نماز جماعت شرط نیست، بلکه صلاح ظاهر و عدم علم بر ارتکاب حرام کفایت می‌کند و وسواس در این مورد انسان را از فیوضات محروم می‌کند.