اصول
الدليل الثالث: الإجماع ، والدليل الرابع: العقل (تعداد جلدها :23)
توضیحاتاجماع بر برائت در این جلسه از سلسله دروس اصول فقه، با تمرکز بر بررسی حجیت اجماع بهعنوان یکی از ادله برائت مورد تحلیل قرار میگیرد. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تکیه بر دیدگاه آخوند خراسانی، نشان میدهد که اجماع منقول و حتی اجماع محصّل، در صورتی که مستند به دلیل عقلی یا نقلی باشد، کاشف از رأی معصوم نخواهد بود. در ادامه، اقسام اجماع از جمله اجماع عملی و نقلی بررسی شده و اشکالات قاعده لطف در تبیین حجیت اجماع مطرح میشود. همچنین نسبت اجماع با سیره عقلاء و ضرورتهای شرعی تبیین شده و مرز میان احکام ضروری و غیرضروری روشن میگردد. نتیجه بحث این است که اجماع بهتنهایی توان اثبات برائت شرعی را ندارد و نمیتواند دلیل مستقل در اصول فقه محسوب شود.
توضیحاتدلیلیت اجماع بر برائت در این جلسه به نقد مبانی مختلف حجیت اجماع در اصول فقه اختصاص دارد. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با بررسی تقریرهایی مانند قاعده لطف، تلازم عادی میان اجماع و رضایت امام، علم اجمالی به وجود امام در میان مجمعین، و فرض کشف رضایت امام از اجتماع فقهاء، نشان میدهد هیچیک از این مبانی اجماع را دلیل مستقل و قابل اتکا اثبات نمیکند. ایشان توضیح میدهد که بخش مهمی از این استدلالها یا به علم شخصی، یا به تلازمهای اتفاقی، یا به حدسهای غیرقابل تعمیم برمیگردد و بنابراین برای همه فقها در همه اعصار حجیت ندارد. همچنین اجماع منقول بهسبب حدسی بودن و عدم انطباق با معیار «صدق العادل» از نظر ایشان مخدوش است و نمیتواند جایگزین سنت یا دلیل مستقل شرعی شود. در نهایت، اجماع در این مسئله نه دلیل مستقل است و نه کاشف معتبر از قول معصوم، و تنها سیره عقلاییه در اصل برائت باقی میماند.
توضیحاتبرائت عقلی و قبح عقاب بلا بیان در این جلسه به عنوان محور اصلی بحث در اصول فقه بررسی میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین دیدگاه مرحوم آخوند در قاعده قبح عقاب بلا بیان پس از فحص و یأس از دلیل پرداخته و نسبت آن را با قاعده عقلی وجوب دفع ضرر محتمل به صورت دقیق توضیح و تحلیل میکند. در ادامه، اشکال قائلان به احتیاط مطرح میشود که با وجود احتمال ضرر، موضوع برائت از بین میرود، سپس پاسخ مرحوم آخوند و نقد آن از منظر تعارض قواعد عقلی و ملاکات عقلی بیان میگردد. در ادامه، عقل در مقام جعل قواعد و در تعارض با یکدیگر، به تناسب موضوع و موارد عدم بیان یا وجود بیان حکم میکند و نمیتوان یک قاعده را بدون توجه به قاعده دیگر در همه موارد جاری دانست. در نهایت، حدود کارکرد برائت عقلی و نسبت آن با احتیاط و دفع ضرر محتمل روشن میشود.
توضیحاتاجتهاد و شم الفقاهه در این جلسه به روش صحیح ورود به درس خارج و شیوه تقویت قدرت استنباط از نگاه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی پرداخته میشود. ایشان تأکید میکنند طلبه پیش از ورود به درس باید مبانی بحث را از قبل مطالعه کند، خود را در مقام مجتهد فرض کند و به جای اتکای صرف به بیان استاد، به منابع اصلی مراجعه کند و اشکالات احتمالی را مستقل بررسی نماید. همچنین تفاوت نقل روایی در مجلس درس و نقلهای پرسش و پاسخ فردی و تأثیر آن در فهم روایت تبیین میشود. در ادامه نقش فهم تاریخی، شرایط راویان و توجه به روح حاکم بر احکام در شکلگیری شم الفقاهه و اجتهاد واقعی توضیح داده میشود. نتیجه جلسه آن است که اجتهاد صرفاً یک فن فنی نیست بلکه نیازمند فهم عمیق، پیشمطالعه و ادراک روح کلی شریعت است.
توضیحاتبرائت عقلیه و نسبت آن با قاعده قبح عقاب بلا بیان در این جلسه از درس اصول فقه، محور اصلی بحث آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان در ادامه تحلیل دیدگاه مرحوم آخوند، به بررسی قاعده وجوب دفع ضرر محتمل و اشکال به عدم تلازم میان مفسده و ضرر میپردازند. سپس نشان داده میشود که درک عقل از «ضرر» محدود به امور دنیوی نیست و ضرر اخروی در مرتبهای بالاتر و مهمتر قرار میگیرد، بنابراین نمیتوان آن را از دایره حکم عقل خارج دانست. در ادامه، اشکالات وارد بر جمع برخی اصولیان میان این دو قاعده و نیز تقریر مرحوم شیخ در باب احتیاط عقلی بررسی میشود. همچنین نقش فطرت در پرهیز از هلاکت و نحوه مواجهه عقل با شک در تکلیف توضیح داده میشود. حاصل بحث این است که تصویر ارائهشده از تقابل این دو قاعده نیازمند بازنگری دقیقتری در مبانی عقل عملی و مفهوم ضرر است.
توضیحاتقاعده قبح عقاب بلا بيان در شبهات موضوعيه در اين جلسه توسط آيتالله سيد محمدمحسن حسيني طهراني بررسي ميشود و محور بحث، گستره اجراي اين قاعده در شبهات موضوعي و نقش عقل در تعيين منجزيت تكليف است. بحث از اشكال اختصاص اين قاعده به شبهات حكمي آغاز ميشود و سپس ديدگاه عدم جريان آن در موضوعات نقد ميگردد. استاد با تأكيد بر عقلي بودن قاعده، بيان ميكند كه ملاك «بيان» اعم از بيان شرعي و عقلي است و در موارد شك موضوعي نيز فقدان بيان موجب جريان برائت ميشود. در ادامه، تفصيل مهمي ميان شبهات ساده و موارد مورد اهتمام شارع مطرح ميشود؛ جايي كه عقل و عرف به دليل اهميت موضوع، صرف احتمال را منجز ميدانند. نتيجه جلسه اين است كه قاعده برائت در همه شبهات جاري نيست و در موارد حساس، احتياط بر اساس حكم عقل مقدم ميشود.
توضیحاتبطلان سیره عقلائیه در حسن و قبح، این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی مبنای حکم عقل در حسن و قبح و نقد تمسک به سیره عقلاییه میپردازد. دو دیدگاه مطرح میشود: یک دیدگاه که عقل مستقلاً صدق، کذب، ظلم و عدل را در نفس الامر ادراک میکند، و دیدگاه دوم که حسن و قبح را تابع اتفاق عقلا و سیره عقلاییه میداند. سپس استاد نشان میدهد که سیره عقلاییه چیزی جدا از حکم عقل نیست و پشتوانه آن همان ادراک عقلی است. در ادامه با چند اشکال اساسی مانند عدم اتکای به گذشته و آینده، مشکل تعیین ملاک وحدت در اتفاق عقلا، و فرض جامعه دو نفره، استقلال سیره از عقل رد میشود. در نهایت نتیجه میگیرد که آنچه به عنوان سیره عقلاییه شناخته میشود، در واقع چیزی جز ظهور حکم عقل در مستقلات عقلی نیست و تفکیک این دو مبنا قابل دفاع نیست.
توضیحاتقبح عقاب بلا بیان در امور دنیوی در این جلسه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی این نکته میپردازد که ملاک حکم عقلی صرفاً حفظ نظام اجتماعی نیست، بلکه انطباق فعل با فطرت است. ایشان توضیح میدهد که عقل بر اساس فطرت، حسن عدل و قبح ظلم را تشخیص میدهد و حسن و قبح را مستقل از صرف قراردادهای اجتماعی تحلیل میکند و روابط مولا و عبد یا انسانها را نیز بر همین مبنا میسنجد. در این نگاه، حتی اگر اخلالی به نظام اجتماعی رخ ندهد، در صورت مخالفت با جهت فطری، عقاب موجه است و در صورت عدم انطباق، عقاب قبیح خواهد بود. نتیجه آن است که قاعده قبح عقاب بلا بیان در امور دنیوی نیز جاری است، اما معیار آن عقل و فطرت است نه صرف مصلحت نظام.
توضیحاتقبح عقاب بلا بیان در عقاب دنیوی و اخروی در این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تمرکز بر نسبت این قاعده با عدل الهی و ملاکهای حکم عقل بررسی میشود. ابتدا دیدگاه مبتنی بر ملاک حفظ نظام در بنای عقلایی مطرح شده و سپس نقد میشود که عقل در تحلیل حسن و قبح، صرفاً به کارکرد اجتماعی اکتفا نمیکند و معیار اصلی را عدل و ظلم میداند. در ادامه، نسبت این قاعده با افعال الهی در دنیا و آخرت بررسی شده و دیدگاههایی مانند علّیت تکوینی اعمال و نیز تجسم اعمال در قیامت مطرح میشود تا روشن شود در هر دو تحلیل، مسئله قبح یا عدم قبح چگونه فهم میگردد. در پایان جلسه، با رد برخی تقریرها، تأکید میشود که با توجه به ملاکهای بیانشده در قرآن و روایات، امکان جریان قاعده در برخی فروض همچنان قابل دفاع است.
توضیحاتقاعده قبح عقاب بلا بیان در نگاه کمپانی در این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با محور بررسی معنای «تکلیف حقیقی» و نسبت آن با وصول حکم به مکلف تبیین میشود. ایشان با نقل دیدگاه مرحوم کمپانی توضیح میدهد که تکلیف زمانی واقعی و منجّز است که به مرحله بلاغ و وصول برسد و صرف انشاء برای مؤاخذه کافی نیست. سپس پیامدهای این مبنا در قاعده قبح عقاب بلا بیان بررسی میشود؛ از جمله اینکه در فقدان بیان، عقاب بر حکم واقعی وجهی ندارد و بسیاری از فروض عدم وصول به دلیل موانع خارجی مانند از بین رفتن منابع دینی قابل تصور است. در ادامه، ارتباط این قاعده با مستقلات عقلی و نسبت آن با ظلم و عدل روشن میشود و این نکته مطرح میگردد که جعل قاعده در فرض علم به عدم یا عدم نیاز به بیان، لغو خواهد بود. نتیجه جلسه آن است که معیار اصلی در تنجّز حکم، وصول آن به مکلف است نه صرف ثبوت واقعی آن.
توضیحاتقاعده قبح عقاب بلا بیان در این جلسه با تمرکز بر دیدگاه مرحوم کمپانی بررسی میشود و نسبت آن با تنجّز احکام تبیین میگردد. استاد آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح میدهند که مرحوم کمپانی احکام را در صورت وصول، به مرحله حکم حقیقی و منجّز شدن برای مکلف میدانند و در غیر این صورت، مخالفت با آن را مخالفت با مولا نمیشمارند. سپس بحث به قضایای مشهوره در صناعات خمس و نقش آراء عقلا در شکلگیری این قاعده میرسد و تفاوت میان قضایای یقینی و مشهورات بررسی میشود. در ادامه، نسبت عقل عملی و عقل نظری و تأثیر شرایط اجتماعی در شکلگیری احکام عقلایی تحلیل میگردد و نشان داده میشود که بسیاری از داوریهای عقلایی بر پایه حفظ نظام اجتماعی شکل میگیرد. نتیجه جلسه روشن میکند که مبنای قاعده، درک نوعی از عقل عملی و پذیرش عمومی عقلا در شرایط مختلف است.
توضیحاتقبح عقاب بلا بیان در این جلسه محور اصلی بحث است و دیدگاه مرحوم کمپانی درباره قرار دادن آن در زمره مشهورات و آراء محموده بررسی و نقد میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی اقسام قضایای مشهوره از جمله عادیات، استقرائیات، خلقیات و آراء محموده را توضیح میدهد و ارتباط آنها با عقل عملی را روشن میکند. سپس این نکته تبیین میشود که حسن و قبح و از جمله قبح عقاب بلا بیان آیا صرف توافق عقلاست یا پشتوانهای واقعی و عقلی دارد. در ادامه نسبت عقل عملی و عقل نظری بررسی شده و نشان داده میشود که بسیاری از این گزارهها در نهایت به مبانی واقعی و ادراکات عقلی بازمیگردند. در پایان نتیجه گرفته میشود که قبح عقاب بلا بیان یک حکم مستقل عقلی است و نمیتوان آن را صرف اعتبار یا اتفاق اجتماعی دانست.
توضیحاتنقد دیدگاه مرحوم کمپانی درباره قبح عقاب بلا بیان محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا تقریر مرحوم کمپانی از نسبت میان قاعده قبح عقاب بلا بیان و قاعده دفع ضرر محتمل را توضیح میدهد؛ دیدگاهی که بر عدم تلازم میان تکلیف واقعی و استحقاق عقاب تکیه دارد. سپس به بررسی این مبنا میپردازد و با تفکیک مقام ثبوت و مقام اثبات، اشکال میکند که اساساً بحث از تلازم یا عدم تلازم میان حکم واقعی و عقاب در دو ساحت متفاوت مطرح شده است. در ادامه، نقش احتمال تکلیف در مقام اثبات و امکان تنجّز آن بررسی میشود و این ادعا که با نفی استحقاق عقاب، احتمال ضرر نیز از میان میرود مورد نقد قرار میگیرد. همچنین استدلال مرحوم کمپانی بر پایه قاعده لطف تحلیل شده و حدود و مصادیق این قاعده، از جمله عقل و هدایتهای باطنی، تبیین میشود. حاصل بحث این است که احتمال تکلیف در همه موارد فاقد اثر نیست و در برخی موارد میتواند منشأ تنجّز و احتیاط عقلی باشد.
توضیحاتمحور اصلی این جلسه بررسی تقریر مرحوم آقاضیاء عراقی از قاعده قبح عقاب بلا بیان و نقد اشکال دور در نسبت میان این قاعده و قاعده لزوم دفع ضرر محتمل است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا تبیین مرحوم عراقی را مطرح میکند که بر اساس آن، حکومت قاعده قبح عقاب بلا بیان بر قاعده دفع ضرر محتمل به دلیل دور عقلی قابل اثبات است. سپس با تحلیل مبنای مرحوم کمپانی و مرحوم عراقی، ملاک خروج از زیّ رقیت و نقش احتمال تکلیف در سیره عقلایی را بررسی میکند. در ادامه با طرح نمونههای عرفی و اجتماعی، نشان میدهد که در امور مهم، نفس احتمال ضرر میتواند منجّز باشد و عقلاء بر اساس حفظ نظام و جلوگیری از مفاسد، جانب احتیاط را ترجیح میدهند. همچنین اهتمام شارع نسبت به نفوس، اعراض و اموال و جایگاه ادله احتیاط در این حوزه تبیین میشود. نتیجه بحث آن است که در موارد مهم، احتمال ضرر موضوعیت پیدا کرده و میتواند مانع جریان قاعده قبح عقاب بلا بیان شود.
توضیحاتمحور اصلی این جلسه تبیین و بررسی دیدگاه مرحوم نائینی درباره قاعده قبح عقاب بلا بیان و نسبت آن با احتمال تکلیف و وجوب دفع ضرر محتمل است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا میان دو فرضِ عدم جعل حکم واقعی و عدم وصول حکمِ جعلشده تفکیک میکند و توضیح میدهد که مرحوم نائینی برای هر یک ملاک مستقلی در نفی استحقاق عقاب ارائه میدهد. سپس اقسام ضرر، شامل ضرر دنیوی، ضرر اخروی و مصالح و مفاسد مترتب بر افعال، مورد بررسی قرار میگیرد و جایگاه عقل و شرع در هر یک تبیین میشود. در ادامه، بحث از این است که آیا قاعده وجوب دفع ضرر محتمل میتواند بیان محسوب شود یا نه و دیدگاههای شیخ انصاری، مرحوم نائینی و آقاضیاء عراقی در این زمینه تحلیل میشود. نتیجه بحث آن است که احتمال تکلیف در همه موارد یکسان نیست و در موضوعاتی که شارع اهتمام ویژهای به آنها دارد، نفس احتمال میتواند منشأ تنجّز باشد؛ ازاینرو جریان قاعده قبح عقاب بلا بیان محدود به مواردی است که اهتمام شارع به احتیاط در آنها احراز نشده باشد.
توضیحاتقاعده قبح عقاب بلا بیان و نسبت آن با وجوب دفع ضرر محتمل محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در ادامه بررسی دیدگاه مرحوم نائینی، ابتدا تفاوت ضرر دنیویِ متیقن و ضرر دنیویِ محتمل را توضیح میدهند و نقش عقل و شرع را در هر یک بررسی میکنند. سپس به این پرسش میپردازند که آیا احتمال صدور حکم از سوی شارع میتواند مانع جریان قاعده قبح عقاب بلا بیان شود یا خیر و در همین راستا مبنای اخباریان و اصولیان را با یکدیگر مقایسه میکنند. در ادامه، بحث به جایگاه مصالح و مفاسد احکام کشیده میشود و این مسئله بررسی میگردد که آیا عقل به تنهایی میتواند لزوم دفع مفسده احتمالی یا جلب مصلحت احتمالی را اثبات کند. حاصل بحث روشن شدن حدود جریان برائت عقلی و موارد تنجّز تکلیف در نگاه مرحوم نائینی است.
توضیحاتقاعده قبح عقاب بلا بیان محور اصلی این جلسه است و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در ضمن تقریر دیدگاه آیتالله خوئی، مبانی عقلی این قاعده و نسبت آن با قاعده وجوب دفع ضرر محتمل را بررسی میکند. بحث از اینجا آغاز میشود که قبح عقاب بلا بیان از مستقلات عقلیه است و سیره عقلائیه نیز در حقیقت به حکم عقل بازمیگردد. سپس چرایی جعل این دو قاعده عقلی و زمینهای که موجب رجوع عقل به آنها میشود مورد تحلیل قرار میگیرد. استاد با طرح نمونههایی از شبهات بدوی، قبل و بعد از فحص، نشان میدهد که صرف نبودن بیان برای جریان برائت کافی نیست و باید میزان احتمال ضرر و اهمیت مورد نیز سنجیده شود. در ادامه، ادله قبیح بودن عقاب بدون بیان و نقش علم، مخالفت و تجری در استحقاق عقاب تبیین میشود. حاصل بحث روشن شدن مرز میان موارد جریان قاعده قبح عقاب بلا بیان و موارد حاکمیت قاعده وجوب دفع ضرر محتمل است.