پرسش و پاسخ های مربوط به سعه وجودی
تعداد: 6کد: 679812/01/2025 00:00:00گروه: اعتقادات
با سلام و احترام و عرض ارادت.
اينجانب ٢٨ سال دارم و تمام گناهان حرام را غیر از دزدی انجام دادهام. پس از آشنایى با مکتب مرحوم علامه طهرانی رضواناللهعلیه نحوۀ نگرشم به دنیا و زندگی به کلّی تغيیر کرده و با امدادهاى الهى دست از گناه كشيدم و به تحصيل علوم آلِ محمد مشغول شدم و به لطفِ خداوند متعال، الآن حتى يک ساعتم را بدون خواندن كتب ايشان نمیگذرانم و به دنبال درمان روح خستۀ بيمارم هستم.
حالا با توجه به فرمایش حضرتعالی مبنی بر اینکه «هر گناه موجب از بین رفتن یک رتبه از کمالات وجودی انسان میشود و انسان را از بهفعليت رساندن آن مرتبۀ از كمال كه در وجود همه موجود است براى هميشه محروم میکند» تكلیف منِ مسکین با آن همه گناه چه میشود؟
میدانم اسلام رابطۀ اعمال گذشته را با انسان قطع میکند چون خداوند متعال وعده آن را داده است؛ اما بنده در این مورد بسيار طمع دارم و سؤالم راجع به آن مقدار باقیمانده است.
با تشکر.
اگر واقعاً انسان توبه کند و به خدا بازگشت نماید، خداوند او را به بهترین وجه متکفّل خواهد شد.
کد: 219711/04/2017 00:00:00گروه: حکمت وفلسفه
جمله ای حضرت علامه در امام شناسی جلد 1 صفحه 115 دارند بشرح:
چون پیامبر صلی اللَه علیه و آله از همه موجودات گنجایش وجودی آنان بیشتر و ادراک و علمشان افزون تر و مجاهده و ابتلائشان بیشتر است افضل و اشرف همه موجودات هستند.
1.منظور از گنجایش وجودی چیست؟
2.گنجایش وجودی چه تاثیری در رسیدن به کمال و ذات اقدس الهی دارد ؟لطفاتاثیر کیفی این مسئله را شرح دهید؟
3. گنجایش وجودی ائمه علیه السلام چگونه است و رابطه ی آن با ولایت کلیه ی چیست؟
4.آیا گنجایش وجودی ائمه علیه السلام متفاوت است؟و به طور کلی در مورد بقیه نفوس چگونه است؟
5.آیا گنجایش وجودی قابل تغییر است در صورت آری چگونه می توان آن را افزایش داد؟
با تشکر فراوان
1 میزان ظهور اسماء و صفات کلیه پروردگار در
نفس شخص.
2 خود سعۀ وجودی به تنهایی کار ساز نمی باشد و البته باید همراه با مراقبه و سیر به کمال راه یابد.
3 گنجایش وجودی چگونگی ندارد و همان است که در پاسخ اول ذکر شد.
4 هر فرد گنجایش مخصوص به خود را دارد چه در ائمه علیهم السلام و یا غیر آنان.
5 قابل تغییر نیست.
کد: 203111/04/2017 00:00:00گروه: اخلاق وعرفان
آنها در حالات خاصی اینگونه بودهاند، مثل چهل روز میقات حضرت موسی علیه السلام. و امّا امام که دارای جنبهی سعی و جمعی است فعل و انفعال بدنی او مانند سایر افراد است و تفاوتی ندارد مگر اینکه خود بخواهد تغییر دهد.
کد: 23911/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
در جلد 15 امام شناسی ایشان فرمودند که امیرالمومنین از همه ائمه (به استثنای حضرت حجت) بالاتر بوده اند؟ منظور ایشان چیست و چگونه اثبات می شود؟ و چه چیزی در کیفیّت ادراک علم ائمه تاثیر دارد که باعث می شود بعضی از بعضی دیگر بالاتر باشند؟
مقصود از بالاتر بودن مجلای ظهور اسماء کلیّه حقّ بودن است یعنی امام زمان ارواحنا فداه از جهت ابراز و اظهار اسماء کلیّه حقّ از سایر أئمه علیهم السّلام سعۀ بیشتری را حائز می باشند.
کد: 15111/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
1- لطفا بیان شود امام و ولی فرق و تفاوتشان در چیست؟
2- رابطه ای که امور عالم با امام دارند و تمام امور از مجرای امام علیه السلام صورت می گیرد، آیا ولیّ هم در انجام امور نقش دارد؟ یا اینکه با توجه به آن مرتبه ای که طی کرده فقط این سیر ولایت در انجام امور توسط امام را می بیند؟
1- عرض شد که در سعۀ وجودی است مانند آبی که در لیوان و یا در دریا است.
2- فرقی بین امام و ولیّ در این مورد نیست بلکه تصرّفات ولیّ در تحت ولایت و إشراف امام علیه السّلام صورت می پذیرد.
کد: 14111/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
1) شما در یکی از جلسات اخیر فرموده اید در هر زمان فقط یک معصوم است و وقتی امام حسن هست امام حسین معصوم نیست و آن چیزی را که امام حسن ادراک می کند، امام حسین ادراک نمی کند و آن چیزی را که علی علیه السلام ادراک می کند حضرت فاطمه سلام اللَه علیها نعوذ باللَه ادراک نمی کند لذا اعتراض کرد و حضرت علی گفت اگر می خواهی اسم پدرت را در اذان بگویند و حذف نکنند صبر کن . لطفاً بفرمایید که پس حضرت فاطمه چه زمانی معصوم بودند و چه زمانی آن مسائل را ادراک کرده اند ؟! چون همیشه در زمان حیات نورانی ایشان یک معصوم بوده است .
پس کلام حضرت رسول که فرمودند علی تو هر چیز را که من می بینم و می شنوم ، می بینی و می شنوی چه می شود ؟
وانگهی شما می گوئید حضرت علّامه طهرانی فرمودند: اصحاب سیّدالشّهداء با ایشان یکی بودند پس حضرت زینب سلام اللَه علیها هم که شب عاشورا یک گلایه ای با حضرت کردند و امام ایشان را به صبر دعوت کرد با ایشان یکی بود. حال نمی توان گفت که آن موارد هم که شما ذکر کردید از همین قبیل است و این ها در باطن یک اتّحادی با هم داشتند. یعنی حضرت زهرا ارواح العالمین لتراب مقدمها الفداء زبانم لال از اصحاب امام حسین مرتبه نازل تری دارند و نمی توانند با امام علی اتّحاد درونی داشته باشند؟ و یا همین شعر که می فرماید: میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست! آیا این رابطه بین اولیاء خدا چیزی است که با افهام و عقول دست یافتنی باشد؟
مطالبی را که به عرض دوستان رسانیده ام صحیح می باشد و در اینجا به دو نکته که اشاره کرده اید پاسخ می دهم:
اول اینکه عصمت در مورد حضرت زهرا سلام اللَه علیها با سعه و مرتبه وجودی تفاوت دارد و ممکن است یک نفر در همان رتبه وجودی خود معصوم باشد مانند حضرت موسی علیه السّلام ولی در رتبۀ وسیع تر و افق بالاتر خیر! مانند حضرت خضر که در قرآن ذکر هر دو آمده است یعنی مرتبه وجودی حضرت موسی یک چیز را اقتضاء می کرد و در آن رتبه آن حضرت معصوم بود و سخنانش همه صحیح و رتبه وجودی حضرت خضر چیز دیگری اقتضاء می کرد و در آن رتبه معصوم بود و تصرّفاتش همه صحیح و این دو منافاتی با هم ندارند. لذا جریان حضرت فاطمه سلام اللَه علیها با امیرالمؤمنین را می توانیم بگوئیم مثل جریان موسی و خضر است.
و امّا در داستان کربلا گر چه همه متّحد بودند با امام حسین علیه السّلام ولی رتبه و منزلت آنان مختلف بوده است. حضرت ابی الفضل العباس علیه السّلام کجا و حرّبن یزید ریاحی کجا؟