اگر هدایت دستِ خداست، چرا یکی کافر و دیگری شیعه متولد میشود؟
بهتازگی مشکل عجیبی برایم پیش آمده و آن این است که تقریباً دارم اعتقادم را به وجود خدا از دست میدهم. در این زمینه دلایلی نیز برای خود دارم؛ از این قبیل که:
چرا خداوند ما را در زمان غیبت به دنیا آورده است؟ همین امر باعث گمراهی ما میشود؛ چراکه برخلاف زمان امامان گذشته، امام در دسترس ما نیست تا بتوانیم مشکلاتمان را مستقیم حل کنیم و ناچاریم به کسانی مراجعه کنیم که اطلاعات کاملی ندارند. یا اینکه چرا ما را در یک خانوادهٔ شیعه به دنیا آورده، اما فرد دیگری را در محیطی کافر متولد کرده است؟ همین تفاوتِ محیطی باعث گمراهی آن فرد میشود؛ پس خدا عادل نیست که اینقدر بین بندگانش تفاوت قائل شده است.
به دلیل مشکلاتی از این دست، نمیدانم چطور سردرگمیام را حل کنم و همین امر باعث شده است که بهعنوان مثال، دیگر نمازهایم را نخوانم. لطفاً بهطور دقیق راهنماییام بفرمایید.
هوالعلیم.
پاسخ این پرسش بسیار ساده و روشن است؛ مگر افرادی که در زمان ائمه علیهمالسلام بودند، همه به آنها دسترسی داشتهاند؟ غیر از تعدادی اندک که در شهر امام بودهاند و تازه در زمان حصر و تقیه نبودند، کسی دسترسی نداشت. افرادی که در شهرهای دور زندگی میکردند، کی امام را میدیدند؟ و یا مثلاً در زمان امام موسیبنجعفر علیهماالسلام سالها آن حضرت در زندان بودند و کسی از ایشان اطلاع نداشت و یا در زمان امام هادی و امام حسن عسگری علیهماالسلام غیر از اندکی از شیعیان کسی با آنها ملاقات نداشت؛ زیرا آنها تحت نظر بودند؛ ولی در تمام این موارد، ولایت امام علیهالسلام بر احوال همۀ مردم حاکم و غالب و ناظر بود. مگر بین زمان غیبت و حضور برای امام علیهالسلام فرق میکند؟ امام که مثل من و شما نیست تا جهت اطلاع بر احوال ما، مجبور باشد حضور عینی و فیزیکی در مجامع و محافل داشته باشد. دراینصورت او مانند ما خواهد بود نه امام! او از خود شما به شما نزدیکتر است و پیش از آنکه خطوری در ذهن شما پیدا شود او اطلاع دارد و پیش از آنکه اراده بر انجام کاری بنمایید، او خبر دارد؛ آنوقت چگونه تصور میکنید که وجود ما در زمان غیبت موجب نقصان کمالی ما خواهد بود؟!
و بر این اساس تولد و نشو و نمای یک فرد در اجتماع شیعی یا در بلاد کفر نیز توجیه پیدا میکند و خداوند برای او نیز پرونده خاصّ خود را قرار داده است. همینکه شما به امام علیهالسلام توجه کنید، مشمول نظر و لطف او خواهید بود.
پاسخ این پرسش بسیار ساده و روشن است؛ مگر افرادی که در زمان ائمه علیهمالسلام بودند، همه به آنها دسترسی داشتهاند؟ غیر از تعدادی اندک که در شهر امام بودهاند و تازه در زمان حصر و تقیه نبودند، کسی دسترسی نداشت. افرادی که در شهرهای دور زندگی میکردند، کی امام را میدیدند؟ و یا مثلاً در زمان امام موسیبنجعفر علیهماالسلام سالها آن حضرت در زندان بودند و کسی از ایشان اطلاع نداشت و یا در زمان امام هادی و امام حسن عسگری علیهماالسلام غیر از اندکی از شیعیان کسی با آنها ملاقات نداشت؛ زیرا آنها تحت نظر بودند؛ ولی در تمام این موارد، ولایت امام علیهالسلام بر احوال همۀ مردم حاکم و غالب و ناظر بود. مگر بین زمان غیبت و حضور برای امام علیهالسلام فرق میکند؟ امام که مثل من و شما نیست تا جهت اطلاع بر احوال ما، مجبور باشد حضور عینی و فیزیکی در مجامع و محافل داشته باشد. دراینصورت او مانند ما خواهد بود نه امام! او از خود شما به شما نزدیکتر است و پیش از آنکه خطوری در ذهن شما پیدا شود او اطلاع دارد و پیش از آنکه اراده بر انجام کاری بنمایید، او خبر دارد؛ آنوقت چگونه تصور میکنید که وجود ما در زمان غیبت موجب نقصان کمالی ما خواهد بود؟!
و بر این اساس تولد و نشو و نمای یک فرد در اجتماع شیعی یا در بلاد کفر نیز توجیه پیدا میکند و خداوند برای او نیز پرونده خاصّ خود را قرار داده است. همینکه شما به امام علیهالسلام توجه کنید، مشمول نظر و لطف او خواهید بود.