8

استطاعت حج، آیا داشتن مرکب همیشه شرط است؟

نقش اهمیت عبادت در فهم توانایی مکلف

14764
مشاهده متن

پدیدآورآیت‌اللَه سید محمدمحسن حسینی طهرانی

گروهفقه

مجموعهحج - استطاعت در حج


توضیحات

استطاعت حج در این گفتار با توجه به روایات و معنای عرفی توانایی بررسی می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بحث را از روایتی آغاز می‌کند که حج را حتی با پیاده‌روی بخشی از راه واجب می‌داند و برداشت استحبابی از آن را نقد می‌کند. سپس توضیح می‌دهد که ذکر زاد، مرکب، سلامت و امنیت راه در روایات، چگونه می‌تواند بیان مقدمات عقلایی سفر باشد. در ادامه، تفاوت شرایط استطاعت پیش از فوت حج واجب و پس از آن مطرح می‌شود و مقایسه با جهاد، نقش توان حرکت را روشن می‌کند. نمونه حج پیاده و حکم حضور در نماز جمعه، بحث را به تحمل مشقت برای عبادت پیوند می‌زند. در پایان، اهمیت عبادت و هدف تکامل معنوی در فهم عرفی استطاعت برجسته می‌شود تا روشن شود چرا پیش‌فرض‌های رایج درباره راحتی سفر، همیشه معیار مناسبی برای تفسیر حکم نیستند.

/10
پی دی اف پی دی اف موبایل ورد صوت

استطاعت حج، آیا داشتن مرکب همیشه شرط است؟ - نقش اهمیت عبادت در فهم توانایی مکلف

1
  •  

  • هو العلیم

  •  

  • استطاعت حج، آیا داشتن مرکب همیشه شرط است؟

  • نقش اهمیت عبادت در فهم توانایی مکلف

  •  

  • سلسله دروس خارج فقه ـ کتاب الحج ـ باب استطاعت ـ جلسه هشتم

  •  

  • استاد

  • آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی 

  • قدس‌الله‌سرّه

  •  

استطاعت حج، آیا داشتن مرکب همیشه شرط است؟ - نقش اهمیت عبادت در فهم توانایی مکلف

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  

  • استطاعت حج در روایات

  • روایات مختلفی در جلسات قبل ذکر شد؛ روشن شد که منظور از زاد در روایات به‌عنوان شرط برای وجوب حج چیست. روایاتی که بیان شد، همان‌طور که بیان شد، در بعضی از آنها فقط زاد و راحله هست و در بعضی تخلیۀ سرب و امنیت طریق هست و در بعضی صحت و سلامت بدن هست و اینها در مقام بیان محققات و علل جزئیه برای استطاعت هستند. همۀ این روایات در کتب مختلفه دارای مضمون واحد و به الفاظ مختلف‌اند.

  • روایت امام باقر درباره حج بدون مرکب

  • از جملۀ آن روایاتی که باید خیلی مورد توجه قرار گیرد، روایتی بود که حضرت می‌فرماید: 

  • «اگر کسی می‌تواند به حج برود، ولی به‌تنهایی مرکبی برای حج نداشته باشد، باید مقداری از آن راه را با مرکب برود و مقداری را مشیاً برود.»

  • این روایت، روایت بسیار مهمی است که شیخ در تهذیب و همین‌طور مرحوم صدوق در توحید آن را ذکر کرده‌اند و روایت از محمد بن مسلم است که به حضرت امام باقر علیه‌السلام عرضه می‌دارد:

  • «فإن عُرِض علیه الحجّ فاستَحیا، قال: ”هو ممّن یستطیعُ؛ لمَ یستَحی؟ ولو علی حمارٍ أجدع أبتر.“ قال: ”فإن کان یستطیعُ أن یمشی بعضًا و یرکب بعضًا، فلیفعَل.“»1

  • [شخصی که برایش حج عرضه شود و او از قبول آن حیا کند، حضرت فرمودند: «او از جمله افرادی است که مستطیع است؛ چرا باید حیا کند؟!»]

  • توجیه استحبابی حج با امکان پیاده‌روی

  • در اینجا حضرت حکم به وجوب کردند برای کسی که می‌تواند بعضی از طریق را ماشیاً برود و بعضی را به مرکب سوار شود. ظهور روایت در وجوب است، نه در استحباب؛ اگرچه بعضی در توجیه این روایت قائل به استحباب هستند2، بین این روایت و روایاتی که زاد و راحله را شرط برای وجوب حج می‌دانند، جمع کرده‌اند به‌جهت اینکه در این روایت حضرت می‌فرمایند: «اگر می‌تواند بعضی از راه را مشیاً برود، باید انجام بدهد.»

    1. منابع روایات حج عرضه‌شده و پذیرش آن
      این روایت از حلبی از امام صادق علیه‌السلام در کافی، ج ۴، ص ۲۶۶، حدیث ۱ و در تهذیب الاحکام، ج ۵، ص ۳، حدیث ۳ و محمد بن مسلم از امام باقر علیه‌السلام در تهذیب الاحکام، ج ۵، ص ۳ و ۴، حدیث ۴ آمده است و اما در کتاب توحید صدوق، ص ۳۵۰ و همچنین در من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۴۱۹، حدیث ۲۸۵۹ مقداری از مضمون این خبر از ابی‌بصیر نقل شده است؛ التوحید (للصدوق)، ص ۳۵۰، ح ۱۱:
      «عن أَبی بَصیرٍ قالَ سَمِعتُ أَبا عَبدِ اللَهِ علیه السلام یقُولُ‌: ”مَن عُرِضَ عَلَیهِ الحَجُّ و لَو عَلَی حِمارٍ أَجدَعَ‌ مَقطُوعِ الذَّنَبِ فَأَبَی فَهُوَ مِمَّن یستَطیعُ الحَجَّ.“»

    2.  الاستبصار، ج ۲، ص ۱۴۰؛ النهایه، ص ۲۴۰.

استطاعت حج، آیا داشتن مرکب همیشه شرط است؟ - نقش اهمیت عبادت در فهم توانایی مکلف

3
  • لذا با جمع بین این روایت و بین روایاتی که زاد و راحله را شرط وجوب می‌دانند، معلوم می‌شود که آن روایاتِ زاد و راحله در استطاعت، برای تحصیل راحله است؛ اما این روایت اخیر، دلالت بر استحباب حج به‌نحو استحباب مؤکد می‌کند؛ یعنی مستحب است که انسان بأیّ‌نحوٍکان به حج برود، اگرچه این حج را مشیاً بتواند انجام بدهد.

  • نقد حمل روایت حج پیاده بر استحباب

  • این وجه جمع بعضی بود [که بین این دو گونه از روایات انجام داده‌اند]، ولی باید گفت که صرف‌نظر از اقتران بین این روایت و بین بقیۀ روایات، خود این روایت، ظهور در وجوب دارد؛ چون در این روایت بحث استحباب حج نیست، بلکه صحبت از حج است و حج هم ظهورش در وجوب است؛ الاّ اینکه قرینۀ صارفه‌ای باشد برای اینکه مورد سؤال، حجّ استحبابی باشد نه حج وجوبی [و چنین قرینه‌ای هم وجود ندارد.]

  • بنابراین با فرض وجوب باید این روایت را در کنار سایر روایات قرار دهیم؛ نه‌اینکه اول حکم کنیم بر اینکه روایاتِ دیگر زاد و راحلۀ تام و تمام را شرط برای وجوب حج می‌دانند؛ حالا که در این روایت راحلۀ تام و تمام و کامل به‌عنوان شرط حج وجود ندارد، پس این مورد خاص، حمل بر استحباب می‌شود. در اینجا متوجه شدید که چطور قضیه برعکس شد!

  • شرایط عرفی حج و مقدمات وجوب

  • از این به بعد مسئله مقداری دقیق می‌شود و بزنگاه افتراق در نظریۀ استطاعت حج و کیفیت وجوب حج در رابطه با مسئلۀ استطاعت روشن می‌شود. این به یک بحث اصولی ختم می‌شود و آن اینکه در مسئلۀ حج از نقطه‌نظر فنی و اصولی، آیا این امری که متعلق به حج شده است، اقتضای اطلاق می‌کند یا اقتضای تقیید می‌کند؟ آیا اصل اولی در اوامر و نواهی شرعیه، مطلقه است یا مقیده؟

  • ولی قبل از اینکه به این مسئلۀ اصولی بپردازیم، باید مروری نسبت به روایات داشته باشیم، تااینکه استطاعتی را که مورد نظر [شارع] است، از این روایات به‌دست بیاوریم و بفهمیم که منظور امام علیه‌السلام از این مسئلۀ استطاعت چیست؟ و امام علیه‌السلام در اینجا چه چیزی را موردنظر قرار داده است؟

استطاعت حج، آیا داشتن مرکب همیشه شرط است؟ - نقش اهمیت عبادت در فهم توانایی مکلف

4
  • تفاوت بیان مقدمات در روایات استطاعت

  • روایات، همان‌طوری که کراراً مطرح شد، مختلف است و در بعضی از روایات فقط زاد و راحله آمده است و در بعضی از روایات: «ما یقوتُ به عیالَه و ما یقوتُ به نفسَه فی السفر» داریم؛ یعنی هم قوت عیال و هم قوت خود برای برگشتِ خودش و در بعضی از این روایات، حتی وجود مال هم مطرح نشده است، بلکه همین‌که حرفه و شغلی داشته باشد و با آن بتواند زندگی خودش را ادامه بدهد، ولو مال بالفعل هم نداشته باشد، باز در اینجا استطاعت نسبت به این شخص صادق است. در بعضی از روایات تخلیۀ سرب داریم و در بعضی از روایات صحة فی البدن داریم و در بعضی دیگر آن را نداریم.

  • مقدمات عقلایی در تفسیر دستور شارع

  • وقتی که مجموع این روایات را بررسی می‌کنیم، به این نکته می‌رسیم که امام علیه‌السلام در مقام بیان شروط عقلائیه هستند. درواقع در اینجا شرط، شرط مقدمه‌ای است نه شرط وجوب؛ یعنی وقتی که در یک روایت می‌فرماید: «زاد و راحله داشته باشد.»، دیگر شرط صحة فی البدن نیاز به گفتن ندارد. یا اینکه در بعضی از روایات تخلیۀ سرب آمده است، ولی زاد و راحله ندارد؛ به این دلیل که مسئلۀ روشنی است و نیازی به بیان آن نیست. مگر امام باید همۀ مقدمات را بیان کند؟!

  • من‌باب‌مثال وقتی که امام می‌گوید: «شما باید به طهران بروید.»، آیا بعد باید بگوید: «برو و ماشین بگیر یا سوار بر الاغ بشو»؟! آخر در این دوران که کسی سوار بر الاغ به طهران نمی‌رود! منظور امام از «به طهران برو» این است که با اتوبوس یا با سواری برو؛ یا مثلاً آیا امام باید بگوید: «وقتی خواستی بروی، مواظب باش که کفشت را بپوشی و پابرهنه نروی»؟! اینها دیگر چیزهای خنده‌دار است؛ چون وقتی که شارع، حکمی را بیان می‌کند، دیگر این شروط و این مقارنات و این لوازم عرفیه و عقلیّه یا عقلائیه، نیازی به گفتن ندارد؛ الاّ اینکه در بعضی از موارد، نظر شارع به‌نحوی است که ادخال یا اخراج یک شرط را اقتضا می‌کند و آن مطلب دیگری است.

استطاعت حج، آیا داشتن مرکب همیشه شرط است؟ - نقش اهمیت عبادت در فهم توانایی مکلف

5
  • استطاعت پس از فوت حج واجب

  • مثلاً در مورد حج داریم: کسی که مستطیعاً حج از او فوت بشود، باید سال بعد بأیّ‌نحوکان به حج برود. بأیّ‌نحوٍکان یعنی چه؟ یعنی ولو متسکعاً باید برود و اگر مریض هم بود، باید برود؛ در‌حالی‌که ممکن است، اگر سال قبل همین مرض وجود داشت، موجب منع از استطاعت بود؛ ولی الآن استطاعت فعلیه با استطاعت سال قبل تفاوت کرده است. استطاعت فعلیه به نفس الحضور است، بأیّ‌نحوکان؛ یعنی ولو جنازه‌اش را ببرند باید برود یا ولو اینکه تمام این مدت را پیاده برود، باید برود! یعنی مسئلۀ حج آن‌قدر مسئلۀ مهمی است که اگر منجر به مرگ هم بشود، باید سال بعد به مکه برود!

  • این [حکم] در اینجا چه چیزی را می‌رساند؟! این مسئله را روشن می‌کند که استطاعتِ بعد از فوات حج، هیچ شرطی ندارد؛ مگر اینکه برفرض شخص به‌هیچ‌وجه نتواند برود، مثل اینکه بمیرد یا راه بسته باشد که در این‌صورت شخص می‌تواند به خدا بگوید که: «من پیاده هم می‌توانستم بروم، ولی راه بسته است و به من بال و پر هم ندادی تا بپرم!» و اِلّا با این شرایط نمی‌توان به حج رفت؛ یعنی شرایط عقلانیه در اینجا مفقود است.

  • شمول آیه استطاعت نسبت به حج انجام‌نشده

  • پس استطاعتِ بعد فوات حج، با استطاعت قبل از فوات حج فرق می‌کند. آیۀ ﴿وَلِلَّهِ عَلَى النّاسِ حِجُّ البَيتِ مَنِ استَطاعَ إِلَيهِ سَبيلا﴾ استطاعتِ بعد از فوات حج را هم شامل می‌شود؛ یعنی وقتی که شخص، مستطیعاً حج از او فوت می‌شود، استطاعت ثانیه می‌آید و جایگزین می‌شود و آیۀ ﴿وَلِلَّهِ عَلَى النّاسِ حِجُّ البَيتِ مَنِ استَطاعَ إِلَيهِ سَبيلا﴾ شامل همین استطاعت ثانیه هم است.

  • من‌باب‌مثال امسال مستطیعاً باید حج انجام بدهی! اما این استطاعت، استطاعتی است که ولو ماشیاً باید بروی، ولو در حال مرض باید بروی، ولو بدون تخلیۀ سرب باید بروی و حتی بدون امنیت راه، اگر کشته هم بشوی، باید بروی! چون سال قبل باید می‌رفتی و نرفتی؛ حالا که نرفتی اگر تخلیۀ سرب هم نبود باز باید بروی، اگر زاد هم نداشتی باز باید بروی!

استطاعت حج، آیا داشتن مرکب همیشه شرط است؟ - نقش اهمیت عبادت در فهم توانایی مکلف

6
  • تفاوت شرایط استطاعت در دو سال

  • پس در اینجا هم مسئلۀ استطاعت منتفی نیست؛ بلکه استطاعتش فرق کرده است. استطاعتش به نفس‌الحرکة است؛ یعنی همین‌که حرکت از او متمشی بشود، او مستطیع است؛ ولی در سال قبل، این نفس‌الحرکة فقط استطاعت نبود. در سال گذشته، زاد یکی از محقِقات و شرایط استطاعت بود؛ اما امسال نیست. راحله از شرایط و از علل جزئیۀ برای استطاعت بود؛ اما الآن نیست. صحت در بدن از شرایط استطاعت بود؛ اما الآن نیست. تخلیۀ سرب از شرایط استطاعت بود؛ اما الآن نیست. ما یقوت به عیاله و غیر اینها همه در سال گذشته از شرایط استطاعت بود، ولی الآن که حج مستطیعاً فوت شده، دیگر شرط نیست. پس دو نوع استطاعت داریم. ﴿مَنِ استَطاعَ إِلَيهِ سَبيلا﴾ نزد شارع [شامل هر دو می‌شود].

  • روش استنباط مفهوم استطاعت از آیه

  • این مطالبی را که خدمتتان مطرح می‌کنم، از ریشه شروع کردم و تا بالا می‌آید. یعنی آن منبع استنباط و اجتهاد، از ریشه شروع می‌شود و بالا می‌آید. اگر با این مقدمات شروع بشود، [به حقیقت مطلب می‌رسیم.] حالا برفرض اگر همین مسئله به آقایان گفته شود، آنها می‌گویند: «نه آقا، استطاعت واقعی، فقط همان استطاعت اولی است و این قضاء مافات است و به استطاعت هم ربطی ندارد!» ولی ما این‌گونه نگرش و بحث را کنار گذاشتیم و گفتیم که این یک سخن عوامانه است.

  • آنچه [صحیح] است، همان مفهوم استطاعت در آیه است که دو صورت پیدا می‌کند: صورت اول، صورت استطاعت عرفیه است که آن را خود شارع هم بیان کرده است و صورت دوم استطاعت، استطاعت غیرعرفیه است؛ یعنی به هر صورتی باید به حج بروی. پس شارع وقتی که می‌گوید: ﴿وَلِلَّهِ عَلَى النّاسِ حِجُّ البَيتِ مَنِ استَطاعَ إِلَيهِ سَبيلا﴾، دربارۀ کسی که می‌توانست به حج برود اما نرفت، این‌گونه معنا می‌شود که باید بروی و حالا اینکه چطور «می‌توانی» را خودت می‌دانی؛ زاد داری یا نداری به من ربطی ندارد! در راه می‌میری یا نمی‌میری به من ارتباط ندارد! تخلیۀ سرب هست یا نیست به من هیچ ارتباط ندارد! قوت عیال هست یا نیست به من مربوط نیست!

استطاعت حج، آیا داشتن مرکب همیشه شرط است؟ - نقش اهمیت عبادت در فهم توانایی مکلف

7
  • مقایسه استطاعت حج با جهاد

  • در این صورت دیگر حج مثل جهاد می‌شود؛ در جهاد هیچ‌یک از این شرائط و مسائل مطرح نیست. وقتی که بر شخص، دفاع از اسلام واجب می‌شود و وقتی که دفاع از حدود و مرز اسلام مطرح می‌شود، دیگر در آنجا قوت عیال و زاد و راحله و امثال اینها مطرح نیست. «کلّ شخص یقدر أن یدافع عن حریم الاسلام یجب علیه الحرکة الی الحدود» ملاک است؛ اگر شمشیر نداری، چوب بردار! اگر اسب نداری، سوار بر الاغ بشو! اگر هیچ‌کدام را نداری، پیاده برو!

  • جنگ بدر و نمونه‌های جهاد بدون تجهیزات

  • در صدر اسلام، لشکر اسلام مگر چند تا اسب داشتند؟! در جنگ بدر، چند تا اسب و شتر بود؟! همه پیاده بودند! حتی بعضی شمشیر نداشتند! در تاریخ داریم که عوض از شمشیر، حربۀ آهنی به‌دست گرفته بودند!1 دفاع از اسلام واجب است و باید به هر وسیله‌ای که ممکن است به جهاد بروی، ولو اینکه کشته شوی! مگر قرار است که آدم همیشه زنده بماند؟!

  • لذا اگر شخصی بهانه بیاورد و بگوید: «یا رسول‌الله، شرط برای جهاد، سیف و شمشیر است و من سیف ندارم؛ پس از حکم جهاد معاف هستم!» رسول الله چه می‌گوید؟!

  • می‌گوید: «اگر سیف نداری، با آهن برو! می‌توانی از عقب بر سر دشمن بزنی، آهن را که می‌توانی پرت کنی! اگر هیچ چیزی نداری، سنگ بردار و با سنگ بزن! برو و مخفی شو و پنهانی بجنگ و اگر دیدی دشمن می‌آید، با تیروکمان بزن! در جنگ بین طالوت و جالوت، طالوت با تیروکمان زد، آن‌موقع که شمشیر نبود.2»

  • توان حرکت به‌عنوان معیار استطاعت جهاد

  • پس استطاعت در اینجا در حج [بعد از فوات و] در جهاد [هم شرط است]. نمی‌گوییم: «کسی که به جهاد می‌رود شرط ندارد.» باید مستطیع باشد؛ اما استطاعت در اینجا فرق می‌کند و در باب جهاد به «نفس القدره علی الحرکة» استطاعت محقق می‌شود. در مورد حج هم مسئله به‌همین کیفیت است؛ شارع می‌گوید: «هر کسی که بتواند»؛ ﴿وَلِلَّهِ عَلَى النّاسِ حِجُّ البَيتِ مَنِ استَطاعَ﴾.

    1.  بحار الانوار، ج ۱۹، ص ۳۲۳.
    2.  بحار الانوار، ج ۱۳، ص ۴۴۰.

استطاعت حج، آیا داشتن مرکب همیشه شرط است؟ - نقش اهمیت عبادت در فهم توانایی مکلف

8
  • استطاعت عرفی در حج و امکان پیاده‌روی

  • ما از شارع سؤال می‌کنیم که: «هر کسی که بتواند، یعنی چه؟»

  • می‌گوید: «خدا در باب حج برای هر کسی که بتواند، تخفیف‌هایی قائل شده است. آن تخفیف این است که زاد و راحله داشته باشد و اینکه قوت عیال داشته باشد و برای رجوعش هم مازاد داشته باشد و اینکه تخلیه سرب هم داشته باشد، پس مثل جهاد نیست. هیچ‌کدام از این شروط در جهاد نیستند؛ در جهاد اصلاً تخلیۀ سرب وجود ندارد، چون اصل جهاد با شرط تخلیۀ سرب منتفی می‌شود.»

  • حج پیاده امام مجتبی و شرط داشتن مرکب

  • پس شارع در مسئلۀ حج، استطاعت را به استطاعت عرفیۀ عقلائیه تفسیر کرده است. چنان‌که زاد و راحله را برای سفر از ممالک بعیده لازم دانسته است؛ ولو اینکه در ممالک و بلاد قریبه پیاده بروند. بعضی از حجاج از مدینه تا مکه را با کاروان و مرکب می‌رفتند؛ مثلاً امام مجتبی علیه‌السلام ۲۵ سفر حج مشرف شدند که اغلب آنها با پای پیاده بوده است.1 مدینه در هفتاد فرسخی مکه است، حالا اگر کسی در پانزده فرسخی مکه یا در بیست فرسخی مکه یا در سی فرسخی مکه باشد، آیا وجوب حجش حتماً مشروط به راحله است؟! یعنی وقتی که می‌تواند با پای پیاده برود و بیشتر از چند روز طول نمی‌کشد، آیا حتماً باید با راحله برود؟! و اِلّا حج واجب نیست؟!

  • مقایسه پیاده‌روی زیارت با سفر حج

  • این‌همه مردم از نجف پیاده به کربلا می‌روند و الآن این‌همه مردم در اربعین از اقصی‌نقاط عراق با پای پیاده به کربلا می‌روند! برفرض اگر حج در کربلا بود و افراد هم در نجف بودند، شما می‌خواستید از نجف به کربلا بروید آیا می‌گفتید که حتماً باید راحله و مرکب داشته باشم، و اِلّا واجب نیست؟! پس باید در خانه بنشینید تا برایتان از آسمان بُراق بیاید!

  • نماز جمعه و تحمل مشقت عبادت

  • تصویر آقایان از وجوب حج و شرایط آن بدین صورت است که باید در خانه بنشینی و منتظر بمانی تا بُراقی از آسمان بیاید و ملائکه هم بیایند و در خدمت شما باشند و خودت هم بلند نشوی بلکه آنها شما را روی براق سوار کنند و به مکه برسانند! آن‌وقت است که شرط برای وجوب حاصل می‌شود! یا اینکه نه، شرط استطاعت یک شرط عقلایی است؛ مثلاً در مورد نماز جمعه داریم: وقتی که نماز جمعه واجب است، شخص باید تا دو فرسخ ماشیاً و پیاده بیاید؛ نه‌اینکه حتماً بر راحله سوار باشد و دو فرسخ هم برگردد که چهار فرسخ می‌شود.2

    1.  بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۳۳۲ و ۳۳۹ و ج ۴۴، ص ۱۵۰ و ۱۹۳.
    2. روایات مسافت حضور در نماز جمعه
       الکافی، ج‌ ۳، ص ۴۱۹:
      «عن محمّد بن مسلم و زرارةَ عن أبی جعفرٍ علیه‌السلام قال: ”تجبُ الجمعةُ علیٰ مَن کان منها علی فرسخین.“»
      روایت امام رضا درباره محدوده نماز جمعه
       وسائل الشیعة، ج‌ ۷، ص ۳۰۸، ح ۴:
      «عن الفضل بن شاذانَ عن الرّضا علیه‌السلام قال: ”إنّما وَجَبتِ الجمُعةُ علیٰ من یکونُ علی فرسخین‌ لا أکثر من ذلک؛ لأنّ ما یقصّرُ فیه الصّلاةُ بریدان ذاهبًا أو بریدٌ ذاهبًا و بریدٌ جائیًا و البریدُ أربعةُ فراسخَ فوجبتِ الجمُعةُ علی من هو علی نصف البرید الّذی یجبُ فیه التّقصیر و ذلک أنّه یجی‌ء فرسخین‌ و یذهَبُ فرسخین فذلک‌ أربعةُ فراسخَ و هو نصفُ طریق المسافر.“»
      روایت زراره درباره رفت‌وبرگشت نماز جمعه
       تهذیب الأحکام، ج‌ ۳، ص ۲۳۸، ح ۱۳:
      «عن زرارة قال: قال أبوجعفر علیه‌السلام‌: ”الجمُعةُ واجبةٌ علی مَن إن صلّی الغداةَ فی أهله، أدرک الجمُعةَ و کان رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم إنّما یصَلّی العصرَ فی وقت الظّهر فی سائر الأیام کی إذا قضوُا الصّلاةَ مع رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم، رجَعوا إلی رحالهم قبل اللّیل و ذلک سنّةٌ إلی یوم القیامة.“»
      وجوب نماز جمعه برای فاقد مرکب
      در باب وجوب نماز جمعه در طی کردن دو فرسخ یا حرکت از محل زندگی بعد از اقامه نماز صبح تا رسیدن به نماز جمعه راحله شرط نشده است؛ درحالی‌که بر فاقد راحله هم واجب است و همه هم راحله نداشتند. پس بر همه طی مسافت تا نماز جمعه براساس روایات وجوب نماز جمعه علیٰ رأس فرسخین واجب است، ولو ماشیاً. (محقق)

استطاعت حج، آیا داشتن مرکب همیشه شرط است؟ - نقش اهمیت عبادت در فهم توانایی مکلف

9
  • اهمیت صلاة جمعه اقتضا می‌کند که شخص این زحمت را به خود بدهد! مگر عبادت همیشه باید از روی راحتی باشد؟! مگر عبادات باید حتماً همراه با آب خنک و باد زدن و امداد ملائکه و تخت روان باشد؟! نه، این‌طور نیست! اگر مسیر انسان، مسیر کمال است، باید این عبادت و مشقات را متحمل شود! مگر شما نمی‌خواهید کامل بشوید؟! مگر شما نمی‌خواهید به مقصد برسید؟! مگر شما نمی‌خواهید از نفس بیرون بیایید؟! آیا باید با خودرو گران‌قیمت برای بردن شما به نماز جمعه بیایند و تا دو متریِ محل برگزاری آن شما را ببرند؟!

  • مسافت پیاده‌روی برای حضور در نماز جمعه

  • یا نه، اگر نماز جمعه واجب است، طبق نص روایت باید ماشیاً حرکت کنی؛ اگر می‌توانی باید دو فرسخ پیاده بروی و برگردی، یعنی یازده کیلومتر بروی و یازده کیلومتر هم برگردی که مجموعاً ۲۲ کیلومتر می‌شود و یک ورزش خوبی هم است. اگر نمی‌توانی، وجوب ساقط است.

  • روایت آمرزش گناهان و اهمیت نماز جمعه

  • این کار را باید انجام بدهی، چون اهمیت نماز جمعه اقتضا می‌کند که به این کیفیت باشد. حالا اگر شما این را به عرف عرضه بدارید، عرف [عامیانه] نمی‌پذیرد و می‌گوید: «چنین قضیه و مسئله‌ای وجود ندارد که شخصی این مقدار مسافت را برای یک نماز بخواهد طی کند.» اما اگر شما اهمیت نماز جمعه را برای عرف بیان کنید و بگویید: «کسی که به نماز جمعه برود، تمام گناهان او از هفتۀ قبل که به نماز جمعه رفته است تا این هفته، پاک می‌شود1.» پس اگر کسی به نماز جمعه نمی‌رود، مسئله و مشکلی در اوست!

  • نقش تکامل معنوی در پذیرش مشقت

  • اینکه ما نمی‌رویم و مسامحه می‌کنیم، به‌خاطر این است که در تفکر ما ایراد و اشکال وجود دارد. اهتمام به تکامل در ما وجود ندارد. اهتمام به خروج از گناهان در ما وجود ندارد. اهتمام به رشد و خروج از نفسانیات در ما وجود ندارد! اگر اهتمام به این مسائل وجود داشت و اگر اهمیت این عبادت برای ما محرز شده بود، دو فرسخ که هیچ، چهار فرسخ هم پیاده می‌رفتیم!

    1. روایات فضیلت نماز جمعه
       قرب الإسناد، ص ۳۴:
      «رجلٌ أتی الجمُعةَ قبل أن یخرُجَ الإمام و شهِدها بإنصاتٍ و سکونٍ، فإنّ ذلک کفّارةُ الجمُعةِ إلی الجمُعةِ و زیادةَ ثلاثةِ أیامٍ، إنّ الله تبارک و تعالی یقولُ‌ ﴿مَن جاءَ بِالحَسَنَةِ فَلَهُ عَشرُ أَمثالِها﴾ *.»
      روایت سلمان درباره آمرزش گناهان
       بحارالانوار، ج‌ ۸۶، ص ۲۱۴:
      «و عن سلمان الفارسی رحمة الله علیه قال: قال لی رسولُ الله صلی الله علیه و آله و سلم: ”أ تدری ما یومُ الجمُعةِ؟“ قلنا: ”اللهُ و رسولُه أعلم.“ قال: ”هو الیومُ الّذی جمَع الله فیه بین أبویکم؛ لا یبقی منّا عبدٌ فیحسِنُ الوضوءَ ثمّ یأتی المسجدَ لجمُعةٍ إلّا کانت کفّارةً لما بینها و بین الجمُعةِ الأخری ما اجتنَبَ الکبائرَ.“»
      نماز جمعه به‌عنوان حج نیازمندان
       بحارالانوار، ج ۸۶، ص ۲۱۲:
      «رسالةُ الجمُعَة فی أعمال الجمُعةِ للشّهید الثّانی قال: قال النّبی صلی الله علیه و آله: ”الجمُعةُ حجُّ المساکین.“ و کان سعیدُ بن المسیبِ یقول: ”الجمُعةُ أحبّ إلی مِن حجّةِ تطوّعٍ.“»
      * سوره الانعام (۶)، آیه ۱۶۰.

استطاعت حج، آیا داشتن مرکب همیشه شرط است؟ - نقش اهمیت عبادت در فهم توانایی مکلف

10
  • اهمیت عبادت و داوری عرف درباره استطاعت

  • مگر الآن افراد از عرفات به مشعر پیاده نمی‌روند؟! وقتی شخص ببیند که ماشین نمی‌تواند او را به مشعر برساند، همین‌طور در عرفات نمی‌ماند، بلکه حرکت می‌کند و پیاده تا مشعر می‌رود؛ چرا؟ چون اگر نرود، حجش باطل می‌شود؛ البته راه زیادی نیست، بیشتر از هفت یا هشت کیلومتر نیست. با خود می‌گوید: «پیاده تا مشعر می‌روم که حجّم باطل نشود؛ این‌همه هزینه کرده‌ام، این‌همه سختی کشیده‌ام و از زن و بچه دور شده‌ام تا به اینجا رسیده‌ام؛ لذا ایرادی ندارد این هفت یا هشت کیلومتر را هم پیاده می‌روم!» وقتی عرف اهمیت مسئله را بفهمد، می‌گوید: «باید بروی!» 

  • نقد پیش‌فرض‌های عرفی درباره استطاعت

  • بنابراین بسیاری از قضاوت‌هایی که ما انجام می‌دهیم، به‌خاطر ارتکازات غیرمتعارف و غیرعقلائیۀ عرفیه است؛ یعنی ارتکازاتی است که برخلاف واقع، در ذهن قرار گرفته است.

  •  

  • اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد