گروه پرسشاعتقادات
کدرهگیری 56018778
تاریخ ثبت 1447/10/04
آیت‌اللَه سید محمدمحسن حسینی طهرانی

حدیث قلم و قرطاس


سلام عليكم. اولا خسته نباشید. بسیار قابل تقدير است كه سلسه مباحث مختلف را بر روی وب می گذارید. در پایان جلسه ٦٠٣ اسفار، فرمودید كه كسانی كه زيارت عاشورا رو زير سوال بردن يا قضيه کاغذ و قلم رو زیر سوال بردن نباید این حرفها رو می زدند. ولی از طرف دیگر می فرماييد چرا جلوى چاپ و پخش كتاب امام شناسى رو به خاطر گفتن اينكه "لفظ امام رو براى غير معصوم به كار بردن حرام است" می گیرند. آیا این در ظاهر یک تناقض نیست؟ اگر جلوی حرف یک عالم را نباید گرفت، پس اعتراضی هم نیست که چرا مثلا فلان کس در مباحثه با عالم سنی روی مهر ایستاده است. و نکته دیگر اینكه مكر ما شيعه عقيده نداريم كه امام زمان (عج) خودشون مواظب عقايد رايج شيعه هستند (قضيه خانم بارداری که فوت کرده بود و به علت فتوای غلط در قبر گذاشتندش). مگر نه اینکه اگر عالمی رای به اشتباه داد هنوز یک اجر دارد (اگر درست فتوا دهد دو اجر)؟ لطفا توضیح بفرمایید. با تشکر فراوان از همه زحماتی که می کشید.
هو العالم

اینکه جنابعالی در ربط بین دو مطلب معتقد به تناقض شده‌اید بسیار باعث تعجّب است. در تناقض اثبات و نفی یک مطلب با شرایط و قیود مساوی و برابر است، نه مختلف و متفاوت. مثلا اگر بگوئید: احتمال می‌دهم فلانی آمده باشد و بعد بگویید احتمال نمی‌دهم او آمده باشد، این تناقض است.

امّا اگر بگوئید: یک ساعت قبل احتمال می‌دادم او آمده است ولی الآن یقین دارم نیامده است، اصلا تناقض نیست، زیرا اولاً در یک قضیّه مطلب به صورت احتمال و در دیگری به صورت یقین آمده است و ثانیا زمان اعتقاد به این دو مطلب متفاوت است.

و امّا در مسئله‌ای که حضرتعالی مطرح کردید باید عرض کنم متأسّفانه دقّت لازم در مراد از تعابیر بنده نشده است. بیان بنده اینست که اگر ملاک در ردّ یا قبول نشر و پخش کتاب عدم انطباق مطالب و یا انطباق آن با ادلّه و طریق متعارف علمی و عرفی است ، پس چرا باید کتاب مرحوم والد ممنوع گردد؟ و اگر ملاک عدم موافقت مطالب با جوّ موجود در جامعه و فضای فرهنگی آن است چرا پس به انتشار کتاب آن مردی که حدیث ضروری و بدیهی شیعه و سنّی را انکار نمود اجازه نشر داده می‌شود؟ کجای این مطلب تناقض است؟

مطلبی را که مرحوم والد ما رضوان الله علیه در مورد مسئله امامت در جلد هجدهم مطرح کردند همراه با ادلّه و مستندات در سیر تفاهم عرفی و بستر متعارف اهل قلم و تألیف است، نه اینکه یک مطلبی از روی حدس و گمان و خیال بگویند و یا ادلّه‌ای که هر فرد با سواد متوسّطی بر آن بخندد و آن را مردود شمارد. اگر قرار باشد که هیچ ضابطه‌ و قانونی برای طبع و نشر مطالب نباشد آن وقت دیگر در این کره سنگ روی سنگ بنده نمی‌شود و هر فرد در هر مرتبه‌ای از مراتب مختلف فرهنگی به خود اجازه می‌دهد که ذهن و روح و جان جامعه را به فساد و تباهی بکشاند.

بیان مسائل و طرح مطالب و مبانی علمی گرچه تا به حال سابقه نداشته باشد و ذهن جامعه از آن دور باشد، در صورتی که متّکی به منطق استدلال و سیر متداول عقلائی تألیف باشد چه اشکالی دارد؟

این قلم خود در طول سالیان بحث و تحقیق در مبانی تشیّع مبادرت به نشر مسایل و مبانی متفاوتی از سیر مباحث علمی نمودم که سابقه نداشته است مانند: رساله فقهیّه طهارت ذاتی انسان و عدم حجیّت اجماع و عدم جواز مجالس اربعین برای اموات و غیره و هیچ اشکالی هم ندارد گرچه با اعتراضات و چه بسا اهانت‌هائی از برخی مواجه شدم. و بر همین مسیر به حول قوّه الهی پیش خواهیم رفت.

اگر قرار باشد نویسنده و مؤلف پیوسته دنباله دار فضای فرهنگی جامعه باشد پس این جامعه را چه کسی باید به هوش آورد و بر این قیاس آیا تغییر و تحوّل و انقلابی در این کشور صورت می‌گرفت؟

آن کسی که در کتابش بدون دلیل و بر اساس مستندی که اطفال بر آن می‌خندند مسئله ضروری حدیث قلم و قرطاس را که متّفق شیعه و سنّی است ردّ می‌کند آیا می‌داند با این کار خود چه ضربه‌ای بر پیکر تشیّع و امام زمان وارد می‌سازد؟

و آیا به صرف اینکه این فرد عمّامه‌ای به سر دارد و مدّتی در حوزه به درس و بحث پرداخته است مجوّز اقدام به این عمل می‌شود؟ و آیا دائره آزادی اندیشه و توسعه فرهنگی به این اندازه یله و رها و افسارگسیخته شده است؟

تالیف جلد هجدهم امام شناسی والد ما روحی فداه که حقّاً باید گفت لله درّ مصنّفه و خالقه و فقط و فقط اجر و پاداش این جلد از دست ساقی کوثر باید گرفته شود کجا و افکار قضیّه فضاحت بار و جنایت بار و وقیح و بی‌شرمانه خلیفه ثانی کجا؟ آیا این معنای تناقض است؟ عجبا!!

آن مردی که برای به دست آوردن دل دشمنان پا روی مهر حضرت سیّد الشهداء علیه السلام می‌گذارد هیچ می‌داند پا روی چه حقیقتی می‌گذارد؟

مهر سیّد الشهداء علیه السلام همین خاک کربلاست که خود ما روی آن حرکت می‌کنیم و اشکالی ندارد. امّا اگر این خاک به دستور شرع و ائمّه معصومین علیهم السلام مهر سجده‌گاه شیعه قرار گرفت آیا با اآن خاکی که پا روی آن می‌گذاریم فرقی ندارد؟ پس چرا می‌گوئید نجس کردن مهر سیّدالشهداء حرام می‌باشد؟ و چرا می‌گویند: اگر نجاستی بر آن وارد شد باید فوراً آن را ازاله نمود؟ خاک، خاک است چه فرقی دارد؟

و اگر همین فرد بیاید و زیارتی را که مسلّم فیه بین شیعه است انکار کند و به صرف دلیل واهی تقیّه که اصلاً ربطی به این مسئله ندارد او را باطل شمرد بر او باکی نیست؟

سخن اینجاست که فرد عالمی مطلبی را به صورت متفاوت از فضای فرهنگی جامعه تشیّع مطرح می‌کند بلکه مسئله اینست که این شخص آیا در طرح چنین مطلبی که به معتقدات بدیهی تشیّع باز می‌گردد نه صرفا یک مسئله اختلافی، نباید حداقلّ رعایت احتیاط و حزم را نموده و قبل از طرح و اعلان این مسئله آن را با علماء و بزرگان و مطّلعین در میان بگذارد؟