قواعد فقهیه

قاعده «لا ضرر و لا ضرار» (5) - نقد و بررسی نظریۀ آیت‌اللـه سیستانی در تبیین قاعده (تعداد جلدها :6)

پدیدآور آیت‌اللَه سید محمدمحسن حسینی طهرانی

توضیحاتآیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و تحلیل جامع قاعده لاضرر و تفاسیر آن از نگاه آیت‌الله سیستانی می‌پردازد. مبحث با تبیین ضرورت وجود ضمانت اجرا در احکام اجتماعی و مدنی شارع آغاز می‌شود تا مشخص گردد چرا شارع در کنار جعل احکام، باید ابزارهای اجرایی و بازدارنده نیز قرار دهد. در ادامه، مفاد حدیث لاضرر به دو محتوای مجزای فردی و اجتماعی تقسیم می‌شود. بخش نخست به تبیین مفهوم لاضرر به عنوان نفی تسبیب شارع به نقصان و ضرر در احکام فردی اختصاص دارد و بخش دوم به بررسی لاضرار و ضرورت جعل احکام بازدارنده مانند تحریم مولوی و حکم به تدارک برای جلوگیری از ضرر به دیگران می‌پردازد. در پایان نیز تفاوت مبنایی میان حیثیت فاعلی در ضرار و مفهوم عدمی در ضرر تبیین شده و به دسته‌بندی موضوعات و احکام مقارن با این قاعده اشاره می‌شود.

توضیحاتدیدگاه آیت‌الله سیستانی درباره قاعده لاضرر و تبیین کاربرد نفی در لای نفی جنس از سوی آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بررسی شده است. بحث با دسته‌بندی معانی مختلف نفی موضوعی و احکام مترتب بر آن آغاز می‌شود و در ادامه، تفکیک دقیق میان معنای تطابقی الفاظ و مقاصد باطنی متکلم تشریح می‌گردد. استاد با تحلیل ماهیت حقیقی امر و اقسام طلب، به نقد نظریه عموم المجاز پرداخته و تفاوت میان معنای حقیقی، مجاز و کنایه را تبیین می‌کند. در بخش پایانی، دلالت اقتضاء در اوامر بدون نیاز به قرینه زائده و چگونگی جریان اصل در دوران بین امر مولوی و ارشادی از منظر این دیدگاه تبیین شده و به مبانی اصولی آن پرداخته می‌شود.

توضیحاتبحث درباره مبانی اصولی اوامر و نواهی و نقش وعید بر فعل و ترک در استنباط احکام است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بررسی می‌کنند که آیا وعید بر ترک، مقوم وجوب است یا اینکه الزام از حکم عقل انتزاع می‌شود. تبیین می‌شود که برخلاف نظر مشهور اصولیون، جعل وعید به دست شارع نیست، بلکه عقل مخاطب بر اساس القای اوامر و نواهی، حکم به وجوب و استحقاق عقاب در صورت تخطی می‌کند. همچنین به تفاوت مراتب تکالیف میان عوام و خواص اشاره می‌شود؛ در حالی که انگیزه عوام اغلب ترس از عذاب یا طمع در پاداش است، اولیاء الهی تکالیف را صرفاً بر اساس مرتبه قرب و بندگی انجام می‌دهند. در ادامه، دلالت لسان نفی و اثبات در آیات بر جعل وسایل اجرایی مورد نقد قرار می‌گیرد و تبیین می‌شود که احکام اجتماعی برای حفظ نظام از قواعد دیگری تبعیت می‌کنند.

توضیحاتبحث پیرامون تبیین احکام تکوینی و اعتباری در فقه و تحلیل موارد مختلف در تعیین محتوای کلام و قاعده لاضرر است. در این مبحث، آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی تفاوت‌های میان ماهیات اعتباری مانند عقود و ایقاعات و ماهیات تکوینی پرداخته و نحوه ارشاد بودن احکام در امور اعتباری به ترتّب یا عدم ترتّب اثر قانونی را تشریح می‌کنند. در ادامه، نیازمندی ماهیات اعتباری به حمایت‌های قانونی اجتماع و حکومت، مانند معاملات منقول و غیرمنقول، مورد بحث قرار می‌گیرد. همچنین موارد شش‌گانه در تعیین محتوای کلام، از جمله ماهیت خارجی، تقیید متعلق امر و نهی، و مسائل مرتبط با امر عقیب الحذر و قاعده لاضرر و لاضرار تحلیل شده و دیدگاه‌های مختلف پیرامون حقیقی یا مجاز بودن استعمال صیغه امر در این موارد بررسی و دسته‌بندی می‌شود.

توضیحاتبحث درباره تبیین دقیق معنای فقهی و ماهیت خارجی ضرر در قاعده لاضرر است که آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی آن را مطرح می کند. ابتدا موضوعات احکام و تفاوت میان ماهیت های اعتباری و حقایق خارجی و تکوینی بررسی می شود تا مشخص گردد ضرر جزء کدام دسته از موضوعات است. در ادامه، این مسئله تحلیل می شود که آیا ضرر ماهیتی مرغوب الیها است که نیاز به جعل حکم تحریمی مولوی داشته باشد یا ماهیتی مرغوب عنها است که با نفی تسبیب و نفی احکام موجب ضرر سازگارتر می باشد. همچنین نقد مبنای دواعی نفسانی و اثبات این نکته که احکام شریعت بر اساس بنای عقلا شکل گرفته اند مورد بحث قرار می گیرد. در پایان، با بررسی دلالت ضرر به عنوان اسم مصدر و دلالت بر منقصت و نقص خارجی، نتیجه گیری می شود که مفاد قاعده لاضرر نفی احکام و قوانین موجب ضرر از سوی شارع است.

توضیحاتآیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفاد قاعدۀ لاضرر و لاضرار می‌پردازند. بحث با بررسی معنای اسم مصدری ضرر آغاز می‌شود که دلالت بر نفی تسبیب به ضرر و نفی جعل حکم ضرری در شریعت دارد. در ادامه، تفاوت میان لاضرر به معنای نفی احکام ضرری و لاضرار به معنای حرمت اضرار به دیگران تشریح می‌شود. استاد با تأکید بر اهمیت حفظ نظام اجتماع و عدالت اسلامی، وظایف حاکم شرع در پیگیری تخلفات، اجرای تعزیرات و تدارک خسارت‌ها را تبیین می‌کنند. در نهایت، احکام اجتماعی اسلام از احکام فردی تفکیک شده و ضرورت نقش‌آفرینی حاکم در اجرای این قواعد تبیین می‌شود.