پرسش و پاسخ های مربوط به عدل الهی
تعداد: 8کد: 746602/24/2026 00:00:00گروه: اعتقادات
ضمن اینکه از شرایط مرجع تقلید شدن، حلال زاده بودن را هم ذكر میكنند. آيا فرد حرام زاده، حق ندارد مرجع شود، در صورتى كه تقصيرى از جانب او نبوده؟ خواهشا توضيح دهيد. با تشكر از زحمات ارزشمند شما در حق ما.
شکی نیست که شرائط متفاوت در زندگی انسان چه قبل از تولد و چه پس از آن در تمایلات انسان نسبت به اهداف و اموری که به آن می پردازد نقش دارند و بدین جهت است که بسیار تاکید شده قبل از تولد در طول دوران حمل و نیز پس از آن نسبت به امور تربیتی پدر و مادر اهتمام فراوان داشته باشند.
امّا سخن اینجاست که نقش تعیین کننده در همه امور همان اختیار و تصمیم انسان است که حقیقتی است بالاتر و قدرتمند تر و غالب بر جمیع شرائط و ظروفی که فرد در آن شرائط و ظروف به سر می برده است. و اگر این مسئله وجود نداشت تکلیف از ناحیه پروردگار بر آن فرد عبث و لغو خواهد بود.
بلی فرزندی که حتی از نطفه حرام به دنیا آید کدورت ذاتی ندارد و موجودی است که مستعدّ برای هدایت می باشد مانند سایر افراد حتی ممکن است به درجات عالیه برسد و نفس او بواسطه ارتقاء در مراتب بالا تغییر کند و خداوند نیز به هر فردی به میزان قدرت و استطاعت بر عمل از روی اراده و اختیار پاداش خواهد داد.
و امّا مسئله عدم جواز مرجعیّت باید گفت: احراز مرجعیّت تاج افتخاری نیست که شخصی از عدم وصول به آن احساس حرمان و خسران نماید بلکه انسان تا می تواند باید خود را از وارد شدن در این عرصه نگهدارد و بی جهت عهده دار تکالیف و وظائف افراد نشود و بار خود را سنگین نسازد.
کد: 682712/09/2025 00:00:00گروه: اعتقادات
بُعد و دوری از رحمت پروردگار.
کد: 227411/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
سلام علیکم آیا این کلام صحیح است که گناهان سیدها دو برابر مجازات و طاعات آنها دو برابر پاداش دارد؟ با تشکر فراوان
چنین مطلبی از بزرگان نقل نشده است.
کد: 23411/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
سلام عليكم با توجه به اينكه در احاديث وارده يكي از ملاكات تشخيص فرد زنا زاده عدم حب امير المومنين عليه السلام و بغض به ايشان است و عدم حب و ولايت ايشان ورود به جهنم است و ثانيا متولد از زنا در اين امر مخيّر نبوده است؟ و از عدالت خداوند نيست كه انسان را در آنچه بدان مخيّر نبوده است مجازات كند آيا صرف زنا زاده بودن موجب خلود در دروزخ است و يا اينكه آيا اين شخص اين نوع تولد را خود اختيار كرده است؟
تولّد از زنا علّت تامّه برای فساد و تباهی نیست بلکه یکی از عوامل و معدّات آن است مثل سایر علل.
کد: 23311/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
1- به طور مثال بچه ای که معلول یا ناقص به دنیا می آید چه گناهی دارد و عدالت خدا در این جا کجا میرود؟
2- همچنین بچه ای که زنا زاده است چرا باید محدودیتهایی مثل عدم اجتهاد و ... داشته باشد؟ عدالت را نیز در اینجا ثابت کنید. با تشکر
1- خداوند خود می داند که با او چه کند و چه عاقبتی برای او در نظر بگیرد.
2- اجتهاد برای زنازاده اشکال ندارد بلکه به جهت مصالحی نمی توان از او تقلید کرد.
کد: 22611/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
نظام دنیا بر اساس خیر و شر است و اگر ظالمی وجود نداشت دیگر امتحانی نیز معنی نداشت و تکلیفی نبود و هر کس به آن فعلیّت خویش نمی رسید و خوب و بد از هم متمایز نبود. خداوند تکلیف کرده است که در مقابل همین ظالمین بایستید و با آنان برخورد کنید.
کد: 19511/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
به تازگی مشکلی عجیب برایم پیش آمده این است که اعتقادم به وجود خدا را تقریباً دارم از دست می دهم در حالی که دلایلی نیز برای خود دارم از این قبیل که خداوند عادل نیست چرا که مثلاً ما را در زمان غیبت به دنیا آورده و همین باعث گمراهی ما شده و مثل زمان امامان گذشته در دسترس نیست و نمی توانیم مشکلاتمان را حل کنیم و باید به کسانی مراجعه کنیم که اطلاعات کامل ندارند و یا چرا ما را در یک خانواده ی شیعه به دنیا آورده و یک نفر دیگر را در جمعی کافر و همین باعث گمراهی یک فرد می شود پس خدا عادل نیست که این قدر بین بنده هاش فرق گذاشته و مشکلاتی از این قبیل.نمیدونم مشکلم را چه طوری حل کنم و همین امر باعث شده که به عنوان مثال نمازهایم را نخوانم لطفاً راهنمایی دقیق بفرمایید.
پاسخ این پرسش بسیار ساده و روشن است . مگر افرادی که در زمان ائمه علیهم السلام بودند همه به آنها دسترسی داشته اند؟ غیر از تعدادی اندک که در شهر امام بوده اند و تازه در زمان حصر و تقیه نبودند کسی دسترسی نداشت ، افرادی که در شهرهای دور زندگی می کردند ، کی امام را می دیدند؟ و یا مثلاً در زمان امام موسی بن جعفر علیهما السلام سالها آن حضرت در زندان بودند و کسی از ایشان اطلاع نداشت و یا در زمان امام هادی و امام حسن عسگری علیهما السلام غیر از اندکی از شیعیان کسی با آنها ملاقات نداشت زیرا آنها تحت نظر بودند ولی در تمام این موارد ولایت امام علیه السلام بر احوال همه مردم حاکم و غالب و ناظر بود، مگر بین زمان غیبت و حضور برای امام علیه السلام فرق می کند؟ امام که مثل من و شما نیست تا جهت اطلاع بر احوال ما مجبور باشد حضور عینی و فیزیکی در مجامع و محافل داشته باشد. در این صورت او مانند ما خواهد بود نه امام . او از خود شما به شما نزدیک تر است و پیش از آنکه خطوری در ذهن شما پیدا شود او اطلاع دارد و پیش از آنکه اراده بر انجام کاری بنمائید او خبر دارد ، آن وقت چگونه تصور می کنید که وجود ما در زمان غیبت موجب نقصان کمالی ما خواهد بود؟!
و بر این اساس تولد و نشو و نمای یک فرد در اجتماع شیعی یا در بلاد کفر نیز توجیه پیدا می کند و خداوند برای او نیز پرونده خاصّ خود را قرار داده است . همین که شما به امام علیه السلام توجه کنید مشمول نظر و لطف او خواهید بود .
کد: 17611/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
سؤالاتی دربارۀ تناسخ دارم که جوابی برای آنها نیافتهام. ممنون میشوم اگر بهطور جامع یا مختصر به آنها پاسخ داده شود.
تناسخ معمولاً به معنایی تحریفشده بیان میشود، اما در اسلام مفهوم «رجعت» مطرح است که تفاوتهایی با تناسخ دارد؛ از جمله اینکه در تناسخ، بهشت و جهنم تکذیب میشود. حال اگر تناسخ حقیقی را (حتی با معنایی نزدیک به رجعت) رد کنید، چه پاسخی برای این پرسشها دارید؟
۱. چرا بعضی از انسانها در سنین کودکی میمیرند؟ آیا آنها به بهشت میروند یا جهنم؟ اگر به بهشت بروند، آیا عدالت خدا رعایت شده است؟
۲. چرا یک نفر در خانوادهای ثروتمند، باایمان و با موقعیت اجتماعی بالا به دنیا میآید و دیگری در میان خانوادهای فقیر و در محیطی مملو از بیایمانی، دزدی و قتل؟ آیا این دو به صورت یکسان مورد آزمایش قرار گرفتهاند؟
۳. تا چند سال پیش، اخبار از قومی در آفریقا گزارش میداد که برهنه و مثل حیوانات زندگی میکردند و حتی حرف زدن هم بلد نبودند! آنها چطور به بهشت یا جهنم میروند؟
۴. چرا بعضیها نابینا به دنیا میآیند، یا دچار معلولیت ذهنی (جنون) و هر نوع معلولیت دیگری هستند؟ اینها چگونه به بهشت یا جهنم میروند؟
۵. چرا گفته شده که دین اسلام کاملترین دین است و چرا دین از همان ابتدا کامل نبود؟ آیا این موضوع به این معنی نیست که انسان باید کمکم به کمال برسد و با یک بار زندگی کردن، انسانِ کامل نمیشود؟
۶. چرا خدا در آغاز هر سوره بر بخشندگی و مهربانی خود تأکید میکند، در حالی که اینهمه بدبختی، درد، رنج و عذاب در این دنیا وجود دارد؟ تا جایی که بعضیها با دیدن این وضعیت میگویند خدا خوابیده است و نمیبیند! (با توجه به آیۀ ۴۴ سورۀ یونس و آیۀ ۱۶۲ سورۀ آلعمران).
۷. چرا شهرها و خانوادههایی در دنیا وجود دارند که اگر در آنها دنبال خلاف نروی، کشته میشوی؟ (وضعیت آزمایش و تکلیف آنها چگونه است؟)
۸. چرا در بسیاری از آیات قرآن از «بازگشت کافران» به دوزخ سخن به میان آمده است؟ آیا کافران یا مجرمان هماکنون در دوزخ هستند که اگر اصلاح نشوند، دوباره به آن بازگردانده میشوند؟ شاید هماکنون در دوزخ باشند؛ و اگر بازگردانده شدن به دوزخ مطرح باشد، آیا زمین همان دوزخ نیست و این بازگشتها، همان زندگیِ دوباره در دنیا؟ آیا ما مکافات اعمالمان را به شیوههایی خاص پس نمیدهیم؟ مگر نمیگویند «دنیا دارِ مکافات است»، آیا منظور همین نیست؟ (آیات: آلعمران: ۱۶۲، توبه: ۷۳، ابراهیم: ۲۸-۲۹، ص: ۵۵-۵۶، نبأ: ۶، حدید: ۱۵).
۹. معنی و تفسیر این آیات چیست؟ (اسراء: ۶۹، طه: ۵۵، عنکبوت: ۵۴، تکاثر: ۵-۶، انعام: ۲۷-۲۸، مریم: ۷۰-۷۱، اعراف: ۴۱، آلعمران: ۱۲، حدید: ۱۳، یونس: ۴۴، حج: ۶۶).
۱۰. چرا در فرازی از دعای روز اول رجب گفته میشود: «خداوندا! همانا به تو پناه میبرم از اینکه هنگام مرگ از فرمان تو عدول کنم و به تو پناه میبرم از بازگشت به قبرها»؟
۱۱. چرا در آیۀ ۲۸ سورۀ بقره آمده است: «مردگانی بودید، پس شما را زنده کرد، سپس شما را میمیراند، بار دیگر زنده میکند و سپس به سوی او بازگردانده میشوید»؟
بهطور اجمال عرض میشود: اگر دلیل بر تناسخ، کمال روحی فردی است که در دوران گذشته میزیسته است و برای جبران خلافها دوباره روح او به بدن دیگری وارد میگردد، چرا از ابتداء باید این فرد فوت کند تا مجبور شود به بدن دیگری رسوخ نماید؟ درحالیکه ما مشاهده میکنیم تمامی افراد مردهاند و خواهند مرد و دیگر برنمیگردند. روحی که دارای تجربۀ گذشته است، چگونه هنگام تولّد حتی یک حرف و کلمه را نیز نمیفهمد و نمیتواند تکلّم نماید؟
و امّا اینکه چرا افراد در سطوح مختلف از خصوصیّات و مسائل گوناگون زاده و در این دنیا رشد میکنند، باید گفت که لازمۀ چنین دنیایی اینچنین است. دنیا طبق قاعدۀ علل و معلولات بنا نهاده شده است و البته هرکس، به اندازۀ سعۀ وجودی خویش و مسائلی که برای او رخ میدهد پاداش خواهد گرفت. عدالت و لطف پروردگار آنجا مورد مناقشه قرار میگیرد که هیچ اثر و نتیجهای بر این اختلافات مترتّب نشود، درحالیکه مطلب اینچنین نیست؛ پس هر کسی به اندازۀ همان میزان فهم و امکانات و استعداداتی که به او عطا شده است مورد توجّه و تکلیف قرار خواهد گرفت نه بیشتر!