403

جلسه ۴۰۳

13837
مشاهده متن

پدیدآورآیت‌اللَه سید محمدمحسن حسینی طهرانی

گروهاسفار

مجموعهالمرحلة 2- فصل 1 و 2: تحقيق الوجود بالمعنى الرابط؛ أن الوجود علة...


توضیحات

فصل (2) في أن الوجود علة أي وجه يقال إنه من المعقولات الثانية و بأي معنة يوصف بذلك‏
تنبيه
فصل 8 ـ المعدوم لا یعاد 2 ـ ص 355 سطر 6 الی سطر 9

/11
پی دی اف پی دی اف موبایل ورد صوت

جلسه ۴۰۳

1
  • درس چهارصد و سوم

  • بررسی کیفیت حقیقت وجود در دو ظرف خارجی و ذهنی (1)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • تَنبیهٌ:

  • وَ لَعلَّکَ عَلَى هُدًى مِن فَضلِ رَبکَ فی تَعرُّفِ حالِ مَراتبِ الأکوان‌ِ

  • فی الکَمالِ و النَّقصِ و تَحَصُّلاتِ الأشیاءِ فی القوةِ و الضَّعفِ و المَتانةِ و القُصورِ فَعلیکَ أن تَدفعَ بِهذا عاراً عَظیماً یَتوهَّمُ القاصِرونَ عَن غایاتِ الأنظارِ ورودَهُ عَلَى أولیاءِ الحِکمةِ و أئِمةِ العلمِ و تُمیطُ بِهِ الأذَى.1

  • تتمۀ بحث راجع به کیفیت حقیقت وجود در دو ظرف خارجی و ظرف ذهنی [یعنی] وجود خارجی و وجود نفسی و ذهنی بود. اگر نظر رفقا باشد إن‌شاء‌الله که هست! عرض شد که دو سبک وجود داریم؛ یک وجود اعیان خارجی بِما هوَ خارجٌ عَنِ الذِّهن و یک اعیان خارجی نفسی بِما هوَ فی الذِّهن و این دو سبک از وجود حقیقت وجود را به تمام معنی الکلمه واجد هستند گرچه در کیفیت و تعینش باهم اختلاف دارند. مسئلۀ وجود خارجی مسئلۀ وجود عینی است. البته وجود خارجی اعم از وجود ملکی و یا وجود ملکوتی، وجود مجرد یا وجود مادی هردو در تعبیر عین خارجی قرار دارند و این مسئله هم صحبت شد که هرچه وجود به مرتبۀ تجرد نزدیک‌تر بشود حصۀ او از وجود حقیقی و واقعی بیشتر است تا به وجود مجرد اطلاقی برسد که آن وجود، غناء ذاتی و قیومیت ذاتی دارد و به عبارت دیگر وجود فی نفسِه و لِنفسه و بِنفسه دارد. درمقابلش وجود جواهر و اعراض هست که این وجود، وجود فی نفسِه و لِنفسه و بِغیره هست یا وجود فی نفسِه و لِغیره هست که وجود اعراض باشد.

  • مسئله‌ای در وجود تحقق وجود رابطی پیش آمد که در آنجا وجود لِغیره و بِغیره مورد بحث قرار گرفت و اشکالی که در آنجا مطرح شد و عرض شد که وجود رابطی به‌عنوان رابط، نه به‌عنوان وجود محمولی و وجود ناعتی بلکه به‌عنوان وجود حرفی تحقق خارجی ندارد بلکه صرف اعتبار ذهن در تحقق یک نسبت است. وقتی که بین دو چیز نسبتی برقرار می‌شود ذهن برای آن نسبت یک وجودی قائل است که از این قبیل مسئلۀ فوقیت، تحتیت، وجود و وجود اعراض نِسَبی در اینجا مطرح شد که البته مرحوم آخوند در این جلسه می‌خواهند این مسئله را مطرح کنند و برای این قضیه یک نحوه اثبات وجود عینی قائل بشوند.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 338.

جلسه ۴۰۳

2
  • در آنجا این مسئله مطرح شد که در وجود حرفی فقط ذهن یک اعتباری را خلق می‌کند اما آیا این اعتبار در خارج هم وجودی دارد یا ندارد، بعضی‌ها با زحمت و با اشکال در مقام اثبات وجود هستند. یعنی فرض کنید ربط بین زید و حرکت از بصره یا بین زید و وصول به کوفه، صرف‌نظر از زید و کوفه و همان منطقه و نقطۀ وصول، یک وجود دیگری در اینجا مطرح است که به آن وجود حرفی گفته می‌شود و او عبارت از انتساب این مطلب و انتساب شروع به زید است که به آن معنای حرفی و ابتدایی و رابط در اینجا اطلاق می‌شود و مرحوم صدرالمتألهین برای این نحوه از وجود و به تبع ایشان بسیاری از حکماء مانند حکیم سبزواری و مرحوم ملاّعلی نوری و امثال‌ذلک قائل به وجود عینی و وجود خارجی رابط هستند و برای حرف و معانی حرفیه وجود قائل‌ هستند اما اسم این وجود را وجود ضعیف و قاصر می‌گذارند و وجود غیر مستقل می‌شمارند.

  • وجود مساوی با تعین

  • راجع به این مطلب به‌نظر می‌رسد که در بحث‌های گذشته اگر در نظرتان باشد مفصل عرض شد و در آنجا عرض کردیم که وجود مساوی با تعین است و در هرجا که وجود باشد در آنجا تشخص و استقلال هست. بله، ممکن است حقیقت آن وجودِ مستقل، عین ربط باشد و بلکه همۀ حقایق موجودات خارجیه عین ربط و اتصال است و لولا اتصال به مبدأ هیچ اثری از تعین و از تحقق وجود خارجی نیست. در این مسئله جای بحثی نیست اما صحبت در این است که صرف‌نظر از این اتصال آیا ما در حقایق خارجی چیزی به نام وجود رابط داریم یا نداریم؟ یا اطلاق وجود بر وجود رابط اطلاق اعتباری، انتزاعی، وضعی و جعلی است؟ در اینکه حقیقت همۀ اشیاء همان حقیقت رابط است شکی نیست یعنی نفس ربط در اینجا عبارت از تحقق خارجی است ولی اگر در یاد رفقا باشد این مطلب را یک‌قدری باز کردیم و شکافتیم و معنای رابط بودن حقایق خارجی را با مبدأ هستی توضیح دادیم و یک‌یک آن مواضع و نقاط مورد اشارت را در آنجا توضیح دادیم که مقصود از رابط در اینجا چیست و عرض کردیم که آنچه که در خارج تحقق پیدا می‌کند صرف‌نظر از عنایت الهی و نزول حقیقت وجود عبارت از همین کثرات است؛ میز، صندلی، فرش، انسان، سنگ، گچ، دیوار، آسمان، زمین و مجردات بِأقسامه و بِأنواعه صرف‌نظر از آن جنبۀ ربطی قضیه و آن اتصال قضیه [عبارت از کثرات هستند].

جلسه ۴۰۳

3
  • الآن صرف‌نظر از آن مولدی که آمده برق را تولید کرده آیا می‌دانید مبدأ این چراغی که الآن روشن است کجاست؟ کسی خبر ندارد. بالأخره این برق مشخص است و وجدانی ما است. این کلید را بزنیم چراغ خاموش می‌شود و وقتی کلید را بزنیم چراغ روشن می‌شود. دلیل این تحول چیست؟ چه چیزی در اینجا تحقق پیدا کرد که وقتی کلید را زدید نور وجود ندارد و وقتی کلید را زدید [نور وجود دارد]؟ پس معلوم می‌شود یک مسئله‌ای تحقق پیدا کرده گرچه شما نمی‌بینید و احساس نمی‌کنید. بله، دستگاهی هست که وقتی آن دستگاه را به برق بزنند ولتاژ برق را نشان می‌دهد. این حرکت عقربه که از اینجا به اینجا آمد دلیل بر این است که یک چیزی در او وجود دارد. اگر عدم در این سیم‌ها و در این پریز وجود داشت دیگر عقربه از اینجا حرکت نمی‌کرد بیاید سر 220 بایستد و عقربه سر جایش می‌ایستاد. پس معلوم است که یک چیزی در اینجا هست. حالا آن چیزی که بالأخره ما با احساس و با قیاسات خودمان و با هرچه کشف از تحقق او می‌کنیم او عبارت از یک جریان الکتریسیته‌ای است که این جریان الکتریسیته در این سیم‌ها وجود دارد. آیا شما می‌دانید این جریان الکتریسیته از کجاست؟ ما که نمی‌دانیم. آیا [می‌دانید] این از چه نیروگاهی آمد؟ آیا از نیروگاهی که طرف‌های قزوین است آمد؟ نمی‌دانیم. آیا از نیروگاهی که در شهرهای جنوب است آمد؟ نمی‌دانیم. آیا از نیروگاهی که از همین سدها نشئت گرفته و از آنجا با توربین‌های آبی استخراج شده آمد؟ نمی‌دانیم. منشأ این جریان را نمی‌دانیم ولی وجودش را می‌دانیم.

  • عیناً همین مطلب را در اعیان خارجیه تصور کنید، ما به اینکه اعیان خارجی به چه نحوی از آن عالم اطلاقی به این عالم ناسوتی و به این کثرات آمدند کار نداریم ولی اعیان خارجی را که می‌دانیم جلوی چشممان هست. آقا این آب است داریم می‌بینیم، این فرش است، این کتاب است، این دستگاه است و این سنگ است. این را اطلاع داریم. ما اطلاق وجود را بر همین اعیان خارجی به‌عنوان اطلاق حقیقی می‌کنیم نه اطلاق مجازی یعنی بالحقیقة و بالواقع وجود بر این مسائل اطلاق می‌شود. حالا آیا اینها وجود مستقل دارند یا مستقل بالذات هستند مانند باری تعالی یا نه، اینها مستقل بالذات نیستند بلکه افتقار و احتیاج ذاتی به یک مبدأی دارند آن یک حرف و مسئلۀ دیگری است. بله، وجودات خارجی افتقار ذاتی دارند و استقلال ذاتی ندارند.

جلسه ۴۰۳

4
  • «اگر نازی کند از هم فرو ریزند قالب‌ها»،1 این احتیاج و افتقار ذاتی موجب صحت سلب اطلاق وجود بر اینها نخواهد شد. شما نمی‌توانید این لفظ وجود را از این حقایق خارجی سلب کنید. وجود یعنی شیئی که در خارج تشخص پیدا کرده خب این‌هم تشخص پیدا کرده، چشم‌بندی که نیست! تشخص پیدا کرده است. حالا این متصل به مبدئی هست و حقیقت و قیام خودش را از مبدأ می‌گیرد. بله، مطلبی هست ولی در اینکه بالأخره خود این یک واقعیت خارجی است در این حرفی نیست و این درست است.

  • حالا سراغ این می‌آییم که ـ چون لازم است این در اینجا صحبت بشود یک برگشتی نسبت به مطلب گذشته کردیم ـ می‌گوییم:‌ حقیقت و ماهیت این وجود عین ربط به آن مبدأ است. معنای این حرف را برای ما توضیح و شرح بدهید و تفسیر و بیان کنید ما نمی‌فهمیم اینکه وجود خارجی عین ربط است با آن حقیقت مفیض، با آن ارادۀ ازلی، با آن مشیت قاهره و با آن نزول نور وجود بسیط در مرائی که به فیض مقدس از او تعبیر می‌آید در مرائی مختلف، این مسئله به چه نحو و به چه کیفیتی است؟ چه مسئله‌ای در خارج تحقق پیدا می‌کند تااینکه این عین خارجی در خارج تحقق پیدا می‌کند؟ چه قضیه‌ای اتفاق می‌افتد؟ به ما بگویید. چه تغییر و تحولاتی در عالم وجود پیدا می‌شود تااینکه الآن این کتاب در خارج تحقق پیدا کرده است؟ بنده در خارج تحقق پیدا کردم، شما در خارج تحقق پیدا کردید، این تغییروتحول از مبدأ فیاض به چه نحو و کیفیتی بوده است؟

  • در برق و الکتریسیته کاملاً مشخص است. وقتی که آن توربین آبی الآن دار‌د می‌گردد یا آن توربین بخار الآن دارد تولید الکتریسیته می‌کند، به‌وسیلۀ سیم‌هایی که بین آن منبع، منبع انرژی و تولید و این چراغ وجود دارد آن حقیقتی که در آنجا تحقق پیدا می‌کند حقیقت ملموس که می‌گویند: اگر شخصی از یک فاصله که حاجز گذاشته‌اند داخل برود و دستش را در آن فضا بکند آن اتمسفر اطراف، او را به زغال تبدیل خواهد کرد! درحالی‌که هنوز دستش را به آن آهن و چیزی نزده است اما همان فضا و آن جریانی که آن جریان در حول‌وحوش آن قطعۀ مسی که می‌خواهد آن الکتریسیته را منتقل بکند قرار دارد اگر شما دستتان را وارد در آن بکنید زغال می‌شوید! [حالا] آن جریان یک واقعیتی است یا عدم است؟ اگر عدم است پس چرا تأثیر می‌گذارد؟ عدم که مؤثر نیست و چیز معدوم که نمی‌تواند مؤثر و تأثیرگذار باشد پس معلوم است که شیء خارجی است.

    1. دیوان بیدل شیرازی، غزل 8:
      به محض التفاتی زنده دارد آفرینش را***اگر نازی کند از هم فرو ریزند قالب‌ها

جلسه ۴۰۳

5
  • حالا چیزی که در آنجا تحقق پیدا کرده ما از باب تشابه از آن تعبیر به آن اصل الوجود می‌کنیم، آن اصل الوجود با انتقالش به سیم‌ها به‌وسیلۀ وسائطی [به اینجا می‌رسد]، حالا در اینجا وسائط داریم ولی در آن اراده و مشیت پروردگار وسائط نداریم. حالا وسائط از خود آن حقیقت وجود نشئت‌گرفته یا نگرفته بالأخره جدای از وجود حق متعال، وجودی که بتواند واسطه باشد و این وجود را به اعیان خارجی مبدل کند نداریم. فقط فرق در اینجا این است که ما در اینجا در انتقال یک الکتریسیته سیم می‌خواهیم که این حقیقتی را که الآن در این مخزن، منبع، وسیله و دستگاه به‌وجود آورده است این حقیقت را بیاید منتقل بکند حالا با جریاناتی و با ترانسفورماتورهایی و با تضعیف‌هایی این کار انجام بشود والاّ آن برقی که از آنجا می‌آید [اگر بدون این تضعیف‌ها باشد] این لامپ را پودر می‌کند و هوا می‌کند! آن یک جریان سه هزار ولتی را که می‌خواهند بیاورند این‌قدر تضعیفش می‌کنند تضعیفش می‌کنند تضعیفش می‌کنند تا به اینجا که به 220 ولت است می‌رسد و این الآن در اینجا تنزل پیدا می‌کند.

  • این جریانی که پیدا می‌شود و تا اینجا می‌آید عبارت از همان حقیقت است و جدا نیست منتها این 220 ولت است و من‌باب‌مثال در آن اصلش شصت هزار ولت بوده است. این سیم‌هایی که دارد از خیابان می‌گذرد اینها شصت هزار ولت جریان برق دارند و تا فاصلۀ سیصد متری اصلاً کسی نباید در آنجا قرار بگیرد چون سرطان به‌وجود می‌آورد! در همان کابل‌ها و دکل‌های بسیار بزرگی که [وجود دارند]. شما یک جریان شصت هزار ولتی را تبدیل به 220 ولت می‌کنید و آن 220 ولت هم با این ترانسفورماتورهایی که دارید و می‌خواهید حالا به این ضبط تبدیل کنید تبدیل به شش ولت و سه ولت می‌کنید. یعنی شصت هزار ولت به سه ولت تبدیل می‌شود! این فاصلۀ عظیم از زمین تا آسمان تحقق پیدا می‌کند تا آن حقیقت کلی با اشتداد وجودی خودش بتواند در خارج این ضبط را راه بیندازد والاّ اگر آن شصت هزار ولت بخواهد یک‌دفعه به این منتقل بشود [آن را پودر می کند] هان!

جلسه ۴۰۳

6
  • در جریان حضرت موسی علیه‌السّلام داریم؛ ﴿وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقٗا﴾1 آن ولت، شصت هزار ولتی وصل شد! خدا گفت که بابا نمی‌توانی بلند شوی بیایی هفتاد نفر هم با خودت راه انداختی آنجا آوردی، خب بیا برویم. خدا این ترانسفورماتور را از وسط راه برداشت!! یک‌دفعه یک برق به آنها خورد و همه دود شدند! آنها که مردند، این‌هم که غش کرد افتاد!! گفت که بابا ﴿إِنۡ هِيَ إِلَّا فِتۡنَتُكَ﴾2 گفت که پدر ما را درآوردی حالا برگردیم به این مردم چه بگوییم؟! می‌گویند که زد همه را کشت!

  • این مسئله که آن حقیقت در اینجا آمده است عیناً این را تمثیل در تحقق اعیان خارجی از آن مبدأ وجود بیاورید، هیچ فرقی نمی‌کند و هیچ هم نترسید و هیچ هول و هراسی هم به خودتان راه ندهید که غیر از این‌هم چیزی نیست. من از این ساده‌تر نمی‌توانم مثالی بزنم که بیان کند این اعیان خارجی چه نحوه هستند. البته یک مبعّدی دارد و بی‌چیز نیست ولی حالا اصلاً آن مبعّد را نمی‌گویم تا اذهان بیخود [درگیر نشوند] ولی حقیقتش این است که این اعیان و اشیاء خارجی به هیاکل متفاوتی که دارند و به سعۀ ظروف متفاوتی که دارند عبارت از همان حقیقت وجود هستند که ولتاژش کم شده است. این خیلی راحت [است]. آن حقیقت وجود که شصت هزار ولتی است در اینها آمده و کم شده است منتها مبعدش در اینجا این است حالا اشاره می‌کنم که آن شصت هزار ولتی با تقسیمش بر اینها مدام یکی‌یکی و تکه‌تکه از آن کم می‌شود یعنی همین دستگاه ضبطی که الآن ولو به‌عنوان شش ولت آمده کار می‌کند باز شش ولت از آن شصت هزار ولت کم کرده است!

  • الآن فرض بکنید آن توربینی که دارد کار می‌کند دارد شصت هزار ولت تولید می‌کند اما این الآن دارد شصت هزار ولت منهای سه تولید می‌کند. یعنی خروجی و آن اورِیج3 بازدم این نیروی مولد الآن شصت هزار منهای سه یا منهای شش است. اگر دستگاه دوم باشد شصت هزار منهای دوازده می‌شود و اگر دستگاه سوم باشد شصت هزار منهای هیجده می‌شود و هَلُمَّ جرّا تا به‌نحوی‌که این‌قدر این وسائط و تجهیزات که یکی دستگاه ضبط است، یکی چراغ است، یکی پنکه است، یکی کولر است، من‌باب‌مثال یکی بخاری برقی است و یکی چراغ منزل است دائماً یکی‌یکی این دستگاه‌ها می‌آیند [چند ولت برق] می‌گیرند می‌گیرند می‌گیرند تااینکه وقتی که آن مولد کار می‌کند در خروجی‌اش دیگر چیزی باقی نمی‌ماند! یعنی چیزی برای این مولد برگشت نمی‌کند.

    1. . سوره اعراف (7) آیه 143. الله شناسى، ج ‌1، ص 315:
      «و موسى هم مدهوش بر روى زمین افتاد.»
    2. . سوره اعراف (7) آیه 155.
      ترجمه: «این کار جز فتنه و امتحان تو نیست.» (محقق)
    3. . Average: میانگین. (محقق)

جلسه ۴۰۳

7
  • الآن می‌گویند که این دستگاه‌های توربین برقی طوری تنظیم شده است که ـ چون به خود دستگاه فشار می‌آورد ـ هر مقدار که مصرف خارجی دارد این دستگاه به همان مقدار برق تولید می‌کند یعنی با آن معدل‌هایی که گذاشته‌اند [میزان تولید برق را کنترل می‌کنند].

  • فرض کنید که الآن یک نیروگاهی را برای یک شهر تعبیه می‌کنند، یک نیروگاه نیروگاه بخاری است و یک نیروگاه گازی است یا نیروگاه اتمی است. [طرز کار] در دستگاه نیروگاه‌های اتمی این است که وقتی که این اتم می‌آید و گرمای عجیب را به‌واسطۀ هسته‌های خودش ایجاد می‌کند آب را که در حول خودش قرار دارد به جریان می‌اندازد و این آب تبدیل به بخار می‌شود باز این برگشتش به همان مولد بخاری است یعنی آب را داغ می‌کند و با آن حرارت زیاد و این بخار شروع می‌کند این توربین‌ها را گرداندن آن‌وقت به هر مقدار که در خارج دستگاه‌ها به آن مقدار کار می‌کنند به همان مقدار سوخت به مخزن این نیروگاه تزریق می‌شود، به هر مقدار که کار می‌کنند مثلاً یک قسمت از شهر دیگر کار نمی‌کند یا من‌باب‌مثا‌ل معظم دستگاه‌ها در شب کار نمی‌کنند اینها به همان مقدار در میزان ورود سوخت در این مخزن تأثیر می‌گذارند. به عبارت دیگر دخل‌وخرج این نیروگاه باید با همدیگر تطبیق کند والاّ فشار به دستگاه وارد می‌شود. این در اینجا این‌طور است. اما در آنجا [عالم حقیقت و معنا] این‌طور نیست یعنی وقتی که آن حقیقت وجود در خارج تمثل پیدا می‌کند چیزی از آن حقیقت وجود کم نخواهد شد و این هذا مِن أعجبِ الأعاجیب! که چطور با این‌همه نقش مخالف و نگارین و مسائل مختلف ذره‌ای از مقام اطلاقی و لاانتهایی او کم نشده است! ولی تمثیلش به این کیفیت است.

  • حالا صحبت ما در این است که آن حقیقتی که الآن در خارج به شکل الکتریسیته وجود دارد این وجودٌ خارجیٌ و حقیقةٌ خارجیٌ غَیرُ مُستقل. چرا استقلال ندارد؟ به‌خاطر اینکه اگر کلید را از آن منبع بزنند دیگر این حقیقت خارجی نیست. شما [کلید] دستگاه را از همان نیروگاه بزنید خاموشش کنید به‌محض اینکه کلید خاموش را زدید الآن این چراغ خاموش می‌شود بی‌برو برگرد و یک ثانیه هم طول نمی‌کشد! این دلیل بر این است که این استقلال ندارد گرچه شما مستقل می‌بینید ولی استقلال ندارد. استقلال برای منبع است آن منبع الآن دارد این را ایجاد می‌کند. اگر این از خودش استقلال داشت آن کلید را می‌زدیم یا نمی‌زدیم این باید کارش را بکند!

جلسه ۴۰۳

8
  • فرض کنید این کلید [خاموش] را می‌زنیم اما این تا فردا همین‌طور روشن است و می‌گوید که این‌قدر که در راه مانده است را فعلاً مصرف کنیم تا ببینیم که چه موقع تمام می‌شود. نه! همین‌که کلید را می‌زنیم یک‌هزارم ثانیه هم نیست [که خاموش می‌شود]. ارتباط بین مبدأ و منبع در هر ثانیه‌ای سیصد هزار کیلومتر است یعنی سیصد هزار کیلومتر در یک ثانیه دارد می‌آید و پنجاه هزار بار فرکانس از این مبدأ تا این مقصد در حال گردش است و این پروتون‌های الکتریسیته همین‌طور دارند می‌روند و می‌آیند. این الآن دارد سیصد هزار کیلومتر را طی می‌کند پس این استقلال ندارد. همین‌که [کلید خاموش را] می‌زنید این تمام می‌شود.

  • عدم استقلال وجودات خارجی

  • وجودات خارجی هم همین‌طور هستند، در وجودات خارجی تا آن فیض نباشد همان‌طوری‌که عرض شد در اصل خلقت فیض است در امتداد وجود هم عین همان فیض باید مستمر باشد. پس این وجودات خارجی هم آنها هم استقلال ندارند.

  • اما صحبت در این است که حقیقت این وجود خارجی عین همان حقیقتی است که از آنجا تنازل پیدا کرده است غیر آن حقیقت یا غیر از این عین خارجی چه چیزی دیگر در اینجا وجود دارد که شما اسم آن را رابط می‌گذارید؟ این صحبت ماست. یعنی آن چیزی که در اینجا به‌عنوان حقیقت خارجی می‌بینیم عبارت از همین کثرات است. همین کثرات عبارت از همین حقایق خارجی غیر مستقل است و اصل و حقیقتش عبارت از همان وجود اطلاقی است. حالا واسطه دارد یا ندارد این حرف‌ها یک مطالب دیگری است که اصلاً ارتباطی به بحث ما ندارد.

  • بله، هزارتا واسطه هم دارد و همۀ مراتب طولی را طی می‌کند که ارتباطی با بحث ندارد. فعلاً بحث در دو نقطه است؛ نقطۀ اول مبدأ و نقطۀ دوم عین خارجی است که داریم می‌بینیم. آهان این [لیوان]! این لیوانی که الآن در دست بنده هست این یک حقیقت دارد که حقیقت مبدئش عبارت از فیاض علی‌الاطلاق است آن حقیقت مبدأ است و یک نقطۀ مقابل دارد که عبارت از همین حقیقت خارجی است، این وجود همین‌که آمده و در دست من هست. و ما بَینهما مُتوسطاة متوسطات هم عبارت از همان عوالم طولیه است که آن عوالم طولیه هم خودش حکم همین را دارد. اگر شما می‌خواهید اسم وجود را بر آن حقیقت بگذارید و بر بقیه اعتباری [بگذارید] پس به این‌هم اعتباری بگویید. شما بگویید که ما اسم برق و الکتریسیته را بر این الکتریسیته‌ای که الآن این لامپ دارد مصرف می‌کند نمی‌گذاریم و ما بر همان شصت هزار ولت می‌گذاریم اصلاً اسم اینها الکتریسیته نیست و نباید اعتنایی کرد. شما اسم برق را روی این بگذار و اسم این را یک چیز دیگر بگذار. ولی اگر واقعاً شما اسم وجود را بر این می‌گذارید که این واقعاً یک وجود خارجی است بسیار خب، منتها این وجود را وجود فی نفسِه و بِنفسِه و لِغیره می‌دانیم که همان جواهر هستند. عیب ندارد هم به این وجود بگویید منتها وجود این وجود فقیر و وجود محتاج و وجود امکانی هرچه می‌خواهید اسم بگذارید و آن وجود را درمقابل وجود غنی، وجود ضروری، وجود واجب، وجود لایتناهی و وجود اطلاقی هرچه می‌خواهید بگذارید.

جلسه ۴۰۳

9
  • بالأخره به هردو وجود گفتید و درست هم گفتید چون هرکدام از اینها وجود فی نفسه دارند و داریم می‌بینیم و احساس می‌کنیم و حقیقتش را داریم ادراک می‌کنیم، پس این رابط این ‌وسط چیست که یک چیزی در اینجا نه آن [مبدأ] است و نه این [عین خارجی] است و یک مسئلۀ دیگری است که نه وجود آن بالذات است و نه وجود واجب است و نه این وجود مرآتی است هیچ‌کدام نیست. یک چیزی در اینجا بین این دو نقطۀ مبدأ و منتها داریم که به آن وجود رابط می‌گوییم. آن وجود رابط، وجود ضعیف و ناقص و ادنیٰ مراتب خست و دنائتِ وجود است با هر عبارتی که می‌خواهید عرض کنید، ولی ما چیزی این وسط نمی‌فهمیم یعنی چیزی از این وجود رابط دستگیرمان نمی‌شود.

  • وجود رابط، وجودی خارجی در عین اعتباری بودن

  • وجود رابط عبارت از یک اعتباری است که معتبر آن اعتبار را در تقابل بین دو شیء انتزاع می‌کند و این دلیل نیست بر اینکه وجود خارجی داشته باشد یعنی درقبال این دو وجود، وجود خارجی داشته باشد. اگر ارادۀ حق می‌دانید که ارادۀ حق همان وجود است که شیء است و اگر اسمش را مشیت حق می‌گذارید آن مشیت حق همان وجود است و اگر اسمش را حرکت می‌گذارید که در آنجا اصلاً حرکتی وجود ندارد. بله، در سیر طولی و مادی حرکت وجود دارد همان‌طوری‌که در کمّ ـ اتفاقاً ایشان بحثش را هم می‌کنند ـ حرکت وجود دارد ولی به حرکت که وجود رابط نمی‌گویند و اصلاً در خود حرکت صحبت است که آیا حرکت وجود است یا وجود نیست و یک امر اعتباری است؟ این مسئله چیست؟

  • تلمیذ: حرکت وجود نیست؟

  • استاد: حالا ببینیم که آیا حرکت خودش یک وجود است یعنی یک وجود مستقل خارجی است یااینکه نه، وجود نیست. بعضی‌ها ممکن است قائل بشوند به اینکه حرکت یک امر اعتباری است. همان‌طوری‌که در نقاطی که شما این نقاط را در کنار همدیگر قرار می‌دهید و از کنار هم قرار گرفتن این نقاط یک دایره در اینجا به‌وجود می‌آید و ترسیم می‌شود، خب هرکدام از این نقاط را بردارید در آن دایره اختلال پیدا می‌شود پس دایره عبارت از وضع نقاطی است که این نقاط در کنار هم به شکل خاص و به یک کیفیت خاصی قرار گرفته است. غیر از این چیز دیگری نیست. حالا در همین دایره به‌جای اینکه این نقاط را درنظر بگیرید یک نقطه را بردارید به حرکت دربیاورید، شما در این حرکت چه کردید؟ شما یک نقطه را در کنار نقطۀ دیگری در آن صورت دایره قرار دادید. حالا جای همان یک نقطه را عوض می‌کنید یعنی مانند آن نقطه را در کنارش می‌سازید و باز مانندش را در کنارش می‌سازید می‌سازید می‌سازید تا این‌قدر این نقطه‌ها متراکم می‌شوند که از یک نقطه یک دایره تشکیل می‌شود.

جلسه ۴۰۳

10
  • وقتی که یک آتش‌گردانه را می‌گردانید، مگر شما از حرکت این آتش‌گردانه در شب یک دایره احساس نمی‌کنید؟! یک دایره که دارد می‌گردد. مگر آن نور چندتا است؟! یک نور که بیشتر نداریم، پس چطور این نور یک دایره را تشکیل می‌دهد؟! درحالی‌که اگر قرار باشد که نور در اینجا باشد دیگر نمی‌تواند در اینجا باشد. اگر آن آتش‌گردان در آنجا باشد دیگر نمی‌تواند در اینجا باشد. این آتش‌گردان در هر ثانیه بلکه در هر یک‌صدم ثانیه باید در یک نقطه ثابت باشد درحالی‌که شما یک حالت پیوسته مشاهده می‌کنید. این حالت پیوسته از کجا آمد؟! آیا این حالت پیوسته عبارت از تحقق یک امر خارجی است یا یک امر ذهنی است؟!

  • ما در خارج دایره نداریم آنچه که داریم در ذهن هست و چون نفس عاجز است از اینکه نقاط مختلفی که این آتش‌گردان در آن نقاط مختلف استقرار دارد را بشمارد و صورت هرکدام از این نقاط را در ذهن خود بسپارد چون از این مسئله عاجز است بین هر نقطه با نقطۀ دیگری اتصال برقرار می‌کند و وقتی اتصال برقرار کرد شما دایره می‌بینید. بنابراین دایره‌ای در خارج وجود ندارد! در خارج فقط یک نقطه وجود دارد. الآن آتش‌گردان در این نقطه هست یک‌صدم ثانیۀ بعد [جایش] عوض شد و [نقطۀ] کناری‌اش شد و یک‌صدم ثانیۀ بعد [نقطۀ] کناری‌اش شد. آنچه که الآن در اینجا تحقق پیدا کرده است عبارت از همان نفس وجود عین خارجی است که آن وجود عین خارجی با تغییری که در وضع خودش به‌وجود آورد اسمش را حرکت می‌گذاریم. یعنی الآن بنده این [لیوان] را از اینجا برمی‌دارم و اینجا می‌گذارم. آیا شما چیز دیگری جز دست من و این لیوان در اینجا می‌دانید یا نه؟ ببینید دست من آمد با این [لیوان] تماس می‌گیرد و این را از اینجا بلند می‌کند و به اینجا می‌آورد. آیا شما چیزی به نام حرکت که نه مربوط به این لیوان باشد و نه مربوط به دست باشد و به دست و این لیوان هم تعلق بگیرد دارید یا ندارید؟!

جلسه ۴۰۳

11
  • حالا راجع به این قضیه فکر کنید إن‌شاء‌الله در جلسۀ بعد [توضیح می‌دهیم]. فقط بحث این جلسه یک مقدار ارتباط مسئلۀ وجود به صورت وجود نفسی بود چون بحث راجع به معقولات ثانی فلسفی است که مرحوم صدرالمتألهین به معقولات ثانی فلسفی لباس وجود پوشاندند و او را داخل در حکمت قرار دادند. ایرادی که بر این مسئله وارد می‌شود و جوابی که مرحوم آخوند در اینجا می‌دهند و می‌فرمایند: وجود دارای مراتب تشکیکی است همان‌طوری‌که به واجب علی الاطلاق، اطلاق وجود می‌شود همین‌طور به ادنیٰ مراتب وجود هم اطلاق وجود خواهد شد. چطور اینکه شما به ماهیت و هیولای مبهمه موجود می‌گویید. همین‌طور به اعراض نسبی هم که وجودشان فقط در نسبت است وجود اطلاق می‌شود و با این وسیله رد اشکالی را می‌شود کرد که بر فلاسفه و بر حکمت متعالیه شده است از اینکه فقط بحث حکمت متعالیه راجع به کیفیت اعیان خارجی از حیث لباس وجود است و ایشان می‌خواهند راجع به این قضیه جواب این مطلب را بدهند. فقط ما خواستیم ارتباط این مسئله را با بحث‌های گذشته برقرار بکنیم. إن‌شاء‌الله تتمۀ مسئله برای جلسۀ بعد بماند.

  • اللهم صلّ علی محمّد و آل محمّد