پدیدآورآیتاللَه سید محمدمحسن حسینی طهرانی
گروهاصول
مجموعهمفاد اخبار «من بلغ» و ادلة قاعدة التسامح في أدلة السنن
توضیحات
مفاد اخبار «من بلغ» و ادله تسامح در ادلۀ سنن
درس سیصد و بیست و دوم: صوت 338
جمعبندی بحث استصحاب عدم تذکیه و استصحاب عدم میته
أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
1
تتمۀ بحث قدیم و اشکالی که بر آن مترتب است را عرض کنم که ماحصل صحبتها و بحثهای گذشته طبق تقریر مرحوم آقای خوئی این شد که در شبهات موضوعیه که شبهه در مورد لحوم و جلودی است که از خارج استیراد میشوند نظر ایشان بر حرمت جلود و لحوم و بر طهارت جلد و عدم جواز صلات در آن جلود بود. طبق آن تقریری که عرض شد و اشکالاتی که بر آن تقریر وارد شد و همانطوریکه خدمت رفقا عرض شد من در تقریر مرحوم آقا رضوان الله تعالیٰ علیه ـ حاشیهای که دالّ بر اشکال بر تقریر مرحوم آقای خوئی است ـ ندیدم و روی این جهت بااینکه اینطوری که نظر من هست ایشان هم قائل به نجاست جلود بودند ولی تعجب میکنم چطور در اینجا اشارهای به این مسئله نکردند!2
ایراد داشتن جمیع اقسام استصحاب میته
خلاف وجدان بودن صرف زهاق روح در استصحاب عدم میته
علیٰکلّحال آن چیزی که به نظر حقیر راجع به این مطلب رسید این بود که اولاً استصحاب میته به جمیع اقسامش دارای اشکال است و در استصحاب عدم میته اگر مقصود از میته صرف زهاق روح باشد که خلاف وجدان است و اگر استصحابِ امر ثبوتی باشد که عدم ذبح به شرایط غیر تذکیه است، معارضه دارد با استصحاب عدم ذبح با شرایط تذکیه که باهم تعارض و تساقط میکنند و در نتیجه یک استصحاب میتواند بماند و آن استصحاب عدم زهاق روح به غیر مباشر است. همانطوریکه عرض شد در این مورد آن چیزی که ثابت است این هست که این حیوان بهوسیلۀ مباشر ذبح شده است. اینکه بهوسیلۀ مباشر ذبح شده باشد اصلاً نیاز به استصحاب ندارد. خود شما هم اگر نگاه کنید یک یهودی یا نصرانی حیوانی را ذبح میکند چه حکمی در اینجا دارد؟! وقتی شارع حکم غیر مذکّیٰ را میته قرار داده است طبق روایت امام صادق علیهالسّلام که از حضرت سؤال میشود که ما در جبال هستیم و اغنام برای ثبوت در جبال با مشکل مواجه هستند، الیات این اغنام را ما قطع میکنیم. امام علیهالسّلام میفرمایند که اینها نجس است و قابل استفاده نیست و همینطور قطع اعضاء در حبائل و شبائک در اینجا هم حضرت میفرمایند که چون از حیوان حی در آنجا قطع شده است این نجس و حرام است.3
| علْم رسمی سر به سر قیل است و قال | *** | نه از او کیفیتی حاصل، نه حال |
از این نقطهنظر شارع حکم میته را به غیر مذکّیٰ مباشر تسرّی داده است و اشکالی که در مورد آیۀ ﴿حُرِّمَتۡ عَلَيۡكُمُ ٱلۡمَيۡتَةُ﴾1 کردهاند جوابش داده شد که شأن نزول آیه در اول و ابتدای تشریع میته و غیر مذکّیٰ است لذا در لسان عرف آمده است اما در عرف متشرعه وقتی که حکم میته را به غیر مذکّیٰ ولو مباشرتاً امام علیهالسّلام جاری و ساری کند بنابراین حکماً و تنزیلاً نجاست مترتب بر غیر مذکّیٰ هم خواهد شد و این دیگر نیاز به استصحاب ندارد بلکه همان استصحاب عدم تذکیه در اینجا اثبات حرمت و نجاست را معاً میکند. این مطلب همانطوریکه عرض شد مبنای ما در اینجاست که همان مبنای شیخ انصاری است که قائل به نجاست در جلود، در مورد حیوان مشکوک به شبهۀ موضوعیه هستند و در اینجا هم قائل به عدم وجوب صلات حرمت و نجاست است.2
اشکال مرحوم خوئی بر کلام مرحوم آقا رضا همدانی در باب روایت قاسم صیقل
ایشان مطلبی را نقل میکنند و استدلالی را مرحوم آقا رضا در مصباح دارند که نسبت به آن استدلال بدوی ایشان اعتراض دارند.3 مسئله در باب اثبات به روایاتی که از ائمه علیهمالسّلام در باب طهارت لحوم و جلود وارد است برمیگردد. مورد بحث روایت قاسم صیقل است که دو روایت نقل میکند؛ یک روایتی است که از امام رضا علیهالسّلام بهعنوان سألت عن الرَّجل نقل میکند.
از حضرت سؤال میکند که شغل ما عمل و صناعت سیوف است و برای سیوف اغمده لازم است و ما این اغمده را از حمار میت و از بِغال [قاطر] میت استفاده میکنیم و این با لباس ما تماس پیدا میکند، حکم این چیست؟ ـ در ضمن هم این مطلب را مطرح میکند که ما غیر از این صنعت، صنعت و شغل دیگری نداریم، این را میگوید که مثلاً حضرت نفرمایند بروید زراعت کنید یا چیز دیگر، میگوید که ما کارمان همین شمشیرسازی است و غیر از این کار دیگری بلد نیستیم! ـ امام علیهالسّلام میفرمایند: «إتّخِذ ثوباً لِصلاتِك»4 منظور حضرت این است که صلات در ثوب اشکال دارد و ثوب طبعاً بهواسطۀ تماس با این چرم متنجّس میشود و نماز در آن اشکال پیدا میکند. این یک روایت است.
روایت دیگر از همین ابوالقاسم صیقل است که از ابوجعفر الثانی امام جواد علیهالسّلام سؤال میکند که من از پدر شما سؤال کردم و این را شنیدم. حالا ما آمدیم بهجای بغال میت و حمیر میت از حمیر وحش استفاده میکنیم و او را تذکیه میکنیم، حکمش چیست؟ حضرت میفرمایند: «فإن كانَ ما تَعمَلُ وَحشیّاً ذَكیّاً فلا بأسَ»1 در اینجا مرحوم آقا رضا استفاده میکنند که در مورد تذکیه به دلیل مفهوم مخالف، حکم به نجاست در مورد غیر مذکّیٰ است چون حضرت میفرمایند: «فإن كانَ ما تَعمَلُ وَحشیّاً ذَكیّاً فلا بأسَ»، بنابراین غیر مذکّیٰ حکم نجس است، بحث دربارۀ حرمت که نیست بلکه بحث در باب نجاست است.2
مرحوم آقای خوئی ایرادی که در اینجا میکنند، میگویند که نه اینجا در باب اختیار أحد الشّقین در موضع خاص است و بحث ما راجع به میته حتف أنفه و راجع به مذکّیٰ است، در این دو مورد بحث هست.3
اول از حضرت سؤال میکند که ما از جلود میتۀ حمار و بغال استفاده میکنیم، بعد در روایتی که به امام جواد علیهالسّلام عرض میکند در آنجا میگوید که ما همان حمار وحش را تذکیه میکنیم، بعد حضرت در اینجا میفرماید که «فإن كانَ ما تَعمَلُ وَحشیّاً ذَكیّاً فلا بأسَ»، این دلیل نمیشود بر اینکه در مقابلش اگر خودش تذکیه نشده باشد ولی مباشر باشد بهطوریکه میته اطلاق نشود، آنهم نجس باشد یعنی حکم در اینجا اثبات نجاست میته و طهارت او را کرده است و به قسم ثالث کاری نداشته است مثل اینکه شخصی بگوید که امر دائر مدار بین بطیخ و خبز باشد؛ اکلْ خبز أو بطیخ فرض کنید مولا بگوید: لا بأس بِأکل الخبز، آیا این دلیل بر این است که کلُّ شیء لک حرام إلاّ الخبز؟! لا، بحث دربارۀ بطیخ و خبز است و وقتی که خبز اختیار میشود در مقابلش بطیخ مردود میشود نه کُلّ شیء، مورد در اینجا مورد خاص است، مورد مورد موتیٰ است از بغال و حمیر و درمقابل تذکیۀ از حمار وحش است، حضرت تذکیه از حمار وحش را بهعنوان طاهر قبول میکند و درمقابل موتیٰ از آنها رد میشود.
صحیح بودن استدلال مرحوم آقا رضا در باب روایت قاسم صیقل
اما به نظر میرسد که همان دلیل مرحوم آقا رضا درست باشد و در نقد مرحوم آقای خوئی اشکال وارد است. جهت مسئله این است که وقتی آن شخص از تذکیه و موتیٰ سؤال میکند، میتوانست سؤال بکند که ما حمار وحش غیر موتیٰ را بهکار میبریم، میتوانست این مطلب را بگوید یعنی اگر در نزد این شخص طهارت مستند به غیر تذکیه باشد ـ ذبح عن غیر تذکیةٍ ـ چه داعی دارد که بگوید: ما اینها را تذکیه میکنیم؟! خب میگفت که ما از حمار غیر میت استفاده میکنیم، حماری که منبابمثال ذئب آن حمار را کشته است یا حماری که ما آن را بدون تذکیه کشتهایم، حماری که به هر جهت مرده است.
پس اینکه آمده حکم را به تذکیه برده است دلیل بر این است که غیر تذکیه را در عرف آن زمان و در عرف خودش ملحق به میت کرده است و امام علیهالسّلام که جواب میدهند میفرمایند که اگر تذکیه بشود «فلا بأس» والاّ امام میتوانست اینطور بگوید که اگر میت نباشد «فلا بأس»، چرا آمده گفته است که اگر تذکیه باشد؟! اگر مقصود این است که اعم از تذکیه و غیر تذکیه طاهر است، فقط موردی خارج است که آن مورد میته باشد، اگر اینطور باشد امام [باید] بفرمایند: إن کان غیر میتة فلا بأس که همۀ موارد را شامل بشود.
عدم اختصاص غیر مذکّیٰ به میته
بنابراین شارع فرموده که إن کان مذکّیٰ یعنی اگر غیر مذکّیٰ باشد فَفیه بحثٌ و غیر مذکّیٰ خودش عام است، شما چه حصری دارید که منظور از غیر مذکّیٰ میته است؟! چه دلیلی دارید؟! مورد که مخصِّص نیست! برفرض که مورد، مورد میته و مذکّیٰ است حضرت مذکّیٰ را اختیار کرده است پس حضرت میفرمایند که مذکّیٰ طاهرٌ و غیر مذکّیٰ نجسٌ. حالا غیر مذکّیٰ اعم از میتۀ حتف أنفه باشد یا میتۀ با شرایط غیر تذکیه باشد.
بنابراین استدلال مرحوم آقا رضا همدانی به قوّت خودش باقی است و این جلود و لحومی که از خارج استیراد میشود با فرض جریان اصل عدم تذکیه هم حکم به حرمت و هم حکم به نجاست خواهد شد. هذا آخرُ الکلام فی مسئلة اصالة عدم التذکیة بنابراین طبق آن چیزی که بهدست آمد اگر شبهه شبهۀ حکمیه باشد همانطوریکه عرض شد اصالت عدم تذکیه جاری نیست، اگر شبهات ما شبهات موضوعیه است اصالت عدم تذکیه جاری است و حکم نجاست و حرمت هم خواهد شد. این تمام مسئله بود.
اللهم صل علی محمد وآل محمد