115

معنای حق و یاطل و اختصاص اربعین به سیدالشهداء علیه السلام

15995
مشاهده متن

پدیدآورآیت‌اللَه سید محمدمحسن حسینی طهرانی

گروهعنوان بصری

مجموعهخسران وبطالت عمر

تاریخ 1426/03/28


توضیحات

وضوع: اختصاص حقيقت عزت و علو به پروردگار متعال . شرح فقره: و لا يدع أيّامه باطلاً. 1 بيان مراد امام صادق عليه‌السلام از فقرۀ: ولا يطلب ما عند الناس عزّاً و علوّاً و اينكه مراد از طلب در عبارت امام صادق عليه‌السلام اموريست كه داراي صبغه و رنگ شرعي و الهي هستند. 2 چگونه انسان در موقعيتي قرار مي‌گيرد كه در مسير و راه خداوند متعال حركت مي‌كند بدون خداوند متعال و بدون اتصال ضمير او به مبدأ و حقيقت توحيد. 3 ذكر برخي از فضائل و كمالات روحي مرحوم آقا سيد احمد كربلايي و بيان فرمايش ايشان هنگامي كه به ايشان پيشنهاد مرجعيت شده بود. 4 يكي از مسائل بسيار مهم در راه سير و سلوك الهي اين است كه عمل افراد بر اساس وظيفه و تكليف خود، ايشان را از اتصال به مبداء و حقيقت توحيد پروردگار متعال باز ندارد. 5 تأكيد اولياء الهي بر اينكه ابزار و تجهيزات پيشرفته زمان نبايد به عنوان شبكه و دام براي سالكان راه الهي قرار گيرد، بلكه بايد در راستاي رساندن ايشان به اهداف عالي و تكاملي بكار گرفته شوند. 6 در فرهنگ شيعه مراسم اربعين اختصاص به سيدالشهداء عليه‌السلام داشته و اقامۀ آن براي غير از حضرت جايز نمي‌باشد. 7 فاصله گرفتن مجالس ترحيم و تذكّر از دستورات و حقايق اسلامي و نزديك شدن به اعتباريات عالم دنيا و تعلقات آن. 8 بيان برخي از ادله نقلي و تاريخي كه دلالت بر اختصاص مراسم اربعين به سيدالشهداء عليه‌السلام مي‌كند. 9 ذكر سخني از دكتر ناصر اتفاق مبني بر آثار سوء و مخرّب اكتشافات و اختراعات بشر. 10 بيان مراد امام صادق عليه‌السلام از عبارت: و لا يدعُ اَيّامه باطلاً 11 يكي از مسائلي كه بسيار در كلام اولياء و عرفاء الهي بدان تأكيد شده است عدم گذران عمر و حيات بر بطالت مي‌باشد. 12 بيان معناي حق و باطل بر اساس آيۀ 30 سورۀ مباركه لقمان:( ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الْباطِلُ)

/21
پی دی اف پی دی اف موبایل ورد صوت

معنای حق و یاطل و اختصاص اربعین به سیدالشهداء علیه السلام

1
  •  

  • هوالعلیم

  •  

  • معنای حق و یاطل و اختصاص اربعین به سیدالشهداء علیه السلام

  •  

  • شرح حدیث عنوان بصری – حسران و بطالت عمر – جلسه115

  •  

  • بیانات

  • آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی

  • قدس الله سرّه

  •  

معنای حق و یاطل و اختصاص اربعین به سیدالشهداء علیه السلام

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم‌

  • وصلّى الله على سیّدنا و نبیّنا أبى‌القاسم محمّد

  • وعلى آله الطّیّبین الطّاهرین و اللعنة على أعدائهم أجمعین‌

  •  

  • امام صادق علیه‌السّلام در تتمۀ فرمایشاتشان به عنوان بصری می‌فرمایند: «و لا یَدَعُ أیّامَهُ باطلاً؛ نباید روزگار خود را به بطالت بگذراند»، پس از اینكه فرمودند: «نباید در مطلب خودش به‌دنبال تفاخر و تكاثر باشد.» نباید در عملی كه انجام می‌دهد به دیگران فخر بفروشد و نباید نسبت به كارهایی كه می‌كند، مباهات كند كه ما این كارها را انجام می‌دهیم و این كارها را می‌كنیم و یا اینكه آنچه را كه از نعمت‌های الهی در دست مردم است، به‌خاطر عزت و بزرگ‌منشی و به‌خاطر استعلاء (برتری جویی بر دیگران) نخواهد. كه راجع به این فقرات خدمت رفقا صحبت شد.

  • و عرض شد منظور امام صادق علیه‌السّلام این نیست كه این شخص آنچه را كه در اختیار مردم از معاصی و از امور حرام بَیّن و روشن است، آنها را بخواهد و دلیلی ندارد. شخص دزد و سارق آنچه را كه به‌دست آورده است، حرام است. حالا امام كه نمی‌فرمایند به‌اینكه این شخص آنچه را كه در دست این سارق رسیده و به دست این دزد اندوخته شده است، آنها را بخواهد، این معنا ندارد. یا اینكه فرض كنید كه اگر شخصی از روش حرامی به یك مال رسیده است، مثلاً قضاوت به حرام كرده است و مالی به‌دست آورده است، در قضاوت رشوه گرفته است و حكم را به‌نحوی به طرف یكی از دو طرف جاری كرده است، این مال سُحت است و حرام. معنا ندارد كه امام صادق علیه‌السّلام بفرماید كه انسان دنبال یك چنین چیزهایی برود، و تفاخر و تكاثر اصلاً در آن معنا ندارد. آن از اصل حرام است و جهنم و عقاب الهی است و از اصل موجب خسران و بدبختی و مخالفت با حكم ظاهری و بتّی شرعی است.

  • یا اینكه فرض كنید شخصی به‌واسطۀ قهر و غلبه و ظلم بر افراد و قتل و تهمت بر افراد و اقران خودش به منصبی می‌رسد، مانند حكّام و پادشاهان كه از هیچ تهمتی برای رسیدن به مطلوب دریغ ندارند و از هیچ قتلی و از بین بردن افراد سر راه خودشان، ابایی ندارند. حالا امام بفرماید سالك نباید ‌چنین ادعایی بكند، این خیلی بی‌معناست و هیچ توجیهی برای این مطلب نیست. فرض كنید كه یكی مانند مغول یا چنگیز یا همین حُكّام ظالم مثل تیمور و امثال‌ذلك كه اینها بنای حكومتشان بر سفك دماء و از بین بردن افراد و قتل و غارت و وحشی‌گری و از بین بردن اعراض و نوامیس مردم استوار بوده است، حالا امام بفرماید كه انسان چنین حكومتی را نباید تقاضا كند. خب بفرمایید شما تقاضا هم بكنید تا ببینید چه گیرتان می‌آید، ایرادی ندارد!

معنای حق و یاطل و اختصاص اربعین به سیدالشهداء علیه السلام

3
  • بلكه مقصود امام علیه‌السّلام در این‌گونه موارد، آن موقعیت‌هایی است كه یك صورت ظاهر شرعی دارد. یعنی فرض كنید كه شخص از راه حلال به مال و منالی رسیده است، و انسان تقاضا كند ای‌ كاش من هم جای او بودم كه به چنین مالی دسترسی پیدا می‌كردم، این غلط است. یا اینكه فرض کنید که شخص از راه صحیح به منصبی رسیده و به موقعیتی رسیده و مرد دانشمندی بوده است و در حرفه و مهنۀ خودش سرآمد بوده؛ حالا او را رئیس سازمانی كرده‌اند، رئیس بیمارستانی كرده‌اند، رئیس دانشگاهی كرده‌اند، رئیس حوزه‌ای كرده‌اند، رئیس مجمعی كرده‌اند، رئیس جای تجارتی كرده‌اند، رئیس مدیریتی كرده‌اند كه رسیدن به آنجا از نظر ظاهر اشكال ندارد، امام می‌فرماید: نباید دنبال این قضیه بروی. باید بالاتر از این فكر كنی و به بالاتر از این بیندیشی. ای كاش به‌جای او بودم یعنی چه؟! برو خدا را شكر كن كه به‌جای او نیستی و این همه وزر و وبال دامن تو را نخواهد گرفت. دو روز در این دنیا می‌توانی در این مناصب بمانی، روز سوم را چه می‌كنی؟! روز سوم را چگونه می‌توانی به‌سر بیاوری؟!

  • یا اینكه فرض کنید که انسان به یك مرتبۀ علمی دست پیدا کند. در مقدمۀ كتاب توحید علمی، مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ در احوالات مرحوم آقا سید احمد كربلایی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ می‌فرمایند كه ایشان در یك مرتبه‌ای بود كه شبهۀ مرجعیت ایشان پس از مرحوم میرزای شیرازی (میرزای دوم) مطرح بود.1 یعنی ایشان از نظر علمی در ‌چنین حدی بود. درعین‌حال اهل توحید بود و اهل عرفان بود و آن مرام و ممشای حوزوی خود را در مسائل توحیدی پیاده می‌كرد و این خیلی مسئلۀ مهمی است!

  • چگونگی سیر و سلوک راه خدا بدون خدا و با خدا

  • آنچه كه امروز و جلسات دیگر می‌خواهیم به آن بپردازیم، این نكته است كه چطور می‌شود انسان راه خدا را بدون خدا برود و چطور می‌شود انسان راه خدا را با خدا برود؟ همان راه خدا را می‌رود، ولی هیچ از خدا در آن راه، خبری نیست. همان عمل را انجام می‌دهد، ولی در آن عمل خدایی وجود ندارد. ضمیر او از اتصال به مبدأ تُهی است، سِرّ او از اتصال به توحید خالی است. خدا، می‌گوید ولی در این خدای او، شیطان نهفته است. نماز می‌خواند، ولی در این نماز به بت‌های درونی و هواهای خود سجده می‌كند. در محراب و منبر به تبلیغ دین اشتغال دارد، ولی تمام این تبلیغات برای بزرگداشت خود و شخصیت خود توجیه شده است.

    1. رجوع شود به توحید علمی و عینی، ص 23.

معنای حق و یاطل و اختصاص اربعین به سیدالشهداء علیه السلام

4
  • ذکر احوالی از مرحوم آقا سید احمد کربلایی رضوان الله علیه

  • مرحوم كربلایی، عارف نامداری بود كه اشتغالش را به علوم آل محمّد در راستای تحقیق اهداف اهل بیت علیهم‌السلام به‌كار گرفته بود. و این، نكتۀ امتیاز بین ایشان و بین سایر افرادی بود كه كم و بیش در این جلسات از آنها صحبت شد. این مرد وقتی‌ كه برای او شبهۀ مرجعیت می‌خواهد پیش بیاید، چنین شخصیتی می‌فرماید: «اگر قرار است كه شخصی به‌واسطۀ مرجعیت به جهنم برود، مَن بِه الكِفایة بحمدالله موجود است.»1 یعنی به‌واسطۀ مرجعیت و گرفتاری به امور كاذب دینی مردم، نه امور حقیقی‌شان، و اشتغال كاذب و انصراف از خود، اشتغال به امور دینی به بهای از دست دادن امكانات خود و اوقات خود و اتصال خود و پرداختن به خود، این راهی جز جهنم نیست.

  • خیلی عجیب است كه چطور انسان می‌تواند با حفظ موقعیت‌های اجتماعی، آن واقعیت را برای خود لحاظ كند و چطور انسان به‌واسطۀ اعتبارات اجتماعی، آن حقیقت و واقعیت را از خود نفی كند و از خود سلب كند! ما باید خیلی حواسمان را جمع كنیم‌ و خیلی باید مواظب باشیم كه اشتغال به امور دنیا یعنی اموری كه در این دنیا واقع می‌شود ـ نه‌اینكه مقصود از امور دنیا، امور لهو و لعب و تفاخر و تكاثر و امثال ذلك است، [بلكه] آنچه را كه خدای متعال در این دنیا از باب تكلیف و وظیفه برای هر شخصی مقرر كرده است ـ ما را از آن حقیقت باز ندارد و از آن واقعیت باز ندارد.

  • مقصود امام صادق علیه‌السّلام در این عبارات عجیب و غریب این نكته است كه به ما هشدار دهد كه چگونه اشتغال به امور دنیا ـ حتی اموری كه ممدوح است و اموری كه از نظر ظاهر ایرادی به آن نیست، اموری كه از نظر ظاهر قابل توجیه است، صبغه و لون الهی دارد، رنگ الهی دارد، به هر كس كه بگویند می‌پسندد و تمجید و تحسین می‌كند ـ و چطور در نفسِ اشتغال به دنیا، انسان از خدا غافل است و هیچ بهره‌ای ندارد.

    1. رجوع شود به توحید علمی و عینی، ص 23.

معنای حق و یاطل و اختصاص اربعین به سیدالشهداء علیه السلام

5
  • امروزه، وسایل و مخترعات باید در راستای تکامل و آرامش افراد باشند

  • من یك مثال را برای رفقا خیلی زدم و خیلی می‌زنم و الآن هم این را می‌گویم و چندی پیش هم عرض كردم. انسان از این وسایلی كه می‌خواهد استفاده كند و این وسایلی كه امروزه به‌دست می‌آید و كشف می‌كنند، اختراع می‌كنند، درست می‌كنند. تمام اینها برای چیست؟ برای خدمت به اهداف و امور و مایحتاج انسان است كه در اینجا به‌كار ببرد. یكی از این وسایل فرض كنید كه وسیلۀ سواری است، ماشین سواری است. انسان ماشین را می‌گیرد، وسیلۀ سواری و نقلیه را می‌گیرد برای اینكه به كار و حاجتش برسد. حالا همین وسیلۀ سواری، انسان را در دام خودش گرفتار می‌كند؛ نشسته و می‌خواهد استراحتی بكند، یك‌دفعه زن و بچه می‌گویند: «آقا ما را اینجا ببر! حالا كه ماشین گرفتیم پس در آنجا هم شركت كنیم، حالا كه ماشین داریم پس برویم در آن جشن هم شركت كنیم، حالا كه ماشین داریم پس یك مسافرت دو روزه هم برویم.» می‌گوید: «بابا صبر كن! خسته‌ام، بگذار استراحت كنم.» می‌گویند: «نه نمی‌شود! حالا كه ماشین داریم دیگر چه عذری داری؟ دیگر چه بهانه‌ای می‌توانی بیاوری؟» درست! همین ماشین، انسان را از خود می‌گیرد و به خود مبتلا می‌كند، درحالی‌كه ماشین یك وسیلۀ نقلیه است.

  • فرهنگ صحیح استفاده از موبایل

  • یكی از این وسائل همین موبایل است، همین تلفن‌های موبایل! این وسیله خیلی وسیلۀ خوبی است. انسان در خیلی از اوقات دسترسی به تلفن ندارد و نیاز دارد. ولی همین‌كه موبایل در جیب انسان می‌آید، انسان مانند آدم‌های معتاد و هروئینی که هستند، معتاد خود موبایل می‌شود، هر كسی زنگ می‌زند فوری گوشی را برمی‌دارد. حالا اگر فرض کنید كه بندۀ خدا یك جایی می‌رفت، كاری نداشت و از مسافتی می‌رود و به‌ جای دیگر می‌خواهد برسد، و در ماشین كه تلفن نیست، و این بندۀ خدا راحت برای خودش می‌رود، در افكار خودش، در حال خودش، در سكوت و آرامش خودش است، اما تا صدای موبایل بلند می‌شود، یك‌دفعه از آن طرفِ خط یك نفر تلفن می‌كند و همۀ اعصاب این را به‌هم می‌ریزد. خب این چه وسیله‌ای شد؟! حالا خدا نكند كه انسان این وسیلۀ موبایل را خاموش بكند، باید بیاید حساب و جواب بدهد؛ آقا موبایلتان خاموش بود! چه شده، چه قضیه‌ای هست و دیگر تا همین حد مطلب را نگه داریم و لابدّ آقایانی كه مبتلا هستند، خودشان بهتر می‌دانند. این موبایل یك وسیله‌ای برای ابتلاء شده است.

معنای حق و یاطل و اختصاص اربعین به سیدالشهداء علیه السلام

6
  • به قول یكی از دوستان مرحوم آقا كه می‌گفت: «رفتیم فلان وسیله را بخریم، فلان وسیله ما را خرید.» آدم می‌رود موبایل بخرد، موبایل او را می‌خرد. یعنی چه؟ یعنی تمام زندگی او را در اختیار خودش قرار می‌دهد. موقع نماز، همین‌كه می‌خواهد نماز بخواند، موبایل زنگ می‌زند. زنگ زدن همان و فوت نماز همان، حالا متوجه شدید؟!

  • تا می‌خواهد به یك مطلب گوش بدهد، جلو می‌آید و نیم ساعت صحبت می‌کند؛ همین‌كه می‌خواهد مطلب را بشنود، یك‌دفعه موبایل زنگ می‌زند، اگر برندارد باید الك و فلك را به‌هم ببافد و اگر بردارد، تمام مطالبی كه به گوشش رسیده، همه ازدست می‌رود. انسان با خاطر ناآرام كه نمی‌تواند چیزی بفهمد، و با خاطر مشوّش كه چیزی در ذهنش نمی‌رود. پس این خودش برای انسان یك بلا می‌شود، بلا!

  • هر مسئله‌ای باید فرهنگ خاص خود را داشته باشد

  • اینكه من خدمت رفقا عرض می‌كنم ما باید برای هر چیزی یك فرهنگ خاص خودش را داشته باشیم، برای همین است که انسان این وسایل امروزی یا غیر امروزی را به‌جای اینكه در راستای اهداف و تكامل خودش به‌كار بگیرد، خود اینها می‌آیند و بلای برای آرامش انسان و بلای برای آسایش انسان و بلای برای حركت انسان می‌شوند و حركت انسان را متوقف می‌كنند و آرامش انسان را متوقف می‌كنند.

  • غنیمت شمردن توفیق حضور در مجلس بزرگان

  • حالا ما این حرف‌هایی كه می‌زنیم، خب ما مثل رفقا در همین جمع دوستانه و محفل انس این مطلب را می‌گوییم و بنده مسایلی را در زمان مرحوم آقا در كنار مرحوم آقا دیدم. یادم است در زمان مرحوم آقا ـ رضوان الله علیه ـ آن مرد بزرگ و آن رجل الهی با آن وقتی‌ كه داشت و با آن موقعیتی كه داشت، بعضی از افراد از شهرستان‌ها برای دیدن ایشان می‌آمدند و ایشان مشغول صحبت با آنها و اختلاط با آنها و گرم گرفتن با آنها می‌شد كه یك‌مرتبه تلفن زنگ می‌زد. چه شد؟! شریك این آقا، چای‌فروش در طهران است و ایشان شماره تلفن این آقا را داده و تلفن می‌زند. از جلوی مرحوم آقا بلند می‌شد و می‌رفت که جواب شریكش را بدهد. التفات می‌كنید! كار به كجا باید برسد! و ایشان هم چیزی نمی‌گفتند؛ مثلاً می‌فرمودند: «آقا بفرمایید، بفرمایید بالأخره به شما تلفن كردند، جواب بدهید.»

معنای حق و یاطل و اختصاص اربعین به سیدالشهداء علیه السلام

7
  • گاهی از اوقات مسئله بالاتر از این بود. در بین صحبت از آقا اجازه می‌گرفت؛ چون با فلان شخص قرار دارد، بلند می‌شد و می‌رفت و تلفن می‌زد. می‌گفت: «آقا اجازه می‌فرمایید من یك تلفن بزنم.» این قضیه چیست؟ حساب است دیگر. آن‌وقت ما توقّع داریم كه راهی هم به پیش ببریم، توقع داریم كه قدمی هم برداریم.

  • اینجاست كه بزرگان بر این نكته تأكید می‌كنند كه نباید این ابزار برای سالك راه خدا، به صورت دام و شبكه قرار بگیرد و بلكه انسان باید شبكه‌ها را به‌دست بگیرد و دام را باید به‌دست بگیرد و خودش در این دام نباید بیافتد، خودش در این شبكه نباید قرار بگیرد. وسیله دارد، باید آن وسیله را در راه خودش مصرف بكند. اگر یك ماه هم این وسیله در گاراژ است، بماند. آنجا من نمی‌خواهم بروم یا با وسیله نمی‌خواهم بروم. وسیله داریم، صدتا هم داریم ولی من نمی‌خواهم استفاده كنم. موبایل دارد و نمی‌خواهد بردارد، نباید بردارد. مگر دلیل بر این است كه هر كسی كه موبایل دارد، در هر وقتی بتواند بردارد. در بسیاری از اوقات، انسان در عالم ذهن مشغول به افكاری است كه نباید آن افكار را ازدست بدهد.

  • یك‌وقت من در همین حدود یك ماه پیش در مشهد مشرف بودم، مشغول نوشتن همین رسالۀ اربعین كه إن‌شاءالله به‌زودی، البته لولاالبداء از طبع خارج بشود و رفقا نسبت به مسائلش اطلاع پیدا بكنند. در این رساله صحبت بر این است كه اربعین فقط اختصاص به سیدالشهداء علیه‌السّلام دارد و البته این مسئله در زمان‌های سابق هم نبوده است. یعنی علمای سابق نسبت به مسئلۀ اربعین اصلاً توجهی نداشتند و این از حدود صد، صد و پنجاه سال پیش به این‌طرف رسم شده و متأسفانه خود اهل علم بیش از همۀ افراد بر این مسئله‌ پافشاری دارند.

  • سه روز اقامۀ مجلس ترحیم برای متوفّی وکیفیت مجالس ترحیم

  • مسئلۀ اربعین یك بدعت اسلامی است كه در شیعه به‌وجود آمده است و ما اربعین نداریم. مرده كه مرده، خدا رحمتش كند، یك فاتحه بخوان و تمام شد و رفت. آنچه كه ما در فرهنگ شیعه باید به آن تمسك كنیم، احیای ذكر اهل بیت است نه احیای ذكر پدر و پدر بزرگمان و فلان خواننده و فلان موسیقی‌دان و فلان شخص و این حرف‌ها نیست. ما در فرهنگ شیعه این مطالب را نداریم. در فرهنگ شیعه وسنی این است كه رسول خدا فرمودند: «سه روز مجلس ترحیم‌ بگیرید.»1 آن هم نه بزرگداشت، تجلیل را هم می‌گویند بزرگداشت! ما در اسلام مجلس تجلیل و بزرگداشت نداریم و ما مجلس ترحیم داریم. آن‌ طرف رفته و هشتش گروی هشتادش است، و باید برایش طلب مغفرت كرد، حمد و توحید خواند. یال و كوپال و درجه و منصب و مدیر فلان اداره و وزیر و این حرف‌ها به درد آن دنیای او نمی‌خورد. ما چرا خودمان را بدبخت سایر افراد بكنیم و دنیای خودمان را خراب بكنیم. او رفته و دارد حساب و كتاب خودش را در آنجا پس می‌دهد، حالا بگوییم یال و كوپال داشته، وزیر بوده است! خب بوده كه بوده! چقدر كارش برای خدا بوده است؟ آیا در وقتی كه در میز ریاستش می‌نشست به خدا فكر می‌كرد یا به موقعیت خودش فكر می‌كرد؟ ما باید راجع به این مسئله در مجالس ترحیم صحبت كنیم. نه‌اینكه آقا، این بوده است و این بوده است و چه بوده است و آن واعظ هم كه بالای منبر می‌رود، و تمام اول و آخر مطالب در همین قضایا می‌گذرد. و اگر حقّ مطلب را اداء نكند مورد بی لطفی و بی‌مهری صاحبان عزا واقع می‌شود و دیگر او را برای مجالس بعد دعوت نمی‌كنند و او هم هرچه بتواند در این‌موقع سنگ تمام می‌گذارد. تمام اینها برخلاف شرع است.

    1. الکافی، ج 3، ص 217؛ عوالی‌اللئالی، ج 1، ص 107.

معنای حق و یاطل و اختصاص اربعین به سیدالشهداء علیه السلام

8
  • ما در شرع، مجلس ترحیم داریم. یعنی مجلسی قرار بدهید و بروید طلب مغفرت كنید، حمد بخوانید. او الآن به چه احتیاج دارد؟ به تعریف‌هایی كه من بالای منبر از او می‌كنم یا به آن حمدی كه دستور داریم كه طبقی از نور می‌شود و ملائكه برای او می‌برند؟! به كدام یك از اینها نیاز دارد؟! ما به كجا داریم می‌رویم؟!

  • اربعین یک بدعت و خلاف سنّت است

  • امروزه در شیعه بسیاری از مسایل و سُنن بر خلاف سنت رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلم انجام می‌شود. مسئلۀ اربعین سابقه ندارد. بیش از دویست و شصت و پنج سال دوران امامت ائمه علیهم‌السلام بود، آیا یك مورد در روایات داریم ائمه گفته باشند که برای مرده‌هایتان اربعین بگیرید؟! آقا! دویست و شصت و پنج سال، یك هفته و یك ماه نیست! بیش از دو قرن و نیم دوران خلافت الهی ائمه علیهم‌السلام بوده است. آیا یك مورد داریم که امام رضا علیه‌السّلام به كسی فرموده باشد: برو برای پدرت اربعین بگیر؟! هر روز هم یكی می‌مرده است، مسئلۀ مرگ و میر هر روز بوده است؛ یا كسی خاله‌اش می‌مرده است یا عمه‌اش می‌مرده است، از اصحاب می‌مردند، پدرش می‌مرده است. این طور نبوده كه هر صد سال كه بگذرد یكی بمیرد.

  • مبتلیٰ‌به‌ترین مسئله در زمان ائمه علیهم‌السلام همین مسئلۀ مرگ و میر بوده است. افراد فوت می‌كردند، از اصحاب فوت می‌كردند. نه‌تنها برای اصحاب، آیا یك مورد داریم که ائمه علیهم‌السلام گفته باشند که برای پدرمان‌ اربعین بگیرید؟! موسی بن جعفر علیهماالسلام فرموده باشد كه برای پدرم امام صادق علیه‌السّلام اربعین بگیرید. آیا بوده است؟! آیا برای أمیرالمؤمنین علیه‌السّلام بوده است؟! آیا برای خود رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلم بوده است؟! كجا بوده است؟! پس ما این اربعین را از كجا درآوردیم؟! آخر برای چه؟! اگر یك شخص از مخالفین ما از برادران اهل سنت بیاید و بگوید: این مجالسی كه شما به گفتۀ خودتان تشكیل می‌دهید، آیا در كتب اهل بیت شما هست یا نه، چه جوابی داریم بگوییم؟!

معنای حق و یاطل و اختصاص اربعین به سیدالشهداء علیه السلام

9
  • می‌گوییم به‌خاطر طلب رجاء و به‌خاطر ثوابش است. می‌گوید: در هفتاد روز بگیرید، چرا می‌خواهید در اربعین بگیرید؟ سر بیست روز بگیرید.

  • بنابراین مسئلۀ اربعین فقط اختصاص به سیدالشهداء علیه‌السّلام دارد. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «سه روز ترحیم بگیرید» والسلام!

  • توصیۀ مرحوم علامه در چگونگی انعقاد مجالس ترحیم ایشان

  • پدر ما فرمودند: «چون رسول خدا فرموده و سنت بر سه روز است، شما هم باید برای من سه روز بگیرید؛ آن هم در منزل.» و همۀ اینها را برای من فرمودند که نه از یال و كوپال و نه از كتاب‌های من بگویید، نه از اینکه چند نفر شاگرد دارد و چند نفر مرید دارد، در آنجا منبری هم صحبت نكند، فقط روضه سیدالشهداء علیه‌السّلام و قرآن همین!

  • این را می‌گویند مرد الهی! در بیمارستان كه بودند به خود من وصیت فرمودند: «سه روز ترحیم می‌گیرید، آن هم نه عزا، فقط ترحیم»، حالا بقیه‌اش بماند، و بعد از سه روز دیگر تمام، تمام! ایشان فرمودند: «نباید سال بگیرید.» و در خصوص اربعین هم فرمودند: «این بدعت است و جایز نیست كسی این كار را انجام بدهد.» و ما هم نگرفتیم.

  • من در مشهد راجع به این قضیه داشتم می‌نوشتم، یك‌مرتبه در باز شد و یك نفر آمد و گفت: «فلانی این مسئله اتفاق افتاده است.» تا این مطلب را گفت، یك چیزی در ذهنم بود و رفت كه رفت. گفتم: مگر من نگفتم وقتی در اتاق كار و مطالعه هستم، كسی حتی نباید در بزند؟! گفتم: مگر من نگفتم وقتی در اتاق كار هستم، هر كسی آمد بگویید: «نیست!» من دیگر در آنجا كأنّه در منزل نیستم. چرا؟ چون انسان احتیاج به آرامش دارد. هیچ، تمام شد و مطلب از دست رفت! حالا كی دوباره آن قضیه برگردد، آن چیزی كه در ذهن بوده، دوباره در روال خودش پیدا بشود و برگردد یا برنگردد! حالا انسان آمده با همین ابزار و آلات، آسایش خودش را، فكر خودش را، همه چیز خودش را از بین برده است. این كه نشد كار.

معنای حق و یاطل و اختصاص اربعین به سیدالشهداء علیه السلام

10
  • خدا رحمت كند یكی از اطباء قدیم كه مرحوم آقا و ما پیش او می‌رفتیم، مرحوم دكتر ناصر اتفاق بود. از اطباء بسیار مشهور بود كه در همین طهران بود. ما برای ناراحتی‌های معده پیش او می‌رفتیم. ایشان هم همین‌طور ناراحتی قلب و داخلی و عروق داشتند و پیش او می‌رفتند. و او خیلی آدم عجیبی بود و وقتی چشم ایشان به مرحوم آقا می‌افتاد، انگار اصلاً دیگر مریضی ندارد. مریض‌هایش هم از هفت، هشت و ده تا بیشتر تجاوز نمی‌كردند یعنی بیشتر آنها می‌دانستند بااینكه خیلی می‌آمدند. یك مرتبه یادم است با مرحوم آقا در مطب ایشان رفتیم، و ایشان چهار ساعت شروع كرد به صحبت كردن. یعنی ایشان از ساعت هشت تا ساعت دوازده صحبت می‌كرد. حالا این مریض‌های بیچاره همین‌طور آنجا ماندند. و در آخر، آقا را معاینه كرد و بیرون آمد و گفت: من خسته شده‌ام! به طبقۀ بالا رفت و خوابید. گفت: «بروید فردا بیایید.»

  • آثار سوء و مخرّب اكتشافات و اختراعات بشر

  • ایشان از اطباء جهانی بود، حرف‌های خوبی می‌زد ولی حرف‌های قابل تأمّل و دارای اشکالی هم داشت. یكی از حرف‌هایی كه آن روز می‌زد این بود كه آقا ما آمدیم یك حلبی را خریدیم، و خودمان را در آن گرفتار كردیم. به ماشین می‌گفت: «حلبی!» می‌گفت:

  • یك حلبی خریدیم و خودمان را در آن گرفتار كردیم و همین‌طور داریم دور طهران می‌چرخیم و زندگی و همه چیزمان را گرفته است.

  • راجع به اكتشافات و اختراعات و مسائل روزمرۀ امروزی که انتقاد می‌كرد؛ یك مسئله این بود كه ما با دست خودمان، آرامش خودمان را گرفتیم؛ این شخصی كه باید قدم بزند و راه برود و ورزش كند، این شخص آمده و به‌جای این کار، سوار ماشین می‌شود. شخصی كه الآن باید در منزل بنشیند و احتیاج به آرامش دارد ـ خیلی حرف‌های خوبی می‌زد، بسیار حرف‌های خوبی بود، همین حرف‌هایی كه ما داریم می‌زنیم ـ فكرش احتیاج به آرامش دارد، از سر كار برگشته است، یك‌دفعه زن و بچه می‌گویند که آقا! ما را به پارك ببر. اسم ماشین را گذاشته بود: حلبی. می‌گفت:

معنای حق و یاطل و اختصاص اربعین به سیدالشهداء علیه السلام

11
  • حلبی گرفتیم و خودمان را در آن حلبی محبوس كردیم و در سرما و گرما مرتّب دور خودمان می‌چرخیم، و عمر خودمان را تلف می‌كنیم.

  • حالا ما اینها را به‌عنوان مقدمه و حواشی ذكر كردیم. البته نه‌اینكه اینها حواشی است بلكه همۀ اینها اصل است و باید روی همۀ اینها توجه كرد و انسان متوجه بشود و حقیقت خودش را باز یابد و از نقصان‌ها و كوتاهی‌ها جلوگیری كند.

  • امام صادق علیه‌السّلام می‌فرمایند كه یك سالك راه خدا كه خدای متعال این عمرش را به‌عنوان امانت به دست او سپرده است، نباید در مواردی بگذارند كه خدا برای او تقدیر نكرده است. آرزوی مطالبی را بكند كه خداوند برای او تقدیر نكرده است، نه‌اینكه حرام باشد. آن كه حرام است اصلاً بحثی نیست. خواستِ مسائلی را داشته باشد كه خدای متعال برای او تقدیر نكرده است و اینها را برای او به‌وجود نیاورده است.

  • مراد امام صادق علیه‌السلام از عبارت: «وَلا یَدَعُ أیّامَه باطِلاً»

  • بعد امام می‌فرماید: «وَ لا یَدَعُ أیّامَه باطلاً؛ نباید روزگار خود را به بطالت بگذراند.» این عبارت یعنی چه؟ طبعاً رفقا با توجه به مطالب گذشته، حقیقت این عبارت دستشان آمده است، و همه مقصود امام علیه‌السّلام را متوجه می‌شویم كه ایام چگونه به بطالت نباید بگذرد. كأنّ می‌توان نتیجه گرفت كه این عبارت می‌تواند ماحصل و معلول و نتیجۀ آن دو عبارت قبل باشد. یعنی كسی كه دنیا را برای تفاخر و تكاثر نخواهد، و آنچه را كه در دست مردم است به‌عنوان بزرگ‌منشی و عزت طلبی طلب نكند، طبعاً دنیای او دیگر به بطالت نخواهد گذشت. اما اگر یك‌قدری در این زمینه توضیح داده بشود به نظر می‌رسد كه بد نیست. امروز نسبت به معنای بطالت توضیحی می‌دهیم تا جایی كه وقت اقتضاء كند و إن‌شاءالله در جلسات بعد، مصادیقی كه ممكن است انسان را به بطالت بكشاند و كیفیت احتراز و اجتناب از آن راه‌ها، برای رفقا و دوستان عرض می‌شود.

معنای حق و یاطل و اختصاص اربعین به سیدالشهداء علیه السلام

12
  • تأکید بر عدم گذران عمر بر بطالت در کلام بزرگان

  • در عبارات همۀ بزرگان این مسئله به‌ چشم می‌خورد كه روزگارت را به بطالت نگذران! اگر در نوشته‌های اولیای خدا، عرفای الهی، مطالعه كنید و ببینید، و اگر در اشعار عرفای الهی و اولیای پروردگار و اهل توحید دقت کنید، همه روی این نكته توجه كرده‌اند كه انسان نباید اوقاتش را به بطالت بگذراند. نمی‌گویند: گناه نكن، می‌گویند: عمرت را به بطالت نگذران. نمی‌گویند: قصد قربت داشته باش، می‌گویند: عمرت را به بطالت نگذران. نمی‌گویند: از حرام اجتناب كن، چون آن مسائل برای افراد روشن است. احكام الهی، حرمت، وجوب، كراهت، استحباب، همۀ اینها برای افراد روشن است. در این مسئله چه چیزی مخفی است كه این‌قدر بزرگان نسبت به آن تأكید می‌كنند که عمرت را به بطالت نگذران! عمرت را به لهو و لعب نگذران! عمرت را به حقیقت بگذران نه به مجاز!

  • بیان معناى حق و باطل بر اساس آیۀ ﴿أَنَّ اللهَ هُوَ الحَقُّ﴾

  • معنای باطل چیست و معنای حق چیست؟ حق به چه گفته می‌شود و باطل به چه گفته می‌شود؟ در چه مسیری اگر انسان باشد، حق است و در چه مسیری اگر انسان باشد، باطل است؟ آیۀ شریفۀ قرآن این مسئله را به خوبی برای ما مشخص می‌كند: ﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَهَ هُوَ ٱلۡحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدۡعُونَ مِن دُونِهِۦ هُوَ ٱلۡبَٰطِلُ﴾؛1 «حق فقط اختصاص به پروردگار دارد.» ﴿أَنَّ ٱللَهَ هُوَ ٱلۡحَقُّ﴾؛ «حق خداست.» نمی‌فرماید: ملائكه حق‌اند، انبیاء حق‌اند، دنیا حق است، آخرت حق است، بهشت حق است، گرچه همۀ اینها حق است ولی حق را منحصر در الله می‌كند. ﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَهَ هُوَ ٱلۡحَقُّ﴾؛ خدا حق است. مگر قرار بر این است كه خدا باطل باشد؟ خدای متعال چه مقصودی از این تعبیر دارد؟ چرا نفرمود: راه خدا حق است؟ چرا نفرمود: نعمت‌های الهی حق است؟ چرا نفرمود: بهشت حق است؟

  • مثل اینكه بعضی‌ها من‌باب‌مثال در بعضی از این تعابیر و در آیات قرآن قائل به توجیه هستند و می‌گویند: «این معنا با ذات پروردگار كه سازش ندارد.» مثلاً در آیۀ قرآن هست كه:

    1. سوره حج (22) آیه 62.

معنای حق و یاطل و اختصاص اربعین به سیدالشهداء علیه السلام

13
  • ‌﴿وَقَالَتِ ٱلۡيَهُودُ يَدُ ٱللَهِ مَغۡلُولَةٌ غُلَّتۡ أَيۡدِيهِمۡ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْۘ بَلۡ يَدَاهُ مَبۡسُوطَتَانِ﴾؛1 «یهود می‌گویند: دو دست خدا بسته است. خدا كاری نمی‌تواند انجام بدهد. خدا می‌فرماید كه نه! دست خدا باز است.»

  • گفته می‌شود كه خدا دست ندارد، پس منظور از این دست، اراده و مشیت خداست.

  • تفسیر آیۀ شریفه: ﴿وَ جَاءَ رَبُّكَ وَالمَلَكُ صَفًّا صَفًّا﴾

  • یا اینكه می‌گویند:

  • ﴿وَجَآءَ رَبُّكَ وَٱلۡمَلَكُ صَفّٗا صَفّٗا﴾؛2 «در روز قیامت خدا می‌آید و ملائكه صف در صف در روز قیامت حضور پیدا می‌كنند.»

  • كدام ملائكه؟ ملائكه‌ای كه تمام اینها در این دنیا یك‌یك، تمام كارهای ما را در آن قوای ملكوتی خودشان به‌عنوان پرونده نگه داشتند. تمام اینها را نگه می‌دارند.

  • بیان كیفیت ثبت اعمال، توسط ملائكه و مشاهدۀ خود آن اعمال در روز قیامت

  • الآن من صحبت می‌كنم، تك‌تك از دوستان مطالب بنده را می‌شنوند. به تعداد هر كدام از ما، هزارها ملك تمام نقاط وجودی و اعمال ما را الآن دارند یك به یك ضبط می‌كنند؛ نگاهی كه شما به من می‌كنید، تفكری كه نسبت به مطالب من دارید، انعكاس و عكس العملی كه از صحبت‌های من در اذهان شما پیدا می‌شود، تمام این‌ها را الآن ضبط می‌كنند؛ حالتی كه من در موقع صحبت الآن به خود گرفتم، تا چه‌قدر نسبت به مطلب حریت و آزادی دارم؟ آیا مطلبی را كه به صلاح من نیست برای شما می‌گویم یا نمی‌گویم؟ آیا در بیان مطلب برای خودم جا می‌گذارم و كتمان می‌كنم یا نه؟ آیا در ادای صحبت، طوری صحبت می‌كنم كه به منافع دنیوی و شخصیت من، لطمه بخورد یا نخورد؟ الآن ملائكه تمام اینها را در پروندۀ من ضبط می‌كنند، در پرونده‌ای كه برای خودشان است. یعنی قوای مجرد ملائكه به‌واسطۀ ضمیر و به‌واسطۀ صور ملكوتی و مثالی كه شخص در این دنیا موجِد و مُولّد آن صور است، [به آن مسائل دسترسی پیدا می‌كنند و] همۀ آن صور در پروندۀ ملائكه ثبت است. لذا می‌فرماید: ﴿وَجَآءَ رَبُّكَ وَٱلۡمَلَكُ﴾؛ تمام ملائكه‌ای كه در اینجا پرونده‌ها را در خودشان گرفتند، آنجا حضور پیدا می‌كنند.

    1. سوره مائده (5) آیه 64.
    2. سوره فجر (89) آیه 22.

معنای حق و یاطل و اختصاص اربعین به سیدالشهداء علیه السلام

14
  • شمای گوینده وقتی كه صحبت می‌كردی یك‌دفعه این معنا به نظرت آمد، ولی دیدی چون به فلان جای زندگی‌ات برخورد می‌كند، نگفتی و رد شدی و كلام دیگری گفتی. ای داد بیداد، درست است! شمایِ شنونده وقتی كه این مطلب را شنیدی، چون این مطلب به خود شما برخورد می‌كرد، آمدی و نسبت به توجه به این مطلب گذشتی و به خود نگرفتی؛ گفتی: «ببینیم آقا بعد از این چه می‌خواهد بگوید»، این هم ثبت است! می‌آورند و می‌گویند: بفرمایید، شما در ساعت پنج دقیقۀ به یازده به‌وقت جدید ـ آنها هم وقت جدید در حسابشان است! اگر ساعت جلو باشد یا عقب باشد؛ چون ملائكه وقت جدید را دقیق می‌دانند ـ چنین فكری در نظرت پیدا شد، چرا پیدا شد؟ شمای گوینده چنین فكری در نظرت پیدا شد و این جمله را نگفتی، چرا نگفتی؟ چرا خیانت كردی و نگفتی؟ چرا آن چه را كه گفتی، گزیده گفتی و انتخاب كردی؟ ﴿وَجَآءَ رَبُّكَ وَٱلۡمَلَكُ﴾

  • رفقا چنان دقیق است! چنان دقیق است كه مو، لای درزش نمی‌رود. با هیچ برنامۀ كامپیوتری هم نمی‌شود خرابش كرد. پرونده‌ای است بسته شده و مهر [و موم شده! که] با ساطور و تیشه و دیلم و كلنگ هم نمی‌شود این پرونده را باز كرد، ابدا! چون مجرد است و عالم مجردات است. اینجا می‌شود پرونده‌ها را باز كرد، یك شبیخون زد و یك پرونده را از لای پرونده‌ها بیرون كشید و یا یك كاغذهایی درآورد و پرونده‌ها مختومه بشود و امثال ذلك. آنجا نه آقاجان! این حرف‌ها نیست! دقیق به حساب رسیدگی می‌کنند؛ این فكر الآن برای تو اینجا پیدا شد، آن حرف را آنجا زدی، آن تصور را اینجا كردی، آن كار را آنجا كردی.

  • معنای دقیق و لطیف آیه: ﴿وَجَاءَ رَبُّكَ﴾

  • ﴿وَجَآءَ رَبُّكَ وَٱلۡمَلَكُ﴾ همه می‌آیند. بعد می‌گوییم كه ﴿وَجَآءَ﴾؛ خدا چطور می‌آید؟ می‌گوییم: «جاءَ أمرُ رَبِّكَ» یعنی امر خدا آمد. نه آقاجان! خود خدا می‌آید، خود خدا حضور پیدا می‌كند. كافر و مومن، وجود خودِ خدا را در روز قیامت [احساس می‌كنند]. الآن ما احساس نمی‌كنیم، الآن می‌گوییم: در این سمت خدایی وجود ندارد، و همۀ افراد هستند، رفقا هستند، دوستان هستند. كجای از این حجم را خدا گرفته؟ ولی این معنا در روز قیامت احساس می‌شود. آنچه كه در این دنیا غافل بودیم و پنهان بود درحالی‌كه ظاهر بود، آن پنهان و خفایِ خود را در روز قیامت از دست می‌دهد و ظهور پیدا می‌كند؛ انسان خدا را در كنار خودش احساس می‌كند، وجود خدا را در كنار خود می‌یابد. خدا خودش می‌گوید: ﴿وَ جَآءَ رَبُّكَ﴾ نه اینكه‌ «جاءَ أمرُ رَبِّكَ». امر پروردگار یعنی چه؟

معنای حق و یاطل و اختصاص اربعین به سیدالشهداء علیه السلام

15
  • تفسیر نادرست لقاءالله به لقاء نعمت‌هاى پروردگار

  • یا مثل مطالبی كه مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ می‌فرمودند:

  • ﴿مَن كَانَ يَرۡجُواْ لِقَآءَ ٱللَهِ فَإِنَّ أَجَلَ ٱللَهِ لَأٓتٖ﴾؛1 «كسی‌كه به‌دنبال لقاء پروردگار است، بداند كه آن مدت سر خواهد رسید.»

  • افراد می‌گویند كه خدا كه قابل رؤیت نیست، خدا كه قابل زیارت نیست، پس بنابراین ما اصلاً لقاء‌الله نداریم و دیدن خدا نداریم و همۀ این مطالبی كه دراویش و صوفی‌ها و عرفا و اینها می‌گویند، اصل ندارد. مقصود از لقاء پروردگار، لقاء نعمت‌های الهی است؛ برای كسی كه می‌خواهد در بهشت، نعمت‌های الهی را ببینید و امثال ذلك. نه! همۀ اینها غلط است. ﴿مَن كَانَ يَرۡجُواْ لِقَآءَ ٱللَهِ﴾؛ «کسی‌ که به‌دنبال لقاء خود خدا است» و آیۀ قرآن با كسی شوخی ندارد. خدا می‌تواند بگوید: «مَن كانَ‌ یَرجوا لِقاءَ نِعَمِ الله» ولی نگفته است. ﴿مَن كَانَ يَرۡجُواْ لِقَآءَ ٱللَهِ﴾؛ [لقاء] خود خدا [را مطرح کرده است.]

  • در این آیه می‌فرماید: ﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَهَ هُوَ ٱلۡحَقُّ﴾؛ «حق خداست.» یعنی در عالم وجود حق عبارت است از پروردگار، واقع عبارت است از ذات پروردگار. ما حق نیستیم؛ زن حق نیست؛ شوهر حق نیست؛ فرزند حق نیست؛ پدر حق نیست؛ مادر حق نیست؛ شریك حق نیست؛ باغ حق نیست؛ عِقار حق نیست؛ منصب حق نیست؛ مال حق نیست؛ هیچ كدام از اینها حق نیست. آنچه كه حق است:‌ ﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَهَ هُوَ ٱلۡحَقُّ﴾؛ «حق فقط خداست.»

  • باطل چیست؟ خدا برای ما باطل را روشن می‌كند؛ ﴿وَأَنَّ مَا يَدۡعُونَ مِن دُونِهِۦ هُوَ ٱلۡبَٰطِلُ﴾؛ «هر چه غیر از خدا را بخوانی، آن باطل است.» هر چه غیر از خدا باشد! اگر به‌دنبال غیر خدا باشید، آن می‌شود باطل. اگر به‌دنبال غیر او بگردید، آن می‌شود باطل. اگر ذهن را به‌دنبال غیر او ببرید، آن می‌شود باطل. اگر توجه را به غیر او منصرف كنید، آن می‌شود باطل. یك ثانیه فرق است؛ عجیب است‌ که انسان در یك ثانیه از حق به باطل می‌افتد و از باطل به حق می‌افتد. فكر می‌كند، درست فكر می‌كند، درست فكر می‌كند، یك‌مرتبه در یك ثانیه [مطلب تغییر می‌کند.]

    1. سوره عنکبوت (29) آیه 5.

معنای حق و یاطل و اختصاص اربعین به سیدالشهداء علیه السلام

16
  • یك وقت در خدمت مرحوم آقا ـ رضوان الله علیه ـ بودیم و ایشان صحبت می‌كردند. یكی از دوستان ما نسبت به مطالبی كه ایشان می‌فرمودند راجع به یك جریانی كه باید این كار را انجام بدهید و این كار را انجام بدهید و در این مسیر، این‌گونه حركت كنید، درحال فکر بود. مطلب راجع به طبع كتاب‌هایشان بود و مطالبی كه در ترتیب طبع كتاب‌ها بود. این شخص در چنین فكری بود، البته او این مسئله را بعد به من گفت. می‌گفت:

  • من همین‌طور كه داشتم فكر می‌كردم که این كارها را بكنیم، یك‌مرتبه به‌نظرم رسید برای تسهیل در این كار پیش فلان شخص برویم و یك واسطه‌ای قرار بدهیم. تا این مطلب خطور كرد، یك‌دفعه آقا فرمودند: «پیش هیچ كس هم نمی‌روید.»

  • ببینید در یك ثانیه، [یک فکر آمد و مسئله را تغییر داد!] یعنی پیگیری كردن و دنبال كردن و رفتن، باید برای خدا باشد، واسطه یعنی چه؟ آن كار را برایمان بكند یعنی چه؟ روابط را پیدا بكنیم یعنی چه؟ این كار جزو كارهایی نیست كه دنبال روابط باشد. این مسائل مثل بقیۀ چیزها نیست كه انسان برای انجام آن به هر حیله و هر راهی دست بزند و اقدام بكند. این مسیر، این است. اگر از این راه درست شد، شد، وگرنه رابطه بی‌رابطه، مطلقا! تا صد سال دیگر این كتاب چاپ نشود، ابدا یك كلمه نباید گفته بشود. یعنی یك ثانیه! همین‌كه آن فكر از آن مسیر به دنیا برگشت که مثلاً پیش فلان شخص برویم و او کار را جلو بیندازد؛ با این مخالف است. چون این طریق، حق هست. یك‌دفعه عقربه به این سمت می‌آید، وقتی عقربه به این سمت آمد، ولیّ خدا می‌فهمد و می‌گوید: «دست نگه دار، هیچ كجا نمی‌روید، شد شد، نشد نشد!»

  • ﴿وَأَنَّ مَا يَدۡعُونَ مِن دُونِهِۦ هُوَ ٱلۡبَٰطِلُ﴾؛ «هر چه غیر از خدا باشد، باطل است.» ببینید! یك ثانیه! یك نیت! گرچه آن نیت همان‌طوری كه عرض كردم در راستای سرقت و دزدی و رشوه نیست، ولی در راستای تحقیق و در راستای انجام همین امور الهی است. ولی امور الهی تا وقتی‌كه خدا در آنها هست، باید به آنها پرداخت، همین‌كه می‌خواهد فاصله بگیرد، دیگر آن امر، امر الهی نیست و می‌شود مثل سایر چیزهای دیگر؛ این كتاب می‌شود روزنامه، این كتاب می‌شود ژورنال، این كتاب می‌شود مجله، این‌ تبلیغ می‌شود برای مسائل دنیا، این منبر می‌شود تریبون و فقط چهره‌اش عوض شده است. آن مسائل پشت تریبون است، این مطالب بالای منبر است؛ هیچ تفاوت نمی‌كند، یكی است.

معنای حق و یاطل و اختصاص اربعین به سیدالشهداء علیه السلام

17
  • ﴿وَأَنَّ مَا يَدۡعُونَ مِن دُونِهِۦ هُوَ ٱلۡبَٰطِلُ﴾؛ «هر چه كه غیر از خدا باشد، آن می‌شود باطل.» پس خدا می‌شود حق، ذات پروردگار می‌شود حق، نه راه او كه حق عبارت شود از راه او؛ گرچه راه او هم حق است.

  • صراط مستقیم، صراط امیرالمؤمنین علیه‌السلام است و بس

  • راجع به آیۀ شریفه كه‌ ﴿ٱهۡدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلۡمُسۡتَقِيمَ﴾؛1 «خدایا ما را در صراط مستقیم هدایت كن.» روایت داریم كه فرمودند: صراط مستقیم چه صراطی است؟ امام علیه‌السّلام می‌فرماید: صِراطُ عَلیٍّ حَقٌّ نُمسِكُهُ؛2 «صراط علی صراط حق است و باید به این صراط تمسك كرد.» می‌فرماید كه شأن نزول در این آیه، این فقره است. این معنا، معنای ﴿ٱهۡدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلۡمُسۡتَقِيمَ﴾ است. ولی این صراط أمیرالمؤمنین علیه‌السّلام كی حق است؟ وقتی‌ كه حقیقت أمیرالمؤمنین در این صراط لحاظ بشود نه‌اینكه اسماً بگوییم أمیرالمؤمنین و بعد هم در خلاف مسیر أمیرالمؤمنین به جنگ ولایت بیاییم و به جنگ عرفان و به جنگ توحید برخیزیم. این صراط، صراط شیطان و ابلیس است نه صراط أمیرالمؤمنین علیه‌السّلام.

  • معنای تمسك به صراط مستقیم

  • صراط أمیرالمؤمنین علیه‌السلام صراط آقا سید احمد كربلایی است، صراط آقا سید حسن مسقطی است، صراط مرحوم قاضی است، صراط مرحوم آخوند ملاحسینقلی همدانی است، صراط مرحوم شیخ محمد بهاری است، صراط مرحوم سید محمد سعید حبوبی است؛ صراط این بزرگان ـ رضوان الله تعالی علیهم اجمعین ـ است. اینها هستند كه حقیقت أمیرالمؤمنین علیه‌السّلام را دریافتند و در كارشان و در عملشان و در درسشان، وقتی‌ كه بسم الله را شروع می‌كنند، فقط أمیرالمؤمنین علیه‌السّلام در ذهنشان است، تا وقتی‌که می‌گویند: «وَ السَّلامُ عَلَیكُم وَ رَحمةُ الله وَ بَرَكاتُه.» وقتی ‌‌كه نماز می‌خوانند، در نماز جماعتشان با یاد أمیرالمؤمنین نماز می‌خوانند و بعد با یاد او تمام می‌كنند.

  • این نماز با آن نمازی كه یك ربع به آفتاب یا بیست دقیقه به آفتاب در صحن أمیرالمؤمنین علیه‌السّلام انعقاد پیدا می‌کند، یكی است؟! آن‌وقت ما می‌گوییم: دنبال أمیرالمؤمنین و دنبال ابقاء حوزه هستیم. حوزه را نگه داریم! كدام حوزه؟! كدام حوزه؟! حوزه‌ای كه سردمدارانش این‌گونه افراد باشند؟! این راه، راه أمیرالمؤمنین است یا راه أمیرالمؤمنین این است كه نماز را در اول طلوع فجر بخوان، چه به جماعت چه به غیر جماعت؛ گور پدر افراد که به نماز جماعتت نیایند. گور پدر افراد كه بخواهند بگویند كه آقا صبر كن و فلان... این حرف‌ها یعنی چه؟! آقا! بعضی‌ها می‌خواهند به شما اقتدا كنند، غلط می‌كنند که اقتدا كنند! آقا و آقا نداریم، بلند شوید و بروید به این آقا اقتدا كنید. شما نماز اول وقت را ترك می‌كنید به‌خاطر اینكه بهانه بیاورید كه یك عده می‌خواهند به ایشان اقتدا کنند، بیخود می‌کنید! یااینکه می‌گویند: «صبر کنید که مردم از خانه‌شان دربیایند»، بلكه مردم بخواهند كه بعد از طلوع آفتاب به نماز بپردازند.

    1. سوره فاتحه (1) آیه 6.
    2. .معاد شناسى، ج 8، ص 111:
      «مرحوم محدّث قمّى گفته است: تمام حروف مقطّعه از اوائل سوره‌هاى قرآن را جمع كرده‌اند و مكررات از آن را حذف كرده‌اند و بقیه را كه با هم تركیب نموده‌اند چنین درآمده است: ”عَلىُّ صِراطُ حَقِّ نُمسِكُهُ.“ علىّ راه حقّ است كه ما او را اتّخاذ مى‌كنیم و مى‌گیریم. و یا چنین در آمده است: ”صِراطُ عَلىَّ حَقٌّ نُمسِكُهُ.“ راه علىّ حقّ است كه ما آن را مى‌گیریم و اتّخاذ مى‌كنیم.»*
      *مستدرك سفینه البحار، ج 6، ص 267.

معنای حق و یاطل و اختصاص اربعین به سیدالشهداء علیه السلام

18
  • وقتی‌ كه أمیرالمؤمنین خودش می‌آید و در اول طلوع فجر اذان می‌گوید و نماز می‌خواند، به چه حقی آن كسی كه خود را دنباله روی علی علیه‌السّلام می‌داند باید نیم ساعت قبل از طلوع آفتاب نماز بخواند؟! برای‌ چه؟! آن امامت جماعت در كمر بنده و امثال بنده بخواهد بخورد كه بر خلاف مسیر أمیرالمؤمنین باشد! این چه امامت جماعتی است؟! ولی مرحوم قاضی چه می‌گوید؟ می‌گوید: «اول وقت نماز بخوان. مردم آمدند آمدند، نیامدند نیامدند.» خدا چه گفته است؟ خدا در اینجا چه گفته است؟ آیا گفته: صبر كن تا مؤمنین جمع شوند؟! آیا گفته: صبر كنید تا مأمومین حضور پیدا كنند ولو اینكه از نماز تأخیر بیافتد یا نه؟! خدا گفته: اول وقت بگو: «الله أكبر»، پشت سرت یك نفر هم می‌خواهد نباشد، نباشد، به جهنم! یك نفر هم می‌خواهد نباشد. كدام را أمیرالمؤمنین فرمود؟ أمیرالمؤمنین خودش برای نماز صبر می‌كرد تا همۀ اهل كوفه در مسجد كوفه بیایند؟! این‌طوری بود؟! اگر بود بسیار خب، ما هم هستیم. یا نه، می‌آمد و اذان می‌گفت و می‌رفت دو ركعت نماز نافله می‌خواند و بعد می‌گفت: «الله أكبر.» یك نفر بود بود، اگر صد هزار نفر هم بود، ما نماز را می‌خوانیم. چرا ما بخواهیم دنبال مردم باشیم، چرا مردم نباید دنبال ما باشند! چه كسی گفته؟! «صبر كنید» یعنی چه؟! «صبر كنید» یعنی چه؟!

  • مرحوم آقا در زمان حیات خودشان به یك نفر فرمودند: «آقا! موقع نماز، باید دكّان را تعطیل كرد و باید به نماز برخواست.» درست یادم است که آن شخص در نزدیكی مسجد خرازی داشت. روز عید غدیر بود، مرحوم آقا برای نماز آمدند بااینكه تأكید كرده بودند که آقا شما امروز را از دست ندهید. برای نماز آمدند، و نماز ظهر را كه خواندند، نماز عصر را هم خواندند. وقتی‌ كه من بیرون می‌آمدم، دیدم این شخص در وضوخانۀ مسجد وضو می‌گیرد و در سرش می‌زند و می‌گفت: «ای داد بیداد! دیدی این دنیا، ما را امروز از نماز روز عید غدیر و نماز آقا محروم كرد.» بفرمایید! بفرمایید! این هم نتیجۀ دنیا. حالا آقا بیاید به‌خاطر این شخص نیم ساعت نمازش را به‌تأخیر بیندازد تااینكه ایشان مشتری‌ها را جواب بدهد و پاسخگو باشد؟! این‌ها معنا ندارد.

معنای حق و یاطل و اختصاص اربعین به سیدالشهداء علیه السلام

19
  • ﴿وَأَنَّ مَا يَدۡعُونَ مِن دُونِهِۦ هُوَ ٱلۡبَٰطِلُ﴾ یعنی این! یعنی موقع نماز كه مشتری را راه می‌اندازی، باطل است؛ تمام شد و رفت! موقع ذكر كه می‌خواهی به كار دیگری بپردازی باطل است، تمام شد! برای انجام این كار اگر غیر خدا را به‌خاطر مصالح در نظر گرفتی، غیر خدا می‌شود: ﴿يَدۡعُونَ مِن دُونِهِۦ﴾؛ غیر از خدا را خواستن، او باطل است! تمام شد و رفت!

  • و صحبت در این است كه باطل نمی‌ماند. دلیلش این است كه می‌آییم و در سرمان میزنیم ای داد بی‌داد! سر اینكه حالا هزار تومان در آن روز گیرمان آمد. بله! واقعاً چقدر انسان باید بدبخت و بیچاره باشد كه این حقایق را به این مفت و مجانی در اختیار انسان قرار دادند، انسان رها كند و بیاید به مسائل دیگر بپردازد. همین‌طوری راحت در اختیار ما قرار داده‌اند كه حق این است و باطل این است.

  • بنابراین آیۀ شریفه می‌فرماید: ﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَهَ هُوَ ٱلۡحَقُّ﴾؛ «حق عبارت است از خدا» ﴿وَأَنَّ مَا يَدۡعُونَ مِن دُونِهِۦ هُوَ ٱلۡبَٰطِلُ﴾؛ «هر چه كه غیر از خداست، می‌شود باطل. انسان هر چه كه غیر از خدا بخواهد و هر چه كه غیر از خدا طلب كند، می‌شود باطل.» این معنا، معنای حق و معنای باطل به‌صورت خیلی مختصر و فشرده بود.

  • إن‌شاءالله در جلسۀ آینده كیفیت تطبیق خدا و رضای الهی در افعال و كردار و كیفیت اجتناب از باطل كه باطل به چه صورت‌هایی در می‌آید [را، توضیح خواهیم داد.]

  • تفسیر آیۀ شریفۀ ﴿وَ قَدِمنا إِلَىٰ مَا عَمِلُوا مِن عَمَلٍ فَجَعَلناه هَبَاءً مَّنثُورًا﴾

  • واقعاً آیۀ شریفه عجیب است، و به خوبی این معنا را روشن می‌كند. در یك آیه می‌فرماید:

  • ﴿وَقَدِمۡنَآ إِلَىٰ مَا عَمِلُواْ مِنۡ عَمَلٖ فَجَعَلۡنَٰهُ هَبَآءٗ مَّنثُورًا﴾؛1«هر عملی‌ را كه اینها در این دنیا انجام دادند ما همه را در این عالم قیامت عرضه می‌داریم، همه را نشان می‌دهیم، حالا كه آوردیم نشان دادیم.»

  • ﴿فَجَعَلۡنَٰهُ هَبَآءٗ مَّنثُورًا﴾؛ «تمام اینها را مانند پنبۀ زده شده در هوا پخش می‌كنیم و ازبین می‌بریم و اثری از اینها را در روز قیامت برای اینها باقی نمی‌گذاریم.»

    1. سوره فرقان (25) آیه 23.

معنای حق و یاطل و اختصاص اربعین به سیدالشهداء علیه السلام

20
  • تمام كارهایی كه اینها در این دنیا انجام دادند را ازبین می‌بریم‌. آیه راجع به مجرمین‌ است! این آیه همان‌طوری كه بزرگان می‌فرمودند: «واقعاً از آن آیاتی است كه بندبند انسان را جدا می‌كند.» معنای ﴿وَقَدِمۡنَآ إِلَىٰ مَا عَمِلُواْ مِنۡ عَمَلٖ فَجَعَلۡنَٰهُ هَبَآءٗ مَّنثُورًا﴾ چیست؟ یعنی آن اموالی را كه ما در این دنیا سرقت كردیم، اینها را در روز قیامت می‌آوریم؟! خب این اصلاً جای برای عرضه نیست. آن دروغ‌هایی را كه ما در این دنیا گفتیم، آنها را می‌آوریم؟! آیا قمار كه در این دنیا كردیم، آن قمار را می‌آوریم؟! نعوذبالله! گناهان و محرماتی را كه در این دنیا مرتكب شدیم، آنها را می‌آوریم؟ این است معنا؟! اینكه ﴿هَبَآءٗ مَّنثُورًا﴾ ندارد، اینكه از اول حسابش پاك است.

  • این آیه چه را می‌خواهد بفرماید؟ این آیه می‌خواهد به ما هشدار بدهد كارهایی را كه تو در این دنیا خیر می‌پنداشتی و صورت ظاهرِ مُوجّه دارد و عملی است كه به‌حسب ظاهر در میزان عمل می‌تواند قرار بگیرد، ما اینها را در روز قیامت می‌آوریم و پنبه‌اش را چنان می‌زنیم كه اثری از آن عمل باقی نماند. چرا باقی نماند؟ چون باطل بوده است. ظاهرش مُوجّه است، ظاهرش نماز است، ولی در روز قیامت پنبۀ این نماز را می‌زنیم، ﴿هَبَآءٗ مَّنثُورًا﴾ می‌كنیم. ظاهرش تبلیغ دین بوده است، ولی در روز قیامت این تبلیغ را تبلیغ شیطان قلمداد می‌كنیم. ظاهر این عمل برای خدا بوده است، این عمل برای خدمت به مردم بوده است، برای صحت و سلامتی مردم بوده است، برای رفاه و آسایش مردم بوده است، ولی آن عمل را در روز قیامت می‌آوریم و باطن آن عمل را نشانت می‌دهیم و وقتی دیدی؛ ﴿هَبَآءٗ مَّنثُورًا﴾ می‌كنیم. انسان تك و تنها می‌ماند و دیگر هیچ برای او نمی‌ماند. من در این دنیا این‌قدر زحمت كشیدم، این‌قدر به مردم خدمت كردم، این‌قدر معالجه كردم، این‌قدر تبلیغ كردم، در همۀ فنون، این كار را كردم، این مسئله را انجام دادم، اما وقتی‌ كه در آن دنیا می‌رود، می‌بیند هیچ خبری نیست.

معنای حق و یاطل و اختصاص اربعین به سیدالشهداء علیه السلام

21
  • ﴿وَٱلۡوَزۡنُ يَوۡمَئِذٍ ٱلۡحَقُّ﴾؛1 «وزن و میزان در روز قیامت بر حق است!» یعنی چه؟ به انضمام آن آیۀ دیگر که می‌فرماید: ﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَهَ هُوَ ٱلۡحَقُّ﴾ مشخص می‌شود در میزان ما، آن عملی حق است كه آن عمل، خدا باشد. آن عملی در میزان مورد نظر است كه در آن عمل، خدا قرار بگیرد.

  • حالا از رفقا یك سوال می‌كنم: آیا آدم عاقل می‌آید در این دنیا خودش را خسته كند، خودش را گرفتار كند، پدر خودش را در بیاورد، آن دنیا هم همۀ كارهایش ﴿هَبَآءٗ مَّنثُورًا﴾ بشود؟! این كار را كه نمی‌كند. پس یا انسان اصلاً کاری نكند كه لاأقلّ آنجا ﴿هَبَآءٗ مَّنثُورًا﴾ نگویند، یا اگر انسان می‌خواهد كاری را انجام بدهد، درست انجام بدهد. یك‌خرده در اطرافش در حین عمل فكر كند، به قول آقایان: «مرتّب خودش را تست كند، مرتّب خودش را محك بزند.» در وقتی‌‌ كه صحبت می‌كند، در وقتی‌‌ كه با مریض‌ها برخورد می‌كند، در وقتی‌‌ كه در یك سازمانی و اداره‌ای با افرادش برخورد می‌كند، در وقتی‌ كه در محیط خانواده با افراد خانواده برخورد می‌كند، در وقتی‌ كه با كارهای خودش برخورد می‌كند، دائماً نباید از آن نقاط مخفی كه در درون ما قرار دارد و از همان نقاط بر نیات و افكار و ضمائر ما ضربه وارد می‌شود، غافل باشد. دائماً در مقام تغییر و تحول و محك زدن باشد.

  • دیگر وقت گذشته است و به نظر می‌رسد شاید امروز ‌قدری مطلب با روزهای دیگر تفاوت داشت. و إن‌شاءالله تتمۀ مسئله راجع به كیفیت شناخت حق و كیفیت شناخت باطل و اینكه چگونه امام صادق علیه‌السّلام می‌فرمایند: «انسان نباید ایام خود را به بطالت بگذراند» و دستور اولیای الهی برای این مطلب چیست، برای فرصت دیگر باشد.

  •  

  • اللهمّ صل علی محمّد و آل محمّد

    1. . سوره اعراف (7) آیه 8.