اسفار

فصل 18 و 19 و 20: بعض أحكام الممتنع بالذات‏؛ الممتنع أو المعدوم كيف يعلم؛ الممتنع كيف يصح أن يستلزم ممتنعا آخر (تعداد جلدها :6)

پدیدآور مولانا جلال‌الدین محمد بلخی رومی

توضیحاتآیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه مباحث عدمی در فلسفه و الهیات می‌پردازند. بحث با بررسی امکان استعدادی و کیفیت مزاجی آغاز شده و سپس به یکی از مباحث کلیدی فلسفی، یعنی احکام ممتنع بالذات، منتقل می‌شود. ایشان تأکید می‌کنند که شناخت صفات سلبی پروردگار، برای درک صحیح ذات حق و تنزیه او از محدودیت‌ها و نقایص، امری ضروری است. در ادامه، این نکته مطرح می‌شود که همان‌گونه که عقل به دلیل شدت نوریه و اطلاق وجودی، قادر به درک کنه ذات واجب نیست، به دلیل بطلان محض و لا‌شیئیت، توان تصور حقیقت ممتنع بالذات را نیز ندارد. در نهایت، استاد توضیح می‌دهند که احکام مربوط به ممتنع بالذات، نه از طریق ادراک مستقیم، بلکه به‌صورت عرضی و استتباعی و برای اثبات صفات ثبوتیه و کمالات الهی مورد استفاده قرار می‌گیرند.

توضیحاتآیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون امتناع اجتماع وجوب ذاتی و وجوب غیری بر یک محل واحد می‌پردازند. بحث با بررسی تناهی یا عدم تناهی ابعاد اجرام و برهان‌های مطرح در این زمینه آغاز شده و به تحلیل چگونگی تبدیل یک امر ممکن به ممتنع بالغیر در اثر تلازم با یک امر محال می‌رسد. در ادامه، تفاوت میان قضایای شرطیه لزومیه و اتفاقیه با رویکردی منطقی و عرفی واکاوی می‌شود تا روشن گردد که چگونه تلازم‌های علّی با تلازم‌های ناشی از تکرار و اتفاق متمایز می‌گردند. استاد در بخش پایانی با نقد برخی رویکردهای اجتماعی و سیاسی، بر ضرورت تطبیق انسان با واقعیت‌های تکوینی و پرهیز از توجیهات غیرواقعی تأکید می‌ورزند و مسئولیت‌های اخلاقی ناشی از رهبری و هدایت جامعه را یادآور می‌شوند.

توضیحاتآیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مسائل دقیق فلسفی، یعنی نحوه علم انسان به امور معدوم و ممتنع می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج در میان جدلیین درباره استلزام محال از محال آغاز می‌شود و استاد با تبیین دقیق جایگاه «علاقه لزومیه» در قضایا، مغالطه بودن استدلال‌های بی‌ارتباط را روشن می‌سازند. در ادامه، محور اصلی بحث یعنی چگونگی تصور «عدم» و «معدومات» در ذهن مطرح می‌شود. استاد با تفکیک میان حیثیت مفهومی و حیثیت مصداقی، توضیح می‌دهند که چگونه ذهن با بهره‌گیری از وجودات ذهنی، به مفاهیم عدمی لباس وجود می‌پوشاند و آن‌ها را به عنوان موضوع برای قضایا قرار می‌دهد. این تبیین، راهگشای حل شبهات مشهوری همچون «العدم المطلق لا یخبر عنه» است و نشان می‌دهد که چگونه عقل با حفظ حیثیت آلی و استقلالی، می‌تواند از امور معدوم نیز خبر دهد.

توضیحاتآیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت استلزام میان امور ممتنع ذاتی می‌پردازند. بحث با تحلیل تفاوت میان حمل اولی و حمل شایع در مفاهیم معدومه آغاز شده و سپس به این پرسش کلیدی پاسخ داده می‌شود که آیا هر امر محالی، مستلزم محال دیگری است یا خیر. استاد با نقد دیدگاه جدلیون، تصریح می‌کنند که استلزام میان دو محال، تنها در صورت وجود یک رابطه ذاتی و طبیعی میان آن‌ها معنا می‌یابد و هرگونه تلازمی نیازمند یک پیوند عقلی است. در ادامه، ضمن بررسی تفاوت میان قضایای لزومیه و اتفاقیه، به این نتیجه می‌رسیم که اثبات یک محال، تنها در صورتی محال دیگری را به دنبال دارد که میان آن دو، رابطه علّی یا تلازم ذاتی برقرار باشد. در پایان نیز با نگاهی به سنت‌های حسنه و سیئه، بر لزوم رعایت چارچوب‌های شرعی و عقلانی در ابراز ارادت و تقرب به ساحت ائمه اطهار علیهم‌السلام تأکید شده است.

توضیحاتآیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت قضایای لزومیه و شرطیه می‌پردازند. بحث با بررسی تلازم میان مقدم و تالی در قضایای شرطیه آغاز شده و این نکته تبیین می‌شود که صدق این قضایا نه به صدق مواد آن‌ها، بلکه به وجود رابطه لزومی در نفس‌الأمر وابسته است. در ادامه، اشکالات مطرح‌شده پیرامون استحاله‌ی ارتفاع نقیضین و مغالطات موجود در تکرار حد وسط در قضایای شرطیه مورد واکاوی قرار می‌گیرد. استاد با تفکیک میان فرض‌های اتفاقی و احکام بتّی عقلی، نشان می‌دهند که چگونه عدم رعایت سنخیت در حمل یا عدم تکرار دقیق حد وسط، منجر به نتایج کاذب در استدلال‌های منطقی می‌شود. این جلسه در نهایت با تبیین شرایط صحت قضایای لزومیه و ضرورت وجود علت تامه برای حمل اکبر بر اصغر به پایان می‌رسد تا مخاطب با مبانی دقیق استدلال در منطق آشنا شود.

توضیحاتآیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مباحث منطقی پیرامون قضایای شرطیه لزومیه و چالش‌های مربوط به تکرار حد وسط در قیاس می‌پردازند. بحث با بررسی ایراد مرحوم بوعلی سینا در کتاب شفا آغاز می‌شود که در آن، صدقِ هم‌زمانِ دو قضیه لزومیه، علی‌رغم کذب نتیجه، مورد نقد قرار گرفته است. در ادامه، ضمن اشاره به جایگاه کتاب جوهر النضید و دقت‌های منطقی آن، تفاوت میان صدقِ ربطِ بین قضایا و صدقِ موادِ قضایا تبیین می‌شود. استاد با تفکیک میان فرضِ ذهنی و واقعیتِ نفس‌الامری، توضیح می‌دهند که چگونه در قضایای لزومیه، ملاکِ اصلی، برقراریِ رابطه و تلازمِ منطقی میان مقدم و تالی است، حتی اگر موادِ قضایا به‌تنهایی کاذب باشند. این جلسه با هدف باز شدن ذهنِ مخاطب در مواجهه با مغالطات منطقی و درک عمیق‌ترِ ساختارِ استدلال‌های برهانی تنظیم شده است.