قواعد فقهیه
قاعده «لا ضرر و لا ضرار» (3) - معنا و مفاد ضرر و ضرار (تعداد جلدها :3)
توضیحاتضرر در نگاه عرف موضوع این گفتار آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. او از تفاوت معنای لغوی ضرر با تشخیص عرفی آن آغاز میکند و توضیح میدهد که یک تعریف لغوی مانند تنگی یا نقص، همۀ مصداقها را به تنهایی روشن نمیکند. در نمونههای معاملۀ کوچک و هزینۀ حج نشان میدهد که اثر یک کاهش مالی برای افراد و موقعیتهای مختلف یکسان نیست؛ از این رو باید به معیار کلی و کاربرد آن در هر مورد توجه کرد. سپس پرسش از رابطۀ لغت، عرف و روایات را مطرح میکند و میان عرفهای متغیر و بنای عقلایی مشترک تمایز میگذارد. مثال قواعد رفتوآمد در کشورها نشان میدهد که قراردادهای اجتماعی میتوانند متفاوت باشند، در حالی که اصل رعایت حق دیگران پابرجاست. این بحث راهی برای فهم دقیقتر موضوع ضرر و اهمیت قاعدۀ لاضرر در مسائل فقهی پیش مینهد.
توضیحاتضرار و چگونگی فهم معنای آن، محور این گفتار آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. بحث با معنای ضرر و نقش تشریع و عرف در تشخیص آن آغاز میشود و سپس به احتمال زیان متقابل در معنای ضرار میرسد. تفاوت جبران خسارت با وارد کردن زیان اضافی، زمینه بررسی کاربردهای گوناگون باب مفاعله را فراهم میکند. در ادامه، نظریهای بررسی میشود که تفاوت این معانی را به ماده واژه و مبدأ پنهان آن نسبت میدهد. مثال تاجر، مجتهد و کلید نشان میدهد چگونه حرفه، توانایی و قابلیت در معنای برخی واژهها مطرح میشوند. سپس کاربرد تجارت در آیات قرآن و تفاوت اسم با فعل، برای نقد این نظریه به کار میرود. بحث پایانی درباره ثبوت فعل و انتظار وقوع در ماضی و مضارع، به رد تعمیم مبدأ پنهان و پذیرش کاربردهای مختلف مفاعله پیوند میخورد.
توضیحاتقاعده لاضرر و لاضرار در این گفتار با تمرکز بر معنای دو واژه ضرر و ضرار بررسی میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی از کاربردهای لغوی آغاز میکند و دیدگاههای مشارکت، قصد، تعدی، تأکید و استمرار را در معنای باب مفاعله میسنجد. سپس نشان میدهد که تفسیر ضرار به استمرار، با پرسش از فایده نفی دوباره زیان روبهروست. احتمال تفسیر آن به تلافی نیز با آیات عدالت در قصاص پیوند مییابد، اما روایت سمره و کاربردهای قرآنی مضارّه، محدودکردن این واژه به زیان متقابل را به چالش میکشند. بحث سرانجام به تمایز نفی خود ضرر از نفی زیانرساندن به دیگران میرسد؛ تمایزی که هم حکم زیانبار تحمیلشده از ناحیه تشریع و هم آسیبرسانی فرد به فرد را روشن میکند. پرسش از تحریمی یا وضعی و مولوی یا ارشادی بودن حکم، برای ادامه بحث باقی میماند.