سؤالی درمورد عبارت مرحوم حدّاد به آقای مطهری نسبت به عدم توجّه به معانی در نماز
درمورد اين جملۀ مرحوم حدّاد به آقاى مطهرى: "پس كى نماز
میخوانی؟! در نماز به معانی توجّه نکن" آیا این مختصّ مرحوم مطهری بود یا برای همۀ افراد است؟
در سایت کسی از شما پرسیده بود که: «شما در کتاب نقد نظریّۀ سروش فرمودید که: “در نماز باید به معانی کلمات توجّه کرد، درحالیکه مرحوم حدّاد فرمودند: به معانی توجّه نكن"؟!» شما در جواب فرموده بودید که: «مرحوم مطهری باتوجّه به معانی، نفى خواطر میكرد»؛ بالأخره در نماز بايد چه كرد و مقصود از حضور قلب چيست؟
مرحوم میرزا جوادآقا در اسرارالصّلاة فرمودند كه: «بهترين نوع حضور قلب اين
است که مصلّی توجّه به معانی افعال و اقوال کند و خود را در محضر خدا ببیند»؛ حال سؤال اينجاست
که در یک لحظه مگر میشود به دو چیز فکر کرد؟
علّامه طهرانی در روحمجرّد فرمودند که: «باید حضور قلب با خدا باشد و معانی خود به خود بهصورت آلى و مرآتی مىآيد»؛ اين حقير داشتم این
جمله را با این عبارت مرحوم ملکی تبریزی که: «هر آنچه در اين معجون الهى (نماز) است بهواسطۀ تفکّر در معانی در افعال و اقوال ظهور پیدا میکند و آنچه که مصلّی را از ارتكاب معاصى باز میدارد
همین مطلب است».
حالا عرض این حقیر این است که یک وقتی انسان میگوید یک شیء بهصورت
خطور در ذهن میآید، یک وقتی بحث خطور نیست، بحث تفکّر و سیر از مجهولات به معلومات که
مسلماً زمانبر هم هست؛ حال شما بفرمایید که این دو با هم چگونه جمع میشوند؟
دربارۀ این حدیث امام رضا علیهالسّلام در فقهالرّضا که فرمودند: «هنگام نماز یاد خدا کن و رسول و هنگام تكبيرةالإحرام يكى از امامان را نصبالعین قرار بده» توضيحى بفرمايید. من جایی ديدم شخصى گفته بود که: «مقصود خضوع و خشوع امام علیهالسّلام»، درحالیکه متن حدیث چیز دیگری میگوید! حال شما بفرمایید بعد اصلا آدم یک شبه تخيّلی به چه دردش میخورد، البته اگر منظور این باشد؟
ممنون ببخشید از اینکه پُرچونگى كردم؛ يا على مدد.
بنده پاسخ این مطالب را در همان شرح دعای ابوحمزه دادهام.