عذر خواهی به جهت تعصّب بیجا نسبت به موسیقی
من آن كسى هستم كه به شما با آن اراجيفم توهين كردم (عنوان “ما نبايد كاسۀ داغتر از آش باشيم” شمارۀ ٢١ از آرشيو سوالات).
آن نوشتهها را با عصبانيت و به دور از صبر و فكر نوشتم، و الان كه قدرى كتابهاى شما را مىخوانم و قدرى هم به نمازم توجه دارم، مىبينم حرف شما درست بود. موسيقى جز تاریکی و دور شدن از خدا چیزی ندارد، و این تبصرههایی که برايش میگذارند براى كسانى است كه میخواهند آنها را قدری از منجلاب آن در بیاورند. باور کنید امسال براى اولین بار در مجلس روضه اشكم سرازیر شد و یک دل سیر گریه کردم. بعد از آن بود که احساس کردم یه مقدار سبک شدم، و متوجه شدم خودم را با چه چیزهایی سرکار گذاشته بودم. من كجا را میديدم و شما و مكتب شما در چه افقى بود و به دنيا چه جور نگاه میکرد. فهمیدم که ما نبايد كاسۀ داغتر از آش شويم. استاد عزيز، شما را به خدا من را ببخشيد. خدا من را ببخشد با آن حرفهایی كه به شما زدم. اصلاً فكرش را نمىكردم كه به آن توهينها این جوری پاسخ دهید. استاد، مكتب شما حق است، حرفهايتان حق است؛ چون به نظرم وقتى انسان بتواند از نفسش بگذرد، آن وقت حرفش همانی میشود كه خدا مىزند. من را ببخشيد.
خداوند توفیقات شما را روز افزون گرداند.