90

بررسی مانعیت حمل و سلب عمدی استطاعت حج

جری عادت و نسبت حج با زندگی عادی مکلف

14216
مشاهده متن

پدیدآورآیت‌اللَه سید محمدمحسن حسینی طهرانی

گروهفقه

مجموعهموانع حج ، و انواع آن

جلسه‌های مجموعه (8 جلسه)

توضیحات

محور این جلسه، مانعیت حمل و سلب عمدی استطاعت حج است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی مسئله ایجاد مانع برای تحقق استطاعت را بر اساس قاعدۀ جری عادت بررسی می‌کند. بحث با این اصل آغاز می‌شود که مکلف در واجب مطلق نمی‌تواند عمداً مانعی ایجاد کند تا تکلیف از او برداشته شود؛ ازاین‌رو، سفر عمدی برای فرار از روزه یا ایجاد مرض برای رفع تکلیف جایز نیست. سپس همین مبنا در استطاعت حج تطبیق داده می‌شود و مسئلۀ حمل زن و احتمال تأثیر آن بر امکان انجام حج مورد بررسی قرار می‌گیرد. استاد با توجه به تأکید روایات بر بارداری و فرزندآوری، دلیلی برای جلوگیری از حمل صرفاً به خاطر حج نمی‌یابد و در صورت وجود خطر برای مادر یا جنین، عدم استطاعت را ناشی از مانع واقعی می‌داند. در ادامه، با تنظیر به وجوب روزه با حفظ زندگی عادی، توضیح داده می‌شود که وجوب حج نیز باید در چارچوب جری عادت و بدون اخلال در معاش و نفقۀ خانواده سنجیده شود. نتیجه آن است که ایجاد عمدی مانع برای فرار از حج جایز نیست، اما زندگی عادی مکلف به خاطر حج نباید مختل شود.

/9
پی دی اف پی دی اف موبایل ورد صوت

بررسی مانعیت حمل و سلب عمدی استطاعت حج - جری عادت و نسبت حج با زندگی عادی مکلف

1
  •  

  • هو العلیم

  •  

  • بررسی مانعیت حمل و حکم سلب عمدی استطاعت به آن

  • جری عادت و نسبت حج با زندگی عادی مکلّف

  •  

  • سلسله دروس خارج فقه ـ کتاب الحج ـ موانع حج و انواع آن ـ جلسه نودم

  •  

  • استاد

  • آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی

  • قدس‌الله‌سرّه

  •  

بررسی مانعیت حمل و سلب عمدی استطاعت حج - جری عادت و نسبت حج با زندگی عادی مکلف

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  

  • تکلیف به حج و سایر عبادات بر اساس جری عادی زندگی

  • بحث راجع به مسئلۀ مانعیت مانع در تحقق استطاعت است. در جایی که استطاعت تحقّق پیدا کند و بعد مانعی پیدا شود، بعداً صحبت می‌کنیم، امّا در عدم تحقق استطاعت به‌واسطۀ مانع، صحبت در این است که آیا انسان می‌تواند به‌واسطۀ ایجاد موانع، استطاعت را از خود سلب کند؟! به‌نحوی که به‌واسطۀ بروز آن مانع، طبعاً استطاعت منتفی شود؟!

  • اگر در ذهن رفقا باشد عرض کردیم که مکلّف در واجب مطلق، به‌هیچ‌وجه من الوجوه، حق ندارد که ایجاد مانع کند؛ مثلاً مولا می‌گوید: «أکرم زیداً لیلة الخمیس»، این شخص نمی‌تواند مانعی به‌وجود بیاورد برای اینکه اکرام زید منتفی شود، مثلاً به بلدٍ آخَر مسافرت کند تا به‌واسطۀ عدم حضور، اکرام منتفی شود، یا اینکه دستور دهد زید را حبس کنند تا به‌واسطۀ این قضیه، اکرام منتفی شود، یا اینکه مانعی برای خودش ایجاد کند که به‌واسطۀ آن مانع، استعداد و امکان اکرام سلب شود؛ هیچ‌کدام از اینها جایز نیست. در واجب مطلق نیز انسان نمی‌تواند مانع ایجاد کند!

  • فتوای معروف در مسئلۀ مسافرت در ماه صیام این است که شخص برای اینکه روزۀ خود را افطار کند، می‌تواند مسافرت کند و به‌واسطۀ مسافرت، افطار کند و بعد در یک روز دیگر، روزه بگیرد؛ علیٰ‌کلّ‌حال این روزه باطل می‌شود و دیگر چیزی برعهدۀ او نخواهد بود! قبلاً این مسئله را عرض کردیم که مسافرت برای فرار از روزه، شرعاً اشکال دارد. به مقتضای قاعده، مسافرت در آن محذور است؛ زیرا منظور از سفر که شارع فرموده است: ﴿وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوۡ عَلَىٰ سَفَرٖ فَعِدَّةٞ مِّنۡ أَيَّامٍ أُخَرَ﴾،1 سفر علیٰ جری العادة است؛ نه به قصد ابطال روزه! ﴿وَمَن كَانَ مَرِيضًا﴾ به این معنا نیست که مثلاً یک نفر خود را به قصد ابطال روزه مریض کند! اگر به قصد ابطال روزه خود را مریض کند، مرتکب عمل حرامی شده است؛ گرچه روزه برای او منتفی می‌شود، ولیکن در اینجا مسئلۀ الاضطرار بالاختیار لا ینافی الاختیار، مطرح می‌شود. سفر برای فرار از روزه و ایجاد مرض، حرام است؛ برای اینکه مانعیت از تعلّق تکلیف نسبت به نفس تکلیف، [عمداً] در اینجا حاصل شده است و به‌واسطۀ جری عادت نبوده است.

    1. سوره بقره (2) آیه 185.

بررسی مانعیت حمل و سلب عمدی استطاعت حج - جری عادت و نسبت حج با زندگی عادی مکلف

3
  • بله! یک‌وقت انسان مریض می‌شود یا سفری برای انسان پیدا می‌شود که ضرورت دارد، شارع در آنجا رفع تکلیف می‌کند. وقتی‌که انسان به مسافرت ضروری می‌رود، مولا حکم أکرم زیداً لیلةالخمیس را منتفی می‌کند، یا وقتی که انسان مریض می‌شود، مولا اکرام زید را منتفی می‌کند؛ چون وجوب اکرام زید در ظرف جری عادت ـ به عبارت «در ظرف» خوب دقت کنید ـ ظهور پیدا کرده و محقّق شده است. وجوب صوم نیز در این ظرف و در این زمینه بوده است و با مجموع ملاحظۀ سیر عادی و معتاد، این حکم تکلیفی به مخاطبین تعلّق گرفته و خارج از جری عادت نبوده است.

  • در بحث استطاعت گفتیم که ﴿وَلِلَّهِ عَلَى ٱلنَّاسِ حِجُّ ٱلۡبَيۡتِ مَنِ ٱسۡتَطَاعَ إِلَيۡهِ سَبِيلٗا﴾1؛ یعنی این استطاعت براساس جری عادت باشد. اگر کسی توان بر اخذ راحله دارد، سوار راحله شود؛ آن کسی که نمی‌تواند، نصف مسیر را با راحله و نصف دیگر را با غیر راحله و مرکب طی کند؛ آن کسی که نمی‌تواند و قدرت بر مشی دارد، مشیاً برود؛ همۀ اینها براساس عادت و جری عادی است؛ آن کسی که می‌تواند زاد بهتری تهیه کند، تهیه کند. حتی داریم آن کسی که نمی‌تواند، نان و زیت بخورد و به حج برود! این براساس جری عادی است.

  • حال اگر کسی مریض بود و قدرت بر مشی نداشت و استعداد منتفی شد، شارع تکلیف را برمی‌دارد. این انتقال تکلیف براساس همان استعداد شخص مکلّف برای اتیان است؛ حالا اگر با وجود استعداد، استنکاف کرد، اینجا دیگر عادت کنار می‌رود؛ مریض هستی، باش! سال بعد باید به مکه بروی! هرقدر بگوید که آقا من دیسک گرفتم، به او می‌گویند: «به جهنم که گرفتی! می‌خواستی سال قبل بروی! وقتی نرفتی، حالا باید بأیِّ‌نحوٍکان بروی!» در اینجا می‌بینید که شارع دیگر مته را می‌گذارد و صاف می‌گوید: «باید این را انجام دهی و اگر انجام ندادی، چه و چه خواهد شد!»

    1. سوره آل عمران (3) آیه 97.

بررسی مانعیت حمل و سلب عمدی استطاعت حج - جری عادت و نسبت حج با زندگی عادی مکلف

4
  • بنابراین، می‌بینیم که در صورت استنکاف، حکم تغییر پیدا می‌کند و به خلاف عادت و خلاف جری تبدیل می‌شود و باید بأیِّ‌نحو‌ٍکان به حج برود.

  • به‌طورکلی در مسئلۀ صوم که واجب مطلق است، حکمِ تکلیف به اصل صوم، براساس جری و عادت تعلق گرفته است؛ یعنی درصورتی‌که شخص سالم باشد و در حَضَر باشد و مانعی نداشته باشد، یجب علیه الصیام و کتب علیه الصیام و کذا، امّا اگر برحسب جری و عادت، سفر یا مرضی پیش آمد، نه سفر برای فرار از روزه و ایجاد عمدی مرض، در این صورت ﴿فَعِدَّةٞ مِّنۡ أَيَّامٍ أُخَرَ﴾، امّا در غیر این صورت، ایجاد مرض برای رفع حکم صوم، حرام می‌شود.

  • گفتیم که حج، واجب مطلق است، بلکه از همۀ مطلقات هم مطلق‌تر است و شخصِ مکلّف، باید برای رفتن و إعداد مقدمات حج، نسبت به موقعیتی که دارد، تلاش کند! مثلاً موقعیتش را نسبت به اعمال حج، فاصلۀ مکان زندگی تا مکه بررسی کند و نسبت به آنها تلاش کند.

  • طرح مسئلۀ مانعیت حمل

  • از جمله موانع استطاعت، حمل است. اگر زن حمل داشته باشد و حمل مانع برای حج باشد، آیا باید از حمل جلوگیری کند؟! چون اگر بخواهد حمل پیدا کند، امسال که هیچ، تا چند سال دیگر هم موفق به انجام حج نخواهد شد. حالا این مربوط به حمل اوّل او می‌باشد، اگر بعد از این خلاصه حمل بعدی پیدا شد و چند سال دیگر هم حمل سوم و چهارم و پنجم و ششم، یا الله! همین‌طوری جلو برود، دیگر باید فاتحۀ مکه را بخواند! چون هر کدام از اینها که به دنیا می‌آیند، چند سالی هم تبعاتی با خودشان دارند و سه یا چهار سالی باید اینها را حضانت کرد!

  • بنابراین، آیا صحیح است که بگوییم: «به‌طورکلی تکلیف حج از زن‌ها برداشته شده است»؟! قضیه چیست؟! در اینجا چطور باید نسبت به این مسئله حکم کرد؟! این مسئله، مسئلۀ آسانی نیست، جای تأمل دارد و از مواردی است که باید شم‌ّالفقاهه را به کار انداخت و دید که شارع در اینجا چه مقصود و منظوری از وجوب حج دارد و در این زمینه چه مطلبی وجود دارد.

بررسی مانعیت حمل و سلب عمدی استطاعت حج - جری عادت و نسبت حج با زندگی عادی مکلف

5
  • از نظر ظاهر، ما روایت و دلیلی نداریم بر اینکه باید در مورد حج، حمل را به تأخیر انداخت. یا اینکه به‌عکس؛ روایتی نداریم که این قضیه اشکال ندارد و باید حمل را انجام داد. امّا خودمان با توجه به موقعیت حج و با توجه به موقعیت حمل و دیدگاه شارع نسبت به این دو، چه نظری می‌توانیم در اینجا داشته باشیم؟! هیچ‌وقت در روایاتی که در اینجا وجود دارد و آنها را خوانده‌ایم، ندیده‌ایم که حمل را استثناء کنند. دقت کنید که حج در ظرف استطاعت آمده است. حضرت می‌فرماید: «خودت و بچه‌هایت را ببر»، نفرموده است که اگر زنت حامله بود، او را به حج نبر! چه اشکالی دارد که زن حامله باشد و با حملش به حج برود؟! مگر خیلی از افراد، در حال حمل به مکه نرفتند؟! رفتند و برگشتند و مسئله‌ای هم به‌وجود نیامد. البته الآن این‌طور شده است [که مسافرت با حمل، سهل و کم‌خطر است،] ولی در سابق خطراتی مثل با کالسکه از کوه بالارفتن و از دره سقوط کردن وجود داشت و شاید آن موقع مسئله فرق می‌کرده است! در آن زمان که وضعیت به این کیفیت بود و با الاغ و شتر می‌رفتند، امام علیه‌السّلام می‌فرمایند که زن و بچه‌ات را به مکه ببر. البته در زمان ما اگر زن حامله، از پله‌ها بالا برود، باید بعدش استراحت کند؛ حالا چه برسد به اینکه بخواهد کجاوه سوار شود و بالا و پایین بپرد! از همان اوّل فی أمان الله! مرخص است!

  • باید در اینجا دو جنبه را درنظر گرفت؛ یکی اصل وجوب حج، یکی احتمال خطر برای حمل. اگر احتمال خطر برای حمل زن وجود داشته باشد، قطعاً حج واجب نیست؛ زیرا احتمال خطر نسبت به حمل و جنین، از علل و عوامل رفع استطاعت است، مثل مرض یا مانعیت طریق در جایی که تخلیة السرب تحقّق پیدا نکرده است، یا سایر موانع که موجب رفع استطاعت می‌شوند.

بررسی مانعیت حمل و سلب عمدی استطاعت حج - جری عادت و نسبت حج با زندگی عادی مکلف

6
  • مثلاً زنی چهار ماه یا شش ماه به ایام حج مانده، ازدواج کرده است و استطاعت هم دارد و می‌تواند به حج برود، اگر بخواهد حمل پیدا کند، نمی‌تواند امسال به حج برود؛ آیا در اینجا زوجه یا زوج باید از حمل جلوگیری کند؟! آیا تکلیف، متوجه زوج است یا زوجه؟!

  • همان‌طوری که نسبت به سایر تکالیف عرض شد، در اینجا نیز مسئلۀ جری بر عادت مطرح می‌شود. با توجه به وضعیت [بیان] شارع نسبت به حمل، که مشاهده می‌شود چقدر نسبت به حمل تأکید دارد، مثل روایت رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم که می‌فرمایند:

  • تَناكَحوا تَناسَلوا تَكثُروا فَإنّي أُباهي بِكُم اَلْأُمَمَ يوم الْقيامةِ و لو بالسّقْط.1

  • تا این حد شارع نسبت به حمل تأکید دارد؛ یا این روایت پیغمبر که می‌فرماید: 

  • چرا زنان امت من نمی‌زایند تا با تکثیر افراد، کلمۀ لا اله الا الله را گسترش دهند!2

  • یا این روایت که حضرت رسول الله می‌فرماید:

  • إنّ خیرَ نسائِکُم الولودُ الودود.3

  • کسی که زیاد بچه بزاید مورد نظر است.

  • یا در روایت دیگری داریم که راجع به عزل از حضرت رسول سؤال کردند و حضرت فرمودند که از آن اجتناب شود:

  • ذاكَ الْوأدُ الخفىّ.4

  • با توجه به این روایات، ما احساس می‌کنیم که مرام شارع در مسئلۀ حمل، اهتمام اکیدی است و باید در صورت عدم الحذر، نسبت به حمل اقدام نمود. از آن طرف، وجوب حج در صورتی است که امکان داشته باشد؛ یعنی در صورت رفع موانع! با توجه به تأکیداتی که شارع نسبت به حمل دارد، چه کسی می‌تواند بگوید که انسان به‌خاطر حج، از حمل جلوگیری کند؟! الحج واجبٌ عند صورة الإمکان و الإستطاعة. چه دلیلی بر جلوگیری از حمل برای حج داریم؟! وجود حمل برای حج مثل این است که اگر شخصی در ماه رمضان کاری برایش پیش آید، شارع اجازۀ سفر به او می‌دهد؛ ﴿وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوۡ عَلَىٰ سَفَرٖ﴾؛ یعنی شارع جواز سفر داده است، ولی درصورتی‌که سفر عقلایی باشد، نه اینکه برای فرار از روزه باشد! پس وجوب صوم، در صورت عدم سفر بر جری عادت است؛ وقتی این‌طور باشد، حتماً لازم نیست که سفر بسیار ضروی باشد، بلکه اگر سفر عقلایی باشد، کافی است؛ یعنی وقتی سفر رجحان دارد، شارع این مقدار را اجازه داده است.5

    1.  جامع الأخبار, ج ۱, ص۱۰۱.
    2.  وسائل الشیعة، ج ۲۰، ص ۱۴(با قدری اختلاف):
      «عن جابرٍ عن أبي جعفرٍ عليه السّلام قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله: ”ما یَمنَعُ المؤمنَ أن یتّخذَ أهلاً لعلّ اللهَ یرزُقُه نَسَمَةً تُثقِل الأرضَ بلا إله إلّا الله؟!“» رساله نکاحیه، ج 278:
      «چه باز می‌دارد مرد مؤمن را که زنی بگیرد به امید آنکه خداوند به او ذی روحی را نصیب کند تا زمین را به لا إله إلاّ الله سنگین گرداند؟!»
    3.  وسائل الشیعة، ج ۲۰، ص ۲۸؛ فصول المهمة، ج ۳، ص ۳۹۲:
      «عن جابر بن عبد اللّه قال سمعته یقول: کنّا عند النّبی صلّی اللّه علیه و آله فقال: إنّ خیرَ نسائِکُم الولودُ الودودُ العفیفةُ العزیزةُ فی أهلها الذّلیلةُ مع بَعلِها المُتَبَرِّجةُ مع زوجِها الحَصانُ علی غیره الّتی تَسمعَ قولَه و تُطیعُ أَمرَه و إذا خَلا بها بَذَلَت له ما یُرید منها و لم تَبَذَّل کَتبذُّل الرّجل.»
    4.  أمالی (للمرتضی)، ج ۲، ص ۲۸۲:
      «روى عن النبيّ صلّی اللّه عليه و آله: أنّه سُئل عن العزل فقال: ذاكَ الْوأدُ الخفىّ».‌
    5.  من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۱۳۹؛ الوافي، ج ۱۱، ص ۳۰۳؛ وسائل الشیعة، ج ۱۰، ص۱۸۱:
      «عن الحلبيّ عن أبي عبد اللّه عليه السّلامُ قال: سألتُهُ عن الرّجُل یَدخُلُ شَهرُ رَمضانَ، و هُوَ مُقیمٌ لا یُريدُ بَراحاً ثُمّ يَبدُو لهُ بَعدَ ما يَدخُلُ شَهرُ رمضانَ أن يُسافرَ، فَسَكتَ، فسألتُهُ غيرَ مَرّةٍ، فقال: يُقيمُ أفضلُ إلاّ أن يكُونَ لهُ حاجةٌ لا بُدَّ لهُ من الخُرُوج فيها أو يَتَخَوّفَ علىٰ ماله.»

بررسی مانعیت حمل و سلب عمدی استطاعت حج - جری عادت و نسبت حج با زندگی عادی مکلف

7
  • حج نیز وجوب اطلاقی این عمل است عند الاستطاعة علیٰ جری العادة؛ یعنی براساس همان جری عادتی که وجود دارد. شارع نمی‌گوید: «در این شش ماهی که به حج مانده است، از حمل خود جلوگیری کن یا عزل کن تا بتوانی به مکه بروی!» از کجا می‌توانیم چنین چیزی را استفاده کنیم؟! اگر چنین چیزی بگوید، خلاف جری عادت است.

  • فرض کنید شخصی می‌خواهد فردا روزه بگیرد. در مورد روزه هم داریم: ﴿أُحِلَّ لَكُمۡ لَيۡلَةَ ٱلصِّيَامِ ٱلرَّفَثُ إِلَىٰ نِسَآئِكُمۡ﴾،1 پس این مسئله در لیلة الصیام مباح است؛ حالا اگر بداند که نمی‌تواند غسل کند، تکلیف چیست؟! تیمم می‌کند! ولی اگر بداند وقتی که این کار را انجام دهد، موفق به روزه نمی‌شود و نمی‌تواند روزه بگیرد، مثلاً مریض است یا وضعیتی دارد که نمی‌شود؛ آیا می‌توانیم بگوییم که او باید از این کار جلوگیری کند و روزه بگیرد؟! خیر! چون روزه براساس جری عادت و همان وضع عادی زندگی مردم آمده است. این‌طور نیست که خدا موقعیت عادی افراد و زندگی عادی آنها را کنار گذاشته باشد و روزه را بر آنها تحمیل کرده و اینها را تحت‌الشعاع قرار داده باشد! روزه همراه با رعایت وضع عادی زندگی مردم آمده است.

  • لذا اینکه بعضی‌ها می‌گویند: «اشخاصی که در بلاد کبیره هستند، باید یک ماه به جایی نروند تا روزه بگیرند»2، کلامشان اشتباه است؛ چون روزه در شریعت، با لحاظ این وضعیت تأسیس شده است؛ یعنی وضعیتی که شخص در آن به منزلش رفت و آمد دارد، کار می‌کند و امثال‌ذلک.

  • تنظیر به مسئله به مسئلۀ صوم

  • اگر شخص بخواهد روزه بگیرد و از کار روزانه‌اش عقب بماند و قدرت کار کردن نداشته باشد، روزه بر او واجب نیست! خدا نمی‌گوید: «از کار خود دست بردار و در خانه بنشین و روزه بگیر!» دست برداشتن از کار، مخالف با جری عادت است. این‌طور نیست که شخص مکلّف، برای روزه گرفتن حتماً باید در منزل بنشیند و سر کار نرود، بلکه باید به سر کار برود؛ اگر توان داشت، روزه بگیرد و اِلّا نباید روزه بگیرد؛ چون روزه در زمینۀ عادت آمده است و مانع کار کردن نمی‌شود. بله! اگر شخصی بعضی روزها تعطیل است، شارع می‌گوید که آن روزها که در خانه هستی، روزه بگیر و قضای بقیّۀ روزها را هم در تعطیلات انجام بده! شارع هیچ‌وقت نمی‌گوید: «چون وقتی به سر کار بروی نمی‌توانی روزه بگیری، پس به سر کار نرو!» نمی‌گوید: «ماه رمضان کار نکنید»؛ چون اگر این‌طور بگوید، آن‌وقت شخص نان زن و بچه‌اش را از کجا به‌دست بیاورد؟! می‌گوید: «به محل کارت برو!»

    1. سوره بقره (2) آیه 187.
    2. مصدر در حال بررسی.

بررسی مانعیت حمل و سلب عمدی استطاعت حج - جری عادت و نسبت حج با زندگی عادی مکلف

8
  • لذا در مورد کسی که شیخ و هَرِم است یا مَن اطاق الصیام؛ یعنی کسی که طاقتش به اندازۀ روزه برسد؛ یعنی توانش به حدی باشد که با روزه گرفتن یکی شود و طاقتش تمام شود، روزه بر او واجب نیست!1

  • پس احکامی را که شارع آورده است ـ مگر در بعضی از موارد که حکم خاص دارد و جداست ـ براساس جری عادت است. ﴿مَنِ ٱسۡتَطَاعَ﴾ یعنی کسی که در همین زمینه و با جری عادت بتواند به حج برود! وقتی که این‌طور باشد، شارع به‌خاطر حج، زندگی انسان را مختل نمی‌کند و نمی‌گوید: «وقتی من‌باب‌مثال شش ماه است که عروسی کردید، در این شش ماه دست به هیچ چیزی نزنید؛ چون امسال می‌خواهید به مکه بروید!» این‌طور که دیگر از زندگی لذتی نمی‌برند. بعد هم با خود می‌گویند که خدایا این چه حجی است که باید از شش ماه قبل از آن، عزا بگیریم؟! خدا می‌گوید: «زندگی کنید و در آن‌موقع، اگر اجازه دادند، بروید و اگر هم اجازه ندادند، ما برای شما حساب می‌کنیم!» اهتمام شارع نسبت به حج، در جای خود محفوظ است.

  • نزول حکم و تنجّز آن در جری عادت

  • بنابراین لحاظ، این مسئله، قضیه‌ای است که نیاز به دقت و توجه خاص دارد. مطالب دیگری هم در زمینه هست که بیان خواهد شد، اما فعلاً در این مسئله صحبت شد که ملاک برای تحقّق احکام و تعلّقش به مکلفین، عبارت است از نزول حکم و تنجزش در جری عادت! این مسئلۀ بسیار مهمی است که مجتهد باید آن را مدنظر قرار دهد. موارد زیادی تغییر می‌کند، در مواردی باید سهل بگیرد و در مواردی هم باید سخت بگیرد؛ به‌عکس آنچه که شما می‌بینید و در بعضی از مسائل اتفاق می‌افتد.

  • در مسئلۀ حج داریم که شخص باید در همین زمینۀ جری عادتِ زندگی، حج انجام دهد؛ یعنی اگر شخص حامل باشد، امام فرمودند: «برود! اگر نباشد هم برود! خودش تنهاست، برود! با زن و بچه است، برود! به هر کیفیتی برود!» یعنی چه؟! یعنی در این زمینۀ جری عادت و زندگی، در همین زمینه است که در کنارش وجوب حج هم هست؛ حالا یا وجوب حج به این شخص با شرایط، تعلق می‌گیرد یا تعلق نمی‌گیرد؛ این مورد نظر شارع است، نه امر زائد دیگر. زندگی باید به حال خودش باشد؛ این‌طور نیست که مسئلۀ حج، از بالا بر تمام مسائل زندگی حکومت کند؛ مثل اینکه در قضیۀ حج بگوییم که اصلاً نان و آب به زن و بچه‌ات نده تا برای حج استعداد پیدا کنی، این‌طور نیست! نان و آب به آنها بده تا به‌خوبی و خوشی زندگی‌شان را بگذرانند، اگر زیاد آمد، ذخیره کن و اگر زیاد نیامد، سال‌های دیگر! نتوانستی هم که نتوانستی! ما چنین چیزی نداریم که زن و بچه را در گرسنگی نگه داری تا به مکه بروی، بی‌جهت آنها را در فشار و مضیقه قرار نده!

    1.  الوافي، ج ۱۱، ص ۲۹۳؛ وسائل الشیعة، ج ۱۰، ص۲۱۰:
      «عن مُحمّد بن مُسلمٍ عن أبي جعفرٍ عليه السّلامُ: في قول اللّه عزّ و جلّ: ﴿وَ عَلَى ٱلَّذِينَ يُطِيقُونَهُۥ فِدۡيَةٞ طَعَامُ مِسۡكِينٖ﴾، قال: الشّيخُ الكبيرُ و الّذي يأخُذُهُ العُطاشُ و عن قوله عزّ و جلّ: ﴿فَمَن لَّمۡ يَسۡتَطِعۡ فَإِطۡعَامُ سِتِّينَ مِسۡكِينٗا﴾، قال:مِن مرضٍ أو عُطاشٍ.»

بررسی مانعیت حمل و سلب عمدی استطاعت حج - جری عادت و نسبت حج با زندگی عادی مکلف

9
  • قضیه در حمل نیز بر همین اساس است. بنابراین مثلاً اگر خانمی یک ماه مانده به وجوب حج، ازدواج کرد، می‌تواند حمل پیدا کند و از این نقطه‌نظر هیچ اشکالی نیست و موقع حج که شد، اگر اشکال نداشت به آنجا می‌رود و اگر هم نشد، عدم استطاعت به‌واسطۀ این حمل، کشف می‌شود. فعلاً این یک چهره برای ترسیم این مسئله بود.

  • تلمیذ: تفکیک بین حمل اوّل یا دوم و سوم چگونه است؟ آیا فقط حمل اوّل اشکال ندارد؟

  • استاد: حمل صدم هم باشد، اشکالی ندارد! پیغمبر می‌فرماید: «تکثروا»! حدی تعیین نفرمودند.

  • سؤال از حکم سفر به‌خاطر شک روز آخر رمضان

  • تلمیذ: فرمودید که سفر برای فرار از روزه حرام است، سفر به‌خاطر شک روز آخر رمضان چگونه است؟!

  • استاد: آن جنبۀ عقلایی دارد؛ برای فرار از روزه نیست. به‌خاطر رفع شک است؛ چون ظنّ انسان بر عدم صیام غلبه دارد. برای اطمینان بیشتر که کاملاً مطمئن شود، مسافرت می‌کند، و اِلّا اگر مرتبۀ وجود صیام غلبه داشته باشد، حق ندارد به سفر برود! گاهی اوقات در سابق اتفاق می‌افتاد که برای مرحوم آقا رضوان‌الله‌تعالیٰ‌علیه شبهه بود و به یقین نرسیده بودند، می‌فرمودند: «حالا یک سفر هم برویم که خیالمان جمع باشد.» گاهی اوقات هم ادلۀ مسئله از طرق ظاهر تمام است، ولی آدم می‌خواهد چیزی اضافه بر ظاهر، به‌دست بیاورد! اینجا سفر اشکال ندارد.

  •  

  • اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد