موضوعات مرتبط
توحیدپرسش و پاسخ های مربوط به توحید افعالی
تعداد: 5پرسش: حقیقت استعاذه و مقام توحید فعلیکد: 2190
کد: 219011/04/2017 00:00:00گروه: حکمت وفلسفه
کد: 219011/04/2017 00:00:00گروه: حکمت وفلسفه
حقیقت استعاذه و مقام توحید فعلی حق یعنی چه ؟
هوالعلیم
استعاذه به معنای پناه بردن و ملتجیء شدن است چنانچه در آیه می فرماید : فأستعذ باللَه یعنی در نیّات و افکار و گفتار و کردار از خداوند بخواه که آنها را آمیخته با وساوس نفس نکند و فقط نفس فعل او را در ما متحقّق کند که همان فعل حقّ است و توحید فعلی به معنای وحدت فعلی همۀ افعال و اعمال است چه انسان و چه غیر انسان .
استعاذه به معنای پناه بردن و ملتجیء شدن است چنانچه در آیه می فرماید : فأستعذ باللَه یعنی در نیّات و افکار و گفتار و کردار از خداوند بخواه که آنها را آمیخته با وساوس نفس نکند و فقط نفس فعل او را در ما متحقّق کند که همان فعل حقّ است و توحید فعلی به معنای وحدت فعلی همۀ افعال و اعمال است چه انسان و چه غیر انسان .
پرسش: راز شفاعت امام علی از ابن ملجم ایا ابن ملجم هم به بهشت می رودکد: 190
کد: 19011/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
کد: 19011/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
امیرالمؤمنین علیهالسلام به ابنملجم فرمودند: «من شفیع تو میشوم.» لطفاً معنای این سخن را که در شعر مولانا نیز آمده است، بیان بفرمایید.
با تشکر.
هوالعالم.
شرح این ابیات در کتاب افق وحی از این حقیر آمده است؛ به نحو اجمال:
دیدگاه اهل توحید ـ که حق هم این است و جز این نیست ـ کلیۀ افعال و کردار از جهتی انتساب به فعل انسان و اراده و مشیت او دارند و بر آن اساس، به صورت صحیح و یا ناصواب از انسان صادر میشوند که دراینصورت، انسان قابلیّت مدح و یا ذم را پیدا خواهد کرد و از جهتی دیگر ـ که باز در مسئلۀ توحید افعالی در کتاب افق وحی که انشاءاللَه به زودی منتشر خواهد شد به طور تفصیل آمده است ـ این عمل و فعل به اراده و خواست خدای متعال برمیگردد که آن خواست، ارتباطی به ما ندارد و ما را در آن مرتبه، جای سؤال و پرسش نمیباشد؛ زیرا علم و معرفت ما به محدودۀ وجودی خود ما برمیگردد و خدای متعال هیچ حدّ و مرزی برنمیدارد و این مسئله، در اختیار و مشیّت ما تاثیری که موجب جبر و سلب اراده گردد نخواهد گذارد و بر این اساس، اهل توحید از دو دیدگاه به افعال و کردار نگاه میکنند؛ دیدگاه اول انتساب فعل به خداوند، دیدگاه دوم انتساب فعل واقعا به خود انسان. مولانا در این ابیات، به جنبۀ دیدگاه اولی اشاره دارد و امیرالمؤمنین، در عین اینکه به امام حسن میفرماید: «اگر میخواهی او را قصاص کنی، فقط یک ضربت به او بزن» و این قصاص به جهت صدور فعل از او به عنوان اختیار و ارادۀ خود ابنملجم است، در عین حال متوجّه اصل و حقیقت وقوع این فعل که ناشی از ارادۀ حق شده است میباشد.
شرح این ابیات در کتاب افق وحی از این حقیر آمده است؛ به نحو اجمال:
دیدگاه اهل توحید ـ که حق هم این است و جز این نیست ـ کلیۀ افعال و کردار از جهتی انتساب به فعل انسان و اراده و مشیت او دارند و بر آن اساس، به صورت صحیح و یا ناصواب از انسان صادر میشوند که دراینصورت، انسان قابلیّت مدح و یا ذم را پیدا خواهد کرد و از جهتی دیگر ـ که باز در مسئلۀ توحید افعالی در کتاب افق وحی که انشاءاللَه به زودی منتشر خواهد شد به طور تفصیل آمده است ـ این عمل و فعل به اراده و خواست خدای متعال برمیگردد که آن خواست، ارتباطی به ما ندارد و ما را در آن مرتبه، جای سؤال و پرسش نمیباشد؛ زیرا علم و معرفت ما به محدودۀ وجودی خود ما برمیگردد و خدای متعال هیچ حدّ و مرزی برنمیدارد و این مسئله، در اختیار و مشیّت ما تاثیری که موجب جبر و سلب اراده گردد نخواهد گذارد و بر این اساس، اهل توحید از دو دیدگاه به افعال و کردار نگاه میکنند؛ دیدگاه اول انتساب فعل به خداوند، دیدگاه دوم انتساب فعل واقعا به خود انسان. مولانا در این ابیات، به جنبۀ دیدگاه اولی اشاره دارد و امیرالمؤمنین، در عین اینکه به امام حسن میفرماید: «اگر میخواهی او را قصاص کنی، فقط یک ضربت به او بزن» و این قصاص به جهت صدور فعل از او به عنوان اختیار و ارادۀ خود ابنملجم است، در عین حال متوجّه اصل و حقیقت وقوع این فعل که ناشی از ارادۀ حق شده است میباشد.
پرسش: ایا انسان در اعمال خود اختیار دارد نقش خداوند در تحقق افعال انسان چیستکد: 182
کد: 18211/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
کد: 18211/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
آیا انسان در اعمال و رفتار خود دارای اختیار است؟ اگر چنین است، نقش خداوند در وقوع و تحقق این اعمال چیست؟
هوالعلیم.
پاسخ این سؤال درکتاب افق وحی آمده است.
پاسخ این سؤال درکتاب افق وحی آمده است.
هوالعالم.
«توحید» یعنی انحصار اسم و صفت و فعل در کل عوالم وجود در ذات خدای متعال، به این معنی که تمام حقایق موجوده در عالم ـ چه مجرّده و چه مادیّه ـ همه و همه مستند به یک مبدأ و برخاسته از یک ریشه میباشند و هیچ اثر و سببی در عالمِ وجود، بدون نزول آن از مسبّبالاسباب حقیقت خارجی ندارد و خدای متعال که اصل وجود است در مرتبۀ نزول و اظهار و تعیّن به صور متعیّنات خارجیّه و مراتب متفاوته از وجود، نمود و ظهور یافته است و هیچ موجودی ـ چه درنفس وجود خود و چه در حدود ماهوی خود ـ خارج از دایرۀ ذات پروردگار نمیباشد؛ چنانچه مرحوم والد رضواناللَهعلیه میفرماید: «خدا از همه برتر و بالاتر، و در عین حال با هر موجودی هست و معیّت ذاتی دارد. ذات احدیتش را طائر بلندپروازِ فهم، بدان ذروه به قدر ذرهای راه ندارد و در عین حال مقام واحدیتش در اسماء و صفاتش ظهور نموده؛ با هر پشهای است و با هر نملهای است و با هر ذرّهای است. این است حقیقت توحید.» (نور ملکوت قرآن، جلد اوّل، صفحه 299 و 300)
«توحید» یعنی انحصار اسم و صفت و فعل در کل عوالم وجود در ذات خدای متعال، به این معنی که تمام حقایق موجوده در عالم ـ چه مجرّده و چه مادیّه ـ همه و همه مستند به یک مبدأ و برخاسته از یک ریشه میباشند و هیچ اثر و سببی در عالمِ وجود، بدون نزول آن از مسبّبالاسباب حقیقت خارجی ندارد و خدای متعال که اصل وجود است در مرتبۀ نزول و اظهار و تعیّن به صور متعیّنات خارجیّه و مراتب متفاوته از وجود، نمود و ظهور یافته است و هیچ موجودی ـ چه درنفس وجود خود و چه در حدود ماهوی خود ـ خارج از دایرۀ ذات پروردگار نمیباشد؛ چنانچه مرحوم والد رضواناللَهعلیه میفرماید: «خدا از همه برتر و بالاتر، و در عین حال با هر موجودی هست و معیّت ذاتی دارد. ذات احدیتش را طائر بلندپروازِ فهم، بدان ذروه به قدر ذرهای راه ندارد و در عین حال مقام واحدیتش در اسماء و صفاتش ظهور نموده؛ با هر پشهای است و با هر نملهای است و با هر ذرّهای است. این است حقیقت توحید.» (نور ملکوت قرآن، جلد اوّل، صفحه 299 و 300)
پرسش: پاسخ به 3 پرسش بنیادین ایا خالی کردن ذهن در سیر و سلوک خطرناک استکد: 142
کد: 14211/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
کد: 14211/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
بسماللهالرحمنالرحیم.
حضرت آیتالله حسینی طهرانی، سلامعلیکم؛
چند سؤال داشتم که خدمتتان مطرح میکنم:
۱. آیا خالیکردن ذهن از هرگونه فکر و خاطرهای در تمام شبانهروز (یا تا حد توان انسان)، روش مورد تأییدی است و خطری برای سالک در پی ندارد؟ بهاعتقاد بنده، زیربنای سلوک، تسلط بر ذهن است.
۲. رابطۀ «توحید افعالی» با «اختیار» چیست؟ چگونه ممکن است موجودِ ممکنالوجودی که استقلالِ وجودی ندارد، دارای اختیار باشد؟ تصور من این است که انسان مجبور است؛ اما از آنجا که نمیداند خداوند چه سرنوشتی برای او رقم زده، باید تلاش کند و ضمناً بهعنوان یک شخص موحد، باید تسلیم خواست خدا باشد. وقتی جسم، روح، اراده و تمامیتِ زندگی ما مخلوق خداوند است، چطور ممکن است ما «مختار» باشیم؟
۳. بنا بر مسئلۀ «وحدت وجود»، آیا میتوان گفت هر کلام حقی، در واقع کلام خداست؟
هوالعلیم.
1. اشکال ندارد.
2. اختیار ما نیز خودْ فعلی است از افعال که اِعطاء پروردگار است؛ پس منافاتی با توحید اَفعالی ندارد.
3. بلی، هر کلام حقی از ناحیۀ خدا است.
1. اشکال ندارد.
2. اختیار ما نیز خودْ فعلی است از افعال که اِعطاء پروردگار است؛ پس منافاتی با توحید اَفعالی ندارد.
3. بلی، هر کلام حقی از ناحیۀ خدا است.