اسفار

فصل 9 : في أن العدم ليس رابطيا (تعداد جلدها :6)

پدیدآور آیت‌اللَه سید محمدمحسن حسینی طهرانی

توضیحاتآیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت عدم و کیفیت انعقاد قضایا در وعاء ذهن می‌پردازند. بحث با بررسی اختلاف‌نظر میان فلاسفه متقدم و متأخر در تعداد اجزاء قضایای حملیه، اعم از هلیات بسیطه و مرکبه، آغاز می‌شود. ایشان با تفکیک میان ثبوت شیء و ثبوت شیء برای شیء، به تحلیل جایگاه نسبت و حکم در قضایا می‌پردازند. در ادامه، با نقد خلط میان مفاهیم تضاد و تناقض در منطق جدید، به بررسی نحوه تعلق سلب و ایجاب به ماده یا نسبت در قضایا پرداخته می‌شود. در نهایت، با تکیه بر دیدگاه مرحوم آخوند و علامه طباطبایی، این نکته تبیین می‌گردد که حکم، امری نفسانی و خارج از اجزاء قضیه است و آنچه در تشکیل قضیه اهمیت دارد، تصور موضوع، محمول و نسبت میان آن‌هاست که در نهایت به روشن شدن جایگاه عدم در قضایای سالبه منجر می‌شود.

توضیحاتآیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق ساختار قضایا و جایگاه نسبت حکمیه در منطق می‌پردازند. بحث با بررسی دیدگاه قدما و متأخرین درباره ماهیت هلیات بسیطه و مرکبه آغاز می‌شود و این پرسش مطرح می‌گردد که آیا در قضایای بسیطه، نسبتی میان موضوع و محمول برقرار است یا خیر. ایشان با نقد دیدگاه‌های موجود، به تبیین نقش نفس در ایجاد حکم و تمایز میان تصور و تصدیق می‌پردازند. در ادامه، ماهیت قضایای سالبه و نحوه انتزاع سلب از حکم بررسی شده و این نکته تبیین می‌شود که ذهن در قضایای سالبه نیز با نوعی از إعمال نفس مواجه است. در نهایت، با بازخوانی فصل نهم از مباحث منطقی، تفاوت مواد ثلاث در قضایای موجبه و سالبه و نحوه بازگشت آن‌ها به حال موضوع در هلیات بسیطه مورد تحلیل قرار می‌گیرد تا روشن شود که چگونه کیفیت وجودی موضوع، تعیین‌کننده ماده قضیه است.

توضیحاتآیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، ضمن بررسی مباحث دقیق اصولی پیرامون قضایای سالبه و هلیات، به نقد رویکرد افراطی در علم اصول می‌پردازند. ایشان با اشاره به اینکه تراکم بیش از حد مباحث پیچیده و ظرافت‌های عقلی، گاهی ذهن فقیه را از بساطت و فطرت اولیه خارج می‌کند، نسبت به پیامدهای این رویکرد هشدار می‌دهند. در ادامه، این بحث به آسیب‌شناسی مهجوریت قرآن در حوزه‌های علمیه و جایگزینی آن با مباحث اصولیِ کم‌فایده کشیده می‌شود. استاد با تأکید بر اینکه نورانیتِ حاصل از معارف قرآنی و عرفانی، مانع از انحراف در فتوا و درک احکام می‌شود، بر ضرورت بازگشت به نگاه فطری و انس با قرآن کریم تأکید می‌ورزند. این جلسه در نهایت، تفاوت میان نگاهِ صرفاً فنی به متون دینی با نگاهِ مبتنی بر انکشاف باطن و حضور در محضر متکلم را تبیین می‌کند.

توضیحاتآیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین تفاوت مبنایی میان «هلیات بسیطه» و «هلیات مرکبه» در ساختار قضایای منطقی می‌پردازند. بحث با بررسی ماهیت قضیه سالبه آغاز می‌شود و این نکته مورد تأکید قرار می‌گیرد که در قضایای سالبه، نسبتِ ایجابیِ موجود در قضیه موجبه، صرفاً برداشته می‌شود و ایجادِ یک «نسبت سلبی» مستقل، توهمی نادرست است. در ادامه، استاد با نقد خلط میان این دو نوع هلیه، توضیح می‌دهند که چرا در هلیات بسیطه، بحث از ثبوت ذات موضوع است، در حالی که در هلیات مرکبه، ثبوتِ صفتی برای موضوع مطرح می‌شود. این جلسه با تبیین این قاعده که «ثبوت شیء برای شیء، فرع بر ثبوت موضوع است»، به رفع اشکالات رایج در فهم قضایای وجودی و عدمی می‌پردازد و بر ضرورت تفکیک دقیق میان این دو حوزه برای دستیابی به فهم صحیح منطقی تأکید می‌کند.

توضیحاتآیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مفاد قضایای سالبه در حکمت اسلامی می‌پردازند. بحث با تبیین دیدگاه مرحوم مرحوم آخوند آغاز می‌شود که معتقد است در قضایای سالبه، برخلاف نظر حکماء متأخرین، نسبت جدیدی ایجاد نمی‌شود، بلکه همان نسبتِ موجود در قضیه موجبه سلب می‌گردد. در ادامه، تفاوت میان «سلبِ ضرورت» و «ضرورتِ سلب» در قضایای سالبه بررسی شده و این پرسش مطرح می‌شود که آیا می‌توان قضایای سالبه را به قضایای موجبه‌ای که محمول آن‌ها ممتنع است بازگرداند یا خیر. استاد با نقد دیدگاه‌های پیشین، به تفاوت میان قضایای ذهنیه و خارجیه در عالم اعتبار اشاره کرده و تأکید می‌کنند که غفلت از این تمایز، موجب بروز اشکالاتی در تبیین ماهیت سلب شده است. این مباحث در نهایت به ارائه رویکردی نو در تحلیل قضایای سالبه و نحوه تعامل ذهن با مفاهیم عدمی منتهی می‌شود.

توضیحاتآیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت قضایای سالبه و نحوه سلب نسبت در آن‌ها می‌پردازند. بحث با بررسی دیدگاه مرحوم مرحوم آخوند درباره عدم و جایگاه آن در قضایا آغاز می‌شود. در ادامه، تفاوت میان وجود محمولی و وجود رابطی و چگونگی شکل‌گیری قضایای بسیطه و مرکبه بر اساس نظر متقدمین و متأخرین تحلیل می‌گردد. استاد با نقد خلط میان قضایای سالبه و قضایای موجبۀ سالبة‌المحمول، به این نکته می‌پردازند که سلب در قضایای سالبه به معنای رفع نسبت بین موضوع و محمول است. در پایان، با طرح اشکالات علمی بر مبنای مرحوم آخوند، این مسئله روشن می‌شود که اگرچه در عالم خارج عدم شیئی نیست، اما در عالم ذهن و اعتبار، متکلم می‌تواند با ایجاد سلب، نسبت‌های خاصی را نفی کند که این امر در ساختار قضایا کاملاً معتبر و قابل‌فهم است.