/ 4

توسل به امام زمان علیه السلام و حقیقت انتظار فرج

1
  • توسل به امام زمان علیه السلام و حقیقت انتظار فرج

  •  

توسل به امام زمان علیه السلام و حقیقت انتظار فرج

2
  •    بسم اللَه الرحمن الرحیم

  •  مقاله پیش رو گزیده ایست از فرمایشات حضرت علامه آیت اللَه حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی در کتاب امام شناسی در ارتباط با توسل به امام زمان علیه السلام  و حقیقت انتظار فرج

  • لزوم توسل به امام علیه السلام به منظور رفع حجاب های ظاهری و باطنی

  • مجالس‌ و محافل‌ توسّل‌ به‌ حضرت‌ وليّ عصر بسيار خوب‌ است‌؛ ولی توسّلی که‌ مطلوب‌ و منظور از آن‌ حقّ باشد؛ وصول‌ به‌ حقّ باشد؛ رفع‌ حجب‌ ظلمانی و نورانی باشد؛ کشف‌ حقيقت‌ ولايت‌ و توحيد باشد؛ حصول‌ عرفان‌ إلهی و فناء در ذات‌ اقدس‌ او باشد. اين‌ مطلوب‌ و پسنديده‌ است‌. و لذا انتظار فرج‌ که‌ حتّی در زمان‌ خود أئمّه‌ عليهم‌ السّلام‌ از بزرگترين‌ و با فضيلت‌ترين‌ اعمال‌ محسوب‌ میشده‌ است‌. همين‌ بوده‌ است‌.

  • توسّل‌ به‌ حقيقت‌ ولايت‌ آن‌ حضرت‌ برای کشف‌ حجاب‌ های طريق‌، از افضل‌ اعمال‌ است‌؛ زيرا توحيد حقّ از افضل‌ اعمال‌ است‌. و انتظار ظهور خارجی آن‌ حضرت‌ نيز بواسطۀ مقدّميّت‌ بر ظهور باطنی و کشف‌ ولايت‌ آن‌ حضرت‌ همچنين‌ مفيد است‌؛ و انتظار ظهور خارجی بر اين‌ اصل‌ محبوب‌ و پسنديده‌ است‌.

  • و امّا چنانچه‌ فقط‌ دنبال‌ ظهور خارجی باشيم‌، بدون‌ منظور و محتوای از آن‌ حقيقت‌؛ در اين‌ صورت‌ آن‌ حضرت‌ را به‌ ثَمَنِ بَخْسی فروخته‌ايم‌؛ و در نتيجه‌ خود ضرر بسياری ديده‌ايم‌؛ زيرا مراد و مقصود، تشرّف‌ به‌ حضور طبيعی نيست‌؛ و گرنه‌ بسياری از افراد مردم‌ در زمان‌ حضور امامان‌ به‌ حضورشان‌ میرسيده‌اند؛ و با آنها تکلّم‌ و گفتگو داشته‌اند؛ ولی از حقيقتشان‌ بیبهره‌ بوده‌اند. اگر ما در مجالس‌ توسّل‌، و يا در خلوت‌ به‌ اشتياق‌ لقای او بوده‌ باشيم‌؛ و خداوند ما را هم‌ نصيب‌ فرمايد، اگر در دلمان‌ منظور و مقصود، لقای خدا و حقيقت‌ ولايت‌ نباشد، در اين‌ صورت‌ به‌ همان‌ نحوی به‌ خدمتش‌ مشرّف‌ میگرديم‌ که‌ مردم‌ در زمان‌ حضور امامان‌ به‌ خدمتشان‌ مشرّف‌ میشده‌اند؛ و اين‌ غَبنی است‌ و ضرری است‌ بزرگ‌ که‌ با جِدّ و جَهد و با کدَ و سعی ما به‌ محضرش‌ شرفياب‌ شويم‌، و مقصدی والاتر و بالاتر از ديدار ظاهری نداشته‌ باشيم‌ ـ که‌ در حقيقت‌ اين‌ ديدار برای رفع‌ شک‌ و شبهه‌ از وجود آن‌ حضرت‌ و طول‌ عمر است‌ ـ يا آن‌ حضرت‌ را برای حوائج‌ مادّيّه‌ و يا رفع‌ گرفتاريهای شخصی و يا عمومی استخدام‌ کنيم‌؛ اين‌ امری است‌ که‌ بدون‌ زحمت‌ توسّل‌ برای همۀ افراد زمان‌ حضور امامان‌ عليهم‌ السّلام‌ حاصل‌ بوده‌ است‌.

  • ولی آنچه‌ حقّا ذی قيمت‌ است‌، تشرّف‌ به‌ حقيقت‌ و وصول‌ به‌ واقعيّت‌ آنحضرت‌ است‌. اشتياق‌ به‌ ديدار و لقای اوست‌ از جهت‌ آيتيّت‌ حضرت‌ حقّ سبحانه‌ و تعالی؛ اين‌ مهمّ است‌؛ و اين‌ از افضل‌ اعمال‌ است‌؛ و چنين‌ انتظار فرجی زنده‌ کنندۀ دل‌ها و راحت‌ بخش‌ روان‌ ها است‌ ؛ رَزَقَنَا اللَه وَ ايَاکمْ إنشَاَاللَه بِمُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ.

  • دانستن‌ زمان‌ ظهور خارجی برای ما چه‌ قيميتی دارد ؟ و لذا در اخبار از تفحُّص‌ و تجسّس‌ در اين‌ گونه‌ امور نهی شده‌ است‌.

  •  

  • هدف از ظهور تهذیب نفس می باشد

  • شما فرض‌ کنيد: ما با علم‌ جَفْر و رَمْل‌ صحيح‌ به‌ دست‌ آورديم‌ که‌ ظهور آن‌ حضرت‌ در يک‌ سال‌ و دو ماه‌ و سه‌ روز ديگر خواهد بود. در اين‌ صورت‌ چه‌ میکنيم‌ ؟ وظيفۀ ما چيست‌ ؟ وظيفۀ ما تهذيب‌ و تزکيه‌ و آماده‌ کردن‌ نفس‌ امارّه‌ است‌ برای قبول‌ و فداکاری و ايثار.

  • ما هيمشه‌ مأمور بدين‌ امور هستيم‌؛ و پيوسته‌ بايد در صدد تهذيب‌ و تزکيۀ نفس‌ و تطهير خاطر برآئيم‌؛ چه‌ ظهور آن‌ حضرت‌ در فلان‌ وقت‌، مشخّص‌ باشد و يانباشد؛ وا گر در صدد برآمديم‌ موفّق‌ به‌ لقای حقيقی او خواهيم‌ شد؛ و اگر در صدد نبويدم‌، لقای بدن‌ عنصری و مادّی آن‌ حضرت‌ برای ما اثر بسياری نخواهد داشت‌؛ و از اين‌ لقاء هم‌ طَرْفی نخواهيم‌ بست‌.

  • فلهذا میبينيم‌ بسياری از افرادی که‌ اربعين‌ها در مسجد سهله‌ و يا در مسجد کوفه‌ و يا بعضی از اماکن‌ متبرّکۀ ديگر برای زيارت‌ آن‌ حضرت‌ مقيم‌ بوده‌، و به‌ زيارت‌ هم‌ نائل‌ شده‌اند، چيز مهمّی از آن‌ زيارت‌ عائدشان‌ نشده‌ است‌.

  • و آنچه‌ از همه‌ ذکرش‌ لازمتر است‌، آن‌ است‌ که‌: ظهور خارجی و عمومی آن‌ حضرت‌ هنوز واقع‌

توسل به امام زمان علیه السلام و حقیقت انتظار فرج

3
  • نشده‌ است‌؛ و منوط‌ و مربوط‌ به‌ اسباب‌ و علائمی است‌ که‌ بايد تحقّق‌ پذيرد، ولی ظهور شخصی و باطنی برای افراد ممکن‌ است‌، و به‌ عبارت‌ ديگر: راه‌ وصول‌ و تشرّف‌ به‌ خدمتش‌ برای همه‌ باز است‌، غاية‌ الامر نياز به‌ تهذيب‌ اخلاق‌ و تزکيه‌ نفس‌ دارد.

  • هر کس‌ امروز در صدد لقای خدا باشد، و در راه‌ مقصود به‌ مجاهده‌ پردازد؛ بدون‌ شک‌ ظهور شخصی و باطنی آن‌ حضرت‌ برای او خواهد شد؛ زيرا لقای حضرت‌ حقّ بدون‌ لقای آيتی و مرآتی آن‌ حضرت‌ صورت‌ نپذيرد.

  • راه لقای امام زمان عليه السلام باز است

  • و محصّل‌ کلام‌ آن‌ است‌ که‌: امروزه‌ را تشرّف‌ به‌ حقيقت‌ ولايت‌ آن‌ حضرت‌ باز است‌؛ و مهم‌ هم‌ همين‌ است‌؛ ولی نياز به‌ مجاهدۀ با نفس‌ امّاره‌ و تزکيۀ اخلاق‌ و تطهير باطن‌ دارد، و محتاج‌ به‌ سير و سلوک‌ در راه‌ عرفان‌ و توحيد حضرت‌ حقّ است‌ سبحانه‌ و تعالی، خواه‌ ظهور خارجی و عمومی آن‌ حضرت‌ نيز به‌ زودی واقع‌ گردد، يا واقع‌ نگردد.

  • زيرا خداوند ظالم‌ نيست‌؛ و منع‌ فيض‌ نمیکند؛ و راه‌ وصول‌ را برای افرادی که‌ مشتاقند نبسته‌ است‌.

  • اين‌ دَر پيوسته‌ باز است‌؛ و دعوت‌ محبّان‌ و مشتاقان‌ و عاشقان‌ را لبيّک‌ میگويد.

  • بنابراين‌ بر عاشقان‌ جمال‌ الهی و مشتاقان‌ لقای حضرت‌ او جلّ و علا، لازم‌ است‌ که‌ با قدم‌های متين‌ و استوار در راه‌ سلوک‌ عرفان‌ حضرت‌ بکوشند، و با تهذيب‌ و تزکيه‌، و مراقبۀ شديد، و اهتمام‌ در وظائف‌ الهيه‌، و تکاليف‌ سبحانيّه‌، خود را به‌ سر منزل‌ مقصود نزديک‌ کنند. که‌ خواهی نخواهی در اين‌ صورت‌ از طلعت‌ مُنير امام‌ زمان‌ و قطب‌ دائرۀ امکان‌ که‌ وسيلۀ فيض‌ و واسطۀ رحمت‌ رحمانيّه‌ و رحيميّۀ حق‌ است‌ بهره‌مند و کامياب‌ میگردند؛

  • و از هر گونه‌ راههای استفاده‌ برای تکميل‌ نفوس‌ خود متمتّع‌ میشوند؛ و از جميع‌ قابليّت‌های خدادادی خود برای به‌ فعليّت‌ درآوردن‌ آنها برای وصول‌ به‌ منزل‌ کمال‌ بهره‌ میگيرند.

  • وَفَّقَّنَا اللَه تَعَالَی وَ ايّاکم‌ بِمُحَمَّد وَآلِهِ صَلَّی اللَه عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ.

  • در اينجا بايد سه‌ نکته‌ را در نظر داشته‌ باشيم‌: اوّل‌ آنکه‌: غيبت‌ آن‌ حضرت‌ از جانب‌ ماست‌ نه‌ از جانب‌ ايشان‌ يعنی ما به‌ واسطۀ گناه‌ و انانيّت‌ و استکبار، خود را از زيارتش‌ محروم‌ داشته‌ايم‌ نه‌ آنکه‌ ايشان‌ خود را مهجور و مختفی میدارند، و به‌ عبارت‌ ديگر او از ما غئب‌ است‌ و ما از او غائب‌ نيستيم‌.

  • نکتۀ دوّم‌ آنکه‌: قدرت‌ و علم‌ و احاطه‌ و سيطرۀ آن‌ حضرت‌ به‌ امور، متوقّف‌ بر زمان‌ ظهور نيست‌ بطوريکه‌ قبل‌ از ظهور فاقد آن‌ باشند و پس‌ از ظهور واجد شوند، بلکه‌ در هر دو حال‌ هيمنه‌ و سيطره‌ و احاطۀ تکوينيّه‌ که‌ لازمۀ ولايت‌ کليّه‌ است‌ با آن‌ حضرت‌ است‌؛ ولی قبل‌ از ظهور اين‌ مطلب‌ از انظار مردم‌ و از ادراک‌ عقول‌ و نفوس‌ پنهان‌ است‌؛ و پس‌ از ظهور آشکار میشود.

  • نکتۀ سومّ آنکه‌: قدرت‌ عمليّه‌ و گسترش‌ علميّه‌ و احاطۀ تکوينيّۀ آن‌ حضرت‌ به‌ امور، منحصر در کارهای خير و برّ و احسانی که‌ به‌ نظر ما خير است‌ نيست‌؛ بلکه‌ هيمنه‌ و سيطرۀ بر تمام‌ امور است‌ از خيرات‌ و شرور؛ و به‌ طور کلّی بر هر عمل‌ و بر هر فعل‌ و بر هر موجودی از موجودات‌، زيرا که‌ بر اساس‌ نظام‌ کليّ عالم‌ تکوين‌، عالم‌ سراسر خيرات‌ است‌ و أبداً شرّی وجود ندارد، شرّ امر عَدَمی است‌ و از خدا نيست‌ و از وليّ خدا هم‌ نيست‌؛ و الشّر لَيسَ إلَيک‌.

  • إذَا سَفَرَتْ فِی يَومِ عِيدٍ تَزَاحَمَتْ            ***          عَلَی حُسنِيهَا أبصَارَ کلِّ قَبِيلَة‌

  • فَأروَاحُهُمْ تَصْبُو لِمَعْنَی جِمَالِهِا              ***            وَ أحْدَ اقُهُم‌ مِن‌ حُسْنِهَا فِی حَدِيقَة‌

  • وَ عِندِی عِيديِ کلُ يَومٍ أرَی بِهِ             ***            جَمَالَ مُحَيَّاهَا بِعَينٍ قَرِيَرة‌

  • وَ کلُّ اللَّيالِی لَيْلَةُ القَدْرِ إن‌ دَنَت‌           ***           کمَا کلُّ ايَّامِ اللِّقا يَوْمُ جُمَعةِ

  • وَ سَعْيِی لَهَا حَجُّ بِهِ کلُّ وِقْفَة           ***             ‌ عَلَی بَابِهَا قَدْ عَادَلَتْ کلَّ وَقْفَة‌

  • وَ أيُّ بِلَادِ حَلَّتْ بِهَا فَمَا اَرَاهَا،            ***              وَ فِی عَيْنِی حَلَتْ، غَيْرَ مَکةِ

  • وَ أَيُّ مَکانٍ ضَمَّهَا حَرَمٌ کذَا              ***                أرَی کلَّ دَارٍ أوْ طَنَتْ دَارَ هِجْرَة‌

  • وَ مَا سَکنَتْهُ فَهُوَ بَيْتٌ مُقَدَّسٌ             ***              بِقُرَّةِ عَيْنِی فِيهِ اَحْشَايَ قَرَّت‌

  • وَ مَسْجِديَ الاقْصَی مَسَحِبُ بُرْدِهَا          ***         وَ طِيبی ثَرَی أرْضٍ عَلَيْهَا تَمَشَّيتِ

توسل به امام زمان علیه السلام و حقیقت انتظار فرج

4
  • نَهَارِی أصِيلٌ کلُّهُ إن‌ تَنَسَّمَتْ              ***             أوَائِيلُهُ مِنهَا بِرَدِّ تَحِيَّتِی

  • وَلَيْلِيَ فِيهَا کلُّهُ سَحَرُّا إذَا                ***               سَرَی لِيَ مِنهَا فِيهِ عَروفٌ نُسَيْمَةِ

  • وَ إنْ طَرَقَتْ لَيْلا فَشَهْرِيَ کلُّهُ             ***             بِهَا لَيْلَةُ القَدْرِ ابْتِهَاجاً بِزَورَةِ

  • وَ إن‌ قَرُبَت‌ دَارِی فَعَامِيَ کلُّهُ              ***              رَبِيعُ اعْتِدَالٍ فِی رِياضٍ أرِيضَةِ

  • وَ إن‌ رَشِيَتْ عَنِّی فَعُمْرِيَ کلُّهُ              ***             زَمَانُ الصَّبَا طِيباً وَ عَصْرُ الشَّبِيَة‌1

  • ١ ـ چون‌ در روز عيدی پرده‌ از رخ‌ برگيرد، آنقدر زيباست‌ که‌ برای تماشای جمالش‌ ديدگان‌ تمام‌ قبيله‌ها با هم‌ تزاحم‌ کنند.

  • ٢ ـ و بنابراين‌ أرواح‌ مردم‌ آن‌ قبائل‌ برای ادراک‌ معنای جمال‌ او به‌ سوی او روا آورده‌ و مشتاقانه‌ بدو بگروند، و ديدگان‌ مردم‌ آن‌ قبائل‌ از تماشای زيبائيهای او در باغ‌ و لاله‌زار و در تنعّم‌ به‌ سر میبرند.

  • ٣ ـ و در نزد من‌، عيد من‌ آن‌ روزی است‌ که‌ چهرۀ زيبای او را با چشم‌ تازه‌ و روشن‌ ببينم‌.

  • ٤ ـ و تمام‌ شبهای من‌ شب‌ قدر است‌، اگر او به‌ من‌ نزديک‌ شود، همچنانکه‌ تمام‌ روزهای من‌ ديدار و ملاقات‌، روز عيد و جمعۀ من‌ است‌.

  • ٥ ـ و حرکت‌ من‌ به‌ سوی او حجّی است‌ که‌ برای او کرده‌ام‌. و هر وقوفی بر در خانه‌اش‌، معادل‌ هر وقوفی در مناسک‌ حجّ است‌.

  • ٦ ـ و اگر در شهری از شهرهای خدا وارد شود، در حالی که‌ او در چشم‌ من‌ وارد شده‌ است‌، من‌ آن‌ شهر را غير از مکه‌ نمیبينم‌.

  • ٧ ـ و هر مکانی که‌ او را در برگيرد حرم‌ است‌؛ همچنين‌ هر خانه‌ای که‌ او در آنجا سکونت‌ گزيده‌ است‌، خانۀ هجرت‌ است‌.

  • ٨ ـ و هر جائی که‌ او در آنجا ساکن‌ شود، آنجا بيت‌ مقدس‌ است‌؛ و به‌ جهت‌ روشنی و تازگی چشم‌ من‌ در آنجا همۀ باطن‌ و احشای من‌‌تر و تازه‌ میگردد.

  • ٩ ـ و مسجد الاقصای من‌ محلّکشيده‌ شدن‌ بُرد و ردای اوست‌ بر روی زمين‌، و عطر و گلاب‌ من‌ خاک‌ آن‌ زمينی است‌ که‌ او از روی آن‌ عبور کرده‌ است‌.

  • ١٠ـ اگر در اوائل‌ روز، او جواب‌ سلام‌ و تحيّت‌ مرا بدهد، تمام‌ روز من‌ همچون‌ عصر با فرح‌ و سرور خواهد بود.

  • ١١ ـ و اگر در شبی بر من‌ عبور کند و از بوی نسيم‌ او به‌ مشام‌ من‌ برسد آن‌ شبِ من‌ همه‌اش‌ همچون‌ سحر وقت‌ زنده‌ و بيداری و نَباهت‌ است‌.

  • ١٢ ـ و اگر شبی بر من‌ وارد شود، به‌ واسطۀ آن‌ ورود، تمام‌ آن‌ ماه‌ من‌ از شدّت‌ ابتهاجِ آن‌ ديدار يک‌ شبه‌ و زيارت‌ او در حکم‌ ليلة‌ القدر من‌ است‌.

  • ١٣ ـ واگر به‌ خانۀ من‌ نزديک‌ شود، تمام‌ دوران‌ سالِ من‌ مانند فصل‌ معتدل‌ بهاری ميشود که‌ در باغهای چشم‌ انگيز و با طراوت‌ پيوسته‌ به‌ تنزّه‌ و تتعُم‌ مشغولم‌.

  • ١٤ ـ وا گر از من‌ راضی شود، تمام‌ عمر من‌ از نقطۀ نظر پاکی و پاکيزگی همچون‌ ايّام‌ صباوت‌ و دوران‌ جوانی خواهد بود2

    1. ديوان‌ ابن‌ فارض‌ تائيۀ کبری، أبيات‌ ٣٥٣ به‌ بعد، ص‌ ٨٠و ص‌ ٨١.
    2. امام شناسی ج ٥ ، ص ١٩٠.