چرا خداوند برای نجات امام حسین و پیروزی حق در کربلا مداخله مستقیم نکرد؟
محضر مبارک استاد ارجمند؛ مدتهاست این پرسش ذهنم را به خود مشغول کرده بود که چرا خداوند در وقایع حساسی چون غصب خلافت امیرالمؤمنین (ع) یا واقعه عاشورا، مداخله مستقیم نکرد تا با رفع موانع، حق به حقدار برسد و مردم به راه راست هدایت شوند؟ در حالی که اِعمال قدرت الهی (حتی با یک بیماری یا اتمام عمرِ دشمنان) برای خداوند بسیار سهل بود، اما تقدیر الهی بر مظلومیت ائمه علیهمالسلام رقم خورد. با خود میگفتم آیا (پناه بر خدا) نیازی به این مظلومیت بود؟
تا اینکه در آغاز محرم امسال، جرقهای در ذهنم زده شد؛ شاید جریان عاشورا، استمرار همان جریانِ هبوط حضرت آدم علیهالسلام باشد؛ گویی آن دانه در کربلا به بار نشست. شاید خروج مردم از بهشتِ حکومت علوی و گرفتار شدن در حکومت ظلمت، مسیری بود تا از طریق اتصال به مظلومیت ائمه علیهمالسلام، به درجاتی رفیعتر از پیش نائل شوند؛ دری که ائمه علیهمالسلام به سوی مقامات برین گشودند. نمیدانم این برداشت تا چه حد صحیح است، خواهشمندم در این باب راهنماییام فرمایید.
در کنار این پرسش، التماس دعای وافر دارم؛ نخست برای والدینم که سخت بیمارند، و سپس برای روحِ رنجور خودم. افکار ناپسندی به بنده هجوم میآورند که توان دفع آنها را ندارم و بیم آن دارم که در مسیر تشیع ثابتقدم نمانم. معترفم که گناهکارم، اما باور نداشتم گناه چنین اثری بر روان انسان داشته باشد.
استاد ارجمند، پدری کنید و به داد این حقیر برسید. از ته قلب مشتاقِ «آدم شدن» هستم اما گویی راه را نمییابم. سالهاست تنها آرزویم رسیدن به کمال انسانی است؛ هرچند وقتی به خود مینگرم مأیوس میشوم، اما وقتی به کرامتِ خدایی نگاه میکنم که مرا از میان میلیاردها موجود، انسان، مسلمان و شیعه برگزید، امیدوار میشوم. حاشا به کیمیاگری حضرت حق، اگر نتواند از چون منی، انسانی کامل بسازد. چشمامید به دعای مستجاب شما دارم که گره از کار بنده بگشاید. خداوند به شما در برابر صبر و وقتی که برای این بنده گذاشتید، پاداش نیکو عنایت فرماید.
این دنیا دار امتحان است و همه باید به امتحان و تربیت نفس بپردازند.