93

تعلق حکم به تمام اجزای واجب و لزوم تهیۀ مقدمات

بررسی روزۀ ماه رمضان و پیوستگی اجزای تکلیف

14172
مشاهده متن

پدیدآورآیت‌اللَه سید محمدمحسن حسینی طهرانی

گروهفقه

مجموعهموانع حج ، و انواع آن

جلسه‌های مجموعه (8 جلسه)

توضیحات

محور اصلی این جلسه، تعلق حکم به تمام اجزای واجب و لزوم تهیۀ مقدمات است و با بررسی مفهوم واجب مطلق و مشروط، نسبت میان حکم مولا و مقدمات لازم برای تحقق تکلیف را روشن می‌کند. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهد که مکلف تنها موظف به انجام مستقیم واجب نیست، بلکه باید مقدمات وجودی و شرایط لازم برای تحقق تمام اجزای آن را نیز فراهم کند و موانع را از سر راه بردارد. در ادامه، با تمرکز بر روزۀ ماه رمضان، تفاوت میان تعلق یک حکم به مجموع ماه و تصور تعلق حکم جداگانه به هر روز بررسی می‌شود. از این منظر، وجوب روزه از ابتدای ماه به مجموعه روزهای رمضان تعلق گرفته و مکلف باید از آغاز برای تحقق آن در تمام ماه اقدام کند. سپس مسئله ایجاد عمدی مانع برای انجام واجب، مانند سفر با هدف ترک روزه، مطرح می‌شود و ارتباط آن با مباحث گذشته بررسی می‌شود. نتیجه اینکه با توجه به تعلّق وجوب به روزه در تمام روزهای ماه، نمی‌توان حتی از روزهای ابتدایی، برای روزهای دیگر، مانعی مانند سفر غیرضروری ایجاد کرد.

/10
پی دی اف پی دی اف موبایل ورد صوت

تعلق حکم به تمام اجزای واجب و لزوم تهیۀ مقدمات - بررسی روزۀ ماه رمضان و پیوستگی اجزای تکلیف

1
  •  

  • هو العلیم

  •  

  • تعلق حکم به تمام اجزای واجب و لزوم تهیۀ مقدمات

  • بررسی روزۀ ماه رمضان و پیوستگی اجزای تکلیف

  •  

  • سلسله دروس خارج فقه ـ کتاب الحج ـ موانع حج و انواع آن ـ جلسه نود و سوم

  •  

  • استاد

  • آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی

  • قدس‌الله‌سرّه

  •  

تعلق حکم به تمام اجزای واجب و لزوم تهیۀ مقدمات - بررسی روزۀ ماه رمضان و پیوستگی اجزای تکلیف

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  

  • لزوم رفع موانع، ثمرۀ تعریف صحیح از واجب مطلق و مشروط

  • در جلسات گذشته عرض شد که در خطابات شرعیه یا غیر شرعیه، ـ قید تفاوتی در مسئله به‌وجود نمی‌آورد ـ به حکم عقل و سیرۀ عقلائیه، تنظیم مقدمات وجودیه برای تحقّق تکلیف در خارج، لازم است؛ و به‌همین‌جهت، رفع موانع برای تحقّق تکلیف نیز واجب و لازم است.

  • این مسئله باید طبق آنچه که اقتضای نفس تکلیف، شرایط و جوانب وجودی خارجیّۀ آن است، محقّق شود. این یک مسئلۀ عقلی است و نیازی به توضیح ندارد. وقتی که مولا حکم به صعود علی السطح می‌کند، این حکم، مقتضی نصب سلّم است؛ گرچه نگوید که نصب سلّم، شرعاً واجب است. فقط در صورتی بر مولا لازم است که کیفیت تنظیم و تهیۀ مقدمات را بیان کند که مقدمه هم از نقطه‌نظر کیفیت و طریقیت به موضوع، فی‌نفسه مورد نظر مولا باشد؛ بنابراین رعایت شرایط و جوانب خارجی بر شخصی که مکلف به صعود علی السطح است، لازم است.

  • حالا یک‌وقت سلّم در کوچه وجود دارد، طبعاً لازم نیست که شخص مکلف وقت زیادی را برای انجاز مقدمه درنظر بگیرد؛ مثلاً اگر مولا گفته است که ساعت ده، صعود علی السطح بر تو لازم است، طبعاً می‌داند که ده دقیقه قبل از آن، می‌تواند سلّم را از کوچه بیاورد. امّا یک‌وقت می‌داند که سلّم در کوچه نیست، بلکه باید سوار ماشین شود و یک فرسخ از خانۀ خود دورتر برود و از دکان و محلی که در آنجا وجود دارد، سلّم را اجاره کند یا بخرد و بیاورد، طبعاً در این شرایط نباید ده دقیقه مانده به وقت تکلیف، از خانه بیرون بیاید؛ چون در آنجا تکلیف، قضاء و فوت می‌شود. باید دو ساعت زودتر؛ یعنی ساعت هشت از منزلش بیرون بیاید و سلّم را تهیه کند و بیاورد. طبعاً این حکم، حکمِ عقل است و همین‌طور سیرۀ عقلائیه هم بر این مسئله مستمر است و استناد به عقل هم در اینجا تنجز دارد.

تعلق حکم به تمام اجزای واجب و لزوم تهیۀ مقدمات - بررسی روزۀ ماه رمضان و پیوستگی اجزای تکلیف

3
  • اینکه ما کاملاً اصل و مبنای اطلاق و مشروط را ـ اگر درنظر رفقا باشد ـ در جلسات گذشته با مثال‌های مختلف بیان کردیم و گاهی اوقات یک بحث را سه یا چهار بار تکرار کردیم و خیلی روی این مسئله مانور دادیم، برای این جهت بود که آن فضای ساخته‌شدۀ ذهن ما نسبت به واجب مطلق و مشروط، به‌کلی زیر و رو شود و برداشت جدیدی از اطلاق و از اشتراط در واجب و تکالیف برای ما حاصل شود! آن تکرارها برای این جهت بود که به‌طورکلی زمینه‌ای برای تغییر و تحولات در برداشت ما از این مسئله ایجاد شود؛ چون واجب مطلق و مشروط، بسیار مسئلۀ مهمی می‌باشند و إن‌شاء‌الله من درنظر دارم ـ بعضی از رفقا هم پیشنهاد کردند و حتی الآن هم به‌دنبالش هستند که این مسئله را پیاده و تنقیح کنند ـ بعد از یک بازنگری و بعضی از اصلاحات، مطلب واجب مطلق و مشروط را منتشر کنم و با توجه به نگرش جدید، تغییرات اساسی زیادی به‌وجود می‌آید.

  • تعلّق یک وجوب به مجموع مکلف‌به، بر اساس تعریف واجب مطلق

  • روی این حساب، شما می‌بینید ـ برخلاف آنچه که مطرح است ـ آیۀ شریفه که می‌فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ كُتِبَ عَلَيۡكُمُ ٱلصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تَتَّقُونَ﴾،1 واجب مشروط نیست؛ بلکه واجب مطلق است؛ فقط براساس زمان تحقّقش واجب مشروط می‌باشد و اِلّا این وجوب به محض ورود شهر صیام، در تمام این یک ماه، بر شخصِ مکلف بار و حمل می‌شود! این‌طور نیست که روزه فقط روز اوّل بر این شخص واجب باشد. این مطلب خیلی تفاوت دارد با اینکه بگوییم: «اصلاً هیچ وجوبی نسبت به یوم ثانی و ثالث و رابع برای مکلف نیست و مکلف نسبت به آنها هیچ تکلیفی ندارد و هر کاری هم دلش بخواهد می‌تواند انجام دهد؛ حتی از الآن می‌تواند کاری کند که نتواند از روز دوم تا آخر ماه را روزه بگیرد! مثلاً از الآن دوایی بخورد که نتواند از روز دوم تا آخر ماه را روزه بگیرد، یا خودش را به حرجی مبتلا کند که روزه نگیرد؛ چون الآن که تکلیفی نیامده است! یعنی از اوّل عدم تعلّق تکلیف در اینجا بار می‌شود!»

    1. سوره بقره (2) آیه 183.

تعلق حکم به تمام اجزای واجب و لزوم تهیۀ مقدمات - بررسی روزۀ ماه رمضان و پیوستگی اجزای تکلیف

4
  • شارع همۀ این [راه‌ها] را می‌بنند؛ گرچه هنوز روز ثانی و ثالث نیامده‌اند. شارع می‌گوید: «یا أیها الذینَ آمنوا کُتب علیکم صیام أول یوم شهر رمضان؟!» بعد در شب دوم بگوید: «یا أیها الذینَ آمنوا کُتب علیکم صیام الیوم الثانی من شهر رمضان!» [این‌طور نیست، بلکه می‌فرماید:] ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ كُتِبَ عَلَيۡكُمُ ٱلصِّيَامُ﴾؛ تمام شد! یعنی صیام شهر رمضان بر شما دفعةً واحدةً و جملةً واحدةً واجب شد، امّا برای تحقّق خارجی و انجاز آن، زمان لازم است؛ چون مسئلۀ صیام تدریجی‌الحصول است و در هر یومی برای خودش حصول دیگری دارد.

  • به عبارت دیگر، وجوب صیام در یوم ثانی به امر جدید نیست، کما یقول به الفقهاء، بل به أمر اوّل است؛ یعنی وقتی که امر اوّل می‌آید، حتی نسبت به همۀ ایام، منقسم، مجزّا و منتشر نمی‌شود. این‌طور نیست که به تعداد ایام منقسم شود؛ همان‌طورکه بعضی‌ها قائل هستند که وقتی یک امر از طرف مولا می‌آید، به تعداد آنها مصادیق پیدا می‌کند؛ مثل اینکه مولا می‌گوید: «أکرم العلماء فی بلدة القم»، گرچه در اینجا خطاب أکرم، واحده است، ولکن این خطاب مجموعی، به تک‌تک افراد عالِم در قم مجزا و منقسم می‌شود؛ یعنی أکرم هذا العالم! أکرم هذا العالم! أکرم هذا العالم! منتها مولا به‌جای اینکه وقت زیادی صرف کند و مرتباً به تک‌تک افراد، أکرم هذا العالم بگوید، یک جمله می‌گوید، امّا شنونده باید عاقل باشد و بفهمد که این جملۀ أکرم العالم، خاصیت زیادی دارد و کارهای زیادی از آن برمی‌آید؛ یعنی عبارت أکرم العالم به تک‌تک افراد علما منقسم می‌شود. گرچه الف و لام أکرم العالم، عامّ شمولی است ـ الف و لام جنس نیست ـ که ناظر به مصادیق خارجی است و به میزان هر مصداقی برای اکرام، حکم مصداق خاص و واحد را دارد. کأنّ مولا به تعداد چند هزار عالمی که در این بلد هستند، چند هزار حکم تکلیفی مجزا وضع کرده است، ولی آن چند هزار حکم را در یک جمله بیان کرده است.

تعلق حکم به تمام اجزای واجب و لزوم تهیۀ مقدمات - بررسی روزۀ ماه رمضان و پیوستگی اجزای تکلیف

5
  • بعضی‌ها گفته‌اند که این مسئلۀ‌ صیام شهر رمضان هم این‌طور است!1 یعنی گرچه مولا گفته است: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ كُتِبَ عَلَيۡكُمُ ٱلصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تَتَّقُونَ﴾ ولی این ﴿كُتِبَ عَلَيۡكُمُ ٱلصِّيَامُ﴾ به معنای کتب علیکم الصیامُ اوّل یومٍ، کتب علیکم الصیامُ ثانِی یومٍ، کتب علیکم الصیامُ ... الیٰ آخر ایام صیام است.

  • مسئله این‌طور نیست، بلکه وقتی که مولا می‌گوید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ كُتِبَ عَلَيۡكُمُ ٱلصِّيَامُ﴾، این امر مولا مثل یا أیها الذین آمنوا صلّوا صلاة الزوال است. در امر به صلاة زوال، یک امر موجود است که امری استمراری می‌باشد! در واقع امری مجزّا و جداگانه نیست که تقسیم شود، مثلاً رکعت اوّل صلاة ظهر یک امر داشته باشد و رکعت دومش امر دیگری داشته باشد، بلکه یک امر است که مِن التکبیرِ إلی التسلیم، استمرار پیدا می‌کند. این مِن التکبیر إلی التسلیم أمرٌ واحدٌ، أمّا أمرٌ واحدٌ له أجزاء شتّیٰ؛ فیه تکبیرٌ، فیه حمدٌ، فیه سورةٌ، فیه رکوعٌ و سجودٌ.

  • [قضیه این‌طور نیست که هر رکوع و سجود نماز یک امر داشته باشد الی آخر،] یعنی من که الآن می‌خواهم به رکوع بروم یک امر پشت سرم می‌آید که من نشنیدم! می‌گوید: «اِرکع!» رکوع را که انجام دادم، جبرئیل از پشت سرمان می‌آید و در گوشمان می‌گوید: اُسجد! بعد از سجدۀ اوّل دوباره در گوش دیگرمان می‌گوید: اُسجد! این‌طور نیست، بلکه یک امر که صلّ صلاة الزوال می‌باشد، از اوّل آمده است، تمام شد!

  • مکلف، به حکم عقل موظف است که برای انجاز تکلیف، این اجزاء را متسلسلاً و متوالیاً انجام دهد. این مسئله چه ارتباطی به امور و خطابات متعدده دارد؟! هیچ ربطی ندارد، مولا یک‌دفعه می‌گوید: «صلّ» و می‌رود، خداحافظ! دیگر پشت سر ما نمی‌ایستد تا بگوید که این کار را انجام بده، آن کار را انجام بده! بلکه یک امر از ناحیۀ مولا آمده است که می‌گوید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ كُتِبَ عَلَيۡكُمُ ٱلصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تَتَّقُونَ﴾، این امر همۀ ماه رمضان را به‌نحو مجموعه و جملةً واحدةً شامل شد.

    1.  البيان، ج 1، ص 361:
      ... و ما عَدا شهرَ رَمَضانَ يُعتبَرُ لكُلِّ يومٍ نيّةٌ و فی شَهرِ رَمَضانَ خِلافٌ فذهبَ الأکثرُ إلىٰ الإکتفاءِ بنيَّةٍ واحدةٍ مِن أوّلِهِ وَ نَقَلَ فیه المرتَضیٰ و الشّیخُ الاجماعَ و الأقربُ وجوب تَعَدُّدِها لانفصال کلِّ یومٍ عن الآخَرِ بِمحلِّلٍ.

تعلق حکم به تمام اجزای واجب و لزوم تهیۀ مقدمات - بررسی روزۀ ماه رمضان و پیوستگی اجزای تکلیف

6
  • عدم فساد برخی از اقسام واجب ارتباطی، با خلل در یک جزء

  • حالا شما به چه دلیلی می‌گویید که این امر به مصادیق و جزئیات متعدده ـ نه اجزاء ‌متعدده ـ منقسم و متجزی شده است؟! به چه دلیلی می‌گویید: «روز اوّل جزئیٌ لهذا الأمر، روز ثانی جزئیٌ لهذا الأمر و ...»؟! شما می‌گویید: «عقل این‌طور می‌گوید.» نه‌خیر! عقل بنده چنین چیزی نمی‌گوید! چطور شما در مورد صلاة ظهر این‌طور نمی‌گویید که رکعت اوّل یک أمر جدا و رکعت ثانی هم امری جدا دارد؟!

  • ما می‌گوییم که اگر امر در اینجا ارتباطی است، در آنجا هم ارتباطی است، امّا ارتباطی داریم تا ارتباطی! یک ارتباطی داریم که خلل در بعضی از اجزاء آن، موجب فساد همۀ اجزاء می‌شود، یک ارتباطی هم داریم که خلل در بعضی از اجزاء آن، موجب فساد بقیه نیست، ولکن خودش فی‌حدّنفسه محقِّق یک فرد است. آن فرد که در یوم ثانی انجام می‌شود، گرچه ارتباطی به یوم اوّل و یوم ثالث ندارد، بلکه یک ظرف وجودی مستقل است که در یک برهه از زمان خاص، قرار گرفته است، ولکن مولا آن را از نقطه‌نظر تعلّق تکلیف، جدا به حساب نیاورده است، تا بگوید: «صُمّ یوم الأول، صُمّ یوم الثانی»، بلکه این امر یک مجموعه را در اینجا تشکیل می‌دهد.

  • یعنی مسئلۀ صیام در اینجا مثل قضیۀ أکرم العلماء نیست. البته از یک جهت مثل آن هست و از یک جهت نیست. از یک جهت اگر عام مجموعی باشد، شبیه أکرم العلماء است؛ چون در عام مجموعی، همان‌طور که گفتیم، اخلال به بعض، اخلال به کل است؛ کأنّ اصلاً مکلف انجام نداده است. ولی در عام شمولی، اخلال در بعض، موجب اخلال به بقیه نیست. یک‌وقت این‌طور است که غرضِ متوقّعه در نفس مولا که همان مُوَلِّد بعث برای تکلیف است، در ضمن مجموع حاصل می‌شود. فرض کنید جلسه‌ای است که باید همۀ افراد تک‌تک حضور داشته باشند، اگر یک نفر از آنها غایب باشد، آن جلسه لغو خواهد بود؛ این عامِ مجموعی است که اخلال در آن، حکم تکلیف ارتباطی را دارد و مثل همان است. ولی در عام شمولی نه! در عام شمولی تک تک و فرد فردِ افراد هست؛ به نحوی که اخلال به بعض موجب اخلال به بقیه نیست.

تعلق حکم به تمام اجزای واجب و لزوم تهیۀ مقدمات - بررسی روزۀ ماه رمضان و پیوستگی اجزای تکلیف

7
  • در مسئلۀ ماه رمضان این‌طور نیست که شارع نظرش به تک‌تک افراد تعلق گرفته باشد. وقتی که شما امر شارع را به عرف عرضه می‌دارید، آیا عرف از روزۀ ماه رمضان، سی‌تا یک روزِ جدا می‌فهمد یا یک سی روز می‌فهمد؟! این منظور من است؛ یعنی وقتی که مولا أکرم العلماءَ فی هذه البلدة را می‌گوید، عرف، مجموع را نمی‌فهمد، بلکه تک‌تک را می‌فهمد،؛ مثلاً می‌فهمد که آقای فلانی را که عالم است، امشب اکرام کن، فردا شب عالم دیگری را اکرام کن، فردا ظهر عالم دیگر و خلاصه همه را یکی‌یکی اکرام کن! عرف نسبت به القاء أکرم العلماء فی هذه البلدة این‌طور می‌فهمد، امّا آیا دیدگاه عرف نسبت به شهر رمضان هم همین‌طور است؟! یا این‌گونه می‌فهمد که گرچه شهر رمضان سی‌تا یک روز است، ولی من‌حیث‌المجموع، شهر صیام است. آن غرضی را که مولا می‌خواهد از اتیان این تکلیف حاصل شود، بر مجموع تعلق گرفته است؛ کأنّ در این مجموع، ایام حفظ شده و در آن گنجانده شده است و در این قالب قرار گرفته است.

  • لزوم تهیۀ مقدّمات برای تمام اجزای مکلف‌به، از ابتدا

  • به همین دلیل، همان‌طوری‌که مکلف برای تهیۀ مقدمات صیام نسبت به یوم اوّل باید اقدام کند، همین‌طور باید نسبت به تهیۀ مقدمات إلیٰ آخِرِ یومِ الصیام نیز اقدام کند. دیگر نمی‌تواند بگوید: «الآن که روز اوّل است و هنوز روز بیست و سوم ماه رمضان نیامده است؛ لذا روزۀ آن روز به من ارتباطی ندارد! معلوم نیست تا آن‌وقت من مرده یا زنده هستم و یا مریض هستم یا نیستم!» این کلام صحیح نیست و مکلف باید برای رسیدن آخِر شهر الصیام، از اوّل ماه اقدام کند. حالا یک‌وقت مسائل سماوی و غیرعادی است که در اختیار انسان نیست، آنها به‌جای خود محفوظ است و بحث مربوط به خود را می‌طلبد.

  • این دیدگاهِ اهل معرفت نسبت به مسئلۀ تکلیف است. در دیدگاه اهل معرفت، غرض مولا بر همۀ صیام تعلق گرفته است؛ نه بر تک‌تک ایام!

تعلق حکم به تمام اجزای واجب و لزوم تهیۀ مقدمات - بررسی روزۀ ماه رمضان و پیوستگی اجزای تکلیف

8
  • تعلّق وجوب در ابتدای ماه رمضان به روزۀ روز اول، در نگاه اهل ظاهر

  • دیدگاه اهل ظاهر به این است که من‌باب‌مثال شما الآن در روز اوّل ماه صیام قرار دارید و از فردا هم خبر ندارید؛ لذا روزۀ فردا به شما مربوط نیست! حکم وجوب و کتابت صیام و کتب آن، فعلاً بر روز اوّل تعلّق گرفته است؛ لذا باید نسبت به آن اقدام کنید. ـ اقدام از شب قبل هم لازم نیست، بلکه بعد از صبح باید اقدام کنید، مگر مسائلی مثل طهارت و امثال‌ذلک! ـ نسبت به فردا مکلف هستید و هیچ تکلیفی از الآن نسبت به ثانی یوم ندارید و اصلاً می‌توانید روزۀ آن را از خودتان رفع کنید!

  • همان‌طور که ما ـ در بحث واجب مطلق و مشروط ـ در باب زلزال گفتیم نماز آیات واجب مشروط است، لذا انسان می‌تواند خودش را از موضوع آن خارج کند؛ من‌باب‌مثال اگر أجهزه بگوید که دو ساعت دیگر در قم زلزله می‌آید، زلزله هم نماز آیات دارد و این نماز آیات، واجب مشروط است و متوقف بر تحقق موضوع است؛ انسان می‌تواند از قم خارج شود، مثلاً به کاشان برود که در آنجا زلزله نمی‌آید، هیچ گناهی هم مرتکب نشده است! به حضرت جبرئیل می‌گوید: «نمی‌خواهم نماز زلزله را بخوانم، مگر حتماً باید بخوانم؟!» او هم می‌گوید: «نمی‌خوانی، خب نخوان!» کاری هم با او ندارد. این مسئله مثل نماز صبح نیست که اگر او بگوید: «نمی‌خوانم»، جبرئیل بگوید که اگر نخوانی، پدرت را درمی‌آورند! نه این‌طور نیست، جبرئیل نماز زلزله را این‌طور برعهدۀ ما گذاشته است؛ اگر روزی در یک‌جا بودی و زلزال بود، باید بخوانی و اگر زلزال نبود، نباید بخوانی! بالاتر اینکه خودت هم می‌توانی بروی، من‌باب‌مثال از اینجا یک طیاره بگیری و یک ساعت آن‌طرف‌تر بروی!

  • یا فرض کنید مولا به این نحو به بنده امر می‌کند که اگر زید به قم آمد و شما هم او را دیدی، یجب علیک إکرامه! من می‌توانم در اینجا موضوع را از خودم منتفی کنم و روزی که زید به قم می‌آید، به طهران بروم تا او را نبینم، این کار من اشکالی ندارد. مولا وجوب اکرام را بر رؤیت مترتب کرده است و نگفته است که علیٰ‌کلّ‌حال باید زید را اکرام کنی! در واقع رؤیت را به‌عنوان طریقیت و عنوانِ مشیر در اینجا قرار نداده است، بلکه به‌عنوان موضوع برای تحقّق حکم، به‌عنوان جزءالعلة مدنظر قرار داده است، پس من سلب علت می‌کنم و اجازه نمی‌دهم علت در اینجا محقّق شود. مولا هم کاری با من ندارد؛ چون خودش این واجب و موضوع را به این نحوه مطرح کرده است.

تعلق حکم به تمام اجزای واجب و لزوم تهیۀ مقدمات - بررسی روزۀ ماه رمضان و پیوستگی اجزای تکلیف

9
  • ببینید حکم عوض می‌شود. در این دیدگاه، وقتی که مولا می‌گوید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ كُتِبَ عَلَيۡكُمُ ٱلصِّيَامُ﴾، یعنی «یا أیها الذین آمنوا کُتب علیکم إن اتّفق لکم أن تکونوا فی بلدتِکم و أن لا تُسافروا و أن تکونوا صَحیحاً و إن یَرفع علیکم مانع، یجبُ علیکم صیام اوّل یومٍ»؛ دیگر هیچ کاری به یوم ثانی ندارد! حالا اگر به یوم دوم رسیدی و مریض نبودی، مسافرت نرفتی، حالت خوب بود، سر حال بودی و دلت خواست، یجب علیک الصیام لثانی یومٍ مِن شهر رمضان! با این دیدگاه، هر روز برای خود، حکم جداگانه و مُتلقّیٰ از قِبل مولا دارد.

  • جریان حکم به تمام ایام ماه رمضان، از ابتدا، در دیدگاه اهل معرفت

  • امّا اگر ما با دیدگاه اهل معرفت به این قضیه نگاه کردیم و آن را با دیدگاه ترتّب غرض مولا بر عمل و انجاز توقع مولا بررسی کردیم، متوجه می‌شویم که مولا حکم صیام را بر همۀ ماه رمضان جاری کرده و گفته است که روزۀ کل ماه رمضان برای تو لازم است، نه اینکه هر روزِ تنها، حکم علیٰ‌حدّه به‌جای خود داشته باشد. تو باید یک ماه رمضان را روزه بگیری تا موجب رحمت و غفران خدا شده و طاهر شوی!

  • دقت کنید اینکه من می‌گویم که قضیۀ روزه با أکرم العلماء ‌فرق می‌کند، اینجاست. شما باید یک ماه رمضان را به عبادت بپردازید. حالا در این صورت، آیا می‌توانیم به طریقی ایجاد مانع کنیم؟! آیا می‌توانم بگویم: «هنوز که روز چهاردهم ماه رمضان نیامده است و من فقط وظیفه دارم که روزۀ امروز را که روز دهم رمضان است بگیرم، پس عملی انجام می‌دهم تا نتوانم روز چهاردهم روزه بگیرم»؟!

  • إن‌شاء‌الله تا جلسۀ بعد به این قضیه فکر کنید.

  • تلمیذ: آیا به‌خاطر تخلف یک روز در یک ماه، شخص معاقب می‌شود؟!

  • استاد: غرض حاصل نمی‌شود؛ مثلاً اگر کسی روز سیزدهم ماه رمضان به مسافرت برود، کل ماه رمضانش ازبین می‌رود! طوری ازبین می‌رود که دیگر نمی‌شود کاری کرد! گرچه باید تا آخر ماه را روزه بگیرد! البته حکم آن مواردی که بر طبق عادت و جری باشد، فرق می‌کند و در جلسات بعد می‌گوییم که قضیه نسبت به مسئلۀ استطاعت به چه نحو است. ولی نه، اگر فردی از اوّل ماه رمضان این درنظرش باشد که من روز پانزدهم به مسافرت می‌روم، کل ماه رمضان را خراب کرده است!

تعلق حکم به تمام اجزای واجب و لزوم تهیۀ مقدمات - بررسی روزۀ ماه رمضان و پیوستگی اجزای تکلیف

10
  • تلمیذ: آیا حرمت تکلیفی هم دارد؟!

  • استاد: بله، حرام است. کسی برای شکستن روزه نمی‌تواند به سفر برود! نمی‌تواند مسافرت عادی کند، مگر اینکه مسافرت ضروری باشد، البته قبلاً عرض کردیم که منظور از مسافرت ضروری، فقط مردن نیست، بالأخره باید مسافرتی باشد که انسان به آن اهتمام دارد؛ در اینجا شارع علیٰ کراهةٍ به او اجازه داده است، ولی اگر کسی بخواهد برای شکستن روزه به مسافرت برود، حرام است.

  •  

  • اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد