گروه پرسشاجتماعی
کدرهگیری 26850723
تاریخ ثبت 1447/12/17
آیت‌اللَه سید محمدمحسن حسینی طهرانی

ارتباط استاد با دانشجویان مستعد


چند ترم در يک دانشگاه تدريس مى‌كردم (در رشته علوم سياسى، فلسفه و در درس اصول عقايد رشته فلسفه)، و با بهره‌گیری از کتاب‌های حضرت علامه، اصول توحید و وحی را باز می‌کردم؛ به نحوى که اشتیاق دانشجویان باعث تقاضای آن‌ها بر تمدید ساعت کلاس می‌شد؛ و به رغم اسرار رئیس دانشكده و مدیر گروه، چون در درون خودم احساس مى‌کردم اين درس‌ها براى من از نظر حالات نفسانى مفيد نيست، و بر اساس روايت: “لاتجب اخاك الی الامر الذى مضرته عليك اكثر من منفعته له”، اعلام انصراف مى‌كردم، امّا آن‌ها نمی‌پذیرفتند. تا در این ترم، به رغم اينكه درس‌ها برنامه‌ریزى شده بود، از سوى مقامات مافوق به آن‌ها دستور داده شد که نباید برای فلانی درس بگذارید، و تحت فشار، ناگزیر از حذف درس ها شدند و در واقع ممنوع‌التدریس گردیدم.

این مساله دانشجویان و همکاران را بسيار ناراحت کرد، ولی من با نهایت خرسندی و آرامش با آن‌ها برخورد كردم و آن را از حكمت‌هاى الهى دانستم، ولی آن‌ها به من گفتند تا این اندازه هم نباید عقلانی باشد و کمی هم احساسات ما دانشجویان را درک کنید. آن‌ها و از جمله امام جمعه شهر که خودشان از مدرسين گروه فلسفه هستند، پيغام مى‌دهند كه چرا در اجتماعات حضور نمى يابيد؟ و من بر اساس عقل میگویم که انسان نباید وقتش را بیهوده تلف کند، و باید برای هر گام و سخن و نگاه و کردار خود دلیل داشته باشد، و نبايد تابع هواهاى اين و آن و هواى خودش باشد.

پرسش من اين است: آيا بايد بر اساس تقاضاى برخى دانشجویان که حضور من را در دانشگاه ضرورى و عينى تشخيص مى‌دهند عمل كنم؟ يا آرامش و رهايى خودم را ملاك قرار دهم و تسليم تقدير باشم؟

هو العلیم

ارتباط با دانشجویان و مستعدّین اشکالی ندارد.