3

استطاعت در حج، توان عرفی یا تکلیف به هر قیمت؟

نقش امنیت راه و هزینه خانواده در وجوب سفر

14902
مشاهده متن

پدیدآورآیت‌اللَه سید محمدمحسن حسینی طهرانی

گروهفقه

مجموعهحج - استطاعت در حج


توضیحات

استطاعت در حج به چه معناست و چرا آیه، وجوب این سفر را به توانایی مشروط کرده است؟ آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بحث را از لزوم فهم عرفی موضوعات احکام آغاز می‌کند و با اشاره به شیوه سفرهای گذشته، معنای توان رفتن را توضیح می‌دهد. سپس سلامت بدن، امنیت راه و امکان تأمین زاد و وسیله سفر را به این معنا پیوند می‌زند و نشان می‌دهد که داشتن همه امکانات در دست، تنها صورت توانایی نیست. در ادامه، ذکر شرط استطاعت را مانع برداشت وجوب حج به هر نحو ممکن می‌داند. بحث احتمال خطر در زیارت، زمینه بازگشت به حدود توان عرفی را فراهم می‌کند. روایت ابوالربیع شامی نیز لزوم حفظ هزینه خانواده را روشن می‌سازد. پایان بحث بر توجه به فضای صدور روایت و نقد از بین بردن عمدی استطاعت پیش از ماه‌های حج متمرکز است.

/12
پی دی اف پی دی اف موبایل ورد صوت

استطاعت در حج، توان عرفی یا تکلیف به هر قیمت؟ - نقش امنیت راه و هزینه خانواده در وجوب سفر

1
  •  

  • هو العلیم

  •  

  • استطاعت در حج، توان عرفی یا تکلیف به هر قیمت؟

  • نقش امنیت راه و هزینه خانواده در وجوب سفر

  •  

  •  سلسله دروس خارج فقه ـ کتاب الحج ـ باب استطاعت ـ جلسه سوم

  •  

  • استاد

  • آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی 

  • قدس‌الله‌سرّه

  •  

استطاعت در حج، توان عرفی یا تکلیف به هر قیمت؟ - نقش امنیت راه و هزینه خانواده در وجوب سفر

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  

  • معنای استطاعت در آیه حج و روایات

  • در درس گذشته چند روایت راجع به کیفیت استطاعت خوانده شد؛ البته در اینجا استقراء تامّ نشده و در این باب روایات دیگری نیز هست که امروز نیز تعدادی از آن روایات را می‌خوانیم و سپس مجموع روایات را در کنار هم قرار می‌دهیم و دسته‌بندی می‌کنیم تا اینکه ببینیم آیا منظور از استطاعت در کلام معصومین علیهم‌السلام و در شرع، غیر از آن چیزی است که در بین عرف مطرح است یا اینکه استطاعت، مسئلۀ دیگری است.

  • فهم عرفی موضوعات در احکام شرع

  • در اینجا مقدّمةً مطلبی را بیان کنم. آن چیزی که باعث تردید در فهم صحیح و موهم در مسئلۀ استطاعت می‌شود که آیۀ شریفه‌ می‌فرماید: ﴿وَلِلَّهِ عَلَى ٱلنَّاسِ حِجُّ ٱلۡبَيۡتِ مَنِ ٱسۡتَطَاعَ إِلَيۡهِ سَبِيلٗا﴾، آن فهم غیرعرفی و فهم غیرساذِج و غیرخالص عرفی است که یک معنای متمایز از معنای عرفی استطاعت ارائه می‌دهد. باید متوجه این قضیه باشیم که شارع در همۀ موضوعات، براساس مفاهیم موضوعی که متعارف عرفی است حکم می‌کند؛ مگر اینکه نظر خاصی نسبت به این مطلب داشته باشد.

  • لذا [باید ببینیم که] اگر روایاتی نداشتیم که امام علیه‌السلام مقصود از استطاعت را بیان کند، از آیۀ شریفۀ ﴿وَلِلَّهِ عَلَى ٱلنَّاسِ حِجُّ ٱلۡبَيۡتِ مَنِ ٱسۡتَطَاعَ إِلَيۡهِ سَبِيلٗا﴾ چه می‌فهمیدیم؟ و معنای استطاعت چه بود؟ آیا همان معنایی است که عرف می‌فهمید؟ مسلّماً معنایی خارج از این فهم عرفی نبوده است. استطاعت در عرف یعنی هر کسی که می‌تواند این کار را انجام بدهد؛ «بتواند» یعنی سوار مرکبی بشود که او را به مکه برساند و وضعیتی داشته باشد که بتواند این اعمال را انجام بدهد و برگردد. در این‌صورت حج بر او واجب است.

  • وسایل سفر در گذشته و توان رفتن به حج

  • دیگر در ادله نیست که این سفر ده روز طول بکشد یا دو ماه طول بکشد یا سه ماه طول بکشد؛ دیگر مطرح نیست که آیا باید بر سفینه و کشتی سوار شود یا اینکه باید با مرکب خاصی برود. نزول این آیه در این زمان نبوده؛ بلکه در آن زمان نازل شده است و لذا ما باید ببینیم که در آن زمان با چه وسیله‌ای رفت و آمد می‌کردند؛ مسافرت در آن روز با شتر یا اسب یا سفائن بحریه بوده است. بعضی هم پیاده مسافرت می‌کردند، مثل آن کسی که شترها را می‌برد، خودش از راهی به راه دیگر پیاده حرکت می‌کرد و بقیه سوار شتر می‌شدند. خیلی از افراد بودند که همراه کاروان حرکت می‌کردند و آنها هم پیاده بودند. به‌همین وضعیت مسافرت می‌کردند.

استطاعت در حج، توان عرفی یا تکلیف به هر قیمت؟ - نقش امنیت راه و هزینه خانواده در وجوب سفر

3
  • حکایت سفر خانوادگی از کربلا به سامرا

  • مادربزرگ ما نقل می‌کرد:

  • «وقتی با پدربزرگتان (پدر مرحوم حاج‌آقا معین) از کربلا به سمت سامرا حرکت کردیم، خیلی از افراد پول نداشتند تا مرکب بگیرند و لذا همین‌طور پیاده حرکت کردند و با ما منزل‌به‌منزل آمدند و همین‌طور ایستادیم تا اینکه به سامرا رسیدند.

  • یک جریان خیلی عجیب هم اتفاق افتاد؛ صاحب کاروان، یعنی کسی که اسب و قاطر را کرایه می‌داد، یک فرد ناصبی بود. پدربزرگتان در بین سفر دید که این صاحب مرکب عصبانی شد و به حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها یک فحش داد و حضرت را سبّ کرد ولی او هیچ نگفت و رفت. (ایشان جوان بوده و همراه پدرش یعنی جد اعلایمان بوده است.)

  • نیمه‌های شب به رفیقش می‌گوید: ”فلانی، امروز ما چنین چیزی از این شخص شنیدیم و باید او را بکشیم!“ به بهانۀ قضای حاجت نصف شب او را بیدار می‌کنند و با چاقو سر این شخص بدبخت را می‌بُرند و بعد هم می‌خوابند. صبح که شد مردم جویای او شدند و این‌طرف و آن‌طرف گشتند ولی او را نیافتند و اینها هم حرفی نزدند. (این قضیه در زمانی بود که پاشا و عثمانی‌ها به عراق آمدند.)

  • بعد که مقداری رفتیم، در وسط راه در یک‌جا دیدیم که مردم ایستاده‌اند و از بالای پل به نهر آب و شط نگاه می‌کنند تا ببینند که درون آب چه چیزی افتاده است! آنها یک جنازه دیدند و این همان جنازه‌ای بود که آب به کنار آن جسر آورده بود.»

  • من یادم است که کوچک بودیم و حاج‌آقا معین این قضیه را نقل می‌کردند و ما با مرحوم پدرمان می‌خندیدیم.

  • لزوم بررسی شرایط در حکم مهدورالدم

  • بعد من پرسیدم: «آقاجان، این کار به این نحو صحیح است؟!»

  • ایشان خندیدند و فرمودند: «شرایطی دارد!»

  • یعنی به‌همین راحتی هم نمی‌توان کسی را مهدورالدم کرد، بلکه باید دید که او چه کسی بوده و چه حالاتی داشته است؛ آیا معاند بوده است یا نه؟ حالا ایشان مطلبی شنیده بود که کسی که سبّ کند مهدورالدم است و بعد بدون معطلی کارش را ساخته بود!

استطاعت در حج، توان عرفی یا تکلیف به هر قیمت؟ - نقش امنیت راه و هزینه خانواده در وجوب سفر

4
  • همراهی پیادگان با کاروان و توان سفر

  • مادربزرگ ما می‌گفتند:

  • «خیلی از افرادی که در آن کاروان بودند پیاده بودند، چون پول نداشتند، نه به‌خاطر اینکه مرکب نبود. در آن‌موقع هر کاروانی که به سمت مکه حرکت می‌کرد خیلی‌ها راه می‌افتادند و با آن کاروان می‌رفتند و می‌گفتند: ”هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله!“ یک‌عده همین‌طور راه می‌افتادند و افراد به آنها می‌گفتند: ”شما که مرکب ندارید!“

  • آنها می‌گفتند: ”پیاده می‌رویم.“ و همراه کاروان می‌رفتند و پیاده هم برمی‌گشتند.»

  • در آن موقع مردم توان و قوّه و نیرو داشتند و افرادی بودند که فقط روزی ده ساعت می‌دویدند! وقتی به یک ده در اطراف کرج رفته بودیم، من شخصی را دیدم که این شخص روزی ده ساعت راه می‌رفت و بنیه‌اش خیلی قوی و خوب بود و مسافات بعیدی را که مثلاً با ماشین سواری می‌رفتند، این شخص پیاده می‌رفت و می‌آمد. در آن‌موقع از این افراد زیاد بودند که برایشان سفر با پای پیاده چیز مهمی نبود و مشکلی ایجاد نمی‌کرد.

  • استطاعت عرفی و نقش قرینه در فهم روایت

  • بنابراین استطاعتی را که در این آیه داریم، صرف‌نظر از روایات، باید براساس یک معنا و مفهوم عرفی حمل کرد. ما چند بار این مسئله را خدمت رفقا گفته‌ایم که یک مجتهد و فقیه در وهلۀ اول وقتی که به یک دلیل یا به روایتی نظر می‌کند، باید آن مفهوم و مطلب را بر متفاهم عرفی خودش حمل کند الاّ اینکه قرینۀ صارفه‌ای بیاید و بخواهد آن را از همان متفاهم عرفی به یک مفهوم یا مصداق دیگری سوق بدهد.

  • سلامت بدن، امنیت راه و زاد و راحله

  • [در مسئلۀ حاضر] آن برداشت ساذج و ابتدائیۀ از استطاعت در آیۀ ﴿وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ﴾ در کنار آیات دیگری که دربارۀ استطاعت است، همان قدرت و توان بر رفتن است. حال، صحبت در این است که قدرت بر رفتن با چه چیزی حاصل می‌شود؟ مشخص است که قدرت بر رفتن به‌واسطۀ صحت در بدن و تخلیة السِرب حاصل می‌شود و به وجود زاد و راحله محقق می‌شود؛ بالاخره انسان باید زادی داشته باشد که بخورد تا توان حرکت داشته باشد. آیا این زاد باید بالفعل باشد یا بالقوة القریبة من الفعلیة هم می‌تواند باشد؟! این مسئله دیگر در اینجا نیامده، بلکه آمده است: «هر کسی که می‌تواند.»

استطاعت در حج، توان عرفی یا تکلیف به هر قیمت؟ - نقش امنیت راه و هزینه خانواده در وجوب سفر

5
  • امکان تأمین زاد و راحله در آستانه سفر

  • من‌باب‌مثال شخصی می‌تواند به این سفر برود؛ اما الآن زادی برای این ماه ندارد ولی پول دارد؛ لذا این پول تبدیل به زاد می‌شود. یا اینکه من‌باب‌مثال می‌گوید: «پولی ندارم، ولی عده‌ای از رفقا و دوستانمان هستند که دارای زاد و راحله می‌باشند.» این هم همان حکم زاد را دارد و خیلی راحت‌تر هم است! یا اگر لباس احرام ندارد می‌گوید: «از رفیقمان یک دشداشه و لباس احرام می‌گیریم و راه می‌افتیم.»

  • نمونه خرید لباس احرام در میقات

  • در سال گذشته وقتی که می‌خواستیم به حج برویم رفقا گفتند: «از اینجا حوله می‌گیرید؟»

  • من گفتم: «کسی از اینجا با خود حوله نمی‌برد؛ در میقات می‌خریم.»

  • رفتیم و حوله را از آنجا خریدیم.

  • بعد گفتند: «حالا آیا این حوله را برمی‌گردانید؟»

  • من گفتم: «یکی از ما می‌گیرد و می‌برد.» اتفاقاً یک شخص از ما گرفت و برد.

  • دست خالی رفتیم و دست خالی هم برگشتیم.

  • حالا مگر حتماً باید زاد و راحله همراه انسان باشد؟! همین‌که شخص در خودش می‌بیند که می‌تواند این عمل را انجام بدهد و به این سفر برود، راه می‌افتد؛ مثل سایر استطاعت‌ها که در موضوعات دیگر شرط است.

  • علت ذکر شرط استطاعت در آیه حج

  • فقط شبهه‌ای در این مورد هست و آن اینکه اگر مراد از استطاعت، استطاعت عادی و عرفی باشد، دیگر ذکر آن در اینجا چه معنا دارد؟! پس معلوم می‌شود که در این آیه منظور از استطاعت، یک معنای دیگر است؛ یعنی مصداق استطاعت در این آیه غیر از آن معنای متفاهم عرفی است والاّ خدا می‌گفت: ﴿وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ﴾؛ «حج را باید انجام بدهی.»

  • رفع احتمال وجوب حج به هر نحو ممکن

  • این شبهه به این دفع می‌شود که اگر خداوند در اینجا قید استطاعت را ذکر نمی‌کرد، شاید شبهۀ وجوب اتیان به حج بأیّ‌نحوٍکان مطرح می‌شد [یعنی استطاعت عقلی]؛ مثل وجوب صلاة بأیّ‌نحوٍکان. آن‌وقت با این عبارت ﴿وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ﴾ که با حرف ﴿عَلَى﴾ یعنی بر گُردِه و بر رقبۀ مردم است و با این تأکیدات، جای این شبهه بود که ولو شخص متسکعاً هم باشد باید برود و حج را به‌جا آورد؛ ولو با عدم امنیت طریق باشد، باید این [حج] را انجام بدهد. چنان‌که بعضی نسبت به این مسئله فتوا داده‌اند و ان‌شاءالله در مسئلۀ امنیت طریق به آن خواهیم رسید.

استطاعت در حج، توان عرفی یا تکلیف به هر قیمت؟ - نقش امنیت راه و هزینه خانواده در وجوب سفر

6
  • اشاره به فتاوای شعائر حسینی و حدود توان

  • دیشب جزوۀ جالبی می‌خواندم که راجع به مسئلۀ قمه زدن بود. می‌گویند که این جزوه را در ایران با تیراژ زیادی پخش کرده‌اند؛ راجع به اینکه قمه زدن اشکال ندارد و مخالفت‌هایی که شده است [در آن مطرح شده بود]. در آنجا نوشته بود که چند نفر از علما فتوا به وجوب قمه زدن در روز عاشورا داده‌اند! من قبلاً این مطلب را نشنیده بودم.

  • نقل دیدگاه دربندی درباره قمه‌زنی

  • یکی از آن فقهاء، آخوند ملاآقای دربندی است که البته ایشان مرد ملاّ و فاضلی بوده است و لیکن شاید گاهی‌اوقات آن علاقه و عشق وافرش به امام حسین علیه‌السلام، مسئله را از روال عادی خارج کرده است. نقل می‌کنند که ایشان به کربلا رفته بود و ضریح امام حسین علیه‌السلام را محکم گرفته بود و می‌گفت:

  • «تو را به مادرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها قسم می‌دهم که روز قیامت از شمر شفاعت نکن!1»

  • حالا تو چه کار داری؟! شاید امام حسین علیه‌السلام بخواهد شفاعت کند، دیگر قسم دادن به مادرش فاطمه علیها‌السلام یعنی چه؟! آقا، به فکر خودت باش، به امام حسین علیه‌السلام چه کار داری؟! لذا او آدمی بود که نسبت به سیدالشهدا علیه‌السلام [محبت شدیدی داشت] و کسانی که نسبت به حضرت و مقام و جایگاه ایشان سخنی داشت، برخورد خیلی شدیدی می‌کرد و حتی اهل کتک زدن بود؛ وقتی می‌دید که بعضی مخالف‌اند، چنان سیلی به صورتشان می‌زد که [بر زمین بیفتند!] 

  • لزوم بررسی انتساب فتوای وجوب به مامقانی

  • خلاصه، به این مطلب معروف بوده است و نظر ایشان در این باره مهم نیست! ولی [در آن کتاب نوشته بود که] آقا شیخ عبدالله مامقانی هم فتوای به وجوب قمه زدن در روز عاشورا داده است؛ البته باید صحت این نسبت به ایشان بررسی شود.2 آقا شیخ عبدالله مامقانی مرد بزرگی بود و همان کسی بود که وقتی خیلی از علما راجع به مرحوم آخوند ملا حسینقلی همدانی نوشتند که ایشان یک صوفی است و باید طرد شود، ایشان در جواب فرمود:

    1.  در محضر بهجت، ص ۲۸.
    2. نقل استفتا درباره شعائر عزاداری حسینی
       المواکب الحسینی، ص ۱ و ۲ (از جمله رسائل کتاب: رسائل الشعائر الحسینیة، ج ۱، ص ۲۰۱). هذا نصه:
      «السؤال: ما یقول مولانا حجة الاسلام و المسلمین (ایده الله فی العالمین و دام ظله العالی) فی المواکب المحزنة التی اعتاد الجعفریون اتخاذها فی العشر من المحرم تمثیلاً لفاجعة الطف و اعلاماً بما انتهک فیها من حرمة الرسول صلی الله علیه و آله و سلم فی عترته المجاهدین علیهم السلام بالتمثیل للشهداء و جهادهم و ما جری علیهم و علی الاطفال من القتل و القسوة باعلانهم الحزن لذلک الفادح بکافة انواعه: من ندب و نداء و عویل و بکاء و ضرب بالاکف علی الصدور و بالحدید علی الرؤوس و الظهور الی غیر ذلک...؟
      الجواب: قد سئلت عن هذه قبل شهر تقریباً، فقلت فی الجواب: لا ینبغی الشبهة فی جواز الامور المذکورة فی السؤال بل و ادماء الرأس بالسیف بل لو افتی فقیه متبحر بوجوب ذلک کفایة فی مثل هذه الازمنة (التی صمم جمع فیها علی اطفاء انوار اهل البیت علیهم افضل الصلوات و السلام) لم یمکن تخطئته...»

استطاعت در حج، توان عرفی یا تکلیف به هر قیمت؟ - نقش امنیت راه و هزینه خانواده در وجوب سفر

7
  • «اگر صوفی آن چیزی است که جناب شیخ آخوند ملا حسینقلی دارد، ای کاش خداوند من را هم یک صوفی قرار بدهد!»

  • این کلام، کلام آقا شیخ عبدالله مامقانی است و بعد از این دیگر در نجف دهان همه نسبت به مرحوم آخوند ملا حسینقلی بسته شد و تعرضی نکردند. در این جزوه نوشته بود که ایشان فتوا بر وجوب داده و خودش در روز عاشورا همراه قمه‌زن‌ها، قمه می‌زده است! در صدور این فتوا از آقای ملا دربندی جای تعجب نیست، چون از اول حسابش درست بوده و [نسبت این فتوا به ایشان] مشکلی ندارد، ولی این فتوا نسبت به شیخ عبدالله مامقانی برای من خیلی جای تعجب داشت! این در حالی است که فتوای به استحباب را بسیار نقل کرده‌اند [نه وجوب].

  • نقد استدلال جزوه‌های قمه‌زنی

  • خلاصه، این جزوه‌ای بود که در قم پخش شده بود. غیر از این جزوه هم شخص دیگری (آقا سید مرتضی) نیز در این باب مطالبی در حدّ بیست صفحه، نوشته است که بیشتر راجع به جواز اخراج دم است ( چه به‌وسیلۀ سکّین باشد یا به هر وسیلۀ دیگر ) و این را در رابطه با روز عاشورا، جمع‌آوری کرده بود؛ تتبّعی کرده است ولی ازنظر استدلال قوی نیست و ضعیف بود. ظاهراً امروزه مخالفت‌های جدی با این مطالب روز مطرح می‌شود، چه در سطح عوام (یعنی در سطح افراد عادی) و چه در سطح فضلا.

  • روایت زیارت با کشتی و احتمال خطر

  • بسیاری از علمای سابق بر وجوب زیارت سیدالشهدا علیه‌السلام، ولو با احتمال خطر فتوا می‌دادند!1 مرحوم آقا ( رضوان‌الله‌تعالی‌علیه ) هم این مسئله را می‌فرمودند که بسیاری وجوب زیارت، ولو با احتمال خطر را فتوا می‌دادند. حتی در یک روایت وارد شده که به امام صادق علیه‌السلام عرض می‌کنند: یا ابن رسول‌الله إن بیننا و بین قبر جدک الحسین لبحرًا و ربما انکفأت بنا السفینة فی البحر...؛ «اگر به زیارت برویم، احتمال دارد که سفینه غرق بشود.»

    1. نقل دیدگاه فقها درباره وجوب زیارت
      دیدگاه مجلسی اول و دوم درباره زیارت
      در باب وجوب زیارت سید الشهداء علیه‌السلام عده‌ای از فقهاء عظام ( رضوان‌الله‌تعالی‌علیهم ) بدان قائل شده‌اند؛ البته بدون قید وجود خوف و احتمال خطر، اگرچه منصرف است به مورد عدم خوف و احتمال خطر که از جمله مرحوم علامه مجلسی اول در کتاب روضة المتقین، ج ۵، ص ۳۷۶ می‌فرماید:
      «یظهر من الأخبار الکثیرة وجوب زیارته علیه السلام و لهذا قال به جماعة من أصحابنا.»
      و فرزند ایشان در بحار الانوار، ج ۹۸، ص ۱ عنوان باب را این‌گونه قرار داده‌اند:
      «باب 1: أن زیارته صلوات الله علیه واجبة مفترضة مأمور بها و ما ورد من الذم و التأنیب و التوعد علی ترکها و أنها لا تترک للخوف.»
      و در صفحه ۱۰ همان جلد بعد از ذکر کثیری از اخبار می‌فرمایند:
      «ثم اعلم أن ظاهر أکثر أخبار هذا الباب و کثیر من أخبار الأبواب الآتیة وجوب زیارته صلوات الله علیه بل کونها من أعظم الفرائض و آکدها و لا یبعد القول بوجوبها فی العمر مرة مع القدرة و إلیه کان یمیل الوالد العلامة نور الله ضریحه و سیأتی التفصیل فی حدها للقریب و البعید و لا یبعد القول به أیضا و الله یعلم.»
      نقل نظر آل عصفور درباره زیارت
      و حسین بن محمد بحرانی آل عصفور، صاحب کتاب سداد العباد و رشاد العباد در ص ۴۰۴ می‌فرماید:
      «و تجب زیارة الحسین علیه السلام علی الرجال و النساء من القادرین علی ذلک للتعبیر فی جملة من المعتبرة و غیرها بأنه فریضة واجبة علی الرجال و النساء و من لم یقدر علی ذلک فلیجهز غیره...»
       انتهی.
      عنوان باب زیارت در وسائل الشیعة
      و صاحب وسائل الشیعة در ج ‌۱۴، ص ۴۴۳ می‌نویسد:
      «44 بابُ وُجُوبِ زیارَةِ الحُسَینِ و الأَئِمَّةِ علیهم‌السلام عَلی شیعَتِهِم کفَایةً.»
      استدلال علامه امینی درباره زیارت با احتمال خطر
      و مرحوم علامه امینی هم در حاشیه کامل الزیارات به نقل از کتاب (من وهج العشق الحسینی، ص ۴۲) می‌فرماید:
      و مما قاله العلامة الشیخ عبد الحسین الأمینی (رحمة الله علیه) صاحب الغدیر فی تعلیقه علی کتاب کامل الزیارات ص 261/ طبعة النجف الأشرف لسنة 1356 هـ: 
      «ذهب غیر واحد من الفقهاء و المحققین إلی جواز زیارة الحسین (علیه السلام) مع أی خوف و ضرر لإطلاق النصوص کما مرت فی بابها ص 125 و لعلّ التاریخ یملی علینا دروساً من عمل الأصحاب علی عهد الأئمة صلوات الله علیهم منضّمة بتقریرهم له یؤکد ما اختاره المحققون.
       و لقد حمل إلینا عن أولئک أنهم ما صدّهم عن قصد مشهد الحسین (علیه السلام) ما کابدوه من المثلة و التنکیل و العقوبة بحبسٍ و ضربٍ و قطع ید و هتک حرمة و قابلوها بجأشٍ طامن و لبّ راجح و شوق متأکد و هذا کتابنا ینطق علیک بالحق فی حدیثٍ مرّ فی ص 125 فی زیارة ابن بکیر و إتیانه لها من ارّجان من بلاد فارس خائفاً مشفقاً من السلطان و السعاة و أصحاب المسالح و هو من فقهاء الطائفة کما فی رجال الکشی.
       و فیما یأتی فی ص 276 من حدیث زیارة مثل محمّد ابن مسلم علی خوف و وجل و هو أکبر ثقة فی الطائفة عدّه الصادق (علیه السلام) من أوتاد الأرض و أعلام الدین و فی کلا الحدیثین فضلاً عن تقریر الإمام (علیه السلام) لفعلهما بیان ثواب جمیل لهما بذلک و نصّ علی أنّ ما کان من هذا أشدّ فالثواب علی قدر الخوف.
       و فی حدیث مرّ فی ص 116 فی زیارة مثل الحسین اللیثی الکوفی الذی أطبق الأصحاب علی ثقته و جلالته فی زمان بنی مروان فی الشدة و خوف القتل و تلف النفس کما صرّح بذلک فی حدیثه.
       و یدلّ علی مختار المحققین حدیث هشام بن سالم الثقة الجلیل المروی عن الصادق (علیه السلام) بطوله فی ص 123 من الکتاب و فیه تفصیل بیان ثواب عظیم لمن یقتل دون الحسین (علیه السلام) و أجر جمیل لا یستهان به لمن حبس فی إتیانه و جزاء جزیل لمن ضرب بعد الحبس فی قصد مشهده. إذن فلا ندحة من تعمیم الحکم علی جمیع ما ذکر و ان صعّد و صوّب فیه المهملجون.»
      توضیح ارجاعات نقل علامه امینی
      و للتنبیه و الفائدة أقول: إنّ أرقام الصفحات المذکورة فی هذا التعلیق تعود إلی کتاب کامل الزیارات طبعة النجف الأشرف لسنة 1356 هـ تحقیق و تعلیق العلامة الأمینی (ره) و أما الأحادیث التی أشار إلیها کحدیث ابن بکیر و حدیث محمد ابن مسلم وحدیث هشام بن سالم رضوان لله تعالی علیهم جمیعاً فهی مذکورة بتمامها وکمالها فی ضمن الروایات التی بین أیدینا والتی ذکرت قبل قلیل فی متن هذا الکتاب.
      گزارش تاریخی موانع زیارت و پایداری شیعیان
       ولا بدّ من الإشارة إلی ما تحمّله الشیعة عبر العصور فی سبیل زیارة أبی عبد الله (علیه السلام) وإحیاء أمره؛ إذ تفنّن الظالمون والجبابرة والطغاة فی أسالیب منع زیارة الحسین (علیه السلام) والتنکیل بزوّاره فمرةً اشترطوا علی الزائر قطع یمینه کی یسمحوا له بالجواز إلی مشهد أبی الأحرار صلوات الله علیه؛ وقدّمت الأیدی تلو الأیدی حتی نقلت الأخبار أن زائراً طلب منه الشرطة أن یقدّم یمینه للقطع فقدّم شماله فقالوا له: «نرید یمینک.» فأخرجها لهم مقطوعة وقال لهم: «قد قطعتموها فی الزیارة السابقة.» فقطعوا له شماله...!
       وتارة أخری یشترطون علی کل عشرة من الزوار أن یقتل واحد منهم وتسابق زوار أبی عبد الله صلوات الله علیه إلی الشهادة والموت.
       وثالثة اشترطوا فیها أن یقتل من کل ثلاثة زوارٍ أحدهم. واستمرّ الظلم بأشکالٍ مختلفة. واستمرت التضحیة والثبات والصمود إلی یومنا هذا.

استطاعت در حج، توان عرفی یا تکلیف به هر قیمت؟ - نقش امنیت راه و هزینه خانواده در وجوب سفر

8
  • حضرت می‌فرمایند: فقال: 

  • «لا بأس فإنها ان انکفأت، انکفأت فی الجنة؛1 اشکالی ندارد؛ در این‌صورت در بهشت وارد شده‌ای.»

  • تفاوت احتمال خطر با یقین به حادثه

  • حضرت با وجود احتمال غرق شدن چنین می‌فرمایند؛ البته یک‌وقت انسان یقین دارد که دچار حادثه و غرق می‌شود، در آن مورد نمی‌گویند: «حالا که یقین داری، برو!»؛ ولی احتمال غرق شدن در همه‌جا [و در هر سفر دریایی] هست و ممکن است آدم [برای امور تجارت و...] مسافرت برود و سفینه غرق بشود. لذا حضرت می‌خواهند بفرمایند: «این رفتن به زیارت با کشتی با سایر سفرها به جاهای دیگر چه فرقی می‌کند؟!» دریا، دریاست و مشیت و تقدیر هم که به‌دست خداست؛ آیا تو با احتساب وقوع در خطر احتمالی، دیگر مسافرت نمی‌کنی؟! می‌گویند که خواجه حافظ، لب دریا آمد و ترسید و برگشت و گفت:

  • چه آسان می‌نمود اول غم دریا به بوی سود***غلط کردم که این طوفان به صد گوهر نمی‌ارزد!2
  • بالاخره مردم مسافرت‌های دریایی دارند، ولی وقتی قضیۀ زیارت امام حسین علیه‌السلام پیش می‌آید، ترس از دریا به ذهنشان می‌آید! هنگامی‌که به او بگویند: «هزار تومان آن‌طرف جزیره است.»، زیر آبی هم شده می‌رود [تا به آن دست پیدا کند]، ولی نسبت به زیارت سیدالشهداء علیه‌السلام [می‌گویند:] «سفینه هست و احتمال خطر و خوف و... !»

  • بازگشت به استطاعت عرفی در حج

  • مسئلۀ استطاعت، مطلبی است که باید در آن معنای متفاهم عرفی در نظر گرفته شود. اگر شارع این استطاعت را در آیه نمی‌آورد، ما احتمال می‌دادیم که ولو با وجود خطر، حج واجب است. ﴿وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ﴾؛ «مردم باید به هر نحوی که شده ولو متسکعاً حج را انجام بدهند؛ ولو حبواً علی الثلج باید انجام دهند.»

  • تفاوت حج واجب پیشین با پیدایش استطاعت

  • البته روایاتی در مسائلی هست؛ مثلاً اگر شخصی در موارد خاص آن را انجام ندهد، ولو احتمال خطر است، باید غسل جنابت بکند؛ یا اینکه مثلاً کسی که حج انجام نداده درحالی‌که بر او واجب بوده و اهمال کرده است، سال بعد بأیّ‌نحوٍکان باید برود و حج انجام بدهد، ولو اینکه بمیرد؛ چون انجام نداده است.

    1.  مراسم عاشوراء شبهات و ردود، ص ۵۳.
    2.  دیوان حافظ، غزل ۱۴۷.

استطاعت در حج، توان عرفی یا تکلیف به هر قیمت؟ - نقش امنیت راه و هزینه خانواده در وجوب سفر

9
  • لذا در اینجا شارع قید استطاعت را آورده است تا اینکه بیان کند که این استطاعت، همان استطاعت عرفی است؛ یعنی همان‌طور که انسان در سایر سفرها با شرایط خاصّ خود، اقدام می‌کند و مراعات تخلیۀ سرب و امنیت طریق و مراعات صحت و مراعات قوت عیال و امثال‌ذلک را می‌نماید، در سفر حج نیز باید مثل سایر سفرها باشد.

  • تأمین نیاز خانواده پیش از سفر

  • کسی که قصد سفر دارد، عیال و زن و فرزندان خود را در گرسنگی و بدون قوت، یله و رها نمی‌گذارد و به مسافرت نمی‌رود؛ بلکه وقتی که می‌خواهد به مسافرت برود، باتوجه به مدت سفر، مثلاً یک هفته یا یک ماه و یا مثل مسافرت‌های قدیم که بیشتر طول می‌کشیده است، باید مایحتاج منزل را برای عیالش ذخیره کند؛ یا اینکه پول بدهد تا آنها مایحتاج خود را تهیه کنند. نباید بدون آن، خانواده را رها کرده و به سفر برود.

  • در روایات هم همین معنای از استطاعت که یک معنای متفاهم عرفی می‌باشد، بیان شده است؛ اگرچه فهم افراد از این مسئله تفاوت دارد.

  • روایت ابوالربیع شامی در تفسیر استطاعت

  • روایت سوم: یکی از آن روایات که کیفیت استطاعت را به‌همین‌نحو عرفی بیان کرده است روایت زیر است:

  • «عن أبی‌الرّبیع الشّامی قال سُئلَ أبوعبدالله علیه‌السلام عن قول الله عزّوجلّ: ﴿وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ البَيتِ مَنِ استَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا﴾ فقال: ”ما یقولُ النّاس؟“»1

  • از امام صادق علیه‌السلام در باب تفسیر و مراد از آیه سؤال می‌شود و امام قبل از پاسخ می‌پرسند: «مردم راجع به مسئلۀ استطاعت چه می‌گویند؟»

  • مثل اینکه آن موقع هم چنین شبهه‌ای بوده است که آیا استطاعت در حج به هر نحو و به هر کیفیتی است یا تفسیر دیگری دارد؟ البته در آن زمان نظر شدیدتری نسبت به استطاعت بوده است.

  • برداشت مردم از زاد و راحله

  • راوی گوید: «به امام گفتم که مردم می‌گویند: ”استطاعت همین الزّادُ و الرّاحلة2 است.“» 

  • یعنی اگر همین زاد و راحله را داشته باشد مطلب تمام است، دیگر قوت عیال و فرزندان را قائل نیستند و حتی اگر زن و بچه‌ات هم گرسنه ماند مشکلی ندارد! در آن موقع، استطاعت یک معنای متفاهم شدیدتری داشته است.

    1.  وسائل الشیعة، ج ۱۱، ص ۳۷.
    2. همان.

استطاعت در حج، توان عرفی یا تکلیف به هر قیمت؟ - نقش امنیت راه و هزینه خانواده در وجوب سفر

10
  • اشاره به شرایط سفر با هواپیما

  • الآن می‌گویند: «باید طیارۀ ۷۴۷ باشد، والاّ اگر سفر با طیاره‌های دیگر باشد، استطاعت ندارد!» البته با وضعیت فعلی که هواپیماها به کوه می‌خورد (در اینجا البته) و می‌گویند: «خبطِ خلبان بوده است!» شاید هم باید گفت که: «کوه جابجا شده است!» چند وقت پیش عکسش هم بود و ما دیدیم؛ گفته بودند که وضعیت هم مناسب نیست ولی گفته بودند: «باید برود.» آمد و هواپیما زمین خورد؛ البته مسافران صدمه‌ای ندیدند. این هواپیماها که اشکالی ندارد و مسئله‌ای نیست! مال بیت‌المال با این کیفیت [از بین برود]!

  • پاسخ امام درباره حفظ قوت خانواده

  • فقال أبوعبدالله علیه‌السلام؛ امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: «قد سُئلَ أبوجعفرٍ علیه‌السلام عن هذا؛ از امام باقر علیه‌السلام راجع به این قضیۀ استطاعت سؤال شد.» امام فرمودند: 

  • «فقال هلک النّاسُ إذًا؛ [یعنی] اگر مطلب این‌طوری که مردم می‌گویند باشد و شخص فقط زاد و راحله داشته باشد و زن و فرزندان، بدون قوت رها شوند، آنها به هلاکت می‌افتند و می‌میرند!»

  •  «لئن کان مَن کان له زادٌ و راحلةٌ قدر ما یقوتُ عیالَهُ و یستغنی به عن النّاس ینطلِقُ إلیهم فیسلُبُهم إیاهُ لقد هلکوا إذًا»؛ 

  • «شخص اگر از زاد و راحله فقط به مقداری مال داشته باشد که قوت عیالش را تأمین می‌کند، اگر بخواهد در مدت رفت و برگشت از سفر آن را هم بردارد و صرف حجش کند، دیگر برای آنها چیزی نمی‌ماند و در این‌صورت به هلاکت می‌افتند.»

  • توان مالی با حفظ هزینه عیال

  • سپس از امام سؤال کردند: «فقیل له فما السّبیلُ؟؛ پس مراد از سبیل و استطاعت چیست؟» 

  • حضرت فرمودند: 

  • «السّعَةُ فی المالِ إذا کان یحُجُّ ببعضٍ و یبقی بعضًا لقوتِ عیالِه؛ سعه در مال را می‌گویند؛ به‌این‌نحو که مال باید به‌مقداری باشد که بتواند با قسمتی از آن حج را به‌جا آورد و باقی‌مانده را برای قوت عیال خویش نگاه دارد.»

  • تمثیل نصاب زکات در توضیح توان مالی

استطاعت در حج، توان عرفی یا تکلیف به هر قیمت؟ - نقش امنیت راه و هزینه خانواده در وجوب سفر

11
  • بعد حضرت فرمودند: 

  • «ألیس قد فرَضَ اللهُ الزّکاةَ فلم یجعَلها إلَّا علیٰ مَن یملِک مِائتَی درهمٍ؟!؛ [آیا خداوند زکات را واجب نکرده است مگر بر کسی که دویست درهم را مالک باشد (یعنی دارای نصاب باشد)؟!]»

  • تأیید معنای عرفی استطاعت در روایت

  • از این روایت استفاده می‌شود که استطاعتی که در آیه ذکر شده، همین استطاعت عرفی است؛ نه‌اینکه زائد بر آن متفاهم عرفی مراد باشد. در عرف هم وقتی که بخواهند مسافرت کنند، اول قوت عیال را نگه می‌دارند بعد مسافرت می‌کنند. مسئلۀ حج هم به‌همین کیفیت است. اگرچه [آن‌طوری که از روایت استفاده می‌شود] آن‌موقع در عرف، آنها این مسئلۀ استطاعت را یک‌مقداری شدیدتر درنظر می‌گرفتند و حتی وجود زاد و راحله، بدون قوت عیال را به استطاعت برمی‌گرداندند؛ ولی امام در اینجا می‌فرماید که قوت عیال هم باید در اینجا محفوظ باشد.

  • اهمیت فضای صدور روایت در فهم حکم

  • یک فقیه و مجتهد، باید این نکته را همیشه درنظر داشته باشد و هنگامی‌که می‌خواهد فتوایی بدهد، باید خود را در حال و هوا و فضای آن‌موقع [و ظرف زمانی روایت] قرار بدهد؛ توجه کند که در آن‌موقع، این مفهوم در چه حال و هوایی در بین افراد و اصحاب امام علیه‌السلام مطرح بوده است و در بین عرف این مفهوم چه جایگاه و موقعیتی داشته است.

  • وقتی که انسان روایات را باتوجه به این مسئله بررسی کند، یا فقط همین یک روایت از امام صادق علیه‌السلام را بفهمد، چطور می‌تواند در مورد استطاعت فتوا دهد که شخص حتماً باید دارای یک فعلیت زائدِ از آنچه در روایات است باشد تا حج واجب شود؟!

  • نقد اسقاط استطاعت پیش از ماه‌های حج

  • بعضی مطلب را تا بدان‌جا رسانیده‌اند که می‌گویند: «مسئلۀ استطاعت فقط در اشهُر حج است و شخص می‌تواند قبل از اشهر حج، استطاعت را از خودش اسقاط کند!» من‌باب‌مثال، اموالش را به زنش ببخشد تا هنگامی‌که اوایل ذی‌الحجه بگذرد و بعد دوباره اموال را به او برگرداند، یا من‌باب‌مثال اموال را به این و آن و یا به مکان‌های خاص اعطا کند تا از استطاعت بیفتد. از آقایان سؤال کردند و آنها هم فتوا به جواز و عدم اشکال آن داده‌اند!

استطاعت در حج، توان عرفی یا تکلیف به هر قیمت؟ - نقش امنیت راه و هزینه خانواده در وجوب سفر

12
  • این قضیه نشان می‌دهد که آن شخصی که این فتوا را داده است، به اندازۀ یک جو نیز از شرع چیزی نفهمیده است! این شخص، گمان کرده است که می‌توان قبل از اشهُر حج خود را از استطاعت خارج کرد و بعد که موضوع و شرایط آن از بین رفت، دیگر وجوب حج مترتّب نیست!1

  •  

  • اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد

    1. روایت نکوهش تأخیر حج با وجود توان مالی
       من لا یحضره الفقیه، ج‌ ۲، ص ۴۴۸، ح ۲۹۳۶:
      «روی علی بن أبی‌حمزةَ عنه علیه‌السلام أنّه قال: ‌”مَن قدر علی ما یحُجُ‌ به‌ و جعل یدفعُ ذلک و لیس له عنه شغلٌ یعذرهُ الله فیه حتّی جاء الموتُ فقد ضَیعَ شریعةً من شرائع الإسلام.“»