2

استطاعت حج چیست؟ معیار عرفی توانایی در روایات

سلامتی، امنیت راه و تأمین هزینه سفر و خانواده

14861
مشاهده متن

پدیدآورآیت‌اللَه سید محمدمحسن حسینی طهرانی

گروهفقه

مجموعهحج - استطاعت در حج


توضیحات

استطاعت حج در این بحث به معنای توانایی عرفی برای انجام سفر و اعمال حج توضیح داده می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا با مراجعه به آیات قرآن و کاربرد استطاعت در تکالیف مختلف، نشان می‌دهد که این واژه به قدرت عادی انسان اشاره دارد. سپس تفاوت میزان توانایی با توجه به اهمیت موضوع را بیان می‌کند و از این راه به شرایط سفر حج، مانند سلامتی، امنیت مسیر، توشه و وسیله سفر و نفقه خانواده می‌رسد. تأکید قرآن بر حج و نمونه‌های پذیرش خطر در جهاد و زیارت، پرسشی درباره حدود این توانایی پدید می‌آورد. برای پاسخ، روایات امام صادق درباره سلامت بدن، امنیت راه و امکان سفر با ترکیب پیاده‌روی و سواری بررسی می‌شود. مسیر بحث روشن می‌کند که استطاعت در حج موضوعی عرفی است و شرط سلامت یا داشتن وسیله سفر باید با توان واقعی انجام حج سنجیده شود.

/10
پی دی اف پی دی اف موبایل ورد صوت

استطاعت حج چیست؟ معیار عرفی توانایی در روایات - سلامتی، امنیت راه و تأمین هزینه سفر و خانواده

1
  •  

  • هو العلیم

  •  

  • استطاعت حج چیست؟ معیار عرفی توانایی در روایات

  • سلامتی، امنیت راه و تأمین هزینه سفر و خانواده

  •  

  • سلسله دروس خارج فقه، کتاب الحج، باب استطاعت، جلسه دوم

  •  

  • استاد

  • آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی 

  • قدس‌الله‌سرّه

  •  

استطاعت حج چیست؟ معیار عرفی توانایی در روایات - سلامتی، امنیت راه و تأمین هزینه سفر و خانواده

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  

  • استطاعت حج و معنای عرفی توانایی

  • ﴿وَلِلَّهِ عَلَى ٱلنّاسِ حِجُّ ٱلۡبَيۡتِ مَنِ ٱسۡتَطاعَ إِلَيۡهِ سَبيلٗا﴾.1

  • نسبت به استطاعت، این آیۀ شریفه در مقام بیان یک حکم بدیهی و عادی می‌باشد و استطاعتی که در این آیه هست، مثل همان استطاعتی است که در سایر آیات یا روایات و یا در محاورات استعمال می‌شود.

  • آیه می‌فرماید: «خداوند حج را برای کسی که مستطیع باشد و بتواند به مکه برود واجب کرده است.» مستطیع باشد، یعنی قادر بر اتیان حج باشد. قادر به کسی می‌گویند که واجد شرایط اتیان فعل است؛ مثلاً اگر شخصی بخواهد از قم به طهران برود، از او سؤال می‌کنند: «آیا شما برای رفتن به طهران مستطیع هستید؟» او می‌گوید: «بله.» می‌گویند: «چطور؟» می‌گوید: «خودم ماشین دارم یا اینکه پول دارم و می‌توانم ماشین کرایه کنم و بروم.» بعد سؤال می‌کنند: «حالا که پول داری و یا ماشین داری، حالت برای سفر چطور است؟» او می‌گوید: «مریض نیستم و برای رفتن ایراد و مانعی نمی‌بینم.»

  • تمام اینها مسائل عادی و عرفی است. در مسائل عرفی، استطاعت به‌معنای قدرت بر عمل است و این مطلب را در آیات قرآن هم مشاهده می‌کنیم.

  • تفسیر استطاعت در آیه تقوا

  • مثل آیۀ شریفه که می‌فرماید: ﴿فَٱتَّقُوا ٱللَّهَ ما ٱسۡتَطَعۡتُمۡ﴾؛2 «تا جایی که قدرت و توانایی دارید باید تقوا داشته باشید.» تقوا در مورد محرمات، یعنی باید از اتیان محرّمات کفّ نفس کنید؛ و در مورد واجبات، یعنی باید اهتمام به اتیان عمل داشته باشید؛ و در مورد مکروهات، [یعنی] باید حتی‌الامکان اهتمام به ترک مکروهات داشته باشید؛ و در مورد مستحبات، یعنی باید حتی‌الامکان اهتمام به اتیان مستحبّات داشته باشید؛ و در مورد احتیاط هم یعنی باید در وقت برخورد با شبهات توقّف داشته باشید. این معنای ﴿فَٱتَّقُوا ٱللَّهَ ما ٱسۡتَطَعۡتُمۡ﴾ است. «فإنّ الوقوفَ عند الشّبهاتِ خیرٌ مِن الإقتحامِ فی الهلکاتِ»3؛ این روایت در مورد احتیاط است.

    1. . سوره آل عمران (۳)، آیه ۹۷.
    2. . سوره التغابن (۶۴)، آیه ۱۶.
    3. . وسائل الشیعة، ج ۲۷، ص ۱۰۷.

استطاعت حج چیست؟ معیار عرفی توانایی در روایات - سلامتی، امنیت راه و تأمین هزینه سفر و خانواده

3
  • پس معنای ﴿فَٱتَّقُوا ٱللَّهَ ما ٱسۡتَطَعۡتُمۡ﴾ این نیست که فقط مسئله به واجبات و محرمات برگردد، بلکه در خیلی از موارد شبهات هم واجب است که احتیاط شود و باید وقوف داشت و موارد احتیاط در جاهایی است که قاعدۀ برائت و امثال آن نمی‌آید؛ در آن موارد، وقوف واجب است و بنابراین احتیاط هم همان احتیاط وجوبی است و این می‌شود معنای استطاعت.

  • حدیث استطاعت و مراتب انجام تکلیف

  • یا در روایت: «فإذا أمَرتکم بشیءٍ فأتوا منه ما استطعتم»؛1 «فإذا أمَرتکم بشیءٍ؛ یعنی شیئی که دارای مراتب مختلفی است.»

  • نمونه انفاق و حدود توان مالی

  • فرض کنید در جملۀ «إذا أمَرتکم بالانفاق فأتوا منه ما استطعتم»، هنگامی‌که شما را امر به انفاق می‌کنم، معنایش این نیست که همۀ آنچه از اموال دارید در راه خدا انفاق کنید، [بلکه معنایش این است که آن مقداری می‌توانید انفاق کنید]. ﴿وَلا تَجۡعَلۡ يَدَكَ مَغۡلُولَةً إِلَىٰ عُنُقِكَ وَلا تَبۡسُطۡها كُلَّ ٱلۡبَسۡطِ فَتَقۡعُدَ مَلُومٗا مَّحۡسُورًا﴾2. خداوند در این آیۀ شریفه مقدار انفاق را مشخص کرده است و منظور از ﴿وَلا تَجۡعَلۡ يَدَكَ مَغۡلُولَةً إِلَىٰ عُنُقِكَ﴾ مرتبۀ بخل و مرتبۀ خست است. «فأتوا منه ما استطعتم» در انفاق، یعنی به هر میزانی که می‌توانید انفاق کنید و این آیه اختصاص به زکات و خمس ندارد. مسئلۀ زکات و خمس یک مسئلۀ جدایی است که وجوب است و تعلق وجوب آن به‌مقدار مشخص است.

  • گستره استطاعت در تکالیف گوناگون

  • یا مثلاً در باب عدل این است: «اذا امرتکم بالعدل فأتوا منه ما استطعتم» و یا در جملات: «اذا امرتکم بالعطوفة و الرحمة فأتوا منه ما استطعتم»، «اذا امرتکم بدفع المال فأتوا منه ما استطعتم»، «اذا امرتکم بالعلم فأتوا منه ما استطعتم». در همۀ این موارد، استطاعت یعنی تحمل عرفی و تحمل عادی برای اتیان فعل، «قبل الوقوع فی الحرج»؛ این معنای استطاعت است و این مسئله از همۀ آیات به‌خوبی استفاده می‌شود.

  • تفاوت استطاعت با اهمیت موضوع

  • البته باید به این مطلب هم توجه داشت که با توجه به موقعیّت و اهمّیت موضوع، استطاعت هم متفاوت می‌شود. یک‌وقت استطاعت با توجه به اهتمام شارع، مراتب بالاتری پیدا می‌کند. من‌باب‌مثال، یک‌وقت شما را به جلسه‌ای عادی دعوت می‌کنند که شرکت کردن در آن جلسه و شرکت نکردن تفاوتی نمی‌کند؛  مثلاً انسان را به سمیناری دعوت کردند، انسان می‌رود و شرکت می‌کند و دعوت هم برای این است که جمعیت زیاد بشود؛ چون خیلی از این دعوت‌ها دعوت‌های اعتباری است تا بعداً بگویند: «این مقدار جمعیت شرکت کرد.» اما در آنجا به‌جز یک‌سری مطالب بی‌محتوا، چیز دیگری مطرح نیست. 

    1. . بحار الأنوار، ج‌۲۲، ص ۳۱.
    2. . سوره الاسراء (۱۷)، آیه ۲۹.

استطاعت حج چیست؟ معیار عرفی توانایی در روایات - سلامتی، امنیت راه و تأمین هزینه سفر و خانواده

4
  • لذا بعدازظهر انسان از خواب برمی‌خیزد تا به آنجا برود. یک چایی می‌خورد تا حالش مساعد شود. چایی‌اش را که خورد، با خود می‌گوید: «کار ضروری‌ای ندارم، پس بروم و ببینم چه کسی به آنجا آمده است.» حالا که منظور این است که ببینند چه کسی شرکت کرده است، به ده دقیقۀ آخرش هم برسم کفایت می‌کند.

  • مقایسه حضور در جلسه عادی و مهم

  • اما یک‌وقت انسان به جلسه‌ای دعوت می‌شود که بااهمیت است و مطالب علمی و مهمّی مطرح می‌شود و لذا باید شرکت کند؛ در اینجا اصلاً بعدازظهر نمی‌خوابد و چایی هم اگر آماده نشد، نمی‌خورد و می‌رود. این یک جلسه‌ای است که انسان خود را ملزم می‌بیند که به هر نحوی در آن جلسه شرکت کند.

  • بنابراین ما در موقعیت‌های مختلف می‌بینیم که نفسِ استطاعت حالتش مختلف می‌شود. یا مثلاً در جایی به انسان گفته می‌شود: «اگر توانستید بیایید.» عرف یا عقل تعیین می‌کند که در موقعیت‌های مختلف، خود آن توانستن مختلف است. مثلاً در مورد دوم، عرف می‌گوید: «چرا نیامدی؟ چرا اصلاً خوابیدی؟» پس عرف نسبت به حقیقت استطاعت هم در موارد مختلف، نظرات مختلف و حالات مختلفی دارد.

  • شرایط عرفی توانایی سفر حج

  • از آیات قرآن این استفاده می‌شود که مقصود از استطاعت راجع به حج، قوه و قدرت بر رفتن است؛ یعنی معلوم است که انسان باید به‌نحوی برود تا بتواند در آن سفر زنده بماند. کسی که می‌خواهد به حج برود، هوا که نمی‌تواند بخورد؛ باید یک غذا و قوتی داشته باشد تا در طول سفر بتواند از آن قوت ارتزاق کند. پس این می‌شود یک شرط.

  • سلامتی و قدرت انجام اعمال

  • شرط دوم این است که باید صحّت و سلامتی داشته باشد تا بتواند شرط برای اتیان حج را پیدا کند.

  • امنیت راه و رسیدن به مقصد

  • شرط سوم: اینکه باید تخلیۀ سِرب باشد؛ یعنی راه باید مناسب و امن و امان باشد تا اینکه بتواند برود؛ چون تمام اینها موانع هستند و این هم یک مسئله و مطلب عادی است. کسی که می‌خواهد از جایی به جای دیگر برود، اگر راه امن نباشد و امنیت وجود نداشته باشد، طبعاً به مقصد نخواهد رسید. پس شرط مهم برای اتیان حج، مسئلۀ تخلیه سرب است.

استطاعت حج چیست؟ معیار عرفی توانایی در روایات - سلامتی، امنیت راه و تأمین هزینه سفر و خانواده

5
  • زاد و وسیله سفر در سیره عرفی

  • شرط چهارم این است که زاد و راحله داشته باشد؛ وقتی که مسافت، مسافتی بعید است، معمولاً انسان این مسافت را با راحله و مرکب طی می‌کند و پیاده نمی‌تواند مسافت‌های دور را طی کند؛ چه اینکه دأب و دیدَن افراد بر زمان و عقلا و سیرۀ عقلائیه در این قضیه بود. حال، شارع هم در اینجا می‌فرماید: ﴿وَلِلَّهِ عَلَى ٱلنّاسِ حِجُّ ٱلۡبَيۡتِ مَنِ ٱسۡتَطاعَ إِلَيۡهِ سَبيلٗا﴾. کسی که راه و سبیل برای او هموار است و می‌تواند این راه را به‌راحتی طی کند، باید این راه را برود و باید این حرکت را انجام بدهد.

  • امکان فراهم شدن زاد و مرکب در مسیر

  • این استطاعت، همان استطاعت عرفی و عادی است که شخص برای رفتن به جایی انجام می‌دهد. حال در این استطاعت، آیا شرط است که حتماً زاد و توشۀ جدایی داشته باشد یا اینکه مثلاً اگر بداند که با حرکت او در ضمن این کاروان زاد او هم حاصل می‌شود، کافی است؟ اگرچه الآن در اینجا زاد بالفعل ندارد، ولی بالقوه و بالاستعداد دارد. یا اینکه مثلاً راحله برای او حاصل می‌شود و بالأخره شخصی می‌گوید: «بیا و روی اسب یا شتر من بنشین، تو را هم سوار می‌کنم.» پس راحله در اینجا هم حاصل شد. بنابراین منظور اینکه زاد و راحله حتماً باید وجود فعلی داشته باشد.

  • نفقه خانواده و استطاعت حج

  • پس ﴿مَنِ ٱسۡتَطاعَ إِلَيۡهِ سَبيلٗا﴾، یعنی همان قدرت بر رفتن. از طرف دیگر، مطلب بدیهی است که وقتی عیال انسان واجب النفقه است، چطور ممکن است که انسان این عیال را همان‌طور بدون نفقه یله و رها کند و به حج برود، درحالی‌که آنها نفقه ندارند؟! در این صورت معلوم می‌شود که استطاعت ندارد؛ یعنی عقلا این فرد را بر چنین عملی مذمت می‌کنند که: «چرا بدون قوت و نفقه آنها را یله و رها کردی و رفتی و عیال و خانواده‌ات به زحمت و اذیت افتادند؟!» می‌بینید که این یک مسئلۀ عرفی و عادی است و شارع هم در اینجا آن را تأکید کرده است.

استطاعت حج چیست؟ معیار عرفی توانایی در روایات - سلامتی، امنیت راه و تأمین هزینه سفر و خانواده

6
  • استطاعت عرفی و توهم تکلیف فراتر از توان

  • بنابراین قضیۀ استطاعت در مورد حج مانند سایر موضوعات عرفیه، یک امر مُخترَع از ناحیۀ شارع نیست، بلکه یک موضوع از موضوعات عرفی است؛ منتها شارع آن را بیان کرده است و علت اینکه روات هم از امام راجع به استطاعت پرسیدند، برای دفع این توهم بوده است که اهتمام شارع به مسئلۀ حج خارج از حدّ عرفی است.

  • وقتی که خداوند می‌فرماید: ﴿وَلِلَّهِ عَلَى ٱلنّاسِ حِجُّ ٱلۡبَيۡتِ مَنِ ٱسۡتَطاعَ إِلَيۡهِ سَبيلٗا﴾، آیا این استطاعت به شخص حاجّ متسکعاً1 هم تعلق می‌گیرد یا نه؟ چون بالأخره شخص متسکع هم مستطیع است؛ یعنی شخصی که می‌تواند بأی‌نحو‌ٍ برود، مثلاً با حالت مرض، با حالت مشی، با انواع جراحات و ابتلائات می‌تواند اتیان حج کند، ولو اینکه لعل در حج هم فوت کند.

  • تأکید آیه حج و منشأ تردید در حدود استطاعت

  • در اینجا ممکن است برای خود ما هم چنین مسئله‌ای پیش آید که اگر ما چنین ارتکاز عرفی را نسبت به استطاعت نداشتیم، وقتی که شارع می‌فرماید: ﴿وَلِلَّهِ عَلَى ٱلنّاسِ حِجُّ ٱلۡبَيۡتِ﴾، کسی که ﴿مَنِ ٱسۡتَطاعَ﴾ می‌تواند، آیا این در ذهن ما نمی‌آید که بأیّ‌نحو‌ٍکان ما باید حج را اتیان کنیم؟! این شبهه در ذهن می‌آمد؛ بأیّ‌نحو‌ٍکان ولو اینکه اگر قوت عیال هم وجود نداشته باشد و مریض هم باشد، باید به حج برود.

  • بالأخره تعبیر ﴿ولِلَّهِ﴾ با این تأکید [ذکر شده است]؛ لام در این تعبیر، لام اختصاص و لام ملکیت است؛ یعنی این مسئله در ملک خدا و مختص به خدا است. ﴿عَلَى ٱلنّاسِ﴾، یعنی علیٰ عهدة الناس و علیٰ رقاب الناس، [باید اتیان حج کنند و] این مسئله، خیلی مسئلۀ مهمّی است!

  • حج انجام‌نشده و اهمیت اتیان تکلیف

  • با این نحوۀ از خطاب به وجوب حج برای افراد مکلف که ﴿وَلِلَّهِ عَلَى ٱلنّاسِ حِجُّ ٱلۡبَيۡتِ﴾، ممکن است برای یک شخص شبهه‌ای پیش بیاید که ولو متسکعاً هم باید برود و انجام بدهد؛ همان‌طور که اگر کسی مستطیع بوده و حج برایش واجب شده، ولی حج را انجام نداده، ولو اینکه شخص بداند که در طول راه فوت می‌کند، باید سال بعد برود و اتیان حج کند. این‌قدر این مسئله مهم است که می‌گوید: «تو مستطیع بودی، چرا نرفتی؟! حالا باید بروی ولو اینکه بمیری!»

    1. معنای متسکع در مجمع البحرین
      . مجمع البحرین، ج ۴، ص ۳۴۶:
      «مُتَسَکِّعاً (از ماده سکع) أی بغیر زاد و لا راحلة.»

استطاعت حج چیست؟ معیار عرفی توانایی در روایات - سلامتی، امنیت راه و تأمین هزینه سفر و خانواده

7
  • مقایسه حج با خطرپذیری در جهاد

  • مگر ما در باب جهاد نداریم که هر کس به سمت جهاد حرکت می‌کند، با احتمال جدّیِ وقوع در خطر این جهاد را انجام می‌دهد؟! به امید این نمی‌رود که حلوا بخورد! بالأخره تیری به سرش می‌خورد یا شمشیری به او می‌خورد و ممکن است که بمبی بیندازند و از بین برود؛ یعنی مسئله این‌گونه است که انسان با احتمال خطر نود درصد به جهاد می‌رود.

  • روایات زیارت و پذیرش خطر

  • اگرچه حفظ جان در غیر از موارد مکف‌بها واجب است، ولی در مواردی که تکلیف به اقتحام در معرض هلاکت است، [دیگر حفظ جان واجب نیست.] البته هلاکت یک بار منفی دارد که به‌معنای موت یا فناء است. شارع در آنجا خودش حکم کرده است و جلوتر و پیشاپیش همه به جبهه می‌رود و زخم برمی‌دارد و همۀ اینها [در مسئله هست]. حتی روایات فراوانی هم در این زمینه داریم؛ مثلاً در باب زیارت امام حسین علیه‌السلام داریم:

  • کسی که به زیارت سیدالشهداء می‌رود و احتمال می‌دهد که در بین راه فوت می‌کند و یا برای او قتلی پیش می‌آید، امام علیه‌السلام می‌فرمایند: «مگر شما به طلب جنت حرکت نمی‌کنید؟!»1

  • چون شخص زائر با همین حرکت برای وصول به جنت و بهشت مهیّا شده است، ولو با احتمال خطر باشد. از امام علیه‌السلام سؤال می‌کند که اگر کسی به قصد زیارت حرکت کند و احتمال اینکه کشتی و سفینه غرق شود وجود دارد، حضرت می‌فرمایند: «از همان‌جا این شخص زائر به بهشت می‌رود.»2

  • تعیین استطاعت عرفی در حج

  • خلاصه اینکه این‌طور نیست که همه‌چیز برای زیارت آماده و مهیا و سالم باشد و آدم را باد بزنند و ببرند! لذا در چنین وضعیتی ممکن است برای انسان این شبهه پیدا شود که لعل اینکه حج هم که یک امر واجبی است، از همین قبیل باشد. اینجاست که امام در مقام بیان استطاعت می‌فرمایند: 

  • «مراد از استطاعت، استطاعت عرفی است.»

    1. روایات زیارت امام حسین با وجود ترس
      روایت معاویه بن وهب درباره زیارت با وجود ترس
      . بحارالانوار، ج ‌۹۸، ص ۹، ح ۳۱:
      «عن معاویة بن وهب، عن أبی عبد الله علیه السلام قال: ”قال لی: یا معاویةُ لا تَدَع زیارةَ قبرِ الحسینِ علیه السلام لخَوفٍ؛ فإنَّ مَن تَرَکهُ رأی من الحَسرةِ ما یتَمَنَّی أنَّ قبرَه کان عندَه؛ أما تُحِّبِ أن یرَی الله شَخصَک و سَوادَک فیمن یدعو له رسول الله صلی الله علیه و آله و علی و فاطمةُ والأئمةُ علیهم السلام؟!“»
      روایت زراره درباره امنیت زائر در قیامت
      ؛ بحارالانوار، ص ۱۰، ح ۳۸:
      «عن زرارةَ قال: ”قلت لأبی جعفر علیه السلام: ما تقولُ فیمَن زار أباک علی خوفٍ؟“
       قال: ”یؤمِنُهُ اللهُ یومَ الفَزَعِ الأکبَرِ و تَلَقّاهُ الملائکةُ بالبِشارَة و یقال له: لا تَخَف و لا تَحزَن هذا یومُک الذی فیه فَوزُک.“»
      روایت ابن بکیر درباره پاداش ترس در زیارت
      ؛ بحارالانوار، ص ۱۱، ح ۳۹:
      «عن ابن بُکیرٍ عن أَبی عَبدِ اللَهِ علیه السلام قال: قلت له: ”إنی أنزِلُ الارَّجانَ و قلبی یُنازعُنی إلی قبر أبیک، فإذا خرجتُ فقلبی مُشفقٌ وجلٌ حتی أرجعَ خوفاً من السلطانِ و السَّعاةِ و أصحابِ المسالحِ.“
       فقال: ”یا ابن بکیرٍ أما تُحبُّ أن یراک الله فینا خائفاً؟! أما تعلم أنه مَن خافَ لخوفِنا أظَلَّه الله فی ظل عرشه و کان مُحَدِّثُه الحسین علیه السلام تحت العرش و آمنَه الله من أفزاعِ القیامةِ؛ یَفزع الناسُ و لا یَفزع، فان فَزَع وقَّرَته الملائکةُ، وسکنَت قلبَه بالبشارة.“»
      روایت محمد بن مسلم درباره تناسب پاداش با ترس
      ؛ بحارالانوار، ص ۱۱، ح ۴۰:
      «عن محمد بن مسلم فی حدیث طویل فقال: قال لی أبو جعفر محمد بن علی علیه السلام: ”هل تأتی قبرَ الحسین علیه السلام؟“
       قلت: ”نعم، علی خوف و وَجَلٍ.“
       فقال له: ”ما کان مِن هذا أشدَّ فالثوابُ فیه علی قدر الخوفِ و من خاف فی إتیانه آمَنَ الله روعَتَه یومَ یقومُ الناس لرب العالمین وانصرفَ بالمغفرة و سَلَّمَت علیه الملائکة و زارَه النبی صلی الله علیه وآله و دعا له، وانقَلَبَ بنعمةٍ من الله و فضلٍ لم یمسسه سوءٌ و اتَّبَعَ رضوانَ الله.“»
       ثمّ ذکر الحدیثَ.

    2. دعای امام صادق برای زائران امام حسین
      . بحارالانوار، ج‌ ۹۸، ص ۸، ح ۳۰:
      «عن معاویة بن وهبٍ قال: دخلت علی أبی عبد الله علیه‌السلام و هو فی مصلاه، فجلستُ حتی قَضَی صلاةه فسَمعتُه و هو یُناجی ربَّه و یقول: ”یا من خصَّنا بالکرامةِ و وَعَدَنا الشَّفاعةَ وحَمَّلَنا الرسالةَ و جعلنا ورثةَ الأنبیاءِ و خَتَم بنا الأممَ السالفةَ و خَصَّنا بالوصیة و أعطانا علمَ ما مضی و علم ما بَقی و جعل أفئدةً من الناس تَهوی إلینا، اغفر لی و لإخوانی و زُوّارِ قبر أبی الحسینِ بنِ علی صلوات الله علیهما الذین أنفَقوا أموالَهم و أَشخصوا أبدانَهم، رغبةً فی بِرِّنا و رجاءً لما عندک فی صِلَتِنا و سُروراً أَدخَلوه علی نبیک محمد صلی الله علیه وآله و إجابةً منهم لأمرنا و غیظاً أدخَلوه علی عدونا، أرادوا بذلک رضوانَک.
       فَکافِهم عنا بالرضوان و اکلأهم باللیل والنهار و اخلف علی أهالیهم و أولادهم الذین خُلِّفوا بأحسنِ الخلفِ و اصحَبهُم و اکفِهم شرَّ کلَّ جبّارٍ عنیدٍ و کل ضعیفٍ من خَلقِک أو شدیدٍ و شرَّ شیاطینِ الإنس والجنِّ و أعطِهم أفضلَ ما أَمَّلوا منک فی غُربَتهم عن أَوطانِهم و ما آثَرونا علی أبنائهم و أهالیهم و قَراباتهم.
      اللهم إنَّ أعداءنا عابوا علیهم خَروجَهم فلم ینهَهُم ذلک عن النُهوض و الشُخوص إلینا خِلافاً علیهم، فارحم تلک الوجوهَ التی غَیرَتها الشمس و ارحم تلک الخُدود التی تَقَلَّبَ علی قبر أبی عبد الله علیه‌السلام و ارحم تلک الأعینَ التی جَرَت دُمُوُعها رحمةً لنا و ارحم تلک القلوبَ التی جَزِعَت و احتَرَقت لنا و ارحم تلک الصَّرخة التی کانت لنا، اللهم إنی أستودعُک تلک الأنفس و تلک الأبدان حتی تُرَوّیهم من الحوض یومَ العطش.“
      گفت‌وگوی امام صادق و معاویه درباره ترک نکردن زیارت
      فما زال صلوات الله علیه یدعو بهذا الدعاء و هو ساجدٌ؛ فلما انصرفَ قلت له: ”جعلت فداک لو أن هذا الذی سمعته منک کان لمن لا یعرِفُ الله لظَنَنتَ أن النار لا تَطعَمُ منه شیئاً أبداً، والله لقد تَمنَّیتُ أنی کنت زُرته و لم أَحُجَّ.“
       فقال لی: ”ما أقربَک منه فما الذی یَمنعُک من زیارته؟ یا معاویةُ لا تَدَع ذلک!“
       قلت: ”جعلت فداک فلم أدرِ أنَّ الأمرَ یبلغ هذا کلَّه.“
       فقال: ”یا معاویةُ و مَن یدعو لزوّاره فی السَّماءِ أکثرُ ممن یدعو لهم فی الأرض؛ لا تَدَعهُ لخوفٍ من أحدٍ، فمَن تَرَکه لخوفٍ رأی مِن الحسرةِ ما یتمنَّی أنَّ قبرَه کانَ بیده؛ أما تُحبُّ أن یری الله شَخصَک و سَوادک فیمن یدعو له رسول الله صلی الله علیه و آله؟ أما تحب أن تکونَ غداً ممن تُصافحُه الملائکةُ؟! أما تحب أن تکون غداً فیمن یأتی و لیس علیه ذنبٌ فیتبَعَ بِه؟! أما تُحبُّ أن تکونَ غداً فیمن یصافحُ رَسول الله صلی الله علیه وآله؟!“»

استطاعت حج چیست؟ معیار عرفی توانایی در روایات - سلامتی، امنیت راه و تأمین هزینه سفر و خانواده

8
  • روایات شرایط استطاعت حج

  • در این زمینه روایات متعددی داریم و چون بنای ما بر این است که به‌جای اصل و مطالبی که برخی گفته‌اند، از ابتدا مستقیماً سراغ مطالب ائمه علیهم‌السلام برویم و ببینیم که آنها راجع به این مسئله چه فرموده‌اند، لذا تعدادی از آنها را در اینجا بیان می‌کنیم:

  • روایت امام صادق درباره سلامتی و امنیت و زاد

  • [روایت اول:] عن عبدالرّحمن بن سیابةَ عن أبی‌عبداللَه علیه‌السلام فی قول الله عزّ و جلّ: ﴿وَلِلَّهِ عَلَى ٱلنّاسِ حِجُّ ٱلۡبَيۡتِ مَنِ ٱسۡتَطاعَ﴾: 

  • «مَن کانَ صَحیحاً فی بَدَنِهِ، مُخَلّی سربُهُ، لَهُ زادٌ و راحِلَةٌ، فَهُوَ مِمَّن یَستَطیعُ الحَجَّ.»1

  • تفاوت بیماری مانع حج با بیماری قابل درمان

  • در اینجا حضرت صحت را شرط قرار داده‌اند؛ صحت در بدن برای اینکه بتواند برود. صحت در بدن به این معنا نیست که مثلاً دستش درد نداشته باشد؛ درد دست داشتن ایراد ندارد. صحت در بدن به این معنا است که بتواند حرکت کند و این اعمال را انجام بدهد؛2 ممکن است که شخصی زخم معده داشته باشد و بگوید: «من چون زخم معده و زخم اثنی‌عشر دارم، مشی حج نمی‌روم.» حضرت می‌فرماید: «صحیحاً فی بدنه»؛ نه، این ایرادی ندارد و آن دارویی که اینجا استفاده می‌کند، در آنجا هم استفاده کند. [فرمایش حضرت] یعنی مریض مستلقیاً، یا مثلاً دیسکی و کسی که قدرت بر حرکت ندارد، نباشد.

  • اما کسی که میگرن دارد، هم در اینجا میگرن دارد و هم در آنجا؛ با نرفتن به حج که میگرنش درست نمی‌شود! یا کسی که پایش می‌لنگد و یا امراض دیگر. اینها چیزهایی نیست که مانع از حرکت برای رفتن به حج باشد.

  • امنیت مسیر و توشه سفر در روایت

  • شرط دومی را که حضرت در این روایت بیان می‌کند این است که مخلّی سرب داشته باشد؛ یعنی آمادگی راه و امنیت طریق داشته باشد.

  • شرط سوم: اینکه «له زادٌ و راحلةٌ؛ برای حج زاد و راحله داشته باشد.» و این یک شرط عادی است؛ یعنی زاد داشته باشد برای اینکه غذا بخورد.

    1. . تهذیب الاحکام، ج ۵، ص ۳؛ الکافی، ج ۴، ص ۲۶۷.
    2. روایت پیامد ترک حج با وجود استطاعت
      . تهذیب الأحکام، ج‌ ۵،‌ ص ۴۶۲:
      «عن ذریحٍ المُحاربی عن ابی‌عبدالله علیه‌السلام قال: ”مَن ماتَ و لم یَحُجَّ حجة الاسلام ما یمنعهُ من ذلک حاجةٌ تُجحفُ به أو مرضٌ لا یطیقُ معه الحج أو سلطانٌ یَمنعه فلیَمُت یهودیاً أو نصرانیاً.“ و قال: ”من مضت له خمسُ حِجَجٍ و لم یفِد الی ربّه و هو مُوسِرٌ إنّه لمحرومٌ.“»

استطاعت حج چیست؟ معیار عرفی توانایی در روایات - سلامتی، امنیت راه و تأمین هزینه سفر و خانواده

9
  • دعوت پزشک کاروان و تأمین زاد حج

  • در اینجا حضرت می‌فرماید: «له زادٌ و راحلةٌ»؛ زاد یعنی قوتی که بتواند او را نگه دارد. حالا آیا مقصود این است که این قوت باید همراهش باشد یا نه، منظور از زاد و راحله این است که در این سفر از گرسنگی نمیرد؟! این مسئله بعداً بیان می‌شود. اتفاقاً در زمان مرحوم آقا ( رضوان‌الله‌تعالی‌علیه ) شخصی نزد من آمد و گفت:

  • ـ ما را به‌عنوان پزشک کاروان دعوت کرده‌اند، منتها من مخارج برای زاد را ندارم.

  • گفتم: «همین‌که شما را دعوت کرده‌اند، خودش زاد است؛ تازه غذایت را هم بهتر از بقیه می‌دهند!»

  • در زمان مرحوم آقا ( رضوان‌الله‌تعالی‌علیه ) در آن سالی که ما به مکه رفته بودیم، یکی از همین دوستان پزشک گاهی‌اوقات روزها می‌آمد و بر سر سفرۀ ظهر ما شرکت می‌کرد و می‌گفت:

  • ـ غذایی که به پزشک‌ها می‌دهند با غذای شما قابل مقایسه نیست! و غذایی که در یک جای دیگر می‌دهند، با غذای ما قابل مقایسه نیست!

  • روایت حج با ترکیب پیاده‌روی و سواری

  • [روایت دوم:]‌ در حدیث کنانی از ابی‌عبدلله علیه‌السلام است که حضرت می‌فرمایند: 

  • «و إن کان یقدرُ أن یَمشیَ بعضًا و یرکب بعضًا فلیفعل و من کفَر قال ترَک‌.»

  • ‌1

  • فرض کنید که اگر شخصی می‌تواند حرکت با یک اسب را با دیگری نصف کند و به رفیقش می‌گوید: «تو مسافتی را سوار شو و برو و ما پیاده می‌آییم.» و بعد او سوار می‌شود و رفیقش پیاده می‌آید؛ البته من توضیح می‌دهم. حضرت می‌فرماید: «فلیفعل و من کفَر قال ترَک»؛ قضیه تا اینجاست؛ یعنی در این وضعیت هم انسان باید انجام دهد.

  • توانایی عرفی و سفرهای پیاده

  • حضرت در اینجا می‌فرماید: «و إن کان یقدِرُ؛ کسی که می‌تواند»، نه کسی که نمی‌تواند؛ یعنی توانستن، همین توانستن عرفی است. سابق خیلی‌ها شب‌های چهارشنبه راه می‌افتادند و پیاده به جمکران می‌رفتند؛ البته الآن هم هستند و چند نفری راه می‌افتند و این یکی دو فرسخ را پیاده می‌روند و برگشتن هم پیاده برمی‌گردند و مسئله‌ای هم نیست.

    1. . بحار الانوار، ج ۹۶، ص ۱۱۰.

استطاعت حج چیست؟ معیار عرفی توانایی در روایات - سلامتی، امنیت راه و تأمین هزینه سفر و خانواده

10
  • شیوه سفر حج در گذشته

  • مگر در زمان سابق چگونه به حج می‌رفتند؟! الآن طور دیگری شده است و اگر دو ساعت و نیم تبدیل به سه ساعت شود، صدای مسافرها درمی‌آید که مسافت نیم ساعت زیاد شده است! سابق، چهار ماه یا پنج ماه در راه بودند، اتراق می‌کردند، پیاده می‌رفتند، سوار الاغ می‌شدند، کجاوه‌شان می‌شکست، در راه می‌ماندند و دزدها به کاروان آنها می‌زدند و جریاناتی اتفاق می‌افتاد!

  • اهمیت روایت پیاده‌روی و سواری در فتوا

  • حضرت می‌فرماید که اگر می‌تواند پیاده برود، «یمشی بعضًا و یرکب بعضًا»، این‌قدر پیاده برود تا خسته شود و وقتی که خسته شد، سوار اسب شود و آن شخص دیگر پایین بیاید و کمی راه برود و این روایت مهمی در فتوا است و لذا رفقا باید این روایت را در ذهن داشته باشند!

  • روایت ابوالربیع درباره برداشت مردم از استطاعت

  • [روایت سوم:] ابوالربیع شامی نقل می‌کند: «عن أبی‌الرّبیع الشّامی قال: سُئلَ أبوعبدالله علیه‌السلام عن قول الله عزّوجلّ: ﴿وَلِلَّهِ عَلَى النّاسِ حِجُّ البَيتِ مَنِ استَطاعَ إِلَيهِ سَبيلًا﴾ فقال: ”ما یقولُ النّاس؟“»1

  • حضرت فرمودند: «مردم راجع به مسئلۀ استطاعت چه می‌گویند؟»

  • وقت گذشت [و ادامه بحث از روایت در جلسۀ بعد مطرح می‌شود].

  •  

  • اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد.

    1. . وسائل الشیعة، ج ۱۱، ص ۳۷.