گروه پرسش اخلاق وعرفان
کدرهگیری 2044
تاریخ ثبت 1439/02/15
سؤالاتی از روح مجرد

"بسم اللَه الرحمن الرحیم" ضمن عرض سلام وادب خدمت استاد محترم،بعرض میرسانم که بنده به همراه یکی ازرفقا،جهت تشخیص وتطبیق مبانی مکتب حقه، شروع به مطالعه مجدد کتاب شریف روح مجرد نموده ایم ودراین بین بابرخی از سؤالات وشبهات موجود مواجه هستیم.لذاتقاضادارم مارااز لطف خود محروم نفرمایید.
ازجمله سؤالات عبارت انداز:1 مرحوم علامه(ره)درصفحه13میفرمایند«دست کوتاه مابه دامان بلند اونرسید»این درحالیست که مرحوم حداد(ره)به شمافرموده بودند«من هرچه داشتم تقدیم او کردم»یاخطاب به یکی ازفرزندان علامه فرمودند« مانند پدرت کسی درروی زمین وجودندارد»،پس چراظاهراًبخلاف واقع، این کلام رافرموده اند؟آیاازروی تواضع است؟واصولاً آیااینگونه تعارفات در کلام اولیاءخداجایزاست؟
2 حضرت علامه درصفحه30میفرمایند«میلی پیداشدتابه کربلای معلی برای زیارت مشرف شوم وهم زیارت حرمین مبارکین رانموده...وهم ازمحضرآقای حاج سیدهاشم مستفیض گردم»چراایشان طبق ظاهرکلام، نیت دیگری رابازیارت حضرت توأم کرده اند؟ 3 چراحاج شیخ عباس قوچانی(ره)به محضرآقای حداد(ره)برای کسب فیض مشرف نشده اند؟
4 درص32راجع به خوردن سحورآمده است«یک چیزی که میاورم ومیخورم،توهم بامن بخور»ولی حضرت علامه(ره)ضمن آوردن غذای خود به این دستورعمل کردند،که میفرمایند«باخود فکرکردم:اینگونه غذاها بدردمانمیخورد»آیاانسان میتوانددرمقابل دستور استاداز خود به اِعمال نظروعقیده بپردازد؟اگر میتواند،پس باتوجه به نظر علامه(که کاملاً صحیح بنظرمی آید) چرامرحوم حداد(ره)این دستور را داده اند؟
باتشکرازعنایات وتوجهات شما،التماس دعا.
هو العلیم
1 این کلام در مرتبه شاگردی و استادی شکل پیدا می کند، و صحبت از تعارفات نیست و شاگرد چون خود را حقیر و مادون رتبه استادش احساس می کند چنین تعابیری می آورد، که نشانه از ادب سلوکی اوست.
2 زیارت مرحوم آقا از کربلا در واقع به جهت تشرّف و استفاده از محضر استاد بوده است، و اگر چنانچه استاد ایشان در شهر دیگری مثل حلب یا قاهره بود ،همین روال ادامه می یافت.افراد در آن زمان که هر سال به زیارت کربلا نمی رفتند،هر از چند سال یکبار مشرف می شدند، ولی در اینجا باز به جهت ادب و احترام به ائمه معصومین علیهم السلام در نیّت رتبه آنان را بر استاد خویش مقدم می کنند.
3 عدم استفاده حضوری مرحوم حاج شیخ عباس قوچانی از حضرت حداد نه به جهت تکبّر و یا جهل ایشان به مرتبت حضرت حدّاد بوده است، بلکه شاید بواسطه برخی از رموز و مسائل مختفیه بر ما این حضور، صورت پیدا ننموده است و در باطن خود حضرت حداد با تصرف خویش بدون آگاهی حاج شیخ عباس وسایل ترقّی رابرای او فراهم می نمودند.
4 دستور آقای حداد برای خوردن غذاهای مخصوص منافاتی با خوردن غذای دیگر ندارد،زیرا منعی دیگر نسبت به غذای دیگر در کار نیست.