اصول
الدليل الثاني: الروايات - الروایة الأولی: حدیث الرفع (تعداد جلدها :18)
توضیحاتحدیث رفع و دلالت آن بر اصل برائت محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با بررسی فقرۀ «ما لا یعلمون» از حدیث رفع، نحوۀ استدلال اصولیان بر برائت در موارد جهل به حکم شرعی را تبیین میکند. در ادامه، دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی درباره رابطۀ حکم ظاهری، ایجاب احتیاط و استحقاق عقاب بررسی میشود و این پرسش مطرح میگردد که آیا شارع میتواند آثار عقلی مانند استحقاق عقاب را رفع یا جعل کند یا تنها در قلمرو احکام شرعی اختیار دارد. سپس اشکالهای واردشده بر این دیدگاه و پاسخهای مرحوم آخوند تحلیل میشود و نسبت میان حکم ظاهری، احتیاط و مؤاخذه روشن میگردد. بخش پایانی جلسه نیز به نقش عقل در حکم به استحقاق یا عدم استحقاق عقاب و ارتباط قاعدۀ قبح عقاب بلابیان با احکام شرعی اختصاص دارد و مبنای عقلی اصل برائت را توضیح میدهد.
توضیحاتنقد دلالت حدیث رفع بر برائت در این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی این دیدگاه میپردازد که آیا فقره «ما لا یعلمون» میتواند مستند قاعده برائت باشد یا نه. استاد با تحلیل وحدت سیاق در روایت رفع نشان میدهد که همه فقرات نهگانه مانند خطا، نسیان، اکراه، اضطرار و… خارج از اختیار مکلفاند و در نتیجه «رفع» ناظر به رفع مؤاخذه یا آثار تکوینی است، نه جعل حکم برائت. بر این اساس «ما لا یعلمون» نیز به معنای جهل اصطلاحی اصولی (شبهه حکمیه) نیست، بلکه در کنار سایر فقرات، به موارد غیر اختیاری و کشف خلاف در تطبیق برمیگردد. همچنین تفاوت رفع و دفع و نیز آثار وضعی اعمال مورد بحث قرار میگیرد. در نهایت نتیجه جلسه این است که حدیث رفع نمیتواند دلیل مستقلی برای قاعده برائت در اصول فقه باشد و بیشتر ناظر به رفع آثار و مؤاخذه است.
توضیحاتحدیث رفع و مفهوم خطا و نسیان در تکالیف شرعی محور اصلی این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان در ادامه بحث حدیث رفع، این پرسش را بررسی میکنند که آیا خطا و نسیان به معنای جهل و عدم علم است یا به معنای عدم التفات و غفلت در انجام تکلیف. ابتدا با تکیه بر آیات قرآن درباره خطا، نسیان و «لا طاقة لنا به» روشن میشود که بسیاری از این عناوین ناظر به مواردی هستند که مکلف در اثر عدم توجه یا سهلانگاری دچار ترک وظیفه میشود. سپس دیدگاه علامه طباطبایی درباره غیر اختیاری بودن خطا و نسیان و توجیه آن به مقدمات اختیاری بررسی و نقد میشود. در ادامه، با استفاده از روایات، بهویژه روایت احتجاج و حدیث رفع، توضیح داده میشود که مراد از رفع، مواردی است که در آنها یا اکراه و اضطرار وجود دارد یا ترک تحفّظ و اهتمام باعث وقوع خطا شده است. نتیجه جلسه این است که حدیث رفع ناظر به مطلق جهل ساده در شبهات نیست، بلکه به مواردی مربوط است که عدم التفات و سستی در حفظ تکلیف در آن نقش داشته باشد و همین نکته در فهم درست برائت اصولی اثر مستقیم دارد.
توضیحاتتحلیل حدیث رفع و نقد دیدگاه آقاضیاء عراقی در این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی معنای رفع و نسبت آن با جهل، اکراه و اضطرار میپردازد و محور اصلی آن تبیین سیاق حدیث رفع است. در ادامه بحث، تفاوت «عدم التفات» با صرف جهل، و اینکه «ما لا یعلمون» ناظر به غفلت و فقدان توجه است نه صرف ندانستن، تحلیل میشود و نسبت آن با امکان احتیاط در موارد علم و جهل بررسی میگردد. همچنین دیدگاه آقاضیاء در تفکیک رفع و دفع و اینکه برخی فقرات حدیث به «ما» و برخی به خود صفات مانند حسد و طیره برمیگردد، مورد نقد و بررسی قرار میگیرد. در پایان، تبیین میشود که خطا و نسیان بیش از آنکه به خود حکم یا فعل نسبت داده شوند، به آثار مترتب بر عمل بازمیگردند و این نکته در فهم کارکرد حدیث رفع نقش اساسی دارد.
توضیحاتحدیث رفع و نقد آراء آقاضیاء عراقی در این جلسه به بررسی دقیق مبنای ایشان درباره متعلق رفع در حدیث رفع اختصاص دارد. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه آقاضیاء را درباره اینکه رفع در فقرات مختلف حدیث گاهی به «ما» و گاهی به نفس عناوین مانند خطا و نسیان تعلق میگیرد، توضیح داده و سپس آن را مورد نقد قرار میدهد. در ادامه، بحث سیاق واحد روایات و اشکال تفکیک میان فقرات، همراه با تحلیل غیر اختیاری بودن برخی عناوین مانند حسد، طیره و وسوسه در خلق مطرح میشود. سپس مسئله مهم رفع حقیقی و رفع تنزیلی بررسی شده و نشان داده میشود که در هر دو صورت، رفع در واقع ناظر به آثار و تبعات است نه خود فعل خارجی. در نهایت، این نتیجه گرفته میشود که تفکیکهای مطرحشده در تحلیل آقاضیاء در فهم دقیق ظهور حدیث رفع کافی نیست و نیاز به بازخوانی اصولی دارد.
توضیحاتحدیث رفع و رفع تنزیلی در اصول فقه، در این جلسه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به ادامه نقد دیدگاه مرحوم آقاضیاء عراقی درباره حقیقت رفع در حدیث رفع میپردازند. ایشان ضمن بررسی نظر مرحوم شیخ انصاری درباره نیاز به تقدیر در رفع تنزیلی، به نقد تفسیر آقاضیاء در نفی تقدیر و انتساب رفع به نفس فعل اشاره کرده و بر لزوم توجه به غرض شارع تأکید میکنند. سپس با تبیین تفاوت مجاز و کنایه، نقش دقیق فهم الفاظ در تحلیلهای اصولی روشن میشود. در ادامه، قاعده امتنان و حدود آن بررسی شده و بیان میگردد که حدیث رفع تنها احکامی را برمیدارد که موجب ضیق ابتدایی مکلفاند، نه مواردی که رفع آنها خود منشأ حرج یا تغییر در اصل تکلیف است. همچنین نسبت احکام اولیه، خطا و نسیان و نقش غرض شارع در تعیین دایره رفع تبیین میشود.
توضیحاتحدیث رفع و ایجاب احتیاط در این جلسه به بررسی و نقد دیدگاه مرحوم آقاضیاء عراقی درباره نقش ایجاب احتیاط و استحقاق عقوبت پرداخته میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا این مبنا را که احتیاط ذاتاً موجب کلفت مکلف است نقد میکند و نشان میدهد در بسیاری از موارد احتیاط نه حرجی است و نه خارج از توان عرفی. سپس بحث به این میرسد که آیا استحقاق عقوبت از مستقلات عقلیه است یا قابل رفع و جعل شارع است و در اینجا اشکالاتی بر تفکیک عقلی بودن آن مطرح میشود. در ادامه با مثالهایی از شبهات فقهی و رفتار عرفی مکلف، تفاوت میان الزام تکلیف و احساس واقعی حرج توضیح داده میشود. نتیجه جلسه این است که تفسیر آقاضیاء از حدیث رفع در انحصار مرفوع بودن ایجاب احتیاط، با اشکالات جدی روبهروست و نیاز به بازنگری دارد.
توضیحاتحدیث رفع و حکم واقعی در این جلسه از سوی آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با محور نقد ادله مرحوم آقاضیاء عراقی بررسی میشود. در این بحث، نسبت میان حکم عقل در استحقاق عقوبت و مفهوم تنجّز تکلیف تحلیل میشود و روشن میگردد که مؤاخذه از ذاتیات تکلیف نیست. سپس اشکالات وارد بر ادله مرحوم عراقی درباره عدم رفع حکم واقعی در حدیث رفع از منظر تنجّز، فعلیت و ایجاب احتیاط بررسی میشود. در پایان نتیجه گرفته میشود که حدیث رفع به رفع حکم واقعی به صورت مطلق دلالت ندارد و بیشتر ناظر به رفع تنجّز یا فعلیت در برخی موارد است. این جلسه همچنین به نقد دیدگاههایی میپردازد که ایجاب احتیاط را منشأ رفع حکم واقعی دانستهاند و تفاوت میان انشاء، فعلیت و تنجّز را تبیین میکند. با تأکید بر استقلال حکم عقل در این مباحث.
توضیحاتحدیث رفع از دیدگاه نائینی در این جلسه با تمرکز بر تبیین معنای «رفع» و تفکیک فقرات روایت بررسی میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح میدهد که مرحوم نائینی در فقرات پنجگانه حدیث رفع، رفع را به معنای سلب اثر از مقتضی حکم میداند، نه نفی اصل حکم واقعی. در ادامه، بحث به تحلیل مفهوم «مقتضی حکم» در ارتباط با شرایط مکلف، مصالح و مفاسد نفسالأمری و نحوه جعل حکم در مقام انشاء کشیده میشود و نسبت آن با احتیاط و تنجّز روشن میگردد. سپس تفاوت نگاه به جعل اولی و متمم جعل و نقش قیود در موضوع حکم بررسی میشود و این نکته توضیح داده میشود که بسیاری از اختلافات در حکم اولی و ثانوی، بیشتر جنبه اصطلاحی دارند. در نهایت، جلسه نشان میدهد که فهم دقیق رابطه اراده الهی، تکوین و تشریع، کلید حل برداشتهای نادرست از معنای رفع است.
توضیحاتحدیث رفع و بررسی متمم جعل در قیود احکام، محور اصلی این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است که در آن نسبت میان حدیث رفع و نظریه مرحوم نائینی درباره امکان یا عدم امکان دخالت قیود متأخر در خطاب اول بررسی میشود. ابتدا تفکیک میان مقام انشاء و مقام تنجز مطرح میگردد و این بحث توضیح داده میشود که آیا میتوان قیودی مانند قصد تقرب یا شرطیتها را از ابتدا در خطاب اول لحاظ کرد یا نیاز به متمم جعل است. سپس اشکال دور و تحلیل آن در کلام نائینی نقد میشود. در ادامه، با تمرکز بر عبارت «رفع ما لا یعلمون»، روشن میگردد که بحث حدیث رفع ناظر به مقام تنجز و جعل حکم ظاهری است، نه دخالت علم و شک در اصل جعل حکم واقعی. نتیجه جلسه رفع خلط میان دو مقام و تبیین دقیق نقش حدیث رفع در ترخیص مکلف است.
توضیحاتنقد مبنای متمم جعل در حدیث رفع در این جلسه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی دیدگاه مرحوم نائینی درباره متمم جعل در حدیث رفع میپردازد و نشان میدهد که این مبنا در تحلیل رابطه شک و حکم دچار اشکال است. او با تفکیک مقام انشاء و تنجز توضیح میدهد که حدیث رفع ناظر به مرحله تنجز است نه جعل اولیه و بنابراین نیاز به متمم جعل برای حکم ظاهری ندارد. همچنین اشکال میکند که حکم در مقام جعل از ابتدا مقید به شرایط مکلف است و نمیتوان آن را به صورت کلی جدا از اوصاف مکلف تحلیل کرد. در ادامه چهار اشکال اصلی از جمله تخصیص اکثر و امکان تفسیر ملتفت به جای جعل متمم بررسی میشود و نتیجه میگیرد که مبنای نائینی قابل دفاع نیست. این بحث به روشن شدن جایگاه حدیث رفع در اصول کمک میکند
توضیحاتحضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس سرّه در یکی از جلسات درس خارج اصول بیاناتی درباره حضرت امام زمان علیه السلام ایراد فرمودهاند. ایشان در ابتدا به تواتر روایات مهدویت در منابع شیعه و اهل سنت اشاره کرده و نام کتب متعددی از هر دو مذهب، که به این موضوع پرداختهاند ذکر شده است. استاد با اشاره به ادله عقلی و تاریخی بر وجود و ولادت امام زمان، بیان داشتند که این اعتقاد در زمان غیبت صغری شایع بوده و شیعیان با نواب خاص حضرت ارتباط داشتند. حضرت آیةالله حسینی طهرانی در بخش دیگری از این جلسه، حقیقت ولایت و ارتباط آن با مقام امامت را تبیین کردند و نقش امام به عنوان واسطه بین خلق و خالق و مظهر اسماء و صفات الهی را بیان فرمودند. ایشان موضوع ظهور امام زمان (عج) به عنوان حلقه واسطه بین دنیا و قیامت و تحول معرفتی مردم در آن زمان و دوره رجعت را مورد بحث قرار دادند. استاد در پایان، به سنخیت بین سالک و وجود حق و همچنین امام و پیغمبر علیهم السلام اشاره کرده و کیفیت تدبیر نظام تکوین در زمان غیبت را توضیح دادند.
توضیحاتحدیث رفع و مسئله تقدیر در مفاد آن محور اصلی این جلسه است که در آن آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به نقد دیدگاه مرحوم نائینی میپردازد. ایشان توضیح میدهد که نائینی تقدیر را تنها در فرض رفع حقیقی لازم میداند و در رفع تشریعی آن را بینیاز از تقدیر میشمارد. در این درس این تفکیک مورد بررسی قرار میگیرد و نشان داده میشود که بین رفع تشریعی و اخبار یا انشاء تفاوت ماهوی مؤثری وجود ندارد. همچنین با مثالهایی مانند «لا ضرر» و «لا شک لکثیر الشک» بیان میشود که شارع با نفی موضوع یا اثر، در واقع آثار مترتب را برمیدارد نه اینکه صرفاً گزارش دهد. در ادامه، اشکالات درونی کلام نائینی و مسئله بازگشت رفع به آثار و تقدیر ضمنی تحلیل میشود. نتیجه جلسه این است که فهم درست حدیث رفع بدون توجه به کارکرد عرفی نفی و اعتبار تشریعی کامل نمیشود در استنباط اصولی مهم
توضیحاتحدیث رفع ما لا یعلمون در این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی مورد بررسی قرار میگیرد. در این بحث، محور اصلی فهم معنای «ما لا یعلمون» و نحوه تقدیر در حدیث رفع از نگاه مرحوم آخوند خراسانی است. ایشان سه احتمال مطرح میکند: تعلق «ما» به خود احکام، به موضوعات بهعنوان معنون به حکم، یا اختصاص به شبهات موضوعیه. سپس برتری وجه اول و پیامدهای آن در رفع حقیقی احکام بیان میشود. در ادامه اشکالاتی مانند لزوم تقدیر در صورت حمل بر موضوع و نیز نقدهای آیةالله حکیم بررسی میگردد. استاد نشان میدهد که حتی با پذیرش برخی وجوه، چالش رفع حقیقی همچنان باقی است و ناچار باید به رفع عنایی یا تقدیر در آثار حکم تن داد. نتیجه جلسه تبیین دقتهای اصولی در فهم حدیث رفع و رفع شبهات حکمی و موضوعی است.
توضیحاتما لا یعلمون در حدیث رفع و معنای عدم التفات در این جلسه از نگاه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بررسی میشود. محور بحث این است که آیا «ما لا یعلمون» به معنای صرف جهل به حکم است یا به معنای عدم التفات در هنگام عمل. استاد با نقد اشکال آیتالله حکیم درباره تفاوت رفع حقیقی و تنزیلی، نشان میدهد که سیاق حدیث رفع بر محور منّت و عدم اختیار در همه فقرات شکل گرفته است. سپس توضیح میدهد که علم و جهل بهخودیخود در جعل حکم دخالتی ندارند و آنچه ملاک رفع است، حالت عدم توجه و عدم التفات مکلف در لحظه ارتکاب است. در ادامه، تفاوت خطا، نسیان و «ما لا یعلمون» روشن میشود و نشان داده میشود که این سه، همگی به نوعی به فقدان التفات بازمیگردند. نتیجه جلسه این است که «ما لا یعلمون» در حدیث رفع ناظر به جهل صرف نیست، بلکه به وضعیت عدم توجه عملی مکلف اشاره دارد.
توضیحاترفع حقیقی در حدیث رفع در این جلسه با تمرکز بر نقد دیدگاه مرحوم آخوند درباره «ما لا یعلمون» بررسی میشود. ایشان رفع را در این فقره، رفع حقیقی و ناظر به برداشته شدن تنجّز تکلیف میدانند، نه صرف رفع ظاهری. در مقابل، آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح میدهند که علم و جهل در اصل جعل حکم دخالت ندارند و حکم کلی در مقام انشاء برای همه مکلفان مشترک است و تنها شرط تنجّز، التفات است. بر این اساس، حتی با نبود التفات، اصل وجوب یا حرمت باقی است و آنچه برداشته میشود صرفاً مرحله تنجّز است نه واقع حکم. نتیجه جلسه این است که رفع در حدیث، رفع تنزیلی است نه رفع حقیقی، و بسیاری از اشکالات در نسبت دادن اثر به علم و جهل روشن میشود.