گروه پرسشاجتماعی
کدرهگیری 84971402
تاریخ ثبت 1447/11/20
آیت‌اللَه سید محمدمحسن حسینی طهرانی

آیا نقد دلسوزانه در مکتب علامه پذیرفته است یا نوعی بی‌ادبی محسوب می‌شود؟


بسم الله الرحمن الرحیم.

السلام علیکم و رحمة الله.

آقای حسینی طهرانی؛

مدتی است به برکت آشنایی با مکتب مرحوم علامه و همچنین به‌واسطه آشنایی با سخنان و برنامه‌های شما، توفیق یافته‌ام با این مسیر مانوس شوم. این آشنایی ابتدا از طرف دایی‌ام بود که سال‌ها با شما ارتباط داشته و از محضر شما بهره‌مند بوده‌اند. به‌مرور، شیفته سیره و روش مرحوم علامه و بیانات شما شدم؛ بیانی که حقیقتاً با دیگران تفاوت دارد.

اما دایی بنده ـ که همان‌طور که عرض کردم سابقه طولانی در آشنایی با شما دارند و از شما دستورالعمل می‌گیرند ـ رفتاری از خود نشان می‌دهند که به‌نظر من با سخنان شما ناسازگار است. این تعارض رفتاری، مرا دچار سردرگمی و تضاد کرده است. از شما خواهش می‌کنم ادامه نامه را مطالعه بفرمایید و کمک کنید بفهمم آیا برداشت من خطاست یا رفتار ایشان با مکتب سازگار نیست.

گاهی من در حد فهم خود، برخی سخنان شما یا شاگردانتان را نقد می‌کنم؛ اما ایشان با تعصب می‌گویند: «تو در جایگاهی نیستی که از کسی که سال‌ها درس خوانده و اهل منبر است، انتقاد کنی.» در حالی که شما بارها فرموده‌اید این مکتب، مکتب «ساکت شو و حرف نزن» نیست و هرکس باید فهم خود را به کار بگیرد.

من با علاقه در بعضی مراسم شرکت می‌کنم، اما وقتی نسبت به سخنران (که از اهل مکتب مرحوم علامه است) نقدی مطرح می‌کنم، دایی‌ام می‌فرمایند: «کسی برای تو دعوت‌نامه نفرستاده!» در حالی که آن مجلس مجلس امام حسین بود و من خود را مهمان امام حسین می‌دانستم.

همچنین، با توجه به دانشی که ایشان طی این سال‌ها به‌دست آورده‌اند، در موقعیت‌های مختلف اگر احساس کنند کسی اشتباه می‌کند، با لحنی بسیار تند و بالا تذکر می‌دهند؛ به‌گونه‌ای که فرد مقابل واقعاً دلگیر می‌شود، حتی اگر اصلِ تذکر صحیح باشد.

در بسیاری از تذکراتشان نیز بسیار حق‌به‌جانب و مغرورانه برخورد می‌کنند، طوری که گویی حرف خود را وحی منزل می‌دانند و نظر دیگران را کاملاً باطل. در حالی که بارها دیده‌ایم خودشان نیز از همان مواردی که تذکر می‌دهند بی‌نصیب نیستند. همین رفتارهاست که جوانان را دل‌زده و دین‌گریز می‌کند، چون برخی افراد مذهبی مراعات لازم را ندارند و خود را نماینده تام‌الاختیار خدا می‌پندارند.

نمی‌دانم؛ چون ایشان من را با شما آشنا کردند، رفتارشان بر من تأثیر زیادی دارد و گمان می‌کنم شاید این رفتار ادامه راه شما باشد. اما از طرفی می‌بینم بسیاری از کارهایشان با سخنان شما هم‌خوانی ندارد. نمی‌دانم برداشت من اشتباه است یا نه؟ مسئله طور دیگری است؟

این را هم فقط من نمی‌گویم؛ بسیاری از نزدیکان ایشان نیز همین نظر را دارند.

از طولانی شدن عرایضم عذر می‌خواهم.

سپاسگزارم از توجه و پاسختان.

هو العلیم.

نقد صحیح، نه تنها هیچ ایرادی ندارد، بلکه لازم است. کسی نمی‌تواند مدعی عصمت باشد. همه اشتباه می‌کنند و همه باید افکار خود را تصحیح کنند.